English 4 Life
18.7K subscribers
2.86K photos
1.02K videos
127 files
92 links
گرامر
اصطلاح
۱۱۰۰واژه،۵۰۴
داستان کوتاه،اهنگهای انگلیسی
انیمیشن
با تدریس اساتیدمجرب
.
.
.

.
Download Telegram
#لغت
🌷Materialize
"مِتیریِ لایز"
🍀 پدیدار شدن،اتفاق افتادن
The figure of a man suddenly materialized in the shadows.
شمایل یک مرد ناگهان در سایه ها پدیدار شد.
‍ #مکالمه


🌷A: That was a nice funeral.
"ذَت واز اِ نایس فیونِرِل"
🍀مراسم تشییع خوبی بود.

🌷B: Yes, dad, it was.
"یس دَد ایت واز"
🍀بله پدر همین طور بود.

🌷A: The son gave a nice speech about his father.

"ذ سان گِیو اِ نایس اسپیچ اِباوت هیز فاذر"
🍀پسر سخنرانی زیبایی در مورد پدرش داشت.

🌷B: It was long, too.

‌"ایت واز لانگ تو"

🍀طولانی هم بود.

🌷A: I think it was about 45 minutes long.

"آی ثینک ایت واز اِبات فُرتی فایو مِنِتس لانگ"
🍀من فکر می کنم حدود 45 دقیقه طول کشید.

🌷B: But it went by fast. It was interesting.

"بات ایت ونت بای فَست.ایت واز اینتِرستینگ "
🍀اما سریع گذشت. جالب بود.


🌷A: I liked it.
"آی لایکیت"

🍀خوشم آمد.

🌷B: I’ll give you a speech like that, too.
"آیل گیو یو اِ اسپیچ لایک ذت تو"

🍀من هم سخنرانی مانند آن ارائه خواهم داد.

🌷A: Do you think anyone will come to my funeral?
"دو یو ثینک اِنی وان ویل کام تو مای فیو نِرال"
🍀آیا شما فکر می کنید کسی به تشییع جنازه من خواهد آمد؟

🌷B: Of course.
"اف کُرس"

🍀البته.


🌷A: I think only the family will be there.
"آی ثینک اُنلی ذ فَمیلی ویل بی ذر"
🍀من فکر می کنم فقط فامیلها (خانواده) خواهند بود.

🌷B: You have lots of friends. They will be there, too!
"یو هَو لاتس اف فِرِندز ذی ویل بی ذِر تو"

🍀شما تعداد زیادی دوست دارید.آنها هم خواهند بود.
🏯🏯 #مکالمه در هتل 🏯🏯

سوال 👇❤️

How much are your rooms?
سلام، قیمت اتاقهاتون چقدره؟

Hi, what are your rates?
سلام ، قیمتهاتون (نرخ) چنده ؟

Hello, how much is a room?
سلام ، قیمت یه اتاق چنده ؟
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰

جواب 👇❤️
“Our rooms start at $79 for a basic room”
اتاقهامون از 79 دلار شروع میشن برای یه اتاق ساده.

“Our rooms start at $79 for a standard room and go up to $300 for a suite”
اتاقهامون از 79 دلار شروع میشه برای اتاق استاندارد و تا 300 دلار بالا میره برای یه سوئیت.
🌹وقتی میخوایم توی مکالمه روزمره از تعداد استفاده کنیم, اینجوری میگیم:

🔷 One or so
🔴یکی دو تا

🔷A week or so
🔴یکی دو هفته

🔷A month or so
🔴یکی دو ماه

🔷A year or so
🔴یکی دو سال
📝جملاتی مفید و کاربردی با Usually

📝🌷Cats usually hate dogs.
🍀گربه ها معمولا" از سگ ها بدشان می آید.

📝🌷I usually wake up at seven.
🍀من معمولا" ساعت هفت بیدار میشوم

📝🌷I usually get up at eight.
🍀من معمولا ساعت هشت از تخت بلند میشوم

📝🌷I usually shower at night.
🍀من معمولا شبها دوش میگیرم.

📝🌷She usually gets up early.
🍀او معمولا زود بلند میشود

📝🌷When do you usually get up?
🍀تو معمولا چه زمانی بلند میشوی؟

📝🌷I don't usually eat red meat.
🍀من معمولا گوشت قرمز نمیخورم

📝🌷I usually go to school by bus.
🍀من معمولا با اتوبوس به مدرسه میروم

📝🌷Marya usually goes to bed at ten.
🍀ماریا معمولا ساعت ده به رختخواب میرود

📝🌷I usually have a light breakfast.
🍀من معمولا صبحانه سبک میخورم/ دارم

📝🌷I usually take a bath after dinner.
🍀من معمولا بعد از شام حمام میکنم

📝🌷What time do you usually go to bed?
🍀معمولا چه زمانی به رختخواب میروی؟

📝🌷Marya usually goes to bed at ten-forty.
🍀ماریا معمولا ده و چهل دقیقه به رختخواب میرود

📝🌷I don't usually have to work on Sundays.
🍀من معمولا مجبور نیستم که یکشنبه ها کار کنم
‍ #مکالمات_کاربردی


💰مکالمه در بانک واریز کردن💰

🌷How are things with you?
🍀احوالتون چطوره؟
🌷I’m fine. Thank you.
🍀خوبم. ممنون
🌷How may I help you?
🍀چطور می توانم کمکتون کنم؟

🌷I need to make a deposit.
🍀من می خواهم یک واریز انجام دهم.

🌷Will you be depositing cash or a check?
🍀آیا شما به صورت نقد واریز خواهید کرد یا چک؟

🌷I will be depositing cash.
🍀به صورت نقد واریز خواهم کرد.

🌷How much would you like to deposit?
🍀چقدر می خواهید واریز کنید

🌷It’s going to be $300.
🍀مبلغ واریزی 300 دلار است.

🌷What account would you like to deposit that into?
🍀آن را می خواهید به چه حسابی واریز کنید؟
🌷Could you deposit that into my checking account, please?
🍀می توانید لطفا آن را به حساب جاری ام واریز کنید؟

🌷Can I do anything else for you today?
🍀آیا کار دیگری هست که بتوانم برایتان انجام دهم؟

🌷That’ll be all. Thank you very much.
🍀همه کارم همین بود. از شما خیلی متشکرم.
‍ #عبارات_مفید 《ازدواج》


💍💍نامزدی (engagement)

👩‍❤️‍👩ریچل و الکساندر دو هفته پیش نامزد شدند.
Rachel and Alexander got engaged two weeks ago.

👩‍❤️‍👩ریچل نامزد الکساندر شد.
Rachel got engaged to Alexander.

💑ریچل و الکساندر نامزد هستند.
Rachel and Alexander are engaged.

💑ریچل نامزد الکساندر است.
Rachel is engaged to Alexander

💑کی نامزد شدید؟
When did you get engaged?

💑چه مدتی است که نامزد هستید؟
How long have you been engaged?

✅✅برای واژه نامزد اگر مذکر باشد از fiancéو اگر مونث باشد ازfiancéeاستفاده می شود. لازم به ذکر است تلفظ هر دو کلمه یکی است.

💑این الکساندر است. او نامزدم است.
This is Alexander. He’s my fiancé
😱ویژگیهای منفی (negative adjectives)

🌷Windbag/ویند بگ
🍀آدم وراج

🌷Wet blanket/وِت بلَنکِت
🍀آدم ضد حال

🌷Busybody = nosy parker
/بِزی بادی/نوزی پارکر
🍀آدم فضول

🌷Pain in the neck/ پِین این ذِ نِک
🍀ملال آور ، مایه درد سر

🌷Scatterbrain/اسکتر برِین
🍀آدم حواس پرت ، گیج

🌷Mama's boy/مامِز بوی
🍀آدم بچه ننه

🌷Pushover/پوش اُور
🍀ضعیف و زود متقاعد شونده

🌷Troublemaker/ترابل مِیکِر
🍀آدم دردسر ساز

🌷Social climber/سوشِل کلایمِر
🍀آدم جاه طلب.,کسی که با نفوذ و رابطه جایی را به دست می آورد.

◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️
🎡🏯🏰کلمات مربوط به مکان ها

🌷local library
"لُوکِل لایبرری"
⭕️توجه کنید که لوکال تلفظ نکنید
🍀کتابخانه محلی
🌷Swimming pool
"سْویمینگ پول"
🍀استخر
🌷cafeteria
"کَفِ تریا"
🍀کافه تریا
🌷Cottage
"کاتِج"
🍀کلبه , خانه روستایی
🌷parliament ‌
"پارلِمِنت"
🍀پارلمان
🌷 accommodation
"اِکامِدِیشن"
🍀محل اقامت
🌷restaurant
"رِستورانت "
🍀رستوران
🌷Canteen
"کَنتین"
🍀غذا خوری
🌷cafe
🍀کافه
"کَ فِی
🌷bookshop
"بوک شاپ"
🍀کتابفروشی
🌷sports center
"اسپورتس سنتر"
🍀مرکز ورزشی
🌷 city Council
"سیتی کونسل "
🍀شورای شهر
🌷 dance studio
"دَنس استودیو"
🍀استودیوی رقص
🌷 park
"پارک"
🍀پارک
🌷 conversation club
"کانورسِیشن کلاب"
🍀باشگاه مکالمه
🌷 kindergarten
"کیندر گارتن"

🍀مهد کودک
#اصطلاحات_روزمره

At the end of a conversation with someone you have just met, you could say the following:


در پایان مکالمه خود با فردی که دیدار کردید جمله های زیر و میتونید بیان کنید!

Formal and Informal👈رسمی و غیر رسمی

💚It was nice meeting you .
💚Nice meeting you too .


Informal👈موقعیت غیر رسمی

❤️It was lovely meeting you .
❤️You too .


Informal👈موقعیت غیررسمی

💚It was nice to have met you .
💚You too .
 

Formal👈موقعیت رسمی

💚It’s been a pleasure meeting you .
💚The pleasure is mine .

 

Informal👈موقعیت غیر رسمی

❤️I’ve enjoyed meeting you .
❤️You too .
 

1_🍀تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
2_🍀روزی سراغ وقت من آئی که نیستم
3_🍀در آستان مرگ که زندان زندگیست
4_🍀تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم
5_🍀پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل
6_🍀یک روز خنده کردم و عمری گریستم.

1_🌷As long as I am with you, you never know who I am

2_🌷One day you will come right up to me that I no longer exist.

3_🌷On the threshold of death which is life's prison

4_🌷I cannot accuse myself that I truly lived

5_🌷It is clear from rose water of my tears that I am as same as a flower

6_🌷one day I laughed and cried the rest.

شعر شهریار
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
لغت با حروف اضافه خاص:
۱- (be) accustomed to
عادت داشتن به
۲-(be) good at
خوب بودن در
۳-acquainted to
آشنا با
۴-adequate for
مناسب برای
۵- afraid of
ترسیده از
۶-ashamed of
خجالت زده از
۷-attentive to
متوجه به
۸- bored with
خسته از
۹-capable of
توانا در
۱۰-composed of
متشکل از
۱۱-coverd with
پوشیده از
۱۲-envious of
حسود به
۱۳-excoted about
هیجان زده از
۱۴-far from
دور از
۱۵-fond of
علاقمند به
۱۶-frightened of
ترسیده از
۱۷-happy about
خوشحال از
۱۸-hopeful of
امیدوار به
۱۹-indiffrent to
بی تفاوت به
۲۰-inferior to
پست تر از
۲۱-innocent of
بی گناه در
۲۲-insisten on/upon
مصر بر
۲۳-involved in
دخالت داشتن در
۲۴-uninvolved in
دخالت نداشتن در
۲۵-jealous of
حسود به
۲۶-konwn for
معروف به
۲۷- nervous about
عصبی از
۲۸-pleased with
راضی از
۲۹-proud of
مفتخر به
۳۰-qualified for
لایق در
۳۱- regrdless of
صرف نظر از
۳۲-sad about
ناراحت از
۳۳-satisfied with
راضی از
۳۴-sick of
دلزده از
۳۵-superior to
برتر از
۳۶-supportive of
حامی
۳۷-suprised at/by
متعجب از
۳۸-suspected of
مظنون به
۳۹-tired of
خسته از
🌺Shes a liar liar
🍋يه روده راست تو شکمش پيدا نميشه

🌺She was born on the wrong side of the bed
🍋حرام زاده

🌺I wasn
t born yesterday
🍋موهامو تو اسياب سفيد نکردم

🌺talk of devils
🍋حلال زاده

🌺rool the red carpet for somebody
🍋جلوي کسي گاو کشتن...احترام خيلي زياد

🌺to flatter // to kissup somebody
🍋پاچه خواري

🌺apple polisher
🍋پاچه خوار

🌺give someone lip service
🍋شير کردن کسي با حرف

🌺chicken chicken
🍋چقدر ترسو
✅✅اصطلاحات خیلی مفید✅✅

1) You are doing some string pulling.
داری پارتی بازی می کنی.

2) Don't raise your voice.
صدا تو بلند نکن.

3) He is a yes-man.
از ان بله قربان گوهاست.


4) The place is deserted.
پرنده پر نمی زند.

5) What a hope.
بزک نمیر بهار میاد.

6) He is still very green.
هنوز بچه است.
🍃🌸 خداحافظی های ساده که میتونیم در مکالمات ازشون استفاده کنیم 🌸🍃

☘ Goodbye / bye / bye-bye

☘ So long

☘ Ta-ta (informal)

☘ Good bye until later

☘ Good day / Good evening / Good night

☘ Good bye until next time

☘ Good bye for now

☘ See you later

☘ See you later,alligator (slang,informal )

☘ I'll try to catch you later

☘ I'll catch you later

☘ I'll take you soon

☘ Let's get together soon

☘ I'll be seeing you

☘ I'll see you real soon

☘ See you / see ya (informal )

☘ See you around

☘ See you in a little while

☘ See you then
✅shining example
نمونه بارز..
مثال کامل

👇👇
She's a shining example of a good mother..

او نمونه بارزی از یک مادر خوب است..
~~~~~~~~~~~~~~~~~
She's a shining example of what people with disabilities can achieve.
او نمونه بارزی از آن چیزی است که افراد معلول میتوانند
به آن دست یابند.
✅Or else !!

وگرنه (هر چی دیدی از چشم خودت دیدی)
👇👇

Do what I say, or else.

اون کاری که من میگم رو بکن..وگرنه هر چی دیدی از چشم.خودت دیدی..
🔷 Stand somebody up

👉 To fail to appear for a date or social engagement.

🔶 سرکار گذاشتن، قال گذاشتن، کاشتن

✳️ Jane was very angry because her new friend stood her up on their second date. She waited over an hour for him before returning home.
✳️ جین خیلی عصبانی بود چون دوست جدیدش در دومین قرارشون اونو قال گذاشت. او یک ساعت منتظر او موند و بعد به خونه برگشت.

✳️ She was meant to be going out with Adam last night, but she stood him up.
✳️ دیشب قرار بود با آدام بیرون بره اما اونو قال گذاشت.
🔷 Stand out (from/against something) = Stick out

👉 To be easily visible or noticeable.

🔶 برجسته/شاخص/متمایز/معلوم/روشن/مشهور/بارز/آشکار/کاملا مشخص بودن

✳️ Her bright red hair makes her stand out from others in the group.
✳️ موی قرمز روشن، او را از دیگر افراد گروه متمایز می‌کنه.

✳️ Brandon Styles is a tall, distinguished gentleman who stands out in any crowd.
✳️ براندن استایلز آقای بلند قد و سرشناسی است که بین هر جمعیتی کاملا مشخص هستند.

✳️ The bright lettering stands out well from the dark background.
✳️ حروف روشن و براق در یک زمینه تیره کاملا آشکار است.

✳️ You must realize that he's not being honest with you - it stands out a mile.
✳️ باید بفهمی که او با تو صداقت نداره، این مسئله از یه فرسخی معلومه (روشنه).
🔷 Stand a chance (of)

👉 To have the possibility of accomplishing something.

🔶 شانس داشتن/آوردن، بخت داشتن، موقعیت داشتن، احتمال (چیزی) زیاد بودن

✳️ The woman injured in the serious train accident doesn't stand much chance of surviving.
✳️ زنی که در تصادف شدید قطار مجروح شده شانس زیادی برای زنده ماندن نداره.

✳️ The New York baseball team stands a good chance of winning the World Series this year.
✳️ تیم بیسبال نیویورک بخت زیادی در بردن مسابقات جهانی امسال داره.

✳️ He thinks he'd stand a much better chance of getting a job in London.
✳️ او فکر می‌کنه احتمالش خیلی بیشتره که در لندن کار پیدا کنه.