🔹معجزه خداوند؛ خدایی که انسان شد!
تجسم که نوعی الوهیت و خدایی عیسی مسیح را نشان می دهد یکی از اعتقادات و آموزه های عقل ستیز مسیحیت به شمار می رود. در حقیقت مسیحیان در آموزه ای عقل ستیز عیسی مسیح را خداوندی می دانند که به زمین آمده است تا با رفتن به صلیب و مردن با درد و رنج باعث بخشیده شدن انسان گردد.
این آموزه در عین عقل ستیزی بارها و بارها در رسانه های مسیحی مطرح شده و نشانه ای از معجزه خداوند معرفی می گردد؛ اما حقیقت این است که این اعتقاد از تحریفات آموزه های حضرت عیسی «ع» به شمار آمده و از حضرت عیسی «ع» به عنوان یک انسان و یک پیامبر الهی تصویری الوهی و خدای خالق هستی ارائه می دهد!
تصویری که دهها سوال را از کلیساهای مسیحی به همراه داشته است. پرسش هایی که هیچگاه پاسخ منطقی داده نشده است . برخی از این پرسش ها عبارتند از : به راستی چگونه حضرت عیسی «ع» که مانند سایر انسانها جسم داشت و دارای گوشت و خون و... بود می تواند خداوند باشد؟!
آیا واقعا خداوند نامحدود می تواند در جسم انسانی قرار بگیرد؟!
تجسم که نوعی الوهیت و خدایی عیسی مسیح را نشان می دهد یکی از اعتقادات و آموزه های عقل ستیز مسیحیت به شمار می رود. در حقیقت مسیحیان در آموزه ای عقل ستیز عیسی مسیح را خداوندی می دانند که به زمین آمده است تا با رفتن به صلیب و مردن با درد و رنج باعث بخشیده شدن انسان گردد.
این آموزه در عین عقل ستیزی بارها و بارها در رسانه های مسیحی مطرح شده و نشانه ای از معجزه خداوند معرفی می گردد؛ اما حقیقت این است که این اعتقاد از تحریفات آموزه های حضرت عیسی «ع» به شمار آمده و از حضرت عیسی «ع» به عنوان یک انسان و یک پیامبر الهی تصویری الوهی و خدای خالق هستی ارائه می دهد!
تصویری که دهها سوال را از کلیساهای مسیحی به همراه داشته است. پرسش هایی که هیچگاه پاسخ منطقی داده نشده است . برخی از این پرسش ها عبارتند از : به راستی چگونه حضرت عیسی «ع» که مانند سایر انسانها جسم داشت و دارای گوشت و خون و... بود می تواند خداوند باشد؟!
آیا واقعا خداوند نامحدود می تواند در جسم انسانی قرار بگیرد؟!
❌رسانه های تبشیری و ارائه اسلام به سبک طالبان
🔸رسانه های تبشیری همواره تلاش دارند تا قرائت های باطل و سطحی از اسلام ارائه داده و بدین وسیله به تخریب اسلام بپردازند. معرفی گروههای تندرو و افراطی که در اسلام مانند سایر ادیان به وجود می آیند ، به عنوان اسلام اصیل حقیقی یکی از مهمترین محورهای تلاش این رسانه ها در این مسیر است.
برای نمونه در موارد بسیاری تلاش می شود تا در این رسانه ها اسلام صعودی و وهابی و داعشی به عنوان اسلام حقیقی و حقیقت دین اسلام معرفی شود و هر روزه با تمسخر بخشی از فتواهای عجیب و غریب گروههای افراطی به تخریب و بد نام کردن اسلام می پردازند.
🔸این روزها و با قدرت گرفتن طالبان در افغانستان و برخی از تندروی ها توسط این گروه افراطی، رسانه های تبشیری بار دیگر این سیاست را در پیش گرفته و با به کارگیری پیوند و پیشوندهای اسلام گرایان، مسلمانان، گروه اسلامی و... تلاش دارند تا بار دیگر فتواهای تندروانه و افراطی این گروه و رفتارهای باطل آنان را به پای اسلام بنویسند.
⬅️آنچه مشخص است مسلمانان و رسانه های اسلامی نیز می بایست با بیان حقیقت اسلام ؛به مرزبندی بین اسلام و قرائت های افراطی و باطل از اسلام پرداخته و این رفتار رسانه های تبشیری و اسلام ستیز را خنثی نمایند.
https://t.me/Christians
🔸رسانه های تبشیری همواره تلاش دارند تا قرائت های باطل و سطحی از اسلام ارائه داده و بدین وسیله به تخریب اسلام بپردازند. معرفی گروههای تندرو و افراطی که در اسلام مانند سایر ادیان به وجود می آیند ، به عنوان اسلام اصیل حقیقی یکی از مهمترین محورهای تلاش این رسانه ها در این مسیر است.
برای نمونه در موارد بسیاری تلاش می شود تا در این رسانه ها اسلام صعودی و وهابی و داعشی به عنوان اسلام حقیقی و حقیقت دین اسلام معرفی شود و هر روزه با تمسخر بخشی از فتواهای عجیب و غریب گروههای افراطی به تخریب و بد نام کردن اسلام می پردازند.
🔸این روزها و با قدرت گرفتن طالبان در افغانستان و برخی از تندروی ها توسط این گروه افراطی، رسانه های تبشیری بار دیگر این سیاست را در پیش گرفته و با به کارگیری پیوند و پیشوندهای اسلام گرایان، مسلمانان، گروه اسلامی و... تلاش دارند تا بار دیگر فتواهای تندروانه و افراطی این گروه و رفتارهای باطل آنان را به پای اسلام بنویسند.
⬅️آنچه مشخص است مسلمانان و رسانه های اسلامی نیز می بایست با بیان حقیقت اسلام ؛به مرزبندی بین اسلام و قرائت های افراطی و باطل از اسلام پرداخته و این رفتار رسانه های تبشیری و اسلام ستیز را خنثی نمایند.
https://t.me/Christians
✍️ نگارش و گزینش کتاب مقدس مسیحیان؛چالش ها و ابهامات
🔹نیاز به داشتن کتاب برای جامعه مسیحی و نیز یکسان سازی اعتقادی جامعه مسیحی، افراد بسیاری را به سمت نگارش کشاند و نوشته های بسیاری به رشته تحریر در آمد. 1
در آیات نخستین انجیل لوقا به دست به قلم شدن بسیاری از افراد در جامعه مسیحی اشاره نموده و لوقا در این باره می نویسد:((از آنجهت که بسیاری دست خود را دراز کردند بهسوی تالیف حکایت آن اموری که نزد ما به اتمام رسید، چنانچه آنانی که از ابتدا نظارگان و خادمان کلام بودند به ما رسانیدند، من نیز مصلحت چنان دیدم که همه را من البدایه به تدقیق در پی رفته، به ترتیب به تو بنویسم ای تیوفلس عزیز)) 2
🔹 محققان مسیحی نیز از نوشته های بسیاری نام می برند که در قرن های اولیه مسیحی توسط برخی از بزرگان به رشته تحریر در آمد؛ اما در سال های بعد و در رفتاری تامل برانگیز توسط کلیسای مسیحی کنار گذاشته شد. وجود این نوشته ها و اختلافات موجود در آنها بارها توسط برخی از محققان مورد اشاره قرار گرفته است. برای نمونه رابرستون در این باره می نویسد: (( در قرن دوم علاوه بر اناجیل رسمی انجیلهای بسیاری وجود داشت که سرانجام کلیسا آنها را به عنوان بدعت آمیز یا بد آموز مردود شمرد.)) 3
🔹 به هر ترتیب این اختلافات و گستردگی نوشته های مختلف تا چندین قرن ادامه داشت؛ تا اینکه کلیسا نیز برای رهایی از کثرت نوشته های مسیحی و نیز فاصله گرفتن از تشتت آراء، ناچار به حذف بسیاری از این کتابها شد. اما با وجود این امروزه نیز ما با اختلافات و تناقضات جدی در کتاب های برگزیده شده مواجه هستیم که سوالات مهمی را برای جامعه مسیحی در بر داشته است.
🔹بد نیست بدانید که 27 کتاب موجود در کتاب مقدس امروزی ، حدود 4 قرن طول کشید که به عنوان کتابهایی اصلی انتخاب شده و به رسمیت شناخته شوند. و معلوم نیست اگر کلیسا به این گزینش ها دست نمی پرداخت، امروزه مسیحیان با چه حجم گسترده ای از کتاب مقدس و با چه آموزه های متناقضی روبرو بودند.
⬅️ بنابراین سرنوشت کتاب مقدس از نظر میزان تالیفات و نحوه گزینش و کنار گذاشتن برخی از این تالیفات بسیار ابهام برانگیز و تردید برانگیز می باشد.
1- ((فراوانی نوشته ها درباره عیسی کلیسای در شرف تاسیس را بر آن داشت که حذف هایی در آن به عمل آورد. . شاید صد انجیل از بین برده شده اند؟ )) بوکای، موریس، مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمۀ ذبیحالله دبیر، ص 111
2- لوقا1: 1-3
3- رابرستون،آرچیپالد، عیسی؛ اسطوره یا تاریخ، ترجمۀ حسین توفیقی ص30
https://t.me/Christians
🔹نیاز به داشتن کتاب برای جامعه مسیحی و نیز یکسان سازی اعتقادی جامعه مسیحی، افراد بسیاری را به سمت نگارش کشاند و نوشته های بسیاری به رشته تحریر در آمد. 1
در آیات نخستین انجیل لوقا به دست به قلم شدن بسیاری از افراد در جامعه مسیحی اشاره نموده و لوقا در این باره می نویسد:((از آنجهت که بسیاری دست خود را دراز کردند بهسوی تالیف حکایت آن اموری که نزد ما به اتمام رسید، چنانچه آنانی که از ابتدا نظارگان و خادمان کلام بودند به ما رسانیدند، من نیز مصلحت چنان دیدم که همه را من البدایه به تدقیق در پی رفته، به ترتیب به تو بنویسم ای تیوفلس عزیز)) 2
🔹 محققان مسیحی نیز از نوشته های بسیاری نام می برند که در قرن های اولیه مسیحی توسط برخی از بزرگان به رشته تحریر در آمد؛ اما در سال های بعد و در رفتاری تامل برانگیز توسط کلیسای مسیحی کنار گذاشته شد. وجود این نوشته ها و اختلافات موجود در آنها بارها توسط برخی از محققان مورد اشاره قرار گرفته است. برای نمونه رابرستون در این باره می نویسد: (( در قرن دوم علاوه بر اناجیل رسمی انجیلهای بسیاری وجود داشت که سرانجام کلیسا آنها را به عنوان بدعت آمیز یا بد آموز مردود شمرد.)) 3
🔹 به هر ترتیب این اختلافات و گستردگی نوشته های مختلف تا چندین قرن ادامه داشت؛ تا اینکه کلیسا نیز برای رهایی از کثرت نوشته های مسیحی و نیز فاصله گرفتن از تشتت آراء، ناچار به حذف بسیاری از این کتابها شد. اما با وجود این امروزه نیز ما با اختلافات و تناقضات جدی در کتاب های برگزیده شده مواجه هستیم که سوالات مهمی را برای جامعه مسیحی در بر داشته است.
🔹بد نیست بدانید که 27 کتاب موجود در کتاب مقدس امروزی ، حدود 4 قرن طول کشید که به عنوان کتابهایی اصلی انتخاب شده و به رسمیت شناخته شوند. و معلوم نیست اگر کلیسا به این گزینش ها دست نمی پرداخت، امروزه مسیحیان با چه حجم گسترده ای از کتاب مقدس و با چه آموزه های متناقضی روبرو بودند.
⬅️ بنابراین سرنوشت کتاب مقدس از نظر میزان تالیفات و نحوه گزینش و کنار گذاشتن برخی از این تالیفات بسیار ابهام برانگیز و تردید برانگیز می باشد.
1- ((فراوانی نوشته ها درباره عیسی کلیسای در شرف تاسیس را بر آن داشت که حذف هایی در آن به عمل آورد. . شاید صد انجیل از بین برده شده اند؟ )) بوکای، موریس، مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمۀ ذبیحالله دبیر، ص 111
2- لوقا1: 1-3
3- رابرستون،آرچیپالد، عیسی؛ اسطوره یا تاریخ، ترجمۀ حسین توفیقی ص30
https://t.me/Christians
✅ قرآن کریم و کنایه به الوهیت و تجسد عیسی مسیح/ عیسی خدایی که غذا می خورد!
در قرآن کریم نقد های جدی به ادعای الوهیت حضرت عیسی «ع» وارد شده و الوهیت و خدا دانستن عیسی مسیح در مسیحیت بارها رد شده است. آیات متعددی در قرآن کریم خدادانستن عیسی«ع»را امری باطل و غیر قابل قبول معرفی و ضمن نفی تثلیث و تجسد در مسیحیت؛ از خدای یکتا و بی نیاز سخن به میان آورده است.
یکی از روش های نقد قرآن در این زمینه کنایه قرآن نسبت به الوهیت و اعتقاد به خدا داشتن حضرت عیسی (ع) در مسیحیت و نشان دادن بطلان این اعتقاد است.
در قرآن کریم به نوعی زیبا و تامل برانگیز به ویژگی های مادی حضرت عیسی (ع) اشاره نموده و از خوردن غذا توسط ایشان که نشانی از نیازمندی و جسمانیت ایشان است سخن به میان آورده است. در حقیقت در قرآن کریم خوردن غذا و داشتن احتیاجات مادی به نوعی دلیل بر بندگی و نیازمند بودن حضرت عیسی«ع» معرفی شده و تلاش شده تا تضاد این ویژگی با خدا دانستن ایشان نمایان شود.
✅مَا الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ کانا يَأْکُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ کَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّي يُؤْفَکُونَ. سوره مائده آیه 75
«مسیح، فرزند مریم جز فرستاده ای [از سوی خدا] نیست که پیش از او هم فرستادگانی گذشته اند. و مادرش زن بسیار راستگو [و درست کاری] بود. هر دو [مانند انسان های دیگر] غذا می خوردند. با تأمل بنگر چگونه نشانه ها را برای آنان بیان می کنیم [تا بدانند متولد شدگان و نیازمندان به خوراک، خدا نیستند]؛ سپس با تأمل بنگر که آنان چگونه [از حق به باطل] منحرف می شوند؟!»
به این تعبیر که در قرآن اشاره می نماید که انسانی که غذا می خورد و اساسا نیاز به خوردن و آشامیدن دارد نمی تواند خدا باشد؛ بنابر این ادعای الوهیت عیسی مسیح«ع» که کلیسا و مسیحیان به آن معتقد هستند را رد و انکار می نماید.
و این گونه خداوند بی همتا در قرآن کریم به سادگی هر چه تمام و با ذکر نکته ای دقیق و ساده، قرن ها ادعای الوهیت مسیحیان را زیر سوال برده و آنچه ساخته کلیسا است را باطل می سازد.
در تفسیر نور ذیل این آیه به 3 دلیل رد الوهیت عیسی مسیح اشاره نموده و و نکات جالب توجهی را مورد اشاره قرار می دهند. در آنجا آمده است:
« در اين آيه، خداوند سه دليل مىآورد كه عيسى عليه السلام خدا نيست:
1 - او از مادر متولد شد و پسر مريم است.
2- پيامبرانى مثل او نيز بودهاند و او بى همتا نيست.
3- او هم مانند ديگران نياز به غذا داشت و قدرتش را از لقمه نانى به دست مىآورد، پس از خود قدرت ندارد تا خدا باشد. آرى، آنكه نياز به غذا دارد، نمىتواند خالق باشد. اينها بيان روشن و عمومى و همه فهم قرآن است. تفسیر نمونه ج2، ص348
@Christians
در قرآن کریم نقد های جدی به ادعای الوهیت حضرت عیسی «ع» وارد شده و الوهیت و خدا دانستن عیسی مسیح در مسیحیت بارها رد شده است. آیات متعددی در قرآن کریم خدادانستن عیسی«ع»را امری باطل و غیر قابل قبول معرفی و ضمن نفی تثلیث و تجسد در مسیحیت؛ از خدای یکتا و بی نیاز سخن به میان آورده است.
یکی از روش های نقد قرآن در این زمینه کنایه قرآن نسبت به الوهیت و اعتقاد به خدا داشتن حضرت عیسی (ع) در مسیحیت و نشان دادن بطلان این اعتقاد است.
در قرآن کریم به نوعی زیبا و تامل برانگیز به ویژگی های مادی حضرت عیسی (ع) اشاره نموده و از خوردن غذا توسط ایشان که نشانی از نیازمندی و جسمانیت ایشان است سخن به میان آورده است. در حقیقت در قرآن کریم خوردن غذا و داشتن احتیاجات مادی به نوعی دلیل بر بندگی و نیازمند بودن حضرت عیسی«ع» معرفی شده و تلاش شده تا تضاد این ویژگی با خدا دانستن ایشان نمایان شود.
✅مَا الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ کانا يَأْکُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ کَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّي يُؤْفَکُونَ. سوره مائده آیه 75
«مسیح، فرزند مریم جز فرستاده ای [از سوی خدا] نیست که پیش از او هم فرستادگانی گذشته اند. و مادرش زن بسیار راستگو [و درست کاری] بود. هر دو [مانند انسان های دیگر] غذا می خوردند. با تأمل بنگر چگونه نشانه ها را برای آنان بیان می کنیم [تا بدانند متولد شدگان و نیازمندان به خوراک، خدا نیستند]؛ سپس با تأمل بنگر که آنان چگونه [از حق به باطل] منحرف می شوند؟!»
به این تعبیر که در قرآن اشاره می نماید که انسانی که غذا می خورد و اساسا نیاز به خوردن و آشامیدن دارد نمی تواند خدا باشد؛ بنابر این ادعای الوهیت عیسی مسیح«ع» که کلیسا و مسیحیان به آن معتقد هستند را رد و انکار می نماید.
و این گونه خداوند بی همتا در قرآن کریم به سادگی هر چه تمام و با ذکر نکته ای دقیق و ساده، قرن ها ادعای الوهیت مسیحیان را زیر سوال برده و آنچه ساخته کلیسا است را باطل می سازد.
در تفسیر نور ذیل این آیه به 3 دلیل رد الوهیت عیسی مسیح اشاره نموده و و نکات جالب توجهی را مورد اشاره قرار می دهند. در آنجا آمده است:
« در اين آيه، خداوند سه دليل مىآورد كه عيسى عليه السلام خدا نيست:
1 - او از مادر متولد شد و پسر مريم است.
2- پيامبرانى مثل او نيز بودهاند و او بى همتا نيست.
3- او هم مانند ديگران نياز به غذا داشت و قدرتش را از لقمه نانى به دست مىآورد، پس از خود قدرت ندارد تا خدا باشد. آرى، آنكه نياز به غذا دارد، نمىتواند خالق باشد. اينها بيان روشن و عمومى و همه فهم قرآن است. تفسیر نمونه ج2، ص348
@Christians
✍️بزرگتر بودن خدای پدر در مجسمه ها و نقاشی های کلیسا!
🔸تثلیث در الهیات مسیحی از 3 اقنوم مساوی ((پدر، پسر و روح القدس)) حکایت دارد که هیچ برتری بر یکدیگر ندارند و هر 3 خدای کامل و مساوی و در عین حال متمایز هستند!
اعتقادی که نه از آموزه های عیسی مسیح و حواریون در کتاب مقدس؛ بلکه به اعتراف مسیحیان به برداشت های کلیسا از کتاب مقدس باز می گردد.
در حقیقت در اعتقاد به تثلیث فرقی از جهت خدا بودن بین ((پدر و پسر و روح القدس)) وجود ندارد و کسی نمی تواند یکی از این 3 را از دیگری بزرگتر بداند؛ بلکه به اعتقاد کلیسا خداوند از ازل دارای 3 اقنوم بوده است.
🔸این اعتقاد دقیقا حضرت عیسی«ع» را به عنوان یک انسان هم ردیف با خداوند قرار می دهد و از خدای جسمانی و انسانی حکایت دارد، اعتقادی که قرن هاست مسیحیان به آن معتقد بوده و حضرت عیسی«ع» را خداوند و مساوی با خالق هستی بر می شمارند!
آنچه مشخص است خدای جسم یافته و خدای دارای 3 اقنوم - تثلیث- مورد تردیدهای و پرسش های درون دینی و برون دینی بسیاری قرار گرفته است.
اما واقعیت ماجرا این است که با توجه به عقل ستیز بودن آموزه تثلیث، و تضاد این آموزه با توحید و یگانگی خداوند و نیز با توجه به اینکه در کتاب مقدس نیز بارها بر خلاف آنچه در تثلیث ادعا می شود از بزرگتر بودن خدای پدر سخن به میان آمده، این مساله باعث شده تا مسیحیان در مقام عمل به نوعی به اعتقاد به بزرگتر بودن خدای پدر روی بیاورند و به نوعی به این حقیقت اعتراف ضمنی نمایند.
🔸نمونه هایی از این برداشت ها از برخی از سخنان حضرت عیسی که به بزرگتر و همه کاره بودن پدر آسمانی اشاره دارد به دست می آید. از جمله آنجایی که ایشان می فرمایند:
• چنانکه پدر زنده مرا فرستاد و من به پدر زنده هستم »
• به ایشان بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما می روم .
• همچنان که پدر در خود حیات دارد همچنین پسر را نیز عطا کرده است که در خود حیات داشته باشد.
• پسر از خود هیچ نمی تواند کرد مگر آنچه ببیند که پدر به عمل آرد .
• ”من از خود هیچ نمیتوانم کرد بلکه چنانکه شنیدهام داوری میکنم و داوری من عادل است زیرا که اراده خود را طالب نیستم بلکه اراده پدری که مرا فرستاده است .
🔸این مدل نگاه در توحید و بزرگتر دیدن پدر را می توان در میان برخی از رفتارها و آداب و رسوم مسیحیان می توان مشاهده کرد. از جمله در هنگام دعا و مناجات می توان دید که عملا مسیحیان گرایش بسیاری به درخواست و طلب حاجت از پدر دارند و نه از عیسی مسیح و روح القدس که به عنوان 2 اقنوم دیگر تثلیث هستند.
🔸یکی دیگر از جلوه های این بزرگتر دیدن پدر از پسر را در نقاشی ها و مجسه هایی می توان دید که در برخی از کلیسا ها وجود دارد. در این مجسمه ها و نقاشی ها عملا خدای پدر دارای سن بیشتر و پخته تر و بزرگتر از عیسی مسیح نشان داده و ترسیم می گردد.
به راستی اگر این 3 خدا یکی هستند و از ازل بوده اند؛ پس چرا يكي جوانتر و يكي پيرتر ترسیم می شود؟!چرا پدر همواره بزرگتر از پسر ترسیم می شود؟!
⬅️ شاید بتوان گفت مسیحیان نیز در مقام واقع، در موارد و موضوعات متعدد نوعی از توحید فارغ از تثلیث را نشان می دهند که در آن خدای پدر بزرگتر از عیسی و روح القدس است و نه هم ردیف آنها.
@Christians
🔸تثلیث در الهیات مسیحی از 3 اقنوم مساوی ((پدر، پسر و روح القدس)) حکایت دارد که هیچ برتری بر یکدیگر ندارند و هر 3 خدای کامل و مساوی و در عین حال متمایز هستند!
اعتقادی که نه از آموزه های عیسی مسیح و حواریون در کتاب مقدس؛ بلکه به اعتراف مسیحیان به برداشت های کلیسا از کتاب مقدس باز می گردد.
در حقیقت در اعتقاد به تثلیث فرقی از جهت خدا بودن بین ((پدر و پسر و روح القدس)) وجود ندارد و کسی نمی تواند یکی از این 3 را از دیگری بزرگتر بداند؛ بلکه به اعتقاد کلیسا خداوند از ازل دارای 3 اقنوم بوده است.
🔸این اعتقاد دقیقا حضرت عیسی«ع» را به عنوان یک انسان هم ردیف با خداوند قرار می دهد و از خدای جسمانی و انسانی حکایت دارد، اعتقادی که قرن هاست مسیحیان به آن معتقد بوده و حضرت عیسی«ع» را خداوند و مساوی با خالق هستی بر می شمارند!
آنچه مشخص است خدای جسم یافته و خدای دارای 3 اقنوم - تثلیث- مورد تردیدهای و پرسش های درون دینی و برون دینی بسیاری قرار گرفته است.
اما واقعیت ماجرا این است که با توجه به عقل ستیز بودن آموزه تثلیث، و تضاد این آموزه با توحید و یگانگی خداوند و نیز با توجه به اینکه در کتاب مقدس نیز بارها بر خلاف آنچه در تثلیث ادعا می شود از بزرگتر بودن خدای پدر سخن به میان آمده، این مساله باعث شده تا مسیحیان در مقام عمل به نوعی به اعتقاد به بزرگتر بودن خدای پدر روی بیاورند و به نوعی به این حقیقت اعتراف ضمنی نمایند.
🔸نمونه هایی از این برداشت ها از برخی از سخنان حضرت عیسی که به بزرگتر و همه کاره بودن پدر آسمانی اشاره دارد به دست می آید. از جمله آنجایی که ایشان می فرمایند:
• چنانکه پدر زنده مرا فرستاد و من به پدر زنده هستم »
• به ایشان بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما می روم .
• همچنان که پدر در خود حیات دارد همچنین پسر را نیز عطا کرده است که در خود حیات داشته باشد.
• پسر از خود هیچ نمی تواند کرد مگر آنچه ببیند که پدر به عمل آرد .
• ”من از خود هیچ نمیتوانم کرد بلکه چنانکه شنیدهام داوری میکنم و داوری من عادل است زیرا که اراده خود را طالب نیستم بلکه اراده پدری که مرا فرستاده است .
🔸این مدل نگاه در توحید و بزرگتر دیدن پدر را می توان در میان برخی از رفتارها و آداب و رسوم مسیحیان می توان مشاهده کرد. از جمله در هنگام دعا و مناجات می توان دید که عملا مسیحیان گرایش بسیاری به درخواست و طلب حاجت از پدر دارند و نه از عیسی مسیح و روح القدس که به عنوان 2 اقنوم دیگر تثلیث هستند.
🔸یکی دیگر از جلوه های این بزرگتر دیدن پدر از پسر را در نقاشی ها و مجسه هایی می توان دید که در برخی از کلیسا ها وجود دارد. در این مجسمه ها و نقاشی ها عملا خدای پدر دارای سن بیشتر و پخته تر و بزرگتر از عیسی مسیح نشان داده و ترسیم می گردد.
به راستی اگر این 3 خدا یکی هستند و از ازل بوده اند؛ پس چرا يكي جوانتر و يكي پيرتر ترسیم می شود؟!چرا پدر همواره بزرگتر از پسر ترسیم می شود؟!
⬅️ شاید بتوان گفت مسیحیان نیز در مقام واقع، در موارد و موضوعات متعدد نوعی از توحید فارغ از تثلیث را نشان می دهند که در آن خدای پدر بزرگتر از عیسی و روح القدس است و نه هم ردیف آنها.
@Christians
✍️ مسیحیت و «منطقه ممنوعه»
🔹بارها درباره نسبت اعتقادات مسیحیت با عقل سخن به میان آمده است. این مساله در چند سده اخیر و با گسترش مباحث عقلانی و فلسفی در جهان بیش از پیش دیده می شود و در غرب مسیحی بارها از نسبت عقل و دین سخن به میان آمده است.
مشاهده می کنیم که تحریف در دین الهی حضرت عیسی علیه السلام و به وجود آمدن اعتقاداتی عقل ستیز مانند خدا دانستن عیسی مسیح و نیز اعتقاد به تثلیث که در تضاد جدی با عقل قرار دارند؛ همواره مشکلاتی را برای کلیسا و جامعه دیندار مسیحی پدید آورده است. این مساله همچنین باعث شده که دین ستیزان در غرب همواره دین را مساله ای ضد عقل و به نوعی ساخته ذهن بشر و خرافی معرفی کنند.
در حقیقت ضد عقل بودن محوری ترین آموزه های مسیحیت باعث شد تا دینداری در غرب مسیحی با نوعی بحران مواجه شده و دشمنان دین زبانشان درازتر از همیشه در نقد دین باشد.
🔹برخی نیز بروزو ظهور بیش از پیش اندیشه های ضد دینی در غرب از جمله آتئیست ها را محصول همین ضعف های بنیادین مسیحیت در آموزه های اعتقادی می دانند.
جنبه مخالفت مسیحیت با عقل بسیار روش و آشکار است تا جایی که برخی از اندیشمندان مسیحی نیز به آن اعتراف دارند. برای نمونه مارتین لوتر مسیحی پروتستان میگفت: «تمام موارد ایمان مسیحی که خدا بر ما مکشوف ساخته است در ترازوی عقلْ ممتنع، بیمعنا و نادرستاند......یا اینکه مسیح فرزند خدا در رحم مریم عذرا جای می گیرد از او تولد می یابد به سن پیری می رسد و سرانجام با درد و رنج بر روی صلیب جان بسپارد؟ عقل بزرگترین دشمن ایمانمان است» 1
🔹جالب اینکه برخی از افراد در طول تاریخ به علت همین ویژگی عقل ستیزی مسیحیت از این دین جدا شده اند . یکی از جداشدگان از مسیحیت می گوید : «.... و علت مسلمان شدن من این است که سال ها و سال ها بود که نمی توانستم قبول کنم یکی از هم نوعان من و فردی مانند خود من که از شکم مادری زاییده شده خدای من باشد اما کلیسا و کشیشان اصرار داشته و دارند و این مسأله ناپذیرفتنی را به مغز امسال من فرو کنند که مسیح خداست. ولی من همواره خدا را خدا می دانستم و مسیح را بنده خدا.» 2
این در حالی است که در ادیان دیگری مانند اسلام عقلانیت و منطق در کنار مباحث دینی و عرفانی به هم گره خورده و اصول دین موضوعاتی کاملا منطقی و عقلانی به شمار می رود. بنابراین نمی توان دین را به طور کل در تضاد با عقلانیت دانست ؛ بلکه این از ویژگی های مسیحیت تحریف شده است که در تضاد با عقل می باشد و عقل را به نوعی دشمن ایمان بر می شمارد.
⬅️ شهید مطهری(رحمه الله) در سخنان خود پیرامون مسیحیت و رفتارهای کلیسا به این مساله اشاره نموده و از واژه «منطقه ممنوعه» در مسیحیت استفاده می کنند و بیان می کنند که مسیحیت بر خلاف اسلام در اصول دین منطقه ممنوعه ایجاد نموده و افراد را از تفکر در اصول دین باز می دارند. ایشان می گویند:
«اینکه اصول دین باید تحقیقی باشد نه تقلیدی و یا تحمیلی، تزی است که اسلام طرفدار آن است؛ برخلاف مسیحیت که اصول دین را برای عقل، «منطقه ممنوعه» اعلام کرده است.. »
1-حامد حسینیان، مسیحیت؛ آیین بیشریعت، تهران، عِلّیون،1390، ص40.
2-نوری، یحیی، شناخت تحلیلی اسلام و برخی مسلکها و ادیان و شرح علل پذیرش اسلام هزاران نفر از مسلمانشدهها صفحه 457
3-علل گرایش به مادیگرایی، ص ۶۶ - ۷۲
@Christians
🔹بارها درباره نسبت اعتقادات مسیحیت با عقل سخن به میان آمده است. این مساله در چند سده اخیر و با گسترش مباحث عقلانی و فلسفی در جهان بیش از پیش دیده می شود و در غرب مسیحی بارها از نسبت عقل و دین سخن به میان آمده است.
مشاهده می کنیم که تحریف در دین الهی حضرت عیسی علیه السلام و به وجود آمدن اعتقاداتی عقل ستیز مانند خدا دانستن عیسی مسیح و نیز اعتقاد به تثلیث که در تضاد جدی با عقل قرار دارند؛ همواره مشکلاتی را برای کلیسا و جامعه دیندار مسیحی پدید آورده است. این مساله همچنین باعث شده که دین ستیزان در غرب همواره دین را مساله ای ضد عقل و به نوعی ساخته ذهن بشر و خرافی معرفی کنند.
در حقیقت ضد عقل بودن محوری ترین آموزه های مسیحیت باعث شد تا دینداری در غرب مسیحی با نوعی بحران مواجه شده و دشمنان دین زبانشان درازتر از همیشه در نقد دین باشد.
🔹برخی نیز بروزو ظهور بیش از پیش اندیشه های ضد دینی در غرب از جمله آتئیست ها را محصول همین ضعف های بنیادین مسیحیت در آموزه های اعتقادی می دانند.
جنبه مخالفت مسیحیت با عقل بسیار روش و آشکار است تا جایی که برخی از اندیشمندان مسیحی نیز به آن اعتراف دارند. برای نمونه مارتین لوتر مسیحی پروتستان میگفت: «تمام موارد ایمان مسیحی که خدا بر ما مکشوف ساخته است در ترازوی عقلْ ممتنع، بیمعنا و نادرستاند......یا اینکه مسیح فرزند خدا در رحم مریم عذرا جای می گیرد از او تولد می یابد به سن پیری می رسد و سرانجام با درد و رنج بر روی صلیب جان بسپارد؟ عقل بزرگترین دشمن ایمانمان است» 1
🔹جالب اینکه برخی از افراد در طول تاریخ به علت همین ویژگی عقل ستیزی مسیحیت از این دین جدا شده اند . یکی از جداشدگان از مسیحیت می گوید : «.... و علت مسلمان شدن من این است که سال ها و سال ها بود که نمی توانستم قبول کنم یکی از هم نوعان من و فردی مانند خود من که از شکم مادری زاییده شده خدای من باشد اما کلیسا و کشیشان اصرار داشته و دارند و این مسأله ناپذیرفتنی را به مغز امسال من فرو کنند که مسیح خداست. ولی من همواره خدا را خدا می دانستم و مسیح را بنده خدا.» 2
این در حالی است که در ادیان دیگری مانند اسلام عقلانیت و منطق در کنار مباحث دینی و عرفانی به هم گره خورده و اصول دین موضوعاتی کاملا منطقی و عقلانی به شمار می رود. بنابراین نمی توان دین را به طور کل در تضاد با عقلانیت دانست ؛ بلکه این از ویژگی های مسیحیت تحریف شده است که در تضاد با عقل می باشد و عقل را به نوعی دشمن ایمان بر می شمارد.
⬅️ شهید مطهری(رحمه الله) در سخنان خود پیرامون مسیحیت و رفتارهای کلیسا به این مساله اشاره نموده و از واژه «منطقه ممنوعه» در مسیحیت استفاده می کنند و بیان می کنند که مسیحیت بر خلاف اسلام در اصول دین منطقه ممنوعه ایجاد نموده و افراد را از تفکر در اصول دین باز می دارند. ایشان می گویند:
«اینکه اصول دین باید تحقیقی باشد نه تقلیدی و یا تحمیلی، تزی است که اسلام طرفدار آن است؛ برخلاف مسیحیت که اصول دین را برای عقل، «منطقه ممنوعه» اعلام کرده است.. »
1-حامد حسینیان، مسیحیت؛ آیین بیشریعت، تهران، عِلّیون،1390، ص40.
2-نوری، یحیی، شناخت تحلیلی اسلام و برخی مسلکها و ادیان و شرح علل پذیرش اسلام هزاران نفر از مسلمانشدهها صفحه 457
3-علل گرایش به مادیگرایی، ص ۶۶ - ۷۲
@Christians
❌ مسیحیت دینی مضر برای عقلانیت
🔸تاکنون بارها از عقل ستیز بودن آموزه های مسیحی سخن به میان آمده و شواهدی از برخلاف عقل بودن مهمترین آموزه های مسیحیت از جمله تثلیث و تجسد ارائه گردیده است.
کلیساهای مسیحی نیز به ویژه این روزها با حجم گسترده ای از سوالات پیرامون نسبت مسیحیت و عقلانیت مواجه گردیده اند و مخاطبان کلیسا دست به پرسش گری در این زمینه زده اند.
آنچه مشخص است اقناع مخاطبان کلیسا در این زمینه چالش برانگیز ترین موضوعی است که کشیش های مسیحی با آن دست و پنجه نرم می کنند و به ان مبتلا شده اند.
🔸این موضوع بارها در سخنان اندیشمندان مسیحی و برخی از سران کلیسا نیز مطرح شده و موضوعات و سخنان گوناگونی در این زمینه مطرح شده است.
این مساله باعث شده تا درک مهمترین آموزه های مسیحیت نیز برای مسیحیان با ابهاماتی همراه باشد. الیستر مک گراث مسیحی درباره عدم تعریف قابل پذیرش از تثلیث برای مخاطبان کلیسا معتقد است که تثلیث در حقیقت برای کلیسا چندان روشنگر نیست
« بی گمان یکی از بزرگترین دشواریهایی که پژوهشگر با آن مواجه می شود اصطلاحات و واژگان مربوط به تثلیث می باشد. در مورد شخصیت - سه شخصیت،3 ذات- حداقل چیزی که می توان گفت این است که چندان روشنگر نیست» 1
🔸و یا اندیشمند دیگر مسیحی از عدم ارائه تصویر واضح و درست از عیسایی که هم زمان انسان و خداست توسط کلیسا اشاره دارد. موریس وایلز در این زمینه می نویسد
(( تعمیم های منفی ادعاهایی بسیار خطرناکند اما با این حال چنین به نظرم می رسد که کلیسا در سراسر تاریخ طولانی تلاش هایی که برای ارایه گزارشی معقول از مسیح کاملا انسانی و کاملا الوهی شده ، هرگز موفق نشده است که تصویری منسجم و قانع کننده ارایه کند)) 2
🔸جان هوردن اندیشمند مسیحی دیگر نیز در درباره همین مساله به لاینحل مانده آن اشاره دارد و می نویسد:
(( هدف بحث های مسیح شناسی این بود که روشن سازد که اگر عیسی الوهیت داشت پس بر روی زمین چه بود؟ .... بلافاصله این سوال پیش آمد که عیسی چگونه می توانست هم الوهیت داشته باشد و هم انسان باشد؟ چگونه ممکن بود خدا ...محدودیت های انسانی را به خود بگیرد، بسیاری این امر را غیر ممکن می دانستند.... در عین حال باید قبول کرد که این مساله که عیسی چگونه هم انسان است و هم خدا لاینحل مانده است. بعدا خواهیم دید که این مساله در الهیات جدید هم دوباره مطرح شده است)) 3
🔸در حقیقت عقل ستیزی آموزه های مسیحی همواره برای سران کلیسا و بزرگان مسیحیت چالش برانگیز و پر مخاطره بوده و همواره برای فرار از این پرسش گری ها با مخاطرات جدی مواجه گردیده اند.
این مسایل باعث شده تا یکی از متفکران غربی در این زمینه به نکته ای تامل برانگیز اشاره نموده و با جسارت مثال زدنی مسیحت را دینی مضر برای عقلانیت معرفی نماید .
⬅️ وین وود رید- یک متفکر غربی در این زمینه می نویسد:
« این دین برای عقل مضر است و از ما می خواهد که عقل در آستانه چنین مذهبی قربانی شود»
1-الیستر مک گراث، در آمدی بر الهیات مسیحی، ترجمه عیسی دیباج، ص320
2-عبدالرحیم سلیمانی اردستانی و محمد حسن محمدی مظفر ص36
3-ویلیام هوردن، راهنمای الهیات پروتستان، ترجمه طاطه وس میکاییلیان، ، ص20
4-کاشف الغطاء، پژوهشی درباره انجیل و مسیح، ترجمه و توضیحات سید هادی خسرو شاهی، ص234
@Christians
🔸تاکنون بارها از عقل ستیز بودن آموزه های مسیحی سخن به میان آمده و شواهدی از برخلاف عقل بودن مهمترین آموزه های مسیحیت از جمله تثلیث و تجسد ارائه گردیده است.
کلیساهای مسیحی نیز به ویژه این روزها با حجم گسترده ای از سوالات پیرامون نسبت مسیحیت و عقلانیت مواجه گردیده اند و مخاطبان کلیسا دست به پرسش گری در این زمینه زده اند.
آنچه مشخص است اقناع مخاطبان کلیسا در این زمینه چالش برانگیز ترین موضوعی است که کشیش های مسیحی با آن دست و پنجه نرم می کنند و به ان مبتلا شده اند.
🔸این موضوع بارها در سخنان اندیشمندان مسیحی و برخی از سران کلیسا نیز مطرح شده و موضوعات و سخنان گوناگونی در این زمینه مطرح شده است.
این مساله باعث شده تا درک مهمترین آموزه های مسیحیت نیز برای مسیحیان با ابهاماتی همراه باشد. الیستر مک گراث مسیحی درباره عدم تعریف قابل پذیرش از تثلیث برای مخاطبان کلیسا معتقد است که تثلیث در حقیقت برای کلیسا چندان روشنگر نیست
« بی گمان یکی از بزرگترین دشواریهایی که پژوهشگر با آن مواجه می شود اصطلاحات و واژگان مربوط به تثلیث می باشد. در مورد شخصیت - سه شخصیت،3 ذات- حداقل چیزی که می توان گفت این است که چندان روشنگر نیست» 1
🔸و یا اندیشمند دیگر مسیحی از عدم ارائه تصویر واضح و درست از عیسایی که هم زمان انسان و خداست توسط کلیسا اشاره دارد. موریس وایلز در این زمینه می نویسد
(( تعمیم های منفی ادعاهایی بسیار خطرناکند اما با این حال چنین به نظرم می رسد که کلیسا در سراسر تاریخ طولانی تلاش هایی که برای ارایه گزارشی معقول از مسیح کاملا انسانی و کاملا الوهی شده ، هرگز موفق نشده است که تصویری منسجم و قانع کننده ارایه کند)) 2
🔸جان هوردن اندیشمند مسیحی دیگر نیز در درباره همین مساله به لاینحل مانده آن اشاره دارد و می نویسد:
(( هدف بحث های مسیح شناسی این بود که روشن سازد که اگر عیسی الوهیت داشت پس بر روی زمین چه بود؟ .... بلافاصله این سوال پیش آمد که عیسی چگونه می توانست هم الوهیت داشته باشد و هم انسان باشد؟ چگونه ممکن بود خدا ...محدودیت های انسانی را به خود بگیرد، بسیاری این امر را غیر ممکن می دانستند.... در عین حال باید قبول کرد که این مساله که عیسی چگونه هم انسان است و هم خدا لاینحل مانده است. بعدا خواهیم دید که این مساله در الهیات جدید هم دوباره مطرح شده است)) 3
🔸در حقیقت عقل ستیزی آموزه های مسیحی همواره برای سران کلیسا و بزرگان مسیحیت چالش برانگیز و پر مخاطره بوده و همواره برای فرار از این پرسش گری ها با مخاطرات جدی مواجه گردیده اند.
این مسایل باعث شده تا یکی از متفکران غربی در این زمینه به نکته ای تامل برانگیز اشاره نموده و با جسارت مثال زدنی مسیحت را دینی مضر برای عقلانیت معرفی نماید .
⬅️ وین وود رید- یک متفکر غربی در این زمینه می نویسد:
« این دین برای عقل مضر است و از ما می خواهد که عقل در آستانه چنین مذهبی قربانی شود»
1-الیستر مک گراث، در آمدی بر الهیات مسیحی، ترجمه عیسی دیباج، ص320
2-عبدالرحیم سلیمانی اردستانی و محمد حسن محمدی مظفر ص36
3-ویلیام هوردن، راهنمای الهیات پروتستان، ترجمه طاطه وس میکاییلیان، ، ص20
4-کاشف الغطاء، پژوهشی درباره انجیل و مسیح، ترجمه و توضیحات سید هادی خسرو شاهی، ص234
@Christians
🔴 فدا و صلیب عیسی «ع» و آسیب به شایستگی و عدالت خداوند!
🔸توماس میشل مسیحی وقتی به تبیین و تحلیل اندیشه فدا و نظر الهیدانان مسیحی می پردازد؛ به سخن قابل توجهی اشاره می نماید. او از نظر برخی از الهیدانان مسیحی درباره نظریه فدا و صلیب عیسی «ع» به خاطر جبران گناهان بشر و گناه اولیه سخن گفته و از لطمه زدن این اعتقاد به عدالت خداوند سخن می گوید:
«البته متکلمان مسیحی عصر ما نظریه جبران را نیز نمی پذیرند زیرا این نظریه به مفهوم شایستگی و عدالت خدا آسیب می زند چون فرض را بر آن می گذارد که خدا خون مسیحی را می طلبد که از هر جهت بی گناه بود. تا با روش نابهنجاری که مبتنی بر شکنجه و مرگ سرخ است گناه دیگران را جبران کند. هیچ انسانی نمی تواند این روش ظالمانه و وحشیانه را بپذیرد.»1
🔸در حقیقت اینکه در مسیحیت پولسی خداوند گناه اولیه را که مسیحیان به آن معتقد هستند را به سایر نسل بشر سرایت داده و سبب گناه آلود گردیدن نسل بشر و حتی انبیاء و اولیاء الهی گردید، مساله ای است که همواره مورد سوال جدی بوده و امروزه نیز جزء سوال های پرتکراری است که به شکل های مختلف از کلیسا پرسیده می شود.
این مساله در طول تاریخ همواره مورد تردید و توجه برخی از اندیشمندان مسیحی قرار می گرفته است.برای نمونه تونی لین از قول آبلار نقل می کند که :
«حقیقتا ضرورت ریخته شدن فردی بی گناه به عنوان بهای یک چیز و اینکه قربانی شدن فرد بی گناهی باعث رضایت خاطر گردد چقدر بی رحمانه و شریرانه به نظر می رسد. چقدر تصور این امر مشکل است که خدا با مرگ فرزند خود آنقدر موافق باشد که به واسطه آن با کل جهان مصالحه کند! این سوال و سوال های مشابه آن مساله ای اساسی را در مورد رستگاری یا عادل شمرده شدن ما به واسطه مرگ خداوندمان عیسی مسیح در برابر ما قرار می دهد.» 2
به نظر می رسد پذیرش سرایت گناه آدم و حوا به نسل بشر و سپس بخشیده شدن آن تنها با صلیب عیسی و بدون نقش انسانها در آن همواره پرسش ها درباره عدالت و رفتار خداوند را در بر داشته است.
🔸جالب اینکه داستان سرایت گناه و داستان صلیب، هیچگاه در سخنان حضرت عیسی «ع» و حواریون وجود نداشت و به همین دلیل سوال ها درباره آن را بیش از پیش دامن می زد. در حقیقت بخشی از پرسش ها بخاطر سکوت حضرت عیسی«ع» و حواریون در این زمینه می باشد.
شواهد نشان می دهد که برخی از مسیحیان نیز به علت عدم درک این آموزه از مسیحیت جدا شده و این اعتقاد را با عدالت خداوند در تضاد می بینند.
🔸برای نمونه یکی از مستصرین اسکاتلندی در این باره معتقد است:
«کشیش های کلیسا می گویند که خداوند ، مسیح را که پسر اوست برای فدای گناه موروثی بشریت فرو فرستاده تا به صلیب کشیده شود به شهادت برسد و خدای گناهان انسان ها بشود و انسان ها آمرزیده شوند. مسیح چنین کرد و انسان ها را نجات داد.
این حرف بیهوده یکی از پایه های مهم مسیحیت و تعلیمات کلیسا است. خوب اگر آدم ابوالبشر گناه کرد آدمیزاده ها چرا گناه کار باشند؟ مسیح چرا کشته شود و کشته شدن او که یک گناه بزرگ بر گناه گذشته اضافه می کند. پس او چگونه نجات دهنده بشریت از گناه است؟ و صدها مسأله دیگر مرا گیج کرده بود. دانستم دلیل الهی اسلام بر آن است که مسیح کشته نشده است. و گناه آدم را خداوند بخشیده است. علاوه بر این هر کس مسؤل گناه شخصی خودش است و صدها مسأله دیگر برایم حل شده است.»
1-توماس میشل، کلام مسیحی، ص82
2-تونی لین، تاریخ تفکر مسیحی ، ص184
یحیی نوری، شناخت تحلیلی اسلام و برخی مسلک ها و ادیان، ص490
@Christians
🔸توماس میشل مسیحی وقتی به تبیین و تحلیل اندیشه فدا و نظر الهیدانان مسیحی می پردازد؛ به سخن قابل توجهی اشاره می نماید. او از نظر برخی از الهیدانان مسیحی درباره نظریه فدا و صلیب عیسی «ع» به خاطر جبران گناهان بشر و گناه اولیه سخن گفته و از لطمه زدن این اعتقاد به عدالت خداوند سخن می گوید:
«البته متکلمان مسیحی عصر ما نظریه جبران را نیز نمی پذیرند زیرا این نظریه به مفهوم شایستگی و عدالت خدا آسیب می زند چون فرض را بر آن می گذارد که خدا خون مسیحی را می طلبد که از هر جهت بی گناه بود. تا با روش نابهنجاری که مبتنی بر شکنجه و مرگ سرخ است گناه دیگران را جبران کند. هیچ انسانی نمی تواند این روش ظالمانه و وحشیانه را بپذیرد.»1
🔸در حقیقت اینکه در مسیحیت پولسی خداوند گناه اولیه را که مسیحیان به آن معتقد هستند را به سایر نسل بشر سرایت داده و سبب گناه آلود گردیدن نسل بشر و حتی انبیاء و اولیاء الهی گردید، مساله ای است که همواره مورد سوال جدی بوده و امروزه نیز جزء سوال های پرتکراری است که به شکل های مختلف از کلیسا پرسیده می شود.
این مساله در طول تاریخ همواره مورد تردید و توجه برخی از اندیشمندان مسیحی قرار می گرفته است.برای نمونه تونی لین از قول آبلار نقل می کند که :
«حقیقتا ضرورت ریخته شدن فردی بی گناه به عنوان بهای یک چیز و اینکه قربانی شدن فرد بی گناهی باعث رضایت خاطر گردد چقدر بی رحمانه و شریرانه به نظر می رسد. چقدر تصور این امر مشکل است که خدا با مرگ فرزند خود آنقدر موافق باشد که به واسطه آن با کل جهان مصالحه کند! این سوال و سوال های مشابه آن مساله ای اساسی را در مورد رستگاری یا عادل شمرده شدن ما به واسطه مرگ خداوندمان عیسی مسیح در برابر ما قرار می دهد.» 2
به نظر می رسد پذیرش سرایت گناه آدم و حوا به نسل بشر و سپس بخشیده شدن آن تنها با صلیب عیسی و بدون نقش انسانها در آن همواره پرسش ها درباره عدالت و رفتار خداوند را در بر داشته است.
🔸جالب اینکه داستان سرایت گناه و داستان صلیب، هیچگاه در سخنان حضرت عیسی «ع» و حواریون وجود نداشت و به همین دلیل سوال ها درباره آن را بیش از پیش دامن می زد. در حقیقت بخشی از پرسش ها بخاطر سکوت حضرت عیسی«ع» و حواریون در این زمینه می باشد.
شواهد نشان می دهد که برخی از مسیحیان نیز به علت عدم درک این آموزه از مسیحیت جدا شده و این اعتقاد را با عدالت خداوند در تضاد می بینند.
🔸برای نمونه یکی از مستصرین اسکاتلندی در این باره معتقد است:
«کشیش های کلیسا می گویند که خداوند ، مسیح را که پسر اوست برای فدای گناه موروثی بشریت فرو فرستاده تا به صلیب کشیده شود به شهادت برسد و خدای گناهان انسان ها بشود و انسان ها آمرزیده شوند. مسیح چنین کرد و انسان ها را نجات داد.
این حرف بیهوده یکی از پایه های مهم مسیحیت و تعلیمات کلیسا است. خوب اگر آدم ابوالبشر گناه کرد آدمیزاده ها چرا گناه کار باشند؟ مسیح چرا کشته شود و کشته شدن او که یک گناه بزرگ بر گناه گذشته اضافه می کند. پس او چگونه نجات دهنده بشریت از گناه است؟ و صدها مسأله دیگر مرا گیج کرده بود. دانستم دلیل الهی اسلام بر آن است که مسیح کشته نشده است. و گناه آدم را خداوند بخشیده است. علاوه بر این هر کس مسؤل گناه شخصی خودش است و صدها مسأله دیگر برایم حل شده است.»
1-توماس میشل، کلام مسیحی، ص82
2-تونی لین، تاریخ تفکر مسیحی ، ص184
یحیی نوری، شناخت تحلیلی اسلام و برخی مسلک ها و ادیان، ص490
@Christians
❌ چالش مسیحیان در درک تثلیث!
✍️بی شک فهم و درک تثلیث در میان مسیحیان یکی از بزرگترین مشکلات و چالش های پیش روی آنان در طول قرن های متمادی می باشد. آموزه ای که نه تنها در کتاب مقدس به آن اشاره نشده؛ بلکه حتی به اعتراف برخی از اندیشمندان مسیحی کلمه سه گانه و تثلیث در کتاب مقدس وجود ندارد. 1 و تنها کنایه های در این زمینه یافت می شود.2 در حقیقت سوال اساسی از کتاب مقدس این است که آیا به راستی تثلیث به عنوان مهمترین آموزه مسیحی می توانست کورد غفلت حضرت عیسی و حواریون و نویسندگان کتاب مقدس قرار بگیرد؟!
🔶همچنین مسیحیان در اثبات عقلانی این آموزه نیز با چالش مواجه شده اند و تنها به لزوم ایمان آوردن به مسیحیت برای درک این آموزه عقل ستیز تاکید دارند.
شاید یکی از بزرگترین و ابتدایی ترین نقدها بر تثلیث را کشیش آریوس یکی از بزرگترین کشیش های مسیحیت و در شورای نیقیه مطرح نمود و نشان داد که درک و اثبات تثلیث دشوارهای های زیادی دارد که قابل پذیرش نیستاو در این شورا گفت (( مسیح با آفریننده یکی نیست؛ .... او چنین استدلال کرد((اگر پسر به وسیله پدر به وجود آمده است باید در زمان به وجود آمده باشد (حادث باشد) در این صورت نمی تواند با پدر از لحاظ ابدیت یکسان باشد. به علاوه اگر مسیح آفریده شده است باید کلمه از عدم به وجود آمده باشد نه از ذات پدر پس با پدر از یک ذات نبوده است» 3
تا به امروز نیز بسیاری از مسیحیان به غیر قابل درک بودن این مساله اشاره کرده اند تا جایی که این مساله را باعث سرگردانی و گمراهی و اضطراب برخی از مسیحیان بر شمرده اند.
🔶ولتر اوسکارلند برگ (دانشمند فیزیولوژی و بیوشیمی آمریکا) به نکته تامل برانگیزی در نتایج اعتقاد به
تثلیث اشاره می نماید. او به صراحت یکی از نتایج تثلیث را اعراض و انصراف از خداشناسی
بر می شمارد.
«در خانواده های مسیحی اغلب اطفال در اوایل عمر به وجود خدایی شبیه انسان ایمان می آورند.
مثل این که بشر به شکل خدا آفریده شده است. این افراد هنگامی که وارد محیط علمی می شوندو
به فراگرفتن و تمرین مسایل علمی اشتغال می ورزند این مفهوم انسانی شکل و ضعیف خداوند
نمی تواند با دلیل منطقی و مفاهیم علمی جور در بیاید. در نتیجه بعد از مدتی که امید هرگونه
سفارشی از بین می رود مفهوم خدا نیز به کلی متروک و از صحنه فکر خارج می شود
و احساس این که در ایمان به خدا قبلاً اشتباه شده و هم چنین عوامل روانی دیگر باعث می شوند
که شخص از نارسایی این مفهوم بیمناک می شود و از خدا شناسی اعراض و انصراف حاصل
می کند» 4
🔸تولستوی نیز در کتاب اعتراف خود به نکته قابل تاملی اشاره می نماید
(( به خود گفتم که او وجود دارد و فقط در همین لحظه که وجود او را تصدیثق کردم حیات
در من دمیده شد. و من امکان زندگی را احساس کردم. و لذت وجود را درک نمودم.
اما چون پس از تصدیق به وجود خدا در پی آن رفتم که نسبت او را با خود بدانم و چون در این مقام
به تبعیت قوم تصور خدایی را کردم که خالق ما است و در 3 شخص تجلی کرده و پسر خویش عیسی
مسیح- نجات دهنده مارا – فرستاده است آن خدا باز از من و جهان جدا گشت و چون تکه یخی
در مقابل دیدگانم آب شد. و باز چیزی در من باقی نماندو باز چشمه حیات در من خشک شد.
و من همچنان مایوس ماندم) 5
⬅️ بنابراین آنچه مشخص است جامعه مسیحی برای درک تثلیث همواره با شبهات و سوالات جدی مواجه بوده است و پاسخ های کلیسا هیچ گاه نتوانسته آنها را اقناع کند تا جایی که دچار بحران شده اند.
1-عبدالرحیم سلیمانی اردستانی ، درآمدی بر الهیات تطبیقی اسلام و مسیحیت ، ص131
2-مستر هاکس، قاموس کتاب مقدس،ص345
3-ویل دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه حمید عنایت، ج3، ص768
4-جان کلوور مونسما، اثبات وجود خدا،ترجمه آرام، امین مجتهدی، ص59
5-مصطفی حسینی طباطبایی، دعوت مسیحیان به توحید در پرتو تعالیم قرآن و انجیل، نقل از تولستوی، اعتراف، ترجمه هوشمند فتح اعظم،ص 89- 90
@Christians
✍️بی شک فهم و درک تثلیث در میان مسیحیان یکی از بزرگترین مشکلات و چالش های پیش روی آنان در طول قرن های متمادی می باشد. آموزه ای که نه تنها در کتاب مقدس به آن اشاره نشده؛ بلکه حتی به اعتراف برخی از اندیشمندان مسیحی کلمه سه گانه و تثلیث در کتاب مقدس وجود ندارد. 1 و تنها کنایه های در این زمینه یافت می شود.2 در حقیقت سوال اساسی از کتاب مقدس این است که آیا به راستی تثلیث به عنوان مهمترین آموزه مسیحی می توانست کورد غفلت حضرت عیسی و حواریون و نویسندگان کتاب مقدس قرار بگیرد؟!
🔶همچنین مسیحیان در اثبات عقلانی این آموزه نیز با چالش مواجه شده اند و تنها به لزوم ایمان آوردن به مسیحیت برای درک این آموزه عقل ستیز تاکید دارند.
شاید یکی از بزرگترین و ابتدایی ترین نقدها بر تثلیث را کشیش آریوس یکی از بزرگترین کشیش های مسیحیت و در شورای نیقیه مطرح نمود و نشان داد که درک و اثبات تثلیث دشوارهای های زیادی دارد که قابل پذیرش نیستاو در این شورا گفت (( مسیح با آفریننده یکی نیست؛ .... او چنین استدلال کرد((اگر پسر به وسیله پدر به وجود آمده است باید در زمان به وجود آمده باشد (حادث باشد) در این صورت نمی تواند با پدر از لحاظ ابدیت یکسان باشد. به علاوه اگر مسیح آفریده شده است باید کلمه از عدم به وجود آمده باشد نه از ذات پدر پس با پدر از یک ذات نبوده است» 3
تا به امروز نیز بسیاری از مسیحیان به غیر قابل درک بودن این مساله اشاره کرده اند تا جایی که این مساله را باعث سرگردانی و گمراهی و اضطراب برخی از مسیحیان بر شمرده اند.
🔶ولتر اوسکارلند برگ (دانشمند فیزیولوژی و بیوشیمی آمریکا) به نکته تامل برانگیزی در نتایج اعتقاد به
تثلیث اشاره می نماید. او به صراحت یکی از نتایج تثلیث را اعراض و انصراف از خداشناسی
بر می شمارد.
«در خانواده های مسیحی اغلب اطفال در اوایل عمر به وجود خدایی شبیه انسان ایمان می آورند.
مثل این که بشر به شکل خدا آفریده شده است. این افراد هنگامی که وارد محیط علمی می شوندو
به فراگرفتن و تمرین مسایل علمی اشتغال می ورزند این مفهوم انسانی شکل و ضعیف خداوند
نمی تواند با دلیل منطقی و مفاهیم علمی جور در بیاید. در نتیجه بعد از مدتی که امید هرگونه
سفارشی از بین می رود مفهوم خدا نیز به کلی متروک و از صحنه فکر خارج می شود
و احساس این که در ایمان به خدا قبلاً اشتباه شده و هم چنین عوامل روانی دیگر باعث می شوند
که شخص از نارسایی این مفهوم بیمناک می شود و از خدا شناسی اعراض و انصراف حاصل
می کند» 4
🔸تولستوی نیز در کتاب اعتراف خود به نکته قابل تاملی اشاره می نماید
(( به خود گفتم که او وجود دارد و فقط در همین لحظه که وجود او را تصدیثق کردم حیات
در من دمیده شد. و من امکان زندگی را احساس کردم. و لذت وجود را درک نمودم.
اما چون پس از تصدیق به وجود خدا در پی آن رفتم که نسبت او را با خود بدانم و چون در این مقام
به تبعیت قوم تصور خدایی را کردم که خالق ما است و در 3 شخص تجلی کرده و پسر خویش عیسی
مسیح- نجات دهنده مارا – فرستاده است آن خدا باز از من و جهان جدا گشت و چون تکه یخی
در مقابل دیدگانم آب شد. و باز چیزی در من باقی نماندو باز چشمه حیات در من خشک شد.
و من همچنان مایوس ماندم) 5
⬅️ بنابراین آنچه مشخص است جامعه مسیحی برای درک تثلیث همواره با شبهات و سوالات جدی مواجه بوده است و پاسخ های کلیسا هیچ گاه نتوانسته آنها را اقناع کند تا جایی که دچار بحران شده اند.
1-عبدالرحیم سلیمانی اردستانی ، درآمدی بر الهیات تطبیقی اسلام و مسیحیت ، ص131
2-مستر هاکس، قاموس کتاب مقدس،ص345
3-ویل دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه حمید عنایت، ج3، ص768
4-جان کلوور مونسما، اثبات وجود خدا،ترجمه آرام، امین مجتهدی، ص59
5-مصطفی حسینی طباطبایی، دعوت مسیحیان به توحید در پرتو تعالیم قرآن و انجیل، نقل از تولستوی، اعتراف، ترجمه هوشمند فتح اعظم،ص 89- 90
@Christians
✍️آیا خدای کتاب مقدس تنها محبت است؟
🔸مسیحیان بسیار تلاش دارند تا درباره خداوند تنها از محبت و عشق بگویند؛ اما واقعیت این است که خدایی که کتاب مقدس مسیحیان معرفی می کند از خشم و مجازات نیز سخن می گوید.
در حقیقت اگر چه کتاب مقدس اعلام می کند که خدا محبت است ( اول یوحنا 4: 8) اما بارها در کتاب مقدس به جنبه مجازات خداوند و خشم بر برخی از بندگان سخن به میان می آید. کشیش هایمز معتقد است این اعتقاد که خدا فقط خدای محبت است و هیچ وقت مجازات نمی کند، از عقاید از کتاب مقدس نیست و ایده ای انسانی است و خدای حقیقی را توضیح نمی دهند. و خدای کتاب مقدس خدایی خشمگین جبار و مهیب است.
🔸خشم خداوند و داوری او آموزه هایی هستند که در سرتاسر کتاب مقدس؛ هم در عهد عتیق و هم در عهد جدید دیده می شوند. در تثنیه در توصیف خداوند آمده است : «زیرا که یهوه خدای شما خدای خدایان و رب الارباب و خدای عظیم و جبار و مهیب است » (تثنیه ۱۰ :۱۷).و سپس می گوید: «از یهوه خدای خود بترس، و او را عبادت نما» (تثنیه ۱۰ :۲۰). خدا به اشعیاء نبی گفت، «ایشان را به غضب خود پایمال کردم» (اشعیاء ۶۳ :۳). نحمیاء نبی او را چنین خطاب نمود، «ای خدای عظیم و مهیب»(نحمیا ۱ :۵). دانیال نبی او را چنین نامید: «ای خداوند خدای عظیم و ترسناک » (دانیال ۹ :۴). ناحوم اینگونه او را توصیف میکند : یهوه خدای غیور و انتقامگیرنده است. خداوند انتقامگیرنده و صاحب غضب است. خداوند از دشمنان خویش انتقام میگیرد و برای خصمان خود خشم را نگاه میدارد (ناحُوم 1: 2) ارمیا از قول خداوند می پرسد:« آیا از من نمیترسید و آیا از حضور من نمیلرزید …( ارمیا 5: 22) داوود در مزامیر می گوید : … هر روزه خدا خشمناک میشود. (مزمور 7: 11 )
🔶 کسی ممکن است بگوید، "آن خدا خدای عهد عتیق است. من به خدای عهد جدید ایمان دارم. این در حالی است که عهد جدید تمام عهد عتیق را تائید می کند و می گوید « تمامی کتب از الهام خداست و بجهت تعلیم... مفید است» (دوم تیموتائوس« 3: 16» علاوه اینکه خدای عهد جدید نیز خدای خشم است. مسیح میگوید: « از او (خدا) بترسید که قادر است بر هلاک کردن روح و جسم را نیز در جهنّم. (متی 10: 28) پولس می گوید : ، "افتادن به دست خدای زنده چیز هولناکی است» (عبرانیان ۱۰ :۳۱). در دوم قرنتیان ۵: 11، نیز از لزوم ترس از خدا سخن می گوید. و عیسی مسیح نیز ایمانداران را از عذاب هولناک جهنم میترساند و می فرماید« و ایشان در عذاب جاودانی خواهند رفت» (متی ۲۵ :۴۶). و وعده داد که :« ایشان را به تنور آتش خواهند انداخت، جایی که گریه و فشار دندان بود» (متی 13: 41-42).و «و گنهکاران در حضور مسیح به آتش و کبریت، معذب خواهد شد، و دود عذاب ایشان تا ابدالاباد بالا می رود... شبانه روزی آرامی ندارند" «مکاشفه 14: 10-11»
🔸این خشم الهی نمود واضحی در الهیات مسیحی نیز دارد زمانی که آدم و حوا گناه می کنند خداوند آنقدر از این گناه خشمگین می شود که در رومیان 1: 18 می گوید « غضب خدا از آسمان بر هر گونه گناه و شرارت مردمی نازل میشود.»بنا بر این خدا قصد دارد از او انتقام بگیرد. در این میان باید خونی ریخته شود تا خشم خدا فرو نشیند .پولس به رومیان می نویسد : « بوسیلۀ خود او از غضب خدا خواهیم رست وقتی ما با خدا دشمن بودیم » ( رومیان 5: 9-10)
⬅️دکتر لوید-جونز گفته است: «مشکل عمده کسانی که به آموزه خشم خدا اعتقادی ندارند این است که آنان به مکاشفه کتاب مقدسی خداوند ایمان ندارند. آنان خدای خودشان را ساخته اند. اگر ایده داوری خدا را از کتاب مقدس بیرون آوریم چیز زیادی از آن باقی نمی ماند »
@Christians
🔸مسیحیان بسیار تلاش دارند تا درباره خداوند تنها از محبت و عشق بگویند؛ اما واقعیت این است که خدایی که کتاب مقدس مسیحیان معرفی می کند از خشم و مجازات نیز سخن می گوید.
در حقیقت اگر چه کتاب مقدس اعلام می کند که خدا محبت است ( اول یوحنا 4: 8) اما بارها در کتاب مقدس به جنبه مجازات خداوند و خشم بر برخی از بندگان سخن به میان می آید. کشیش هایمز معتقد است این اعتقاد که خدا فقط خدای محبت است و هیچ وقت مجازات نمی کند، از عقاید از کتاب مقدس نیست و ایده ای انسانی است و خدای حقیقی را توضیح نمی دهند. و خدای کتاب مقدس خدایی خشمگین جبار و مهیب است.
🔸خشم خداوند و داوری او آموزه هایی هستند که در سرتاسر کتاب مقدس؛ هم در عهد عتیق و هم در عهد جدید دیده می شوند. در تثنیه در توصیف خداوند آمده است : «زیرا که یهوه خدای شما خدای خدایان و رب الارباب و خدای عظیم و جبار و مهیب است » (تثنیه ۱۰ :۱۷).و سپس می گوید: «از یهوه خدای خود بترس، و او را عبادت نما» (تثنیه ۱۰ :۲۰). خدا به اشعیاء نبی گفت، «ایشان را به غضب خود پایمال کردم» (اشعیاء ۶۳ :۳). نحمیاء نبی او را چنین خطاب نمود، «ای خدای عظیم و مهیب»(نحمیا ۱ :۵). دانیال نبی او را چنین نامید: «ای خداوند خدای عظیم و ترسناک » (دانیال ۹ :۴). ناحوم اینگونه او را توصیف میکند : یهوه خدای غیور و انتقامگیرنده است. خداوند انتقامگیرنده و صاحب غضب است. خداوند از دشمنان خویش انتقام میگیرد و برای خصمان خود خشم را نگاه میدارد (ناحُوم 1: 2) ارمیا از قول خداوند می پرسد:« آیا از من نمیترسید و آیا از حضور من نمیلرزید …( ارمیا 5: 22) داوود در مزامیر می گوید : … هر روزه خدا خشمناک میشود. (مزمور 7: 11 )
🔶 کسی ممکن است بگوید، "آن خدا خدای عهد عتیق است. من به خدای عهد جدید ایمان دارم. این در حالی است که عهد جدید تمام عهد عتیق را تائید می کند و می گوید « تمامی کتب از الهام خداست و بجهت تعلیم... مفید است» (دوم تیموتائوس« 3: 16» علاوه اینکه خدای عهد جدید نیز خدای خشم است. مسیح میگوید: « از او (خدا) بترسید که قادر است بر هلاک کردن روح و جسم را نیز در جهنّم. (متی 10: 28) پولس می گوید : ، "افتادن به دست خدای زنده چیز هولناکی است» (عبرانیان ۱۰ :۳۱). در دوم قرنتیان ۵: 11، نیز از لزوم ترس از خدا سخن می گوید. و عیسی مسیح نیز ایمانداران را از عذاب هولناک جهنم میترساند و می فرماید« و ایشان در عذاب جاودانی خواهند رفت» (متی ۲۵ :۴۶). و وعده داد که :« ایشان را به تنور آتش خواهند انداخت، جایی که گریه و فشار دندان بود» (متی 13: 41-42).و «و گنهکاران در حضور مسیح به آتش و کبریت، معذب خواهد شد، و دود عذاب ایشان تا ابدالاباد بالا می رود... شبانه روزی آرامی ندارند" «مکاشفه 14: 10-11»
🔸این خشم الهی نمود واضحی در الهیات مسیحی نیز دارد زمانی که آدم و حوا گناه می کنند خداوند آنقدر از این گناه خشمگین می شود که در رومیان 1: 18 می گوید « غضب خدا از آسمان بر هر گونه گناه و شرارت مردمی نازل میشود.»بنا بر این خدا قصد دارد از او انتقام بگیرد. در این میان باید خونی ریخته شود تا خشم خدا فرو نشیند .پولس به رومیان می نویسد : « بوسیلۀ خود او از غضب خدا خواهیم رست وقتی ما با خدا دشمن بودیم » ( رومیان 5: 9-10)
⬅️دکتر لوید-جونز گفته است: «مشکل عمده کسانی که به آموزه خشم خدا اعتقادی ندارند این است که آنان به مکاشفه کتاب مقدسی خداوند ایمان ندارند. آنان خدای خودشان را ساخته اند. اگر ایده داوری خدا را از کتاب مقدس بیرون آوریم چیز زیادی از آن باقی نمی ماند »
@Christians