تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
وقتی در حکومتی مردمی، معلوم میشود مرزهای کشور ـ آنگونه که در جریان تاریخ شکل گرفته و در زمان گذار به لیبرالیسم برقرار شده است ـ دیگر با اراده سیاسی شهروندان مطابقت ندارد، این مرزها باید طبق نتایج همهپرسیهایی که بیانکنندهی ارادهٔ شهروندان است به شکل صلحآمیز…
یک جهان سرمایهداری که بر مبانی لیبرال سازماندهی شده است، مناطق «اقتصادیِ» جداگانه را نمیشناسد. در چنین جهانی، کل سطح زمین یک قلمرو اقتصادی واحد را تشکیل میدهد.
Ludwig von Mises,
Liberalism In The Classical Tradition (3th edition),
p. 113,
Translated by Ralph Raico,
The Foundation for Economic Education&Cobden Press, 1985.
#لیبرالیسم_و_لیبرالیسم_متخیل
@AdnanFallahi
Ludwig von Mises,
Liberalism In The Classical Tradition (3th edition),
p. 113,
Translated by Ralph Raico,
The Foundation for Economic Education&Cobden Press, 1985.
#لیبرالیسم_و_لیبرالیسم_متخیل
@AdnanFallahi
👍13👎6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
فقه مالکی، برای بدعت، مجازات مرگ را تجویز می کرد و [قاضی] ابن مخلوف [مالکی] از تحمیل آن هراسی نداشت. او قبلاً در سال 1301م شخصی را به جرم اهانت به احکام الهی به اعدام محکوم کرده بود. المَنبِجی [مرشد روحی بیبرس جاشنَکر پیشکار اصلی خاندان سلطان ناصر بن قلاوون…
سرانجام، امیر حسام الدین مُهَنا نزد سلطان النصیر محمد پادرمیانی کرد تا ابن تیمیه آزاد شود. سالار نایب السلطنه در روزهای جمعه و یکشنبه 22 و 24 سپتامبر 1307 (23و25 ربیع الاول 707ق) گروه زیادی از علما را به همراه ابن تیمیه گرد آورد.
[قاضی] ابن مخلوف [مالکی] بیمار بود و حاضر نشد. هیچ یک از قضات ارشد دیگر نیز حضور نداشتند. دادرسی بعدی در 5 اکتوبر 1307 (6ربیع الثانی 707ق) برگزار شد. النویری گزارش میدهد که در 24 سپتامبر و سپس در 5 اکتبر، ابن تیمیه داوطلبانه سندی را امضا کرد که او را در محدودهی ارتدوکسی رایج اشعری قرار میداد. روایات دیگر حاکی از یک امضا به جای دو امضا است و ذهبی گزارش میکند که جملهبندی این سند در سایهی تهدید مرگ بر ابن تیمیه تحمیل شد. ابن تیمیه ظاهراً به این نتیجه رسیده بود که آزادی، بیشتر از شهادت، به حال اهداف گستردهتر او مناسب است.
Jon Hoover,
Ibn Taymiyya (Makers of the Muslim World),
Oneworld Academic, 2020.
@AdnanFallahi
[قاضی] ابن مخلوف [مالکی] بیمار بود و حاضر نشد. هیچ یک از قضات ارشد دیگر نیز حضور نداشتند. دادرسی بعدی در 5 اکتوبر 1307 (6ربیع الثانی 707ق) برگزار شد. النویری گزارش میدهد که در 24 سپتامبر و سپس در 5 اکتبر، ابن تیمیه داوطلبانه سندی را امضا کرد که او را در محدودهی ارتدوکسی رایج اشعری قرار میداد. روایات دیگر حاکی از یک امضا به جای دو امضا است و ذهبی گزارش میکند که جملهبندی این سند در سایهی تهدید مرگ بر ابن تیمیه تحمیل شد. ابن تیمیه ظاهراً به این نتیجه رسیده بود که آزادی، بیشتر از شهادت، به حال اهداف گستردهتر او مناسب است.
Jon Hoover,
Ibn Taymiyya (Makers of the Muslim World),
Oneworld Academic, 2020.
@AdnanFallahi
👍11👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
قوام دین به دانش و عبادت است و این دو حاصل نخواهند شد مگر با سلامت بدن و تداوم زندگی و تأمین نیاز به پوشاک و مسکن و خوراک... و دین سر و سامان نمییابد مگر با تأمین این نیازهای ضروری. ابوحامد الغزالی، الإقتصاد في الإعتقاد، ص128، بیروت: دار الكتب العلمية، 2004.…
و اما اصل پنجم [برای اصلاح امور دنیا]، رونق [= رفاهخیزی] سرزمین... است. این وضعیت، حسادت را در مردم کم و تنفر از همدیگر به سبب فقر را زایل و گشادهدستی خلقالله را افزایش و غمخواری و همبستگیشان را زیاد میکند. و اين رونق از مؤثرترین عوامل صلاح دنیا و سروسامان دادن به احوال آن است، چراکه به ثروت میانجامد و ثروت موجب امانت و بخشش است. و عمر بن الخطّاب ـ رضی الله عنه ـ به ابوموسی اشعری نوشت:
و برخی از پیشینیان (سَلَف) گفتهاند:
و برخی از شعرا سرودهاند:
ابو الحسن الماوَردی،
أدب الدین والدنیا،
ص143،
دار مكتبة الحياة، 1986.
@AdnanFallahi
جز افراد با اصل و نَسَب و متمول را بر مسند قضاوت نگمار، چراکه همانا فرد با اصل و نسب از عواقب کار خود هراس دارد و فرد متمول هم دنبال مال دیگران نیست.
و برخی از پیشینیان (سَلَف) گفتهاند:
همانا خیر دنیا و آخرت را در پرهیزگاری و ثروت، و شر دنیا و آخرت را در فسق و فقر دیدهایم.
و برخی از شعرا سرودهاند:
وَلَمْ أَرَ بَعْدَ الدِّينِ خَيْرًا مِنْ الْغِنَى/وَلَمْ أَرَ بَعْدَ الْكُفْرِ شَرًّا مِنْ الْفَقْرِ
(ندیدم بَعدِ دین چیزی از ثروتْ بهتر/و بعد از کفر چیزی از فقرْ بدتر)
ابو الحسن الماوَردی،
أدب الدین والدنیا،
ص143،
دار مكتبة الحياة، 1986.
@AdnanFallahi
👍16👎2
... مردم بیش از اینکه به پدرانشان شبیه باشند شبیه زمانهی خویشاند.
الجاحظ (255ق)،
رسائل الجاحظ،
3/269،
القاهرة: مكتبة الخانجي، 1964.
@AdnanFallahi
الجاحظ (255ق)،
رسائل الجاحظ،
3/269،
القاهرة: مكتبة الخانجي، 1964.
@AdnanFallahi
👍20🤔2
According to Crone and Madelung, the majority of Muslims in the first two centuries of Islam were 'Uthmanis". In the course of the ninth and tenth centuries, the ahl al-ḥadīth in Iraq gradually came to agree upon the concept of the four rightly guided caliphs, with 'Alī recognized as one of them. The promotion of 'Ali to the rank of rightly guided caliph is often attributed to a few eminent scholars, e.g. al-Shafiī (d. 204/820) and Aḥmad b. Hanabl (d. 241/855), who, in doing so, succeeded in attracting soft Shi'is, including early Batri Zaydīs, to the proto-Sunni fold. Yet, a recent study shows that collective efforts on the part of early ahl al-ḥadīth before these two eponyms of Sunni schools of law, especially Basran and Kufan ḥadīth transmitters, can better explain the emergence of this Sunni consensus that enshrines the status of the first four caliphs.
I-WEN SU,
"The Ten promised paradise: a study of the origin and formation of a sunni doctrine through isnād-cum-matn analysis", Journal of Islamic Studies, Volume 35, Issue 1, January 2024, Pages 1–45.
@AdnanFallahi
I-WEN SU,
"The Ten promised paradise: a study of the origin and formation of a sunni doctrine through isnād-cum-matn analysis", Journal of Islamic Studies, Volume 35, Issue 1, January 2024, Pages 1–45.
@AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
سرانجام، امیر حسام الدین مُهَنا نزد سلطان النصیر محمد پادرمیانی کرد تا ابن تیمیه آزاد شود. سالار نایب السلطنه در روزهای جمعه و یکشنبه 22 و 24 سپتامبر 1307 (23و25 ربیع الاول 707ق) گروه زیادی از علما را به همراه ابن تیمیه گرد آورد. [قاضی] ابن مخلوف [مالکی]…
در یک طنین فلسفیتر، ابن تیمیه گاهی از عدالت (عدل) به مثابه نوعی قانون طبیعی صحبت میکند. خداوند هر جا که عدالت پیدا شود پشتیبان آن است حتی اگر در میان کافران باشد. ابن تیمیه مینویسد:
Jon Hoover,
Ibn Taymiyya (Makers of the Muslim World),
Oneworld Academic, 2020.
@AdnanFallahi
و از اینرو گفته شده: همانا خداوند دولت عادل را مستدام میکند ولو اینکه کافر باشد؛ و دولت ظالم را مستدام نمیکند ولو اینکه مسلمان باشد. و گفته شده که: دنیا با عدل و کفر دوام مییابد ولی با ظلم و اسلام نه... و از آنجا که عدالتْ سروسامان همه چیز است، پس اگر امر دنیا بر اساس عدل برپا شود استوار میماند ولو اینکه برپاکنندهاش بهرهای از [ثواب] آخرت نداشته باشد [= کافر باشد]؛ و هرگاه امر دنیا بر اساس عدل برپا نشود استوار نمیماند ولو اینکه برپاکنندهاش صاحب ایمانی باشد که وی را [برای رستگاری] در آخرت کفایت کند." (مجموع الفتاوی، 28/146)
Jon Hoover,
Ibn Taymiyya (Makers of the Muslim World),
Oneworld Academic, 2020.
@AdnanFallahi
👍15👎3
این زمان من روز و شب در ماتمم/کان تواند بَرَد کاوَرْد این غمم
این همه غم کز دلِ پرخون خورم/چون نه من آوردهام، من چون بَرَم؟
عطار نیشابوری،
مصیبتنامه (تصحیح شفیعی کدکنی)،
المقالة الخامسة والثلاثون
@AdnanFallahi
این همه غم کز دلِ پرخون خورم/چون نه من آوردهام، من چون بَرَم؟
عطار نیشابوری،
مصیبتنامه (تصحیح شفیعی کدکنی)،
المقالة الخامسة والثلاثون
@AdnanFallahi
👍20👎4🤔1
روژئاوا و اسطورهی سکولاریسم!
فارغ از سوگیریهای اخلاقی و حقوقی ناظر بر رخدادهای پرشتابی که این روزها در کردستان سوریه (روژئاوا) رخ میدهد، از منظر سیاسی میتوان روی یک نکتهی بسیار مهم انگشت گذاشت که یکی از مهمترین بازیگران سیاسی منطقه را به یک استثنای بزرگ در کل خاورمیانه تبدیل کرده است. تمام نیروهای مؤثر سیاسی در این خطه اعم از دولتها و جریانها، همواره حدی از یک خِطاب یا رتوریک (rhetoric) دینی را برای خود محفوظ نگه داشتهاند. بدین معنا که این بازیگران همواره از یک عنصر دینی و مذهبی برای پوشش بخش بزرگی از سیاستهای خود بهره برده و به نوعی دین را در خدمت سیاست و قدرت گرفتهاند. کشورهای مهم عربی منطقه مانند عربستان سعودی، قطر، امارات و... سازمانها و نهادهای دینی ملی و بینالمللی گوناگونی را زیر چتر حمایت و نفوذ خود گرفتهاند و عملا نهاد دین را به هستهی سخت قدرت خود گره زدهاند. سازمانهایی مانند اتحادیه جهانی علمای مسلمان در قطر، مجلس حکماء المسلمین در امارات، هیأت کبار علما و رابطة العالم الاسلامی در سعودی و دهها نهاد و سازمان ریز و درشت دیگر نقش پشتوانهای دینی برای پیشبرد سیاستهای دولتهای متبوع خود را نیز بازی میکنند. حتی معروفترین شخصیتهای ظاهرا سکولار این منطقه در یک قرن گذشته هم متوجه قابلیت این نهادهای دینی بودند و از آن بهره میبردند: مصطفی کمال اتاتورک برغم اعلان یک جمهوری لاییک در ترکیه، از پشتیبانی نهادها و چهرههای دینی ـ چه در دوران جنگ استقلال ترکیه و چه بعد از استقرار جمهوری ــ برخوردار بود و با تأسیس سازمان امور دینی ترکیه (مشهور به دیانت) رسما نهاد دین را به دولت سکولار پیوند زد که این رویه تا امروز هم ادامه دارد. در مصر نیز چهرهی کاریزمای پانعربیسم یعنی جمال عبدالناصر از الازهر برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرد. او در جریان محاکمهی برخی از سران اخوان المسلمین، از حمایت کامل بزرگترین هیأت علمای الازهر و علمایی چون شیخ احمد باقوری (از اعضای سابق اخوان و وزیر وقت اوقاف) بهرهمند بود[1]. دولت کنونی مصر نیز چنین وضعیتی دارد و از حمایت تلویحی دارالافتاء و دانشگاه الازهر برخوردار است. بنابراین در تمام کشورهای مهم منطقهی خاورمیانه، دولتهای به ظاهر سکولار با پیوند زدن برخی از نهادهای دینی به بوروکراسی دولتی، عملا دین را به خدمت قدرت مستقر و پروپاگاندای آن گرفتهاند. این قضیه حتی منحصر به دولتهای مسلمان منطقه نیست بلکه دولتی چون دولت اسراییل و ایدیولوژی کانونی آن (صهیونیسم سیاسی) حاوی و حامی یک رتوریک دینی و الهیاتی عمیق بوده و حتی در منظر بسیاری از مورخان و اندیشمندان یهودی ـ از تئودور هرتسل تا لئو اشتراوس ـ به دولت یهود (Jewish state) مشهور است.
اما برغم چنین سابقه و زمینهای در منطقه خاورمیانه، نیروهای کُرد حاکم بر روژئاوا عملا در جهانی دیگر سیر میکنند. این نیروها با کنار گذاشتن یا به شدت حداقلی کردن رتوریک دینی، عملا خود را آماج پروپاگاندای سیاسی نیروهای رقیب قرار دادهاند که با بهرهبرداری از همان رتوریک دینی، این نیروها را چونان شیاطینی دینستیز یا اوصاف الهیاتیای مانند ملحد و کافر و... به تصویر میکشند. صدالبته نه نیروهای رقیب فرشتگانی قدسی هستند و نه نیروهای کرد سوری اهریمنانی شوم. آنچه در جریان است تضاد حاد منافع بر سر زمین، حاکمیت و قدرت است. اما در وادی سیاست رها کردن عناصر مشروعیتبخش و ذینفوذ، نه نشان حریت بلکه علامت غفلت از ماهیت امر سیاسی و تنشهای موجود در کنه منازعات سیاسی است. نیروهای کرد سوری از این حیث یکی از بزرگترین استثناهای این منطقه هستند که به سادگی تمام، اسطورهی سیاست سکولار را باور کرده و خود را از امکانی محروم کردهاند که دولتهایی چون ترکیه یا دولت کنونی دمشق با زیرکی هر چه تمامتر از آن بهره میبرند.
ـــــ
ارجاعات:
[1]. ریچارد میشل، تاریخ جمعیت اخوان المسلمین، 1/409، ترجمه سید هادی خسروشاهی، تهران: مرکز اَسناد و تاریخ دیپلماسی، 1387.
@AdnanFallahi
فارغ از سوگیریهای اخلاقی و حقوقی ناظر بر رخدادهای پرشتابی که این روزها در کردستان سوریه (روژئاوا) رخ میدهد، از منظر سیاسی میتوان روی یک نکتهی بسیار مهم انگشت گذاشت که یکی از مهمترین بازیگران سیاسی منطقه را به یک استثنای بزرگ در کل خاورمیانه تبدیل کرده است. تمام نیروهای مؤثر سیاسی در این خطه اعم از دولتها و جریانها، همواره حدی از یک خِطاب یا رتوریک (rhetoric) دینی را برای خود محفوظ نگه داشتهاند. بدین معنا که این بازیگران همواره از یک عنصر دینی و مذهبی برای پوشش بخش بزرگی از سیاستهای خود بهره برده و به نوعی دین را در خدمت سیاست و قدرت گرفتهاند. کشورهای مهم عربی منطقه مانند عربستان سعودی، قطر، امارات و... سازمانها و نهادهای دینی ملی و بینالمللی گوناگونی را زیر چتر حمایت و نفوذ خود گرفتهاند و عملا نهاد دین را به هستهی سخت قدرت خود گره زدهاند. سازمانهایی مانند اتحادیه جهانی علمای مسلمان در قطر، مجلس حکماء المسلمین در امارات، هیأت کبار علما و رابطة العالم الاسلامی در سعودی و دهها نهاد و سازمان ریز و درشت دیگر نقش پشتوانهای دینی برای پیشبرد سیاستهای دولتهای متبوع خود را نیز بازی میکنند. حتی معروفترین شخصیتهای ظاهرا سکولار این منطقه در یک قرن گذشته هم متوجه قابلیت این نهادهای دینی بودند و از آن بهره میبردند: مصطفی کمال اتاتورک برغم اعلان یک جمهوری لاییک در ترکیه، از پشتیبانی نهادها و چهرههای دینی ـ چه در دوران جنگ استقلال ترکیه و چه بعد از استقرار جمهوری ــ برخوردار بود و با تأسیس سازمان امور دینی ترکیه (مشهور به دیانت) رسما نهاد دین را به دولت سکولار پیوند زد که این رویه تا امروز هم ادامه دارد. در مصر نیز چهرهی کاریزمای پانعربیسم یعنی جمال عبدالناصر از الازهر برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرد. او در جریان محاکمهی برخی از سران اخوان المسلمین، از حمایت کامل بزرگترین هیأت علمای الازهر و علمایی چون شیخ احمد باقوری (از اعضای سابق اخوان و وزیر وقت اوقاف) بهرهمند بود[1]. دولت کنونی مصر نیز چنین وضعیتی دارد و از حمایت تلویحی دارالافتاء و دانشگاه الازهر برخوردار است. بنابراین در تمام کشورهای مهم منطقهی خاورمیانه، دولتهای به ظاهر سکولار با پیوند زدن برخی از نهادهای دینی به بوروکراسی دولتی، عملا دین را به خدمت قدرت مستقر و پروپاگاندای آن گرفتهاند. این قضیه حتی منحصر به دولتهای مسلمان منطقه نیست بلکه دولتی چون دولت اسراییل و ایدیولوژی کانونی آن (صهیونیسم سیاسی) حاوی و حامی یک رتوریک دینی و الهیاتی عمیق بوده و حتی در منظر بسیاری از مورخان و اندیشمندان یهودی ـ از تئودور هرتسل تا لئو اشتراوس ـ به دولت یهود (Jewish state) مشهور است.
اما برغم چنین سابقه و زمینهای در منطقه خاورمیانه، نیروهای کُرد حاکم بر روژئاوا عملا در جهانی دیگر سیر میکنند. این نیروها با کنار گذاشتن یا به شدت حداقلی کردن رتوریک دینی، عملا خود را آماج پروپاگاندای سیاسی نیروهای رقیب قرار دادهاند که با بهرهبرداری از همان رتوریک دینی، این نیروها را چونان شیاطینی دینستیز یا اوصاف الهیاتیای مانند ملحد و کافر و... به تصویر میکشند. صدالبته نه نیروهای رقیب فرشتگانی قدسی هستند و نه نیروهای کرد سوری اهریمنانی شوم. آنچه در جریان است تضاد حاد منافع بر سر زمین، حاکمیت و قدرت است. اما در وادی سیاست رها کردن عناصر مشروعیتبخش و ذینفوذ، نه نشان حریت بلکه علامت غفلت از ماهیت امر سیاسی و تنشهای موجود در کنه منازعات سیاسی است. نیروهای کرد سوری از این حیث یکی از بزرگترین استثناهای این منطقه هستند که به سادگی تمام، اسطورهی سیاست سکولار را باور کرده و خود را از امکانی محروم کردهاند که دولتهایی چون ترکیه یا دولت کنونی دمشق با زیرکی هر چه تمامتر از آن بهره میبرند.
ـــــ
ارجاعات:
[1]. ریچارد میشل، تاریخ جمعیت اخوان المسلمین، 1/409، ترجمه سید هادی خسروشاهی، تهران: مرکز اَسناد و تاریخ دیپلماسی، 1387.
@AdnanFallahi
👍19🤔2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
به زعم هابز اساساً تنها از طریق ترس شدید از مجازات الهی میتوان عهدِ میان انسانها را تداوم بخشید و حتی وقتی اقتدار مستقر شده است این ترس شدید پشتوانهی ضروری حاکمی است که نمیتواند همزمان در همه جا حضور داشته باشد. مایکل آلن گیلسپی، ریشههای الهیاتی مدرنیته،…
لوتر معتقد بود زمان چندانی [به آخرالزمان] باقی نمانده است.
مایکل آلن گیلسپی،
ریشههای الهیاتی مدرنیته،
ص482،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.
@AdnanFallahi
مایکل آلن گیلسپی،
ریشههای الهیاتی مدرنیته،
ص482،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.
@AdnanFallahi
👍10
ابن خلدون استقلال [دولت] را این گونه تعریف میکند: "اینکه هیچ نیرویی بالاتر از نیروی چیرهی آن نباشد"... و البته این آزادی [از قیود خارجی] برای ادارهی امور دولت امری نسبی است چراکه استقلال تام هیچگاه محقق نشده است و جایگاهی هم در جامعهی انسانی ندارد.
محمد حمید الله،
العلاقات الدولية في الإسلام،
ص137،
ترجمة: د. محمد سراج&د. وفية حمودة،
بیروت: مرکز نهوض، 2022.
@AdnanFallahi
محمد حمید الله،
العلاقات الدولية في الإسلام،
ص137،
ترجمة: د. محمد سراج&د. وفية حمودة،
بیروت: مرکز نهوض، 2022.
@AdnanFallahi
🤔4👍3👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
غربشناسی_تا_غربستیزی_از_رشید_رضا_تا_سید_قطب.pdf
[سید محمد] رشید رضا میگوید که اگر کمبود افراد آگاه و پژوهشگرانِ اندیشهی سیاسی در کار نبود، «ما از بیماری اُمّت که آن را عقبافتادگی یا انحطاط میخوانند، شکایت نمیکردیم» (مجلة المنار، 10/192). این صحهگذاشتن رشید رضا بر وجود "انحطاط" و "عقبافتادگی"، مقدمهی ورود به غربشناسی وی است. در واقع رشید رضا برخلاف جریانهایی که معتقدند تمام مشکلات جوامع شرقی را باید به حساب پدیداری به نام غرب گذاشت و آسیبشناسی درونی را در اولویت نخست قرار نداد، ریشه و عامل تمام مصائب و انحطاط را خویشتن و خود میداند. و از همین روست که رشید رضا تضادی بین سلفیگرایی خویش و اقرار به اینکه تلقی پدیدارشناسانه از غرب، موجب مزایا و منافعی برای مسلمین شده است، نمیبیند.
عدنان فلّاحی،
مقالهی "غربشناسی تا غربستیزی: از رشید رضا تا سید قطب"
@AdnanFallahi
عدنان فلّاحی،
مقالهی "غربشناسی تا غربستیزی: از رشید رضا تا سید قطب"
@AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
آیا ایدیولوژی غربستیزی، ویژگی ذاتی جنبش نوزایی اسلامی - در انتهای قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم - بود یا اینکه چونان پدیداری عارضی بعدا و در عصر موسوم به پسااستعماری، در میان برخی متاثران از این جنبش ظهور کرد؟ آیا میتوان ردپایی از غربستیزی در صدر اول هم…
👍11👎1
... دو تن از نخبگان حقوقدان مهم جماعت اخوان ـ [حسن] الهُضَیبی و [عبدالقادر] عَوده ـ متذکر شدهاند که قوانین وارداتی به مصر و کشورهای مسلمان، به جز اندکی استثنائات (... در حوزهی قوانین کیفری و تجاری)، موافق با متن شریعت بودند و اصول کلی شریعت را نقض نمیکردند.
Richard Paul Mitchell,
The Society of the Muslim Brothers,
p, 241,
Oxford University Press, 1991.
@AdnanFallahi
Richard Paul Mitchell,
The Society of the Muslim Brothers,
p, 241,
Oxford University Press, 1991.
@AdnanFallahi
👍8🤔3👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🎲اسلام و اصحاب سکولاریزاسیون: مورد مودودی و سید قطب چنانکه پیشتر آوردیم نزد قدمای مسلمان دو مفهوم غایب بودند: حکومت اسلامی و حکومت سکولار. در عوض آنها دو مفهوم دیگر را میشناختند: حکومت مسلمین و حکومت کفار. اما در دوران معاصر نویسندگان بسیاری دربارهی…
فارغ از منافشات قدیم و جدید بر سر "مفهوم" دولت اسلامی ـ که خود بحثی مجزا و مفصل است ـ سید قطب، از نظریهپردازان مهم نظریهی قدمت سکولاریزاسیون دولت در اسلام، در اینجا صریحا میگوید که "مصداق" دولت اسلامی در تاریخ به سرعت رو به زوال رفته و بعد از چند ده سال از ظهور اسلام، چنین پدیدهای برای همیشه از نظرها غایب شده است:
@AdnanFallahi
واقعیت تاریخی گواهی میدهد که سیاست حکمرانی و اقتصادی [اسلامی] از منظر رسمی دولت، در دوران خاصی از حیات اسلام جاری بود و متأسفانه مدت طولانیای ادامه نیافت" (سید قطب، العدالة الاجتماعیة في الاسلام، ص153، دار الشروق، 1995).
@AdnanFallahi
👍7👎4🤔1
پیشینیان ایرانیان آهنگ بیت الحرام [= کعبه] کرده و آن را طواف میکردند... و آخرین [پادشاه] آنان که حج گزارد ساسان بن بابک بود که جد اردشیر بن بابک ـ نخستین شاه ساسانیان ـ است... و ایرانیان از ابتدا اموال و جواهراتی را به کعبه هدیه میکردند و همین ساسان بن بابک دو آهوی طلایی و جواهرات و شمشیرها و طلای بسیاری را به کعبه هدیه کرد...
ابو الحسن المسعودي،
مُرُوج الذَّهَب ومعادن الجواهر،
1/242،
بیروت: دار الفکر، طـ5، 1973.
@AdnanFallahi
ابو الحسن المسعودي،
مُرُوج الذَّهَب ومعادن الجواهر،
1/242،
بیروت: دار الفکر، طـ5، 1973.
@AdnanFallahi
👍14🤔7👎1
افراد سیاست را نه فقط برای پیشبرد منافع خویش، بلکه برای تعیین هویتشان نیز به کار میگیرند... دولتها منافع خود را در پرتو قدرت تعیین میکنند؛ و البته در پرتو خیلی چیزیهای دیگر نیز.
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
pp. 21,34,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
pp. 21,34,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
افراد سیاست را نه فقط برای پیشبرد منافع خویش، بلکه برای تعیین هویتشان نیز به کار میگیرند... دولتها منافع خود را در پرتو قدرت تعیین میکنند؛ و البته در پرتو خیلی چیزیهای دیگر نیز. Samuel Huntington, The clash of civilizations and the remakimg of world…
ارزشها و نهادهای غربی مردمانِ سایر فرهنگها را به خود جذب کردهاند چراکه به مثابه منبع قدرت و رفاه غربی دیده میشدند. این فرآیند قرنها ادامه داشته است.
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
p. 92,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
p. 92,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
👍4
سيد قطب وتفكيراته الدينية غير التقليدية: قراءة تحليلية
المؤلف: عدنان فلاحي
تاريخ النشر: ديسمبر ٢٠٢٥
المستخلص
سيد قطب (١٩٦٦م)، شخصية إسلامية شهيرة، يُعرف بين أتباعه ومتابعيه، بأنه رائد العودة إلى المبادئ الإسلامية الأصيلة، متجنبا الحداثة في الفكر الديني، ومتبعا نهجا سلفيا. لم تُنتقد هذه الصورة السلفية المتخيلة لسيد قطب أو تُفحص حتى الآن، بل تُسلّم كحقيقة ثابتة وبديهية. في هذه المقالة، نحاول أن نبيّن أنه، على عكس الصورة الشائعة، قد خرج سيد قطب عمليا عن دائرة الأصولية الإسلامية والتقليد الديني. منهجنا في هذا البحث هو التركيز على حالات محددة من تفسير سيد الديني للقضايا العقائدية والنظرية والفقهية. ومن خلال تقديم آرائه حول ظاهرة الرقّ في الإسلام والتاريخ الاسلامي، وتاريخية النصوص القرآنية، ودور السياسة في خلق أنظمة الفكر الديني، وكذلك آرائه حول نظام التعليم الديني في عصره، سنميط اللثام عن تفکیراته الدينية غير التقليدية وانشقاقاته العميقة عن وجهات النظر الرسمية والتقليدية للإسلام السني.
@AdnanFallahi
المؤلف: عدنان فلاحي
تاريخ النشر: ديسمبر ٢٠٢٥
المستخلص
سيد قطب (١٩٦٦م)، شخصية إسلامية شهيرة، يُعرف بين أتباعه ومتابعيه، بأنه رائد العودة إلى المبادئ الإسلامية الأصيلة، متجنبا الحداثة في الفكر الديني، ومتبعا نهجا سلفيا. لم تُنتقد هذه الصورة السلفية المتخيلة لسيد قطب أو تُفحص حتى الآن، بل تُسلّم كحقيقة ثابتة وبديهية. في هذه المقالة، نحاول أن نبيّن أنه، على عكس الصورة الشائعة، قد خرج سيد قطب عمليا عن دائرة الأصولية الإسلامية والتقليد الديني. منهجنا في هذا البحث هو التركيز على حالات محددة من تفسير سيد الديني للقضايا العقائدية والنظرية والفقهية. ومن خلال تقديم آرائه حول ظاهرة الرقّ في الإسلام والتاريخ الاسلامي، وتاريخية النصوص القرآنية، ودور السياسة في خلق أنظمة الفكر الديني، وكذلك آرائه حول نظام التعليم الديني في عصره، سنميط اللثام عن تفکیراته الدينية غير التقليدية وانشقاقاته العميقة عن وجهات النظر الرسمية والتقليدية للإسلام السني.
@AdnanFallahi
👍4
👍9👎4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ارزشها و نهادهای غربی مردمانِ سایر فرهنگها را به خود جذب کردهاند چراکه به مثابه منبع قدرت و رفاه غربی دیده میشدند. این فرآیند قرنها ادامه داشته است. Samuel Huntington, The clash of civilizations and the remakimg of world order, p. 92, Simon&Schuster…
در اوایل قرن بیستم، روشنفکران چینی- مستقل از [ماکس] وبر اما همگام با وی - آیین کنفوسیوس را منشأ عقبماندگی چین معرفی کردند. در اواخر قرن بیستم، رهبران سیاسی چین، به موازات دانشمندان علوم اجتماعی غربی، آیین کنفوسیوس را به عنوان منبع پیشرفت چین تکریم میکنند. در دهه 1980، دولت چین علاقه به آیین کنفوسیوس را ترویج کرد، در حالیکه رهبران حزب [کمونیست چین] آن را "جریان اصلی" فرهنگ چینی اعلام کردند.
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
p. 106,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
p. 106,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
🤔3👍2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
باید دانست که سیاست عقلی که آنرا یادآور شدیم بر دو گونه است: یکی آنکه در آن مصالح «مردم» بطور عموم و مصالح پادشاه در استقامت نگاه داشتن ملک او بخصوص مراعات شود و این سیاست به ایرانیان اختصاص داشت و متکی بر روش حکمت بود. و البته خدای تعالی ما را از آن در مذهب…
وضع بازرگانان ملتهای مسیحی که در این عصر به کشورهای مغرب میآیند از لحاظ رفاه و توانگری به حدی شگفتآور است که وصفنشدنی است.
ابن خلدون،
مقدِّمه،
2/739،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.
@AdnanFallahi
ابن خلدون،
مقدِّمه،
2/739،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.
@AdnanFallahi
👍11🤔2