#لغت
🌷Materialize
"مِتیریِ لایز"
🍀 پدیدار شدن،اتفاق افتادن
The figure of a man suddenly materialized in the shadows.
شمایل یک مرد ناگهان در سایه ها پدیدار شد.
🌷Materialize
"مِتیریِ لایز"
🍀 پدیدار شدن،اتفاق افتادن
The figure of a man suddenly materialized in the shadows.
شمایل یک مرد ناگهان در سایه ها پدیدار شد.
#مکالمه
🌷A: That was a nice funeral.
"ذَت واز اِ نایس فیونِرِل"
🍀مراسم تشییع خوبی بود.
🌷B: Yes, dad, it was.
"یس دَد ایت واز"
🍀بله پدر همین طور بود.
🌷A: The son gave a nice speech about his father.
"ذ سان گِیو اِ نایس اسپیچ اِباوت هیز فاذر"
🍀پسر سخنرانی زیبایی در مورد پدرش داشت.
🌷B: It was long, too.
"ایت واز لانگ تو"
🍀طولانی هم بود.
🌷A: I think it was about 45 minutes long.
"آی ثینک ایت واز اِبات فُرتی فایو مِنِتس لانگ"
🍀من فکر می کنم حدود 45 دقیقه طول کشید.
🌷B: But it went by fast. It was interesting.
"بات ایت ونت بای فَست.ایت واز اینتِرستینگ "
🍀اما سریع گذشت. جالب بود.
🌷A: I liked it.
"آی لایکیت"
🍀خوشم آمد.
🌷B: I’ll give you a speech like that, too.
"آیل گیو یو اِ اسپیچ لایک ذت تو"
🍀من هم سخنرانی مانند آن ارائه خواهم داد.
🌷A: Do you think anyone will come to my funeral?
"دو یو ثینک اِنی وان ویل کام تو مای فیو نِرال"
🍀آیا شما فکر می کنید کسی به تشییع جنازه من خواهد آمد؟
🌷B: Of course.
"اف کُرس"
🍀البته.
🌷A: I think only the family will be there.
"آی ثینک اُنلی ذ فَمیلی ویل بی ذر"
🍀من فکر می کنم فقط فامیلها (خانواده) خواهند بود.
🌷B: You have lots of friends. They will be there, too!
"یو هَو لاتس اف فِرِندز ذی ویل بی ذِر تو"
🍀شما تعداد زیادی دوست دارید.آنها هم خواهند بود.
🌷A: That was a nice funeral.
"ذَت واز اِ نایس فیونِرِل"
🍀مراسم تشییع خوبی بود.
🌷B: Yes, dad, it was.
"یس دَد ایت واز"
🍀بله پدر همین طور بود.
🌷A: The son gave a nice speech about his father.
"ذ سان گِیو اِ نایس اسپیچ اِباوت هیز فاذر"
🍀پسر سخنرانی زیبایی در مورد پدرش داشت.
🌷B: It was long, too.
"ایت واز لانگ تو"
🍀طولانی هم بود.
🌷A: I think it was about 45 minutes long.
"آی ثینک ایت واز اِبات فُرتی فایو مِنِتس لانگ"
🍀من فکر می کنم حدود 45 دقیقه طول کشید.
🌷B: But it went by fast. It was interesting.
"بات ایت ونت بای فَست.ایت واز اینتِرستینگ "
🍀اما سریع گذشت. جالب بود.
🌷A: I liked it.
"آی لایکیت"
🍀خوشم آمد.
🌷B: I’ll give you a speech like that, too.
"آیل گیو یو اِ اسپیچ لایک ذت تو"
🍀من هم سخنرانی مانند آن ارائه خواهم داد.
🌷A: Do you think anyone will come to my funeral?
"دو یو ثینک اِنی وان ویل کام تو مای فیو نِرال"
🍀آیا شما فکر می کنید کسی به تشییع جنازه من خواهد آمد؟
🌷B: Of course.
"اف کُرس"
🍀البته.
🌷A: I think only the family will be there.
"آی ثینک اُنلی ذ فَمیلی ویل بی ذر"
🍀من فکر می کنم فقط فامیلها (خانواده) خواهند بود.
🌷B: You have lots of friends. They will be there, too!
"یو هَو لاتس اف فِرِندز ذی ویل بی ذِر تو"
🍀شما تعداد زیادی دوست دارید.آنها هم خواهند بود.
🏯🏯 #مکالمه در هتل 🏯🏯
سوال 👇❤️
How much are your rooms?
سلام، قیمت اتاقهاتون چقدره؟
Hi, what are your rates?
سلام ، قیمتهاتون (نرخ) چنده ؟
Hello, how much is a room?
سلام ، قیمت یه اتاق چنده ؟
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
جواب 👇❤️
“Our rooms start at $79 for a basic room”
اتاقهامون از 79 دلار شروع میشن برای یه اتاق ساده.
“Our rooms start at $79 for a standard room and go up to $300 for a suite”
اتاقهامون از 79 دلار شروع میشه برای اتاق استاندارد و تا 300 دلار بالا میره برای یه سوئیت.
سوال 👇❤️
How much are your rooms?
سلام، قیمت اتاقهاتون چقدره؟
Hi, what are your rates?
سلام ، قیمتهاتون (نرخ) چنده ؟
Hello, how much is a room?
سلام ، قیمت یه اتاق چنده ؟
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
جواب 👇❤️
“Our rooms start at $79 for a basic room”
اتاقهامون از 79 دلار شروع میشن برای یه اتاق ساده.
“Our rooms start at $79 for a standard room and go up to $300 for a suite”
اتاقهامون از 79 دلار شروع میشه برای اتاق استاندارد و تا 300 دلار بالا میره برای یه سوئیت.
🌹وقتی میخوایم توی مکالمه روزمره از تعداد استفاده کنیم, اینجوری میگیم:
🔷 One or so
🔴یکی دو تا
🔷A week or so
🔴یکی دو هفته
🔷A month or so
🔴یکی دو ماه
🔷A year or so
🔴یکی دو سال
🔷 One or so
🔴یکی دو تا
🔷A week or so
🔴یکی دو هفته
🔷A month or so
🔴یکی دو ماه
🔷A year or so
🔴یکی دو سال
📝جملاتی مفید و کاربردی با Usually
📝🌷Cats usually hate dogs.
🍀گربه ها معمولا" از سگ ها بدشان می آید.
📝🌷I usually wake up at seven.
🍀من معمولا" ساعت هفت بیدار میشوم
📝🌷I usually get up at eight.
🍀من معمولا ساعت هشت از تخت بلند میشوم
📝🌷I usually shower at night.
🍀من معمولا شبها دوش میگیرم.
📝🌷She usually gets up early.
🍀او معمولا زود بلند میشود
📝🌷When do you usually get up?
🍀تو معمولا چه زمانی بلند میشوی؟
📝🌷I don't usually eat red meat.
🍀من معمولا گوشت قرمز نمیخورم
📝🌷I usually go to school by bus.
🍀من معمولا با اتوبوس به مدرسه میروم
📝🌷Marya usually goes to bed at ten.
🍀ماریا معمولا ساعت ده به رختخواب میرود
📝🌷I usually have a light breakfast.
🍀من معمولا صبحانه سبک میخورم/ دارم
📝🌷I usually take a bath after dinner.
🍀من معمولا بعد از شام حمام میکنم
📝🌷What time do you usually go to bed?
🍀معمولا چه زمانی به رختخواب میروی؟
📝🌷Marya usually goes to bed at ten-forty.
🍀ماریا معمولا ده و چهل دقیقه به رختخواب میرود
📝🌷I don't usually have to work on Sundays.
🍀من معمولا مجبور نیستم که یکشنبه ها کار کنم
📝🌷Cats usually hate dogs.
🍀گربه ها معمولا" از سگ ها بدشان می آید.
📝🌷I usually wake up at seven.
🍀من معمولا" ساعت هفت بیدار میشوم
📝🌷I usually get up at eight.
🍀من معمولا ساعت هشت از تخت بلند میشوم
📝🌷I usually shower at night.
🍀من معمولا شبها دوش میگیرم.
📝🌷She usually gets up early.
🍀او معمولا زود بلند میشود
📝🌷When do you usually get up?
🍀تو معمولا چه زمانی بلند میشوی؟
📝🌷I don't usually eat red meat.
🍀من معمولا گوشت قرمز نمیخورم
📝🌷I usually go to school by bus.
🍀من معمولا با اتوبوس به مدرسه میروم
📝🌷Marya usually goes to bed at ten.
🍀ماریا معمولا ساعت ده به رختخواب میرود
📝🌷I usually have a light breakfast.
🍀من معمولا صبحانه سبک میخورم/ دارم
📝🌷I usually take a bath after dinner.
🍀من معمولا بعد از شام حمام میکنم
📝🌷What time do you usually go to bed?
🍀معمولا چه زمانی به رختخواب میروی؟
📝🌷Marya usually goes to bed at ten-forty.
🍀ماریا معمولا ده و چهل دقیقه به رختخواب میرود
📝🌷I don't usually have to work on Sundays.
🍀من معمولا مجبور نیستم که یکشنبه ها کار کنم
#مکالمات_کاربردی
💰مکالمه در بانک واریز کردن💰
🌷How are things with you?
🍀احوالتون چطوره؟
🌷I’m fine. Thank you.
🍀خوبم. ممنون
🌷How may I help you?
🍀چطور می توانم کمکتون کنم؟
🌷I need to make a deposit.
🍀من می خواهم یک واریز انجام دهم.
🌷Will you be depositing cash or a check?
🍀آیا شما به صورت نقد واریز خواهید کرد یا چک؟
🌷I will be depositing cash.
🍀به صورت نقد واریز خواهم کرد.
🌷How much would you like to deposit?
🍀چقدر می خواهید واریز کنید
🌷It’s going to be $300.
🍀مبلغ واریزی 300 دلار است.
🌷What account would you like to deposit that into?
🍀آن را می خواهید به چه حسابی واریز کنید؟
🌷Could you deposit that into my checking account, please?
🍀می توانید لطفا آن را به حساب جاری ام واریز کنید؟
🌷Can I do anything else for you today?
🍀آیا کار دیگری هست که بتوانم برایتان انجام دهم؟
🌷That’ll be all. Thank you very much.
🍀همه کارم همین بود. از شما خیلی متشکرم.
💰مکالمه در بانک واریز کردن💰
🌷How are things with you?
🍀احوالتون چطوره؟
🌷I’m fine. Thank you.
🍀خوبم. ممنون
🌷How may I help you?
🍀چطور می توانم کمکتون کنم؟
🌷I need to make a deposit.
🍀من می خواهم یک واریز انجام دهم.
🌷Will you be depositing cash or a check?
🍀آیا شما به صورت نقد واریز خواهید کرد یا چک؟
🌷I will be depositing cash.
🍀به صورت نقد واریز خواهم کرد.
🌷How much would you like to deposit?
🍀چقدر می خواهید واریز کنید
🌷It’s going to be $300.
🍀مبلغ واریزی 300 دلار است.
🌷What account would you like to deposit that into?
🍀آن را می خواهید به چه حسابی واریز کنید؟
🌷Could you deposit that into my checking account, please?
🍀می توانید لطفا آن را به حساب جاری ام واریز کنید؟
🌷Can I do anything else for you today?
🍀آیا کار دیگری هست که بتوانم برایتان انجام دهم؟
🌷That’ll be all. Thank you very much.
🍀همه کارم همین بود. از شما خیلی متشکرم.
#عبارات_مفید 《ازدواج》
💍💍نامزدی (engagement)
👩❤️👩ریچل و الکساندر دو هفته پیش نامزد شدند.
Rachel and Alexander got engaged two weeks ago.
👩❤️👩ریچل نامزد الکساندر شد.
Rachel got engaged to Alexander.
💑ریچل و الکساندر نامزد هستند.
Rachel and Alexander are engaged.
💑ریچل نامزد الکساندر است.
Rachel is engaged to Alexander
💑کی نامزد شدید؟
When did you get engaged?
💑چه مدتی است که نامزد هستید؟
How long have you been engaged?
✅✅برای واژه نامزد اگر مذکر باشد از fiancéو اگر مونث باشد ازfiancéeاستفاده می شود. لازم به ذکر است تلفظ هر دو کلمه یکی است.
💑این الکساندر است. او نامزدم است.
This is Alexander. He’s my fiancé
💍💍نامزدی (engagement)
👩❤️👩ریچل و الکساندر دو هفته پیش نامزد شدند.
Rachel and Alexander got engaged two weeks ago.
👩❤️👩ریچل نامزد الکساندر شد.
Rachel got engaged to Alexander.
💑ریچل و الکساندر نامزد هستند.
Rachel and Alexander are engaged.
💑ریچل نامزد الکساندر است.
Rachel is engaged to Alexander
💑کی نامزد شدید؟
When did you get engaged?
💑چه مدتی است که نامزد هستید؟
How long have you been engaged?
✅✅برای واژه نامزد اگر مذکر باشد از fiancéو اگر مونث باشد ازfiancéeاستفاده می شود. لازم به ذکر است تلفظ هر دو کلمه یکی است.
💑این الکساندر است. او نامزدم است.
This is Alexander. He’s my fiancé
😱ویژگیهای منفی (negative adjectives)
🌷Windbag/ویند بگ
🍀آدم وراج
🌷Wet blanket/وِت بلَنکِت
🍀آدم ضد حال
🌷Busybody = nosy parker
/بِزی بادی/نوزی پارکر
🍀آدم فضول
🌷Pain in the neck/ پِین این ذِ نِک
🍀ملال آور ، مایه درد سر
🌷Scatterbrain/اسکتر برِین
🍀آدم حواس پرت ، گیج
🌷Mama's boy/مامِز بوی
🍀آدم بچه ننه
🌷Pushover/پوش اُور
🍀ضعیف و زود متقاعد شونده
🌷Troublemaker/ترابل مِیکِر
🍀آدم دردسر ساز
🌷Social climber/سوشِل کلایمِر
🍀آدم جاه طلب.,کسی که با نفوذ و رابطه جایی را به دست می آورد.
◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️
🌷Windbag/ویند بگ
🍀آدم وراج
🌷Wet blanket/وِت بلَنکِت
🍀آدم ضد حال
🌷Busybody = nosy parker
/بِزی بادی/نوزی پارکر
🍀آدم فضول
🌷Pain in the neck/ پِین این ذِ نِک
🍀ملال آور ، مایه درد سر
🌷Scatterbrain/اسکتر برِین
🍀آدم حواس پرت ، گیج
🌷Mama's boy/مامِز بوی
🍀آدم بچه ننه
🌷Pushover/پوش اُور
🍀ضعیف و زود متقاعد شونده
🌷Troublemaker/ترابل مِیکِر
🍀آدم دردسر ساز
🌷Social climber/سوشِل کلایمِر
🍀آدم جاه طلب.,کسی که با نفوذ و رابطه جایی را به دست می آورد.
◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️
🎡🏯🏰کلمات مربوط به مکان ها
🌷local library
"لُوکِل لایبرری"
⭕️توجه کنید که لوکال تلفظ نکنید
🍀کتابخانه محلی
🌷Swimming pool
"سْویمینگ پول"
🍀استخر
🌷cafeteria
"کَفِ تریا"
🍀کافه تریا
🌷Cottage
"کاتِج"
🍀کلبه , خانه روستایی
🌷parliament
"پارلِمِنت"
🍀پارلمان
🌷 accommodation
"اِکامِدِیشن"
🍀محل اقامت
🌷restaurant
"رِستورانت "
🍀رستوران
🌷Canteen
"کَنتین"
🍀غذا خوری
🌷cafe
🍀کافه
"کَ فِی
🌷bookshop
"بوک شاپ"
🍀کتابفروشی
🌷sports center
"اسپورتس سنتر"
🍀مرکز ورزشی
🌷 city Council
"سیتی کونسل "
🍀شورای شهر
🌷 dance studio
"دَنس استودیو"
🍀استودیوی رقص
🌷 park
"پارک"
🍀پارک
🌷 conversation club
"کانورسِیشن کلاب"
🍀باشگاه مکالمه
🌷 kindergarten
"کیندر گارتن"
🍀مهد کودک
🌷local library
"لُوکِل لایبرری"
⭕️توجه کنید که لوکال تلفظ نکنید
🍀کتابخانه محلی
🌷Swimming pool
"سْویمینگ پول"
🍀استخر
🌷cafeteria
"کَفِ تریا"
🍀کافه تریا
🌷Cottage
"کاتِج"
🍀کلبه , خانه روستایی
🌷parliament
"پارلِمِنت"
🍀پارلمان
🌷 accommodation
"اِکامِدِیشن"
🍀محل اقامت
🌷restaurant
"رِستورانت "
🍀رستوران
🌷Canteen
"کَنتین"
🍀غذا خوری
🌷cafe
🍀کافه
"کَ فِی
🌷bookshop
"بوک شاپ"
🍀کتابفروشی
🌷sports center
"اسپورتس سنتر"
🍀مرکز ورزشی
🌷 city Council
"سیتی کونسل "
🍀شورای شهر
🌷 dance studio
"دَنس استودیو"
🍀استودیوی رقص
🌷 park
"پارک"
🍀پارک
🌷 conversation club
"کانورسِیشن کلاب"
🍀باشگاه مکالمه
🌷 kindergarten
"کیندر گارتن"
🍀مهد کودک
#اصطلاحات_روزمره
At the end of a conversation with someone you have just met, you could say the following:
در پایان مکالمه خود با فردی که دیدار کردید جمله های زیر و میتونید بیان کنید!
Formal and Informal👈رسمی و غیر رسمی
💚It was nice meeting you .
💚Nice meeting you too .
Informal👈موقعیت غیر رسمی
❤️It was lovely meeting you .
❤️You too .
Informal👈موقعیت غیررسمی
💚It was nice to have met you .
💚You too .
Formal👈موقعیت رسمی
💚It’s been a pleasure meeting you .
💚The pleasure is mine .
Informal👈موقعیت غیر رسمی
❤️I’ve enjoyed meeting you .
❤️You too .
At the end of a conversation with someone you have just met, you could say the following:
در پایان مکالمه خود با فردی که دیدار کردید جمله های زیر و میتونید بیان کنید!
Formal and Informal👈رسمی و غیر رسمی
💚It was nice meeting you .
💚Nice meeting you too .
Informal👈موقعیت غیر رسمی
❤️It was lovely meeting you .
❤️You too .
Informal👈موقعیت غیررسمی
💚It was nice to have met you .
💚You too .
Formal👈موقعیت رسمی
💚It’s been a pleasure meeting you .
💚The pleasure is mine .
Informal👈موقعیت غیر رسمی
❤️I’ve enjoyed meeting you .
❤️You too .
1_🍀تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
2_🍀روزی سراغ وقت من آئی که نیستم
3_🍀در آستان مرگ که زندان زندگیست
4_🍀تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم
5_🍀پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل
6_🍀یک روز خنده کردم و عمری گریستم.
1_🌷As long as I am with you, you never know who I am
2_🌷One day you will come right up to me that I no longer exist.
3_🌷On the threshold of death which is life's prison
4_🌷I cannot accuse myself that I truly lived
5_🌷It is clear from rose water of my tears that I am as same as a flower
6_🌷one day I laughed and cried the rest.
شعر شهریار
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
لغت با حروف اضافه خاص:
۱- (be) accustomed to
عادت داشتن به
۲-(be) good at
خوب بودن در
۳-acquainted to
آشنا با
۴-adequate for
مناسب برای
۵- afraid of
ترسیده از
۶-ashamed of
خجالت زده از
۷-attentive to
متوجه به
۸- bored with
خسته از
۹-capable of
توانا در
۱۰-composed of
متشکل از
۱۱-coverd with
پوشیده از
۱۲-envious of
حسود به
۱۳-excoted about
هیجان زده از
۱۴-far from
دور از
۱۵-fond of
علاقمند به
۱۶-frightened of
ترسیده از
۱۷-happy about
خوشحال از
۱۸-hopeful of
امیدوار به
۱۹-indiffrent to
بی تفاوت به
۲۰-inferior to
پست تر از
۲۱-innocent of
بی گناه در
۲۲-insisten on/upon
مصر بر
۲۳-involved in
دخالت داشتن در
۲۴-uninvolved in
دخالت نداشتن در
۲۵-jealous of
حسود به
۲۶-konwn for
معروف به
۲۷- nervous about
عصبی از
۲۸-pleased with
راضی از
۲۹-proud of
مفتخر به
۳۰-qualified for
لایق در
۳۱- regrdless of
صرف نظر از
۳۲-sad about
ناراحت از
۳۳-satisfied with
راضی از
۳۴-sick of
دلزده از
۳۵-superior to
برتر از
۳۶-supportive of
حامی
۳۷-suprised at/by
متعجب از
۳۸-suspected of
مظنون به
۳۹-tired of
خسته از
۱- (be) accustomed to
عادت داشتن به
۲-(be) good at
خوب بودن در
۳-acquainted to
آشنا با
۴-adequate for
مناسب برای
۵- afraid of
ترسیده از
۶-ashamed of
خجالت زده از
۷-attentive to
متوجه به
۸- bored with
خسته از
۹-capable of
توانا در
۱۰-composed of
متشکل از
۱۱-coverd with
پوشیده از
۱۲-envious of
حسود به
۱۳-excoted about
هیجان زده از
۱۴-far from
دور از
۱۵-fond of
علاقمند به
۱۶-frightened of
ترسیده از
۱۷-happy about
خوشحال از
۱۸-hopeful of
امیدوار به
۱۹-indiffrent to
بی تفاوت به
۲۰-inferior to
پست تر از
۲۱-innocent of
بی گناه در
۲۲-insisten on/upon
مصر بر
۲۳-involved in
دخالت داشتن در
۲۴-uninvolved in
دخالت نداشتن در
۲۵-jealous of
حسود به
۲۶-konwn for
معروف به
۲۷- nervous about
عصبی از
۲۸-pleased with
راضی از
۲۹-proud of
مفتخر به
۳۰-qualified for
لایق در
۳۱- regrdless of
صرف نظر از
۳۲-sad about
ناراحت از
۳۳-satisfied with
راضی از
۳۴-sick of
دلزده از
۳۵-superior to
برتر از
۳۶-supportive of
حامی
۳۷-suprised at/by
متعجب از
۳۸-suspected of
مظنون به
۳۹-tired of
خسته از
🌺She
🍋موهامو تو اسياب سفيد نکردم
🌺talk of devils
🍋حلال زاده
🌺rool the red carpet for somebody
🍋جلوي کسي گاو کشتن...احترام خيلي زياد
🌺to flatter // to kissup somebody
🍋پاچه خواري
🌺apple polisher
🍋پاچه خوار
🌺give someone lip service
🍋شير کردن کسي با حرف
🌺chicken chicken
🍋چقدر ترسو
s a liar liar
🍋يه روده راست تو شکمش پيدا نميشه
🌺She was born on the wrong side of the bed
🍋حرام زاده
🌺I wasnt born yesterday🍋موهامو تو اسياب سفيد نکردم
🌺talk of devils
🍋حلال زاده
🌺rool the red carpet for somebody
🍋جلوي کسي گاو کشتن...احترام خيلي زياد
🌺to flatter // to kissup somebody
🍋پاچه خواري
🌺apple polisher
🍋پاچه خوار
🌺give someone lip service
🍋شير کردن کسي با حرف
🌺chicken chicken
🍋چقدر ترسو
✅✅اصطلاحات خیلی مفید✅✅
1) You are doing some string pulling.
داری پارتی بازی می کنی.
2) Don't raise your voice.
صدا تو بلند نکن.
3) He is a yes-man.
از ان بله قربان گوهاست.
4) The place is deserted.
پرنده پر نمی زند.
5) What a hope.
بزک نمیر بهار میاد.
6) He is still very green.
هنوز بچه است.
1) You are doing some string pulling.
داری پارتی بازی می کنی.
2) Don't raise your voice.
صدا تو بلند نکن.
3) He is a yes-man.
از ان بله قربان گوهاست.
4) The place is deserted.
پرنده پر نمی زند.
5) What a hope.
بزک نمیر بهار میاد.
6) He is still very green.
هنوز بچه است.
🍃🌸 خداحافظی های ساده که میتونیم در مکالمات ازشون استفاده کنیم 🌸🍃
☘ Goodbye / bye / bye-bye
☘ So long
☘ Ta-ta (informal)
☘ Good bye until later
☘ Good day / Good evening / Good night
☘ Good bye until next time
☘ Good bye for now
☘ See you later
☘ See you later,alligator (slang,informal )
☘ I'll try to catch you later
☘ I'll catch you later
☘ I'll take you soon
☘ Let's get together soon
☘ I'll be seeing you
☘ I'll see you real soon
☘ See you / see ya (informal )
☘ See you around
☘ See you in a little while
☘ See you then
☘ Goodbye / bye / bye-bye
☘ So long
☘ Ta-ta (informal)
☘ Good bye until later
☘ Good day / Good evening / Good night
☘ Good bye until next time
☘ Good bye for now
☘ See you later
☘ See you later,alligator (slang,informal )
☘ I'll try to catch you later
☘ I'll catch you later
☘ I'll take you soon
☘ Let's get together soon
☘ I'll be seeing you
☘ I'll see you real soon
☘ See you / see ya (informal )
☘ See you around
☘ See you in a little while
☘ See you then
✅shining example
نمونه بارز..
مثال کامل
👇👇
She's a shining example of a good mother..
او نمونه بارزی از یک مادر خوب است..
~~~~~~~~~~~~~~~~~
She's a shining example of what people with disabilities can achieve.
او نمونه بارزی از آن چیزی است که افراد معلول میتوانند
به آن دست یابند.
نمونه بارز..
مثال کامل
👇👇
She's a shining example of a good mother..
او نمونه بارزی از یک مادر خوب است..
~~~~~~~~~~~~~~~~~
She's a shining example of what people with disabilities can achieve.
او نمونه بارزی از آن چیزی است که افراد معلول میتوانند
به آن دست یابند.
✅Or else !!
وگرنه (هر چی دیدی از چشم خودت دیدی)
👇👇
Do what I say, or else.
اون کاری که من میگم رو بکن..وگرنه هر چی دیدی از چشم.خودت دیدی..
وگرنه (هر چی دیدی از چشم خودت دیدی)
👇👇
Do what I say, or else.
اون کاری که من میگم رو بکن..وگرنه هر چی دیدی از چشم.خودت دیدی..
🔷 Stand somebody up
👉 To fail to appear for a date or social engagement.
🔶 سرکار گذاشتن، قال گذاشتن، کاشتن
✳️ Jane was very angry because her new friend stood her up on their second date. She waited over an hour for him before returning home.
✳️ جین خیلی عصبانی بود چون دوست جدیدش در دومین قرارشون اونو قال گذاشت. او یک ساعت منتظر او موند و بعد به خونه برگشت.
✳️ She was meant to be going out with Adam last night, but she stood him up.
✳️ دیشب قرار بود با آدام بیرون بره اما اونو قال گذاشت.
👉 To fail to appear for a date or social engagement.
🔶 سرکار گذاشتن، قال گذاشتن، کاشتن
✳️ Jane was very angry because her new friend stood her up on their second date. She waited over an hour for him before returning home.
✳️ جین خیلی عصبانی بود چون دوست جدیدش در دومین قرارشون اونو قال گذاشت. او یک ساعت منتظر او موند و بعد به خونه برگشت.
✳️ She was meant to be going out with Adam last night, but she stood him up.
✳️ دیشب قرار بود با آدام بیرون بره اما اونو قال گذاشت.
🔷 Stand out (from/against something) = Stick out
👉 To be easily visible or noticeable.
🔶 برجسته/شاخص/متمایز/معلوم/روشن/مشهور/بارز/آشکار/کاملا مشخص بودن
✳️ Her bright red hair makes her stand out from others in the group.
✳️ موی قرمز روشن، او را از دیگر افراد گروه متمایز میکنه.
✳️ Brandon Styles is a tall, distinguished gentleman who stands out in any crowd.
✳️ براندن استایلز آقای بلند قد و سرشناسی است که بین هر جمعیتی کاملا مشخص هستند.
✳️ The bright lettering stands out well from the dark background.
✳️ حروف روشن و براق در یک زمینه تیره کاملا آشکار است.
✳️ You must realize that he's not being honest with you - it stands out a mile.
✳️ باید بفهمی که او با تو صداقت نداره، این مسئله از یه فرسخی معلومه (روشنه).
👉 To be easily visible or noticeable.
🔶 برجسته/شاخص/متمایز/معلوم/روشن/مشهور/بارز/آشکار/کاملا مشخص بودن
✳️ Her bright red hair makes her stand out from others in the group.
✳️ موی قرمز روشن، او را از دیگر افراد گروه متمایز میکنه.
✳️ Brandon Styles is a tall, distinguished gentleman who stands out in any crowd.
✳️ براندن استایلز آقای بلند قد و سرشناسی است که بین هر جمعیتی کاملا مشخص هستند.
✳️ The bright lettering stands out well from the dark background.
✳️ حروف روشن و براق در یک زمینه تیره کاملا آشکار است.
✳️ You must realize that he's not being honest with you - it stands out a mile.
✳️ باید بفهمی که او با تو صداقت نداره، این مسئله از یه فرسخی معلومه (روشنه).
🔷 Stand a chance (of)
👉 To have the possibility of accomplishing something.
🔶 شانس داشتن/آوردن، بخت داشتن، موقعیت داشتن، احتمال (چیزی) زیاد بودن
✳️ The woman injured in the serious train accident doesn't stand much chance of surviving.
✳️ زنی که در تصادف شدید قطار مجروح شده شانس زیادی برای زنده ماندن نداره.
✳️ The New York baseball team stands a good chance of winning the World Series this year.
✳️ تیم بیسبال نیویورک بخت زیادی در بردن مسابقات جهانی امسال داره.
✳️ He thinks he'd stand a much better chance of getting a job in London.
✳️ او فکر میکنه احتمالش خیلی بیشتره که در لندن کار پیدا کنه.
👉 To have the possibility of accomplishing something.
🔶 شانس داشتن/آوردن، بخت داشتن، موقعیت داشتن، احتمال (چیزی) زیاد بودن
✳️ The woman injured in the serious train accident doesn't stand much chance of surviving.
✳️ زنی که در تصادف شدید قطار مجروح شده شانس زیادی برای زنده ماندن نداره.
✳️ The New York baseball team stands a good chance of winning the World Series this year.
✳️ تیم بیسبال نیویورک بخت زیادی در بردن مسابقات جهانی امسال داره.
✳️ He thinks he'd stand a much better chance of getting a job in London.
✳️ او فکر میکنه احتمالش خیلی بیشتره که در لندن کار پیدا کنه.