تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
3.05K subscribers
71 photos
11 videos
57 files
745 links
درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی

* صفحه‌ی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
Download Telegram
🕎دولتِ یهود یا دولت دموکراتیک؟ (روایت یوسف رَز)

علاقمندان و پژوهشگران حوزه‌ی فلسفه‌ی حقوق، حتما با نام متفکر یهودی ـ اسراییلی، یوسف رز (Joseph Raz) آشنایند. او شاگرد هربرت هارت و یکی از بزرگترین فیلسوفان حقوق معاصر در سنت پوزیتیویسم بود. این روزها که بحث به رسمیت شناختن دولت مستقل فلسطینی به یک اجماع جهانی بدل شده است، بد نیست که به برخی بصیرت‌های این متفکر اسراییلی اشاره کنیم.
بر آگاهان پوشیده نیست که صرف به رسمیت شناختن دولت فلسطینی، گرهی از کار منازعه‌ی اعراب فلسطینی و اسراییل نمی‌گشاید چراکه دولت اسراییل با داشتن دست بالا و اعمال زور، عملا زمین‌های مورد نیاز برای تشکیل دولت فلسطینی را به مستعمره‌نشین‌های مهاجران یهودی تبدیل کرده و امکان وجود یک جغرافیای پیوسته و غیر قابل مناقشه برای تشکیل دولت فلسطینی را سلب کرده است. در واقع تنها خروجی شهرک‌سازی‌های غیرقانونی اسراییل در کرانه‌ی باختری، همان تداوم روند پاکسازی قومی (کوچاندن اجباری و تغییر بافت جمعیتی) است که از سال 1947 آغاز شد. در این میان ممکن است عده‌ای سؤال کنند که خوب این همه اصرار برای دولت فلسطینی از چه روست؟ و چرا اعراب فلسطینیِ بدون حق شهروندی ـ به مانند اقلیت عرب فلسطینی داخل اسراییل ـ به شهروندان یک اسراییل بزرگ‌تر تبدیل نشوند؟
حقیقت این است که حتی اگر اعراب فلسطینی کرانه‌ی باختری نیز به چنین چیزی رضایت دهند، ماهیت و سرشت دولت اسراییل چنین چیزی را رد می‌کند. چراکه بر خلاف شهرت اسراییل به مثابه یک دولت دموکراتیک فرامذهبی و فراقومی، اسراییل عملا همان "دولت یهود" است؛ وصفی که تقریبا تمام متفکران بزرگ صهیونیست و غیرصهیونیست ـ از هرتزل تا اشتراوس، و از آرنت تا پوپر ـ آن را بر دولت اسراییل اطلاق می‌کردند. این وصف البته بار حقوقی و فلسفی و تاریخی دارد و صرفا یک لقب یا نماد نیست. دولت یهود به ناچار دولتی است که اکثریت مطلق ساکنانش را باید یهودیان تشکیل دهند فلذا اصل و اساس آن بر چیرگی قومی یا مذهبی یهودیان خواهد بود. ادغام میلیون‌ها عرب فلسطینی در چنین دولتی به منزله‌ی پایان پروژه‌ی دولت یهود و استحاله‌ی آن به یک دولت چندملیتی خواهد بود. یوسف رز این مفهوم را خیلی خوب توضیح می‌دهد:
برای اینکه اسراییل، وطن من باشد، من باید بتوانم بگویم که این دولت من است؛ و اگر من یهودی نباشم پس من از یک آگاهی کاذب رنج خواهم برد: دولت یهود (Jerwish state) نمی‌تواند دولت من باشد... من نمی‌توانم چنین دولتی داشته باشم چراکه این دولت اعلان می‌کند که دولت من [غیر یهودی] نیست. دولت یهود بودن رسما یعنی دولت یهودیان بودن. برای بسیاری از ساکنان اسراییل، چنین چیزی بدین معناست که اسراییل دولتِ یهودیان [= دولت اُمّت یهود] ـ در هر کجا که باشند ـ است... تا وقتی که اسراییل خود را به مثابه دولت یهود تعریف می‌کند، نمی‌تواند وطن مردمانی باشد که یهودی نیستند"[1].

بنابراین دولت اسراییل، در صورت ممانعت از تشکیل دولت فلسطینی (که تمهیدات آن از نیم قرن پیش عملیاتی شده و واقعیت روی زمین را شکل داده است)، سه راه بیشتر ندارد:
1) تداوم فشار برای پاکسازی قومی به منظور کوچاندن اعراب فلسطینی به خارج از جغرافیای محصور بین رود اردن و دریای سرخ
2) بسط و گسترش شهرک‌های یهودی‌نشین و تداوم جداسازی‌های سنگین جغرافیایی به منظور هر چه تنگ‌تر کردن جغرافیای اعراب فلسطینیِ بدون دولت ضمن سلب حقوق شهروندی از اینان (آپارتاید)
3) ادغام کامل همه‌ی اعراب فلسطینی کرانه‌ی باختری و غزه در دولت اسراییل و بالطبع استحاله‌ی ماهیت و ذات دولت یهود.
ـــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Joseph Raz, “Against the Idea of a Jewish State”, In: The Jewish Political Tradition, vol. 1, p. 513, Yale University Press, 2000.

✍️عدنان فلّاحی


https://t.me/AdnanFallahi
👍10👎2
اطلاع‌رسانی آثار فلسفی به تازگی انتشار یافته / در دست ترجمه
War ترجمه مدخل "جنگ" از دانشنامه فلسفی استنفورد در دست کار است. مترجم: عدنان فلّاحی ناشر: نشر مردم‌نگار #ترجمه @philobooks
خواه به واسطه‌ی ترس، انزجار، اصل خلاقی یا فقدان مهارت، بسیاری از جنگجویان در جنگ کاملاً بی‌اثر هستند و سهمی ناچیز یا صفر در تهدیدهای ایجاد شده‌ی جبهه‌ی خود دارند. تحقیق بسیار مورد استناد اس. ال. اِی. مارشال ادعا کرد که فقط ۱۵ تا ۲۵ درصد از سربازان متفقین در جنگ جهانی دوم که می‌توانستند سلاح‌های خود را شلیک کنند، این کار را کردند. بیشتر سربازان بیزاری طبیعی از کشتن دارند که حتی آموزش روانی فشرده نیز ممکن است بر آن غلبه نکند.

مدخل "جنگ" از دانشنامه‌ی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه از همین قلم


@AdnanFallahi
👍5🤔3
... اول و آخر این امت اجماع کردند بر آن که تفسیر قرآن به پارسی همی گویند اندر مجلسهای علم، و بر سر منبرها اندر مجامع خواص و عوام اهل دین و دنیا. و هیچ کس روا نداشت که بدان انکار کند بل که همگنان آن را از فرض کفایت شمردند، تا اگر همه خلق از دعوت خلق به دین و نشر آن اندر میان مسلمانان اعراض کنند، و هرکسی بر سرِ شغلِ خویش اقبال کنند، همه اندر حرج باشند. و اندر برخی از احوال آن را واجب دانستند...

ابوالمظفر إسفراینیِ شافعی (471ق)،
تاج التراجم في تفسیر القرآن للأعاجم،
صص8،9،
تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1375.


@AdnanFallahi
👍10🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
هیتلر به راستی قاطع‌ترین پیشقراول برتری دائمی نژاد سفید بود و هیچ چیز برای او خواستنی‌تر از این نبود که آلمان از طریق هم‌پیمانی با بریتانیای بزرگ، سردار جنگ اروپای متحد علیه اتحاد شورویِ "بربر" و "آسیایی" باشد. اما از آنجا که در عین حال باور داشت باید به نبرد…
صهیونیسم در ۱۹۰۴ یعنی در سال مرگ زودهنگام هرتزل نیز سازه‌ای به غایت چند لایه بود: "سکولار" و در عین حال لبریز از امیدی "منجی گرایانه"، مدرن و در عین حال متاثر از نقد مدرنیته و چه‌بسا نقد روشنگری، خاص‌گرایانه و درعین‌حال جهانی، مشتاق آینده و در عین حال جهت‌یافته بر اساس گذشته، قدرتی مستعمره‌ساز و در عین حال جنبش رهایی‌بخش ملی.

ارنست نولته،
اسلام‌گرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
ص۱۳۱،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.


@AdnanFallahi
👍9
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
صهیونیسم در ۱۹۰۴ یعنی در سال مرگ زودهنگام هرتزل نیز سازه‌ای به غایت چند لایه بود: "سکولار" و در عین حال لبریز از امیدی "منجی گرایانه"، مدرن و در عین حال متاثر از نقد مدرنیته و چه‌بسا نقد روشنگری، خاص‌گرایانه و درعین‌حال جهانی، مشتاق آینده و در عین حال جهت‌یافته…
در واقع به قدرت رسیدن هیتلر پروژه صهیونیستی را نجات داد زیرا هم باعث شد شمار مهاجرت یهودیان بسیار افزایش یابد و هم با امضای قراردادی میان آلمان و "آژانس یهود" موسوم به قرارداد هاوارا (Haavara Agreement) زمینه مساعد مالی برای این فرار فراهم شد.

ارنست نولته،
اسلام‌گرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
صص۱۹۳،۱۹۴،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.


@AdnanFallahi
👍9
... در سخنان ابن مقفع و مطالبی که در ضمن رساله های خویش می‌آورد بسیاری از نکات و مسائل سیاسی کتاب ما را می‌توان یافت ولی نه آنچنانکه ما آنها را با برهان و دلیل یاد کرده ایم بلکه او سخنان خویش را بشیوۀ خطابه متحلّی ساخته و اسلوب نامه‌نگاری و بلاغت سخن را بکار برده است.

ابن خلدون،
مقدمه،
1/73،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.


@AdnanFallahi
👍7
در مناظره‌ی بین آقایان غنی نژاد و جبراییلی درباره‌ی اقتصاد ایران و اقتصاد نئولیبرال و...، د. غنی نژاد در دقیقه‌ی 60 مناظره اعلان کرد که ترامپ و اوباما طرفدار اقتصاد آزاد (یا لیبرالیسم کلاسیک) نیستند و این مسأله را نفهمیده و خلاف آن عمل کرده‌اند (با اشاره به بحث تعرفه‌های دولتی ترامپ).
من البته اقتصاددان نیستم اما به اختلافات نظری بین هایک و پوپر درباره‌ی این مفاهیم کلان واقفم. پوپر یکی از سرسخت‌ترین منتقدان مارکس و سوسیالیسم بود و نقدهای مفصل او بر اقتصاد سیاسی مارکس مورد توجه کسانی چون آیزیا برلین هم قرار گرفت. از آن سو پوپر قرابت خاصی هم با هایک (از برجسته‌ترین نمایندگان اندیشه‌ی لیبرالیسم کلاسیک در اقتصاد) داشت و به این نکته تصریح هم کرده است. اما پوپر در بخش نقد مارکس در کتاب جامعه‌ی باز و دشمنانش، از مفهوم (unrestrained capitalism) ـ که د. عزت‌الله فولادوند آن را به "سرمایه‌داری افسارگسیخته" ترجمه کرده است ـ برای وصف اوضاع و احوال اقتصادی عصر مارکس استفاده می‌کند و به شدت منتقد این وضعیت است. بنابراین به نظر می‌رسد پوپر سرمایه‌داریِ آزاد از هر گونه مقررات دولتی را نمی‌پذیرفت. این چیزی است که جرمی شی‌یرمر مفسر اندیشه‌ی سیاسی پوپر نیز بدان اشاره کرده است. خاستگاه این تفکر پوپر به این تز کانونی وی بر می‌گشت که وی معتقد بود آزادی در معرض امکان سوءاستفاده است و آزادی اقتصادی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
برخی جزییات این دیدگاه پوپر و تفاوت‌هایش با هایک را در این مقاله آورده‌ام.


@AdnanFallahi
👍7🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... در سخنان ابن مقفع و مطالبی که در ضمن رساله های خویش می‌آورد بسیاری از نکات و مسائل سیاسی کتاب ما را می‌توان یافت ولی نه آنچنانکه ما آنها را با برهان و دلیل یاد کرده ایم بلکه او سخنان خویش را بشیوۀ خطابه متحلّی ساخته و اسلوب نامه‌نگاری و بلاغت سخن را بکار…
... ناگزیر باید حاکمی در میان آنان [= نوع بشر] باشد که از تجاوز دسته‌ای به دسته‌ی دیگر دفاع کند، زیرا تجاوز و ستم در طبایع حیوانی بشر مخمر است...

ابن خلدون،
مقدمه،
1/79،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.


@AdnanFallahi
👍10
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در واقع به قدرت رسیدن هیتلر پروژه صهیونیستی را نجات داد زیرا هم باعث شد شمار مهاجرت یهودیان بسیار افزایش یابد و هم با امضای قراردادی میان آلمان و "آژانس یهود" موسوم به قرارداد هاوارا (Haavara Agreement) زمینه مساعد مالی برای این فرار فراهم شد. ارنست نولته،…
همانگونه که ۱۵۰ سال پیش از آن، مقاومت اسپانیایی‌ها در برابر ناپلئون را می‌شد متضاد تفسیر کرد، در زمان حال نیز همه قیام‌های ضداستعماری و تا آینده‌ای نامعلوم همه جنبشهای "ستمدیدگان" را می‌شود به همین نحو متضاد فهمید: به منزله مقاومت "مبارزان آزادی" در برابر "تروریسم دولتیِ" سرکوبگران، یا به منزله حمله راهزنان و آشوبگران علیه دولتی مشروع.

ارنست نولته،
اسلام‌گرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
ص۲۵۵،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.


@AdnanFallahi
1👍8👎1
[نماینده‌ی سپاه پیروز آتن خطاب به نماینده‌ی سپاه مغلوب مِلوس:] ما و شما هر دو می‌دانیم که در ارتباط‌های آدمیان، حق در آنجا معنی دارد که هر دو طرف از لحاظ قدرت برابر باشند؛ و در غیر این صورت طرف قوی هر کاری را که بتواند می‌کند و ضعیف چاره‌ای جز تحمل ندارد

توسیدید (حدود 400 پیش از میلاد)،
تاریخ جنگ‌های پلوپونزی، کتاب پنجم، بند89،
ترجمه محمد حسن لطفی،
تهران: انتشارات خوارزمی، 1377.


@AdnanFallahi
👍13
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
همانگونه که ۱۵۰ سال پیش از آن، مقاومت اسپانیایی‌ها در برابر ناپلئون را می‌شد متضاد تفسیر کرد، در زمان حال نیز همه قیام‌های ضداستعماری و تا آینده‌ای نامعلوم همه جنبشهای "ستمدیدگان" را می‌شود به همین نحو متضاد فهمید: به منزله مقاومت "مبارزان آزادی" در برابر…
وقتی گفته‌های مشابه و کمی متأخرتر وینستون چرچیل را مدنظر قرار می‌دهیم که یهودیت جهانی را به دو دسته بلشویک های بین‌المللی و غالباً خداناباور ـ و در واکنش به آن ـ "صهیونیست‌های ملی‌گرا" تقسیم می کرد، به رغم تنوع انگیزه‌ها این فرضیه بیراه نیست اگر گفته شود: انگیزه اصلی انگلیسی ها برای طرح بیانیه بالفور در پی ارزشمندپنداشتن قدرت یهودیان، نخست این اراده بود که کمک یهودیان را برای جلوگیری از فرو غلتیدن شرکای روس در انقلاب جلب کنند و برای پس از انقلاب نیز این خواسته در میان بود که یهودیان صهیونیست در برابر یهودیان بلشویست قرار داده شوند. ممکن است در چنین فرضیه ای، قدرت یهودیان آشکارا دست بالا تخمین زده شده باشد، اما در عین حال قرابت آن با یکی از اظهارنظرهای بعدی وایزمن نیز آشکار است؛ آنجا که او می گوید: انگلستان بهتر از دیگر ملت‌ها فهمیده است "مسئله یهود که چون سایه‌ای بر سر جهان سنگینی می کند هم می تواند نوعی نیروی سازنده پرقدرت باشد و هم ابزار نیرومند ویرانی"
در این میان تامل برانگیزترین منازعه سر بیانیه بالفور درون دولت بریتانیا رخ داده بود. سِر ادوین مونتاگو (دولت‌مرد یهودی‌تبار بریتانیایی)، وزیر امور هند، گمان می کرد برای دفاع از ماهیت وجودی خود باید در برابر این بیانیه مقاومت کند. به این دلیل که به باور او اگر ملتی یهودی وجود می‌داشت او دیگر نمی توانست خود را صددرصد بریتانیایی بپندارد. زیرا در این صورت وفاداری او ضرورتاً باید متعلق به دو ملت می شد در حالی که او می خواست تنها به یکی از این دو ملت یعنی ملت بریتانیا متعلق باشد. قضاوت پایانی او بسیار روشن و قاطع بود: "دولت [بریتانیا] ضربه‌ای جبران ناشدنی به یهودیان بریتانیا زد. دولت کوشیده است ملتی بسازد که اصلا وجود ندارد. بی آنکه ضرورتی داشته باشد، به کل جهان اسلام هشدار داده است و اگر در این‌کار موفق شود، فلسطینی ژرمنی‌شده در کنار مصر ایجاد کرده است"

ارنست نولته،
اسلام‌گرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
صص۱۴۲،۱۴۳
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.


@AdnanFallahi
👍10👎1
اطلاع‌رسانی آثار فلسفی به تازگی انتشار یافته / در دست ترجمه
War ترجمه مدخل "جنگ" از دانشنامه فلسفی استنفورد در دست کار است. مترجم: عدنان فلّاحی ناشر: نشر مردم‌نگار #ترجمه @philobooks
هدف از داشتن نیروهای مسلح، و نیت بسیاری از کسانی که در آن‌ها خدمت می‌کنند، محافظت از غیرنظامیان در برابر غارت‌های جنگ است. این به معنای مقابله با تهدیدها و دور کردن آتش [سلاح‌ها] از آن‌هاست. جنگجویان خود را بین دشمن و هموطنان غیرنظامی خود قرار می‌دهند و به نیابت از هموطنان خود می‌جنگند. اگر آن‌ها از قوانین جنگ پیروی کنند، به وضوح خود را از جمعیت غیرنظامی متمایز می‌کنند، یونیفرم می‌پوشند و سلاح‌های خود را آشکارا حمل می‌کنند. آن‌ها به طور ضمنی به دشمنان خود می‌گویند: "شما باید سلاح‌های خود را زمین بگذارید. اما اگر قرار است بجنگید، پس با ما بجنگید". این، یک چشم‌پوشی محدود [جنگجویان] از حقوقشان در برابر آسیب را شکل می‌دهد و مانند یک چشم‌پوشی کامل، دلایل پیش روی دشمنانشان را تغییر می‌دهد ـ در این وضعیت، با فرض برابر بودن سایر شرایط، کشتن غیرنظامیان بدتر است. البته در بیشتر موارد، جنگجویان ناعادل باید به سادگی جنگ را متوقف کنند. اما این چشم‌پوشیِ مشروطِ دشمنان از حقوق خود، به این معناست که اگر [جنگجویان غیرعادل] قرار نیست سلاح‌ها را زمین بگذارند، بهتر است جنگجویان را هدف قرار دهند تا غیرجنگجویان.

مدخل "جنگ" از دانشنامه‌ی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه از همین قلم


@AdnanFallahi
👍8
اشکان زارع
ایران همچو بقیه امور مفاهیم علوم انسانی هم با شعبده‌بازی‌های اصلاحات طلبانه، کمونیستی سوسیالیستی، و البته امت‌گرایان به موضوعات بی‌ربط مبدل شده‌اند. محافظه‌کاری توسط روزنامه‌های اصلاحات طلب‌ها تبدیل شد به «هسته سخت قدرت» و البته «ارتجاع»، آتش بیار این تحریف…
محافظه‌کاری و عُرف

فارغ از اینکه کپی کردن مفاهیم سیاسی متولد شده در بستر اندیشه‌ی اروپایی و غربی ـ مانند اندیشه‌ی محافظه‌کاری ـ چه شأنی دارد و نیز سوای اینکه مختصات اندیشه‌ی محافظه‌کاری ایرانی چه چیزی می‌تواند باشد، محافظه‌کاری به معنای پیروی از عرف یا مد زمانه نیست! محافظه‌کاری لاجرم باید هسته‌های سختی داشته باشد که نتوان آنها را سیال کرد. محافظه‌کاری دینی و سکولار هر دو بر جنبه‌های ناقص آدمی تأکید دارند: اولی بر نقصان اخلاقی و دومی بر نقصان فکری[1]. این دو پیش‌فرض لاجرم اندیشه‌ی محافظه‌کار را از پیروی از مد زمانه بر حذر می‌دارد، بگذریم از اینکه اساسا بسیاری معتقدند که خاستگاه تولد محافظه‌کاری، بریتانیا و تفکرات ادموند برک بود که به پیوند افکارش با نهاد مسیحیت مستقر تصریح می‌کرد. اف. جِی. سی. هیرنشا استاد برجسته‌ی تاریخ بریتانیا در قرون میانی، 12ویژگی را برای محافظه‌کاری برمی‌شمرد که موارد ذیل از آن جمله‌اند: پاسداشت گذشته، مخالفت با انقلاب، بنیان دینی دولت، ریشه‌ی الهی اقتدار مشروع، اولویت تکالیف بر حقوق[2].
با این مقدمات، با زدن چند مثال ملموس می‌توان عملا نسبت بین محافظه‌کاری و عرف را روشن کرد. اگر قرار باشد محافظه‌کاری به دنبال عرف و عادت زمانه راه بیفتد، ادموند برک می‌بایست در کسوت حامیان سرسخت انقلاب فرانسه درمی‌آمد و طبایع و سلایق مندرج در آن ـ که حمایت توده‌ای و اجتماعی گسترده‌ای هم داشت ـ را می‌پذیرفت. مثال دیگر را می‌توان از دوران کنونی وام گرفت. شکی نیست که ایده‌های اخلاقی چپ فرهنگی و جریان موسوم به ووک (woke) اینک در کشوری چون امریکا به مراتب قوی‌تر از چند دهه‌ی پیش است و به ساخت یک عرف و عادت گسترده نیز منجر شده است. اگر قرار باشد محافظه‌کاری امریکایی دنبال عرف راه بیفتد باید آغوش خود را برای این جریان باز کند و تمام استانداردهای اخلاقی آن را ـ تحت عنوان گشودگی به عرف ـ بپذیرد. مثال سوم را می‌توان درباره‌ی میهن خودمان لحاظ کرد: اگر فرضا روزی روزگاری عرف زمانه با سنت‌ها یا نمادهایی چون نوروز، شاهنامه و امثالهم از در تضاد درآید آیا محافظه‌کاری "ایرانی" باید به دنبال این مد و عرف راه بیفتد؟؟
اما بحث عرفی شدن پوشش یا حجاب ربطی به محافظه‌کاری ندارد. بله! محافظه‌کاری می‌تواند ذیل قبول آزادی‌های اجتماعی و فردی، با اجبار کردن سبک زندگی خاصی مخالفت ورزد. در اینجا بحث وارد فلسفه‌ی حقوق و حقوق جزا خواهد شد؛ اینکه دولت تا چه حدی می‌تواند در آزادی‌های اجتماعی دخالت کند و نقش عرف و فرهنگ در اینجا برجسته خواهد شد[3]. اما محافظه‌کاری به معنای احترام به تمام فرهنگ‌ها، سبک‌ها و عرف و عادات اجتماعی نیست! شخص محافظه‌کار ممکن است ضمن پافشاری بر صحت و اتقان یک سبک زندگی خاص، با دیگر سبک‌های زندگی مدارا کند. و صدالبته فرق بین مدارا با قبول بسیار است.
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. Anthony Quinton, The politics of imperfection: The religious and secular traditions of conservative thought in England from Hooker to Oakeshott, pp. 13,14, Faber & Faber, 1978
[2]. F. J. C. Hearnshaw, Conservatism in England: an analytical, historical, and political survey, p. 22, Howarp Fertic, Inc. Edition, 1967.
[3]. برای مطالعه نک: هربرت هارت، قانون آزادی و اخلاق: درآمدی به فلسفه حقوق کیفری، ترجمه د. محمد راسخ، نشر نی.

✍️عدنان فلّاحی


https://t.me/AdnanFallahi
👍5👎1
روایت است که چون زید بن علی آهنگ بیعت برای خود کرد، امام باقر (ع) به او فرمود:
در این خاندان حکایت آن کس که پیش از برخاستن مهدیِ خاندان قیام کند، حکایت جوجه ای است که پیش از استواریِ بالهای خود بپرد و چون چنین کند فرو افتد و کودکان او را بردارند و بازیچه سازند. درباره جان خویش از خدا پروا کن و از این بترس که فردا در کُناسه[ی کوفه] به دار آویخته شوی".


ابن شهرآشوب مازندرانی (588ق)،
مناقب آل ابی طالب،
5/3040،
ترجمه و تحقیق: حسین صابری،
تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1392.


@AdnanFallahi
👍15👎3
در تاریخ بخاری، کمتر از 7درصد سرگذشت‌نامه‌ها دارای تاریخ وفات است و در کمتر از نیم درصد آنها ذکری از تاریخ تولد به میان می آید. به علاوه حدود نیم درصد سرگذشت‌نامه‌ها دارای تاریخهایی است که زمان زندگی صاحب سرگذشت را معین می کند.

فرانتس روزنتال،
تاریخ تاریخ‌نگاری در اسلام،
1/25
ترجمه اسدالله آزاد
انتشارات آستان قدس، 1366.


@AdnanFallahi
👍10
... رشید رضا در [مجله‌ی] «العروة الوثقی» و آموزه‌های [استادش شیخ حسین] الجسر و [ابوحامد] غزالی پیام دیگری را نیز کشف کرد که تأثیر عمیقی بر دیدگاه اجتماعی او داشت. هر سه منبع یک ایده اساسی را به او القا کردند: علما مقصر انحطاط جامعه اسلامی بودند و بنابراین به اصلاح نیاز داشتند. در اوایل قرن دوازدهم میلادی، غزالی اکثر علما را به دلیل دنیاگرایی و ارتباط با حاکمان مورد انتقاد قرار داده بود... و [جمال الدین] افغانی و [محمد] عبده در «العروة الوثقی» اشاره کرده بودند که «رنسانس» اسلام و پیروزی آن بر استعمار غربی، به «رنسانس» علما بستگی دارد...

Mahmoud O. haddad,
"Muḥammad Rashīd Riḍā",
Now in: Islamic Legal Thought: A Compendium of Muslim Jurists, p. 463, Leiden: Brill, 2013


@AdnanFallahi
👍9🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
وقتی گفته‌های مشابه و کمی متأخرتر وینستون چرچیل را مدنظر قرار می‌دهیم که یهودیت جهانی را به دو دسته بلشویک های بین‌المللی و غالباً خداناباور ـ و در واکنش به آن ـ "صهیونیست‌های ملی‌گرا" تقسیم می کرد، به رغم تنوع انگیزه‌ها این فرضیه بیراه نیست اگر گفته شود:…
اگر این شرط مبنا قرار گیرد که همه تصمیم گیری ها درباره تعیین سرنوشت ملی و واگذاری سرپرستی ها باید مبتنی بر جمعیت موجود باشد (شرطی که برای ویلسون و جامعه ملل بدیهی بود) قضاوت نهایی درباره بیانیه بالفور چیزی مگر این نمی تواند باشد: این بیانیه بر حسب مجموعه‌ای از انگیزه ها که دست‌کم برخی از آنها نجیبانه و برخی دیگر هم به هر حال قابل درک بود جمعیت موجود در سرزمینی را که مسئول سرپرستی اش بود اصلاً موضوع سیاست خود قرار نداد؛ بلکه مبنا را بر گروهی بیگانه نهاد که ادعاهایش ریشه در گذشته‌ای بسیار دور داشت و از این لحاظ کاملاً نامشروع بود. به این ترتیب این بیانیه شدیدترین تخطی از اصول ایده جامعه ملل بود.
زمانی می‌توان [درباره بیانیه بالفور] از مشروعیت سخن گفت که اصل‌ِ کاملا متفاوتی مبنا قرار گیرد: اصل مشروعیت تاریخی... مهاجرت صهیونیستی به فلسطین و رخدادهای جنگ جهانی دوم اگر از سوی بریتانیایی‌ها به نادرست به انقلاب روسیه و نفوذ آلمانی ها بر ترکان ربط داده نمی‌شد، در نهایت تنها می‌توانست به شکل‌گیری یک استان یهودی خودمختار در کشوری عربی بیانجامد.


ارنست نولته،
اسلام‌گرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
صص۱۴۳،۱۴۴
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.


@AdnanFallahi
👍5
... ان الإفرنج اليوم أقرب منا إلى هداية ديننا وسيرة سلفنا الصالح في أمور كثيرة...

محمد رشید رضا،
"الجود والإحسان"، المنار، المجلد22، ص79، 1920.


@AdnanFallahi
👍5👎1
فرد باید که فاشیسم را یک روش بداند، بیش از آن که یک نظام فلسفی باشد...

جووانی جنتیله،
سرچشمه‌ها و دکترین فاشیسم،
ص32،
ترجمه سهیل صفاری،
کاری از انجمن نازی‌سنتر.


@AdnanFallahi
👍7