#خاطرات
#همسفر_شراب (#سفرنامه_آمریکا، فصل 2) (2)
#آسمان_هست، #غزل_هست، #کبوتر_داریم
بالاخره درهای آسمان را گشودیم. بعد از ایست و بازرسی بدنی سپاه وارد هواپیمای تهران-استانبول شدیم. بعد از رسیدن به استانبول و استراحت، دوباره سوار هواپیما شدیم. در همان مدتی که در قسمت ترانزیت فرودگاه آتاتورک منتظر رسیدن موعد پرواز دوم بودیم جز چرت زدن کار دیگری از ما برنمیآمد.هواپیمای استانبول-نیویورک به مراتب بزرگتر و زیباتر بود. اگر حافظهام درست یاری کرده باشد، هواپیمایی که سوار شده بودیم بویینگ بود. آخرین ردیف سمت راست قبل از آشپرخانهٔ میانی هواپیما من و همسرم نشسته بودیم. کنارمان یک دختربچهٔ حدوداً دهساله نشسته بود. روی صندلیها یک بسته گوشی دوفیشه برای شنیدن موسیقی قرار داشت. گوشی را به فیشی که روی صندلی بود میزدیم و با استفاده از نمایشگر روبرویمان میتوانستیم فیلم ببینیم، موسیقی گوش دهیم و یا از روی درگاه یو.اس.بی. از موسیقی و فیلمهایی که خودمان داریم استفاده کنیم. آن دختربچه خیلی حرفهای از وسایل دو و برش استفاده میکرد. ما هم زیرچشمی از او تقلید میکردیم. به هر مسافر هم یک پتوی کوچک مسافرتی با آرم تُرکیشاِیر داده بودند. در یک روز دو بار نهار داده شد. ما حدود ۱۰ ساعت ظهر را امتداد داده بودیم. انگار چند ساعتی به عمرمان اضافه شده بود.
از پشت پنجرهٔ هواپیما، طبیعت اروپا و حتی شهرهایش بسیار زیباتر از طبیعت ایران به نظر میآمدند. زمینهای کشاورزی رنگارنگ که مرز بینشان آنها را شبیه میکرد به قطعات یک جورچین رنگی حلنشده. هر وقت از روی دریا یا اقیانوس رد میشدیم قایقها و کشتیها دیده میشدند. نمیدانم چرا حس میکردم هر کدام از این قایقها از «پیرمرد و دریا»ی ارنست همینگوی لبریزند. این حس بیشباهت با حسرتی نبود که در قطار یا اتوبوسهای شبانهٔ بینشهری به من دست میداد. حس آرامشی عمیق که در چراغهای خانههای اطراف دیده میشد و حسرتی که غربت را تداعی میکرد و آوارگی را. مثل جوانیهای پیرمرد که در خاطرات دو شبانهروز مچاندازی با ملوانی بود و در واقعیت اسیر دست مبارزه با ماهی بزرگی شده بود. به قول قیصر «در میان تور خالی/مرگ تنها دست و پا میزد». نمیدانستم چقدر آمدنم درست بود. از بسیاری از موقعیتهایی که به زحمت بسیار به دست آورده بودم دل کنده بودم و به جایی داشتم میرفتم که میدانستم باید از صفر شروع کنم. دلم خوش بود به این که «زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد».
با ورود به آسمان امریکا بیشتر از همه چیز بیکران آبی به نظر میآمد؛ تا چشم کار میکرد آب بود و آب بود و آب. کمکم فاصلهٔ بین پیامهایی که خلبان پرواز میداد بیشتر میشد. نزدیک و نزدیکتر شدیم تا بالاخره هواپیما نشست. تأخیری کوتاه وجود داشت تا بتوانیم پیاده شویم. علت تأخیر هم به گفتهٔ خلبان پرواز شلوغی و ترافیک پرواز بود و محدودیت درگاههای پیاده کردن مسافران. ورودی بررسی امنیتی مسافران را با طنابهایی به صورت صف پیچ در پیچی درست کرده بودند تا مسافران در صفی منظم قرار بگیرند. خانوادهها با هم به بررسی امنیتی میرفتند. ما هم تقریباً آخرهای صف بودیم.
#ادامه
#همسفر_شراب (#سفرنامه_آمریکا، فصل 2) (2)
#آسمان_هست، #غزل_هست، #کبوتر_داریم
بالاخره درهای آسمان را گشودیم. بعد از ایست و بازرسی بدنی سپاه وارد هواپیمای تهران-استانبول شدیم. بعد از رسیدن به استانبول و استراحت، دوباره سوار هواپیما شدیم. در همان مدتی که در قسمت ترانزیت فرودگاه آتاتورک منتظر رسیدن موعد پرواز دوم بودیم جز چرت زدن کار دیگری از ما برنمیآمد.هواپیمای استانبول-نیویورک به مراتب بزرگتر و زیباتر بود. اگر حافظهام درست یاری کرده باشد، هواپیمایی که سوار شده بودیم بویینگ بود. آخرین ردیف سمت راست قبل از آشپرخانهٔ میانی هواپیما من و همسرم نشسته بودیم. کنارمان یک دختربچهٔ حدوداً دهساله نشسته بود. روی صندلیها یک بسته گوشی دوفیشه برای شنیدن موسیقی قرار داشت. گوشی را به فیشی که روی صندلی بود میزدیم و با استفاده از نمایشگر روبرویمان میتوانستیم فیلم ببینیم، موسیقی گوش دهیم و یا از روی درگاه یو.اس.بی. از موسیقی و فیلمهایی که خودمان داریم استفاده کنیم. آن دختربچه خیلی حرفهای از وسایل دو و برش استفاده میکرد. ما هم زیرچشمی از او تقلید میکردیم. به هر مسافر هم یک پتوی کوچک مسافرتی با آرم تُرکیشاِیر داده بودند. در یک روز دو بار نهار داده شد. ما حدود ۱۰ ساعت ظهر را امتداد داده بودیم. انگار چند ساعتی به عمرمان اضافه شده بود.
از پشت پنجرهٔ هواپیما، طبیعت اروپا و حتی شهرهایش بسیار زیباتر از طبیعت ایران به نظر میآمدند. زمینهای کشاورزی رنگارنگ که مرز بینشان آنها را شبیه میکرد به قطعات یک جورچین رنگی حلنشده. هر وقت از روی دریا یا اقیانوس رد میشدیم قایقها و کشتیها دیده میشدند. نمیدانم چرا حس میکردم هر کدام از این قایقها از «پیرمرد و دریا»ی ارنست همینگوی لبریزند. این حس بیشباهت با حسرتی نبود که در قطار یا اتوبوسهای شبانهٔ بینشهری به من دست میداد. حس آرامشی عمیق که در چراغهای خانههای اطراف دیده میشد و حسرتی که غربت را تداعی میکرد و آوارگی را. مثل جوانیهای پیرمرد که در خاطرات دو شبانهروز مچاندازی با ملوانی بود و در واقعیت اسیر دست مبارزه با ماهی بزرگی شده بود. به قول قیصر «در میان تور خالی/مرگ تنها دست و پا میزد». نمیدانستم چقدر آمدنم درست بود. از بسیاری از موقعیتهایی که به زحمت بسیار به دست آورده بودم دل کنده بودم و به جایی داشتم میرفتم که میدانستم باید از صفر شروع کنم. دلم خوش بود به این که «زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد».
با ورود به آسمان امریکا بیشتر از همه چیز بیکران آبی به نظر میآمد؛ تا چشم کار میکرد آب بود و آب بود و آب. کمکم فاصلهٔ بین پیامهایی که خلبان پرواز میداد بیشتر میشد. نزدیک و نزدیکتر شدیم تا بالاخره هواپیما نشست. تأخیری کوتاه وجود داشت تا بتوانیم پیاده شویم. علت تأخیر هم به گفتهٔ خلبان پرواز شلوغی و ترافیک پرواز بود و محدودیت درگاههای پیاده کردن مسافران. ورودی بررسی امنیتی مسافران را با طنابهایی به صورت صف پیچ در پیچی درست کرده بودند تا مسافران در صفی منظم قرار بگیرند. خانوادهها با هم به بررسی امنیتی میرفتند. ما هم تقریباً آخرهای صف بودیم.
#ادامه
#ادامه
#بی_سرزمین_تر_از_باد
با مشکلاتی که سفارت امریکا در ایروان در مورد حجاب اسلامی برایمان ایجاد کرده بود این ترس در من ایجاد شده بود که باز هم به حجاب اسلامی همسرم معترض شوند. قصه این بود که اصرار داشتند که حتماً باید در عکس روی روادید قسمت جلویی مو (یا به قول خودشان هِدلاین) و کل دو گوش معلوم باشد. آقای افسر سفارت، جوانی بود با کت و کراوات، موهایی کمپشت و بور و چشمانی آبی. خیلی از جزئیات را در مورد فرقههای مذهبی اسلامی میدانست و هر استدلالی را که میآوردیم برایش جواب داشت. همهاش میگفت که «این تفسیر شما از دین است و ما نمیتوانیم با همهٔ تفاسیر متضاد کنار بیاییم. آن زن عربستانی که پوشیه میپوشد هم لابد باید با همان پوشیه عکس بگیرد و ما نمیتوانیم این طوری هویت افراد را شناسایی کنیم». به کشورهای مختلفی در غرب آسیا (خاورمیانه؟) سفر کرده بود و حتی همکار دیگرش که یک خانم بود برایم توضیح داده بود که یک بار به ایران هم آمده است. هر دوشان هم فارسی خوب بلد بودند ولی اکراه داشتند با دانشجوها فارسی صحبت کنند؛ به آن نشان که با خانوادههای ایرانی که به قصد تفریح یا دیدن اقوام برای گرفتن روادید آمده بودند فارسی صحبت میکردند. آخرش با کلی بحث و دعوا توانستیم طرف را متقاعد کنیم که با رئیسش در مرکز تماس بگیرد و استثناخواهی کند. حس غربت در میان هموطنها بد دردی بود. وقتی نشسته بودم توی سفارت حدوداً ده دانشجوی ایرانی نشسته بودند. یکی از دختران ایرانی وقتی وارد شد، پسر جوانی که در صندلی انتظار نشسته بود بهتش زد. نگاهش خیره شده بود. معلوم بود برای اولین بار است که همکلاسی عزیزش را بیحجاب میبیند. چند ثانیه بهتزدگی زود تمام شد و راحت با هم کنار آمدند و کنار هم نشستند. غربت آنجا بر من حادث شد که افسر به من گفت در این چند هفته که سفارت دانشجوهای ایرانی را پذیرش میکند تو اولین موردی هستی که با این مسأله مشکل داری. اینجا حتی کارمندان خود جمهوری اسلامی آمدهاند و عکس با گوش و موی پیدا به ما دادند. این عکس را فقط مأموران دولتی میبینند و شما مشکلی با این مسأله نخواهید داشت. جوری میگفت که انگار مأموران دولتی خواجهمحرم هستند. خلاصه این که حالا بیا برای این آقای محترم توضیح بده که دست روی دلمان نگذار که «غریب بودم و گشتم غریبتر آری!/دلم خوش است که در غربت وطن بودم». واقعاً سخت بود برایش این شعر سهراب را سلیس ترجمه کنم «من از او پرسیدم : دل خوش سیری چند؟». البته دو ماه بعد از آن مصاحبه، از سفارت ایروان به من ایمیل زدند که طی صحبتی که با مسئولان بالادستی شد آن قانون عکس و حجاب اصلاح شد و مسلمانان آزادانه میتوانند با حجاب کامل اسلامی عکس بیندازند. آنجا توفیق اجباری شد که سبب خیر شویم (عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد؟).
در فرودگاه کندی، باید از درگاهی وارد میشدیم که مأمور امنیتیاش آقایی بود سیاهپوست با لباس فرم سرمهای و سری بدون مو. شروع به صحبت که کرد خیلی برایم سخت بود حرفهایش را بفهمم از بس کلمات را محاورهای ادا میکرد. به من گفت که قرآن را خوانده است و خیلی برایش جالب است. گفت معلوم است که خیلی پولداری که میروی کلمبیا. توضیح داد که کلمبیا جزء گرانترین محلههای نیویورک است. برایش توضیح دادم که از طرف دانشگاه بورس شدهام. پای برگهٔ ورود را امضا کردم. حواسم نبود که جای ماه و روز در امریکا برعکس ایران است. خندید و گفت اشکال ندارد. روی تاریخ قبلی خط زدم و تاریخ را دوباره نوشتم. در آن درگاه از همهٔ افراد غیرامریکایی به صورت الکترونیکی اثر انگشت گرفته میشد و دیگر خبری از ایرانی بودن یا نبودن نبود. دستهایمان را روی انگشتنگار الکترونیکی گذاشتیم و به دوربین مخصوص تصویرنگاری نگاه کردیم تا از ما عکس بیندازد. همهٔ ترسها با مهربانی و خندهٔ آقای سیاهپوست مأمور درگاه بررسی روادید حل شد. پس از آن در درگاه دوم تهبرگ امضای برگهٔ تأییدیهٔ ورود به کشور را میگرفتند و بس. هیچ خبری از بازرسی بدنی هم نبود. حدسم این است که مأموران فرودگاه به بررسیهای امنیتی انجامشده در فرودگاه مبدأ اعتماد دارند.
https://telegram.me/shodan313/102
محمد صادق رسولی، ۹۱/۱۰/۱۷
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
#بی_سرزمین_تر_از_باد
با مشکلاتی که سفارت امریکا در ایروان در مورد حجاب اسلامی برایمان ایجاد کرده بود این ترس در من ایجاد شده بود که باز هم به حجاب اسلامی همسرم معترض شوند. قصه این بود که اصرار داشتند که حتماً باید در عکس روی روادید قسمت جلویی مو (یا به قول خودشان هِدلاین) و کل دو گوش معلوم باشد. آقای افسر سفارت، جوانی بود با کت و کراوات، موهایی کمپشت و بور و چشمانی آبی. خیلی از جزئیات را در مورد فرقههای مذهبی اسلامی میدانست و هر استدلالی را که میآوردیم برایش جواب داشت. همهاش میگفت که «این تفسیر شما از دین است و ما نمیتوانیم با همهٔ تفاسیر متضاد کنار بیاییم. آن زن عربستانی که پوشیه میپوشد هم لابد باید با همان پوشیه عکس بگیرد و ما نمیتوانیم این طوری هویت افراد را شناسایی کنیم». به کشورهای مختلفی در غرب آسیا (خاورمیانه؟) سفر کرده بود و حتی همکار دیگرش که یک خانم بود برایم توضیح داده بود که یک بار به ایران هم آمده است. هر دوشان هم فارسی خوب بلد بودند ولی اکراه داشتند با دانشجوها فارسی صحبت کنند؛ به آن نشان که با خانوادههای ایرانی که به قصد تفریح یا دیدن اقوام برای گرفتن روادید آمده بودند فارسی صحبت میکردند. آخرش با کلی بحث و دعوا توانستیم طرف را متقاعد کنیم که با رئیسش در مرکز تماس بگیرد و استثناخواهی کند. حس غربت در میان هموطنها بد دردی بود. وقتی نشسته بودم توی سفارت حدوداً ده دانشجوی ایرانی نشسته بودند. یکی از دختران ایرانی وقتی وارد شد، پسر جوانی که در صندلی انتظار نشسته بود بهتش زد. نگاهش خیره شده بود. معلوم بود برای اولین بار است که همکلاسی عزیزش را بیحجاب میبیند. چند ثانیه بهتزدگی زود تمام شد و راحت با هم کنار آمدند و کنار هم نشستند. غربت آنجا بر من حادث شد که افسر به من گفت در این چند هفته که سفارت دانشجوهای ایرانی را پذیرش میکند تو اولین موردی هستی که با این مسأله مشکل داری. اینجا حتی کارمندان خود جمهوری اسلامی آمدهاند و عکس با گوش و موی پیدا به ما دادند. این عکس را فقط مأموران دولتی میبینند و شما مشکلی با این مسأله نخواهید داشت. جوری میگفت که انگار مأموران دولتی خواجهمحرم هستند. خلاصه این که حالا بیا برای این آقای محترم توضیح بده که دست روی دلمان نگذار که «غریب بودم و گشتم غریبتر آری!/دلم خوش است که در غربت وطن بودم». واقعاً سخت بود برایش این شعر سهراب را سلیس ترجمه کنم «من از او پرسیدم : دل خوش سیری چند؟». البته دو ماه بعد از آن مصاحبه، از سفارت ایروان به من ایمیل زدند که طی صحبتی که با مسئولان بالادستی شد آن قانون عکس و حجاب اصلاح شد و مسلمانان آزادانه میتوانند با حجاب کامل اسلامی عکس بیندازند. آنجا توفیق اجباری شد که سبب خیر شویم (عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد؟).
در فرودگاه کندی، باید از درگاهی وارد میشدیم که مأمور امنیتیاش آقایی بود سیاهپوست با لباس فرم سرمهای و سری بدون مو. شروع به صحبت که کرد خیلی برایم سخت بود حرفهایش را بفهمم از بس کلمات را محاورهای ادا میکرد. به من گفت که قرآن را خوانده است و خیلی برایش جالب است. گفت معلوم است که خیلی پولداری که میروی کلمبیا. توضیح داد که کلمبیا جزء گرانترین محلههای نیویورک است. برایش توضیح دادم که از طرف دانشگاه بورس شدهام. پای برگهٔ ورود را امضا کردم. حواسم نبود که جای ماه و روز در امریکا برعکس ایران است. خندید و گفت اشکال ندارد. روی تاریخ قبلی خط زدم و تاریخ را دوباره نوشتم. در آن درگاه از همهٔ افراد غیرامریکایی به صورت الکترونیکی اثر انگشت گرفته میشد و دیگر خبری از ایرانی بودن یا نبودن نبود. دستهایمان را روی انگشتنگار الکترونیکی گذاشتیم و به دوربین مخصوص تصویرنگاری نگاه کردیم تا از ما عکس بیندازد. همهٔ ترسها با مهربانی و خندهٔ آقای سیاهپوست مأمور درگاه بررسی روادید حل شد. پس از آن در درگاه دوم تهبرگ امضای برگهٔ تأییدیهٔ ورود به کشور را میگرفتند و بس. هیچ خبری از بازرسی بدنی هم نبود. حدسم این است که مأموران فرودگاه به بررسیهای امنیتی انجامشده در فرودگاه مبدأ اعتماد دارند.
https://telegram.me/shodan313/102
محمد صادق رسولی، ۹۱/۱۰/۱۷
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
Telegram
کشکولی برای "شُدن"
عکس از داخل هواپیما در آسمان اروپا
برگرفته شده از delsharm.blog.ir
برگرفته شده از delsharm.blog.ir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظر حسین خووان فرانسیسکو، اسپانیایی تازه مسلمان شده درباره حجاب:
"خانم هایی که حجاب کامل دارند، از احترام بیشتری برخوردارند."
@Allah4all
@rahyafte_com
"خانم هایی که حجاب کامل دارند، از احترام بیشتری برخوردارند."
@Allah4all
@rahyafte_com
#معرفی_گروه
قابل توجه علاقه مندان به فنّ ترجمه و آموزش ترجمه متون اسلامی:
گروه #کارگاه_ترجمه_اسلامی با حضور و اشراف استاد #محمدرضا_فرجیان، عضو هیئت علمی و مدیر گروه زبان انگلیسی #موسسه_بین_المللی_مطالعات_اسلامی از علاقه مندان جهت عضویت دعوت مینماید.
#فعالیت_ها :
- ارائه متون اسلامی
- تمرین ترجمه متون
- بیان نکات و بررسی ترجمه ها
- تصحیح و آموزش نکات مورد نیاز
- امکان چاپ ترجمه ها در صورت تأیید
#لینک_عضویت
https://t.me/joinchat/BsLZY0OR8LLnOPCj3-5FyA
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
قابل توجه علاقه مندان به فنّ ترجمه و آموزش ترجمه متون اسلامی:
گروه #کارگاه_ترجمه_اسلامی با حضور و اشراف استاد #محمدرضا_فرجیان، عضو هیئت علمی و مدیر گروه زبان انگلیسی #موسسه_بین_المللی_مطالعات_اسلامی از علاقه مندان جهت عضویت دعوت مینماید.
#فعالیت_ها :
- ارائه متون اسلامی
- تمرین ترجمه متون
- بیان نکات و بررسی ترجمه ها
- تصحیح و آموزش نکات مورد نیاز
- امکان چاپ ترجمه ها در صورت تأیید
#لینک_عضویت
https://t.me/joinchat/BsLZY0OR8LLnOPCj3-5FyA
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
Forwarded from تبلیغ بین المللی اسلام
#معرفی_گروه
قابل توجه علاقه مندان به فنّ ترجمه و آموزش ترجمه متون اسلامی:
گروه #کارگاه_ترجمه_اسلامی با حضور و اشراف استاد #محمدرضا_فرجیان، عضو هیئت علمی و مدیر گروه زبان انگلیسی #موسسه_بین_المللی_مطالعات_اسلامی از علاقه مندان جهت عضویت دعوت مینماید.
#فعالیت_ها :
- ارائه متون اسلامی
- تمرین ترجمه متون
- بیان نکات و بررسی ترجمه ها
- تصحیح و آموزش نکات مورد نیاز
- امکان چاپ ترجمه ها در صورت تأیید
#لینک_عضویت
https://t.me/joinchat/BsLZY0OR8LLnOPCj3-5FyA
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
قابل توجه علاقه مندان به فنّ ترجمه و آموزش ترجمه متون اسلامی:
گروه #کارگاه_ترجمه_اسلامی با حضور و اشراف استاد #محمدرضا_فرجیان، عضو هیئت علمی و مدیر گروه زبان انگلیسی #موسسه_بین_المللی_مطالعات_اسلامی از علاقه مندان جهت عضویت دعوت مینماید.
#فعالیت_ها :
- ارائه متون اسلامی
- تمرین ترجمه متون
- بیان نکات و بررسی ترجمه ها
- تصحیح و آموزش نکات مورد نیاز
- امکان چاپ ترجمه ها در صورت تأیید
#لینک_عضویت
https://t.me/joinchat/BsLZY0OR8LLnOPCj3-5FyA
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
#یادداشتهای_ویندهوک
نماز جماعت ، با حضور اهل سنت و شیعیان،
مسجد قبا، اولین مسجد در کشور نامیبیا
دسامبر 2017
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @zamzam_ir
نماز جماعت ، با حضور اهل سنت و شیعیان،
مسجد قبا، اولین مسجد در کشور نامیبیا
دسامبر 2017
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @zamzam_ir
آقای صدر در انتخاباتی در لبنان از یک کاندیدای مسیحی حمایت کرد
آن کاندیدا:من مسیحی هستم و شما شیعه !چرا از من حمایت می کنید؟
آقای صدر گفتند:ما به عملکرد شما کار داریم نه به دینتان
@Allah4all
@noghteh3
آن کاندیدا:من مسیحی هستم و شما شیعه !چرا از من حمایت می کنید؟
آقای صدر گفتند:ما به عملکرد شما کار داریم نه به دینتان
@Allah4all
@noghteh3
#فرهنگ_مصرف
اینجا #آلمان 🇩🇪
🔹با #همسایه آلمانیمان ارتباط زیادی نداشتیم، در حد سلام و علیکی در راهرو. اما همین که فهمید منتظر به دنیا آمدن فرزندمان هستیم، در خانه مان را زد و گفت که دوستش یک تخت #کودک اضافی دارد، چون فرزندش بزرگ شده و باید برایش تخت جدیدی بگیرند. پیش خودم گفتم لابد فکر کرده ما خیلی در تنگنا هستیم. زیاد خوشم نیامد، اما تشکر کردم و قبول کردم. وقتی تخت را برایمان آورد، پرسیدم چقدر و چگونه پولش را بدهم، گفت: "لازم نیست، او هم بابت این #تخت پولی نداده، #فرزند تو نهمین کودکی است که با این تخت بزرگ می شود."
روایت از #شادی
اینجا #ایران 🇮🇷
🔹بعد از کلی بالا-پایین و سنجش جوانب، بالاخره تصمیم گرفتم به یکی از فامیل های نزدیکم پیشنهاد بدهم نگاهی به وسایلی که قصد فروش آنها را داشتم بیندازد. وسایل کهنه ای نبود، چون من بخاطر #مهاجرت برای #تحصیل، می فروختمشان. کار به صحبت درباره قیمت نکشید، فامیل نزدیک شدیدا بهش برخورد و در یک پیام موبایلی بهم گفت که "با خودت چه فکر کرده ای؟! لطفا دیگر در این باره مزاحم ما و خانواده ما نشو! " و علی رغم علاقه و صمیمیتی که بین ما بود، از آن به بعد رابطه ما شکل دیگری پیدا کرد، متاسفانه!
روایت از #امید
#پی_نوشت :
زندگی ما چقدر با #سبک_زندگی_اسلامی فاصله دارد؟!
#قدری_بیاندیشیم!
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @tick_idea
اینجا #آلمان 🇩🇪
🔹با #همسایه آلمانیمان ارتباط زیادی نداشتیم، در حد سلام و علیکی در راهرو. اما همین که فهمید منتظر به دنیا آمدن فرزندمان هستیم، در خانه مان را زد و گفت که دوستش یک تخت #کودک اضافی دارد، چون فرزندش بزرگ شده و باید برایش تخت جدیدی بگیرند. پیش خودم گفتم لابد فکر کرده ما خیلی در تنگنا هستیم. زیاد خوشم نیامد، اما تشکر کردم و قبول کردم. وقتی تخت را برایمان آورد، پرسیدم چقدر و چگونه پولش را بدهم، گفت: "لازم نیست، او هم بابت این #تخت پولی نداده، #فرزند تو نهمین کودکی است که با این تخت بزرگ می شود."
روایت از #شادی
اینجا #ایران 🇮🇷
🔹بعد از کلی بالا-پایین و سنجش جوانب، بالاخره تصمیم گرفتم به یکی از فامیل های نزدیکم پیشنهاد بدهم نگاهی به وسایلی که قصد فروش آنها را داشتم بیندازد. وسایل کهنه ای نبود، چون من بخاطر #مهاجرت برای #تحصیل، می فروختمشان. کار به صحبت درباره قیمت نکشید، فامیل نزدیک شدیدا بهش برخورد و در یک پیام موبایلی بهم گفت که "با خودت چه فکر کرده ای؟! لطفا دیگر در این باره مزاحم ما و خانواده ما نشو! " و علی رغم علاقه و صمیمیتی که بین ما بود، از آن به بعد رابطه ما شکل دیگری پیدا کرد، متاسفانه!
روایت از #امید
#پی_نوشت :
زندگی ما چقدر با #سبک_زندگی_اسلامی فاصله دارد؟!
#قدری_بیاندیشیم!
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @tick_idea
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برافراشته شدن پرچم #فلسطین در دبیرستان های تونس
Hoisting of the #palestine flag in tunisian schools
في احدى معاهد تونس،يتم رفع علم #فلسطين، كمبادرة صغيرة لإظهار المساندة
@Allah4all
@Campiws
Hoisting of the #palestine flag in tunisian schools
في احدى معاهد تونس،يتم رفع علم #فلسطين، كمبادرة صغيرة لإظهار المساندة
@Allah4all
@Campiws
گروه پرچم های سفید در عراق چه کسانی هستند؟ آیا تهدیدی برای امنیت عراق محسوب خواهند شد؟
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @iraqstudy
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @iraqstudy
بنام خدا
مراسم تلاوت زيارت آل ياسين و بيان مناقب اهل البيت عليهم السلام امشب از ساعت 21-19 در بنياد اهل البيت عليهم السلام بلژيك برقرار مي باشد.
التماس دعا
https://telegram.me/ahlebaiyt/1762
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @ahlebaiyt
مراسم تلاوت زيارت آل ياسين و بيان مناقب اهل البيت عليهم السلام امشب از ساعت 21-19 در بنياد اهل البيت عليهم السلام بلژيك برقرار مي باشد.
التماس دعا
https://telegram.me/ahlebaiyt/1762
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @ahlebaiyt
Telegram
بنياد اهل بيت عليهم السلام بلژيك
جهت سلامتی آیت الله #حائری_شیرازی #حمد_شفا بخوانید.
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @haerishirazi
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @haerishirazi
رئیس حزب کنگره هنداعلام بازنشستگی کرد.
سونیاگاندی۷۱ساله متولدایتالیااعلام کرد:
اکنون #وظیفه من این است که #بازنشست شوم.
#رونوشت:برخی افراد پیر، چند #مدیریتی و ناکارآمد در کشور!
@shargheshargh
سونیاگاندی۷۱ساله متولدایتالیااعلام کرد:
اکنون #وظیفه من این است که #بازنشست شوم.
#رونوشت:برخی افراد پیر، چند #مدیریتی و ناکارآمد در کشور!
@shargheshargh
#ویژگی های یک #طلبه_فعال در #عرصه_بین_الملل #از_منظر_قرآن_کریم
#بخش_اول: #حوزه_فردی:
- خودسازی(در غار حرا؛ بقره/127-129)؛
- شناخت خويشتن(قیامت/14)؛
- شناسايي فضيلت و رذيلت(شمس/8)؛
- آشنا با درد مردم: (توبه/128). و ( هود/29)؛
- توجه به خانواده: (بقره/132 و 124؛ شورا/23)؛
- توجه به عشیره: (شعرا/214)؛
- صبر و استقامت(هود/112)؛
- نظم و وقت شناسی(مومنون/3؛ زمر/56؛ بقره/203 و183 و189)؛
- اجر نخواستن و منتظر پاداش نبودن(انعام/90)؛
- برنامه ریزی بلند مدت(بقره/124؛ اعراف/142)؛
- وظیفه شناسی و مسئولیت پزیری(انفال/2؛ احزاب/72)؛
- پیش تازی در خیرات(واقعه/ 10 و 12؛ بقره/148)؛
- تحمل اندیشه های متفاوت(غافر/84-85؛ حجزات/13 )؛
- اعتماد به نفس(فجر/27-30)؛
- دقت و محاسبه(اسرا/14)؛
- نگاه امید وارانه با آینده(حجر/56؛ زمر/53)؛
- خیر خواهی عمومی: (غافر آیات 30, 39 و 41).
- دلسوزی و مهربانی: (توبه/128).
- حریص به ایمان آوردن و هدایت امت: (کهف/6)؛
- رحمت و شفقت به مخاطبان: (مریم/46-47).
- توجه به خواندن و بند گیری از قرآن كريم: (قمر/7؛ مزمل/4).
- داراي حسن خلق و معاشرت اسلامی: (لقمان/12 تا 19).
- عفت نفس: (یوسف/32).
- مداومت و استمرار در مسير علم آموزي: (طه/114).
- بصیر و صبور (یوسف/108؛ نحل/127).
- پرسشگر: (انبیاء/7).
- خواندن دعاء و مناجات: (فرقان/77؛ بقره/186).
- خوددارى از مجادله و ستيزه جوئى: (عنکبوت/46).
- تسليم بودن در برابر حق: (بقره/131).
- توجّه کامل به خداوند در تلخیها و شادیها: (یوسف/33 و 101).
- حفظ پاکدامنى و ترجیح تقوى بر رفاه و خوشی زوذگذر: (یوسف/23).
داشتن بیان زیبا و فصیح: (قصص/37).
- فتوت و جوانمردى: (یوسف/100).
امانتداربودن: (یوسف/55).
- خشوع در نماز: (مومنون/2).
- دوری و اجتناب از هر گفتار و نوشتار و عملکرد بیهوده: (مومنون/3).
- پاکدامنی و عفت نفس: (مومنون/ 5).
دوری از تمسخر, بدگمانی، غیبت، بدگوئی، تجس: (حجرات/11 و 12).
تواضع و فروتنی: (فرقان/63).
حلم و بردباری: (فرقان/63).
شب زنده داری . ادای نماز شب: (فرقان/64؛ مزمل/1 تا 3؛ مدثر/1 تا3).
توحید خالصانه: (فرقان/68).
- تدّبر در آیات الهی: (فرقان/73).
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @soozanbaan
#بخش_اول: #حوزه_فردی:
- خودسازی(در غار حرا؛ بقره/127-129)؛
- شناخت خويشتن(قیامت/14)؛
- شناسايي فضيلت و رذيلت(شمس/8)؛
- آشنا با درد مردم: (توبه/128). و ( هود/29)؛
- توجه به خانواده: (بقره/132 و 124؛ شورا/23)؛
- توجه به عشیره: (شعرا/214)؛
- صبر و استقامت(هود/112)؛
- نظم و وقت شناسی(مومنون/3؛ زمر/56؛ بقره/203 و183 و189)؛
- اجر نخواستن و منتظر پاداش نبودن(انعام/90)؛
- برنامه ریزی بلند مدت(بقره/124؛ اعراف/142)؛
- وظیفه شناسی و مسئولیت پزیری(انفال/2؛ احزاب/72)؛
- پیش تازی در خیرات(واقعه/ 10 و 12؛ بقره/148)؛
- تحمل اندیشه های متفاوت(غافر/84-85؛ حجزات/13 )؛
- اعتماد به نفس(فجر/27-30)؛
- دقت و محاسبه(اسرا/14)؛
- نگاه امید وارانه با آینده(حجر/56؛ زمر/53)؛
- خیر خواهی عمومی: (غافر آیات 30, 39 و 41).
- دلسوزی و مهربانی: (توبه/128).
- حریص به ایمان آوردن و هدایت امت: (کهف/6)؛
- رحمت و شفقت به مخاطبان: (مریم/46-47).
- توجه به خواندن و بند گیری از قرآن كريم: (قمر/7؛ مزمل/4).
- داراي حسن خلق و معاشرت اسلامی: (لقمان/12 تا 19).
- عفت نفس: (یوسف/32).
- مداومت و استمرار در مسير علم آموزي: (طه/114).
- بصیر و صبور (یوسف/108؛ نحل/127).
- پرسشگر: (انبیاء/7).
- خواندن دعاء و مناجات: (فرقان/77؛ بقره/186).
- خوددارى از مجادله و ستيزه جوئى: (عنکبوت/46).
- تسليم بودن در برابر حق: (بقره/131).
- توجّه کامل به خداوند در تلخیها و شادیها: (یوسف/33 و 101).
- حفظ پاکدامنى و ترجیح تقوى بر رفاه و خوشی زوذگذر: (یوسف/23).
داشتن بیان زیبا و فصیح: (قصص/37).
- فتوت و جوانمردى: (یوسف/100).
امانتداربودن: (یوسف/55).
- خشوع در نماز: (مومنون/2).
- دوری و اجتناب از هر گفتار و نوشتار و عملکرد بیهوده: (مومنون/3).
- پاکدامنی و عفت نفس: (مومنون/ 5).
دوری از تمسخر, بدگمانی، غیبت، بدگوئی، تجس: (حجرات/11 و 12).
تواضع و فروتنی: (فرقان/63).
حلم و بردباری: (فرقان/63).
شب زنده داری . ادای نماز شب: (فرقان/64؛ مزمل/1 تا 3؛ مدثر/1 تا3).
توحید خالصانه: (فرقان/68).
- تدّبر در آیات الهی: (فرقان/73).
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @soozanbaan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴The Awaited
✨Communication With The #Imam_Mahdi a.s
#part_1
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @rahyafte_en
✨Communication With The #Imam_Mahdi a.s
#part_1
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @rahyafte_en
#شبهات_مهدویت
💢ادعای زیارت و #ملاقات امام زمان(عج)؛ آیا امکان #دیدار با ایشان قبل از ظهور وجود دارد؟
اگر این #حدیث صحت دارد پس چگونه عده ای ادعای ملاقات حضرت ولیعصر(عج) را دارند؟
✅حدیث از امام زمان(عج):
چه بسا افرادي از شيعيان #ادعا كنند كه مرا مشاهده نموده اند، آگاه باشيد هر كس قبل از #خروج سفيان و صيحه آسماني، چنين ادعايي كند دروغگو و افترا زننده است...
📚الغيبة شيخ طوسي ص395
✅اين عبارت تند حضرت:
اولا : به خاطر اين است كه جلوي شيادان وحقه بازان و دروغگويان كه قصد سوء استفاده از عقايد و احساسات مردم دارند گرفته شود تا هر كسي نتواند #ادعاي ارتباط كند و مردم را فريب دهد و ديگر اينكه بعد از اتمام غيبت صغري و با شروع غيبت كبري راه ارتباط مستقيم با حضرت طبق مصالح غيبت مسدود شد؛ چرا كه فلسفه غيبت خفاء و عدم دسترسي است واگر قرار باشد هر كس بتواند با حضرت ارتباط داشته باشد و ارتباط را به اطلاع همه برساند خلاف مصلحت و فلسفه غيبت عمل شده است.
ثانيا: حضرت با اين #فرمايش خود يك قاعده كلي را براي شيعيان بيان مي كند و آن اين كه اصل اولي در ادعاي #ملاقات كذب و دروغ است مگر اين كه خلاف آن ثابت شود همانند اصل طهارت و اصل حليت كه اصل اوليه در تمام اشياء پاكي و حليت است مگر آن كه نجاست و حرمت آن ثابت شود.
✅دو نوع #ملاقات داريم كه يكي از آنها صحيح و معتبر است و اشكالي بر آن وارد نيست و نوع ديگر غير صحيح است. هر دو نوع آن را شرح مي دهيم تا مطلب روشن شود
1 . قسم اول ملاقاتي است كه با اراده امام زمان و #صلاحديد امام زمان عليه السلام صورت مي گيرد و شخص ملاقات كننده خود اراده اي در ملاقات ندارد؛ به اين معنا كه زمان، مكان، مدت و تعداد دفعات #ملاقات به دست امام زمان است نه به دست شخص ملاقات كننده. در اين نوع از ملاقاتها و ديدارها شخص نمي تواند با اراده خود #ملاقات را تكرار كند يا مثلا بگويد من فلان روز با حضرت ديدار خواهم كرد اين نوع ملاقات صحيح است و معتبر و براي بسياري از بزرگان و عرفا و علما اتفاق افتاده است و داستان آنها را علماي بزرگي همچون علامه مجلسي در بحار الانوار و ميرزاي نوري در نجم الثاقب و شيخ صدوق در كمال الدين و.. نقل كرده اند.
2 . اما اين كه #ملاقات با امام زمان عليه السلام با اراده و اختيار شخص ملاقات كننده صورت گيرد و استمرار داشته باشد به اين معنا كه شخص هر زمان كه بخواهد مي تواند به محضر حضرت مشرف شود و حضرت را ملاقات كند، مردود است و طبق توقيع امام زمان به علي بن محمد سمري آخرين نايب حضرت در #غيبت_صغري كذاب است
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @komhojjatzahra
💢ادعای زیارت و #ملاقات امام زمان(عج)؛ آیا امکان #دیدار با ایشان قبل از ظهور وجود دارد؟
اگر این #حدیث صحت دارد پس چگونه عده ای ادعای ملاقات حضرت ولیعصر(عج) را دارند؟
✅حدیث از امام زمان(عج):
چه بسا افرادي از شيعيان #ادعا كنند كه مرا مشاهده نموده اند، آگاه باشيد هر كس قبل از #خروج سفيان و صيحه آسماني، چنين ادعايي كند دروغگو و افترا زننده است...
📚الغيبة شيخ طوسي ص395
✅اين عبارت تند حضرت:
اولا : به خاطر اين است كه جلوي شيادان وحقه بازان و دروغگويان كه قصد سوء استفاده از عقايد و احساسات مردم دارند گرفته شود تا هر كسي نتواند #ادعاي ارتباط كند و مردم را فريب دهد و ديگر اينكه بعد از اتمام غيبت صغري و با شروع غيبت كبري راه ارتباط مستقيم با حضرت طبق مصالح غيبت مسدود شد؛ چرا كه فلسفه غيبت خفاء و عدم دسترسي است واگر قرار باشد هر كس بتواند با حضرت ارتباط داشته باشد و ارتباط را به اطلاع همه برساند خلاف مصلحت و فلسفه غيبت عمل شده است.
ثانيا: حضرت با اين #فرمايش خود يك قاعده كلي را براي شيعيان بيان مي كند و آن اين كه اصل اولي در ادعاي #ملاقات كذب و دروغ است مگر اين كه خلاف آن ثابت شود همانند اصل طهارت و اصل حليت كه اصل اوليه در تمام اشياء پاكي و حليت است مگر آن كه نجاست و حرمت آن ثابت شود.
✅دو نوع #ملاقات داريم كه يكي از آنها صحيح و معتبر است و اشكالي بر آن وارد نيست و نوع ديگر غير صحيح است. هر دو نوع آن را شرح مي دهيم تا مطلب روشن شود
1 . قسم اول ملاقاتي است كه با اراده امام زمان و #صلاحديد امام زمان عليه السلام صورت مي گيرد و شخص ملاقات كننده خود اراده اي در ملاقات ندارد؛ به اين معنا كه زمان، مكان، مدت و تعداد دفعات #ملاقات به دست امام زمان است نه به دست شخص ملاقات كننده. در اين نوع از ملاقاتها و ديدارها شخص نمي تواند با اراده خود #ملاقات را تكرار كند يا مثلا بگويد من فلان روز با حضرت ديدار خواهم كرد اين نوع ملاقات صحيح است و معتبر و براي بسياري از بزرگان و عرفا و علما اتفاق افتاده است و داستان آنها را علماي بزرگي همچون علامه مجلسي در بحار الانوار و ميرزاي نوري در نجم الثاقب و شيخ صدوق در كمال الدين و.. نقل كرده اند.
2 . اما اين كه #ملاقات با امام زمان عليه السلام با اراده و اختيار شخص ملاقات كننده صورت گيرد و استمرار داشته باشد به اين معنا كه شخص هر زمان كه بخواهد مي تواند به محضر حضرت مشرف شود و حضرت را ملاقات كند، مردود است و طبق توقيع امام زمان به علي بن محمد سمري آخرين نايب حضرت در #غيبت_صغري كذاب است
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @komhojjatzahra
آتش زدن پرچم #آمریکا درتجمع مخالفان دونالد #ترامپ در شهر برکلی،ایالت کالیفرنیای آمریکا…
بعد جوان ساده ی دانشگاه ما از #پرچم کشوری که حتی #دارو را بر مردمش تحریم کرده،دفاع میکند!
@TahavolateMantaghe
بعد جوان ساده ی دانشگاه ما از #پرچم کشوری که حتی #دارو را بر مردمش تحریم کرده،دفاع میکند!
@TahavolateMantaghe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خانم آیانا ویلیامز از امریکا 24 سال ناخناشو کوتاه نکرد تا بتونه اسمشو تو گینس ثبت کنه
#پی_نوشت :
#گینس را ساخته اند تا جبران ما فات بن بست تمدنی خود کنند!
#جهالت_مدرن
#بی_هویتی
@siaahategharb
#پی_نوشت :
#گینس را ساخته اند تا جبران ما فات بن بست تمدنی خود کنند!
#جهالت_مدرن
#بی_هویتی
@siaahategharb
🔷روایتی از یک دختر مرفه هندی؛ از آرزوی ستارهشدن در بالیوود تا انتخاب #حجاب
🔸«مورسایلین پیرزادا»، دختر «فیروز پیرزادا» یکی از پولدارترین و مشهورترین تاجران کشمیر است . زندگی روزانه او با پوشیدن لباسهایی از معروفترین برندها و خرید از گرانترین پاساژها سپری میشود، سرگرمی او این است که ماهی چند بار به همراه دوستانش برای یک خرید کلی به دبی مسافرت کند. ولی بزرگترین آرزوی این دختر ۲۳ ساله که در بمبئی متولد شده، ستاره شدن در سینمای بالیوود است.
پدر «مورسایلین» یکی از دوستان قدیمی «یاش چوپرا»، فیلمساز مشهور سینمای هند مشهور به سلطان فیلمهای رمانتیک است. تا آنکه یک حادثه همه چیز را برهم میزند، سیام مهرماه ۱۳۹۱ خبر غیرمنتظره مرگ «یاش چوپرا» در رسانههای سراسر جهان منتشر میشود: «یاش چوپرا، سلطان رمانس سینمای هند، در سن ۸۰ سالگی در بیمارستانی در بمبئی درگذشت.»
🔸مابقی ماجرا از زبان «مورسایلین پیرزادا» در سایت #رهیافته 👇
http://rahyafteha.ir/7673/
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @rahyafte_com
🔸«مورسایلین پیرزادا»، دختر «فیروز پیرزادا» یکی از پولدارترین و مشهورترین تاجران کشمیر است . زندگی روزانه او با پوشیدن لباسهایی از معروفترین برندها و خرید از گرانترین پاساژها سپری میشود، سرگرمی او این است که ماهی چند بار به همراه دوستانش برای یک خرید کلی به دبی مسافرت کند. ولی بزرگترین آرزوی این دختر ۲۳ ساله که در بمبئی متولد شده، ستاره شدن در سینمای بالیوود است.
پدر «مورسایلین» یکی از دوستان قدیمی «یاش چوپرا»، فیلمساز مشهور سینمای هند مشهور به سلطان فیلمهای رمانتیک است. تا آنکه یک حادثه همه چیز را برهم میزند، سیام مهرماه ۱۳۹۱ خبر غیرمنتظره مرگ «یاش چوپرا» در رسانههای سراسر جهان منتشر میشود: «یاش چوپرا، سلطان رمانس سینمای هند، در سن ۸۰ سالگی در بیمارستانی در بمبئی درگذشت.»
🔸مابقی ماجرا از زبان «مورسایلین پیرزادا» در سایت #رهیافته 👇
http://rahyafteha.ir/7673/
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @rahyafte_com