This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعضی آدمها سالها توی رابطهای میمونن که نیازهای عاطفیشون رو برآورده نمیکنه؛ چون «منتظرن».
منتظر روزی که طرف مقابل مهربونتر بشه،
مسئولیت بیشتری قبول کنه،
بیشتر دوستشون داشته باشه یا بالاخره اونها رو ببینه.
این انتظار همیشه از رابطهی امروز شروع نشده؛
گاهی ریشههاش خیلی قدیمیتره.
کودکی که بارها با خودش گفته:
«شاید این بار بابا عوض بشه»
یا «شاید مامان از فردا بیشتر دوستم داشته باشه»،
کمکم یاد میگیره که عشق یعنی صبر کردن برای تغییری که معلوم نیست اتفاق بیفتاده.
پس ذهنش به جای اینکه رابطه رو بر اساس واقعیت ببینه،
به امیدِ آینده گره میزنه.
برای همین، سالها بعد هم ممکنه همون الگو رو توی روابط عاطفیش تکرار کنه؛ چون منتظر موندن برای بهتر شدنِ دیگری، براش آشناست.
رابطهی سالم بر اساس شخصیت و رفتار امروز آدمها شکل میگیره،
نه بر اساس نسخهای که امیدواریم یه روز ازشون ببینیم.
یکیاز نشونهی رشد اینه که دیگه مسئول تغییر دادن یا منتظر موندن برای تغییر دیگران نباشیم و یاد بگیریم انتخابهامون رو بر اساس واقعیت انجام بدیم، نه آرزو…
@Arcytypess
منتظر روزی که طرف مقابل مهربونتر بشه،
مسئولیت بیشتری قبول کنه،
بیشتر دوستشون داشته باشه یا بالاخره اونها رو ببینه.
این انتظار همیشه از رابطهی امروز شروع نشده؛
گاهی ریشههاش خیلی قدیمیتره.
کودکی که بارها با خودش گفته:
«شاید این بار بابا عوض بشه»
یا «شاید مامان از فردا بیشتر دوستم داشته باشه»،
کمکم یاد میگیره که عشق یعنی صبر کردن برای تغییری که معلوم نیست اتفاق بیفتاده.
پس ذهنش به جای اینکه رابطه رو بر اساس واقعیت ببینه،
به امیدِ آینده گره میزنه.
برای همین، سالها بعد هم ممکنه همون الگو رو توی روابط عاطفیش تکرار کنه؛ چون منتظر موندن برای بهتر شدنِ دیگری، براش آشناست.
رابطهی سالم بر اساس شخصیت و رفتار امروز آدمها شکل میگیره،
نه بر اساس نسخهای که امیدواریم یه روز ازشون ببینیم.
یکیاز نشونهی رشد اینه که دیگه مسئول تغییر دادن یا منتظر موندن برای تغییر دیگران نباشیم و یاد بگیریم انتخابهامون رو بر اساس واقعیت انجام بدیم، نه آرزو…
@Arcytypess
👍10❤6
Arcytypess
@Arcytypess
اول از همه، مخاطب این ویدیو بیشتر از اینکه تولیدکنندههای محتوا باشن، شمایی هستید که این سبک محتواها رو میبینید و میشنوید.
چون معتقدم شنونده باید خودش عاقل باشه و قرار نیست کسی رو مجبور کنیم که چی بگه یا نگه!
یه نکته مهم رو فراموش نکنیم:
چیزی که توی اینستاگرام میبینیم، Short Content یا «محتوای بسیار کوتاه»ه.
و واقعیت اینه که یک ریلز یک یا چند دقیقهای قرار نیست مسئلهای رو که شاید سالهاست باهاش درگیری، برات حل کنه!
محتوای کوتاه نه ظرفیت آموزش کامل داره، نه میتونه تمام پیچیدگیهای یک مسئله روانشناختی رو توضیح بده،
و نه میتونه مبنای تصمیمهای مهم زندگی قرار بگیره.
من خودم بعد از سالها کار در حوزه تدریس روانشناسی، هنوز وقتی میخوام محتوایی بسازم، چهار ستون بدنم میلرزه که نکنه کسی با دیدنش، درباره خودش، رابطهاش یا زندگیش به یک نتیجه عجولانه برسه و تصمیمی بگیره که بعداً بهش آسیب بزنه.
پس بهتره یک قانون ساده داشته باشیم:
هر چیزی که توی گوشیت میبینی، «مبنای تصمیمگیری» نیست؛
اما میتونه «مبنای کنجکاوی» باشه.
ببین، بشنو، سؤال کن، پیگیری کن، مطالعه کن، فکر کن...
و بعد تصمیم بگیر.
خطرناکترین محتوای روانشناسی، محتوای غلط نیست؛
محتوای ناقصیه که ما فکر میکنیم کامله. همونطوری که از قدیم گفتن دشمن دانایی، نادانی نیست، بلکه توهم دانایی است.
@Arcytypess
چون معتقدم شنونده باید خودش عاقل باشه و قرار نیست کسی رو مجبور کنیم که چی بگه یا نگه!
یه نکته مهم رو فراموش نکنیم:
چیزی که توی اینستاگرام میبینیم، Short Content یا «محتوای بسیار کوتاه»ه.
و واقعیت اینه که یک ریلز یک یا چند دقیقهای قرار نیست مسئلهای رو که شاید سالهاست باهاش درگیری، برات حل کنه!
محتوای کوتاه نه ظرفیت آموزش کامل داره، نه میتونه تمام پیچیدگیهای یک مسئله روانشناختی رو توضیح بده،
و نه میتونه مبنای تصمیمهای مهم زندگی قرار بگیره.
من خودم بعد از سالها کار در حوزه تدریس روانشناسی، هنوز وقتی میخوام محتوایی بسازم، چهار ستون بدنم میلرزه که نکنه کسی با دیدنش، درباره خودش، رابطهاش یا زندگیش به یک نتیجه عجولانه برسه و تصمیمی بگیره که بعداً بهش آسیب بزنه.
پس بهتره یک قانون ساده داشته باشیم:
هر چیزی که توی گوشیت میبینی، «مبنای تصمیمگیری» نیست؛
اما میتونه «مبنای کنجکاوی» باشه.
ببین، بشنو، سؤال کن، پیگیری کن، مطالعه کن، فکر کن...
و بعد تصمیم بگیر.
خطرناکترین محتوای روانشناسی، محتوای غلط نیست؛
محتوای ناقصیه که ما فکر میکنیم کامله. همونطوری که از قدیم گفتن دشمن دانایی، نادانی نیست، بلکه توهم دانایی است.
@Arcytypess
❤18👍6
مقایسه کردن فرزند با بچههای دیگه، باعث ایجاد انگیزه نمیشه؛ بیشتر بهش این پیام رو میده که «همینطوری که هستی، کافی نیستی.»
اگر میخوای فرزندت پیشرفت کنه، به جای اینکه بگی «ببین فلانی چقدر موفقه»، روی رفتار و تلاش خودش تمرکز کن:
«دیدم برای این کار چقدر تلاش کردی.»
«فکر میکنی دفعه بعد چی رو میتونی بهتر انجام بدی؟»
این مدل بازخورد، بهجای مقایسه با دیگران، توجه کودک رو روی یادگیری و پیشرفت خودش میبره. 🌱
قرار نیست بچهمون از بچههای دیگه بهتر باشه؛ قرارِ کمکش کنیم از دیروز خودش بهتر بشه.
@Arcytypess
اگر میخوای فرزندت پیشرفت کنه، به جای اینکه بگی «ببین فلانی چقدر موفقه»، روی رفتار و تلاش خودش تمرکز کن:
«دیدم برای این کار چقدر تلاش کردی.»
«فکر میکنی دفعه بعد چی رو میتونی بهتر انجام بدی؟»
این مدل بازخورد، بهجای مقایسه با دیگران، توجه کودک رو روی یادگیری و پیشرفت خودش میبره. 🌱
قرار نیست بچهمون از بچههای دیگه بهتر باشه؛ قرارِ کمکش کنیم از دیروز خودش بهتر بشه.
@Arcytypess
❤8👍7👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسئله این نیست که «آدمهای بد جذابترند»؛ مسئله اینه که سیستم عاطفی ما لزوماً همزمان با منطقمون بهروز نمیشه.
ممکنه آگاهانه دنبال رابطهای امن و باثبات باشیم، اما الگوهای قدیمی هنوز روی چیزی متفاوت واکنش نشون بدن. به همین دلیل، شدت کشش اولیه بهتنهایی معیار خوبی برای مناسببودن یک رابطه نیست.
اینجور وقتها قبل از تصمیمگیری بهتره از خودمون بپرسیم:
«این آدم واقعاً چه کیفیتی به زندگی من اضافه میکنه؛ و کدوم بخش از جذابیتش فقط یک الگوی آشنای قدیمیه؟»
بلوغ عاطفی یعنی یاد بگیریم بین «کشش» و «مناسببودن» تفاوت بذاریم.
@Arcytypess
ممکنه آگاهانه دنبال رابطهای امن و باثبات باشیم، اما الگوهای قدیمی هنوز روی چیزی متفاوت واکنش نشون بدن. به همین دلیل، شدت کشش اولیه بهتنهایی معیار خوبی برای مناسببودن یک رابطه نیست.
اینجور وقتها قبل از تصمیمگیری بهتره از خودمون بپرسیم:
«این آدم واقعاً چه کیفیتی به زندگی من اضافه میکنه؛ و کدوم بخش از جذابیتش فقط یک الگوی آشنای قدیمیه؟»
بلوغ عاطفی یعنی یاد بگیریم بین «کشش» و «مناسببودن» تفاوت بذاریم.
@Arcytypess
👏7❤3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ده تا چیزی که عادی به نظر میرسه اما واقعا عادی نیست!!!
اما لطفا دقت بکنید ، این رفتارها در صورتی نشونه ترومای مزمن و طولانی مدت محسوب میشن که ویژگیهای زیر رو داشته باشن:
- شدید باشند در حدی که بخشی از زندگی رو مختل کرده باشند.
- کاملا عادت شده و ناخودآگاه باشند.
- واکنش عمومی باشند که بدون دلیل منطقی در اغلب مواقع از فرد سر میزند. جوری که با موقعیت تناسبی نداشته ندارد.
در صورتی که این ویژگیها وجود نداشته باشد ، نمیتوان برچسب اختلال و تروما مزمن روی اون رفتار زد. چون هر آدمی ممکنه براساس بعضی موقعیتها همچین رفتارهایی ازش سر بزنه.
اما وقتی این ۳ شرط حاکم باشد، میتوان نتیجه گرفت که فرد برای مدت طولانی (به خصوص در دوران رشد) در معرض موقعیتها و رفتارهای آسیبزا قرار گرفته و برای رفع مشکل نیاز به پیگیری حرفهای روان درمانی دارد.
@Arcytypess
اما لطفا دقت بکنید ، این رفتارها در صورتی نشونه ترومای مزمن و طولانی مدت محسوب میشن که ویژگیهای زیر رو داشته باشن:
- شدید باشند در حدی که بخشی از زندگی رو مختل کرده باشند.
- کاملا عادت شده و ناخودآگاه باشند.
- واکنش عمومی باشند که بدون دلیل منطقی در اغلب مواقع از فرد سر میزند. جوری که با موقعیت تناسبی نداشته ندارد.
در صورتی که این ویژگیها وجود نداشته باشد ، نمیتوان برچسب اختلال و تروما مزمن روی اون رفتار زد. چون هر آدمی ممکنه براساس بعضی موقعیتها همچین رفتارهایی ازش سر بزنه.
اما وقتی این ۳ شرط حاکم باشد، میتوان نتیجه گرفت که فرد برای مدت طولانی (به خصوص در دوران رشد) در معرض موقعیتها و رفتارهای آسیبزا قرار گرفته و برای رفع مشکل نیاز به پیگیری حرفهای روان درمانی دارد.
@Arcytypess
❤9👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای بعضیهامون توی رابطه فاصله داشتن و فضای شخصی یه مقوله اضطرابآور و ناخوشایند محسوب میشه.
ولی یک نکته مهم اینه که اضطراب ما همیشه شاهد خوبی برای وضعیت واقعی رابطه نیست. اینکه با چند ساعت بیخبری احساس طردشدگی میکنیم، لزوماً به این معنی نیست که واقعاً در حال طرد شدنیم.
وقتی فاصله برای ما اضطراببرانگیزه، ممکنه برای کمکردن اضطراب سراغ رفتارهایی مثل پیامهای مکرر، چککردن آنلاینبودن، اطمینانخواهی یا امتحانکردن پارتنر بریم.
این رفتارها در کوتاهمدت آراممون میکنن، اما اگر تبدیل به الگوی همیشگی بشن، میتونن وابستگی ما به اطمینان گرفتن از طرف مقابل رو بیشتر کنن.
گاهی قبل از اینکه بپرسیم «هنوز دوستم داری؟»، سؤال مفیدتری که خودمون باید جواب بدیم اینه:
«الان چه شواهد واقعیای دارم که رابطه در خطره، و چه مقدارش داستانیه که اضطرابم ساخته؟»
@Arcytypess
ولی یک نکته مهم اینه که اضطراب ما همیشه شاهد خوبی برای وضعیت واقعی رابطه نیست. اینکه با چند ساعت بیخبری احساس طردشدگی میکنیم، لزوماً به این معنی نیست که واقعاً در حال طرد شدنیم.
وقتی فاصله برای ما اضطراببرانگیزه، ممکنه برای کمکردن اضطراب سراغ رفتارهایی مثل پیامهای مکرر، چککردن آنلاینبودن، اطمینانخواهی یا امتحانکردن پارتنر بریم.
این رفتارها در کوتاهمدت آراممون میکنن، اما اگر تبدیل به الگوی همیشگی بشن، میتونن وابستگی ما به اطمینان گرفتن از طرف مقابل رو بیشتر کنن.
گاهی قبل از اینکه بپرسیم «هنوز دوستم داری؟»، سؤال مفیدتری که خودمون باید جواب بدیم اینه:
«الان چه شواهد واقعیای دارم که رابطه در خطره، و چه مقدارش داستانیه که اضطرابم ساخته؟»
@Arcytypess
❤14👍2
Arcytypess
@Arcytypess
وقتی از آسیب حرف میزنیم، منظورمون اختلافنظرها، سوءتفاهمها، دلخوریها و تعارضهای معمولی نیست که تقریباً در تمام روابط عاطفی وجود دارن.
منظور، آسیبهای جدی مثل خیانت، تحقیر، طردشدگی، بیارزشسازی و رفتارهای آسیبزای تکرارشوندهایه که امنیت روانی، عزتنفس و اعتماد فرد رو عمیقاً خدشهدار میکنن.
یکی از ناخوشایندترین پیامدهای چنین تجربههایی، خودِ رنج نیست؛ بلکه بیمعنا شدن رنجیه که تحمل کردیم.
انسان معمولاً تلاش میکنه برای رنجهاش معنایی پیدا کنه؛ تا بتواند از دردی که متحمل شده، پادزهری برای ادامه زندگی خود بسازد. در نتیجه دنبال این سوالها میرود که چرا این اتفاق افتاد، چه چیزی ازش فهمید و چطور میتونه از تکرارش جلوگیری کنه؟
اما وقتی بدون تغییر واقعی، مسئولیتپذیری یا ترمیم آسیب، دوباره وارد همون رابطه میشیم، ممکنه احساس کنیم تمام رنجهایی که تحمل کردیم، مرزهایی که ساختیم و چیزهایی که یاد گرفتیم، بیاهمیت بودهاند.
اینجاست که احساس عاملیت و امید به تغییر تضعیف میشه و فرد بهتدریج به سمت درماندگی، احساس پوچی و خلأ معنا حرکت میکنه؛ تجربههایی که در صورت تداوم، میتونن زمینهساز یا تشدیدکننده نشانههای افسردگی باشن.
دقت کنید قرار نیست برای هر دلخوری یا رنجی در روابط، از آدمها فاصله بگیریم و خودمون رو منزوی کنیم. اما قرار هم نیست برای حفظ یک رابطه، دوباره همون رنجها رو بیاهمیت کنیم.
@Arcytypess
منظور، آسیبهای جدی مثل خیانت، تحقیر، طردشدگی، بیارزشسازی و رفتارهای آسیبزای تکرارشوندهایه که امنیت روانی، عزتنفس و اعتماد فرد رو عمیقاً خدشهدار میکنن.
یکی از ناخوشایندترین پیامدهای چنین تجربههایی، خودِ رنج نیست؛ بلکه بیمعنا شدن رنجیه که تحمل کردیم.
انسان معمولاً تلاش میکنه برای رنجهاش معنایی پیدا کنه؛ تا بتواند از دردی که متحمل شده، پادزهری برای ادامه زندگی خود بسازد. در نتیجه دنبال این سوالها میرود که چرا این اتفاق افتاد، چه چیزی ازش فهمید و چطور میتونه از تکرارش جلوگیری کنه؟
اما وقتی بدون تغییر واقعی، مسئولیتپذیری یا ترمیم آسیب، دوباره وارد همون رابطه میشیم، ممکنه احساس کنیم تمام رنجهایی که تحمل کردیم، مرزهایی که ساختیم و چیزهایی که یاد گرفتیم، بیاهمیت بودهاند.
اینجاست که احساس عاملیت و امید به تغییر تضعیف میشه و فرد بهتدریج به سمت درماندگی، احساس پوچی و خلأ معنا حرکت میکنه؛ تجربههایی که در صورت تداوم، میتونن زمینهساز یا تشدیدکننده نشانههای افسردگی باشن.
دقت کنید قرار نیست برای هر دلخوری یا رنجی در روابط، از آدمها فاصله بگیریم و خودمون رو منزوی کنیم. اما قرار هم نیست برای حفظ یک رابطه، دوباره همون رنجها رو بیاهمیت کنیم.
@Arcytypess
❤11👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی دو نفر دقیقاً در یک نقطه از زمان و مکان ایستادهاند، اما دو تجربهٔ کاملاً متضاد از یک موضوع واحد دارند. یکی طراوت و زیباییِ آن را لمس میکند و دیگری فرسودگی و تاریکیاش را. نکتهٔ تأملبرانگیز اینجاست که هر دو درست میبینند. هیچکدام قصد فریب دیگری را ندارند؛ آنها فقط از دو نقطهٔ ادراکی متفاوت به یک شی یا مسئلهٔ یکسان مینگرند.
بخش عمدهای از تعارضهای عاطفی، ناشی از جنگ بر سر «اثبات حقانیت» است. ما ناخودآگاه از دیگری میخواهیم دنیا را از دریچهٔ چشم ما ببیند، بدون آنکه لحظهای حاضر باشیم صندلی خود را جابهجا کنیم و از زاویهٔ دید او به جهان بنگریم.
بلوغ روانی زمانی آغاز میشود که از پافشاری بر «تنها حقیقتِ موجود بودنِ نگاه خود» دست بکشیم. درک متقابل نیازمند تغییر دادنِ طرف مقابل نیست، بلکه نیازمند جرأتِ جابهجا کردنِ زاویهٔ دیدِ خودمان است.
@Arcytypess
بخش عمدهای از تعارضهای عاطفی، ناشی از جنگ بر سر «اثبات حقانیت» است. ما ناخودآگاه از دیگری میخواهیم دنیا را از دریچهٔ چشم ما ببیند، بدون آنکه لحظهای حاضر باشیم صندلی خود را جابهجا کنیم و از زاویهٔ دید او به جهان بنگریم.
بلوغ روانی زمانی آغاز میشود که از پافشاری بر «تنها حقیقتِ موجود بودنِ نگاه خود» دست بکشیم. درک متقابل نیازمند تغییر دادنِ طرف مقابل نیست، بلکه نیازمند جرأتِ جابهجا کردنِ زاویهٔ دیدِ خودمان است.
@Arcytypess
❤10👍8🤝5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مهمترین چالشهای عشق اینه که بتونیم کم کم از تصویر آرمانی معشوق عبور کنیم، بدون اینکه خودِ معشوق رو از دست بدیم.
در نظریه روابط موضوعی اتو کرنبرگ، در طول یک رابطه یکی از ظرفیتهای مهم روانی، توانایی یکپارچهسازی جنبههای خوب و بد یک فرده.
یعنی وقتی پارتنرمون ما رو ناامید میکنه، تصویر ذهنیمون از اون ناگهان از «بهترین آدم دنیا» به «بدترین آدم دنیا» تبدیل نشه.
بلکه بتونیم بپذیریم که یک نفر ممکنه هم ویژگیهای دوستداشتنی داشته باشه، هم محدودیتها و نقصهایی که گاهی ما رو ناکام میکنن.
این پذیرش به معنای تحمل آسیب یا نادیده گرفتن رفتارهای مخرب نیست؛ بلکه به معنای توانایی واقعیتسنجی و دیدن دیگری بهعنوان انسانی مستقل و واقعی است.
یکی از مهمترین نشانههای رشد ظرفیت عشقورزی همینه:
اینکه برای ادامه دوست داشتن یک نفر، دیگه لازم نباشه اون آدم رو بینقص تصور کنیم.
@Arcytypess
در نظریه روابط موضوعی اتو کرنبرگ، در طول یک رابطه یکی از ظرفیتهای مهم روانی، توانایی یکپارچهسازی جنبههای خوب و بد یک فرده.
یعنی وقتی پارتنرمون ما رو ناامید میکنه، تصویر ذهنیمون از اون ناگهان از «بهترین آدم دنیا» به «بدترین آدم دنیا» تبدیل نشه.
بلکه بتونیم بپذیریم که یک نفر ممکنه هم ویژگیهای دوستداشتنی داشته باشه، هم محدودیتها و نقصهایی که گاهی ما رو ناکام میکنن.
این پذیرش به معنای تحمل آسیب یا نادیده گرفتن رفتارهای مخرب نیست؛ بلکه به معنای توانایی واقعیتسنجی و دیدن دیگری بهعنوان انسانی مستقل و واقعی است.
یکی از مهمترین نشانههای رشد ظرفیت عشقورزی همینه:
اینکه برای ادامه دوست داشتن یک نفر، دیگه لازم نباشه اون آدم رو بینقص تصور کنیم.
@Arcytypess
❤6👍4👏3🕊2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پشت ایدهآلسازی یا بی ارزش کردن، تحملِ سختی «دوسوگرایی عاطفی» قرار داره؛ اینکه نسبت به یک نفر، همزمان احساسهای متفاوتی داشته باشیم.
وقتی پذیرفتن این پیچیدگی برامون دشواره، ذهن ممکنه با کاملاً خوب یا کاملاً بد دیدنِ دیگری، موقتاً از تنش خلاص بشه؛ اما فرصت فهمیدنِ مسئله و ترمیم رابطه رو هم محدود میکنه.
راه حلش اینه که از خودمون بپرسیم:
«دقیقاً کدوم رفتارش آزارم داد و الان چه نیازی دارم؟»
هرچه ناراحتیمون رو دقیقتر بیان کنیم، کمتر لازم میشه برای توضیحش، کل شخصیتِ طرف مقابل رو محکوم کنیم.
@Arcytypess
وقتی پذیرفتن این پیچیدگی برامون دشواره، ذهن ممکنه با کاملاً خوب یا کاملاً بد دیدنِ دیگری، موقتاً از تنش خلاص بشه؛ اما فرصت فهمیدنِ مسئله و ترمیم رابطه رو هم محدود میکنه.
راه حلش اینه که از خودمون بپرسیم:
«دقیقاً کدوم رفتارش آزارم داد و الان چه نیازی دارم؟»
هرچه ناراحتیمون رو دقیقتر بیان کنیم، کمتر لازم میشه برای توضیحش، کل شخصیتِ طرف مقابل رو محکوم کنیم.
@Arcytypess
🔥2👍1
تجربههای ما در رابطه با والدین، میتواند ردپای عمیقی در رابطهمان با خودمان و دنیای اطرافمان باقی بگذارند.
رابطه با مادر، بهویژه در سالهای اولیهی زندگی، میتواند بر تصویری که از خودمان میسازیم بيشترين اثر را بگذارد؛ اینکه چقدر خودمان را دوستداشتنی میدانیم، آیا احساسات و نیازهایمان را به رسمیت میشناسیم و وقتی اشتباه میکنیم، با خودمان مهربانیم یا بیرحم.
رابطه با پدر نیز میتواند بر احساس امنیت ما در جهان بیرون، اعتماد به دیگران، تجربهی قدرت و روابط اجتماعی بیشترین اثر را بگذارد.
کسی که بارها احساس کرده دیده نمیشود، ممکن است در بزرگسالی هم ارزش خودش را به تأیید دیگران گره بزند.
کسی که محبت را مشروط تجربه کرده، شاید برای دوستداشتنی ماندن مدام تلاش کند.
و کسی که در رابطه با والدینش احساس ناامنی داشته، ممکن است در دنیای بیرون هم برای اعتماد کردن یا احساس امنیت به زمان بیشتری نیاز داشته باشد.
شاید نتوانیم گذشته و کودکیمان را تغییر دهیم، اما میتوانیم یاد بگیریم با خودمان و جهان، به شیوهای متفاوت رابطه برقرار کنیم. 🤍
@Arcytypess
رابطه با مادر، بهویژه در سالهای اولیهی زندگی، میتواند بر تصویری که از خودمان میسازیم بيشترين اثر را بگذارد؛ اینکه چقدر خودمان را دوستداشتنی میدانیم، آیا احساسات و نیازهایمان را به رسمیت میشناسیم و وقتی اشتباه میکنیم، با خودمان مهربانیم یا بیرحم.
رابطه با پدر نیز میتواند بر احساس امنیت ما در جهان بیرون، اعتماد به دیگران، تجربهی قدرت و روابط اجتماعی بیشترین اثر را بگذارد.
کسی که بارها احساس کرده دیده نمیشود، ممکن است در بزرگسالی هم ارزش خودش را به تأیید دیگران گره بزند.
کسی که محبت را مشروط تجربه کرده، شاید برای دوستداشتنی ماندن مدام تلاش کند.
و کسی که در رابطه با والدینش احساس ناامنی داشته، ممکن است در دنیای بیرون هم برای اعتماد کردن یا احساس امنیت به زمان بیشتری نیاز داشته باشد.
شاید نتوانیم گذشته و کودکیمان را تغییر دهیم، اما میتوانیم یاد بگیریم با خودمان و جهان، به شیوهای متفاوت رابطه برقرار کنیم. 🤍
@Arcytypess
❤11👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی هرچی بیشتر برای گرفتن محبت و توجه تلاش میکنی، طرف مقابلت بیشتر ازت فاصله میگیره!
اما چرا؟ 🤔
توی روانشناسی رابطه مفهومی وجود داره به اسم چرخه تعقیب و کنارهگیری (Demand–Withdraw Pattern).
توی این چرخه، یک نفر احساس میکنه نیازهاش نادیده گرفته شده؛ برای همین بیشتر اعتراض میکنه، توضیح میده و اصرار میکنه. اما طرف مقابل، وقتی این درخواستها رو به شکل فشار یا انتقاد تجربه میکنه، ممکنه بیشتر سکوت کنه، فاصله بگیره یا از گفتوگو فرار کنه.
نتیجه چیه؟ هرچی یکی بیشتر دنبال نزدیکشدنه، اون یکی بیشتر عقب میکشه!
و اینجاست که یک نیاز طبیعی به محبت، ناخواسته تبدیل به یک چرخه فرساینده میشه.
یادت باشه: بیان نیاز اشتباه نیست؛ اما تکرار یک درخواست، بدون فهمیدن دلیل پاسخندادن طرف مقابل، چیزی رو تغییر نمیده.
گاهی به جای اینکه بپرسی «چرا بهم توجه نمیکنی؟» بهتره بپرسی «چی باعث شده این روزها از هم فاصله بگیریم؟»
@Arcytypess
اما چرا؟ 🤔
توی روانشناسی رابطه مفهومی وجود داره به اسم چرخه تعقیب و کنارهگیری (Demand–Withdraw Pattern).
توی این چرخه، یک نفر احساس میکنه نیازهاش نادیده گرفته شده؛ برای همین بیشتر اعتراض میکنه، توضیح میده و اصرار میکنه. اما طرف مقابل، وقتی این درخواستها رو به شکل فشار یا انتقاد تجربه میکنه، ممکنه بیشتر سکوت کنه، فاصله بگیره یا از گفتوگو فرار کنه.
نتیجه چیه؟ هرچی یکی بیشتر دنبال نزدیکشدنه، اون یکی بیشتر عقب میکشه!
و اینجاست که یک نیاز طبیعی به محبت، ناخواسته تبدیل به یک چرخه فرساینده میشه.
یادت باشه: بیان نیاز اشتباه نیست؛ اما تکرار یک درخواست، بدون فهمیدن دلیل پاسخندادن طرف مقابل، چیزی رو تغییر نمیده.
گاهی به جای اینکه بپرسی «چرا بهم توجه نمیکنی؟» بهتره بپرسی «چی باعث شده این روزها از هم فاصله بگیریم؟»
@Arcytypess
👍7❤5👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مهمترین نشانههای بلوغ روانی اینه که بتونیم از زاویهی دید دیگران هم به خودمون نگاه کنیم و بفهمیم رفتارهای ما چه تأثیری روی احساسات و زندگی اونها میذاره.
از منظر روانشناسی بینفردی، کیفیت روابط ما فقط به رفتار دیگران بستگی نداره؛ ما هم در شکلگیری و تداوم الگوهای ارتباطی نقش داریم.
وقتی بتونیم سهم خودمون رو در رنجشها، تعارضها و سوءتفاهمها تشخیص بدیم، بهجای سرزنش مداوم دیگران یا دفاع از خودمون، فرصت پیدا میکنیم رفتارمون رو اصلاح کنیم.
این خودآگاهی، ظرفیت همدلی و مسئولیتپذیری رو افزایش میده، به کاهش تعارضهای تکراری کمک میکنه و زمینهساز روابط امنتر و سلامت روان بهتر میشه.
بلوغ روانی از جایی شروع میشه که فقط نبینیم دیگران با ما چه میکنن؛ بلکه جرئت کنیم ببینیم ما با دیگران چه میکنیم.
@Arcytypess
از منظر روانشناسی بینفردی، کیفیت روابط ما فقط به رفتار دیگران بستگی نداره؛ ما هم در شکلگیری و تداوم الگوهای ارتباطی نقش داریم.
وقتی بتونیم سهم خودمون رو در رنجشها، تعارضها و سوءتفاهمها تشخیص بدیم، بهجای سرزنش مداوم دیگران یا دفاع از خودمون، فرصت پیدا میکنیم رفتارمون رو اصلاح کنیم.
این خودآگاهی، ظرفیت همدلی و مسئولیتپذیری رو افزایش میده، به کاهش تعارضهای تکراری کمک میکنه و زمینهساز روابط امنتر و سلامت روان بهتر میشه.
بلوغ روانی از جایی شروع میشه که فقط نبینیم دیگران با ما چه میکنن؛ بلکه جرئت کنیم ببینیم ما با دیگران چه میکنیم.
@Arcytypess
❤12👍3👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی چیزی که مانع صمیمیت میشه، در واقع ترس از دست دادن آزادی نیست؛ ترس از دست دادن امنیتیه که در تنهایی ساختیم.
از نگاه روانشناسی دلبستگی، بعضی افراد یاد گرفتهاند برای تنظیم احساسات و حفظ امنیت روانی، فقط به خودشون تکیه کنند. برای همین حتی یک رابطه سالم هم ممکنه سیستم دفاعی اونها رو فعال کنه.
اما یک نکته مهم وجود داره: احساس ناراحتی از نزدیکی، لزوماً به معنای نامناسب بودن رابطه نیست. گاهی فقط نشون میده که صمیمیت هنوز برای ما تجربهای ناآشناست.
بلوغ عاطفی یعنی یاد بگیریم چطور بدون گم کردن خودمون، به دیگری هم در زندگیمون جا بدیم.
@Arcytypess
از نگاه روانشناسی دلبستگی، بعضی افراد یاد گرفتهاند برای تنظیم احساسات و حفظ امنیت روانی، فقط به خودشون تکیه کنند. برای همین حتی یک رابطه سالم هم ممکنه سیستم دفاعی اونها رو فعال کنه.
اما یک نکته مهم وجود داره: احساس ناراحتی از نزدیکی، لزوماً به معنای نامناسب بودن رابطه نیست. گاهی فقط نشون میده که صمیمیت هنوز برای ما تجربهای ناآشناست.
بلوغ عاطفی یعنی یاد بگیریم چطور بدون گم کردن خودمون، به دیگری هم در زندگیمون جا بدیم.
@Arcytypess
👍9👌5👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«اندوه تمام نمیشود؛ تو آنقدر وسیع میشوی که اندوه در تو گم میشود.»
🌱 رشد روانی به این معنا نیست که دیگر رنج نمیکشیم؛ بلکه یعنی ظرفیت ما برای تحمل و عبور از رنج بیشتر میشود.
در روانشناسی، هرچه شخصیت ما پختهتر میشود، توانایی بیشتری برای تنظیم هیجانات، پذیرش واقعیت و معنا بخشیدن به تجربههای دشوار پیدا میکنیم.
یاد میگیریم که میتوان غمگین بود، اما در غم غرق نشد؛ میتوان فقدان را تجربه کرد، اما همچنان به زندگی ادامه داد.
رنج لزوماً ما را رشد نمیدهد؛ اما خودآگاهی، پذیرش و پردازش تجربههای دردناک میتوانند به رشد ما کمک کنند.
✨ شاید بلوغ روانی یعنی اندوه هنوز درون تو باشد، اما دیگر تمام وجودت را اشغال نکند.
@Arcytypess
🌱 رشد روانی به این معنا نیست که دیگر رنج نمیکشیم؛ بلکه یعنی ظرفیت ما برای تحمل و عبور از رنج بیشتر میشود.
در روانشناسی، هرچه شخصیت ما پختهتر میشود، توانایی بیشتری برای تنظیم هیجانات، پذیرش واقعیت و معنا بخشیدن به تجربههای دشوار پیدا میکنیم.
یاد میگیریم که میتوان غمگین بود، اما در غم غرق نشد؛ میتوان فقدان را تجربه کرد، اما همچنان به زندگی ادامه داد.
رنج لزوماً ما را رشد نمیدهد؛ اما خودآگاهی، پذیرش و پردازش تجربههای دردناک میتوانند به رشد ما کمک کنند.
✨ شاید بلوغ روانی یعنی اندوه هنوز درون تو باشد، اما دیگر تمام وجودت را اشغال نکند.
@Arcytypess
❤11🔥4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بدتر از بیاعتبارسازی هیجانی اینه که کمکم خودت هم یاد میگیری به احساساتت شک کنی!
از نگاه روانشناسی، وقتی بیاعتبارسازی هیجانی بهصورت مداوم تکرار میشه، میتونه توانایی فرد برای شناسایی، اعتماد به احساسات و تنظیم هیجانهاش رو تضعیف کنه.
اما یه نکته مهم: معتبر بودن یک احساس، لزوماً به معنی درست بودن برداشت ما از اتفاقات نیست.
میشه ناراحتی یک نفر رو به رسمیت شناخت، بدون اینکه الزاماً با برداشت یا قضاوتش موافق بود.
@Arcytypess
از نگاه روانشناسی، وقتی بیاعتبارسازی هیجانی بهصورت مداوم تکرار میشه، میتونه توانایی فرد برای شناسایی، اعتماد به احساسات و تنظیم هیجانهاش رو تضعیف کنه.
اما یه نکته مهم: معتبر بودن یک احساس، لزوماً به معنی درست بودن برداشت ما از اتفاقات نیست.
میشه ناراحتی یک نفر رو به رسمیت شناخت، بدون اینکه الزاماً با برداشت یا قضاوتش موافق بود.
@Arcytypess
❤9👏4💔1
Arcytypess
@Arcytypess
👇
این یکی از تلخترین و در عین حال واقعیترین حقایق روابط انسانی است. وقتی کسی در حق ما ظلم میکند، انتظار داریم پشیمان شود و عذرخواهی کند. اما روان انسان اغلب مکانیزم دفاعی عجیبی را فعال میکند: فرافکنی و تنفر از قربانی.
آدمها دوست ندارند تصویر یک انسانِ خطاکار، ظالم یا پست را در آیینهی درون خود ببینند. به همین دلیل، برای فرار از بار سنگین شرم و احساس گناه، ترجیح میدهند از کسی که به او زخم زدهاند فاصله بگیرند و حتی از او متنفر شوند؛ زیرا حضور شما، یادآورِ زشتترین بخش از رفتار خودشان است.
راهکارهای عملی برای مواجهه با این پدیده:
۱. توهمِ «انتظار عذرخواهی» را رها کنید: دست از چشمانتظاری برای پشیمانی یا اعتراف به اشتباه از سوی کسانی که به شما صدمه زدهاند بردارید. اصرار بر این موضوع فقط زخم شما را تازه نگه میدارد.
۲. جایگاه خود را بشناسید: بدانید که نفرت یا سردیِ آنها پس از ظلمی که به شما کردهاند، هیچ ربطی به ارزشهای شما ندارد؛ بلکه بازتابی از ناتوانیِ آنها در مواجهه با شرافت و حقانیت درون خودشان است.
۳. مرزهای روانی خود را سفتوسخت کنید: کسانی که توانایی پذیرش مسئولیت کار خود را ندارند و به جای عذرخواهی، طلبکار یا متنفروار رفتار میکنند، سزاوار حضور در حریم امن زندگی شما نیستند. با قطع ارتباط یا کم کردن حضور آنها، آرامش خود را حفظ کنید.
@Arcytypess
این یکی از تلخترین و در عین حال واقعیترین حقایق روابط انسانی است. وقتی کسی در حق ما ظلم میکند، انتظار داریم پشیمان شود و عذرخواهی کند. اما روان انسان اغلب مکانیزم دفاعی عجیبی را فعال میکند: فرافکنی و تنفر از قربانی.
آدمها دوست ندارند تصویر یک انسانِ خطاکار، ظالم یا پست را در آیینهی درون خود ببینند. به همین دلیل، برای فرار از بار سنگین شرم و احساس گناه، ترجیح میدهند از کسی که به او زخم زدهاند فاصله بگیرند و حتی از او متنفر شوند؛ زیرا حضور شما، یادآورِ زشتترین بخش از رفتار خودشان است.
راهکارهای عملی برای مواجهه با این پدیده:
۱. توهمِ «انتظار عذرخواهی» را رها کنید: دست از چشمانتظاری برای پشیمانی یا اعتراف به اشتباه از سوی کسانی که به شما صدمه زدهاند بردارید. اصرار بر این موضوع فقط زخم شما را تازه نگه میدارد.
۲. جایگاه خود را بشناسید: بدانید که نفرت یا سردیِ آنها پس از ظلمی که به شما کردهاند، هیچ ربطی به ارزشهای شما ندارد؛ بلکه بازتابی از ناتوانیِ آنها در مواجهه با شرافت و حقانیت درون خودشان است.
۳. مرزهای روانی خود را سفتوسخت کنید: کسانی که توانایی پذیرش مسئولیت کار خود را ندارند و به جای عذرخواهی، طلبکار یا متنفروار رفتار میکنند، سزاوار حضور در حریم امن زندگی شما نیستند. با قطع ارتباط یا کم کردن حضور آنها، آرامش خود را حفظ کنید.
@Arcytypess
👏9❤4👌1🆒1