تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
3.05K subscribers
71 photos
11 videos
57 files
744 links
درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی

* صفحه‌ی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
Download Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🤝مطالعات خاورمیانه: اسرائیل و استالین دیدگاه کلی و مشهور این است که زمانی که داوید بن‌‌گوریون در 14می 1948، تاسیس دولت اسرائیل را رسما اعلان کرد، این دولت حامی‌ای بزرگ‌تر از آمریکا نداشت. این، تخیلی است که شاید امروزه به سبب مناسبات ویژه آمریکا و اسرائیل…
چپ عربی و اسرائیل

   یک تصور رایج امروز این است که «چپ» از همان ابتدا دشمن سرسخت اسرائیل بوده است؛ این تخیل ناشی از توهمات ذاتگرایانه درباره‌ی موضع‌گیری‌های سیاسی است.
   بخش مهمی از چپ کمونیست عرب، با پیروی از موضع اتحاد جماهیر شوروی، از طرح سازمان ملل برای تقسیم فلسطین در نوامبر ۱۹۴۷ و تشکیل دولت یهودی حمایت کرد:
   ۱) چپ فلسطین: «اتحادیه آزادی ملی فلسطین» (عصبة التحرر الوطني) ابتدا با تقسیم مخالف بود؛ اما در فوریه ۱۹۴۸، در کنفرانس ناصره، همسو با موضع شوروی، طرح تقسیم را پذیرفت. در اکتبر ۱۹۴۸ نیز بخشی از کمونیست‌های عرب فلسطینی در مناطق تحت کنترل اسرائیل با کمونیست‌های یهودی متحد شدند و حزب کمونیست اسرائیل (Maki) را تشکیل دادند.
   ۲) مصر: در مصر نیز HADITU، مهم‌ترین تشکل کمونیستی، در سال ۱۹۴۷ از طرح تقسیم حمایت کرد؛ ظاهرا این تنها جریان سیاسی مصری است که در آن مقطع از قطعنامه تقسیم حمایت کرد.
   ۳) سوریه و لبنان: خالد بکداش، رهبر حزب کمونیست سوریه، پس از تصمیم شوروی برای حمایت از طرح تقسیم فلسطین، موضع حزب کمونیست سوریه و حزب کمونیست لبنان را نیز تغییر داد و آنها را با سیاست شوروی هماهنگ کرد. نتیجه برای کمونیست‌های سوریه و لبنان بسیار سنگین بود چراکه آنها به‌خاطر همین موضع، از سوی ناسیونالیست‌های عرب به‌شدت مورد حمله قرار گرفتند و حزب کمونیست لبنان در ژوئن ۱۹۴۸ ممنوع شد.
   القصه در همان زمانی که جریان‌های ناسیونالیست‌ عربی با تشکیل دولت یهودی مخالفت می‌کردند، کمونیست‌های عرب به دلیل خط جدید مسکو، راه دیگری رفتند.
   وزارت خارجه آمریکا در ۱ ژوئیه ۱۹۴۸ در یک سند دولتی درباره نفوذ شوروی در فلسطین و خاورمیانه نوشت که شوروی از طریق حمایت از تقسیم فلسطین و شناسایی سریع اسرائیل، نفوذ قابل‌توجهی در دولت موقت اسرائیل پیدا کرده و همچنین می‌تواند نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد. در همان سند، وزارت خارجه آمریکا صریحاً می‌نویسد که یکی از راه‌های گسترش نفوذ شوروی، «حمایت مستمر از طرح تقسیم و شناسایی زودهنگام اسرائیل» بود. این سند هم‌چنین به این نکته اشاره می‌کند که تعداد بسیاری از اعضای گروهک‌های مسلح صهیونیست مانند ایرگون، استرل و‌... کمونیست هستند[۱].
    البته باید توجه داشت که کمونیست‌های عرب آن دوره لزوما صهیونیست نبودند بلکه چپ عربی در آن مقطع، در مسئله فلسطین به‌شدت تحت تأثیر سیاست خارجی شوروی قرار داشت. بعدا که روابط شوروی و اسرائیل تغییر کرد، موضع کمونیست‌های عرب نیز دگرگون شد.
   نهایتا تاریخ را باید در زمان خودش فهمید، نه اینکه با مواضع سیاسی دهه‌های بعد بازنویسی‌اش کرد.
ـــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1948v05p2/d430?utm_source=chatgpt.com

✍️عدنان فلّاحی


https://t.me/AdnanFallahi
👍18🤔2
نکته تأمل‌برانگیز در عصر ابن جَوزی (سده ۶ق / ۱۲م) سکوت نسبتاً آشکار دستگاه خلافت و بزرگان بغداد در برابر یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ جهان، یعنی جنگهای صلیبی (۴۹۰-۶۹۰ق / ۱۰۹۴ - ۱۲۹۱م) است که میان مسلمانان و مسیحیان و به بیانی دیگر میان شرق و غرب نزدیک به دویست سال ادامه داشت. ابن جوزی به عنوان مسلمانی دانشمند و مورخ روزگار خود تقریباً معاصر و شاهد دو دوره از این جنگها بوده است: دوره فتوحات صلیبیان یعنی تصرف بخش بزرگی از شام و تشکیل امارت‌نشینهای لاتینی در شهرهای بیت المقدس، انطاکیه، طرابلس و رها (اورفا)، و دوره واكنش مسلمانان در مقابل صليبيان...
در آثار ابن جوزی هم، چنانکه انتظار می‌رود، به نکاتی که از همدردی و نگرانی وى در برابر اين تصادم بزرگ حكايت كند، بر نمى‌خوريم، حتى در المنتظم، بزرگ‌ترين تأليف تاريخى او نيز به جز خبرهايی كوتاه از اين درگیری‌ها كه گاه از لابه‌لای حوادث هر سال به دست می‌دهد، چیز قابل توجھی نمی‌یابیم.


هادی عالم زاده،
"اوضاع فرهنگی، دینی و اجتماعی قرن ششم به گزارش ابن جوزی (511 ـ 597ق)"،
مجله تاریخ اسلام، سال یکم، ش2، تابستان 1379ش.


@AdnanFallahi
👍10👎1
بدان که در تقلیدگری، ابطال منفعتِ عقل است و تقلید اطمینان بخش نیست. در عموم مذاهب این هست که شخصی را بزرگ می‌دارند و از گفته های او بی تأمل پیروی می کنند و این عین گمراهی است. چنانکه علی رضی الله عنه در جواب کسی که با شگفتی می‌پرسید آیا می‌شود که طلحه و زبیر بر باطل باشند؟ فرمود: «تو در شبهه افتاده ای، بدان که حق را با اشخاص نمی شناسند. خودِ حق را بشناس تا اهل حق را بشناسی» و از امام احمد بن حنبل نقل است که گفت: «در محدودیت دانش مرد همین بس که در اعتقادات از دیگران تقلید کند». و او در مسأله ای قول زید رضی الله عنه را گرفت و قول ابوبکر صدیق رضی الله عنه را کنار نهاد.
و اگر کسی اعتراض کند که عوام اهل شناختن دلیل نیستند چگونه تقلید نکنند؟ در پاسخ گوییم: دلایل اعتقاد واضح است و بر هیچ عاقلی پوشیده نیست [آنچنانکه در رد دهریه گفتیم]، اما در فروع پیدا که عامی نمی تواند به شناخت آن برسد و باید تقلید نماید الا اینکه مقلد در انتخاب مرجع تقلید باید اجتهاد کند [عینی خود تقلید هم باید تحقیق باشد].


ابن جَوزی،
تلبیس ابلیس،
ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو،
تهران: نشر دانشگاهی.


@AdnanFallahi
👍10👎2🤔1
جناب گاو
این یعنی جنگ های طولانی مدت صلیبی و اشغال بیت المقدس برای خلفای ساکن بغداد مهم نبوده؛ چه برسد به سایر مسلمین.
درباره‌ی اینکه جنگ‌های صلیبی چه میزان برای حاکمان ـ و طبعا ـ ساکنان بغداد و دمشق و قاهره اهمیت داشته چند نکته درخور بیان است:
1) بله! گزارش‌های تاریخی ـ من جمله رویکرد مورخ حنبلی ابن الجوزی ـ نشان می‌دهد که در اوج نبردهای صلیبی در سرزمین‌های مقدس، در مصر و عراق و شام تکاپویی وجود نداشت و این مسأله به مراتب بسیار کمتر از فی المثل منازعات کلامی بین اشاعره و حنابله محل توجه و اهتمام فقها و غیر فقها بود.
2) از قضا محمد مختار الشنقیطی پژوهشگر مشهور قطری در کتاب خود نشان می‌دهد که بار اصلی جنگ‌های صلیبی بر دوش قدرت‌های تُرک از یک سو و فرانک‌های کاتولیک از سوی دیگر بود و عرب‌های مسلمان و مسیحیان ارتدکس در این میان نقش چندانی نداشتند (نک. فصل اول کتاب: أثر الحروب الصلیبیة علی العلاقات السنیة الشیعیة)
3) این رویه در قرون بعد هم به نوعی تکرار شد. برای مثال در قضیه‌ی سقوط آخرین حکومت‌های محلی مسلمان در اندلس، هیچ شور و انگیزه‌ای برای مقاومت در استانبول و قاهره به وجود نیامد. یعنی نه عثمانی‌ها ـ در اوج اقتدار این سلسله ـ و نه ممالیک مصر اراده و انگیزه‌ای برای ورود به جنگ با نیروهای صلیبی در اسپانیا و پرتغال کنونی و دفاع از اندلس نداشتند و به برخی کمک‌های ثانویه اکتفا کردند. حتی فقهای اهل سنت در حوزه‌ی حکومت ممالیک ـ به تبع نظام حاکم ـ به جای فتاوای جهاد برای بازپس‌گیری این مناطق و مقاومت مسلحانه، مهاجرت از اندلس را برای مسلمین این خطه تئوریزه می‌کردند (نک:
Van Koningsveld and Wiegers. “Islam in Spain during the Early Sixteenth Century: The Views of the Four Chief Judges in Cairo (Introduction, Translation, and Arabic Text)”, p.138.
In: Poetry, Politics and Polemics, Cultural; Transfer Between the Iberian Peninsula and North Africa, edited by Otto Zwartjes, Geert Jan van Gelder, and Ed de Moor. 133-152. Amsterdam: Editions Rodopi B.V., 1994)
با این توضیحات می‌توان گفت که رخدادهای بزرگی مانند جنگ‌های صلیبی صرفا برای کانون‌های درگیری مهم می‌نمود و حساسیت خاصی را در سایر مناطق پیرامونی جهان اسلام برنمی‌انگیخت.


@AdnanFallahi
👍8👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
بدان که در تقلیدگری، ابطال منفعتِ عقل است و تقلید اطمینان بخش نیست. در عموم مذاهب این هست که شخصی را بزرگ می‌دارند و از گفته های او بی تأمل پیروی می کنند و این عین گمراهی است. چنانکه علی رضی الله عنه در جواب کسی که با شگفتی می‌پرسید آیا می‌شود که طلحه و زبیر…
از تلبیس‌های ابلیس بر فقیھان، آمیزش با شاهان و حاکمان و تملق گویی ایشان و ترک نھی از منكرات است با وجود قدرت، و حتى به سبب استفاده دنیوی، رخصت کار خلاف به قدرتمندان دادن. و اين، سه فساد دارد: يكى آنكه امير با خود مى گويد اگر كار من خلاف بود اين فقيه نهى می نمود و اگر مال من حرام بود این فقيه از مال من نمی خورد. دوم آنكه عامی می گوید: اکر کارها و اموال و امور فلان امير اشکالی داشت فلان فقيه همنشينش نمی بود (و تأییدش نمی نمود). سوم، خود آن فقيه با معاشرت آن امير دينش تباه می شود.
و شيطان فقيهان را برای رفتن نزد حكومتيان چنين مى فريبد كه تو می روی به سود یک مسلمان شفاعت کنی. راہ کشف این فریب این است که اگر شخص دیگری برای آن شفاعت و وساطت اقدام نمايد اولى را خوش نمى آيد بلکه از این یکی انتقاد می کند که حكومتی شده است!


ابن جَوزی،
تلبیس ابلیس،
ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو،
تهران: نشر دانشگاهی.


@AdnanFallahi
👍11🤔1
مطالعات خاورمیانه: مفاهیم و پرسش‌های جدید در امنیت ملی اسراییل

This article provides a basis for public and professional debate. Its purpose is not to examine the security concept solely in military and security terms, but to uncover a potentially more fundamental shift: a change in Israel’s national identity. It seeks to provoke thought and address the question of who we are after October 7, 2023. To this end, it exposes the principles underlying the new security policy and poses questions intended to stimulate conceptual and scholarly discussion of the significance of the profound shift these principles reflect.
Principles of the Emerging "New" Concept
The following principles can be inferred from the security policy now being implemented (they represent a subjective, theoretical interpretation):
1. Primacy of Jewish Identity over Democracy: The state’s Jewish identity takes precedence over its democratic system of government. This priority is intended to guarantee Israel's continued existence as a Jewish state, even at the cost of eroding its democratic values. The state's Jewish identity rests on ethnic, religious, and national foundations, and is preserved through the inspiration of the Jewish spirit and tradition. This principle dictates the need to maintain the primacy of Jewish identity over other national identities (such as Arab-Islamic or Christian)..

Institute for National Security Studies (INSS), Tel Aviv
متن کامل در پایین صفحه


@AdnanFallahi
👍1🤔1
🔦مطالعات آمریکا: سکولاریسم آمریکایی و لائیسیته‌ی فرانسوی

بر اساس گزارش سال2021 وزارت امور خارجه امریکا درباره‌ی آزادی‌های مذهبی در فرانسه، مقامات فرانسوی اعلان کرده‌اند که در سال2020، 1659 رفتارهای مجرمانه ـ شامل آسیب‌رسانی جسمی، تهدید، نفرت‌پراکنی، تبعیض، تخریب و قتل ـ با انگیزه‌های "ضددینی"(antireligious) ثبت شده است. این رقم البته به نسبت سال2019، 12درصد کاهش را نشان می‌دهد. در میان این اَعمال مجرمانه، 213مورد مسلمان‌ستیز(anti-Muslim)، 857مورد مسیحی‌ستیز(Anti-Christian) و 589مورد مصداق یهودی‌ستیزی(antisemitism) گزارش شده‌اند[1].
این رفتارهای مجرمانه در حالی رخ داده که نظام آموزش عمومی فرانسه ـ و نه لزوما مدارس خصوصی ـ سکولار است؛ بدین معنا که استفاده از هرگونه نماد یا نشانه‌های دینی مانند روسری، کلاه یهودی، دستار سیک‌های هندی و صلیب مسیحی ممنوع است. همچنین آموزش محتوای دینی در مدارس عمومی کاملا قدغن است. اما قوانین نظام آموزشی ایالات متحده چگونه است؟ پاسخ این پرسش را می‌توان با ارجاع به یک منازعه شبه‌حقوقی در ایالت تنسی واکاوی کرد:
در آوریل سال2023 یکی از معلمان دبیرستانی در ایالت تنسی، صلیبی که بر گردن یکی از دانش آموزان بود را در حضور بقیه همکلاسی‌های این دانش آموز، به زور از گردن وی درمی‌آورد. والدین این دانش آموز مراتب شکایت خود را به مرکز آمریکایی قانون و عدالت (ACLJ) ـ یکی از سازمان‌های مهم محافظه‌کاران امریکایی ـ ارسال می‌کنند و این مرکز طی نامه‌ای به دبیرستان مذکور و یادآوری قوانین مربوط به آموزش عمومی، این معلم و مدیران مدرسه را وادار به عذرخواهی می‌کند[2].
در مقایسه بین سکولاریسم امریکایی و سکولاریسم فرانسوی (لائیسیته)، ما با دو تلقی مختلف از آزادی مذهبی و نقش دین در حوزه‌ی عمومی مواجهیم. در تلقی فرانسوی که برآمده از قانون جدایی کلیسا از دولت ـ مصوب سال 1905 و خلال جمهوری سوم فرانسه (1870ـ1940) ـ است، دین و نمادهای دینی به طور کلی از حوزه‌ی دولت خارج می‌شوند. در واقع بی‌طرفی دولت نسبت به نهاد دین، با طرد نمادهای دینی رقم می‌خورد؛ اما در سکولاریسم امریکایی، طرد دین از حوزه‌ی دولت به مثابه نقض آزادی بیان و اِعمال تبعیض‌آمیز این اصل تفسیر می‌شود. بنابراین نظام آموزشی ایالات متحده قانوناً نمی‌تواند مانع حضور این نمادها یا محتوای دینی در حوزه‌ی آموزش دولتی شود. چنان‌که وزارت آموزش امریکا در "راهنمایِ مبتنی بر قانون اساسی ناظر بر حق محفوظ عبادت و بیان دینی در مدارس دولتی ابتدایی و متوسطه" آورده است:
دانش آموزان همان‌طور که مُجازند محتوای غیردینیِ غیرمرتبط با برنامه‌ی درسی یا فعالیت‌های مدرسه را نشر دهند، حق دارند که با همین شرایط محتوای دینی را نیز بین همکلاسی‌هایشان منتشر کنند. مدارس می‌توانند همان محدودیت‌هایِ موجّهِ زمانی، مکانی، اجرایی و سایر محدودیت‌های برآمده از قانون اساسی را که به شکل عام درباره‌ی نشر محتوایِ خارج از مدرسه اِعمال می‌کنند، درباره‌ی نشر محتوای دینی هم اِلزام کنند، اما نمی‌توانند صرفاً محتوای دینی را هدف قانونگذاری ویژه قرار دهند"[3].

ـــــــــــ
ارجاعات:
[1]. برای مطالعه‌ی این گزارش نک:
https://www.state.gov/reports/2021-report-on-international-religious-freedom/france/
[2]. https://aclj.org/religious-liberty/victory-teacher-who-took-cross-from-student-apologizes-along-with-school-administrators
[3]. “Students have a right to distribute religious literature to their schoolmates on the same terms as they are permitted to distribute other literature that is unrelated to school curriculum or activities. Schools may impose the same reasonable time, place, and manner or other constitutional restrictions on distribution of religious literature as they do on non-school literature generally, but they may not single out religious literature for special regulation.”
https://www2.ed.gov/policy/gen/guid/religionandschools/prayer-guidance-2020.html

✍️عدنان فلّاحی


https://t.me/AdnanFallahi
👍6