تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
هرگاه عادتها و آیینهای جدیدی در جامعه حضور مییافت شیخالاسلام نقش بسزایی در جهتدهی عادتها در مسیر درست داشت. در نیمه قرن دهم قمری/۱۶ میلادی مسئله حکم خوردن قهوه مطرح شد که آیا مباح است یا نه؟ چراکه خوردن قهوه نخستین بار در مناطق جنوب شرقی قلمرو عثمانی…
شیخ الاسلام ها وظیفه داشتند موضوع اعلان جنگ از سوی دولت را مبتنی بر فقه اسلامی بررسی کنند و با توجه به درخواست حکومت تصمیم خودشان را از طریق اعلان فتوا ابراز نمایند. البته حق اظهار فتوا بدون درخواست دولت را نداشتند و طبیعی بود که سلاطین سیاست های خود را از طریق فتاوای شیخ الاسلام ها تحمیل کنند. اغلب اوقات برای سربازان سخت بود با کسانی بجنگند که با آنها همعقیده بودند و اعتقاد داشتند اگر از آنها بکشند مجرم خواهند بود و باید منتظر مجازات سختی باشند و اگر هم کشته شوند مرگشان شهادت به شمار نمیآید. به عبارت دیگر همانند زمانی که با کفار میجنگیدند و کشته میشدند و به بهشت می رفتند اما اکنون در این حالت به بهشت نخواهند رفت و برای اینکه خلأ ناشی از شک برطرف گردد سلطان احتیاج مبرم به حجت شرعی برای جنگ با کشورهای مسلمان داشت.
لازم بود که فتوا معنابخش این عقیده و ایمان باشد که اگر انسان کشته شود یا بجنگد تا کشته شود رضایت خداوند را به دست آورده است. برای مثال سلطان سلیم اول از زمبیللی علی جمالی خواست در سال ۱۰۲۵ قمری/۱۵۱۶ میلادی فتوای برای جنگ علیه مصر صادر کند با وجود اینکه به شیخ الاسلام گفته بود: " تو در امور حکومتی که به تو ربطی ندارد دخالت می کنی". علت ظاهری جنگ، همکاری با مصر علیه ایران شیعی بود. بنابراین سوال فتوا اینگونه طرح گردید: " اگر رهبر کشوری مسلمان بخواهد ریشه ملحدین(ایرانیان) را با کمک کسانی که آنها نیز از وجود حاکم طاغی [= ممالیک مصر] رنج میبرند، از بین ببرد و این رهبر اسلامی از این کار منع شده باشد آیا قتل این حاکم طاغی و مصادره اموالش مباح است؟" جواب مثبت با تکیه بر حدیث چنین بود: "کسی که ملحدی را یاری کند خود ملحد است".
استفتای دوم نیز در همین زمینه بود: "اگر ملتی که نام اسلام را یدک میکشند (مصریها) ترجیح میدهند با خانوادههای غیر مومن (چرکس) ازدواج کنند آیا جنگیدن با آنها جایز است؟" جواب این چنین بود: "مانعی ندارد".
سوال سوم به این شرح بود: "اگر افرادی با دلایل ظاهری برای تکریم اسلامی که پذیرفتهاند کلمه شهادتین را بر روی سکهها حک کنند در حالی که میدانند این سکهها در دستان مسیحی ها و یهودیان و پیروان فرقه ها مورد استفاده قرار میگیرد یا اینکه خدای ناکرده با این سکهها به دستشویی بروند و یا بدون وضو آنها را لمس کنند و هنگام نیاز آنها را مصرف کنند حکم خداوند درباره آنها چیست؟" جواب: "اگر اجازه دفاع نمیدهند کشتن آنها درست است"
بنابراین از طریق این فتاوا جنگ علیه مصر توجیه گردید. این در حالی بود که شیخالاسلام کمال پاشازاده، سلطان سلیمانِ قانونی را برای حمله علیه ایران تحریک میکرد و نامههایی که سلطان به شاه طهماسب می فرستاد با همکاری و مشورت شیخالاسلام آماده و مکتوب میکرد.. فتوای شیخ الاسلام بر زندیق بودن ایرانیان تاکید داشت و همین استدلال برای جنگ بهانهی شرعی خوبی به شمار میرفت. در سال ۱۱۳۴ قمری/۱۷۲۲میلادی فتوایی با این دلایلِ عنوانشده صادر شد اما این بار کمال افندی قاضی عسکر در رد این فتوا گفت: کسانی را که به سمت قبله نماز می گزارند یعنی مسلمانان را نمیتوان ملحد قلمداد کرد. به تمایل شیخ الاسلام، وی پس از اعلان نظر به جزیره لیمینی تبعید گردید. این تصمیم شیخ الاسلام ترس ایجاد تفرقه بین صفوف سپاه و مردم را به وجود آورده بود کما اینکه ممکن بود به سیاست های بزرگ دولت آسیب برساند.
طبق همین فتواها و به دلایل دیگر علیه دولتهای غیر اسلامی نیز اعلان جنگ صورت میگرفت و شرعی جلوه داده میشد. در سال ۹۸۹ قمری/۱۵۷۱ میلادی ابوالسعود فتوای خود را مبنی بر جنگ علیه بندقیه و اشغال قبرس صادر کرد و نیز در سال ۱۳۲۵ قمری/۱۷۱۶ میلادی با فتوای خود به تقویت تفکر جنگ با اتریش کمک کرد.
اکرم کیدو،
نهاد شیخالاسلام در دولت عثمانی،
صص132ـ135،
ترجمه حسن حضرتی و سید محمد رضی مصطفوی،
تهران: انتشارات ندای تاریخ، 1395.
@AdnanFallahi
لازم بود که فتوا معنابخش این عقیده و ایمان باشد که اگر انسان کشته شود یا بجنگد تا کشته شود رضایت خداوند را به دست آورده است. برای مثال سلطان سلیم اول از زمبیللی علی جمالی خواست در سال ۱۰۲۵ قمری/۱۵۱۶ میلادی فتوای برای جنگ علیه مصر صادر کند با وجود اینکه به شیخ الاسلام گفته بود: " تو در امور حکومتی که به تو ربطی ندارد دخالت می کنی". علت ظاهری جنگ، همکاری با مصر علیه ایران شیعی بود. بنابراین سوال فتوا اینگونه طرح گردید: " اگر رهبر کشوری مسلمان بخواهد ریشه ملحدین(ایرانیان) را با کمک کسانی که آنها نیز از وجود حاکم طاغی [= ممالیک مصر] رنج میبرند، از بین ببرد و این رهبر اسلامی از این کار منع شده باشد آیا قتل این حاکم طاغی و مصادره اموالش مباح است؟" جواب مثبت با تکیه بر حدیث چنین بود: "کسی که ملحدی را یاری کند خود ملحد است".
استفتای دوم نیز در همین زمینه بود: "اگر ملتی که نام اسلام را یدک میکشند (مصریها) ترجیح میدهند با خانوادههای غیر مومن (چرکس) ازدواج کنند آیا جنگیدن با آنها جایز است؟" جواب این چنین بود: "مانعی ندارد".
سوال سوم به این شرح بود: "اگر افرادی با دلایل ظاهری برای تکریم اسلامی که پذیرفتهاند کلمه شهادتین را بر روی سکهها حک کنند در حالی که میدانند این سکهها در دستان مسیحی ها و یهودیان و پیروان فرقه ها مورد استفاده قرار میگیرد یا اینکه خدای ناکرده با این سکهها به دستشویی بروند و یا بدون وضو آنها را لمس کنند و هنگام نیاز آنها را مصرف کنند حکم خداوند درباره آنها چیست؟" جواب: "اگر اجازه دفاع نمیدهند کشتن آنها درست است"
بنابراین از طریق این فتاوا جنگ علیه مصر توجیه گردید. این در حالی بود که شیخالاسلام کمال پاشازاده، سلطان سلیمانِ قانونی را برای حمله علیه ایران تحریک میکرد و نامههایی که سلطان به شاه طهماسب می فرستاد با همکاری و مشورت شیخالاسلام آماده و مکتوب میکرد.. فتوای شیخ الاسلام بر زندیق بودن ایرانیان تاکید داشت و همین استدلال برای جنگ بهانهی شرعی خوبی به شمار میرفت. در سال ۱۱۳۴ قمری/۱۷۲۲میلادی فتوایی با این دلایلِ عنوانشده صادر شد اما این بار کمال افندی قاضی عسکر در رد این فتوا گفت: کسانی را که به سمت قبله نماز می گزارند یعنی مسلمانان را نمیتوان ملحد قلمداد کرد. به تمایل شیخ الاسلام، وی پس از اعلان نظر به جزیره لیمینی تبعید گردید. این تصمیم شیخ الاسلام ترس ایجاد تفرقه بین صفوف سپاه و مردم را به وجود آورده بود کما اینکه ممکن بود به سیاست های بزرگ دولت آسیب برساند.
طبق همین فتواها و به دلایل دیگر علیه دولتهای غیر اسلامی نیز اعلان جنگ صورت میگرفت و شرعی جلوه داده میشد. در سال ۹۸۹ قمری/۱۵۷۱ میلادی ابوالسعود فتوای خود را مبنی بر جنگ علیه بندقیه و اشغال قبرس صادر کرد و نیز در سال ۱۳۲۵ قمری/۱۷۱۶ میلادی با فتوای خود به تقویت تفکر جنگ با اتریش کمک کرد.
اکرم کیدو،
نهاد شیخالاسلام در دولت عثمانی،
صص132ـ135،
ترجمه حسن حضرتی و سید محمد رضی مصطفوی،
تهران: انتشارات ندای تاریخ، 1395.
@AdnanFallahi
👍9
دولت انگلستان در آغاز قرن جدید تمایل یافت "پناهگاهی" را به جنبش صهیونیستی پیشنهاد دهد. کنگره ششم [صهیونیسم] در ۱۹۰۳ تقریباً یک صدا جانب کسانی را گرفت که با تاکید فراوان اعلام کردند حاضرند برای صهیون جان دهند و هیچ مکان دیگری در این جهان نمی تواند جایگزین آن شود. اما در عین حال در اعلامیه های پر شمارشان همواره از "مستعمره سازی" سخن گفته میشد و درباره بومیان آنجا، چندان حرفی در میان نبود به گونهای که در همین زمان زودهنگام نیز تناقضی هویدا شد: صهیونیسم هم نوعی "جنبش رهایی بخش ملی" بود و هم عملیاتی برآمده از روح اروپاییمدار استعمارگری.
ارنست نولته،
اسلامگرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
صص۱۲۸،۱۲۹
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.
@AdnanFallahi
ارنست نولته،
اسلامگرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
صص۱۲۸،۱۲۹
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.
@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
آغاز داستان را باید از حکومت عباس میرزا نایب السلطنه و جنگ های ایران و روس و اقدامات داخلی آن شاهزاده منورالفکر گرفت... و دومی به واسطه آشنایی به زبان ترکی و اتصال معنوی [آذربایجان] از این راه (که سایر قسمتهای ایران از آن محروم بودند) استانبول و ممالک عثمانی…
از عوامل بسیار مهم در سوق آذربایجان بسوی تمدن جدید مدارس آمریکایی تبریز و ارومیه بود که فوق العاده تأثیر تربیتی شایان اعجاب داشتند و من هم خود در مدرسه تبریز آنها (اگر چه محصل آن مدرسه نبودم) قدری زبان انگلیسی آموختم. همچنین مدارس کاتولیکی فرانسویها تا حدی، و مدرسه سوزانوف روسی در تبریز برای تعلیم روسی و غیره...
از چیزهای مؤثر در تربیت و بیداری چنانکه گفتیم کتب ترکی استانبول و مخصوصا كتب عربی مصری و مجلۀ الهلال و کتبی مانند طبایع الاستبداد سید عبدالرحمن کواکبی بود.
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
صص240،241،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
از چیزهای مؤثر در تربیت و بیداری چنانکه گفتیم کتب ترکی استانبول و مخصوصا كتب عربی مصری و مجلۀ الهلال و کتبی مانند طبایع الاستبداد سید عبدالرحمن کواکبی بود.
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
صص240،241،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
👍11👎1🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... فقهای مقلد... و آنها را در حالیکه در مجالس گرد هم میآیند دیدهایم، پس اگر برای یکیشان خلاف آن چیزی که بدان باور دارد ذکر شود بسیار متعجب میشود... پس بحث با اینان مضر و موجب دوری و دشمنی بیفایده است. پس سبحان الله که چه بسیار کسانی که تقلید، چشمشان…
موعظهها که زیاد شوند، در قلوب اثری نمیگذارند؛ پس بسیار وعظ گفتن، فایدهی آن را از بین میبَرَد.
عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
2/343،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.
@AdnanFallahi
عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
2/343،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.
@AdnanFallahi
👍17
تصویر فوق، عکس محل تحصیل ابن خلدون در دوران کودکیاش است: مسجد کوچکی ـ به نام مسجد القُبّة ـ در بخش قدیمی شهر تونس زادگاه وی.
@AdnanFallahi
@AdnanFallahi
👍15
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🫷راست جدید چه میگوید؟ اگر بازه بین جنگ جهانی اول تا فروپاشی شوروی سابق را یک ویترین سیاسی فرض کنیم، افراطیترین شکل ایدیولوژیهای سیاسی چپ و راست در این دوره ظهور و بروز چشمگیر پیدا کردند. راست افراطی در این دوره ترکیبی از عناصری چون خلوص قومی یا نژادی،…
🗿بلند شدن محافظهکاری جدید از دندهی استعمارزدگی!
راهپیمایی دیروز برخی از راستگرایان انگلیسی ـ به فراخوان و دعوت فعال مشهور ضدمهاجران و ضداسلام تامی رابینسون ـ واکنشهای بسیاری را برانگیخت. یکی از جالبترین واکنشها را الکساندر دوگین متفکر راستگرای روس نشان داد که خبرگزاری اسپوتنیک روسیه هم آن را پوشش داد. دوگین با تمجید از این راهپیمایی، آن را نمایش " انقلاب محافظهکارانهی انگیسی" خواند و ادعا کرد که 3میلیون نفر در این راهپیمایی حضور داشتند و در انتها هم گفت: "ما داریم میآییم"[1]. صدالبته این رقم ادعاییِ دوگین اگرچه به مذاق برخی از فعالین مجازی هم خوش آمد، اما رقم حقیقیای که رسانههای مشهور غربی و حتی رسانههای راستگری اسراییلی مانند جروزلمپست اعلان کردند چیزی در حدود 100هزار نفر بود[2]. اگرچه روسها زمانی پیشرو در تبلیغ انترناسیونالیسم چپ بودند اما پیشتر آوردیم که محافظهکاری انترناسیونال غیرممکن مینماید. پس ماجرا چیست؟
در اینجا بد نیست نگاهی کوتاه به سوابق تامی رابینسون بیندازیم که این راهپیمایی به فراخوان او بود. رابینسون در عنفوان جوانی مدت کوتاهی به حزب BNP پیوست که دستکم در مقطعی به داشتن گرایشهای فاشیستی (یهودستیزی، انکار هولوکاست، نظریهی نژادی و...) مشهور بود. او بعدا راه خود را جدا کرد و به خاطر مواضعش در دفاع از برگزیت، دفاع از حزب راستگری За правду در روسیه (که از هواداران الحاق قسمتهای شرقی اوکراین به روسیه است) و بازنشر اخبار نادرست به سود روسیه در جنگ اوکراین مشهور است. در سفر سال 2020 او به روسیه، خبرگزاریهای دولتی روس او را به مثابه یکی از قربانیان سانسور در اتحادیهی اروپا به تصویر کشیدند.
اما چنانکه در نوشتهی دیگری گفتیم راست (افراطی) جدید ـ برخلاف اسلاف خود ـ دغدغهی توسعهطلبی سرزمینی ندارد و تمرکزش بر داخل مرزهاست که با معضل چندگونگی و فقدان یکدستی فرهنگی مواجه شده است. سیاستمدار دستراستی فرانسوی اریک زِمور (Éric Zemmour) که یکی از سخنرانان راهپیمایی دیروز انگلیس بود لب مطلب را خیلی خوب ادا کرد:
با این توضیحات و عطف به مطالب قبلیای که دربارهی راست جدید غربی آوردیم:
1) راست جدید غربی در سیاست خارجی عموما انزواگراست و به همین دلیل برخلاف لیبرالهای اصطلاحا مترقی، به دنبال تنبیه جدی روسیه یا تأسیس دموکراسی و بسط لیبرالیسم و... در نقاط فرادست خود نیست.
2) در مواجهه با بحرانهای اخلاقی و فرهنگی، کاهش جمعیت، پیر شدن نیروی کار و تن دادن به ورود مهاجران تازهنفس برای پر کردن این خلأ، راست جدید نه تنها رتوریک دینی و مذهبی دارد بلکه در عمل نیز بسیار مذهبی و پایبند به سنت دینی عمل میکند. سِرّ مخالفت شدید این طیف سیاسی با نرمالسازی فرهنگی طیفهای موسوم به رنگینکمانی در همین نکته است.
3) راست جدید بر خلاف اسلاف خود یهودستیز نیست بلکه شیفتهی دولت یهود و حامی ایدهی صهیونیسم سیاسی است. اتفاقی نیست که در راهپیمایی دیروز بریتانیا، پرچمهای اسراییل نیز خودنمایی میکردند. راست جدید بزرگترین دشمن فرهنگی خود را در داخل و در میان مسلمین و چپها میبیند که هر دو گروه در انتقاد از اسراییل صدای بلندی دارند. گرایش بخش بزرگی از راستگرایان غربی به اسراییل را - علاوه بر پیوندهای الهیاتی و آخرالزمانی با صهیونیسم مذهبی و تداعی سنت سَلَف اروپاییشان در پیشبرد استعمار بومیان - میتوان از این منظر هم دید، هرچند که ادعای پیوند ذاتی بین محافظهکاری لیبرال و لیبرتریانیسم با صهیونیسم سیاسی ـ با توجه به دیدگاه متفکران چپستیزی چون ارنست نولته، کارل پوپر، موری روتبارد و غیره در سنت فلسفی معاصر غربی ـ ادعایی مناقشهبرانگیز خواهد بود.
ذکر این نکته نیز در انتها لازم است: پر واضح است که در دهههای گذشته در کشورمان انواع و اقسامی از مکاتب و مفاهیم وارداتی ـ ساخته شده و نضج یافته بر اساس مواد خام سنت غربی ـ رواج پیدا کرد: از سوسیالیسم تا چپ نو، جامعهی مدنی، پست مدرنیسم، لیبرالیسم و غیره. پربیراه نیست اگر بگوییم اینک تم و مد جدیدی برای بخشی از فعالان رسانههای اجتماعی جذابیت یافته است که همانا محافظهکاریِ مبتنی بر سنت مسیحیت پروتستانی است. تا در آینده چه شود و چه پیش آید.
ــــــــــ
ارجاعات:
[1]. https://t.me/ir_sputnik/72849
[2]. https://www.jpost.com/international/article-867320#google_vignette
[3]. https://ume.la/OGwfgz
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
* تصویر پیوست عکس یادگاریای است که تامی رابینسون، در سفرش به روسیه، در کنار لوگوی خبرگزاری راشاتودی روسیه گرفته است.
راهپیمایی دیروز برخی از راستگرایان انگلیسی ـ به فراخوان و دعوت فعال مشهور ضدمهاجران و ضداسلام تامی رابینسون ـ واکنشهای بسیاری را برانگیخت. یکی از جالبترین واکنشها را الکساندر دوگین متفکر راستگرای روس نشان داد که خبرگزاری اسپوتنیک روسیه هم آن را پوشش داد. دوگین با تمجید از این راهپیمایی، آن را نمایش " انقلاب محافظهکارانهی انگیسی" خواند و ادعا کرد که 3میلیون نفر در این راهپیمایی حضور داشتند و در انتها هم گفت: "ما داریم میآییم"[1]. صدالبته این رقم ادعاییِ دوگین اگرچه به مذاق برخی از فعالین مجازی هم خوش آمد، اما رقم حقیقیای که رسانههای مشهور غربی و حتی رسانههای راستگری اسراییلی مانند جروزلمپست اعلان کردند چیزی در حدود 100هزار نفر بود[2]. اگرچه روسها زمانی پیشرو در تبلیغ انترناسیونالیسم چپ بودند اما پیشتر آوردیم که محافظهکاری انترناسیونال غیرممکن مینماید. پس ماجرا چیست؟
در اینجا بد نیست نگاهی کوتاه به سوابق تامی رابینسون بیندازیم که این راهپیمایی به فراخوان او بود. رابینسون در عنفوان جوانی مدت کوتاهی به حزب BNP پیوست که دستکم در مقطعی به داشتن گرایشهای فاشیستی (یهودستیزی، انکار هولوکاست، نظریهی نژادی و...) مشهور بود. او بعدا راه خود را جدا کرد و به خاطر مواضعش در دفاع از برگزیت، دفاع از حزب راستگری За правду در روسیه (که از هواداران الحاق قسمتهای شرقی اوکراین به روسیه است) و بازنشر اخبار نادرست به سود روسیه در جنگ اوکراین مشهور است. در سفر سال 2020 او به روسیه، خبرگزاریهای دولتی روس او را به مثابه یکی از قربانیان سانسور در اتحادیهی اروپا به تصویر کشیدند.
اما چنانکه در نوشتهی دیگری گفتیم راست (افراطی) جدید ـ برخلاف اسلاف خود ـ دغدغهی توسعهطلبی سرزمینی ندارد و تمرکزش بر داخل مرزهاست که با معضل چندگونگی و فقدان یکدستی فرهنگی مواجه شده است. سیاستمدار دستراستی فرانسوی اریک زِمور (Éric Zemmour) که یکی از سخنرانان راهپیمایی دیروز انگلیس بود لب مطلب را خیلی خوب ادا کرد:
ما و شما در حال مستعمرهشدن به دست مستعمرات پیشین خود هستیم"[3].
با این توضیحات و عطف به مطالب قبلیای که دربارهی راست جدید غربی آوردیم:
1) راست جدید غربی در سیاست خارجی عموما انزواگراست و به همین دلیل برخلاف لیبرالهای اصطلاحا مترقی، به دنبال تنبیه جدی روسیه یا تأسیس دموکراسی و بسط لیبرالیسم و... در نقاط فرادست خود نیست.
2) در مواجهه با بحرانهای اخلاقی و فرهنگی، کاهش جمعیت، پیر شدن نیروی کار و تن دادن به ورود مهاجران تازهنفس برای پر کردن این خلأ، راست جدید نه تنها رتوریک دینی و مذهبی دارد بلکه در عمل نیز بسیار مذهبی و پایبند به سنت دینی عمل میکند. سِرّ مخالفت شدید این طیف سیاسی با نرمالسازی فرهنگی طیفهای موسوم به رنگینکمانی در همین نکته است.
3) راست جدید بر خلاف اسلاف خود یهودستیز نیست بلکه شیفتهی دولت یهود و حامی ایدهی صهیونیسم سیاسی است. اتفاقی نیست که در راهپیمایی دیروز بریتانیا، پرچمهای اسراییل نیز خودنمایی میکردند. راست جدید بزرگترین دشمن فرهنگی خود را در داخل و در میان مسلمین و چپها میبیند که هر دو گروه در انتقاد از اسراییل صدای بلندی دارند. گرایش بخش بزرگی از راستگرایان غربی به اسراییل را - علاوه بر پیوندهای الهیاتی و آخرالزمانی با صهیونیسم مذهبی و تداعی سنت سَلَف اروپاییشان در پیشبرد استعمار بومیان - میتوان از این منظر هم دید، هرچند که ادعای پیوند ذاتی بین محافظهکاری لیبرال و لیبرتریانیسم با صهیونیسم سیاسی ـ با توجه به دیدگاه متفکران چپستیزی چون ارنست نولته، کارل پوپر، موری روتبارد و غیره در سنت فلسفی معاصر غربی ـ ادعایی مناقشهبرانگیز خواهد بود.
ذکر این نکته نیز در انتها لازم است: پر واضح است که در دهههای گذشته در کشورمان انواع و اقسامی از مکاتب و مفاهیم وارداتی ـ ساخته شده و نضج یافته بر اساس مواد خام سنت غربی ـ رواج پیدا کرد: از سوسیالیسم تا چپ نو، جامعهی مدنی، پست مدرنیسم، لیبرالیسم و غیره. پربیراه نیست اگر بگوییم اینک تم و مد جدیدی برای بخشی از فعالان رسانههای اجتماعی جذابیت یافته است که همانا محافظهکاریِ مبتنی بر سنت مسیحیت پروتستانی است. تا در آینده چه شود و چه پیش آید.
ــــــــــ
ارجاعات:
[1]. https://t.me/ir_sputnik/72849
[2]. https://www.jpost.com/international/article-867320#google_vignette
[3]. https://ume.la/OGwfgz
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
* تصویر پیوست عکس یادگاریای است که تامی رابینسون، در سفرش به روسیه، در کنار لوگوی خبرگزاری راشاتودی روسیه گرفته است.
👍7👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
دولت انگلستان در آغاز قرن جدید تمایل یافت "پناهگاهی" را به جنبش صهیونیستی پیشنهاد دهد. کنگره ششم [صهیونیسم] در ۱۹۰۳ تقریباً یک صدا جانب کسانی را گرفت که با تاکید فراوان اعلام کردند حاضرند برای صهیون جان دهند و هیچ مکان دیگری در این جهان نمی تواند جایگزین آن…
بزرگترین موفقیت صهیونیستها را احتمالا باید در این دید که توانستند به جهانیان بقبولانند آن ۷۰۰هزار فلسطینی که اکنون در منطقه "دولت یهود" و مناطق تصرفشدهی اضافی غایب بودند، خودشان داوطلبانه و به توصیه یا فرمان سپاهیان عرب از آنجا رفته بودند. نخست، سالها بعد، با کارهای [پژوهشی] "تاریخنگاران نَوَد" در اسرائیل روشن شد فرآیند اخراج چگونه رخ داده بود: این اخراج گسترده از ابتدا برنامهریزی نشده بود اما در ادامه طبق برنامه موسوم به "نقشه دالت"(Plan Dalet) به اجرا درآمد و با کشتارهایی براساس الگوی دیریاسین پیش برده شد. وقتی دولت اسرائیل از به رسمیت شناختن حق بازگشت آوارگان خودداری کرد، حقی که به لحاظ حقوقبینالمللی مشخص شده و با مصوبه سازمان ملل به صراحت به تصویب رسیده بود، معلوم شد همه جملات قشنگ و تضمینهایی که از طرف صهیونیستها در قبال عربها بیان میشد، هیچ مگر بهانه و ابزار نبوده است؛ چنانکه پس از چند سال و در پی نخستین موج بزرگ مهاجرت [یهودیان]، یکسوم جمعیت یهود در خانههای فلسطینیان و در زمینهایی که بدون غرامت مصادره شده بود ساکن شدند.
ارنست نولته،
اسلامگرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
ص۲۰۲،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.
@AdnanFallahi
ارنست نولته،
اسلامگرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
ص۲۰۲،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.
@AdnanFallahi
👍15
و اگر ولایتی بر عهده داری بپرهیز از اینکه دوست داشته باشی تو را مدح و ستایش کنند و پاک شمرند و مردم تو را بدین صفت بشناسند...
ابن مقفع،
الأدب الکبیر،
ص27،
ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی،
تهران: زمان، 1375.
@AdnanFallahi
ابن مقفع،
الأدب الکبیر،
ص27،
ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی،
تهران: زمان، 1375.
@AdnanFallahi
👍18
آبای کلیسا چنین آموزاندند که سه نوع قانون وجود دارد: قانون طبیعی قابل دسترس برای عقل بشر، قانون موسوی موجود در عهد عتیق. و قانون مسیح که در اناجیل نازل شده است. در قرن نهم، مسیحیان نسطوری طبقه بندی اندک متفاوتتری را پیش کشیدند: قانون الهی مسیح، «فراتر از عقل و طبیعت»؛ قانون طبیعت، «مبتنی بر عقل و فطری در ذهن انسان»؛ و قانون «شیطانیِ خشونت» که هم با خدا و هم با طبیعت مخالفت میکرد. نظریه پردازان مسیحی حقوق، برای قرن ها در مورد همپوشانی میان این مقولات مختلف و نیز نقش های مربوط به عقل و وحی در کشف آنها بحث کرده اند.
Mark L. Movsesian, "Figh and canons: reflections on Islamic and Christian jurisprudence"(2010), Faculty publications, 97.
@AdnanFallahi
Mark L. Movsesian, "Figh and canons: reflections on Islamic and Christian jurisprudence"(2010), Faculty publications, 97.
@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و بدان که در این دوران [= قرن ششم قمری]، امر به معروف به فنا رفته تا جایی که معروف به منکر و منکر به معروف بدل شده است؛ و این دوران، مصداق سخن پیامبر علیه الصلاة والسلام است که: "بَدَأَ الإِسْلامُ غَرِيبًا وَسَيَعُودُ كَمَا بَدَأَ". ابن الجوزي الحنبلي (597هـ)،…
... همانا جز در بلاد مغرب، اسلامی در کار نیست... و به جز مغرب، این نواحی شرقی، محل أهواء و بدعتها و فرق ضاله و گروههاست مگر اینکه خدای عزوجل اهالی این مناطق را در امان نگه دارد. چنانکه هیچ عدالت و حق و دین راستینی نیست مگر نزد [حکومت] موحدین [= سلسلهای بربر در شمال افریقا]...
ابن جبیر الأندلسي (614هـ)،
رحلة ابن جبیر،
ص49،50،
بیروت: دار ومكتبة الهلال.
#گذشتهی_متخیل
@AdnanFallahi
ابن جبیر الأندلسي (614هـ)،
رحلة ابن جبیر،
ص49،50،
بیروت: دار ومكتبة الهلال.
#گذشتهی_متخیل
@AdnanFallahi
👍10👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
از عوامل بسیار مهم در سوق آذربایجان بسوی تمدن جدید مدارس آمریکایی تبریز و ارومیه بود که فوق العاده تأثیر تربیتی شایان اعجاب داشتند و من هم خود در مدرسه تبریز آنها (اگر چه محصل آن مدرسه نبودم) قدری زبان انگلیسی آموختم. همچنین مدارس کاتولیکی فرانسویها تا حدی،…
مقدمات کم و بیش موّثر در اين انقلاب [مشروطه] چنانکه معلوم است مساعی و نوشتههای میرزا ملکم خان پسر یعقوبخان ارمنی اصفهانی و آمدن سید جمالالدین معروف به افغانی دو بار به ایران (در سنه ۱۳۰۴ و ۱۳۰۷ قمری) و جراید فارسی کم و بیش آزاد در خارجه که مهمترین آنها روزنامه قانون در لندن به قلم ملکمخان بود و اختر در استانبول و حبلالمتین در کلکته و ثریا و پرورش و حکمت در مصر و بعضی کتب فارسی قدری انقلابی مانند کتب مرحوم حاج میرزا عبدالرحیم طالبوف نجارزاده تبریزی و سیاحتنامه ابراهیم بیک تألیف حاج زینالعابدین مراغهای منطبعه در استانبول و نوشتههای میرزا آقاخان کرمانی که خطی و دست بدست انتشار داشت و غیرها بوده است.
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
ص290،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
ص290،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
👍6👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و اگر ولایتی بر عهده داری بپرهیز از اینکه دوست داشته باشی تو را مدح و ستایش کنند و پاک شمرند و مردم تو را بدین صفت بشناسند... ابن مقفع، الأدب الکبیر، ص27، ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی، تهران: زمان، 1375. @AdnanFallahi
و بر عاقل است که با نفْسش همچون دشمن به محاکمه برخیزد، و به حسابرسی بپردازد، آنگاه داوری کند سپس وی را پاداش نیک دهد، یا به عقوبت و سرکوبی او دست زند... و بر خردمند است که در هر شب و روز بارها مرگ را به یاد بیاورد، آن هم یادی که به دل برسد و آن را تکان دهد و نفس را از سرکشی و فرو رفتن در شهوات باز دارد.
ابن مُقَفَّع،
الأدب الصغیر،
صص96،97،
ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی،
تهران: زمان، 1375.
@AdnanFallahi
ابن مُقَفَّع،
الأدب الصغیر،
صص96،97،
ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی،
تهران: زمان، 1375.
@AdnanFallahi
👍18
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
غرض این است که عوام و نوآموزان متنبه شوند که از اشعار خیام و حافظ و مانند آنها سوءاستفاده نکنند و چنین نپندارند که آن بزرگواران ما را به سوی میخوارگی وفسق و کفر و زندقه سوق میدهند بلکه عکس آن است. و شاهد مدعای ما این است که بزرگانی از معاصران خیام میبینیم…
ایرانیتر از شیخ سعدی کیست؟ و حال آن که در سُنّی بودن او شکی نیست.
محمد علی فروغی (ذکاءالملک)،
مقالات فروغی،
2/138،
تهران: انتشارات توس، چـ3، زمستان1387.
#محافظهکاری_ایرانی
@AdnanFallahi
محمد علی فروغی (ذکاءالملک)،
مقالات فروغی،
2/138،
تهران: انتشارات توس، چـ3، زمستان1387.
#محافظهکاری_ایرانی
@AdnanFallahi
👍38👎8🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و بر عاقل است که با نفْسش همچون دشمن به محاکمه برخیزد، و به حسابرسی بپردازد، آنگاه داوری کند سپس وی را پاداش نیک دهد، یا به عقوبت و سرکوبی او دست زند... و بر خردمند است که در هر شب و روز بارها مرگ را به یاد بیاورد، آن هم یادی که به دل برسد و آن را تکان دهد…
و نیز بر عاقل است که به هیچ چیز جز یکی از این سه امر رو و رغبت نکند: توشهاندوزی برای روز واپسین، اصلاح و فراهم آوردن اسباب و وسایل زندگی، پرداختن به لذتهای مباح و روا.
ابن مُقَفَّع،
الأدب الصغیر،
ص100،
ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی،
تهران: زمان، 1375.
@AdnanFallahi
ابن مُقَفَّع،
الأدب الصغیر،
ص100،
ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی،
تهران: زمان، 1375.
@AdnanFallahi
👍10👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
نويسندگان محافظهکار مقاله زیر هشدار میدهند - البته با لحنی محتاطانه - که محافظهکاری "سنتی" آمریکایی در خطر استحاله به واسطهی یک نسخه از ناسیونالیسم قومی و نژادی اسرائیل است؛ آنها میگویند گروهی از محافظهکاران آمریکایی که خود را تابع بیچون و چرای ناسیونالیسم…
دُمِ سگ، سگ را میجنباند!
حمایت بیقید و شرط از اقدامات دولت اسراییل تقریبا به بخش تکراری و ملالآور سیاست خارجی امریکا تبدیل شده است؛ هرچند میتوان گفت که در رفتار حزب دموکرات شائبهی نوعی کمکاری و عدم همراهی تام و تمام در این زمینه به چشم میخورد، اما جمهوریخواهان دستکم از زمان نیکسون تاکنون در حمایت از اسراییل چیزی کم نگذاشتهاند. احتمالا نقطهی اوج این سیاست را ترامپ رقم زده که اینک به یکی از نمادهای بازگشت اندیشهی محافظهکاری به کاخ سفید بدل شده است.
اما این تمام ماجرا نیست. همیشه صداهای دیگری در حواشی وجود داشتند که معتقد بودند ایالات متحده نمیتواند و نباید گروگان رفتار دولت یهود (Jewish state) باشد و منافع ملی و قدرت نرم خود را فدای اسراییل نماید. اما اتفاقی که اخیرا رخ داده این است که این دیدگاه وارد جناح محافظهکار یا راستگرایان هم شده است! و این از شور شدن بیش از حد آش خبر میدهد! حالا بخشی از جناح محافظهکار در پنجمین کنفرانس سالانهی محافظهکاری ملّی (NatCon) صدای خود را علیه این سیاستِ کاملا در خدمت تلآویو بلند کردهاند. حرف اصلی این بخش از جریان (MAGA) این است که رابطهی امریکا و اسراییل به ضرب المثل "کار دنیا برعکس شده" (tail wagging the dog) میماند. بدین معنا که به جای اینکه اسراییل تابع امریکا باشد این کاخ سفید است که سیاست خارجی خود را با گرایشهای اسراییل هماهنگ میکند.
تلاشهای فکری واقعگرایانی چون جان میرشایمر، پاکسازی قومی و نسلکشی اسراییل در جنگ اخیر غزه، موج محکومیت جهانی این وقایع و فروریختن مشروعیت اخلاقی و حقوقی دولت اسراییل و طبعا ایجاد نوعی نفرت از اقدامات اسراییل نزد طبقات جوانتر امریکا (نیمی از هواداران جمهوریخواه زیر 50سال هماکنون دیدگاه مثبتی به اسراییل ندارند) از عوامل مهم و مؤثر این شکاف ایجاد شده در بین راستگرایان و محافظهکاران جدید امریکایی است.
متن سخنرانی کرت میلز ـ مدیر مجلهی The American Conservative ـ در این کنفرانس، با عنوان "اول اسراییل یا اول امریکا؟" در این لینک قابل دسترسی است.
@AdnanFallahi
حمایت بیقید و شرط از اقدامات دولت اسراییل تقریبا به بخش تکراری و ملالآور سیاست خارجی امریکا تبدیل شده است؛ هرچند میتوان گفت که در رفتار حزب دموکرات شائبهی نوعی کمکاری و عدم همراهی تام و تمام در این زمینه به چشم میخورد، اما جمهوریخواهان دستکم از زمان نیکسون تاکنون در حمایت از اسراییل چیزی کم نگذاشتهاند. احتمالا نقطهی اوج این سیاست را ترامپ رقم زده که اینک به یکی از نمادهای بازگشت اندیشهی محافظهکاری به کاخ سفید بدل شده است.
اما این تمام ماجرا نیست. همیشه صداهای دیگری در حواشی وجود داشتند که معتقد بودند ایالات متحده نمیتواند و نباید گروگان رفتار دولت یهود (Jewish state) باشد و منافع ملی و قدرت نرم خود را فدای اسراییل نماید. اما اتفاقی که اخیرا رخ داده این است که این دیدگاه وارد جناح محافظهکار یا راستگرایان هم شده است! و این از شور شدن بیش از حد آش خبر میدهد! حالا بخشی از جناح محافظهکار در پنجمین کنفرانس سالانهی محافظهکاری ملّی (NatCon) صدای خود را علیه این سیاستِ کاملا در خدمت تلآویو بلند کردهاند. حرف اصلی این بخش از جریان (MAGA) این است که رابطهی امریکا و اسراییل به ضرب المثل "کار دنیا برعکس شده" (tail wagging the dog) میماند. بدین معنا که به جای اینکه اسراییل تابع امریکا باشد این کاخ سفید است که سیاست خارجی خود را با گرایشهای اسراییل هماهنگ میکند.
تلاشهای فکری واقعگرایانی چون جان میرشایمر، پاکسازی قومی و نسلکشی اسراییل در جنگ اخیر غزه، موج محکومیت جهانی این وقایع و فروریختن مشروعیت اخلاقی و حقوقی دولت اسراییل و طبعا ایجاد نوعی نفرت از اقدامات اسراییل نزد طبقات جوانتر امریکا (نیمی از هواداران جمهوریخواه زیر 50سال هماکنون دیدگاه مثبتی به اسراییل ندارند) از عوامل مهم و مؤثر این شکاف ایجاد شده در بین راستگرایان و محافظهکاران جدید امریکایی است.
متن سخنرانی کرت میلز ـ مدیر مجلهی The American Conservative ـ در این کنفرانس، با عنوان "اول اسراییل یا اول امریکا؟" در این لینک قابل دسترسی است.
@AdnanFallahi
The American Conservative
Israel First or America First?
Executive Director Curt Mills spoke at the National Conservatism Conference about U.S.–Israel relations.
👍14👎3🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و نیز بر عاقل است که به هیچ چیز جز یکی از این سه امر رو و رغبت نکند: توشهاندوزی برای روز واپسین، اصلاح و فراهم آوردن اسباب و وسایل زندگی، پرداختن به لذتهای مباح و روا. ابن مُقَفَّع، الأدب الصغیر، ص100، ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی، تهران: زمان، 1375. @AdnanFallahi
ابن مقفع مینویسد:
@AdnanFallahi
ولایت و حکومت بر مردم، بلایی است بس بزرگ..."(الأدب الصغیر،تقارن عجیبی بین تعبیر فوق از ابن مقفع با این عبارت شافعی (در حدود نیم قرن بعد) وجود دارد:
ص100، ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی، تهران: زمان، 1375).
من در هر صورت حکمرانی سیاسی را ناپسند میدانم"(الشافعي، الأم، 1/187، بیروت: دار المعرفة، 1990)
@AdnanFallahi
👍9
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ابن مقفع مینویسد: ولایت و حکومت بر مردم، بلایی است بس بزرگ..."(الأدب الصغیر، ص100، ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی، تهران: زمان، 1375). تقارن عجیبی بین تعبیر فوق از ابن مقفع با این عبارت شافعی (در حدود نیم قرن بعد) وجود دارد: من در هر صورت حکمرانی سیاسی را…
فضل العلم في غير الدين مهلكة، وكثرة الأدب في غير رضوان الله ومنفعة الأخيار قائد إلى النار.
ابن المقفع،
الأدب الصغير،
ص۵۱،
بيروت: دار صادر.
@AdnanFallahi
ابن المقفع،
الأدب الصغير،
ص۵۱،
بيروت: دار صادر.
@AdnanFallahi
👍4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
دُمِ سگ، سگ را میجنباند! حمایت بیقید و شرط از اقدامات دولت اسراییل تقریبا به بخش تکراری و ملالآور سیاست خارجی امریکا تبدیل شده است؛ هرچند میتوان گفت که در رفتار حزب دموکرات شائبهی نوعی کمکاری و عدم همراهی تام و تمام در این زمینه به چشم میخورد، اما…
دولت ترامپ بعد از بازگشت مجدد به قدرت ـ خاصه وزارت خارجه ـ در موضوع خواست آزادی بیان که در متمم اول قانون اساسی این کشور تضمین شده است (اگر محافظت از این اصل، محافظهکاری نیست من نمیدانم چه چیزی محافظهکاری است)، از نفوذ خود برای تلاش در راستای تحدید و تهدید سخنگفتن دربارهی مسائل خاورمیانه استفاده کرده است... جمهوریخواهان به جای شرکت در بحث، با متهم کردن تعداد بیشماری از منتقدانِ غیرمتعصب به یهودستیزی، با اشتیاق تمام از به دست گرفتن شلاق استقبال کردهاند.
Curt Mills (مدیر مجلهی محافظهکار The American Conservative),
سخنرانی در پنجمین کنفرانس سالانهی محافظهکاری ملی امریکا (NatCon5)
@AdnanFallahi
Curt Mills (مدیر مجلهی محافظهکار The American Conservative),
سخنرانی در پنجمین کنفرانس سالانهی محافظهکاری ملی امریکا (NatCon5)
@AdnanFallahi
👍14👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در طول قرون وسطی و رنسانس، هنر ادبیات و تعلیم و تربیت تقریباً تنها از طرف کلیسا حمایت میشد. دانشگاهها برای تربیت کشیش تأسیس شده بود. عالیترین هنرها برای تزیین کلیساها به وجود آمده بود و پیشرفتهای بزرگ معماری برای ساختن کلیساهای بزرگ و افزایش شکوه و جلال…
چرا مسیحیان با همکیشان خود به جنگ می پرداختند؟ چرا آنها را شکنجه می کردند و می کشتند؟ مسلّماً این برای دفاع از عقیده آزادی عبادت نبوده است. تئودور بزا اصلاحطلب کالوینیست گفت که آزادی مذهبی «اهریمنی ترین تعصب عقیده است، زیرا به این معنا است که باید اجازه داد هر کس به گونه ای که می خواهد به جهنم برود.» هر گروه مذهبی برای آزادی خود می جنگید نه برای دیگران. هر یک، قويا معتقد بود که راه او راه درست و تنها راه ممکن است. البته آنچه را که می توان انگیزه های ابتدایی تر نامید ـ ملاحظات سیاسی، تثبیت قدرت و منافع مادی ـ اغلب نقش خود را بازی می کردند.
رُلاند بينتون، مورخ، سه جزء علل گرایش به آزار دیگران را مشخص می کند: «انسان باید به حقانیت خود اعتقاد داشته باشد، مسئله مورد پرسش اهمیت داشته باشد و این که إعمال زور مؤثر باشد.» هر گروه مذهبی احساس می کرد که حق با اوست، که تفسیر خاصی که او از کتاب مقدس دارد همان است که مقصود خداوند بوده است و بنابراین هیچ کس راهی جز قبول آن ندارد.
...مجازات کنندگان قرن شانزدهم شدیدا به ارزش مجبور کردن مردم به تغییر مسیرشان (اگر نگوییم عقایدشان) اعتقاد داشتند. یک انسانگرای آن دوران گفته بود: «این مسئله که آنهایی که به خاطر مذهب کشته می شوند گناهکارند یا بی گناه، در مقابل به وحشت انداختن مردم اهمیت چندانی ندارد.». اما آزار و شکنجه، شهدایی را هم به وجود می آورد، مانند آنهایی که در رساله مشهور جان فاکس آمده اند، البته ریاکارانی را نیز آشکار می کرد مثل هانری چهارم پادشاه فرانسه. یک ناظر ایتالیایی در قرن شانزدهم نوشت: «کسی که درصدد مجبور کردن مردم به پیروی از یک مذهب باشد مانند احمقی است که بشکه بزرگی با مقدار کمی شراب دارد و برای افزایش آن آب اضافه می کند. ولی به جای زیاد کردن شراب، آنچه را داشته ضایع می کند.»
سارا فلاورز،
اصلاحات دینی،
صص106،107،
ترجمه رضا یاسایی،
تهران: نشر ققنوس.
@AdnanFallahi
رُلاند بينتون، مورخ، سه جزء علل گرایش به آزار دیگران را مشخص می کند: «انسان باید به حقانیت خود اعتقاد داشته باشد، مسئله مورد پرسش اهمیت داشته باشد و این که إعمال زور مؤثر باشد.» هر گروه مذهبی احساس می کرد که حق با اوست، که تفسیر خاصی که او از کتاب مقدس دارد همان است که مقصود خداوند بوده است و بنابراین هیچ کس راهی جز قبول آن ندارد.
...مجازات کنندگان قرن شانزدهم شدیدا به ارزش مجبور کردن مردم به تغییر مسیرشان (اگر نگوییم عقایدشان) اعتقاد داشتند. یک انسانگرای آن دوران گفته بود: «این مسئله که آنهایی که به خاطر مذهب کشته می شوند گناهکارند یا بی گناه، در مقابل به وحشت انداختن مردم اهمیت چندانی ندارد.». اما آزار و شکنجه، شهدایی را هم به وجود می آورد، مانند آنهایی که در رساله مشهور جان فاکس آمده اند، البته ریاکارانی را نیز آشکار می کرد مثل هانری چهارم پادشاه فرانسه. یک ناظر ایتالیایی در قرن شانزدهم نوشت: «کسی که درصدد مجبور کردن مردم به پیروی از یک مذهب باشد مانند احمقی است که بشکه بزرگی با مقدار کمی شراب دارد و برای افزایش آن آب اضافه می کند. ولی به جای زیاد کردن شراب، آنچه را داشته ضایع می کند.»
سارا فلاورز،
اصلاحات دینی،
صص106،107،
ترجمه رضا یاسایی،
تهران: نشر ققنوس.
@AdnanFallahi
👍4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
بزرگترین موفقیت صهیونیستها را احتمالا باید در این دید که توانستند به جهانیان بقبولانند آن ۷۰۰هزار فلسطینی که اکنون در منطقه "دولت یهود" و مناطق تصرفشدهی اضافی غایب بودند، خودشان داوطلبانه و به توصیه یا فرمان سپاهیان عرب از آنجا رفته بودند. نخست، سالها…
هیتلر به راستی قاطعترین پیشقراول برتری دائمی نژاد سفید بود و هیچ چیز برای او خواستنیتر از این نبود که آلمان از طریق همپیمانی با بریتانیای بزرگ، سردار جنگ اروپای متحد علیه اتحاد شورویِ "بربر" و "آسیایی" باشد. اما از آنجا که در عین حال باور داشت باید به نبرد نابودگرانهی کمونیسم علیه کاپیتالیسم و جامعه بورژوا به گونهای همسنگ پاسخ داد، این جنبه از پنداشت خود را با مبارزهاش علیه یهودیان - که آنها نیز متعلق به "نژاد سفید" و عاملی مهم در نظام اجتماعی غربی بودند - از همان ابتدا ویران کرد.
ارنست نولته،
اسلامگرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
ص۳۵،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.
@AdnanFallahi
ارنست نولته،
اسلامگرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
ص۳۵،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.
@AdnanFallahi
👍5👎2