علی قیصری
846 subscribers
394 photos
51 videos
1 file
750 links
غزلیات
Download Telegram
آن که لَه لَه در کرملین میزند
لیسه ها بر پایِ پوتین میزند

از عطش‌افتاده‌در دامان شرق
کز مذلّت پرسه‌در‌ چین‌ میزند

هم نوا با کافران باشد ولی
با دغل بازی‌ دم از‌ دین میزند

حامیِ قانون یاسا روز و شب
سینه از مرگ تموچین میزند

آن‌قَدَرافتاده‌مستأصل که باز
رو به کشورهای لاتین میزند

بانگ پیروزی زند بر قله ها
هر زمانی دودِ سنگین میزند

نِشتری باید زدن بر کهنه‌ زخم
تا دُمل‌ این گونه چرکین‌میزند

شوکرانش گفته ام بانو عسل
شعر تلخی راکه شیرین‌میزند

#علی_قیصری

https://telegram.me/Asalpoem

https://www.instagram.com/gheisari.ali
نم نم ای‌ دختر گلچهره ی دور از بغلم
می چکد یاد تو از گوشه یِ چشم غزلم

بوی سیبِ از نفس پنجره آید به مشام
هر زمانی که تو را حس بکنم در بغلم

آنقَدَر محوِ تماشای تو هستم که خیال
از زمینم ببَرد تا به ورایِ زُحلم

ندهم ثانیه ای دل به نگاهِ گلِ سرخ
که تویی ناز ترین غنچه لبِ بی بدلم

من همانم که تو را در اِرمِ شهر ادب
پرس وجو میکنم ازحافظ وشیخِ اجلم

پا بنه بر منِ ویرانه که از بخت بدم
شهر متروکه‌ای‌ از دوره یِ تیمورِ شَلم

گرچه دانم که‌ خلاصم نکند دیوِ پلید
سال ها منتظرِ رستمِ دستانِ یَلم

اشک نم نم شد و برروی تن نامه چکید
شکوه هایی که نکردم به تو بانو عسلم

#علی_قیصری

https://telegram.me/Asalpoem

https://www.instagram.com/gheisari.ali
دلی کوک‌ و سری پرشور دارم

نوا در گوشه یِ ماهور دارم

بیاور ساغری از جنس بوسه

که پرهیز از لب انگور دارم

#علی_قیصری
http://asalpoem.ir

https://telegram.me/Asalpoem

https://www.instagram.com/gheisari.ali
من از فتوای شیخ بی رساله

که فرمان داده بر اعدام لاله

بدانستم که گیرد میهنم را

سراسر ضجه‌ی جانسوز ناله

#علی_قیصری

http://asalpoem.ir

https://telegram.me/Asalpoem

https://www.instagram.com/gheisari.ali
شیخِ دانا که‌نه‌کم خوشگذرانی میکرد!
همه  را  بر حذر  از عالم  فانی  میکرد

به هوایِ تنِ حور  و طمعِ  قصرِ بهشت
از تب و تاب‌هوس آن چه‌ندانی میکرد

بارها  سینه زنان بر  سر منبر  چه رسا
مظهرِ زهد و ریا  مرثیه  خوانی میکرد

بانی ِ گسترش ِ امر قضا  با  زد  و  بند
در  خفا  با دغل  و شحنه تبانی میکرد

منبعِ مغلطه شد یک‌ شبه صدرالعلما
بس که‌با سفسطه تفسیرِ معانی میکرد

مانده در خاطره ی مرد وزن دهکده ام
قصه ی پیرِ خرفتی که جوانی میکرد

اگر  از   کشور جم  راهیِ دوزخ بشود
رفعِ  آثارِ  غم‌   و   دل  نگرانی  میکرد

غزلِ تلخِ پر از  طعم حقیقت  به یقین
مهربانو    عسلم   را  هیجانی   میکرد

#علی_قیصری

https://telegram.me/Asalpoem

https://www.instagram.com/gheisari.ali
به‌‌ آن‌ وِردی‌ که‌ ریزد از لب‌ شیخ

ندارم اعتماد از مذهبِ شیخ

به جای اوج یک رنگی ریا بود

دعا در ذکر‌ یا رب‌‌ یا رب‌ِ شیخ

#علی_قیصری

http://asalpoem.ir

https://telegram.me/Asalpoem

https://www.instagram.com/gheisari.ali
تشبیه نتوان کردکه گویم به که مانی
در جمله نگنجی که کنم وصف معانی

نامیدمت از تشنگی ام نم نم ِ باران
از بس که تو پاکیزه تر از آب روانی

از باغ لب‌ و چهره و اندام تو پیداست
نازک بدن و لاله رخ و غنچه‌ دهانی

بر پنجره یِ رو به افق در برِ چشمم
تابنده تر از تابشِ خورشید ِ جهانی

کی می شود ای سوگل آزاده بیایی
از چنگ ستم مُلکِ کهن را برهانی

پی‌جو شده ام ردّ تو را خانه به خانه
با‌ آن‌ که ندارد احدی از تو‌‌ نشانی

گفتم به پیام آورِ دل چاره چه سازم
گفتا که خودت را بکُش از نازِ فلانی

حرمت بنه بانو عسلم اشک قلم را
با خون دلم نامه نوشتم که بخوانی

#علی_قیصری

https://telegram.me/Asalpoem

https://www.instagram.com/gheisari.ali
علی قیصری pinned «لحن سازم در غروب جمعه محزون میزند پا به پایِ بغض نی باسِحر وافسون میزند نغمه ها جاری شود از جوی ضرباهنگ ها ساز دلکوک ِصبـا وقتی کـه موزون میزند هم زمـان بـا آه ِ لیلی تنـــدر ِ شـلاق عشق مِثل آتش بادهـا بـر پشت ِ مجـنون میزند رقص نُت ها آورَد چنـگ ِ نکیسا…»
سپیداندام‌‌ِرویایی چه‌چشم محشری داری
به دستان ِ بلورینت شراب و ساغری داری

پرِ پروانه‌ می ریزد به روی شال زربفتت
خدای‌من‌!عجب‌ رخسارآتش گستری‌ داری

نمیدانی‌مگر بانو که باغ گل تماشایی ست
بیفکن پرده از رویت که‌نیکو منظری داری

همانروزی‌که بنهادی قدم در باغ فروردین
من از بوی تو فهمیدم تن گل پروری داری

چو آهوی ِ به دام‌افتاده در بندت گرفتارم
گره از مشکلم بگشا اگر پیغمبری داری

فریبایی‌که‌خوردم‌دربهشتت‌گولِ‌شیطان را
تو آن حوّای جذابی که سیب نوبری داری

عسل‌بانو‌ شِکَنج ِ بافه یِ زلف طلایی را
به روی‌شانه افشان‌کن‌که موهای‌زری‌داری

#علی_قیصری

https://telegram.me/Asalpoem

https://www.instagram.com/gheisari.ali
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کبودی بر تن ِ مجروحِ برگ است

دو روزی اوجِ رگبار ِ تگرگ است

از این آشفته بازی ها مخور غم

که فردا نوبت معمارِ مرگ است

#علی_قیصری

https://telegram.me/Asalpoem

https://www.instagram.com/gheisari.ali
علی قیصری pinned «برگِ  ﺳﺮﻣﺎ  ﺯﺩﻩ  ﺩﺭ  ﺳﯿﻄﺮﻩ ﯼِ  ﭘﺎییزﻡ نتوان از نفسِ سردِ خزان بر خیزم یأس‌ دوران بگرفت از تن ذهنم پر وبال جرئتم نیست که از دست‌ِقفس بگریزم کار داروغه‌یِ‌شهر ازسرِعادت ستم‌است دلخور  از  مَسلک  قدارهِ  کِش  چنگیزم سال ها در پیِ هم رفت و به یادم نرود…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از ‌کینه ی کـژدم گریزد

یکی مجهول و‌ سر در گُم گریزد

ولی‌ازترس سلاخی‌عجب نیست

اگر دیکتاتور از مردم گریزد

#علی_قیصری
http://asalpoem.ir

https://telegram.me/Asalpoem

https://www.instagram.com/gheisari.ali
علی قیصری pinned «برگ ریزان شیونِ شعرِ ملال انگیز بود برگ ریزان قصه یِ دلشوره یِ پاییز بود از نگاهِ آذر و آبان که عمری هم دلند کوچه یِ مهر از وجود زردها لبریز بود اهل دل داند که رخسار عروس زرد پوش طرح بی مانندی از نقاش رنگ آمیز بود خش خش پژمرده هادر داستان…»
علی قیصری pinned «نزن در کوچه ها لافِ انالحق که موجودی نگردد باتو ملحق گذشت‌ آن روزگارانی که‌ بودی مسلط بر سر یک عده احمق #علی_قیصری http://asalpoem.ir https://telegram.me/Asalpoem https://www.instagram.com/gheisari.ali»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرایِ نغمه بوی غم گرفته

وطن را موجی از ماتم گرفته

چه آمد بر سرِ خاک کهن بوم

که آتش در دیارِ جم گرفته

#علی_قیصری
http://asalpoem.ir

https://telegram.me/Asalpoem

https://www.instagram.com/gheisari.ali
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شرر در خون سرخِ تاکمان است

زلالی در شرابِ پاکمان است

تراوش می کند در زندگانی

همان چیزی‌که‌ در اِدراکمان است

#علی_قیصری

https://telegram.me/Asalpoem

https://www.instagram.com/gheisari.ali
خیالت رو به رویم بود بانو
وصالت آرزویم بود بانو

نمی دانی در آن رویای رنگی
چه بغضی درگلویم بود بانو

نبودی تا ببینی در زمستان
چه سرمایی پتویم بود بانو

من آن پیرم که‌در اوج‌ جوانی
سپیدی رنگ مویم بود بانو

همانروزی که پرپر شد بهارم
خزان همرنگ رویم بود بانو

شراب‌ زندگی شد زهر مارم
سفال غم سبویم بود بانو

عسل جانم سه تارِنغمه سازت
زبانِ گفتگویم بود بانو

#علی_قیصری

https://telegram.me/Asalpoem

https://www.instagram.com/gheisari.ali
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سپیداندام‌‌ِرویایی چه‌چشم محشری داری
به دستان ِ بلورینت شراب و ساغری داری

پرِ پروانه‌ می ریزد به  روی شال زربفتت
خدای‌من‌!عجب‌ رخسارآتش گستری‌ داری

نمیدانی‌مگر بانو که باغ گل تماشایی ست
بیفکن پرده از رویت که‌نیکو منظری داری

همانروزی‌که بنهادی قدم در باغ فروردین
من از بوی تو فهمیدم تن گل پروری داری

چو آهوی ِ به دام‌افتاده در بندت گرفتارم
گره از  مشکلم  بگشا   اگر  پیغمبری داری

فریبایی‌که‌خوردم‌دربهشتت‌گولِ‌شیطان را
تو آن حوّای جذابی که سیب نوبری داری

عسل‌بانو‌ شِکَنج ِ بافه یِ  زلف طلایی  را
به روی‌شانه افشان‌کن‌که موهای‌زری‌داری

#علی_قیصری

https://telegram.me/Asalpoem

https://www.instagram.com/gheisari.ali