از وجودت میهنم ویرانه شد ازپای بست
بارها آتش زدی باکینه ها درهرچه هست
خورده ای خون هزاران لاله را باحیله ها
درمَثل فرقی نداری باخفاش شب پرست
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
بارها آتش زدی باکینه ها درهرچه هست
خورده ای خون هزاران لاله را باحیله ها
درمَثل فرقی نداری باخفاش شب پرست
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
مگر در کوچه باغِ گل فشانت
به عشق قامت ِ سرو چمانت
صبا در موج موهای تو پیچد
که بر دوشت بریزد گیسوانت
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
به عشق قامت ِ سرو چمانت
صبا در موج موهای تو پیچد
که بر دوشت بریزد گیسوانت
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
مِثل جشنی که در آن تنبک و تنبور نبود
شهرم از بی نفسی اهل شر و شور نبود
تیرگیچیره شداز یورش تاریکی محض
در پسِ پنجره ای روزنی از نور نبود
بسکه در کوری شب طبل عزا را زده اند
فرصت زمزمه در گوشه ی ماهور نبود
قاضی و شیخ ریا در پیِ اعدام منند
ورنه در کوچه ی ما اینهمه مامور نبود
عمری از روی توهّم دهَدم زاهد شهر
وعده ی باغ بهشتی که درآن حور نبود
به همانخون سیاوش کهچکید ازتن گل
محفل لاله رخان شیونِ بر گور نبود
می زدم نت به نت از خاطر بانو عسلم
غم ِ بنهفته اگر در دلِ سنتور نبود
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
شهرم از بی نفسی اهل شر و شور نبود
تیرگیچیره شداز یورش تاریکی محض
در پسِ پنجره ای روزنی از نور نبود
بسکه در کوری شب طبل عزا را زده اند
فرصت زمزمه در گوشه ی ماهور نبود
قاضی و شیخ ریا در پیِ اعدام منند
ورنه در کوچه ی ما اینهمه مامور نبود
عمری از روی توهّم دهَدم زاهد شهر
وعده ی باغ بهشتی که درآن حور نبود
به همانخون سیاوش کهچکید ازتن گل
محفل لاله رخان شیونِ بر گور نبود
می زدم نت به نت از خاطر بانو عسلم
غم ِ بنهفته اگر در دلِ سنتور نبود
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
بهار سبز بی پَرچین تو باشی
شکوه فصل عطرآگین تو باشی
به یاس پرگل بشکفته سوگند
شمیم باغ فروردین تو باشی
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
شکوه فصل عطرآگین تو باشی
به یاس پرگل بشکفته سوگند
شمیم باغ فروردین تو باشی
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
بهاران در پیِ وصل گل سرخ
خبرهاگیرم از فصلِ گل سرخ
به یادِ نم نمِ خون سیاوش
شقایق زاید از نسل گل سرخ
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
خبرهاگیرم از فصلِ گل سرخ
به یادِ نم نمِ خون سیاوش
شقایق زاید از نسل گل سرخ
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شقایق ناز و پاورچین بیاید
به سوی باغ فروردین بیاید
بگیرید از بهاران مژدگانی
که فردا از پس پرچین بیاید
#علی_قیصری
http://asalpoem.ir
https://telegram.me/Asalpoem
به سوی باغ فروردین بیاید
بگیرید از بهاران مژدگانی
که فردا از پس پرچین بیاید
#علی_قیصری
http://asalpoem.ir
https://telegram.me/Asalpoem
از بس شده با رنگ ریا باعث تشویش
کمتر نشود نفرتم از شیخِ بد اندیش
دین را چه گران بر سر منبر بفروشد
تاصاحب کاخی شوداز وسعت تجریش
چُرتش نشود پاره که در عالم رویا
درحالتی ازخلسه شود بیخبر ازخویش
گفتا بشناسم سَره از ناسَره ها را
گفتمندهی یکدهه تشخیصبُز از میش
با شعر من از سفسطه پرونده بسازد
تا آن که در آینده به تیغم زند از ریش
دزدانه به یغما ببرند آن چه که دارم
وقتی به غلامان بدهد فرصت تفتیش
جولان دهداز وسوسه در دشت شقایق
شمشیر کج ازعقده ی جلاد ستم کیش
بانو عسلم خسته ی زندان اوینم
گاهی نبوَد راه گریز از پس و از پیش
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
کمتر نشود نفرتم از شیخِ بد اندیش
دین را چه گران بر سر منبر بفروشد
تاصاحب کاخی شوداز وسعت تجریش
چُرتش نشود پاره که در عالم رویا
درحالتی ازخلسه شود بیخبر ازخویش
گفتا بشناسم سَره از ناسَره ها را
گفتمندهی یکدهه تشخیصبُز از میش
با شعر من از سفسطه پرونده بسازد
تا آن که در آینده به تیغم زند از ریش
دزدانه به یغما ببرند آن چه که دارم
وقتی به غلامان بدهد فرصت تفتیش
جولان دهداز وسوسه در دشت شقایق
شمشیر کج ازعقده ی جلاد ستم کیش
بانو عسلم خسته ی زندان اوینم
گاهی نبوَد راه گریز از پس و از پیش
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
شعاع روشنا با شور آمد
به نام شعله یِ پر نور آمد
بغل واکرده خورشید طلاریز
به سمت پنجره از دور آمد
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
به نام شعله یِ پر نور آمد
بغل واکرده خورشید طلاریز
به سمت پنجره از دور آمد
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
با تشر گیسویتان را ماست مالی میکنم
عقده ام را بر سر زلف تو خالی میکنم
خارجازمحدودهیِ منزل شوی بی روسری
با چک و تیپا تو را در کوچه حالی میکنم
اختیار تام دارم سال ها در شهر هِرت
همچنان آتش به پا با اِذن والی میکنم
مُهر ِ باطل میزنم یارانه ات را بی درنگ
خانوارت را فقیر از وضع مالی میکنم
در تبِ پرونده سازی بارها وضع تو را
پرس و جو از دختران لاابالی میکنم
درخیابان با تشکر کیک وساندیسم دهند
بس که در ایفای نقشم کارِ عالی میکنم
مجریِ احکامِ قانونم ولی بانو عسل
اختلاس از بانک ها در بی خیالی میکنم
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
عقده ام را بر سر زلف تو خالی میکنم
خارجازمحدودهیِ منزل شوی بی روسری
با چک و تیپا تو را در کوچه حالی میکنم
اختیار تام دارم سال ها در شهر هِرت
همچنان آتش به پا با اِذن والی میکنم
مُهر ِ باطل میزنم یارانه ات را بی درنگ
خانوارت را فقیر از وضع مالی میکنم
در تبِ پرونده سازی بارها وضع تو را
پرس و جو از دختران لاابالی میکنم
درخیابان با تشکر کیک وساندیسم دهند
بس که در ایفای نقشم کارِ عالی میکنم
مجریِ احکامِ قانونم ولی بانو عسل
اختلاس از بانک ها در بی خیالی میکنم
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
نه دیواری نه آثاری نه خشتی
نه مانده رنگی از اردیبهشتی
به دور از لاله ها با داس غفلت
درو کن آنچه را بیهوده کِشتی
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
نه مانده رنگی از اردیبهشتی
به دور از لاله ها با داس غفلت
درو کن آنچه را بیهوده کِشتی
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
بی خبر پا را که بنهادم به کوی زندگی
گم شدم درکوچهها از های وهوی زندگی
گرچه بودم مِثل آتش در دیارم شعله ور
رنگِ خاکستر شدم در آرزوی زندگی
در سراب تشنه کامان با ولع نوشیده ام
بارها زهر هلاهل از سبوی زندگی
جهدها کردم و لیکن با صلابت بسته شد
هر مسیری را که بگشودم به روی زندگی
از کج اقبالی نباید می زدم گاهی گره
کثرت دلبستگی ها را به موی زندگی
بی وفایی با تشر جایِ محبت را گرفت
تا نپیچد اندکی در خانه بوی زندگی
در هزار و یک شبِ ناگفته ها راوی شدم
تا که باشم شهرزادِ قصه گوی زندگی
در سراپای غزل از بغض خود گفتم ولی
همچنان بانو عسل باشد هلوی زندگی
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
گم شدم درکوچهها از های وهوی زندگی
گرچه بودم مِثل آتش در دیارم شعله ور
رنگِ خاکستر شدم در آرزوی زندگی
در سراب تشنه کامان با ولع نوشیده ام
بارها زهر هلاهل از سبوی زندگی
جهدها کردم و لیکن با صلابت بسته شد
هر مسیری را که بگشودم به روی زندگی
از کج اقبالی نباید می زدم گاهی گره
کثرت دلبستگی ها را به موی زندگی
بی وفایی با تشر جایِ محبت را گرفت
تا نپیچد اندکی در خانه بوی زندگی
در هزار و یک شبِ ناگفته ها راوی شدم
تا که باشم شهرزادِ قصه گوی زندگی
در سراپای غزل از بغض خود گفتم ولی
همچنان بانو عسل باشد هلوی زندگی
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تنِ گل هایِ باغت ناز دارد
ارسبارانِ چشمت راز دارد
برایت با ترنم بازگو کرد
چکاوک هرچه در آواز دارد
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
ارسبارانِ چشمت راز دارد
برایت با ترنم بازگو کرد
چکاوک هرچه در آواز دارد
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
گرچه نُتهایغزل رانغمه از"قانون"گرفت
لحنِ آوایِ سه تارم حالت افسون گرفت
باید اوّل خمرهایِ باده را آماده کرد
تاشراب بیغشی از خوشهی میگون گرفت
روز پیروزی سفیر صلح و آرامش به ناز
تاج سبزی با شکوهازشاخهی زیتونگرفت
بر بلندی هایِ جولان زل زدم بر اورشلیم
عزم جولان دادنم را دخترِ صهیون گرفت
پیروِ پندارِ نیکم ای گلِ زرتشتی ام
با شرارت مذهبم را فاسقِ ملعون گرفت
چیره شد بادِ صبا در کوچه ی اردیبهشت
بوسه هایگونه گون از لالهیگُلگون گرفت
عندلیب ازبویآویشن بهوجدآمدکه دوش
دشتیازگلغنچهها را نغمهیِموزون گرفت
بی خبر از لحظه ها در پشت میز مدرسه
وقت لیلی را پیاپی نامهی مجنون گرفت
شاعرِ شهرِ غزل ها از لب بانو عسل
استکانیشعرنابازبهترین معجون گرفت
#علی_قیصری
ً"قانون"يكی از قديمی ترين سازهای ايرانی است كه توانايی بيان گوشه های موسيقی ايرانی را دارد
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
لحنِ آوایِ سه تارم حالت افسون گرفت
باید اوّل خمرهایِ باده را آماده کرد
تاشراب بیغشی از خوشهی میگون گرفت
روز پیروزی سفیر صلح و آرامش به ناز
تاج سبزی با شکوهازشاخهی زیتونگرفت
بر بلندی هایِ جولان زل زدم بر اورشلیم
عزم جولان دادنم را دخترِ صهیون گرفت
پیروِ پندارِ نیکم ای گلِ زرتشتی ام
با شرارت مذهبم را فاسقِ ملعون گرفت
چیره شد بادِ صبا در کوچه ی اردیبهشت
بوسه هایگونه گون از لالهیگُلگون گرفت
عندلیب ازبویآویشن بهوجدآمدکه دوش
دشتیازگلغنچهها را نغمهیِموزون گرفت
بی خبر از لحظه ها در پشت میز مدرسه
وقت لیلی را پیاپی نامهی مجنون گرفت
شاعرِ شهرِ غزل ها از لب بانو عسل
استکانیشعرنابازبهترین معجون گرفت
#علی_قیصری
ً"قانون"يكی از قديمی ترين سازهای ايرانی است كه توانايی بيان گوشه های موسيقی ايرانی را دارد
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
ناگهان رفتیبه پاشدموجی ازطوفان عزیز
در نبودت خانه شد ویرانتر از ویران عزیز
آنقَدر در نقشِ لیلا عشوه کردی تا شدم
در هوای وصل تو مجنونِ سرگردان عزیز
رویمیزشیشهای ازدوریاتیخ کرده است
قهوهی فالی که مانده در تهِ فنجان عزیز
گونه را برجسته تر کن در خیابانهای شهر
تا نیاید سیب سرخ از کشور لبنان عزیز
در کدامین برزخستانم کهداردخط به خط
می شمارد جرم من را میله ی زندان عزیز
بی تو معنایی ندارد روی فرش نقره ای
تکیه بر اوج خیال و قُل قُل قلیان عزیز
یک نفس ننهاده ام لب بر لبِ پیمانه ای
از همانروزی که بستم با لبت پیمان عزیز
زیر چتر همدلی در کوچه باغ خاطرات
می تراود از دو چشمم نم نمِ باران عزیز
بوی شالیزار زلفت رو به مغرب می وزد
هر زمانی بگذری از مشرق گیلان عزیز
تا که جانی در بدن دارم بیا بانو عسل
بی تو در پیری نباشد زندگی آسان عزیز
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
در نبودت خانه شد ویرانتر از ویران عزیز
آنقَدر در نقشِ لیلا عشوه کردی تا شدم
در هوای وصل تو مجنونِ سرگردان عزیز
رویمیزشیشهای ازدوریاتیخ کرده است
قهوهی فالی که مانده در تهِ فنجان عزیز
گونه را برجسته تر کن در خیابانهای شهر
تا نیاید سیب سرخ از کشور لبنان عزیز
در کدامین برزخستانم کهداردخط به خط
می شمارد جرم من را میله ی زندان عزیز
بی تو معنایی ندارد روی فرش نقره ای
تکیه بر اوج خیال و قُل قُل قلیان عزیز
یک نفس ننهاده ام لب بر لبِ پیمانه ای
از همانروزی که بستم با لبت پیمان عزیز
زیر چتر همدلی در کوچه باغ خاطرات
می تراود از دو چشمم نم نمِ باران عزیز
بوی شالیزار زلفت رو به مغرب می وزد
هر زمانی بگذری از مشرق گیلان عزیز
تا که جانی در بدن دارم بیا بانو عسل
بی تو در پیری نباشد زندگی آسان عزیز
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
بنای زندگی سرفصلِ کِشت است
هر انسانی مطیع سرنوشت است
من از باغ تنت حس کرده بودم
که اندامت پر از اردیبهشت است
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
هر انسانی مطیع سرنوشت است
من از باغ تنت حس کرده بودم
که اندامت پر از اردیبهشت است
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
باحالِ خوش از چشمهی آب آمده ای
با کوزه ای از کهنه شراب آمده ای
لا جرعه بنوش از لب ِ میگونِ غزل
وقتی به هوای شعر ناب آمده ای
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
با کوزه ای از کهنه شراب آمده ای
لا جرعه بنوش از لب ِ میگونِ غزل
وقتی به هوای شعر ناب آمده ای
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
حریر شال سبزِ تیره رنگت
نشانها دارد از شهرِ فرنگت
ولی اقبالتاریکم نشدهیچ
به رنگِ آبیِ چشم قشنگت
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali
نشانها دارد از شهرِ فرنگت
ولی اقبالتاریکم نشدهیچ
به رنگِ آبیِ چشم قشنگت
#علی_قیصری
https://telegram.me/Asalpoem
https://www.instagram.com/gheisari.ali