💮رمان شیفته ی ماه🖕
@Best_Roman
نویسنده: ملیحه پوستچی
خلاصه:
شهریور و اوایل ماه سپتامبر بود. هوای لندن پس از چند روز بارندگی آفتابی شده روی هم رفته هوای دلچسبی برای مردم، پس از چند روز بارندگی بود.بنابراین تعدادی از مردم جهت خرید مایهتاج و تعدادی برای تفریح و هواخوری به خیابانها آمده بودند. میدان پیکادلی پذیرای جمعیت زیادی از مردم بومی و توریستها بود، یکی از خیابانهای منتهی به این میدان به خاطر داشتن فروشگاههای زیاد و مغازه هایی که حراج کرده بودند، شلوغتر شده، بخصوص توریستها که طالب خرید اجناس ارزانتری بودند بیشتر در رفت و آمد بودند.جلوی یکی از مغازه های حراجی دختری حدودا بیست و چند ساله با قدی بلند موهای مشکی که روی شانه هایش ریخته بود، زیر بازوی مردی را، حدودا پنجاه و چند ساله با هیکلی ورزیده و موهای فلفل نمکی که در سوی شقیقه ها به سفید بیشتری می زد گرفته بود، در حالی که نجواکنان با هم صحبت می کردند.دختر پرسید: بابا مرتضی اون گوشواره قشنگه؟!
نابـــ📕 ترین رمان ها 🖋👇
✐ @Best_Roman
📓✐
@Best_Roman
نویسنده: ملیحه پوستچی
خلاصه:
شهریور و اوایل ماه سپتامبر بود. هوای لندن پس از چند روز بارندگی آفتابی شده روی هم رفته هوای دلچسبی برای مردم، پس از چند روز بارندگی بود.بنابراین تعدادی از مردم جهت خرید مایهتاج و تعدادی برای تفریح و هواخوری به خیابانها آمده بودند. میدان پیکادلی پذیرای جمعیت زیادی از مردم بومی و توریستها بود، یکی از خیابانهای منتهی به این میدان به خاطر داشتن فروشگاههای زیاد و مغازه هایی که حراج کرده بودند، شلوغتر شده، بخصوص توریستها که طالب خرید اجناس ارزانتری بودند بیشتر در رفت و آمد بودند.جلوی یکی از مغازه های حراجی دختری حدودا بیست و چند ساله با قدی بلند موهای مشکی که روی شانه هایش ریخته بود، زیر بازوی مردی را، حدودا پنجاه و چند ساله با هیکلی ورزیده و موهای فلفل نمکی که در سوی شقیقه ها به سفید بیشتری می زد گرفته بود، در حالی که نجواکنان با هم صحبت می کردند.دختر پرسید: بابا مرتضی اون گوشواره قشنگه؟!
نابـــ📕 ترین رمان ها 🖋👇
✐ @Best_Roman
📓✐
نه حرفی هست نه حدیثی
اما تورا که میبینم بی هوا لبخند
میزنم انگار که قرار است بعدها
تو را بسیار داشته باشم..
#مریم_قهرمانلو
اما تورا که میبینم بی هوا لبخند
میزنم انگار که قرار است بعدها
تو را بسیار داشته باشم..
#مریم_قهرمانلو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
👤خیام
صبح بخیر
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
👤خیام
صبح بخیر
توکه نیستی
احساس کودکی را دارم که موقع یارکِشی هیچکس برای بازی انتخابش نکرده..!
همانقدر مظلوم
همانقدرتنها...
همانقدر بیچاره..!
#نرگس_صرافیان_طوفان
احساس کودکی را دارم که موقع یارکِشی هیچکس برای بازی انتخابش نکرده..!
همانقدر مظلوم
همانقدرتنها...
همانقدر بیچاره..!
#نرگس_صرافیان_طوفان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همهى ما دوتا زندگى داريم
دومى وقتى شروع ميشه كه ميفهميم يك زندگى بيشتر نداريم و بايد ازش نهايت لذت رو ببريم...
صبح بخیر 🌺
دومى وقتى شروع ميشه كه ميفهميم يك زندگى بيشتر نداريم و بايد ازش نهايت لذت رو ببريم...
صبح بخیر 🌺