دلمشغولیها
459 subscribers
243 photos
133 videos
31 files
236 links
کتابها (ترجمه):
هایدگر واپسین؛جولیان یانگ،حکمت
درآمدی بر فهم هرمنوتیک؛لارنس اشمیت،ققنوس
آزادی حیوانات؛پیترسینگر،ققنوس
فلسفه قاره ای و معنای زندگی؛جولیان یانگ،حکمت
حق حیوان، خطای انسان؛تام ریگان،نشرکرگدن
درآمدی به فهم فایده‌گرایی،نشرطه
@BeKhod87
Download Telegram
به یاد دارم روزی که این ویدئوی مصاحبه شبکه آمریکایی سی ان ان با افرادی در ایران را دیدم که بسیاری از انتخاب ترامپ گُجَستکِ ملعون حمایت میکردند، بسیار ناراحت و خشمگین شدم، از اینکه چطور مردمان کشوری می‌توانند تا به این حد از حماقت و نادانی برسند که از پیروزی شخصی شاد شوند که در ۴ سال دور اول ریاست جمهوری‌اش شمشیر را علیه کشوری که در آن زندگی می‌کنند از رو بسته بود. تا اینکه بتازگی این ویدئو را از فائزه هاشمی رفسنجانی دیدم، و متوجه شدم که چگونه، در کنار شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنت، جریان‌هایی نیز در داخل و از دل حکومت، به ایده ترامپ بعنوان منجی و نجات‌دهنده دامن زدند. ناخود‌آگاه بیاد این شعر جناب حافظ افتادم که:

من از بیگانگان هرگز ننالم/که با من هرچه کرد، آن آشنا کرد!

@BeKhodnotes
Forwarded from خرمگس
فرهاد قنبری

چرا از روشنفکران ایرانی گریزانم.

"ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشت های دلپذیر"
(از نامه سهراب سپهری به احمدرضا احمدی)

اول باید عرض کنم که هیچ مشکل شخصی با هیچ فردی در جایگاه روشنفکر و استاد دانشگاه و نویسنده و سینماگری ندارم و تمام مسئله «جایگاه اجتماعی» و تاثیر مخرب اندیشه‌های مغشوش آنها بر روی افکار عمومی است.

۱- روشنفکر جامعه ما بیشتر از آنکه اهل مطالعه و تامل دقیق باشد و تاثیر سخن خود را بسنجد بیشتر دنبال حرافی و دیده شده است. روشنفکر جامعه ما از ترس از دست دادن مخاطب به جای اینکه وجدان بیدار جامعه و پیشرو توده‌ها باشد، به پیرو و دنباله توده‌ها تبدیل شده است. روشنفکر ما به جای آنکه منتقد رسانه‌های ضدایرانی باشد، خود پیرو و دنباله رو آنهاست. روشنفکر ما به جای آنکه در نزدیک کردن افق‌های گفتمان‌های مختلف جامعه تلاش نماید، درصدد دمیدن بر نفرت و دوقطبی بیشتر در جامعه است. روشنفکر ما به جای اینکه منتقد تحریم و دخالت بیگانگان باشد، توجیه‌گر اعمال دشمنان کشور است. امروز روشنفکر ما به جای آنکه منتقد جو مبتذل و سخیف حاکم بر هنر و فرهنگ عمومی جامعه باشد، مدافع سرسخت و پیرو آن است.

۲- روشنفکری ما طی یک قرن گذشته تا آنجا که می توانسته بر وجوه مختلف تاریخ و فرهنگ این سرزمین تاخته‌ و به اسم مبارزه با دگماتیسم و تبلیغ جهان وطنی، هر چیزی را که اندک رنگ و بوی ملی داشته را به بوته نقد و تمسخر سپرده است.
عرفان ایرانی توسط بسیاری از همین روشنفکران به سخره گرفته شده است، شاعران ایرانی با اتهامات مضحکی چون شاعران درباری و ستایشگران شاهان و پادشاهان (این در حالی است که بسیاری از هنرمندان بزرگ غرب هم زیر چتر حمایتی پادشاهان و حاکمان توانسته اند آثار خود را ثبت و ماندگار نمایند) و امثالهم زیر بوته تمسخر و نقد رفته‌اند. موسیقی ایرانی عرعر و هاهاهای کسل کننده نامیده شده است و بسیاری از آیین و رسومات ایرانی به اسم خرافات و نژادپرستی و خودبزرگ بینی و امثالهم از سوی این جماعت، مورد تمسخر و اهانت واقع شده است.

۳- بخشی از این روشنفکران در عقب راندن فرهنگ سیاسی و تقلیل شهروند ایرانی به بخشی از فلان عشیره و قیبله تلاش می‌کنند. برخی از آنها با تزریق عصبیت قومی و قبیله‌ای باعث تقویت فرهنگ سیاسی عقب‌مانده و خشن و غیرستیز می‌گردند. در این سالها حمله به زبان فارسی با کد اسرائیل ساخته «زبان مادری» به متاع جذاب محافل روشنفکری فارسی تبدیل شد و قوم من‌درآوردی به نام قوم فارس (ما ایرانی داریم و چیزی به نام قوم فارس وجود خارجی ندارد) عامل فاشیسم و سرکوب اقوام ایرانی معرفی شد.

۴ - روشنفکر ایرانی دانسته یا ندانسته (به نظرم عمده از سر ناآگاهی و جهل) به تمام مولفه‌های هویت ساز ایرانی حمله کرده و تبر به ریشه هویت ایرانی که خواسته تمام دشمنان کوچک و بزرگ ایران است می‌زنند. آنها به بهانه مبارزه با دگماتیسم و شوونیسم (به خدا اگر معنی این مفاهیم را هم بدانند) به کوروش و داریوش و حافظ و سعدی و سایر بزرگان فرهنگ و تاریخ این سرزمین حمله کرده و در حال خدمت به دشمنان هویت ایرانی هستند.

۵- بخشی از آنها به واسطه عدم شناخت صحیح مفاهیم فلسفی و تاریخی و عدم فهم تاریخ دین و سنت در حال تزریق یک نفرت بسیار خطرناک و البته کور نسبت به نهاد سنت و دین در این جامعه هستند. نفرتی که در شرایط بحرانی می‌تواند چنان خشونت و سبعیتی را به نمایش بگذارد که دست داعش و داعشیان را از پشت ببندد.

۶- بخشی از آنها به بهانه مبارزه با دیکتاتوری و فاشیسم و برخی واژه‌های تکراری از این قبیل در ایجاد نفرت مردم از جامعه خود و در مقابل شیفتگی بیمارگونه نسبت به جوامع غربی و نفرت مالیخولیایی از جوامع آسیایی و از بین بردن روحیه ملی و امید در جامعه قدم برمی‌دارند.

👈 نقد ما به کنشگری این جماعت که به بوقچی‌های تبلیغاتی دشمنان این سرزمین تبدیل شده‌اند، نه نقدی شخصی، بلکه برای دفاع از سرزمین و وطنی است که در آن زندگی می‌کنیم. نقد ما به کنشگری این افراد به واسطه تلاش آنها برای خالی کردن و زدن زیر پای فرهنگ و تاریخ و هویت ایرانی و تزریق یک نفرت خشن نسبت به سنت و تاریخ و میراث فرهنگی ایران و در نهایت متنفر کردن مردم از جامعه و وطن خویش است. زبان تلخ ما در خطاب قرار دادن این جماعت به خاطر دفاع از منافع عمومی این سرزمین است وگرنه نه بیکاریم، نه سرخوشیم، نه به مرض ساز مخالف زدن دچاریم، نه خوشی زیردلمان زده است و نه از کسی کینه و نفرت شخصی داریم که مدام این قبیل سخنان را تکرار کنیم و مدام هم طعنه و توهین بشنویم.
@kharmagaas
👎1
دلمشغولیها
مینوی خرد  (پهلوی: Mēnōg ī Xrad — روح خرد) یکی از زیباترین و خوش‌ساخت‌ترین آثار بازمانده از زبان پهلوی ساسانی است. این کتاب در قالب گفت‌وگویی میان یک انسان دانا و «مینوی خرد» نوشته شده؛ گفت‌وگویی که از اخلاق و شیوهٔ درست زندگی تا سرنوشت روان پس از مرگ، جهان‌شناسی…
سرنوشت و بخت در الهیات مینوی خرد

یکی از مضامین اساسی که در الهیات مینوی خرد تکرار می‌شود و بنوعی یکی از بن‌مایه‌های کتاب را شکل می‌دهد، اهمیت بخت و اقبال و تقدیر و سرنوشت است که از ابتدا نگاشته شده است و کسی را یارای گریز از آن نیست، حتی به نیروی خرد! اما با کوشش و دعا میتوان این امر مقدر شده را به تعجیل انداخت و یا بر آن افزود—آنچه در کتاب با واژه «بَغو-بخت» مشخص شده است. بعبارت دیگر، میتوان از ایزدان‌ [فرشتگان] درخواست نیکی‌یی افزون بر نیکی از پیش مقدر شده کرد، و آنها نیز این نیکی را می‌بخشند، هرچند اهریمن آنرا می‌دزدد و به بدکاران می‌دهد. البته، این نیکیِ به تاراج‌رفته نیز در روز حساب از بدکاران ستانده و به صاحب اصلیِ نیکوکار آن برگردانده می‌شود.

@BeKhodnotes
جناب بودا در داماپادا، مجموعه گفتارهای منسوب به بودا، می‌فرماید:

«پابند واقعی از جنس آهن و چوب و زنجیر نیست. بلکه شیدایی و شوق به جواهرات و زیورآلات، زن و فرزندان، پابندهای به مراتب سفت و سخت‌تری هستند، که شخص را زمین‌گیر می‌کنند، و هرچند ضعیف به نظر میرسند، اما بازکردن‌شان بسیار سخت‌تر است. خردمندان با صرفنظر کردن از لذت‌های حسی و آرزوی آنرا داشتن از دنیا عبور می‌کنند.»

البته این مضمون، مضمون نویی نیست و جان‌مایه بیشتر سنت‌های عرفانی را تشکیل می‌دهد— یعنی همان گذر کردن از خواسته‌ها یا آنچه در ادبیات دینی اسلامی از آن با عنوان نفس امّاره یاد می‌شود که به خواستنهای بیشمار امر و فرمان می‌دهد.

این همان مضمونی است که بعدتر در اروپای قرن نوزدهم، توسط شوپنهاور، تحت عنوان متافیزیکِ خواست، در قالب و چارچوبی کانتی، ساماندهی و مدوّن گردید، که به موجب آن، جهان و هستی چیزی نیست مگر بازنمود و تجلی یک خواستِ کور، زیرا هرچه در این دنیاست در پی خواستن و خواستنِ بیشتر است، و رهایی نیز ممکن نخواهد بود مگر با کناره‌گیری هرچه بیشتر از تجلیّات و نمودهای این خواست، که از طریق زهد و ریاضت ممکن می‌شود.
@BeKhodnots
👍1
Forwarded from حسین قتیب
‏در کتیبه‌ای از دورهٔ شاه سلطان حسین صفوی بر ایوان عالی‌قاپو آمده است:

‏از بقاى امر شاهنشاه دين
‏ داور دين پرور «⁧ #ايران⁩ زمين»
‏ كلب درگاه على فخر شهان
‏حامى دين نبی جان جهان

‏این کتیبه یکی از اسناد روشنی است که ادعای تازه‌بودن نام «ایران» را رد می‌کند. دست‌کم در زبان رسمی دربار صفوی، «ایران‌زمین» نام قلمرویی شناخته‌شده بود که شاه بر آن فرمان می‌راند. هم‌نشینی «ایران‌زمین» با «دین‌پرور» و «آستان علی» نیز برداشت حکومت صفوی از خود را نشان می‌دهد: پادشاهیِ ایرانی با مفهوم داد و با مشروعیت شیعی. این یک دولت‌ملت پسااستعماری نیست، و ایران به‌روشنی نام یک سرزمین تاریخی و واحد سیاسی است و گواهی به هویت تمدنی و سیاسی می دهد، و بر خلاف ادعاهای عوامانه و مغرضانه اختراعی متعلق به دوران معاصر نیست.
Forwarded from دلمشغولیها
در زمانه و دورانی که رسانه‌ها در سطح کلان بصورت هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده، افکار عمومی را شکل می‌دهند و با نا_حقیقت‌ها در پوستینِ حقیقت، ذهنیت توده مردم را در فرایندی پیچیده از شرطی‌سازی مهندسی می‌کنند، بنحوی که جامعه از تشخیص بنیادی‌ترین اصول ارزشی خود در می‌ماند _ خشونت عریان و افسارگسیخته را صلح و خیانت را وفاداری قلمداد میکند_ باید خط بطلانی بر بیشتر نظریات اخلاقی و سیاسی کشید که حول محور «عقل سلیم» (common sense) شکل می‌گیرند. اگر در گذشته جریان شکل‌دهی به افکار عمومی در قالب اعلامیه‌ها و بازار شایعه و سپستر روزنامه و رادیو و تلویزیون شکل می‌گرفت _ابزاری که همچنان برای فرد ممکن بود تا برای مدتی هم شده خود را از آنها جدا کرده و از آن فاصله بگیرد_ که همچنان نوعی از فضای تنفس را برای فرد باز می‌گذاشت تا نسبت به آنچه دریافت می‌کند کمی با دیده تامل و تردید بنگرد، اما در زمانه اینترنت پرسرعت و گوشی‌های هوشمندی که در جیب جا میشود و تبدیل به جز لاینفک هر فرد انسانی شده _آنچنانکه حتی در رختخواب نیز فرد را به حال خود وانمیگذارد_ با بمباران بی‌وقفه افراد با اطلاعات مهندسی‌شده عملن مجالی برای تنفس باقی نمی‌ماند. از لحاظ معرفتی نیز، درحالیکه ابزار سنتی و اندک مدرن‌ترِ (رادیو و تلویزیون) جریان شکل‌دهی به افکار عمومی افراد را در نوعی شک و تردید روانی و معرفتی قرار می‌داد، ابزارهای مدرن‌تر همچون گوشی‌های هوشمند افراد را بسوی نوعی از جزم‌گرایی و دگماتیسم سوق می‌دهد که امکان هرنوع گفتگویی خلاف جریان پروپاگاندا و جنگ رسانه‌ای را غیرممکن میسازد‌.
@BeKhodnotes
Forwarded from دلمشغولیها
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینکه این مزدوران و مواجب‌بگیرانِ بی‌شرم و نمک به‌حرام چقدر به شکلی دلبخواهی (arbitrarily) و عوام‌فریبانه از تاریخ برای توجیه بمباران و ویرانی کشوری استفاده می‌کنند که روزی در آن بالیدن گرفتند، یک طرف ماجراست. اما طرف دیگر ماجرا این خواهد بود که در صورت جنگ بین ایران و آمریکا و مقاومت نظام سیاسی ایران دربرابر حملات دشمن، مرحله بعدی که این وطن‌فروشان اقدام به عادی‌سازی آن در اذهان توده مردم خواهند کرد بمباران اتمی ایران خواهد بود، با این استدلال که ژاپن پس از بمباران اتمی آمریکا بود که تسلیم شد و شد ژاپن امروزی! اینها همینقدر وقیح و بی‌شرمند و نان در خون مردم میکوبند و میخورند. بیچاره مردمی که پای سخنان ایشان می‌نشینند!

@BeKhodnotes
دلمشغولیها
اینکه این مزدوران و مواجب‌بگیرانِ بی‌شرم و نمک به‌حرام چقدر به شکلی دلبخواهی (arbitrarily) و عوام‌فریبانه از تاریخ برای توجیه بمباران و ویرانی کشوری استفاده می‌کنند که روزی در آن بالیدن گرفتند، یک طرف ماجراست. اما طرف دیگر ماجرا این خواهد بود که در صورت جنگ…
👆🏻👆🏻 فرسته بالا را قبل از جنگ اخیر نوشتم. اکنون اما پس از گذشت ۶ ماه پر فراز و نشیب، هر سه درست از آب درآمدند: هم ایران به پاس خون رهبر، سربازان و فرمانده‌هان غیورش مقاومت کرد و هم این حرامیان شروع به عادی‌سازیِ ایده بمباران اتمی ایران. و این نه از جنس پیش‌گویی و غیب‌گویی، بلکه دنبال کردن پیامدهای منطقیِ جریانِ ویرانی‌طلبِ ایران است که از صهیونیسم جهانی آب می‌خورد. جریانی که تقریبا از روزهای آخر جنگ شروع به طرح بمباران اتمی کرد و اکنون نیز توسط لشکریان اهریمن دنبال می‌شود. از پیام آن زنک پتیاره که اخیرا از محاسن بمباران اتمی ژاپن سخن گفته بود تا این گزارش اخیر از شیطان-اینترنشنال که حقا نویسنده از بهترین تعبیرها برای توصیف این گزارش در زیر آن استفاده کرده است 👇🏼👇🏼
Forwarded from خرمگس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این قحبه‌های رسانه‌ِ صهیونیستی اینترنشنال همه تعارفات را کنار زده‌اند؛ بمب اتم را یک سو گذاشته‌اند و نقشه تهران را سوی دیگر، و نشسته‌اند وجب می‌کنند که از هر بمب چه مقدار شهر به خرابه بدل خواهد شد.
این هرزه‌های بی‌شرم، مرگ مردم را متر می‌کنند، ویرانی خانه‌ها را حساب می‌زنند و این بساط کثیف را «تحلیل» می‌نامند.

اما قصه فقط به این توالت رسانه‌ای ختم نمی‌شود. آن دسته از مخاطبانی که پای چنین بساطی می‌نشینند و برای نقشه ویرانی کف می‌زنند، دیگر صرفاً «مخاطب» نیستند؛ تماشاگرانِ بی‌شرم و فرومایه یک پورنوگرافی رسانه‌ای کثیف‌اند. تماشاگرانی که از دیدن ویرانی خانه‌ها و مرگ آدم‌ها به وجد می‌آیند.
@kharmagaas
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امان از انسان، این موجود دوپا!

امروز در حال عبور از کنار ساحل متوجه این صحنه شدم. یک جفت قو به همراه سه جوجه‌شان و خانمی که یکی از جوجه‌ها را با تور گیر انداخت. اول فکر کردم که احتمالا قصد دارد جوجه قو را نشانه‌گذاری کند. اما بعد که جلوتر رفتم متوجه شدم که جوجه بیچاره قلاب ماهیگیری رها شده در ساحل را قورت داده بود، که سرانجام با کلی سختی این خانم که ظاهرا دامپزشک بود قلاب را از حلق جوجه قوی بیچاره بیرون کشید. اینکه چه کسی دیده بود و گزارش کرده بود نمیدانم! براستی امان از این انسان که چه‌ها که بر سر طبیعت و موجودات بی‌پناهش نمی‌آورد!

واکنش‌های قوی پدر/مادر را می‌بینید که چطور برای نجات جوجه‌اش تقلا می‌کرد، به خیال اینکه اینان می‌خواهند به جوجه بیچاره آسیب بزنند، فارغ از اینکه فرشته نجات جان جوجه‌شان شدند.

@BeKhodnotes
😢1
دلمشغولیها
مینوی خرد  (پهلوی: Mēnōg ī Xrad — روح خرد) یکی از زیباترین و خوش‌ساخت‌ترین آثار بازمانده از زبان پهلوی ساسانی است. این کتاب در قالب گفت‌وگویی میان یک انسان دانا و «مینوی خرد» نوشته شده؛ گفت‌وگویی که از اخلاق و شیوهٔ درست زندگی تا سرنوشت روان پس از مرگ، جهان‌شناسی…
قدرت نیک و بد در مینوی خرد

مضمون کلیدی و تکرارشونده در الهیات مینوی خرد اولویت مینو و زندگی اخروی بر گیتی و زندگی اینجهانی است. و این درباره قدرت هم صادق است. براین اساس، کتاب رسالت‌های اخروی و آنجهانی برای حاکم نیک قائل است: کسی که در کنار دستگیری از درویشان، و ترویجِ داد، دین و آیین را نه تنها ترویج می‌کند، بلکه جان خود را نیز در آن راه فدا می‌کند. و کسانی را که از این راه منحرف شده‌اند، گرفتار کرده و به راه می‌آورد. این طرز تلقی ضدسکولار از قدرت که در این اثر مربوط به دوران ساسانیان نمود یافته است، در واقع، به نوعی بازتاب دهنده برداشت از قدرت در این امپراتوری نیز بوده است. این نگرش از کشورداری و آیین در اولویت دادن مینو بر گیتی، نشان می‌دهد که تا چه اندازه نظام فعلی نیز شباهت‌های ساختاری با ساسانیان داشته است.

@BeKhodnotes
دلمشغولیها
در زمانه و دورانی که رسانه‌ها در سطح کلان بصورت هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده، افکار عمومی را شکل می‌دهند و با نا_حقیقت‌ها در پوستینِ حقیقت، ذهنیت توده مردم را در فرایندی پیچیده از شرطی‌سازی مهندسی می‌کنند، بنحوی که جامعه از تشخیص بنیادی‌ترین اصول ارزشی خود در…
اذهان مهندسی‌شده، جنگ و رفراندوم!

«دموکراسی‌خواهی» و «نظرِ اکثریت»، که غرب آنرا به عنوان اصلی‌ترین کالای فرهنگی‌اش تبلیغ و ترویج می‌کند، هرچند در نگاه اول بسیار جذاب و منطقی به نظر می‌رسد، اما وقتی در نسبت با دیگر اجزای دستگاه امپریالیسم غرب مورد توجه قرار گیرد، نشان می‌دهد که این کالا نیز چیزی نیست مگر ابزار دیگری برای سلطه.

نخست با جنگ رسانه‌ای و پروپاگاندا—آنهم در قالب‌های شکیل و پر زرق و برق «آزادی بیان» و «جریان آزاد اطلاعات»—افکار عمومی را به شدت دستکاری و به نفع خود معوّج می‌کنند، و توده‌ای موهوم و ناراضی را شکل می‌دهند، واقعیتی که با شتابگر یا کاتالیزور فشار و تحریم همه‌جانبه نیز تقویت می‌شود. سپس با ترویج ایده «نظر اکثریت»، همان توده مهندسی‌شده خود را به جان کشور می‌اندازند. همه چیز به ظاهر در فرایند بسیار پرطمطراق «آزادی‌خواهی»، «حق اعتراض» و «نظر اکثریت» صورت می‌گیرد، درحالی‌که کل فرایند چیزی نیست مگر صورت دیگری از انقیاد.

افکار عمومی جامعه ایرانی نیز متاسفانه در بیست سال گذشته مورد شدیدترین مهندسی اجتماعی قرار گرفته است، تا جاییکه کم نبوده و نیستند کسانیکه از حمله بیگانه ابراز خوشحالی کرده و می‌کنند. براستی،‌ در مقابل این جماعت خوابزده، اگر ازجان‌گذشتگی نیروهای نظامی و هسته قدرت در ایران نبود، بسیاری از همین اذهان خائن—که تعدادشان کم هم نبود و نیست—برای ورود بیگانه فرش قرمز پهن کرده بودند!

در چنین شرایطی، و آنهم درست در میانه جنگ همه‌جانبه و ترکیبی دشمن، سخن گفتن از برگزاری رفراندوم برای ادامه یا خاتمه جنگ، صرفنظر از اینکه چقدر سخنی عوامفریبانه و پوپولیستی است که حتی نمونه تاریخی در هیچ‌جای جهان نمیتوان برای آن یافت، در واقع تلاشی است برای پهن کردن همان فرش قرمز در هیبت لفاظی‌ها و زبان‌ریختن‌ها برای کسب محبوبیت در بین همین اذهان مهندسی‌شده. این سخن همانقدر احمقانه است که نخست کارزارهای رسانه‌ای فشرده علیه استفاده از کمربند ایمنی، و واکسیناسیون براه بیاندازید و سپس تقاضای برگزاری رفراندوم برای واکسیناسیون یا کمربند ایمنی. سپردن تصمیمگیری مسائلی که ظرافت‌های امنیتی، جغرافیایی، سیاسی، تاریخی، اجتماعی و... را دارد به افکار عمومی بخودی خود حرف نابخردانه‌ای است، بماند که این افکار عمومی پیشاپیش به شکل بی‌رحمانه‌ای خلاف منافع آن کشور دستکاری هم شده باشد!


@BeKhodnotes
👎4👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این روزها با دیدن تصاویری از استقامت، سادگی و بی‌الایشی مبارزان یمنی، که در مقام سربازانی برای ایران اما در جبهه‌ای دیگر در حال نبردی جانانه هستند—درحالیکه کم نیستند فارسی‌زبانانی که برای سقوط کشور لحظه‌شماری می‌کنند—ناخودآگاه یاد نظریه دگرگونی تمدن‌های ابن‌خلدون می‌افتم.

​او در کتاب مقدمه توضیح می‌دهد که چگونه «عمران بدوی» (صحرا‌نشینان و پابرهنگان) با تکیه بر سلاح «عصبیت» (همبستگی شدید اجتماعی، آرمان مشترک و پیوند برادری) بر «عمران حضری» (شهرنشینان رفاه‌زده و عافیت‌طلب) غلبه می‌کنند.

​براین‌اساس، فرودستان و پابرهنگان موتور محرکه اصلی انقلاب‌ها و دگرگونی‌های بزرگ بوده‌اند؛ چراکه تعلقات مادی، شجاعت را از آن‌ها نگرفته است. هرچند تلخی تاریخ در اینجاست که همین فاتحان، پس از تثبیت قدرت و غرق شدن در رفاه نسبی، تدریجاً عصبیت و تاب‌آوری خود را از دست می‌دهند و در نهایت، خود قربانی موج بعدی پابرهنگانی می‌شوند که قرار است چرخه تغییر را دوباره به حرکت درآورند.

@BeKhodnotes
👍2
سپاسگزاری و نماز در مینوی خرد


در مینوی خرد_به عنوان اثری که بنوعی مانیفست آیین زرتشتی در دوران ساسانیان نیز محسوب می‌شود_درباره نحوه نماز گزاردن چنین آمده است‌: در طول بیست و چهار ساعت شبانه‌روز باید سه بار برای سپاسگزاری نسبت به اهورامزدا در مقابل ماه و خورشید و آتش‌های مقدس به نماز ایستاد. این نماز گزاردن نوعی سپاسگزاری و قدرشناسی نیز هست. جالب اینکه، اگر نسبت به آفریدگان خدا که به انسان خیر می‌رسانند خطایی و ناسپاسی صورت گیرد نیز باید برای جبران آن نماز گزارد و تا می‌توان کار خیر و نیک کرد، که بنوعی توبه و ابراز پشیمانی به شمار می‌رود. جالب‌تر اینکه این آفریدگان که ناسپاسی و خطا نسبت به ایشان گناه محسوب می‌شود تنها منحصر به ایزدان و انسانها نیستند، بلکه ناسپاسی و آسیب به حیوانات، مثل گاو و گوسفند و سگ جایگاه ویژه‌ای دارد.

این متن را باید به عاریایی‌های صهیونیستی نشان داد که به دروغ و به نام بازگشت به دوران باشکوه ایران باستان و به‌کام صهیونیسم درصدد دین‌زدایی از فرهنگ عمومی ایرانی هستند. دین‌زدایی‌یی که نتیجه‌اش نوعی نیهیلیسم فراگیر و بی‌هویتی و خودباختگی در عرصه اجتماعی ایران بوده است.

@BeKhodnotes
Forwarded from CAR ONLINE
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لبنانیزه کردن مسولین خطرناک است



امریکا بکشد اشکال ندارد



اینده کشور را ما استادها نگه نمیداریم
👍1
چرا نباید به‌راحتی اصطلاحاتی چون «خاورمیانه»، «خاور نزدیک» یا «خاور دور» را به کار ببریم؟

برای پاسخ به این پرسش، باید بدانیم آنچه گمان می‌کنیم بازتابی ساده، بی‌طرفانه و واقعی از کره زمین و مختصات جغرافیایی کشورهاست، در واقع امری «گرانبار از ارزش، قضاوت و نظریه» است. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که حتی مفاهیم و ابزارهای به ظاهر خنثی و علمی آن، وقتی مورد تدقیق و موشکافی قرار می‌گیرند، ردپای پررنگِ ارزش‌گذاری‌های انسانی و غلبه‌های تاریخی را بروز می‌دهند.

اصطلاحاتی مثل «خاورمیانه» (Middle East) دقیقاً از همین زاویه شکل گرفته‌اند: این مناطق تنها نسبت به مرکزیت اروپا و لندن است که «خاور»، «نزدیک» یا «دور» نامیده می‌شوند. این تعاریف به همراه نقشه‌های مسطح استاندارد جهان (مانند نقشه مرکاتور که در قرن ۱۶ طراحی شد)، حاصل نگاهی اروپامحور و استعماری به جهان هستند.

در نقشه‌های رایج، به دلیل چالش‌های ریاضیِ مسطح‌کردن کره زمین (مانند پهن‌کردن پوست یک پرتقال روی کاغذ)، انتخابی ایدئولوژیک صورت گرفته است: قاره اروپا و آمریکای شمالی بسیار بزرگ‌تر از اندازه واقعی‌شان نشان داده می‌شوند، در حالی که قاره‌هایی چون آفریقا و آسیا به‌شدت کوچک و حاشیه‌ای به نظر می‌رسند. این سوگیری تنها به اندازه کشورها محدود نمی‌شود؛ تثبیت «گرینویچِ لندن» به‌عنوان نقطه صفر جغرافیایی و مبدأ زمان در سال ۱۸۸۴، و همچنین قرار دادن «شمال در بالای نقشه»، قراردادهایی فرهنگی و متأثر از قدرت سیاسی-اقتصادی امپراتوری بریتانیا در آن عصر بودند، نه الزاماتی طبیعی یا علمی.

امروزه کارشناسان نقشه‌کشی تأکید می‌کنند که «هیچ نقشه‌ای هرگز خنثی نیست»؛ با این حال، تلاش‌های جدیدی در جریان است تا با نمایش مساحت‌های واقعی و اصلاح نام‌گذاری‌ها، تصویری عادلانه‌تر، تکثرگرایانه‌تر و واقع‌بینانه‌تری از جهان ارائه شود.

بر اين اساس، بکار بردن «غرب آسیا» می‌تواند تعبیر بمراتب بهتری از موقعیت جغرافیایی منطقه ما باشد که موقعیت آن را در نسبت با خود این قاره مشخص می‌کند.

در اینجا میتوانید درباره اینکه نقشه‌ها تا چه اندازه بازتاب‌دهنده عناصر سیاسی‌اند، بیشتر بخوانید:

https://www.theguardian.com/science/ng-interactive/2026/sep/18/map-cartographers-western-bias-mercator-equal-earth?shem=dsdf,sharefoc,agadiscoversdl,,sh/x/discover/m1/4

@BeKhodnotes
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیشترها خیلی خواب پرواز می‌دیدم. دستهایم را مثل بال تکان می‌دادم و ناگهان از زمین کنده می‌شدم و چنان اوج می‌گرفتم که دلم در همان خواب می‌ریخت! اما آخرین باری که خواب پرواز دیدم، برمی‌گردد به چندسال پیش؛ که در هیبت یک پرنده شروع به بال زدن کردم و اوج گرفتم، اما ناگهان از پایین کسی زنجیری به پایم پرتاب کرد و من نیز برای پرواز بال بال می‌زدم، اما نمی‌توانستم اوج بگیرم! نمی‌دانم این خواب حاکی از زندگانی گذشته‌ام است، که دلم برایش تنگ می‌شود و رویایش را می‌بینم، یا نشانی از گرفتاری‌های جسمانی-دنیوی، یا شایدم هردو و هیچکدام!

هميشه به پرنده‌ها غبطه می‌خورم. مثل این غازهای کانادایی که اینگونه سبکبار دسته دسته در آسمان بیکران اوج می‌گیرند و با این الگوهای زیبا پرواز می‌کنند. هوا که رو به سرما می‌رود، خیلی از پرنده‌های اینجا که طاقت سرمای استخوان‌سوز فنلاند را ندارند کم‌کم مهیای کوچ سالیانه می‌شوند. اما انسان بیچاره فلک‌زده باید در همین سرمای استخوان‌سوز، فسرده‌کننده و روزهای خاکستری زمستانی‌اش بماند و برای گرم شدن هوا ماه‌شماری کند، سپس بادی هم در غبغب بیاندازد و خود را گل سرسبد آفرینش بداند!

@BeKhodnotes
راز رفتار مادری پس از مرگ: از گزارش ابن‌سینا تا احتیاط زیست‌شناسان امروز

هزار سال پیش، ابن‌سینا در مجلد الحیوان مجموعه شفا به صحنه‌ای تأمل‌برانگیز اشاره کرد، که البته اصل گزارش از ارسطو و کتاب جانورشناسی اوست. او می‌نویسد: دلفینِ مادر پس از مرگ فرزندش، پیکر او را رها نمی‌کند و آن را روی سطح آب حمل می‌کند، انگار می‌خواهد مانع از خورده شدنِ آن شود!

درواقع،‌ ابن‌سینا بدون نسبت دادن ادراک مرگ و عواطفی مانند سوگواری و غم، این رفتار دلفین را ناشی از جلوگیری از خورده شدن دلفین دیگر توصیف می‌کند که احتمالا هنوز درکی از مرگ آن دلفین ندارد و بنوعی درحال حمایت از اوست–یعنی نوعی رفتار غریزی!

امروز نیز زیست‌شناسان رفتارهای مشابهی را در میان برخی شامپانزه‌ها مشاهده می‌کنند؛ مادرهایی که پس از مرگ نوزاد، هفته‌ها یا حتی ماه‌ها پیکر بی‌جان او را همراه خود می‌برند. اما بر خلاف تصور اولیه، تبیین دقیق این پدیده دشوار است و پژوهشگران با احتیاط فراوان درباره آن سخن می‌گویند.

در ادبیات علمی، هنوز پاسخ واحد و قطعی برای این رفتار وجود ندارد، بلکه پژوهشگران مجموعه فرضیه‌هایی را در دست بررسی دارند که هیچ‌کدام به تنهایی تمام جنبه‌های موضوع را توضیح نمی‌دهند.
بعنوان مثال، مشخص نیست آیا شامپانزه‌ها «مفهوم مرگ» را به عنوان یک وضعیت غیرقابل‌بازگشت درک می‌کنند، یا این کار صرفاً ناشی از قطع نشدن ناگهانی فرآیندهای هورمونی و انگیزه‌های غریزی مادری است!

گرچه برخی پژوهش‌ها احتمال می‌دهند مادرهای کم‌تجربه‌تر بیشتر دست به این کار بزنند، اما گزارش‌هایی از رفتارهای مشابه در مادرهای مسن‌تر و باتجربه نیز ثبت شده است؛ امر نشان می‌دهد سن و تجربه لزوماً تنها عامل تعیین‌کننده نیست.

شرایط اقلیمی (مانند هوای خشک که مانع تجزیه سریع می‌شود) نیز ممکن است تنها امکانِ فیزیکیِ حمل طولانی‌مدت را فراهم کند، اما لزوماً علتِ انگیزشیِ رفتار مادر نیست.

ترس از خطای «انسان‌انگاری» (Anthropomorphism) باعث شده است که پژوهشگران در نسبت دادن عواطف و مفاهیمی همچون «غم» یا «سوگواری» به جانوران جانب احتیاط را رعایت کنند و تاکید کنند که رفتارهای پس از مرگ در نخستی‌سانان احتمالاً محصول آمیزه‌ای پیچیده از سیستم‌های عصبی-هورمونی، روابط اجتماعی، شرایط محیطی و ویژگی‌های فردیِ هر مادر است.

در اینجا بیشتر درباره این پژوهش اخیر بخوانید:

https://theconversation.com/why-do-some-chimpanzee-mothers-carry-their-dead-infants-for-months-292509?utm_medium=article_clipboard_share&utm_source=theconversation.com


@BeKhodnotes