یورونیوز و امپراتوری رسانهای یهود
دانش و سواد رسانهای یعنی اینکه فریفته عناوین دهان پرکن و پر طمطراق رسانهها نگردیم و پیش از باور به خبرهاشان پی آن را بگیریم که چه کسی یا کسانی در پشت آن بنگاه خبرپراکنی هستند.
یکی از رسانههایی که در چندماه اخیر به شکلی نظاممند اقدام به پراکندن اخباری بسیار رادیکال و افراطی علیه ایران میکند یورونیوز است. یورونیوز معمولن رسانهای بود که با مواضع بسیار معتدل و میانه شناخته میشد تا جاییکه سایتهای خبری این رسانه تا چندماه پیش هم در ایران باز بود. اما پس از جنگ اخیر و همین اتفاقات ماه گذشته، این رسانه حتی روی سیاهتر از زغالِ اینترنشنال را هم سفید کرده است.
برایم جالب بود که ببینم چه کسی یا کسانی در پشت این رسانه هستند تا شاید پاسخ پرسشم را دریافت کنم. یک جستجوی ساده دراینباره انجام دادم که چنین میگوید:
آخرین و مهمترین تغییر در مالکیت یورونیوز در سال ۲۰۲۲ رخ داد. در ژوئیه ۲۰۲۲، صندوق سرمایهگذاری پرتغالی به نام آلپاک کپیتال (Alpac Capital) این شبکه را به قیمت ۱۷۰ میلیون یورو خریداری کرد.
این معامله با حاشیهها و ابهاماتی همراه بود:
پس از این خرید، شبکه دفتر مرکزی خود را از لیون به بروکسل منتقل و حدود نیمی از کارکنان خود را تعدیل کرد. منبع تأمین مالی این خرید توسط آلپاک کپیتال به یک موضوع بحثبرانگیز تبدیل شد. گزارشهای تحقیقی مشترک چند رسانه اروپایی (از جمله لوموند فرانسه) که در آوریل ۲۰۲۴ منتشر شد، نشان داد که حداقل یک سوم از منابع مالی این خرید به ویکتور اوربان، نخستوزیر مجارستان، و افراد مرتبط با دولت او مرتبط بوده است.
رئیس فعلی هیئت مدیره یورونیوز، پدرو وارگاس داوید (Pedro Vargas David) است.
اما پدرو وارگاس داوید کیست؟ پدرو وارگاس داوید (Pedro Vargas David) یک سرمایهگذار و مدیر رسانهای پرتغالی است که بیشتر به عنوان رئیس هیئت مدیره شبکه یورونیوز و مدیرعامل گروه سرمایهگذاری آلپاک کپیتال (Alpac Capital) شناخته میشود. او در کانون توجهات رسانهای و سیاسی اروپا قرار دارد، عمدتاً به دلیل نقشی که در خرید یورونیوز با سرمایهگذاری مجارستان ایفا کرد.
پدر او، ماریو داوید (Mário David)، یک سیاستمدار کهنهکار راست افراطی پرتغالی و از متحدان ویکتور اوربان، نخستوزیر مجارستان است.
آنچه جالب توجه است این مطلب است که با جستجوی نام پدرو داوید، مقالهای از او در سایت اسرائیلی جروزالم پست در سال ۲۰۱۵ میآید با عنوان "یهود و مردم پرتغال" (https://www.jpost.com/opinion/the-jewish-and-portuguese-people-430490)
که نشان از نزدیکی او به صهیونیستهاست، هرچند هیچ اطلاعات صریحی درباره یهودی بودن او وجود ندارد.
اما شاید نام و فامیلی او نیز چیزی برای گفتن داشته باشد. نام داوید نیز یک نام متداول یهودی و وارگاس نیز از اسامی نسبتن متداول بین یهودیان سفاردی در پرتغال است.
از طرف دیگر، نزدیکی او به اوربان، نخستوزیر مجارستان، خود حاکی از تعلق او به جناح راست افراطی است. اوربان که به عنوان ترامپِ اروپا هم شناخته میشود، همچون دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، ارادت بسیار خاصی به اسرائیل دارد. اوربان "وفادارترین متحد" نتانیاهو در اتحادیه اروپا است. او با به چالش کشیدن آشکار دیوان کیفری بینالمللی، ایجاد فضای امن برای یهودیان در مجارستان و اشتراکات ایدئولوژیک عمیق با راست اسرائیل، این نزدیکی را به نمایش گذاشته است. در اقدامی بیسابقه، او نه تنها از اجرای حکم بازداشت "جنایات جنگی" بنیامین نتانیاهو (که در نوامبر ۲۰۲۴ صادر شد) سر باز زد، بلکه در جریان سفر نتانیاهو به بوداپست در آوریل ۲۰۲۵، رسماً خروج مجارستان از این دیوان را اعلام کرد. این رابطه که توسط نتانیاهو نیز بارها تحسین شده، نشاندهنده یک اتحاد راهبردی بر اساس منافع متقابل و جهانبینی مشترک است. هر دو از مفهوم "دموکراسی غیرلیبرال" دفاع میکنند.
هر دو از متحدان نزدیک دونالد ترامپ به شمار میروند و از سیاستهای او حمایت میکنند. آنها سیاستهای خود را در چارچوب دفاع از "تمدن یهودی-مسیحی" در برابر باصطلاح "اسلام رادیکال" تعریف کرده و توجیه میکنند.
براین اساس، همه این شواهد و قرائن حکایت از تعلق رسانه یورونیوز به امپراتوری رسانهای یهود دارد، و سوگیریهای راست افراطی آن را کاملن قابل فهم میسازد.
@BeKhodnotes
دانش و سواد رسانهای یعنی اینکه فریفته عناوین دهان پرکن و پر طمطراق رسانهها نگردیم و پیش از باور به خبرهاشان پی آن را بگیریم که چه کسی یا کسانی در پشت آن بنگاه خبرپراکنی هستند.
یکی از رسانههایی که در چندماه اخیر به شکلی نظاممند اقدام به پراکندن اخباری بسیار رادیکال و افراطی علیه ایران میکند یورونیوز است. یورونیوز معمولن رسانهای بود که با مواضع بسیار معتدل و میانه شناخته میشد تا جاییکه سایتهای خبری این رسانه تا چندماه پیش هم در ایران باز بود. اما پس از جنگ اخیر و همین اتفاقات ماه گذشته، این رسانه حتی روی سیاهتر از زغالِ اینترنشنال را هم سفید کرده است.
برایم جالب بود که ببینم چه کسی یا کسانی در پشت این رسانه هستند تا شاید پاسخ پرسشم را دریافت کنم. یک جستجوی ساده دراینباره انجام دادم که چنین میگوید:
آخرین و مهمترین تغییر در مالکیت یورونیوز در سال ۲۰۲۲ رخ داد. در ژوئیه ۲۰۲۲، صندوق سرمایهگذاری پرتغالی به نام آلپاک کپیتال (Alpac Capital) این شبکه را به قیمت ۱۷۰ میلیون یورو خریداری کرد.
این معامله با حاشیهها و ابهاماتی همراه بود:
پس از این خرید، شبکه دفتر مرکزی خود را از لیون به بروکسل منتقل و حدود نیمی از کارکنان خود را تعدیل کرد. منبع تأمین مالی این خرید توسط آلپاک کپیتال به یک موضوع بحثبرانگیز تبدیل شد. گزارشهای تحقیقی مشترک چند رسانه اروپایی (از جمله لوموند فرانسه) که در آوریل ۲۰۲۴ منتشر شد، نشان داد که حداقل یک سوم از منابع مالی این خرید به ویکتور اوربان، نخستوزیر مجارستان، و افراد مرتبط با دولت او مرتبط بوده است.
رئیس فعلی هیئت مدیره یورونیوز، پدرو وارگاس داوید (Pedro Vargas David) است.
اما پدرو وارگاس داوید کیست؟ پدرو وارگاس داوید (Pedro Vargas David) یک سرمایهگذار و مدیر رسانهای پرتغالی است که بیشتر به عنوان رئیس هیئت مدیره شبکه یورونیوز و مدیرعامل گروه سرمایهگذاری آلپاک کپیتال (Alpac Capital) شناخته میشود. او در کانون توجهات رسانهای و سیاسی اروپا قرار دارد، عمدتاً به دلیل نقشی که در خرید یورونیوز با سرمایهگذاری مجارستان ایفا کرد.
پدر او، ماریو داوید (Mário David)، یک سیاستمدار کهنهکار راست افراطی پرتغالی و از متحدان ویکتور اوربان، نخستوزیر مجارستان است.
آنچه جالب توجه است این مطلب است که با جستجوی نام پدرو داوید، مقالهای از او در سایت اسرائیلی جروزالم پست در سال ۲۰۱۵ میآید با عنوان "یهود و مردم پرتغال" (https://www.jpost.com/opinion/the-jewish-and-portuguese-people-430490)
که نشان از نزدیکی او به صهیونیستهاست، هرچند هیچ اطلاعات صریحی درباره یهودی بودن او وجود ندارد.
اما شاید نام و فامیلی او نیز چیزی برای گفتن داشته باشد. نام داوید نیز یک نام متداول یهودی و وارگاس نیز از اسامی نسبتن متداول بین یهودیان سفاردی در پرتغال است.
از طرف دیگر، نزدیکی او به اوربان، نخستوزیر مجارستان، خود حاکی از تعلق او به جناح راست افراطی است. اوربان که به عنوان ترامپِ اروپا هم شناخته میشود، همچون دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، ارادت بسیار خاصی به اسرائیل دارد. اوربان "وفادارترین متحد" نتانیاهو در اتحادیه اروپا است. او با به چالش کشیدن آشکار دیوان کیفری بینالمللی، ایجاد فضای امن برای یهودیان در مجارستان و اشتراکات ایدئولوژیک عمیق با راست اسرائیل، این نزدیکی را به نمایش گذاشته است. در اقدامی بیسابقه، او نه تنها از اجرای حکم بازداشت "جنایات جنگی" بنیامین نتانیاهو (که در نوامبر ۲۰۲۴ صادر شد) سر باز زد، بلکه در جریان سفر نتانیاهو به بوداپست در آوریل ۲۰۲۵، رسماً خروج مجارستان از این دیوان را اعلام کرد. این رابطه که توسط نتانیاهو نیز بارها تحسین شده، نشاندهنده یک اتحاد راهبردی بر اساس منافع متقابل و جهانبینی مشترک است. هر دو از مفهوم "دموکراسی غیرلیبرال" دفاع میکنند.
هر دو از متحدان نزدیک دونالد ترامپ به شمار میروند و از سیاستهای او حمایت میکنند. آنها سیاستهای خود را در چارچوب دفاع از "تمدن یهودی-مسیحی" در برابر باصطلاح "اسلام رادیکال" تعریف کرده و توجیه میکنند.
براین اساس، همه این شواهد و قرائن حکایت از تعلق رسانه یورونیوز به امپراتوری رسانهای یهود دارد، و سوگیریهای راست افراطی آن را کاملن قابل فهم میسازد.
@BeKhodnotes
The Jerusalem Post | JPost.com
The Jewish and Portuguese people
A shared past defining a brighter future
❤1
چرا نبرد غرب و ایالات متحده در لايه زیرین و اساسی خود یک نبرد هویتی با ایران است؟ پاسخ در این فرسته توییتری وزارت خارجه ایالات متحده تاحدی نهفته است:
"ایالات متحده و اروپا به تمدنی تعلق دارند که در سرتاسر قارهها و اقیانوسها گسترده شده است و برای هزاران سال از آتن گرفته تا روم و آمریکا تداوم داشته است. تمدن غربی باید میراث پرافتخار خود را در آغوش بکشد اگر قرار است تا زوال آنرا معکوس سازد."
فراموش نکنیم که بزرگترین دشمن یونان به مرکزیت آتن امپراتوری هخامنشی و بزرگترین دشمن امپراتوری روم، امپراتوری ساسانیان بودند. اگر ایالات متحده نیز خود را امتداد همان مسیر میداند، هیچ عجیب نیست که چرا تا این حد به لحاظ هویتی خود را در تقابل با ایران میداند و از همه ابزارهای خود برای ضربه زدن بدان بهره میبرد، همچنانکه یونانیان و رومیان نیز چنین میکردند. درواقع، تقابل با ایران بخصوص از نگاه جریان راست محافظهکار غربی همان تقابل باستانیِ غرب یونانی-رومی/یهودی-مسیحی با شرقی است که یکی از اضلاع مهم قدرتِ آن ایران است، ایرانی که بعدها نماینده مهم اسلام نیز شد.
@BeKhodnotes
"ایالات متحده و اروپا به تمدنی تعلق دارند که در سرتاسر قارهها و اقیانوسها گسترده شده است و برای هزاران سال از آتن گرفته تا روم و آمریکا تداوم داشته است. تمدن غربی باید میراث پرافتخار خود را در آغوش بکشد اگر قرار است تا زوال آنرا معکوس سازد."
فراموش نکنیم که بزرگترین دشمن یونان به مرکزیت آتن امپراتوری هخامنشی و بزرگترین دشمن امپراتوری روم، امپراتوری ساسانیان بودند. اگر ایالات متحده نیز خود را امتداد همان مسیر میداند، هیچ عجیب نیست که چرا تا این حد به لحاظ هویتی خود را در تقابل با ایران میداند و از همه ابزارهای خود برای ضربه زدن بدان بهره میبرد، همچنانکه یونانیان و رومیان نیز چنین میکردند. درواقع، تقابل با ایران بخصوص از نگاه جریان راست محافظهکار غربی همان تقابل باستانیِ غرب یونانی-رومی/یهودی-مسیحی با شرقی است که یکی از اضلاع مهم قدرتِ آن ایران است، ایرانی که بعدها نماینده مهم اسلام نیز شد.
@BeKhodnotes
👎6👍1
Forwarded from قلندریه | Qalandariyyah
Forwarded from • ذوالنون •
طبقات الصوفیه - قاسم هاشمی نژاد.rar
229.3 MB
طبقات الصوفیه
پیرِ هرات خواجه عبدالله انصاری
گزینش و خوانِش: قاسم هاشمینژاد
۲۱ فایل صوتی در یک فایلِ زیپ
@zonnoun
پیرِ هرات خواجه عبدالله انصاری
گزینش و خوانِش: قاسم هاشمینژاد
۲۱ فایل صوتی در یک فایلِ زیپ
@zonnoun
در طول بیش از هشت سالی که ساکن فنلاند بودهام، هیچگاه هندی، بنگلادشی، پاکستانی، یا آفریقایییی را ندیدهام که مثلن از کشورشان بد بگویند، یا برای بمباران کشورشان دست به دامان بیگانه شوند. نه به این خاطر که اینان وضعیت بهتری از ما دارند، که اتفاقن بالعکس، وضعیت رفاه و امکانات در کشورهای فوقالذکر در بسیاری از مهمترین موارد حتی به گَرد ایران هم نمیرسد. این حتی از کیفیت زندگی ایرانیانِ مقیم خارج با ملیتهای مورد اشاره نیز قابل تشخیص است؛ چه اینکه بیشتر هندیها و بنگالها و آفریقاییها در مقایسه با ایرانیان معمولن سختترین و پستترین کارها را نیز انجام میدهند، در حالیکه چنین چیزی در بین ایرانیان کمتر دیده میشود که یکی از عوامل مهم آن بخاطر کیفیت و شرایط بهتر زندگی در ایران بوده که بخصوص بلحاظ تحصیلی بنیه علمی بهتری را برای ایرانیان فراهم کرده که بتوانند جای بیشتری برای پیشرفت داشته باشند.
اینکه ریشه چنین رفتاری بین ما ایرانیان چیست، کار جامعهشناختی و روانشناختی گستردهای میطلبد. اما در میان عوامل و فاکتورهای بسیاری که میتوان ذکر کرد، از پروپاگاندای رسانهای جریانهای ضد-ایرانی گرفته، که در حال حاضر به بیسابقهترین شکل بیشترین فشارها را بقصد فروپاشی ایران انجام میدهند، تا ویژگی خود_کمبینی و خودباختگی غالب بخصوص در مواجهه با غرب در بین بسیاری از ایرانیان، احتمالن بتوان به ویژگی خلق و خوی خاص ایرانی هم در اینباره اشاره کرد؛ یعنی ویژگی شخصیت هیجانی بسیاری از ایرانیان. این شخصیت هیجانی هرچند در یک سر طیفش میتواند سر از رفتارهای نوعدوستانه و فرهنگ فداکاری و محبت بسیار درآورد، که انصافن ما ایرانیان در بین اقوام گوناگون از این لحاظ منحصربهفرد محسوب میشویم، اما در یک سر دیگر طیف میتواند بسرعت به ضد آن و رفتارها و خلق و خوهایی منفی تبدیل شود که احتمالن از این لحاظ نیز در بین اقوام مختلف منحصربهفردیم و اتفاقن همین بیگانه در حال بهرهبرداری از آن است: چیزی که نمود آنرا در نفرت افراطی و «فرهنگ خیانتی» میبینیم که در طول تاریخ نیز در بین ما ایرانیان بیسابقه نبوده است، هرچند در ماههای اخیر نمونهای بیسابقه از آنرا شاهد هستیم؛ نمونهای که احتمالن بعدها در کتابهای تاریخ از آن یاد کرده شود که چگونه ایرانیانی در خارج و هم داخل، برای بمباران و ویرانی کشورشان دست بدامان بیگانه، آنهم یکی از بدنامترین بیگانگان، شدند، و همزمان که همین بیگانه پلشت در پشت مرزهای کشورشان مترصد فرصتی برای حمله بود، هرچه بیشتر شرایط داخلی را متشنج کردند و بر آتش نفرت و نفاق دمیدند تا بیگانه را شادتر و راه ورود و حمله آنرا هموارتر سازند!
@BeKhodnotes
اینکه ریشه چنین رفتاری بین ما ایرانیان چیست، کار جامعهشناختی و روانشناختی گستردهای میطلبد. اما در میان عوامل و فاکتورهای بسیاری که میتوان ذکر کرد، از پروپاگاندای رسانهای جریانهای ضد-ایرانی گرفته، که در حال حاضر به بیسابقهترین شکل بیشترین فشارها را بقصد فروپاشی ایران انجام میدهند، تا ویژگی خود_کمبینی و خودباختگی غالب بخصوص در مواجهه با غرب در بین بسیاری از ایرانیان، احتمالن بتوان به ویژگی خلق و خوی خاص ایرانی هم در اینباره اشاره کرد؛ یعنی ویژگی شخصیت هیجانی بسیاری از ایرانیان. این شخصیت هیجانی هرچند در یک سر طیفش میتواند سر از رفتارهای نوعدوستانه و فرهنگ فداکاری و محبت بسیار درآورد، که انصافن ما ایرانیان در بین اقوام گوناگون از این لحاظ منحصربهفرد محسوب میشویم، اما در یک سر دیگر طیف میتواند بسرعت به ضد آن و رفتارها و خلق و خوهایی منفی تبدیل شود که احتمالن از این لحاظ نیز در بین اقوام مختلف منحصربهفردیم و اتفاقن همین بیگانه در حال بهرهبرداری از آن است: چیزی که نمود آنرا در نفرت افراطی و «فرهنگ خیانتی» میبینیم که در طول تاریخ نیز در بین ما ایرانیان بیسابقه نبوده است، هرچند در ماههای اخیر نمونهای بیسابقه از آنرا شاهد هستیم؛ نمونهای که احتمالن بعدها در کتابهای تاریخ از آن یاد کرده شود که چگونه ایرانیانی در خارج و هم داخل، برای بمباران و ویرانی کشورشان دست بدامان بیگانه، آنهم یکی از بدنامترین بیگانگان، شدند، و همزمان که همین بیگانه پلشت در پشت مرزهای کشورشان مترصد فرصتی برای حمله بود، هرچه بیشتر شرایط داخلی را متشنج کردند و بر آتش نفرت و نفاق دمیدند تا بیگانه را شادتر و راه ورود و حمله آنرا هموارتر سازند!
@BeKhodnotes
👎6👍4
🪐 به بهانه ۵ اسفند، زادروز خواجه نصیرالدین طوسی
خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷–۶۷۲ق)، فیلسوف، متکلم، منجم و ریاضیدان برجستهٔ ایرانی، از جامعترین چهرههای تمدن ایرانی_اسلامی است. اهمیت خواجه طوس از جنبههای گوناگون به اختصار از این قرار است:
✨ جنبه علمی:
معمار رصدخانه مراغه؛ مرکزی که به یکی از مهمترین کانونهای نجوم جهان اسلام بدل شد. طوسی با تدوین «شکلالقطاع»، مثلثات را بهمثابه دانشی مستقل صورتبندی کرد و آن را از ذیل هیئت بیرون آورد. زیج ایلخانی او تا سدهها مرجع محاسبات نجومی بود.
📚 جنبه فلسفی:
شارح برجسته سنت ابنسینا و احیاگر فلسفه مشاء در قرن هفتم. در «شرح اشارات» و «اساسالاقتباس»، دستگاه منطقی و مابعدالطبیعی مشائی را بازسازی و تثبیت کرد؛ آثاری که هنوز در متن آموزش فلسفه اسلامی حضور دارند.
🕌 جنبه کلامی:
با «تجریدالاعتقاد»، کلام شیعی را به سطحی نو از انسجام مفهومی و استدلال فلسفی رساند. او نشان داد که الهیات میتواند بر بنیاد برهان سامان یابد و نسبت عقل و وحی را در افقی همافزا تبیین کرد.
🏛️ جنبه سیاسی-تمدنی:
در تعامل با هلاکوخان، از موقعیت قدرت برای صیانت از میراث علمی و سازماندهی نهادی دانش بهره گرفت؛ اقدامی که در دل ویرانی مغول، به بازسازی زیرساخت معرفت انجامید.
📝 جنبه زبانی و نثر فلسفی فارسی:
به پیروی از ابنسینا، طوسی از معماران نثر فلسفی فارسی است. در آثاری چون «اخلاق ناصری»، «اوصافالاشراف»، «اساس الاقتباس» و «آغاز و انجام»، ظرفیت فارسی را برای بیان دقیق مفاهیم اخلاقی، عرفانی و کلامی ارتقا داد و نشان داد که زبان فارسی میتواند حامل مباحث پیچیده برهانی باشد، نه صرفاً زبان ادب.
🔭 در وجود او، ریاضیات با الهیات، منطق با سیاست، و فارسی با حکمت درهم تنید.
یادش گرامی؛ نماد عقلانیت سامانمند در تاریخ ایران و اسلام.
@BeKhodnotes
خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷–۶۷۲ق)، فیلسوف، متکلم، منجم و ریاضیدان برجستهٔ ایرانی، از جامعترین چهرههای تمدن ایرانی_اسلامی است. اهمیت خواجه طوس از جنبههای گوناگون به اختصار از این قرار است:
✨ جنبه علمی:
معمار رصدخانه مراغه؛ مرکزی که به یکی از مهمترین کانونهای نجوم جهان اسلام بدل شد. طوسی با تدوین «شکلالقطاع»، مثلثات را بهمثابه دانشی مستقل صورتبندی کرد و آن را از ذیل هیئت بیرون آورد. زیج ایلخانی او تا سدهها مرجع محاسبات نجومی بود.
📚 جنبه فلسفی:
شارح برجسته سنت ابنسینا و احیاگر فلسفه مشاء در قرن هفتم. در «شرح اشارات» و «اساسالاقتباس»، دستگاه منطقی و مابعدالطبیعی مشائی را بازسازی و تثبیت کرد؛ آثاری که هنوز در متن آموزش فلسفه اسلامی حضور دارند.
🕌 جنبه کلامی:
با «تجریدالاعتقاد»، کلام شیعی را به سطحی نو از انسجام مفهومی و استدلال فلسفی رساند. او نشان داد که الهیات میتواند بر بنیاد برهان سامان یابد و نسبت عقل و وحی را در افقی همافزا تبیین کرد.
🏛️ جنبه سیاسی-تمدنی:
در تعامل با هلاکوخان، از موقعیت قدرت برای صیانت از میراث علمی و سازماندهی نهادی دانش بهره گرفت؛ اقدامی که در دل ویرانی مغول، به بازسازی زیرساخت معرفت انجامید.
📝 جنبه زبانی و نثر فلسفی فارسی:
به پیروی از ابنسینا، طوسی از معماران نثر فلسفی فارسی است. در آثاری چون «اخلاق ناصری»، «اوصافالاشراف»، «اساس الاقتباس» و «آغاز و انجام»، ظرفیت فارسی را برای بیان دقیق مفاهیم اخلاقی، عرفانی و کلامی ارتقا داد و نشان داد که زبان فارسی میتواند حامل مباحث پیچیده برهانی باشد، نه صرفاً زبان ادب.
🔭 در وجود او، ریاضیات با الهیات، منطق با سیاست، و فارسی با حکمت درهم تنید.
یادش گرامی؛ نماد عقلانیت سامانمند در تاریخ ایران و اسلام.
@BeKhodnotes
❤1
Forwarded from اکبر گنجی
🔺من بی حیا و بی شرم ام، پس هستم
🔺من بی شرف ام، پس هستم
🔺من بی غیرت ام، پس هستم
🔺من ناموس فروش ام، پس هستم
🔺من وطن فروش ام، پس هستم
🔺من نوکر اسرائیل ام، پس هستم
🔺من تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران و ایرانیان را تایید، توجیه(می گم حمله به جمهوری اسلامی است، نه ایران) و تجویز می کنم، پس هستم
🔺من بی شرف ام، پس هستم
🔺من بی غیرت ام، پس هستم
🔺من ناموس فروش ام، پس هستم
🔺من وطن فروش ام، پس هستم
🔺من نوکر اسرائیل ام، پس هستم
🔺من تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران و ایرانیان را تایید، توجیه(می گم حمله به جمهوری اسلامی است، نه ایران) و تجویز می کنم، پس هستم
👍4👎4
Forwarded from کانال اختصاصی رضا نصری (Reza Nasri)
صحنه روشن است.
در یک سو، یک پروژه کلان ژئوپلیتیک قرار دارد که غایت آن تضعیف همه مولفههای قدرت ایران و فروکاستن کشور به موجودیتی نیمهجان، فروپاشیده، مطیع و تحت امر اسرائیل و آمریکا - با یک دولت کودتایی دستنشانده - است.
در سوی دیگر، یک نهضت ملی بلندقامت ایستاده است تا - علیرغم همه مشکلات داخلی - در برابر واگذاری سرنوشت کشور به دست بیگانه، تضعیف ساختاری، فروپاشی شیرازه کشور و تحمیل قیمومت خارجی - برای حفظ استقلال و عزت ملی - مقاومت کند.
هر ایرانی آزاده که دل در گره این سرزمین داشته باشد، قطعا راه دوم را انتخاب میکند.
در یک سو، یک پروژه کلان ژئوپلیتیک قرار دارد که غایت آن تضعیف همه مولفههای قدرت ایران و فروکاستن کشور به موجودیتی نیمهجان، فروپاشیده، مطیع و تحت امر اسرائیل و آمریکا - با یک دولت کودتایی دستنشانده - است.
در سوی دیگر، یک نهضت ملی بلندقامت ایستاده است تا - علیرغم همه مشکلات داخلی - در برابر واگذاری سرنوشت کشور به دست بیگانه، تضعیف ساختاری، فروپاشی شیرازه کشور و تحمیل قیمومت خارجی - برای حفظ استقلال و عزت ملی - مقاومت کند.
هر ایرانی آزاده که دل در گره این سرزمین داشته باشد، قطعا راه دوم را انتخاب میکند.
👎3👍2
Forwarded from حسین قتیب
ملی گرایی تقلبی پهلوی حکم بی حس کننده ای دارد برای طبقه متوسط شهری و حاشیه نشینها که درد زهراگین جنگ و تجزیه را در ابتدا حس نکنند: روایتی که بیش از آنکه به مسئله واقعی استقلال و ظرفیت دولت بپردازد، کارکردی شبیه یک مسکن سیاسی پیدا میکند.
در همین چارچوب است که در برنامه رژیم متخاصم، آینده ایران نه به عنوان یک واحد تاریخی و سیاسی، بلکه در قالب مجموعهای از قطعات جداگانه تصور میشود: «پارسها، کردها، آذریها، اهوازیها، بلوچها». چنین تصویری، اگرچه در ظاهر به زبان هویتها سخن میگوید، اما در عمل بازتاب منطقی است که ایران را نه یک ملت، بلکه میدانی برای تجزیه ظرفیت قدرت میبیند.
در این میان، روایتهای احساسیِ ملیگرایانه میتوانند برای بخشی از طبقه متوسط شهری و حاشیهنشینان نقش یک بیحسکننده سیاسی را ایفا کنند؛ بهگونهای که در آغاز کار، هزینههای واقعی چنین سناریوهایی دیده نشود: جنگ، فرسایش نهادها، فروپاشی ظرفیت دولت و گشوده شدن پروندههای خطرناک در باب تمامیت ارضی.
بیحسی همیشه موقتی است؛ اما وقتی اثر آن از میان برود، جامعه با بدنی پاره پاره و مجروح روبهرو میشود که درمان آن بسیار دشوارتر از پیشگیری از آن بوده است.
در همین چارچوب است که در برنامه رژیم متخاصم، آینده ایران نه به عنوان یک واحد تاریخی و سیاسی، بلکه در قالب مجموعهای از قطعات جداگانه تصور میشود: «پارسها، کردها، آذریها، اهوازیها، بلوچها». چنین تصویری، اگرچه در ظاهر به زبان هویتها سخن میگوید، اما در عمل بازتاب منطقی است که ایران را نه یک ملت، بلکه میدانی برای تجزیه ظرفیت قدرت میبیند.
در این میان، روایتهای احساسیِ ملیگرایانه میتوانند برای بخشی از طبقه متوسط شهری و حاشیهنشینان نقش یک بیحسکننده سیاسی را ایفا کنند؛ بهگونهای که در آغاز کار، هزینههای واقعی چنین سناریوهایی دیده نشود: جنگ، فرسایش نهادها، فروپاشی ظرفیت دولت و گشوده شدن پروندههای خطرناک در باب تمامیت ارضی.
بیحسی همیشه موقتی است؛ اما وقتی اثر آن از میان برود، جامعه با بدنی پاره پاره و مجروح روبهرو میشود که درمان آن بسیار دشوارتر از پیشگیری از آن بوده است.
👎3❤1👍1
Forwarded from کانال اختصاصی رضا نصری (Reza Nasri)
این مجسمه ذلت میگوید قلبش برای سه سرباز کشتهشده آمریکایی «درد» گرفته! مردم ایران را تا ابد «مدیون» آنها میخواند.
او که جرأت نداشت حتی در مورد قتل ۱۴۹ کودک ایرانی در میناب توسط همین نیروی مهاجم خارجی دم بزند!
«ای ایران» بخوان!
او که جرأت نداشت حتی در مورد قتل ۱۴۹ کودک ایرانی در میناب توسط همین نیروی مهاجم خارجی دم بزند!
«ای ایران» بخوان!
👍4👎3
دلمشغولیها
چرا نبرد غرب و ایالات متحده در لايه زیرین و اساسی خود یک نبرد هویتی با ایران است؟ پاسخ در این فرسته توییتری وزارت خارجه ایالات متحده تاحدی نهفته است: "ایالات متحده و اروپا به تمدنی تعلق دارند که در سرتاسر قارهها و اقیانوسها گسترده شده است و برای هزاران…
تحلیلی پیش از شروع جنگ که اکنون میتوان بیشتر درستی آنرا درک کرد!
👎4👍1
مدتی این مثنوی تاخیر شد
مهلتی بایست تا خون شیر شد!
به یاد همه سرداران و سربازانی که در این جنگ همه جانبه علیه ایران عزیز بسان کوهی استوار ایستادند، خون و جان دادند اما حاضر به دادن یک وجب از این خاک نشدند. همانهایی که دشمن زبون با دستگاه عریض و طویل پروپاگاندا و جنگ رسانهایاش، از صبح تا شام، عملیات دروغ و فریب را علیه این عزیزان القا میکرد.
میگفتند: آیتالله خامنهای همین که احساس خطر کرد از طریق تونلهای زیرزمینی بیت رهبری خود را به هواپیمای شخصیاش میرساند و از آنجا به مسکو میگریزد! در همین اتفاقاتِ برنامهریزیشده دیماه نیز همینها شایعه کشته شدنش را در حین گریختن از فرودگاه به مسکو در بنگاههای خبرپراکنیشان پخش کردند.
میگفتند: سرداران سپاه و امیران ارتش همه گرینکارتشان در جیبشان است و تقّی که به توقّی خورد با اولین احساس خطرها از کشور میگریزند!
میگفتند: نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران؛ که البته منظورشان از ایران، انیرانِ صهیونی بود!
میگفتند: ما آریایی هستیم، عرب نمیپرستیم؛ اما همینها از سیلی های جانانه خوردن قبیلههای عرب حاشیه خلیج فارس توسط شیرمردان ایرانی بستوه آمده بودند و از امارات و قطر و بحرین و کویت و سعودی طرفداری میکردند!
اینها و صدها دروغ و شایعه دیگر، که همه تکههای پازلِ پروژه به زانو درآوردن و نهایتن تجزیه ایران بود، فارغ از اینکه، «و مکروا و مکر الله، و الله و خیرالماکرین»!
@BeKhodnotes
مهلتی بایست تا خون شیر شد!
به یاد همه سرداران و سربازانی که در این جنگ همه جانبه علیه ایران عزیز بسان کوهی استوار ایستادند، خون و جان دادند اما حاضر به دادن یک وجب از این خاک نشدند. همانهایی که دشمن زبون با دستگاه عریض و طویل پروپاگاندا و جنگ رسانهایاش، از صبح تا شام، عملیات دروغ و فریب را علیه این عزیزان القا میکرد.
میگفتند: آیتالله خامنهای همین که احساس خطر کرد از طریق تونلهای زیرزمینی بیت رهبری خود را به هواپیمای شخصیاش میرساند و از آنجا به مسکو میگریزد! در همین اتفاقاتِ برنامهریزیشده دیماه نیز همینها شایعه کشته شدنش را در حین گریختن از فرودگاه به مسکو در بنگاههای خبرپراکنیشان پخش کردند.
میگفتند: سرداران سپاه و امیران ارتش همه گرینکارتشان در جیبشان است و تقّی که به توقّی خورد با اولین احساس خطرها از کشور میگریزند!
میگفتند: نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران؛ که البته منظورشان از ایران، انیرانِ صهیونی بود!
میگفتند: ما آریایی هستیم، عرب نمیپرستیم؛ اما همینها از سیلی های جانانه خوردن قبیلههای عرب حاشیه خلیج فارس توسط شیرمردان ایرانی بستوه آمده بودند و از امارات و قطر و بحرین و کویت و سعودی طرفداری میکردند!
اینها و صدها دروغ و شایعه دیگر، که همه تکههای پازلِ پروژه به زانو درآوردن و نهایتن تجزیه ایران بود، فارغ از اینکه، «و مکروا و مکر الله، و الله و خیرالماکرین»!
@BeKhodnotes
👍5👎5
دلمشغولیها
چرا نبرد غرب و ایالات متحده در لايه زیرین و اساسی خود یک نبرد هویتی با ایران است؟ پاسخ در این فرسته توییتری وزارت خارجه ایالات متحده تاحدی نهفته است: "ایالات متحده و اروپا به تمدنی تعلق دارند که در سرتاسر قارهها و اقیانوسها گسترده شده است و برای هزاران…
ابریشم، نفت، یمن؛ رقابت ایران و غرب بر سر تجارت جهانی
استراتژیِ استفاده از کشوری همچون یمن در نبردهای اخیر، یکی از استراتژیهای مهمی است که در تاریخ این مرز و بوم ریشه دارد و قدمت آن به ایرانِ پیش از اسلام باز میگردد. از سوی دیگر، استراتژیِ دشمنان در منزوی ساختن و دور زدن ایران نیز استراتژیِ جدیدی نیست و این نیز ریشه در تاریخِ دشمنیهای دیرینه با این خاک دارد. بعلاوه، مسدودسازی گلوگاههای تجارت جهانی توسط ایران، که این روزها بخصوص با بستن تنگه هرمز توسط ایران دنبال میشود نیز استراتژی کهنی است. در جنگ فعلی نیز ما شاهد هرسه این رویکردها هستیم که خود نشانهای از این است که نبردِ فعلی، ادامه همان نبردهای سابقِ ایران به نمایندگی از شرق و آمریکا و اسرائیل به نمایندگی از غرب است. همان اسرائیلی که صدراعظم آلمان آنرا نماینده انجام کار کثیف برای غرب معرفی کرد. و ایرانی که بسان اژدها و آتشفشانی خفته به یکباره فوران کرد و منطقه را به آتش کشید.
گزارش تاریخی زیر از خسرو انوشیروان یا خسرو اول، همو که با لقب انوشیروان دادگر نیز شناخته میشد، نمونهای تاریخی از هردوی این رویکردهاست:
در زمان خسرو انوشیروان، ابریشم یکی از گرانبهاترین کالاها در امپراتوری بیزانس بود. بخش مهمی از تجارت آن از مسیرهای زمینیِ جاده ابریشم میگذشت؛ مسیرهایی که زیر نفوذ ایران ساسانی قرار داشتند. همین موقعیت، به ساسانیان قدرت اقتصادی و سیاسی مهمی میداد.
بیزانس برای کاهش وابستگی به ایران، به مسیرهای دریایی نیز تکیه کرد: کالاها از شرق آسیا و هند، از راه اقیانوس هند و دریای سرخ به مصر و مدیترانه میرسیدند. در این میان، یمن اهمیت راهبردی ویژهای داشت؛ زیرا یکی از گرههای مهم تجارت دریایی بود.
در سده ششم میلادی، یمن به دست حبشیان مسیحی (پادشاهی اَکسوم، متحد بیزانس) افتاده بود. در این زمان، شاهزادهای یمنی به نام سیف بن ذییزن از خسرو انوشیروان یاری خواست. ساسانیان با فرماندهی وهرز به یمن لشکر کشیدند و نفوذ حبشیان را پایان دادند. از آن پس، ایران نفوذی مهم در جنوب شبهجزیره عربستان به دست آورد و بر یکی از مسیرهای کلیدی تجارت دریایی نیز اثرگذار شد.
اما رقابت فقط از جنوب نبود؛ از شمال هم تهدیدی تازه پدید آمد. در دهه ۵۶۰ میلادی، ترکان گوکترک و بازرگانان سُغدی برای دور زدن واسطهگری ایران، مستقیماً با بیزانس وارد مذاکره شدند. هدف این بود که ابریشم از آسیای مرکزی به قفقاز و دریای سیاه منتقل شود، بدون آنکه از قلمرو ساسانی بگذرد.
در همین دوره، جنگ مهمی میان ایران و بیزانس بر سر کنترل قفقاز و سواحل دریای سیاه جریان داشت: جنگ لازستان (۵۴۱–۵۶۲ میلادی). این جنگ حدود ۲۱ سال ادامه یافت و بر سر منطقه لازیکا (غرب گرجستان امروزی) بود؛ منطقهای که برای کنترل راههای تجاری و نفوذ در دریای سیاه اهمیت فراوان داشت.
به بیان دیگر، رقابت ایران و بیزانس تنها جنگی نظامی نبود؛ بلکه نبردی بر سر کنترل شریانهای تجارت جهانیِ آن روزگار نیز به شمار میرفت.
@BeKhodnotes
استراتژیِ استفاده از کشوری همچون یمن در نبردهای اخیر، یکی از استراتژیهای مهمی است که در تاریخ این مرز و بوم ریشه دارد و قدمت آن به ایرانِ پیش از اسلام باز میگردد. از سوی دیگر، استراتژیِ دشمنان در منزوی ساختن و دور زدن ایران نیز استراتژیِ جدیدی نیست و این نیز ریشه در تاریخِ دشمنیهای دیرینه با این خاک دارد. بعلاوه، مسدودسازی گلوگاههای تجارت جهانی توسط ایران، که این روزها بخصوص با بستن تنگه هرمز توسط ایران دنبال میشود نیز استراتژی کهنی است. در جنگ فعلی نیز ما شاهد هرسه این رویکردها هستیم که خود نشانهای از این است که نبردِ فعلی، ادامه همان نبردهای سابقِ ایران به نمایندگی از شرق و آمریکا و اسرائیل به نمایندگی از غرب است. همان اسرائیلی که صدراعظم آلمان آنرا نماینده انجام کار کثیف برای غرب معرفی کرد. و ایرانی که بسان اژدها و آتشفشانی خفته به یکباره فوران کرد و منطقه را به آتش کشید.
گزارش تاریخی زیر از خسرو انوشیروان یا خسرو اول، همو که با لقب انوشیروان دادگر نیز شناخته میشد، نمونهای تاریخی از هردوی این رویکردهاست:
در زمان خسرو انوشیروان، ابریشم یکی از گرانبهاترین کالاها در امپراتوری بیزانس بود. بخش مهمی از تجارت آن از مسیرهای زمینیِ جاده ابریشم میگذشت؛ مسیرهایی که زیر نفوذ ایران ساسانی قرار داشتند. همین موقعیت، به ساسانیان قدرت اقتصادی و سیاسی مهمی میداد.
بیزانس برای کاهش وابستگی به ایران، به مسیرهای دریایی نیز تکیه کرد: کالاها از شرق آسیا و هند، از راه اقیانوس هند و دریای سرخ به مصر و مدیترانه میرسیدند. در این میان، یمن اهمیت راهبردی ویژهای داشت؛ زیرا یکی از گرههای مهم تجارت دریایی بود.
در سده ششم میلادی، یمن به دست حبشیان مسیحی (پادشاهی اَکسوم، متحد بیزانس) افتاده بود. در این زمان، شاهزادهای یمنی به نام سیف بن ذییزن از خسرو انوشیروان یاری خواست. ساسانیان با فرماندهی وهرز به یمن لشکر کشیدند و نفوذ حبشیان را پایان دادند. از آن پس، ایران نفوذی مهم در جنوب شبهجزیره عربستان به دست آورد و بر یکی از مسیرهای کلیدی تجارت دریایی نیز اثرگذار شد.
اما رقابت فقط از جنوب نبود؛ از شمال هم تهدیدی تازه پدید آمد. در دهه ۵۶۰ میلادی، ترکان گوکترک و بازرگانان سُغدی برای دور زدن واسطهگری ایران، مستقیماً با بیزانس وارد مذاکره شدند. هدف این بود که ابریشم از آسیای مرکزی به قفقاز و دریای سیاه منتقل شود، بدون آنکه از قلمرو ساسانی بگذرد.
در همین دوره، جنگ مهمی میان ایران و بیزانس بر سر کنترل قفقاز و سواحل دریای سیاه جریان داشت: جنگ لازستان (۵۴۱–۵۶۲ میلادی). این جنگ حدود ۲۱ سال ادامه یافت و بر سر منطقه لازیکا (غرب گرجستان امروزی) بود؛ منطقهای که برای کنترل راههای تجاری و نفوذ در دریای سیاه اهمیت فراوان داشت.
به بیان دیگر، رقابت ایران و بیزانس تنها جنگی نظامی نبود؛ بلکه نبردی بر سر کنترل شریانهای تجارت جهانیِ آن روزگار نیز به شمار میرفت.
@BeKhodnotes
نصایح خواجه عبدالله انصاری
تصحیح: بهنام خداپناه
پندنامهنویسی، یا نصیحتنامهنویسی را میتوان یکی از ایرانیترین اسلوبهای نگارشی دانست که قدمت آن به ایران پیش از اسلام میرسد. بعنوان مثال، پندنامههای گوناگونی از دوران ساسانیان، همچون اندرز آذرباد مهراسپندان، اندرز خسرو قبادان، اندرز وهزاد فرخ فیروز، اندرز اوشنر دانا، دینکرد ششم، مینوی خرد و ...، به زبان فارسی میانه یا همان پهلوی برجای ماندهاند که همه محتواهای آموزشی و حِکمی دارند. جالب اینجاست که این سنت اندرزنامهنویسی در ایران پس از اسلام نیز همچنان با قدرت ادامه پیدا کرد؛ که از میان انبوه آنها میتوان به آثاری همچون قابوس نامه، سیاستنامه یا سیرالملوک، نصیحتالملوک و ... اشاره کرد.
چندماه پیش، در روزهای پیش از شروع جنگ، به یک نسخه خطی فارسی کوتاه برخورد کردم با عنوان نصایح خواجه عبدالله انصاری، که درست در همان سنت پندنامهنویسی است. تصمیم گرفتم که متن آنرا به همراه تصحیح مختصری به صورت تایپ شده پیاده کنم و در اینجا قرار دهم. اما با شروع تجاوز تحمیلی ۴۰ روزه، و قطعی اینترنت فرصت این کار پیش نیامد. اکنون متن را در زیر قرار میدهم. به امید آنکه نصایح پیر هرات، خواجه عبدالله انصاری، را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم.
متن رساله منسوب به خواجه عبدالله انصاری:
حضرت خواجه عبدالله انصاری علیه الرحمه و المغفره و الرضوان، در نصیحت فخرالوزرا خواجه نظام الملک طوسی –قدَّس سرّه– در مشافهه فرموده که:
یا نظام! سرمایه عمر عزیز غنیمت شمار و اوقات شریف بغفلت مگذار.
در رعایت دلها کوش و عیب مردم بپوش و دین بدنیی مفروش.
هرکه این ده خصلت شعار خود سازد، در دنیا و آخرت کار خود سازد:
با خدای بصدق؛ با خلق بانصاف؛ با نفس بقهر؛ با درویشان بلطف؛ با بزرگان بخدمت؛ با خُردان بشفقت؛ با دوستان بنصیحت؛ با دشمنان بحلم؛ با جاهلان بخاموشی؛ با عالمان بتواضع.
پرسید که: در حق دنیا چگویی؟ گفت: چگویم در حق چیزی که برنج بدست آرند، و بخَست نگاه دارند، و بحسرت بگذارند!
دیگر گفت: طاعت حق غنیمت شمار و از آموختن ننگ مدار.
نجاتِ نفس در عبادت جوی.
وقت مرگ را یاد کن، نفس را مراد مده که بیشتر خواهد.
نادان را زنده مدان.
بزاهدِ جاهل اعتقاد مکن.
خویشتنشناسی سرمایه بزرگ دان.
در هر کاری یاری از حق طلب.
از دشمنِ دوسترو بر حذر باش.
از نادانِ مغرور اجتناب نمای.
نادیده و ناشنیده مگوی.
عیب کسان مجوی؛ بعیب خود بینا باش.
در راستی که دروغمانند بود، مبالغه مکن.
در جواب تعجیل منمای.
قول از راستی باز مگیر.
تا نپرسند مگوی، تا نخوانند مرو.
سرمایه عمر، توحید دان.
بلندی به صبر جوی.
دنیاپرست مباش که دشمن خدا را پرستیده باشی.
از آموختنِ علم میاسای.
از راستی شفیع انگیز، سخن از شهادت گوی.
گذشتن از خود، رسیدن بحق دان.
اگر راحت خواهی، رنج کش.
مردم را بافراط مستای.
در نهان بهتر از آشکار باش.
درگذر تا درگذرانند.
از خود لاف مزن.
بلا را نتیجه هوا دان.
هرچه ننهادهای، بر مگیر.
ناکرده چو کرده مشمر.
دل را بازیچه دیو مساز.
تا از محاسبه نفس خود نپردازی، در دیگران شروع مکن.
هرچه بخود روا نداری، بدیگران مپسند.
بنده حرص مباش.
جمع مال را اقبال دان و خرج ناکردن ادبار.
تا توان نان کس مخور، و نان از هیچکس دریغ مدار.
از داده خدای خور که هرگز کم نشود.
دهنده خدا را دان.
از درویشی مترس.
از فرمان نفس حذر کن.
سرمایه بسود بسیار از دست مده که در آخرت زیان دارد.
خود را اسیر شهوت مساز.
عافیت را به فرمان نفس از دست مده.
دشمن اگرچه حقیر باشد خوار مدار.
از دشمنِ خانگی بترس، با ناشناخت همسفر مباش.
اندکِ خود را بهتر از بسیارِ دیگران دان.
غم بیهوده بخاطر راه مده.
هرجا که باشی خدای را حاضر دان.
مگو آنچه نتوانی شنید.
از دوست به یک جفا باز مگرد.
یار را در وقت خشم و غضب بیازمای.
با دوستان در همه کار مواسا نمای.
تا توانی نیاز خود بر مخلوق عرضه مکن.
امانت نگاه دار.
خاموشی را شعار ساز.
بیهوده گویی سر همه آفتها دان.
دوستی خدا در کم آزاری شناس که سعادتِ دنیا و آخرت در کم آزاری بود.
از صحبت نادان دامن درکش.
حرمت همه کس نگاه دار تا تو را حرمت باشد.
در همه حال خدای را حاضر دان، کاری نکنی که در نظر خدای تعالی از آن خجلت زده و شرمسار گردی.
توفیق رفیق باد.
مشقه العبد المذنّب، محمود النسابوری، غفَّر الله ذنوبه و ستر عیوبه فی سنه ۹۶۵.
@BeKhodnotes
تصحیح: بهنام خداپناه
پندنامهنویسی، یا نصیحتنامهنویسی را میتوان یکی از ایرانیترین اسلوبهای نگارشی دانست که قدمت آن به ایران پیش از اسلام میرسد. بعنوان مثال، پندنامههای گوناگونی از دوران ساسانیان، همچون اندرز آذرباد مهراسپندان، اندرز خسرو قبادان، اندرز وهزاد فرخ فیروز، اندرز اوشنر دانا، دینکرد ششم، مینوی خرد و ...، به زبان فارسی میانه یا همان پهلوی برجای ماندهاند که همه محتواهای آموزشی و حِکمی دارند. جالب اینجاست که این سنت اندرزنامهنویسی در ایران پس از اسلام نیز همچنان با قدرت ادامه پیدا کرد؛ که از میان انبوه آنها میتوان به آثاری همچون قابوس نامه، سیاستنامه یا سیرالملوک، نصیحتالملوک و ... اشاره کرد.
چندماه پیش، در روزهای پیش از شروع جنگ، به یک نسخه خطی فارسی کوتاه برخورد کردم با عنوان نصایح خواجه عبدالله انصاری، که درست در همان سنت پندنامهنویسی است. تصمیم گرفتم که متن آنرا به همراه تصحیح مختصری به صورت تایپ شده پیاده کنم و در اینجا قرار دهم. اما با شروع تجاوز تحمیلی ۴۰ روزه، و قطعی اینترنت فرصت این کار پیش نیامد. اکنون متن را در زیر قرار میدهم. به امید آنکه نصایح پیر هرات، خواجه عبدالله انصاری، را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم.
متن رساله منسوب به خواجه عبدالله انصاری:
حضرت خواجه عبدالله انصاری علیه الرحمه و المغفره و الرضوان، در نصیحت فخرالوزرا خواجه نظام الملک طوسی –قدَّس سرّه– در مشافهه فرموده که:
یا نظام! سرمایه عمر عزیز غنیمت شمار و اوقات شریف بغفلت مگذار.
در رعایت دلها کوش و عیب مردم بپوش و دین بدنیی مفروش.
هرکه این ده خصلت شعار خود سازد، در دنیا و آخرت کار خود سازد:
با خدای بصدق؛ با خلق بانصاف؛ با نفس بقهر؛ با درویشان بلطف؛ با بزرگان بخدمت؛ با خُردان بشفقت؛ با دوستان بنصیحت؛ با دشمنان بحلم؛ با جاهلان بخاموشی؛ با عالمان بتواضع.
پرسید که: در حق دنیا چگویی؟ گفت: چگویم در حق چیزی که برنج بدست آرند، و بخَست نگاه دارند، و بحسرت بگذارند!
دیگر گفت: طاعت حق غنیمت شمار و از آموختن ننگ مدار.
نجاتِ نفس در عبادت جوی.
وقت مرگ را یاد کن، نفس را مراد مده که بیشتر خواهد.
نادان را زنده مدان.
بزاهدِ جاهل اعتقاد مکن.
خویشتنشناسی سرمایه بزرگ دان.
در هر کاری یاری از حق طلب.
از دشمنِ دوسترو بر حذر باش.
از نادانِ مغرور اجتناب نمای.
نادیده و ناشنیده مگوی.
عیب کسان مجوی؛ بعیب خود بینا باش.
در راستی که دروغمانند بود، مبالغه مکن.
در جواب تعجیل منمای.
قول از راستی باز مگیر.
تا نپرسند مگوی، تا نخوانند مرو.
سرمایه عمر، توحید دان.
بلندی به صبر جوی.
دنیاپرست مباش که دشمن خدا را پرستیده باشی.
از آموختنِ علم میاسای.
از راستی شفیع انگیز، سخن از شهادت گوی.
گذشتن از خود، رسیدن بحق دان.
اگر راحت خواهی، رنج کش.
مردم را بافراط مستای.
در نهان بهتر از آشکار باش.
درگذر تا درگذرانند.
از خود لاف مزن.
بلا را نتیجه هوا دان.
هرچه ننهادهای، بر مگیر.
ناکرده چو کرده مشمر.
دل را بازیچه دیو مساز.
تا از محاسبه نفس خود نپردازی، در دیگران شروع مکن.
هرچه بخود روا نداری، بدیگران مپسند.
بنده حرص مباش.
جمع مال را اقبال دان و خرج ناکردن ادبار.
تا توان نان کس مخور، و نان از هیچکس دریغ مدار.
از داده خدای خور که هرگز کم نشود.
دهنده خدا را دان.
از درویشی مترس.
از فرمان نفس حذر کن.
سرمایه بسود بسیار از دست مده که در آخرت زیان دارد.
خود را اسیر شهوت مساز.
عافیت را به فرمان نفس از دست مده.
دشمن اگرچه حقیر باشد خوار مدار.
از دشمنِ خانگی بترس، با ناشناخت همسفر مباش.
اندکِ خود را بهتر از بسیارِ دیگران دان.
غم بیهوده بخاطر راه مده.
هرجا که باشی خدای را حاضر دان.
مگو آنچه نتوانی شنید.
از دوست به یک جفا باز مگرد.
یار را در وقت خشم و غضب بیازمای.
با دوستان در همه کار مواسا نمای.
تا توانی نیاز خود بر مخلوق عرضه مکن.
امانت نگاه دار.
خاموشی را شعار ساز.
بیهوده گویی سر همه آفتها دان.
دوستی خدا در کم آزاری شناس که سعادتِ دنیا و آخرت در کم آزاری بود.
از صحبت نادان دامن درکش.
حرمت همه کس نگاه دار تا تو را حرمت باشد.
در همه حال خدای را حاضر دان، کاری نکنی که در نظر خدای تعالی از آن خجلت زده و شرمسار گردی.
توفیق رفیق باد.
مشقه العبد المذنّب، محمود النسابوری، غفَّر الله ذنوبه و ستر عیوبه فی سنه ۹۶۵.
@BeKhodnotes
❤3
Forwarded from نسخ خطّی فارسی در کتابخانههای جهان (سیاوش بیگی)
HALETEFENDI725.pdf
4.1 MB
نصایح خواجهعبداللّٰه انصاری
دستنویس شمارهٔ ۷۲۵ کتابخانهٔ حالت افندی، نستعلیق، کاتب شاهمحمود نیشابوری، کتابت ۹۶۵ هق، ۶گ، ۷س.
@n_kh_f_j
دستنویس شمارهٔ ۷۲۵ کتابخانهٔ حالت افندی، نستعلیق، کاتب شاهمحمود نیشابوری، کتابت ۹۶۵ هق، ۶گ، ۷س.
@n_kh_f_j
❤2
Forwarded from Khosousi - خصوصی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دیشب داشتم گشتی در شبکههای تلویزیونی فنلاندی میزدم که ببینم آیا برنامه درخوری برای تماشا پیدا میکنم؛ ولی هیهات! همینکه کانال را چرخاندم ناگهان با صحنهای آشنا از فیلمی به ظاهر تاریخی مواجه شدم که اول فکر کردم احتمالن فیلم گلادیاتور باشد! اما اشتباه میکردم؛ صحنه مربوط به فیلم ضد-ایرانی ۳۰۰ بود و دقیقن لحظهای را نشان میداد که لئونیداس یونانی نیزهای را به سوی آن موجود کذایی و چندشآور که نقش خشایارشاه را بازی میکند پرتاب کرده و نیزه گوشه دهان او را میشکافد!
اینکه در بحبوحه جنگ ایران و غرب، یعنی کعبه آمال رضا پهلوی گجستک ملعون، یک شبکه اروپایی یک فیلم قدیمی ضد-ایرانی را از آرشیو در میآورد و به نمایش میگذارد خیلی عجیب نیست. به یاد دارم دقیقن در اوج بمباران غزه و راهپیماییها علیه جنایات صهیونیستها در سرتاسر جهان، ازجمله در همین فنلاند، نیز همین شبکهها مستندهایی از هلوکاست نشان میدادند! (حتی در زمانی که به ظاهر جنگ هم نبود، فیلمهایی که از جامعه ایرانی به نمایش گذاشته میشد همه فیلمهایی بودند که در پی ارائه تصویری تیره و تار از جامعه ایرانی هستند: مثل فروشنده، عنکبوت مقدس و ...) عجیب اما آنهایی هستند که مدام این تصویر را القا میکنند که صداوسیمای ج.ا.ا بدترین و ایدئولوژیکترین صداوسیما در دنیاست! خواستم فقط گوشهای از صداوسیمای شادترین و آزادترین کشور دنیا را بدون پرده گفته باشم!
@BeKhodnotes
اینکه در بحبوحه جنگ ایران و غرب، یعنی کعبه آمال رضا پهلوی گجستک ملعون، یک شبکه اروپایی یک فیلم قدیمی ضد-ایرانی را از آرشیو در میآورد و به نمایش میگذارد خیلی عجیب نیست. به یاد دارم دقیقن در اوج بمباران غزه و راهپیماییها علیه جنایات صهیونیستها در سرتاسر جهان، ازجمله در همین فنلاند، نیز همین شبکهها مستندهایی از هلوکاست نشان میدادند! (حتی در زمانی که به ظاهر جنگ هم نبود، فیلمهایی که از جامعه ایرانی به نمایش گذاشته میشد همه فیلمهایی بودند که در پی ارائه تصویری تیره و تار از جامعه ایرانی هستند: مثل فروشنده، عنکبوت مقدس و ...) عجیب اما آنهایی هستند که مدام این تصویر را القا میکنند که صداوسیمای ج.ا.ا بدترین و ایدئولوژیکترین صداوسیما در دنیاست! خواستم فقط گوشهای از صداوسیمای شادترین و آزادترین کشور دنیا را بدون پرده گفته باشم!
@BeKhodnotes
👍4
دلمشغولیها pinned «نصایح خواجه عبدالله انصاری تصحیح: بهنام خداپناه پندنامهنویسی، یا نصیحتنامهنویسی را میتوان یکی از ایرانیترین اسلوبهای نگارشی دانست که قدمت آن به ایران پیش از اسلام میرسد. بعنوان مثال، پندنامههای گوناگونی از دوران ساسانیان، همچون اندرز آذرباد مهراسپندان،…»