چند اصطلاح جالب
My pride was wounded
به غیرتم بر خورد
He is off the rails
توی باغ نیست
God forbid
خدا نکنه
I bit him to frighten you
به در گفتم دیوار بشنوه
My pride was wounded
به غیرتم بر خورد
He is off the rails
توی باغ نیست
God forbid
خدا نکنه
I bit him to frighten you
به در گفتم دیوار بشنوه
💠💠 چند اصطلاح ساده و رایج 💠💠
💍 خوش بحالت
🌂 Good for you
💍 قرض بالا آورد
🌂 He ran into debt
💍 اون با من(مثلا هزینه شام با من)
🌂 It's on me
💍 روی سگ منو بالا نیار
🌂 Don't get my monkey up
💍 نق نزن
🌂 Stop nagging
💍 ساکت باش
🌂 Zip it up
💍 تمام تلاشت رو بکن
🌂 Do your best
💍 خیلی راحته مثل آب خوردن
🌂 It's as A B C
💍 خوش بحالت
🌂 Good for you
💍 قرض بالا آورد
🌂 He ran into debt
💍 اون با من(مثلا هزینه شام با من)
🌂 It's on me
💍 روی سگ منو بالا نیار
🌂 Don't get my monkey up
💍 نق نزن
🌂 Stop nagging
💍 ساکت باش
🌂 Zip it up
💍 تمام تلاشت رو بکن
🌂 Do your best
💍 خیلی راحته مثل آب خوردن
🌂 It's as A B C
🍎 چند عبارت مربوط به وقت و زمان 🍎
🌱 At your earliest convenience
🎗در اولین فرصت
🌱 Time and again
🎗چندین بار...بارها
🌱 Every other day
🎗یک روز در میان
🌱 Time presses
🎗وقت تنگ است
🌱 Spare time
🎗وقت آزاد...اوقات فراغت
🌱 Time is up
🎗وقت تمام است
🌱 In the nick of time
🎗سر بزنگاه
🌱 At your earliest convenience
🎗در اولین فرصت
🌱 Time and again
🎗چندین بار...بارها
🌱 Every other day
🎗یک روز در میان
🌱 Time presses
🎗وقت تنگ است
🌱 Spare time
🎗وقت آزاد...اوقات فراغت
🌱 Time is up
🎗وقت تمام است
🌱 In the nick of time
🎗سر بزنگاه
#short story
Jack_in_Manchester
Jack worked in an office in a small town. One day his boss said to him, 'Jack, I want you to go to Manchester, to an office there, to see Mr. Brown. Here's the address.'
Jack went to Manchester by train. He left the station, and thought, 'The office isn’t far from the station. I'll find it easily.'
But after an hour he was still looking for it, so he stopped and asked an old lady. She said, 'Go straight along this street, turn to the left at the end, and it's the second building on the right.' Jack went and found it.
A few days later he went to the same city, but again he did not find the office, so he asked someone the way. It was the same old lady! She was very surprised and said, 'Are you still looking for that place?'
جک در منجستر
جك در شهر كوچكي در يك اداره كار ميكرد. روزي رييسش به او گفت: جك، ميخواهم براي ديدن آقاي براون در يك اداره به منچستر بروي. اين هم آدرسش.
ُجك با قطار به منچستر رفت. از ايستگاه خارج شد، و با خود گفت: آن اداره از ايستگاه دور نيست. به آساني آن را پيدا ميكنم.
اما بعد از يك ساعت او هنوز به دنبال آن (اداره) ميگشت، بنابراين ايستاد و از يك خانم پير پرسيد. او (آن زن) گفت: اين خيابان را مستقيم ميروي، در آخر به سمت چپ ميروي، و آن (اداره) دومين ساختمان در سمت راست است. جك رفت و آن را پيدا كرد.
چند روز بعد او به همان شهر رفت، اما دوباره آن اداره را پيدا نكرد، بنابراين مسير را از كسي پرسيد. او همان خانم پير بود! آن زن خيلي متعجب شد و گفت: آيا هنوز دنبال آنجا ميگردي؟
@english_4_life
تلفظ صحیح کلمات،لهجه امریکن
تدریس استاد قاسمی گل افشانی👇👇👇👇👇
Jack_in_Manchester
Jack worked in an office in a small town. One day his boss said to him, 'Jack, I want you to go to Manchester, to an office there, to see Mr. Brown. Here's the address.'
Jack went to Manchester by train. He left the station, and thought, 'The office isn’t far from the station. I'll find it easily.'
But after an hour he was still looking for it, so he stopped and asked an old lady. She said, 'Go straight along this street, turn to the left at the end, and it's the second building on the right.' Jack went and found it.
A few days later he went to the same city, but again he did not find the office, so he asked someone the way. It was the same old lady! She was very surprised and said, 'Are you still looking for that place?'
جک در منجستر
جك در شهر كوچكي در يك اداره كار ميكرد. روزي رييسش به او گفت: جك، ميخواهم براي ديدن آقاي براون در يك اداره به منچستر بروي. اين هم آدرسش.
ُجك با قطار به منچستر رفت. از ايستگاه خارج شد، و با خود گفت: آن اداره از ايستگاه دور نيست. به آساني آن را پيدا ميكنم.
اما بعد از يك ساعت او هنوز به دنبال آن (اداره) ميگشت، بنابراين ايستاد و از يك خانم پير پرسيد. او (آن زن) گفت: اين خيابان را مستقيم ميروي، در آخر به سمت چپ ميروي، و آن (اداره) دومين ساختمان در سمت راست است. جك رفت و آن را پيدا كرد.
چند روز بعد او به همان شهر رفت، اما دوباره آن اداره را پيدا نكرد، بنابراين مسير را از كسي پرسيد. او همان خانم پير بود! آن زن خيلي متعجب شد و گفت: آيا هنوز دنبال آنجا ميگردي؟
@english_4_life
تلفظ صحیح کلمات،لهجه امریکن
تدریس استاد قاسمی گل افشانی👇👇👇👇👇