راز رفتار مادری پس از مرگ: از گزارش ابنسینا تا احتیاط زیستشناسان امروز
هزار سال پیش، ابنسینا در مجلد الحیوان مجموعه شفا به صحنهای تأملبرانگیز اشاره کرد، که البته اصل گزارش از ارسطو و کتاب جانورشناسی اوست. او مینویسد: دلفینِ مادر پس از مرگ فرزندش، پیکر او را رها نمیکند و آن را روی سطح آب حمل میکند، انگار میخواهد مانع از خورده شدنِ آن شود!
درواقع، ابنسینا بدون نسبت دادن ادراک مرگ و عواطفی مانند سوگواری و غم، این رفتار دلفین را ناشی از جلوگیری از خورده شدن دلفین دیگر توصیف میکند که احتمالا هنوز درکی از مرگ آن دلفین ندارد و بنوعی درحال حمایت از اوست–یعنی نوعی رفتار غریزی!
امروز نیز زیستشناسان رفتارهای مشابهی را در میان برخی شامپانزهها مشاهده میکنند؛ مادرهایی که پس از مرگ نوزاد، هفتهها یا حتی ماهها پیکر بیجان او را همراه خود میبرند. اما بر خلاف تصور اولیه، تبیین دقیق این پدیده دشوار است و پژوهشگران با احتیاط فراوان درباره آن سخن میگویند.
در ادبیات علمی، هنوز پاسخ واحد و قطعی برای این رفتار وجود ندارد، بلکه پژوهشگران مجموعه فرضیههایی را در دست بررسی دارند که هیچکدام به تنهایی تمام جنبههای موضوع را توضیح نمیدهند.
بعنوان مثال، مشخص نیست آیا شامپانزهها «مفهوم مرگ» را به عنوان یک وضعیت غیرقابلبازگشت درک میکنند، یا این کار صرفاً ناشی از قطع نشدن ناگهانی فرآیندهای هورمونی و انگیزههای غریزی مادری است!
گرچه برخی پژوهشها احتمال میدهند مادرهای کمتجربهتر بیشتر دست به این کار بزنند، اما گزارشهایی از رفتارهای مشابه در مادرهای مسنتر و باتجربه نیز ثبت شده است؛ امر نشان میدهد سن و تجربه لزوماً تنها عامل تعیینکننده نیست.
شرایط اقلیمی (مانند هوای خشک که مانع تجزیه سریع میشود) نیز ممکن است تنها امکانِ فیزیکیِ حمل طولانیمدت را فراهم کند، اما لزوماً علتِ انگیزشیِ رفتار مادر نیست.
ترس از خطای «انسانانگاری» (Anthropomorphism) باعث شده است که پژوهشگران در نسبت دادن عواطف و مفاهیمی همچون «غم» یا «سوگواری» به جانوران جانب احتیاط را رعایت کنند و تاکید کنند که رفتارهای پس از مرگ در نخستیسانان احتمالاً محصول آمیزهای پیچیده از سیستمهای عصبی-هورمونی، روابط اجتماعی، شرایط محیطی و ویژگیهای فردیِ هر مادر است.
در اینجا بیشتر درباره این پژوهش اخیر بخوانید:
https://theconversation.com/why-do-some-chimpanzee-mothers-carry-their-dead-infants-for-months-292509?utm_medium=article_clipboard_share&utm_source=theconversation.com
@BeKhodnotes
هزار سال پیش، ابنسینا در مجلد الحیوان مجموعه شفا به صحنهای تأملبرانگیز اشاره کرد، که البته اصل گزارش از ارسطو و کتاب جانورشناسی اوست. او مینویسد: دلفینِ مادر پس از مرگ فرزندش، پیکر او را رها نمیکند و آن را روی سطح آب حمل میکند، انگار میخواهد مانع از خورده شدنِ آن شود!
درواقع، ابنسینا بدون نسبت دادن ادراک مرگ و عواطفی مانند سوگواری و غم، این رفتار دلفین را ناشی از جلوگیری از خورده شدن دلفین دیگر توصیف میکند که احتمالا هنوز درکی از مرگ آن دلفین ندارد و بنوعی درحال حمایت از اوست–یعنی نوعی رفتار غریزی!
امروز نیز زیستشناسان رفتارهای مشابهی را در میان برخی شامپانزهها مشاهده میکنند؛ مادرهایی که پس از مرگ نوزاد، هفتهها یا حتی ماهها پیکر بیجان او را همراه خود میبرند. اما بر خلاف تصور اولیه، تبیین دقیق این پدیده دشوار است و پژوهشگران با احتیاط فراوان درباره آن سخن میگویند.
در ادبیات علمی، هنوز پاسخ واحد و قطعی برای این رفتار وجود ندارد، بلکه پژوهشگران مجموعه فرضیههایی را در دست بررسی دارند که هیچکدام به تنهایی تمام جنبههای موضوع را توضیح نمیدهند.
بعنوان مثال، مشخص نیست آیا شامپانزهها «مفهوم مرگ» را به عنوان یک وضعیت غیرقابلبازگشت درک میکنند، یا این کار صرفاً ناشی از قطع نشدن ناگهانی فرآیندهای هورمونی و انگیزههای غریزی مادری است!
گرچه برخی پژوهشها احتمال میدهند مادرهای کمتجربهتر بیشتر دست به این کار بزنند، اما گزارشهایی از رفتارهای مشابه در مادرهای مسنتر و باتجربه نیز ثبت شده است؛ امر نشان میدهد سن و تجربه لزوماً تنها عامل تعیینکننده نیست.
شرایط اقلیمی (مانند هوای خشک که مانع تجزیه سریع میشود) نیز ممکن است تنها امکانِ فیزیکیِ حمل طولانیمدت را فراهم کند، اما لزوماً علتِ انگیزشیِ رفتار مادر نیست.
ترس از خطای «انسانانگاری» (Anthropomorphism) باعث شده است که پژوهشگران در نسبت دادن عواطف و مفاهیمی همچون «غم» یا «سوگواری» به جانوران جانب احتیاط را رعایت کنند و تاکید کنند که رفتارهای پس از مرگ در نخستیسانان احتمالاً محصول آمیزهای پیچیده از سیستمهای عصبی-هورمونی، روابط اجتماعی، شرایط محیطی و ویژگیهای فردیِ هر مادر است.
در اینجا بیشتر درباره این پژوهش اخیر بخوانید:
https://theconversation.com/why-do-some-chimpanzee-mothers-carry-their-dead-infants-for-months-292509?utm_medium=article_clipboard_share&utm_source=theconversation.com
@BeKhodnotes
The Conversation
Why do some chimpanzee mothers carry their dead infants for months?
New research looks for patterns in this sad phenomenon.
اگر شوروی با حذف خط فارسی و جایگزینی آن با سیریلیک عملا تاجیکان را از تاریخ و سنت ایرانییی که بدان تعلق داشتند جدا کرد، بنحوی که امروزه بیشتر تاجیکان توانایی خواندن متون فارسی را از دست دادهاند، و اگر به همین صورت نیز انگلیسیها با خلق زبان مندرآوردی و شترگاوپلنگیِ اردو عملا سیطره زبان و فرهنگ فارسی و ایرانی را از سمت شبهقاره هند دچار انقطاع و گسست کردند، و بهمین صورت نیز، اگر آتاتورک با جایگزینی خط فارسی با خط لاتین میان تاریخ و سنت بشدت ایرانی-اسلامیِ ترکان عثمانی فاصله انداخت، فرایند مشابهی نیز اکنون در داخل ایران و فرایند جنگ فرهنگی در جریان است که میان تاریخ و فرهنگ ایرانی-اسلامی در طی ۱۴۰۰ سال گذشته نوعی گسست و شکاف بیاندازد: فرایند باستانگراییِ صهیوپهلویسم. جریانی که همزمان خود را در شمایل نوعی ملیگرایی و بازگشت به دوران شکوهِ ایران پیشااسلامی نشان میدهد اما در خدمت منافع صهیونیسم است. همزمان عقد عاریایی میگیرد و تندیس خیام و فردوسی را نیز بعنوان نمادی از آخوندگرایی و مسلمانی به آتش میکشد. اگر از اشعار فردوسی هم استفاده کند در خدمت همین باستانگراییِ صهیونیستی خواهد بود، بدون آنکه به مسلمان بودن و شیعه بودن فردوسیِ حکیم اشاره کند. همزمان کراوات میبندد و وسواسی شدید در کاربرد واژگان درود و بدرود بجای سلام و خداحافظ دارد. دلش هم برای بمباران کشورش توسط عموها و بیبیاش غنج میزند تا بیایند و کشورش را به شکوه دوران کوروش بزرگ برسانند، کوروشی که البته نه کوروش فاتحِ هخامنشی، بلکه کوروش تورات و ناجی یهودیان است!
این مسیر البته یک مقصد مشخص دارد: همچنانکه جوان تاجیک و ترک و هندی دیگر نمیتواند متون گذشته خود را بخواند و درک کند، دیر نباشد که جوان ایرانی نیز بواسطه این حذف گزینشی تاریخ ۱۴۰۰ ساله ایرانی-اسلامی و جایگزینی آن با نوعی باستانگرایی وهمآلوده که در خدمت سلطه صهیونیسم و غرب بر جریان فرهنگی-هویتی کشور است، دیگر درکی از شعر حافظ و مولانا و انواع آثار فلسفی-عرفانی-کلامیِ این فرهنگ کهن و غنی، از ابنسینا گرفته تا سهروردی و ملاصدرا و صدها اسم و نام بزرگ دیگر نخواهد داشت، و نهایتا هم نقش پیادهنظام متجاوز را بازی خواهد کرد. و همه اینها را در هیبت و شمایل ایراندوستی و ملیگرایی انجام میدهد.
@BeKhodnotes
این مسیر البته یک مقصد مشخص دارد: همچنانکه جوان تاجیک و ترک و هندی دیگر نمیتواند متون گذشته خود را بخواند و درک کند، دیر نباشد که جوان ایرانی نیز بواسطه این حذف گزینشی تاریخ ۱۴۰۰ ساله ایرانی-اسلامی و جایگزینی آن با نوعی باستانگرایی وهمآلوده که در خدمت سلطه صهیونیسم و غرب بر جریان فرهنگی-هویتی کشور است، دیگر درکی از شعر حافظ و مولانا و انواع آثار فلسفی-عرفانی-کلامیِ این فرهنگ کهن و غنی، از ابنسینا گرفته تا سهروردی و ملاصدرا و صدها اسم و نام بزرگ دیگر نخواهد داشت، و نهایتا هم نقش پیادهنظام متجاوز را بازی خواهد کرد. و همه اینها را در هیبت و شمایل ایراندوستی و ملیگرایی انجام میدهد.
@BeKhodnotes