تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
3.05K subscribers
71 photos
11 videos
57 files
744 links
درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی

* صفحه‌ی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
Download Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
همانگونه که ۱۵۰ سال پیش از آن، مقاومت اسپانیایی‌ها در برابر ناپلئون را می‌شد متضاد تفسیر کرد، در زمان حال نیز همه قیام‌های ضداستعماری و تا آینده‌ای نامعلوم همه جنبشهای "ستمدیدگان" را می‌شود به همین نحو متضاد فهمید: به منزله مقاومت "مبارزان آزادی" در برابر…
وقتی گفته‌های مشابه و کمی متأخرتر وینستون چرچیل را مدنظر قرار می‌دهیم که یهودیت جهانی را به دو دسته بلشویک های بین‌المللی و غالباً خداناباور ـ و در واکنش به آن ـ "صهیونیست‌های ملی‌گرا" تقسیم می کرد، به رغم تنوع انگیزه‌ها این فرضیه بیراه نیست اگر گفته شود: انگیزه اصلی انگلیسی ها برای طرح بیانیه بالفور در پی ارزشمندپنداشتن قدرت یهودیان، نخست این اراده بود که کمک یهودیان را برای جلوگیری از فرو غلتیدن شرکای روس در انقلاب جلب کنند و برای پس از انقلاب نیز این خواسته در میان بود که یهودیان صهیونیست در برابر یهودیان بلشویست قرار داده شوند. ممکن است در چنین فرضیه ای، قدرت یهودیان آشکارا دست بالا تخمین زده شده باشد، اما در عین حال قرابت آن با یکی از اظهارنظرهای بعدی وایزمن نیز آشکار است؛ آنجا که او می گوید: انگلستان بهتر از دیگر ملت‌ها فهمیده است "مسئله یهود که چون سایه‌ای بر سر جهان سنگینی می کند هم می تواند نوعی نیروی سازنده پرقدرت باشد و هم ابزار نیرومند ویرانی"
در این میان تامل برانگیزترین منازعه سر بیانیه بالفور درون دولت بریتانیا رخ داده بود. سِر ادوین مونتاگو (دولت‌مرد یهودی‌تبار بریتانیایی)، وزیر امور هند، گمان می کرد برای دفاع از ماهیت وجودی خود باید در برابر این بیانیه مقاومت کند. به این دلیل که به باور او اگر ملتی یهودی وجود می‌داشت او دیگر نمی توانست خود را صددرصد بریتانیایی بپندارد. زیرا در این صورت وفاداری او ضرورتاً باید متعلق به دو ملت می شد در حالی که او می خواست تنها به یکی از این دو ملت یعنی ملت بریتانیا متعلق باشد. قضاوت پایانی او بسیار روشن و قاطع بود: "دولت [بریتانیا] ضربه‌ای جبران ناشدنی به یهودیان بریتانیا زد. دولت کوشیده است ملتی بسازد که اصلا وجود ندارد. بی آنکه ضرورتی داشته باشد، به کل جهان اسلام هشدار داده است و اگر در این‌کار موفق شود، فلسطینی ژرمنی‌شده در کنار مصر ایجاد کرده است"

ارنست نولته،
اسلام‌گرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
صص۱۴۲،۱۴۳
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.


@AdnanFallahi
👍10👎1
اطلاع‌رسانی آثار فلسفی به تازگی انتشار یافته / در دست ترجمه
War ترجمه مدخل "جنگ" از دانشنامه فلسفی استنفورد در دست کار است. مترجم: عدنان فلّاحی ناشر: نشر مردم‌نگار #ترجمه @philobooks
هدف از داشتن نیروهای مسلح، و نیت بسیاری از کسانی که در آن‌ها خدمت می‌کنند، محافظت از غیرنظامیان در برابر غارت‌های جنگ است. این به معنای مقابله با تهدیدها و دور کردن آتش [سلاح‌ها] از آن‌هاست. جنگجویان خود را بین دشمن و هموطنان غیرنظامی خود قرار می‌دهند و به نیابت از هموطنان خود می‌جنگند. اگر آن‌ها از قوانین جنگ پیروی کنند، به وضوح خود را از جمعیت غیرنظامی متمایز می‌کنند، یونیفرم می‌پوشند و سلاح‌های خود را آشکارا حمل می‌کنند. آن‌ها به طور ضمنی به دشمنان خود می‌گویند: "شما باید سلاح‌های خود را زمین بگذارید. اما اگر قرار است بجنگید، پس با ما بجنگید". این، یک چشم‌پوشی محدود [جنگجویان] از حقوقشان در برابر آسیب را شکل می‌دهد و مانند یک چشم‌پوشی کامل، دلایل پیش روی دشمنانشان را تغییر می‌دهد ـ در این وضعیت، با فرض برابر بودن سایر شرایط، کشتن غیرنظامیان بدتر است. البته در بیشتر موارد، جنگجویان ناعادل باید به سادگی جنگ را متوقف کنند. اما این چشم‌پوشیِ مشروطِ دشمنان از حقوق خود، به این معناست که اگر [جنگجویان غیرعادل] قرار نیست سلاح‌ها را زمین بگذارند، بهتر است جنگجویان را هدف قرار دهند تا غیرجنگجویان.

مدخل "جنگ" از دانشنامه‌ی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه از همین قلم


@AdnanFallahi
👍8
اشکان زارع
ایران همچو بقیه امور مفاهیم علوم انسانی هم با شعبده‌بازی‌های اصلاحات طلبانه، کمونیستی سوسیالیستی، و البته امت‌گرایان به موضوعات بی‌ربط مبدل شده‌اند. محافظه‌کاری توسط روزنامه‌های اصلاحات طلب‌ها تبدیل شد به «هسته سخت قدرت» و البته «ارتجاع»، آتش بیار این تحریف…
محافظه‌کاری و عُرف

فارغ از اینکه کپی کردن مفاهیم سیاسی متولد شده در بستر اندیشه‌ی اروپایی و غربی ـ مانند اندیشه‌ی محافظه‌کاری ـ چه شأنی دارد و نیز سوای اینکه مختصات اندیشه‌ی محافظه‌کاری ایرانی چه چیزی می‌تواند باشد، محافظه‌کاری به معنای پیروی از عرف یا مد زمانه نیست! محافظه‌کاری لاجرم باید هسته‌های سختی داشته باشد که نتوان آنها را سیال کرد. محافظه‌کاری دینی و سکولار هر دو بر جنبه‌های ناقص آدمی تأکید دارند: اولی بر نقصان اخلاقی و دومی بر نقصان فکری[1]. این دو پیش‌فرض لاجرم اندیشه‌ی محافظه‌کار را از پیروی از مد زمانه بر حذر می‌دارد، بگذریم از اینکه اساسا بسیاری معتقدند که خاستگاه تولد محافظه‌کاری، بریتانیا و تفکرات ادموند برک بود که به پیوند افکارش با نهاد مسیحیت مستقر تصریح می‌کرد. اف. جِی. سی. هیرنشا استاد برجسته‌ی تاریخ بریتانیا در قرون میانی، 12ویژگی را برای محافظه‌کاری برمی‌شمرد که موارد ذیل از آن جمله‌اند: پاسداشت گذشته، مخالفت با انقلاب، بنیان دینی دولت، ریشه‌ی الهی اقتدار مشروع، اولویت تکالیف بر حقوق[2].
با این مقدمات، با زدن چند مثال ملموس می‌توان عملا نسبت بین محافظه‌کاری و عرف را روشن کرد. اگر قرار باشد محافظه‌کاری به دنبال عرف و عادت زمانه راه بیفتد، ادموند برک می‌بایست در کسوت حامیان سرسخت انقلاب فرانسه درمی‌آمد و طبایع و سلایق مندرج در آن ـ که حمایت توده‌ای و اجتماعی گسترده‌ای هم داشت ـ را می‌پذیرفت. مثال دیگر را می‌توان از دوران کنونی وام گرفت. شکی نیست که ایده‌های اخلاقی چپ فرهنگی و جریان موسوم به ووک (woke) اینک در کشوری چون امریکا به مراتب قوی‌تر از چند دهه‌ی پیش است و به ساخت یک عرف و عادت گسترده نیز منجر شده است. اگر قرار باشد محافظه‌کاری امریکایی دنبال عرف راه بیفتد باید آغوش خود را برای این جریان باز کند و تمام استانداردهای اخلاقی آن را ـ تحت عنوان گشودگی به عرف ـ بپذیرد. مثال سوم را می‌توان درباره‌ی میهن خودمان لحاظ کرد: اگر فرضا روزی روزگاری عرف زمانه با سنت‌ها یا نمادهایی چون نوروز، شاهنامه و امثالهم از در تضاد درآید آیا محافظه‌کاری "ایرانی" باید به دنبال این مد و عرف راه بیفتد؟؟
اما بحث عرفی شدن پوشش یا حجاب ربطی به محافظه‌کاری ندارد. بله! محافظه‌کاری می‌تواند ذیل قبول آزادی‌های اجتماعی و فردی، با اجبار کردن سبک زندگی خاصی مخالفت ورزد. در اینجا بحث وارد فلسفه‌ی حقوق و حقوق جزا خواهد شد؛ اینکه دولت تا چه حدی می‌تواند در آزادی‌های اجتماعی دخالت کند و نقش عرف و فرهنگ در اینجا برجسته خواهد شد[3]. اما محافظه‌کاری به معنای احترام به تمام فرهنگ‌ها، سبک‌ها و عرف و عادات اجتماعی نیست! شخص محافظه‌کار ممکن است ضمن پافشاری بر صحت و اتقان یک سبک زندگی خاص، با دیگر سبک‌های زندگی مدارا کند. و صدالبته فرق بین مدارا با قبول بسیار است.
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. Anthony Quinton, The politics of imperfection: The religious and secular traditions of conservative thought in England from Hooker to Oakeshott, pp. 13,14, Faber & Faber, 1978
[2]. F. J. C. Hearnshaw, Conservatism in England: an analytical, historical, and political survey, p. 22, Howarp Fertic, Inc. Edition, 1967.
[3]. برای مطالعه نک: هربرت هارت، قانون آزادی و اخلاق: درآمدی به فلسفه حقوق کیفری، ترجمه د. محمد راسخ، نشر نی.

✍️عدنان فلّاحی


https://t.me/AdnanFallahi
👍5👎1
روایت است که چون زید بن علی آهنگ بیعت برای خود کرد، امام باقر (ع) به او فرمود:
در این خاندان حکایت آن کس که پیش از برخاستن مهدیِ خاندان قیام کند، حکایت جوجه ای است که پیش از استواریِ بالهای خود بپرد و چون چنین کند فرو افتد و کودکان او را بردارند و بازیچه سازند. درباره جان خویش از خدا پروا کن و از این بترس که فردا در کُناسه[ی کوفه] به دار آویخته شوی".


ابن شهرآشوب مازندرانی (588ق)،
مناقب آل ابی طالب،
5/3040،
ترجمه و تحقیق: حسین صابری،
تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1392.


@AdnanFallahi
👍15👎3
در تاریخ بخاری، کمتر از 7درصد سرگذشت‌نامه‌ها دارای تاریخ وفات است و در کمتر از نیم درصد آنها ذکری از تاریخ تولد به میان می آید. به علاوه حدود نیم درصد سرگذشت‌نامه‌ها دارای تاریخهایی است که زمان زندگی صاحب سرگذشت را معین می کند.

فرانتس روزنتال،
تاریخ تاریخ‌نگاری در اسلام،
1/25
ترجمه اسدالله آزاد
انتشارات آستان قدس، 1366.


@AdnanFallahi
👍10
... رشید رضا در [مجله‌ی] «العروة الوثقی» و آموزه‌های [استادش شیخ حسین] الجسر و [ابوحامد] غزالی پیام دیگری را نیز کشف کرد که تأثیر عمیقی بر دیدگاه اجتماعی او داشت. هر سه منبع یک ایده اساسی را به او القا کردند: علما مقصر انحطاط جامعه اسلامی بودند و بنابراین به اصلاح نیاز داشتند. در اوایل قرن دوازدهم میلادی، غزالی اکثر علما را به دلیل دنیاگرایی و ارتباط با حاکمان مورد انتقاد قرار داده بود... و [جمال الدین] افغانی و [محمد] عبده در «العروة الوثقی» اشاره کرده بودند که «رنسانس» اسلام و پیروزی آن بر استعمار غربی، به «رنسانس» علما بستگی دارد...

Mahmoud O. haddad,
"Muḥammad Rashīd Riḍā",
Now in: Islamic Legal Thought: A Compendium of Muslim Jurists, p. 463, Leiden: Brill, 2013


@AdnanFallahi
👍9🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
وقتی گفته‌های مشابه و کمی متأخرتر وینستون چرچیل را مدنظر قرار می‌دهیم که یهودیت جهانی را به دو دسته بلشویک های بین‌المللی و غالباً خداناباور ـ و در واکنش به آن ـ "صهیونیست‌های ملی‌گرا" تقسیم می کرد، به رغم تنوع انگیزه‌ها این فرضیه بیراه نیست اگر گفته شود:…
اگر این شرط مبنا قرار گیرد که همه تصمیم گیری ها درباره تعیین سرنوشت ملی و واگذاری سرپرستی ها باید مبتنی بر جمعیت موجود باشد (شرطی که برای ویلسون و جامعه ملل بدیهی بود) قضاوت نهایی درباره بیانیه بالفور چیزی مگر این نمی تواند باشد: این بیانیه بر حسب مجموعه‌ای از انگیزه ها که دست‌کم برخی از آنها نجیبانه و برخی دیگر هم به هر حال قابل درک بود جمعیت موجود در سرزمینی را که مسئول سرپرستی اش بود اصلاً موضوع سیاست خود قرار نداد؛ بلکه مبنا را بر گروهی بیگانه نهاد که ادعاهایش ریشه در گذشته‌ای بسیار دور داشت و از این لحاظ کاملاً نامشروع بود. به این ترتیب این بیانیه شدیدترین تخطی از اصول ایده جامعه ملل بود.
زمانی می‌توان [درباره بیانیه بالفور] از مشروعیت سخن گفت که اصل‌ِ کاملا متفاوتی مبنا قرار گیرد: اصل مشروعیت تاریخی... مهاجرت صهیونیستی به فلسطین و رخدادهای جنگ جهانی دوم اگر از سوی بریتانیایی‌ها به نادرست به انقلاب روسیه و نفوذ آلمانی ها بر ترکان ربط داده نمی‌شد، در نهایت تنها می‌توانست به شکل‌گیری یک استان یهودی خودمختار در کشوری عربی بیانجامد.


ارنست نولته،
اسلام‌گرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
صص۱۴۳،۱۴۴
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.


@AdnanFallahi
👍5
... ان الإفرنج اليوم أقرب منا إلى هداية ديننا وسيرة سلفنا الصالح في أمور كثيرة...

محمد رشید رضا،
"الجود والإحسان"، المنار، المجلد22، ص79، 1920.


@AdnanFallahi
👍5👎1
فرد باید که فاشیسم را یک روش بداند، بیش از آن که یک نظام فلسفی باشد...

جووانی جنتیله،
سرچشمه‌ها و دکترین فاشیسم،
ص32،
ترجمه سهیل صفاری،
کاری از انجمن نازی‌سنتر.


@AdnanFallahi
👍7
هدف اصلی [هیتلر] تحمیل سرشت‌نمایی یهودیان به مثابه یک قوم ـ به جای یک دین ـ بود. این گرایش منحصر به نازیسم نبود، چنانکه حتی در بین خود یهودیان قدرت زیادی کسب کرده و نهایتا از خود تصویر یهودی مشتق شده بود ـ ناتوان از پذیرش این احتمال که جماعتِ هزاره‌اش در یک دولت بی‌طرف نسبت به امور دینی، به یک ایمان ساده تقلیل یابد. به این معنا، صهیونیست‌ها معتبرترین یهودیان بودند و آرزوی آنها برای ایجاد یک دولت یهود به هیچ وجه صرفاً به دلیل تمایل به فرار از اضطهاد یهودستیزانه نبود. مبارزات صهیونیست‌ها علیه هواداران همگون‌سازی یهودیان [در جوامع غربی]، معادل تلاش برای حفظ خاص‌بودگیِ تهدیدشونده بود، در حالی که بورژوازی تحصیل کرده عموما موافق زوال قومیت سنتی بود و در همین حال، امید داشت که برخی ویژگی‌های یهودگرایی را بر پیکر جهان مدرن حک کند.

Ernst Nolte,
The European Civil War 1917-1945: National Socialism and Bolshevism,
p. 478,
trans. by Sergio Monsalvo Castañeda, Julio Colón Gómez, Adriana Santo-veña Rodríguez,
Fund for Economic Culture, 1994.


@AdnanFallahi
👍6
اطلاع‌رسانی آثار فلسفی به تازگی انتشار یافته / در دست ترجمه
War ترجمه مدخل "جنگ" از دانشنامه فلسفی استنفورد در دست کار است. مترجم: عدنان فلّاحی ناشر: نشر مردم‌نگار #ترجمه @philobooks
حق کشته نشدن افراد بی‌گناه، سنگین‌ترین و اساسی‌ترین حقوق موجود است. برای اینکه دلیل دیگری بر این حق بچربد یا آن را از ملاحظه خارج کند، باید بسیار قدرتمند باشد. تعهدات جنگجویان برای اطاعت از دستورات [دولت متبوع]، به اندازه‌ی کافی وزنی ندارند [که ناقض حق مذکور باشند] ـ چنان‌که همگان در مورد اطاعت از دستورات غیرقانونی در میدان جنگ بدان اذعان دارند.

مدخل "جنگ" از دانشنامه‌ی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه از همین قلم


@AdnanFallahi
👍7👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... ناگزیر باید حاکمی در میان آنان [= نوع بشر] باشد که از تجاوز دسته‌ای به دسته‌ی دیگر دفاع کند، زیرا تجاوز و ستم در طبایع حیوانی بشر مخمر است... ابن خلدون، مقدمه، 1/79، ترجمه محمد پروین گنابادی، انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362. @AdnanFallahi
باید دانست که تفاوت عادات و رسوم و شئون زندگانی ملتها در نتیجه اختلافی است که در شیوه معاش (اقتصاد) خود پیش میگیرند، چه اجتماع ایشان تنها برای تعاون و همکاری در راه بدست آوردن وسایل معاش است...

ابن خلدون،
مقدمه،
1/225،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.


@AdnanFallahi
👍9
... آفت علوم، تقلید است.
و [سببِ] بیان اوهام حاکم نیشابوری [از سوی ما]، یا از سر غلبه بر راحت‌طلبی و ترک عادت [تقلید از گذشتگان] است یا از سر حُسنِ ظن به علمای پیشین. و به جانم سوگند که این شقِّ دوم [= حسن ظن به علمای پیشین] نیکوست، ولی دلخوش کردن به آن، غیرممکن است...


محمد بن موسی الحازمی (584ق)،
شروط پیشوایان پنج‌گانه در پذیرش اخبار آحاد،
صص20،21،
ترجمه عدنان فلّاحی،
تهران: نشر احسان، 1397.


@AdnanFallahi
👍12
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
محمد قطب... به مانند اکثر چهره‌های جریان صَحوَه [بیداری اسلامی سعودی] در آن دوره، تشکیک در سرشت اسلامی حکمرانی عربستان سعودی را رد کرد و از اهمیت فقراتی از کتاب معالم في الطریق سیّد قطب که در آن سیّد گفته بود که هیچ دولت اسلامی‌ای روی زمین وجود ندارد، کاست...…
از اواخر دهه 1990، جنبش صَحْوَه[موسوم به بیداری اسلامی سعودی] تحولات مهمی را از سر گذراند که منجر به انفکاک آن به سه موجودیت شدیدا رقیب شد: پیروان "بیداری جدید" که خواستار ترک فعالیت سیاسی و بسنده کردن به بازگشت به فعالیت‌های اجتماعی قبل از بحران [درگیری این جنبش با نظام حاکم] شدند، "اسلامگرایان لیبرال" که خواستار اصلاحات اساسی نظام سیاسی در کنار بازنگری در گفتمان دینی رایج بودند، و "نوجهادی‌ها" که در کنار انتقاد از دولت سعودی، جنگ علیه ایالات متحده و حمایت از القاعده را در صدر اولویت‌های خود قرار دادند.
در اینجا گفتنی است ـ و در ادامه خواهیم دید ـ که ظهور این گروه‌ها و درگیری‌هایی که بین آنها اتفاق افتاده است، پیش از وقایع 11 سپتامبر 2001 رخ داد. از این رو حوادث 11سپتامبر در بافتار سعودی، صرفا نقش کاتالیزور برای تحرکاتی را داشتند که عملا مسبوق به سابقه بودند.


ستيفان لاکروا،
زمن الصحوة: الحرکات الاسلامية المعاصرة في السعودية،
ص324،
الترجمة باشراف: عبد الحق الزموري،
بيروت: الشبكة العربية، 2012.


@AdnanFallahi
👍6
مطالعات امریکا

نمودار بیشترین منتفعان از کمک‌های نظامی و غیرنظامی امریکا در فاصله‌ی سال‌های 1946 تا 2024 (ارقام متناسب با ارزش کنونی دلار است).
* منبع: اندیشکده‌ی شورای روابط خارجی (cfr):
https://www.cfr.org/article/us-aid-israel-four-charts#chapter-title-0-2


@AdnanFallahi
👍1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
باید دانست که تفاوت عادات و رسوم و شئون زندگانی ملتها در نتیجه اختلافی است که در شیوه معاش (اقتصاد) خود پیش میگیرند، چه اجتماع ایشان تنها برای تعاون و همکاری در راه بدست آوردن وسایل معاش است... ابن خلدون، مقدمه، 1/225، ترجمه محمد پروین گنابادی، انتشارات علمی…
و بدی از همۀ خصال به آدمی نزدیکتر است، بویژه اگر خودسرانه در چراگاه عادات رها شود و از راه پیروی از دین به تهذیب خود نپردازد؛ و بجز کسانی که خدا آنانرا کامیاب فرموده جماعتهای بسیاری بر این سیرت‌اند. و از جملۀ خویهایی که در میان بشر رواج دارد ستمگری و تجاوز به یکدیگر است، چنانکه دیدگان هر کس به کالای برادرش بیفتد بیدرنگ بدان دست‌درازی میکند تا آنرا برباید، مگر اینکه حاکم و رادعی وی را باز دارد...

ابن خلدون،
مقدمه،
1/240،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.


@AdnanFallahi
👍12
در یک نظریه‌ی لیبرال کلاسیک، تفاوت بین دنیایی از جوامع لیبرال و یک جامعه‌ی لیبرال جهانی [بدون دولت‌های متعدد]، از اهمیت اساسی برخوردار نیست. از آنجا که هدف حکومت در یک جامعه، تضمین آزادی اساسی و حقوق مالکیت شهروندانش است، مرزها در لیبرالیسم کلاسیک از اهمیت اخلاقی زیادی برخوردار نیستند. در مقابل، در چهارچوب لیبرالیسم «جدید»، که بر برنامه‌های بازتوزیعی برای دستیابی به عدالت اجتماعی تأکید می‌کند، اینکه چه کسی در جامعه‌ی سیاسی یا اخلاقی گنجانده شده است، اهمیت زیادی دارد. اگر اصول لیبرال نیازمند بازتوزیع قابل توجهی باشند، آن‌گاه اینکه آیا این اصول فقط در جوامع خاصی اعمال می‌شوند یا اینکه گستره‌ی آنها جهانی‌ست، بسیار مهم است.

https://plato.stanford.edu/entries/liberalism/#NewLib


@AdnanFallahi
👍9
آغاز یک جنبش لیبرال در بریتانیا، خیلی زود با واکنشی علیه انقلاب فرانسه و بی‌اعتمادی به تحسین‌کنندگان آن در انگلستان ـ که می‌کوشیدند ایده‌های لیبرالیسم قاره‌ای یا ساخت‌گرایانه را به انگلستان وارد کنند ـ متوقف شد. پایان این بسط اولیه‌ی لیبرالیسم انگلیسی، با اثر ادموند برک مشخص می‌شود که... به شدت علیه ایده‌های انقلاب فرانسه موضع گرفت.

Friedrich Hayek,
New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas,
p. 125,
Routledge, 1990.


@AdnanFallahi
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و بدی از همۀ خصال به آدمی نزدیکتر است، بویژه اگر خودسرانه در چراگاه عادات رها شود و از راه پیروی از دین به تهذیب خود نپردازد؛ و بجز کسانی که خدا آنانرا کامیاب فرموده جماعتهای بسیاری بر این سیرت‌اند. و از جملۀ خویهایی که در میان بشر رواج دارد ستمگری و تجاوز…
غرور قومی و مهری که خداوند در دلهای بندگان خویش نسبت به خویشاوندان و نزدیکان قرار داده در طبایع بشری وجود دارد و همکاری و یاریگری به یکدیگر وابسته بدان میباشد و بسبب آن شکوه و نهیب ایشان در دل دشمن بزرگ میشود و در این باره از آنچه قرآن در خصوص برادران یوسف ع حکایت کرده میتوان پند گرفت...
و این امر در بشر يک عاطفه طبیعی است از هنگامی که آفریده شده است.


ابن خلدون،
مقدمه،
1/241،242،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.


@AdnanFallahi
👍12
اطلاع‌رسانی آثار فلسفی به تازگی انتشار یافته / در دست ترجمه
War ترجمه مدخل "جنگ" از دانشنامه فلسفی استنفورد در دست کار است. مترجم: عدنان فلّاحی ناشر: نشر مردم‌نگار #ترجمه @philobooks
فرض کنید ارتش آزاد سوریه (FSA) حمله‌ای را علیه رقه، پایگاه داعش، آغاز کند. آن‌ها پیش‌بینی می‌کنند که در حمله‌ی خود مسبب تعدادی تلفات غیرنظامی خواهند شد، اما این تنها از آن روست که داعش انتخاب کرده که از داخل یک منطقه‌ی غیرنظامی عملیات کند و مردم را مجبور کرده است که به "سپرهای انسانی غیرداوطلبانه" بدل شوند. برخی فکر می‌کنند که مسئولیت داعش برای قرار دادن [جان] آن غیرنظامیان در معرض خطر، به ارتش آزاد سوریه اجازه می‌دهد تا در ملاحظات خود ـ به نسبت حالتی که اگر داعش از آن‌ها به مثابه سپرهای انسانی استفاده نمی‌کرد، متناسب می‌بود ـ وزن کمتری برای جان این غیرنظامیان قائل شود.
اما می‌توان به این نیز فکر کرد: حتی اگر داعش عمدتاً مقصر استفاده از غیرنظامیان به مثابه پوشش باشد، چرا این باید به این معنا باشد که آن غیرنظامیان از حمایت‌های ضعیف‌تری در برابر آسیب دیدن برخوردارند؟ ما معمولاً فکر می‌کنیم که حقوق فرد می‌بایست فقط به واسطه‌ی اَعمال خود وی از دست رود یا سلب شود. اما بر اساس استدلال فوق، غیرنظامیان بدون هیچ تقصیر یا انتخابی از جانب خود، از حمایت‌های ضعیف‌تری در برابر کشته شدن برخوردارند. برخی ممکن است فکر کنند که به سبب ارزش مضاعفِ بازداشتن افراد از سوء استفاده‌ی اخلاقی به این روش، معیارهای بی‌مبالات‌تری برای سپرهای انسانیِ غیرارادی اِعمال می‌شود. اما آن استدلال به طرز عجیبی دوری به نظر می‌رسد: ما مردم را به سبب سوء استفاده‌ از تقیدات اخلاقی‌مان، با عدم نشان دادن تقیدات اخلاقی مجازات می‌کنیم. به علاوه، این رویکرد، این عمل [= کشتن غیرنظامیان] را از کنشی که به طور پیش‌بینی شده غیرنظامیان را به مثابه یک اثر جانبیِ اجتناب‌ناپذیرِ ناشی از مقابله با تهدید نظامی می‌کُشد، به عملی تبدیل می‌کند که غیرنظامیان را چونان وسیله‌ای برای ممانعت از سوء استفاده‌های آتی می‌کُشد. این رویه، طوری از غیرنظامیان ابزارسازی می‌کند که توجیه آسیب رساندن به آن‌ها را باز هم دشوارتر می‌کند.


مدخل "جنگ" از دانشنامه‌ی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه از همین قلم


@AdnanFallahi
👍6