تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
3.05K subscribers
71 photos
11 videos
57 files
744 links
درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی

* صفحه‌ی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
Download Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
دولت ترامپ بعد از بازگشت مجدد به قدرت ـ خاصه وزارت خارجه ـ در موضوع خواست آزادی بیان که در متمم اول قانون اساسی این کشور تضمین شده است (اگر محافظت از این اصل، محافظه‌کاری نیست من نمی‌دانم چه چیزی محافظه‌کاری است)، از نفوذ خود برای تلاش در راستای تحدید و تهدید…
منازعه‌ی جریان محافظه‌کاری امریکایی بر سر اینکه نسخه‌ی واقعی یا واقعی‌تر محافظه‌کاری کدام است، شدت بیشتری گرفته است. عمده‌ی اختلافات هم بر سر نسبت ایده‌ی "اول امریکا" با حمایت نامقید از دولت اسراییل است. گزارش مختصری از این منازعات در کنفرانس اخیر سازمان محافظه‌کار TPUSA - که به جنگ داخلی جنبش MAGA تعبیر شده است - را می‌توانید از اینجا بخوانید.


@AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اندیشه‌ی لیبرال همواره کل بشریت را مد نظر دارد و نه فقط بخش‌هایی از آن. این تفکر، در گروه‌های محدود متوقف نمی‌شود؛ به مرز روستا، استان، ملت یا قاره ختم نمی‌شود. اندیشه‌ی لیبرال، جهان‌وطن (cosmopolitan) و وحدت‌اُمت‌گرا (ecumenical) است: همه‌ی انسان‌ها و کل…
وقتی در حکومتی مردمی، معلوم می‌شود مرزهای کشور ـ آن‌گونه که در جریان تاریخ شکل گرفته و در زمان گذار به لیبرالیسم برقرار شده است ـ دیگر با اراده سیاسی شهروندان مطابقت ندارد، این مرزها باید طبق نتایج همه‌پرسی‌هایی که بیان‌کننده‌ی ارادهٔ شهروندان است به شکل صلح‌آمیز تغییر کند. وقتی خواست شهروندانِ یک منطقه مبنی بر این که به کشور دیگری غیر از کشور کنونی‌شان تعلق داشته باشند، به شکل واضحی اعلام شد باید این امکان وجود داشته باشد که مرزهای کشوری جابجا شود...
بنابراین حق تعیین سرنوشت در مورد مسئلهٔ تعلق به کشور به این معناست که وقتی ساکنان منطقه‌ای ـ چه یک روستا باشد و چه یک منطقه یا مجموعه‌ای از مناطق به هم پیوسته ـ در همه‌پرسی‌هایی بدون اِعمال نفوذ بیرونی اعلام کرده باشند نمی‌خواهند متعلق به کشوری بمانند که هم‌اکنون به آن تعلق دارند بلکه می‌خواهند کشوری مستقل تشکیل دهند یا خواستار تعلق به کشور دیگری‌اند، باید این خواسته محترم شمرده شود. تنها این راه می‌تواند به شکل مؤثری از جنگهای داخلی، انقلاب‌ها و جنگ‌ها میان کشورها جلوگیری کند.


لودویگ فون‌میزس،
لیبرالیسم،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، 1401.
نسخه‌ی الکترونیکی
#لیبرالیسم_و_لیبرالیسم_متخیل


@AdnanFallahi
👎11👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🩰ایده‌‌ی ناب و ایده‌ی کمتر ناب: مورد لیبرالیسم وقتی یک کلان‌روایت‌ یا ایدیولوژی فربه و صاحب نفوذ و پرطرفدار ـ از جمله ادیان ـ با نقدی عموما متکی بر تجربه و آزمون مواجه می‌شود، یکی از پاسخ‌ها و واکنش‌های مرسوم این است که ایده‌ی مذکور خوب اجرا نشده یا اینکه…
🩰ایده‌‌ی ناب و ایده‌ی کمتر ناب: مورد محافظه‌کاری (روایت میلتون فریدمن)

   نه تنها در منازعه بر سر فهم لیبرالیسم واقعی - در برابر نسخه‌های کمتر واقعی یا کاملا مجعول - بلکه درباره‌ی مفهوم و مصداق ایده‌ی محافظه‌کاری هم اختلافات چشمگیری در کار است. میلتون فریدمن اقتصاددان مشهور امریکایی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل اقتصاد و ازمدافعان سرسخت اقتصاد موسوم به بازار آزاد در مصاحبه‌ای که در دسامبر ۱۹۷۵ با مجله‌ی اکونومیست انجام داده است می‌گوید:
آن‌گونه که من زبان انگلیسی را می‌فهمم، محافظه‌کار به معنای محافظت و نگهداری از اشیاء به همان شکلی است که هستند. من نمی‌خواهم چیزها را همان‌طور که هستند نگه دارم. محافظه‌کاران واقعی امروزه افرادی هستند که هوادار دولت همواره بزرگترند"[۱].

   بنابراین فریدمن در اینجا این انگاره‌ی مشهور که اندیشه‌ی محافظه‌کاری معادل با دولت کمینه و حداقل دخالت‌ها در حوزه‌ی اقتصاد است را به چالش کشیده و آن را انگاره‌ای غیر واقعی و متخیل (imagined) می‌داند.
ـــــــ
ارجاعات:
[۱]. https://www.thirteen.org/openmind-archive/public-affairs/living-within-our-means/


@AdnanFallahi
👍7👎4🤔1
یکی از اشتباهات بزرگ این است که سیاست‌ها و برنامه‌ها را به جای اینکه بر اساس نتایج‌شان بسنجیم، بر مبنای نیت‌های [عاملان]شان قضاوت کنیم.

میلتون فریدمن (اقتصاددان و برنده‌ی نوبل اقتصاد 1976)
https://www.thirteen.org/openmind-archive/public-affairs/living-within-our-means/


@AdnanFallahi
👍13🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اگر فرتوتی و فرسودگی (بحران و انحطاط) به دولتی راه یابد به هیچ‌رو برطرف نمی‌شود. ابن خلدون، مقدِّمه، 1/566، ترجمه محمد پروین گنابادی، انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362. @AdnanFallahi
باید دانست که سیاست عقلی که آنرا یادآور شدیم بر دو گونه است: یکی آنکه در آن مصالح «مردم» بطور عموم و مصالح پادشاه در استقامت نگاه داشتن ملک او بخصوص مراعات شود و این سیاست به ایرانیان اختصاص داشت و متکی بر روش حکمت بود. و البته خدای تعالی ما را از آن در مذهب اسلام و در دوران خلافت بی نیاز کرده است... گونۀ دوم اینست که در آن مصلحت سلطان و کیفیت استوار شدن پادشاهی از راه قهر و غلبه و دست‌درازی مراعات میشود و مصالح عمومی در این روش، متفرع بر مصالح سلطان است و این سیاست از آن دیگر پادشاهان جهان خواه مسلمان یا کافر است...

ابن خلدون،
مقدِّمه،
1/590،591،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.


@AdnanFallahi
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در میان نظم نوین جوامع دموکراتیک مهم‌ترین عنصر مورد توجه، مذهب است. [الکسی دو]توکویل در آمریکا به‌خوبی نسبت به‌اين موضوع آگاه شد. جامعه‌ی دموکرات بی‌شک به ساده‌سازی مذهب می‌پردازند. اما مذهب همچنان می‌تواند به‌عنوان نیرویی پایدار باقی مانده و به مقابله با…
من معتقدم که ایمان و مذهب نقش مهمی ـ و همیشه هم نقش داشته است ـ در زندگی سیاسی ملت ما ایفا می کند و کلیسا ـ و مرادم همه‌ی کلیساها و همه‌ی فرقه‌ها[ی مسیحی] است ـ تأثیر سترگی بر دولت داشته است. و این جریان، به سود ما ـ به مثابه یک ملت ـ عمل کرده است.
کسانی که کشور ما را ایجاد کردند ـ پدران و مادران بنیانگذار [امریکا] ـ فهمیدند که یک نظم الهی در کار است که از نظم انسانی فراتر می‌رود. آنها دولت را در واقع نوعی نظم اخلاقی می‌دانستند و احساس می‌کردند که شالوده‌ی نظم اخلاقی‌، دین است.


Ronald Reagan,
Remarks at an Ecumenical Prayer Breakfast in Dallas, Texas (August 23, 1984)
https://www.reaganlibrary.gov/archives/speech/remarks-ecumenical-prayer-breakfast-dallas-texas
#محافظه‌کاری_امریکایی


@AdnanFallahi
👍4👎1
فردریک داگلاس (1895م) کنشگر سیاهپوست و از پیشگامان جنبش ضدبرده‌داری در امریکا بود. او از بردگی گریخت و به نیویورک آمد. لیبرالیسمِ کلاسیک دوران داگلاس هنوز امکان لغو برده‌داری را فراهم نکرده بود و از این حیث، وی یکی از نواندیشانِ سنت لیبرالیسم محسوب می‌شود.
   سخنرانی او به مناسبت سالگرد استقلال امریکا در 5جولای 1852 در شهر روچسترِ ایالت نیویورک مشهور است. این سخنرانی با عنوان "چهارم جولای برای بردگان چه معنایی دارد؟" بعدا منتشر شد. داگلاس در این سخنرانی به شدت به امریکا تاخت و گفت که سیاهپوستان و بردگان سهمی در شادمانی روز استقلال ندارند:
برای یک برده‌ی آمریکایی چهارم جولایِ شما چه معنایی دارد؟ جوابش را می‌گویم. روزی که بیش از هر روز دیگری در سال بی‌عدالتی و ظلمی را که او قربانی‌اش است آشکار می‌کند. در نظر او جشن شما تظاهر و دروغ است... همه‌ی خشونت‌ها و بدرفتاری‌ها را بجویید و وقتی آخرینشان را پیدا کردید، یافته‌ها‌یتان را کنار اَعمال روزمره‌ی این ملت بگذارید و خواهید دید که در قساوتِ انزجارآور و دوروییِ بی‌شرمانه، آمریکا بی‌رقیبْ حکمرانی می‌کند" (به نقل از ترجمه‌‌ی فارسی آموزشکده‌ی توانا).



@AdnanFallahi
👍9👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در نظر هابز، بُزدلی نه تنها رذیلت نیست بلکه سرچشمه بزرگترین فضایل است، چون ریشه در عاطفه ای دارد که خرد و علم را به حرکت وا می دارد، دو امری که برای تأمین صلح و رونق و تداوم آنها ضروری‌اند. مایکل آلن گیلسپی، ریشه‌های الهیاتی مدرنیته، ص327، ترجمه زانیار ابراهیمی،…
به زعم هابز اساساً تنها از طریق ترس شدید از مجازات الهی می‌توان عهدِ میان انسان‌ها را تداوم بخشید و حتی وقتی اقتدار مستقر شده است این ترس شدید پشتوانه‌ی ضروری حاکمی است که نمی‌تواند همزمان در همه جا حضور داشته باشد.

مایکل آلن گیلسپی،
ریشه‌های الهیاتی مدرنیته،
ص373،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.


@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
وقتی در حکومتی مردمی، معلوم می‌شود مرزهای کشور ـ آن‌گونه که در جریان تاریخ شکل گرفته و در زمان گذار به لیبرالیسم برقرار شده است ـ دیگر با اراده سیاسی شهروندان مطابقت ندارد، این مرزها باید طبق نتایج همه‌پرسی‌هایی که بیان‌کننده‌ی ارادهٔ شهروندان است به شکل صلح‌آمیز…
یک جهان سرمایه‌داری که بر مبانی لیبرال سازماندهی شده است، مناطق «اقتصادیِ» جداگانه را نمی‌شناسد. در چنین جهانی، کل سطح زمین یک قلمرو اقتصادی واحد را تشکیل می‌دهد.

Ludwig von Mises,
Liberalism In The Classical Tradition (3th edition),
p. 113,
Translated by Ralph Raico,
The Foundation for Economic Education&Cobden Press, 1985.
#لیبرالیسم_و_لیبرالیسم_متخیل


@AdnanFallahi
👍13👎6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
فقه مالکی، برای بدعت، مجازات مرگ را تجویز می کرد و [قاضی] ابن مخلوف [مالکی] از تحمیل آن هراسی نداشت. او قبلاً در سال 1301م شخصی را به جرم اهانت به احکام الهی به اعدام محکوم کرده بود. المَنبِجی [مرشد روحی بیبرس جاشنَکر پیشکار اصلی خاندان سلطان ناصر بن قلاوون…
سرانجام، امیر حسام الدین مُهَنا نزد سلطان النصیر محمد پادرمیانی کرد تا ابن تیمیه آزاد شود. سالار نایب السلطنه در روزهای جمعه و یکشنبه 22 و 24 سپتامبر 1307 (23و25 ربیع الاول 707ق) گروه زیادی از علما را به همراه ابن تیمیه گرد آورد.
[قاضی] ابن مخلوف [مالکی] بیمار بود و حاضر نشد. هیچ یک از قضات ارشد دیگر نیز حضور نداشتند. دادرسی بعدی در 5 اکتوبر 1307 (6ربیع الثانی 707ق) برگزار شد. النویری گزارش می‌دهد که در 24 سپتامبر و سپس در 5 اکتبر، ابن تیمیه داوطلبانه سندی را امضا کرد که او را در محدوده‌ی ارتدوکسی رایج اشعری قرار می‌داد. روایات دیگر حاکی از یک امضا به جای دو امضا است و ذهبی گزارش می‌کند که جمله‌بندی این سند در سایه‌ی تهدید مرگ بر ابن تیمیه تحمیل شد. ابن تیمیه ظاهراً به این نتیجه رسیده بود که آزادی، بیشتر از شهادت، به حال اهداف گسترده‌تر او مناسب است.

Jon Hoover,
Ibn Taymiyya (Makers of the Muslim World),
Oneworld Academic, 2020.


@AdnanFallahi
👍11👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
قوام دین به دانش و عبادت است و این دو حاصل نخواهند شد مگر با سلامت بدن و تداوم زندگی و تأمین نیاز به پوشاک و مسکن و خوراک... و دین سر و سامان نمی‌یابد مگر با تأمین این نیازهای ضروری. ابوحامد الغزالی، الإقتصاد في الإعتقاد، ص128، بیروت: دار الكتب العلمية، 2004.…
و اما اصل پنجم [برای اصلاح امور دنیا]، رونق [= رفاه‌خیزی] سرزمین... است. این وضعیت، حسادت را در مردم کم و تنفر از همدیگر به سبب فقر را زایل و گشاده‌دستی خلق‌الله را افزایش و غمخواری و همبستگی‌شان را زیاد می‌کند. و اين رونق از مؤثرترین عوامل صلاح دنیا و سروسامان دادن به احوال آن است، چراکه به ثروت می‌انجامد و ثروت موجب امانت و بخشش است. و عمر بن الخطّاب ـ رضی الله عنه ـ به ابوموسی اشعری نوشت:
جز افراد با اصل و نَسَب و متمول را بر مسند قضاوت نگمار، چراکه همانا فرد با اصل و نسب از عواقب کار خود هراس دارد و فرد متمول هم دنبال مال دیگران نیست.

و برخی از پیشینیان (سَلَف) گفته‌اند:
همانا خیر دنیا و آخرت را در پرهیزگاری و ثروت، و شر دنیا و آخرت را در فسق و فقر دیده‌ایم.

و برخی از شعرا سروده‌اند:
وَلَمْ أَرَ بَعْدَ الدِّينِ خَيْرًا مِنْ الْغِنَى/وَلَمْ أَرَ بَعْدَ الْكُفْرِ شَرًّا مِنْ الْفَقْرِ
(ندیدم بَعدِ دین چیزی از ثروتْ بهتر/و بعد از کفر چیزی از فقرْ بدتر)


ابو الحسن الماوَردی،
أدب الدین والدنیا،
ص143،
دار مكتبة الحياة، 1986.


@AdnanFallahi
👍16👎2
... مردم بیش از اینکه به پدرانشان شبیه باشند شبیه زمانه‌ی خویش‌اند.

الجاحظ (255ق)،
رسائل الجاحظ،
3/269،
القاهرة: مكتبة الخانجي، 1964.


@AdnanFallahi
👍20🤔2
According to Crone and Madelung, the majority of Muslims in the first two centuries of Islam were 'Uthmanis". In the course of the ninth and tenth centuries, the ahl al-ḥadīth in Iraq gradually came to agree upon the concept of the four rightly guided caliphs, with 'Alī recognized as one of them. The promotion of 'Ali to the rank of rightly guided caliph is often attributed to a few eminent scholars, e.g. al-Shafi‍ī (d. 204/820) and Aḥmad b. Hanabl (d. 241/855), who, in doing so, succeeded in attracting soft Shi'is, including early Batri Zaydīs, to the proto-Sunni fold. Yet, a recent study shows that collective efforts on the part of early ahl al-ḥadīth before these two eponyms of Sunni schools of law, especially Basran and Kufan ḥadīth transmitters, can better explain the emergence of this Sunni consensus that enshrines the status of the first four caliphs.

I-WEN SU,
"The Ten promised paradise: a study of the origin and formation of a sunni doctrine through isnād-cum-matn analysis", Journal of Islamic Studies, Volume 35, Issue 1, January 2024, Pages 1–45.


@AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
سرانجام، امیر حسام الدین مُهَنا نزد سلطان النصیر محمد پادرمیانی کرد تا ابن تیمیه آزاد شود. سالار نایب السلطنه در روزهای جمعه و یکشنبه 22 و 24 سپتامبر 1307 (23و25 ربیع الاول 707ق) گروه زیادی از علما را به همراه ابن تیمیه گرد آورد. [قاضی] ابن مخلوف [مالکی]…
در یک طنین فلسفی‌تر، ابن تیمیه گاهی از عدالت (عدل) به مثابه نوعی قانون طبیعی صحبت می‌کند. خداوند هر جا که عدالت پیدا شود پشتیبان آن است حتی اگر در میان کافران باشد. ابن تیمیه می‌نویسد:
و از این‌رو گفته شده: همانا خداوند دولت عادل را مستدام می‌کند ولو اینکه کافر باشد؛ و دولت ظالم را مستدام نمی‌کند ولو اینکه مسلمان باشد. و گفته شده که: دنیا با عدل و کفر دوام می‌یابد ولی با ظلم و اسلام نه... و از آنجا که عدالتْ سروسامان همه چیز است، پس اگر امر دنیا بر اساس عدل برپا شود استوار می‌ماند ولو اینکه برپاکننده‌اش بهره‌ای از [ثواب] آخرت نداشته باشد [= کافر باشد]؛ و هرگاه امر دنیا بر اساس عدل برپا نشود استوار نمی‌ماند ولو اینکه برپاکننده‌اش صاحب ایمانی باشد که وی را [برای رستگاری] در آخرت کفایت کند." (مجموع الفتاوی، 28/146)


Jon Hoover,
Ibn Taymiyya (Makers of the Muslim World),
Oneworld Academic, 2020.


@AdnanFallahi
👍15👎3
این زمان من روز و شب در ماتمم/کان تواند بَرَد کاوَرْد این غمم
این همه غم کز دلِ پرخون خورم/چون نه من آورده‌ام، من چون بَرَم؟


عطار نیشابوری،
مصیبت‌نامه (تصحیح شفیعی کدکنی)،
المقالة الخامسة والثلاثون


@AdnanFallahi
👍20👎4🤔1
روژئاوا و اسطوره‌ی سکولاریسم!

فارغ از سوگیری‌های اخلاقی و حقوقی ناظر بر رخدادهای پرشتابی که این روزها در کردستان سوریه (روژئاوا) رخ می‌دهد، از منظر سیاسی می‌توان روی یک نکته‌ی بسیار مهم انگشت گذاشت که یکی از مهم‌ترین بازیگران سیاسی منطقه را به یک استثنای بزرگ در کل خاورمیانه تبدیل کرده است. تمام نیروهای مؤثر سیاسی در این خطه اعم از دولت‌ها و جریان‌ها، همواره حدی از یک خِطاب یا رتوریک (rhetoric) دینی را برای خود محفوظ نگه داشته‌اند. بدین معنا که این بازیگران همواره از یک عنصر دینی و مذهبی برای پوشش بخش بزرگی از سیاست‌های خود بهره برده‌ و به نوعی دین را در خدمت سیاست و قدرت گرفته‌اند. کشورهای مهم عربی منطقه مانند عربستان سعودی، قطر، امارات و... سازمان‌ها و نهادهای دینی ملی و بین‌المللی گوناگونی را زیر چتر حمایت و نفوذ خود گرفته‌اند و عملا نهاد دین را به هسته‌ی سخت قدرت خود گره زده‌اند. سازمان‌هایی مانند اتحادیه جهانی علمای مسلمان در قطر، مجلس حکماء المسلمین در امارات، هیأت کبار علما و رابطة العالم الاسلامی در سعودی و ده‌ها نهاد و سازمان ریز و درشت دیگر نقش پشتوانه‌ای دینی برای پیشبرد سیاست‌های دولت‌های متبوع خود را نیز بازی می‌کنند. حتی معروف‌ترین شخصیت‌های ظاهرا سکولار این منطقه در یک قرن گذشته هم متوجه قابلیت این نهادهای دینی بودند و از آن بهره می‌بردند: مصطفی کمال اتاتورک برغم اعلان یک جمهوری لاییک در ترکیه، از پشتیبانی نهادها و چهره‌های دینی ـ چه در دوران جنگ استقلال ترکیه و چه بعد از استقرار جمهوری ــ برخوردار بود و با تأسیس سازمان امور دینی ترکیه (مشهور به دیانت) رسما نهاد دین را به دولت سکولار پیوند زد که این رویه تا امروز هم ادامه دارد. در مصر نیز چهره‌ی کاریزمای پان‌عربیسم یعنی جمال عبدالناصر از الازهر برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرد. او در جریان محاکمه‌ی برخی از سران اخوان المسلمین، از حمایت کامل بزرگ‌ترین هیأت علمای الازهر و علمایی چون شیخ احمد باقوری (از اعضای سابق اخوان و وزیر وقت اوقاف) بهره‌‎مند بود[1]. دولت کنونی مصر نیز چنین وضعیتی دارد و از حمایت تلویحی دارالافتاء و دانشگاه الازهر برخوردار است. بنابراین در تمام کشورهای مهم منطقه‌ی خاورمیانه، دولت‌های به ظاهر سکولار با پیوند زدن برخی از نهادهای دینی به بوروکراسی دولتی، عملا دین را به خدمت قدرت مستقر و پروپاگاندای آن گرفته‌اند. این قضیه حتی منحصر به دولت‌های مسلمان منطقه نیست بلکه دولتی چون دولت اسراییل و ایدیولوژی کانونی آن (صهیونیسم سیاسی) حاوی و حامی یک رتوریک دینی و الهیاتی عمیق بوده و حتی در منظر بسیاری از مورخان و اندیشمندان یهودی ـ از تئودور هرتسل تا لئو اشتراوس ـ به دولت یهود (Jewish state) مشهور است.
اما برغم چنین سابقه و زمینه‌ای در منطقه خاورمیانه، نیروهای کُرد حاکم بر روژئاوا عملا در جهانی دیگر سیر می‌کنند. این نیروها با کنار گذاشتن یا به شدت حداقلی کردن رتوریک دینی، عملا خود را آماج پروپاگاندای سیاسی نیروهای رقیب قرار داده‌اند که با بهره‌برداری از همان رتوریک دینی، این نیروها را چونان شیاطینی دین‌ستیز یا اوصاف الهیاتی‌ای مانند ملحد و کافر و... به تصویر می‌کشند. صدالبته نه نیروهای رقیب فرشتگانی قدسی هستند و نه نیروهای کرد سوری اهریمنانی شوم. آنچه در جریان است تضاد حاد منافع بر سر زمین، حاکمیت و قدرت است. اما در وادی سیاست رها کردن عناصر مشروعیت‌بخش و ذی‌نفوذ، نه نشان حریت بلکه علامت غفلت از ماهیت امر سیاسی و تنش‌های موجود در کنه منازعات سیاسی است. نیروهای کرد سوری از این حیث یکی از بزرگ‌ترین استثناهای این منطقه هستند که به سادگی تمام، اسطوره‌ی سیاست سکولار را باور کرده‌ و خود را از امکانی محروم کرده‌اند که دولت‌هایی چون ترکیه یا دولت کنونی دمشق با زیرکی هر چه تمام‌تر از آن بهره می‌برند.
ـــــ
ارجاعات:
[1]. ریچارد میشل، تاریخ جمعیت اخوان المسلمین، 1/409، ترجمه سید هادی خسروشاهی، تهران: مرکز اَسناد و تاریخ دیپلماسی، 1387.


@AdnanFallahi
👍19🤔2
ابن خلدون استقلال [دولت] را این گونه تعریف می‌کند: "اینکه هیچ نیرویی بالاتر از نیروی چیره‌ی آن نباشد"... و البته این آزادی [از قیود خارجی] برای اداره‌ی امور دولت امری نسبی است چراکه استقلال تام هیچ‌گاه محقق نشده است و جایگاهی هم در جامعه‌ی انسانی ندارد.

محمد حمید الله،
العلاقات الدولية في الإسلام،
ص137،
ترجمة: د. محمد سراج&د. وفية حمودة،
بیروت: مرکز نهوض، 2022.


@AdnanFallahi
🤔4👍3👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
غرب‌شناسی_تا_غرب‌ستیزی_از_رشید_رضا_تا_سید_قطب.pdf
[سید محمد] رشید رضا می‌گوید که اگر کمبود افراد آگاه و پژوهشگرانِ اندیشه‌ی سیاسی در کار نبود، «ما از بیماری اُمّت که آن را عقب‌افتادگی یا انحطاط می‌خوانند، شکایت نمی‌کردیم» (مجلة المنار، 10/192). این صحه‌گذاشتن رشید رضا بر وجود "انحطاط" و "عقب‌افتادگی"، مقدمه‌ی ورود به غرب‌شناسی وی است. در واقع رشید رضا برخلاف جریان‌هایی که معتقدند تمام مشکلات جوامع شرقی را باید به حساب پدیداری به نام غرب گذاشت و آسیب‌شناسی درونی را در اولویت نخست قرار نداد، ریشه‌ و عامل تمام مصائب و انحطاط را خویشتن و خود می‌داند. و از همین روست که رشید رضا تضادی بین سلفی‌گرایی خویش و اقرار به اینکه تلقی پدیدارشناسانه از غرب، موجب مزایا و منافعی برای مسلمین شده است، نمی‎بیند.

عدنان فلّاحی،
مقاله‌ی "غرب‌شناسی تا غرب‌ستیزی: از رشید رضا تا سید قطب"


@AdnanFallahi
👍11👎1