✅ مرور ۱۰۰ واژه مهم کنکور ارشد در ۱۳ سال اخیر
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
36. convene (v)
گردهم آوردن یا آمدن، جمع کردن؛ ملاقات کردن
■ The United States and other original signatories to the Iran nuclear deal will convene in Vienna next week in an effort to revive the 2015 nuclear agreement that President Biden has said he wants to see salvaged.
ایالات متحده و دیگر امضاکنندگان اصلی توافق هستهای ایران، هفته آینده در وین در تلاشی برای احیای توافق هستهای سال ۲۰۱۵ای گردهم میآیند که رئیسجمهور بایدِن گفته است که میخواهد شاهد نجاتیافتنش باشد.
37. severe (adj)
شدید، سخت و جدّی، مهلک، طاقتفرسا
■ Most COVID vaccine clinical trials have reported efficacy in preventing any symptomatic disease, not necessarily severe diseases.
اغلب آزمایشهای بالینی واکسن کووید، اثربخشی را در پیشگیری از هرگونه بیماری علامتداری (بیماریای که علائمی بروز دهد) و نه لزوماً بیماریهای شدید گزارش نمودهاند.
@GeneralEnglish
38. feature (n)
ویژگی، مشخصه، خصوصیت
■ Snow White's entire description is made from a simile for each feature: hair as black as night, skin as white as snow, lips as red as blood.
سراسر توصیف سفیدبرفی از تشبیه برای ویژگیهایش شکل گرفته است: موهایی به سیاهی شب، پوستی به سفیدی برف، لبهایی به قرمزیِ خون.
نکته واژگانی: تلفظ واژه "simile" (تشبیه و استعاره) بهصورت sɪməli (سیمِلی) است.
@GeneralEnglish
39. precede (v)
شروعکردن، تقدمداشتن، رفتن/آمدن پیش از
■ I would like to introduce the notion that data precede information, whether it constitutes misinformation or not.
مایلم که این مفهوم را که دادهها بر اطلاعات مقدم هستند (=اول داده است بعد اطلاعات) معرفی کنم، چه شامل اطلاعات غلط باشد چه نباشد.
40. identify (v)
شناسایی کردن، مشخص و تعیین کردن
■ The 911 operator is trained to triage emergency calls in order to identify what kind of assistance is needed.
اپراتور ۹۱۱ آموزش دیده است تا تماسهای اضطراری را اولویتسنجی کند به این منظور که تشخیص دهد چه نوع کمکی مورد نیاز است.
توجه: ۹۱۱ شماره تلفن خدمات ضروری در خارج از ایران است. مشابه کاری که ۱۱۰، ۱۱۵ و ۱۲۵ در ایران انجام میدهند. اگر در خارج از ایران مشکلی داشتید، باید با این شماره تماس بگیرید.
نکته واژگانی: لغت triage (با تلفظ تریآژ، triˈɑːʒ) به عمل اولویتبندی، تشخیص نیاز و تخصیص منابع لازم برای آن موضوع اطلاق میشود. در بحثهای اورژانس بیماران و تخصیص تخت بیمارستانی این واژه مکرراً استفاده شده اما به سایر موارد نیز قابل تعمیم است.
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۱۲۰-۱۳۳):
signatory, nuclear, deal, effort, revive, salvage, clinical, trial, symptomatic, simile, notion, constitute, triage, assistance
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
36. convene (v)
گردهم آوردن یا آمدن، جمع کردن؛ ملاقات کردن
■ The United States and other original signatories to the Iran nuclear deal will convene in Vienna next week in an effort to revive the 2015 nuclear agreement that President Biden has said he wants to see salvaged.
ایالات متحده و دیگر امضاکنندگان اصلی توافق هستهای ایران، هفته آینده در وین در تلاشی برای احیای توافق هستهای سال ۲۰۱۵ای گردهم میآیند که رئیسجمهور بایدِن گفته است که میخواهد شاهد نجاتیافتنش باشد.
37. severe (adj)
شدید، سخت و جدّی، مهلک، طاقتفرسا
■ Most COVID vaccine clinical trials have reported efficacy in preventing any symptomatic disease, not necessarily severe diseases.
اغلب آزمایشهای بالینی واکسن کووید، اثربخشی را در پیشگیری از هرگونه بیماری علامتداری (بیماریای که علائمی بروز دهد) و نه لزوماً بیماریهای شدید گزارش نمودهاند.
@GeneralEnglish
38. feature (n)
ویژگی، مشخصه، خصوصیت
■ Snow White's entire description is made from a simile for each feature: hair as black as night, skin as white as snow, lips as red as blood.
سراسر توصیف سفیدبرفی از تشبیه برای ویژگیهایش شکل گرفته است: موهایی به سیاهی شب، پوستی به سفیدی برف، لبهایی به قرمزیِ خون.
نکته واژگانی: تلفظ واژه "simile" (تشبیه و استعاره) بهصورت sɪməli (سیمِلی) است.
@GeneralEnglish
39. precede (v)
شروعکردن، تقدمداشتن، رفتن/آمدن پیش از
■ I would like to introduce the notion that data precede information, whether it constitutes misinformation or not.
مایلم که این مفهوم را که دادهها بر اطلاعات مقدم هستند (=اول داده است بعد اطلاعات) معرفی کنم، چه شامل اطلاعات غلط باشد چه نباشد.
40. identify (v)
شناسایی کردن، مشخص و تعیین کردن
■ The 911 operator is trained to triage emergency calls in order to identify what kind of assistance is needed.
اپراتور ۹۱۱ آموزش دیده است تا تماسهای اضطراری را اولویتسنجی کند به این منظور که تشخیص دهد چه نوع کمکی مورد نیاز است.
توجه: ۹۱۱ شماره تلفن خدمات ضروری در خارج از ایران است. مشابه کاری که ۱۱۰، ۱۱۵ و ۱۲۵ در ایران انجام میدهند. اگر در خارج از ایران مشکلی داشتید، باید با این شماره تماس بگیرید.
نکته واژگانی: لغت triage (با تلفظ تریآژ، triˈɑːʒ) به عمل اولویتبندی، تشخیص نیاز و تخصیص منابع لازم برای آن موضوع اطلاق میشود. در بحثهای اورژانس بیماران و تخصیص تخت بیمارستانی این واژه مکرراً استفاده شده اما به سایر موارد نیز قابل تعمیم است.
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۱۲۰-۱۳۳):
signatory, nuclear, deal, effort, revive, salvage, clinical, trial, symptomatic, simile, notion, constitute, triage, assistance
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
👍2👏1
از همکاری با نشر انتشارات «نظر» و «اورکا» خرسندیم و اینکه لطف داشتن و اسپانسر برنامه ما شدن.
ما در این کانال تا حالا تبلیغ نداشتیم و از این به بعد هم نخواهیم داشت چون هدف کانال درآمدزایی فردی نبوده. هرچند، این تجربه که به نفع دانشجوهاست رو میپسندیم. از این رو اگر کسب و کاری دارید که میتوانید جوایز به دانشجوها را تقبل کنید (بصورت رایگان و نه تخفیف خرید)، میتوانیم با برگزاری مسابقات در اینجا، هم کمکی به دیده شدن #کسب_و_کار شما کنیم و هم دانشجوها از محتوای مسابقات و جوایزش بهرهمند شوند. (ترجیحاً کسبوکار غیرمرتبط به کنکور)
اگر مایل بودید به @ZabanZireZarrebin پیام دهید. بیشک ما هیچ هزینهای دریافت نمیکنیم اما جایزهتون برای دانشجوها باید ارزشمند باشه.
ما در این کانال تا حالا تبلیغ نداشتیم و از این به بعد هم نخواهیم داشت چون هدف کانال درآمدزایی فردی نبوده. هرچند، این تجربه که به نفع دانشجوهاست رو میپسندیم. از این رو اگر کسب و کاری دارید که میتوانید جوایز به دانشجوها را تقبل کنید (بصورت رایگان و نه تخفیف خرید)، میتوانیم با برگزاری مسابقات در اینجا، هم کمکی به دیده شدن #کسب_و_کار شما کنیم و هم دانشجوها از محتوای مسابقات و جوایزش بهرهمند شوند. (ترجیحاً کسبوکار غیرمرتبط به کنکور)
اگر مایل بودید به @ZabanZireZarrebin پیام دهید. بیشک ما هیچ هزینهای دریافت نمیکنیم اما جایزهتون برای دانشجوها باید ارزشمند باشه.
✅ مرور ۱۰۰ واژه مهم کنکور ارشد در ۱۳ سال اخیر
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
41. intend (v)
قصد داشتن، تصمیم داشتن، تمایل داشتن
■ Is the use of Twitter as a research tool ethical, given that its users do not intend to contribute to research?
آیا استفاده از توئیتر بعنوان ابزاری تحقیقاتی، با علم بر اینکه کاربرانش قصد مشارکت در تحقیق ندارند، اخلاقی است؟
42. analogous (adj)
مشابه، قابل قیاس و همانند، موازی
■ The gravitational attraction that makes apples fall is analogous to an electric field, with mass playing the role of electric charge.
جذب جاذبهای که سبب افتادن سیب میشود، مشابه میدان الکتریکی است، که در آن جرم، نقشِ بارِ الکتریکی را ایفا میکند.
@GeneralEnglish
43. involve (v)
شامل بودن، سروکار داشتن، درگیر نمودن
■ Freethinking and rationalism go hand in hand since both involve basing decisions on knowledge and reasoning.
آزاد اندیشی و خردگرایی از یک جنساند (با هم مرتبطاند) چراکه هردو شامل تصمیمگیری بر مبنای دانش و استدلال هستند.
■ The teacher has to try harder to involve the introvert in class discussions.
معلم باید بیشتر تلاش کند تا فردِ درونگرا را در بحثهای کلاسی درگیر کند (مشارکت دهد).
44. effort (n)
سعی و کوشش، تلاش، انرژی
■ The losing team made a valiant but futile effort to catch up to their opponent.
تیم بازنده تلاشی دلیرانه اما بیهوده (عبث) انجام داد تا {بلکه} بتواند از پس حریفشان برآید.
@GeneralEnglish
45. settle (v)
حلوفصل کردن؛ ساکن و مقیم شدن
■ If the company decides to liquidate to settle its debts, its stock value will fall because of the ensuing decrease in assets.
اگر این شرکت تصمیم به تسویهحساب یا حلوفصلکردن بدهیهایش بگیرد، بدلیل کاهش متعاقب داراییهایش، ارزش سهام آن کاهش مییابد.
■ Documents from the research society showed that my ancestor traveled many miles to settle in the United States.
اسناد انجمن تحقیقاتی نشان میداد که جدّ من چندین مایل سفر کرده بود تا در ایالاتمتحده ساکن شود (سکنی گزیند).
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۱۳۴-۱۴۹):
ethical, contribute, gravitational, rationalism, reasoning, introvert, valiant, catch up, opponent, liquidate, notion, debt, stock, ensuing, assets, ancestor
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
41. intend (v)
قصد داشتن، تصمیم داشتن، تمایل داشتن
■ Is the use of Twitter as a research tool ethical, given that its users do not intend to contribute to research?
آیا استفاده از توئیتر بعنوان ابزاری تحقیقاتی، با علم بر اینکه کاربرانش قصد مشارکت در تحقیق ندارند، اخلاقی است؟
42. analogous (adj)
مشابه، قابل قیاس و همانند، موازی
■ The gravitational attraction that makes apples fall is analogous to an electric field, with mass playing the role of electric charge.
جذب جاذبهای که سبب افتادن سیب میشود، مشابه میدان الکتریکی است، که در آن جرم، نقشِ بارِ الکتریکی را ایفا میکند.
@GeneralEnglish
43. involve (v)
شامل بودن، سروکار داشتن، درگیر نمودن
■ Freethinking and rationalism go hand in hand since both involve basing decisions on knowledge and reasoning.
آزاد اندیشی و خردگرایی از یک جنساند (با هم مرتبطاند) چراکه هردو شامل تصمیمگیری بر مبنای دانش و استدلال هستند.
■ The teacher has to try harder to involve the introvert in class discussions.
معلم باید بیشتر تلاش کند تا فردِ درونگرا را در بحثهای کلاسی درگیر کند (مشارکت دهد).
44. effort (n)
سعی و کوشش، تلاش، انرژی
■ The losing team made a valiant but futile effort to catch up to their opponent.
تیم بازنده تلاشی دلیرانه اما بیهوده (عبث) انجام داد تا {بلکه} بتواند از پس حریفشان برآید.
@GeneralEnglish
45. settle (v)
حلوفصل کردن؛ ساکن و مقیم شدن
■ If the company decides to liquidate to settle its debts, its stock value will fall because of the ensuing decrease in assets.
اگر این شرکت تصمیم به تسویهحساب یا حلوفصلکردن بدهیهایش بگیرد، بدلیل کاهش متعاقب داراییهایش، ارزش سهام آن کاهش مییابد.
■ Documents from the research society showed that my ancestor traveled many miles to settle in the United States.
اسناد انجمن تحقیقاتی نشان میداد که جدّ من چندین مایل سفر کرده بود تا در ایالاتمتحده ساکن شود (سکنی گزیند).
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۱۳۴-۱۴۹):
ethical, contribute, gravitational, rationalism, reasoning, introvert, valiant, catch up, opponent, liquidate, notion, debt, stock, ensuing, assets, ancestor
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
✅ این کانال رو برای آرشیو کردن نظرات همراهان کانال و کتابهامون، به تازگی افتتاح کردیم:
🌀 t.me/GeneralEnglishFeedback
سیصد تا از پیامهای بچهها رو که طی دو سال اخیر فرستادن بصورت تصادفی گذاشتیم. این پیامها نه فقط برای مطالعه کتاب زبان زیر ذرهبین با هدف کنکور دکتری و ارشد، بلکه با هدف مطالعه آزمونهای زبان داخلی، آیلتس، تافل، فیلم دیدن و حتی آزمونهای زبان کشورهای دیگه است. هر موقع انرژیتون در زبان خوندن افتاد، بهش سری بزنین.
مطلب اول پین شده و مطالب به ترتیب ارسال هستند.
داوطلبان دکتری ۱۴۰۰ هم اگه دوست داشتند، میتونن تجربهشون رو از زبان خوندن به همراه کارنامهشون برای ما بفرستند به آیدی
🌀 @ZabanZireZarrebin
پیامها همه بینام منتشر میشن مگر اینکه خود فرد بخواد نامش هم باشه که ما استقبال هم میکنیم.
میتونید تجربیات مطالعه زبان زیر ذرهبین رتبههای برتر نزدیک به صد رشته مختلف در کنکور ارشد و دکتری رو از طریق این لینک مطالعه کنید.
🌀 generalenglish.ir/تجربه-مطالعه-زبان-دانشجویان-ارشد-دکتر
🌀 t.me/GeneralEnglishFeedback
سیصد تا از پیامهای بچهها رو که طی دو سال اخیر فرستادن بصورت تصادفی گذاشتیم. این پیامها نه فقط برای مطالعه کتاب زبان زیر ذرهبین با هدف کنکور دکتری و ارشد، بلکه با هدف مطالعه آزمونهای زبان داخلی، آیلتس، تافل، فیلم دیدن و حتی آزمونهای زبان کشورهای دیگه است. هر موقع انرژیتون در زبان خوندن افتاد، بهش سری بزنین.
مطلب اول پین شده و مطالب به ترتیب ارسال هستند.
داوطلبان دکتری ۱۴۰۰ هم اگه دوست داشتند، میتونن تجربهشون رو از زبان خوندن به همراه کارنامهشون برای ما بفرستند به آیدی
🌀 @ZabanZireZarrebin
پیامها همه بینام منتشر میشن مگر اینکه خود فرد بخواد نامش هم باشه که ما استقبال هم میکنیم.
میتونید تجربیات مطالعه زبان زیر ذرهبین رتبههای برتر نزدیک به صد رشته مختلف در کنکور ارشد و دکتری رو از طریق این لینک مطالعه کنید.
🌀 generalenglish.ir/تجربه-مطالعه-زبان-دانشجویان-ارشد-دکتر
👍1
✅ مرور ۱۰۰ واژه مهم کنکور ارشد در ۱۳ سال اخیر
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
46. determine (v)
تعیین و مشخص کردن؛ تصمیم گرفتن
■ Since the results of the polygraph couldn’t be admitted into court, it was still helpful for the detectives to determine whether the suspect was fibbing about his alibi.
ازآنجاکه نتایجِ دروغسنج نمیتوانست در دادگاه پذیرفته شود، همچنان برای کارآگاهان مفید بود که مشخص کنند که آیا فرد مظنون درمورد بهانه غیبتش در صحنه جرم دروغ میگفت و یا خیر.
نکته واژگان: این جمله خوراک فیلمهای پلیسی است! کلمات polygraph (دستگاه دروغسنج)، alibi (بهانهای که فرد زمان وقوع حادثه جای دیگری بوده است)، suspect (مظنون) و detective (کارآگاه). فعل محاورهای fib به معنای خالی بستن (دروغ عمدتاً کماهمیت) است.
47. expose (v/n)
آشکار کردن، پرده برداشتن؛ در معرض قرار دادن / افشاء
■ When Sam was fired, she attempted to extort cash from her former boss by threatening to expose the man's drug addiction.
وقتیکه سَم اخراج شد، او تلاش به اخاذی پول از رئیس سابقش از طریق تهدید به افشاء اعتیاد آن مرد (رئیسش) به مواد مخدر داشت.
■ Researchers first need to determine how to expose humans to the virus as safely as possible, and to consider how and even whether such studies can be done ethically.
محققان ابتدا میبایست چگونگیِ در معرض قرار دادن انسان و ویروس با حداکثرِ ایمنیِ ممکنه را تعیین کنند و {سپس} در نظر بگیرند که چگونه و حتی آیا میتوان چنین مطالعاتی را به لحاظ اخلاقی انجام داد و یا خیر.
■ The news was an exposé of police corruption.
این خبر افشاءِ فساد پلیس بود.
نکته واژگان: دقت کنید که کمی دیکته لغت در حالت اسمی به دلیل ریشه فرانسویاش متفاوت است. تلفظش از ایکسپوز به اِکْسپِزِیْ تغییر میکند.
@GeneralEnglish
48. persist (v)
ادامه دادن، ادامه داشتن؛ پافشاری کردن
■ IQ test controversies persist. What do IQ tests measure? Can intelligence be improved? How well do IQ tests predict success in life?
جنجالهای تست هوش همچنان ادامه دارد. تستهای هوش چه چیزی را میسنجند؟ آیا میتوان هوش را بهبود داد؟ تا چه اندازه تستهای هوش موفقیت در زندگی را پیشبینی میکنند؟
■ If you persist in upsetting her, I will have to punish you.
اگر بر ناراحت کردن او پافشاری کنی، مجبور میشم شما را تنبیه کنم.
@GeneralEnglish
49. presume (v)
فرض کردن؛ ماجراجویی و فضولی کردن
■ Twin study designs presume that if identical twins resemble each other more on some trait than fraternal twins do, then genes help explain that trait.
طرحهای مطالعات دوقلوها فرض میکند که چنانچه دوقلوهای همسان از نظر برخی صفات بیش از دوقلوهای غیرهمسان به یکدیگر شبیه باشند، ژنها به توضیح این ویژگی کمک میکنند.
نکته: ندونستن معنی fraternal برای کسی که زیاد هم لغت خونده اصلا ایرادی نداره و طبیعیه، اما عدم توانایی در حدس معنی اون برای کسی که زبانش خوبه اصلا منطقی نیست. یکی از هنرهای شما باید حدس واژه در جمله باشه. اگر identical رو بدونین، باید بتونین حدس بزنین که اون یکی میشه نقطه مقابلش.
50. inevitable (adj)
ناگزیر، اجتنابناپذیر، حتمی
■ Although the villagers haven't found a way to deal with the inevitable flooding caused by the perennial monsoon, no one ever decides to move to higher ground.
اگرچه اهالی روستا راهی برای مقابله با سیل اجتنابناپذیر (حتمی) ناشی از باد موسمی دائمی پیدا نکردهاند، اما هیچکس تصمیمی بر جابجایی به مناطق مرتفعتر ندارد.
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۱۵۰-۱۶۵):
polygraph, admit, suspect, alibi, be fired, extort, threaten, ethical, corruption, controversy, intelligence, identical, resemble, trait, deal with, perennial
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
46. determine (v)
تعیین و مشخص کردن؛ تصمیم گرفتن
■ Since the results of the polygraph couldn’t be admitted into court, it was still helpful for the detectives to determine whether the suspect was fibbing about his alibi.
ازآنجاکه نتایجِ دروغسنج نمیتوانست در دادگاه پذیرفته شود، همچنان برای کارآگاهان مفید بود که مشخص کنند که آیا فرد مظنون درمورد بهانه غیبتش در صحنه جرم دروغ میگفت و یا خیر.
نکته واژگان: این جمله خوراک فیلمهای پلیسی است! کلمات polygraph (دستگاه دروغسنج)، alibi (بهانهای که فرد زمان وقوع حادثه جای دیگری بوده است)، suspect (مظنون) و detective (کارآگاه). فعل محاورهای fib به معنای خالی بستن (دروغ عمدتاً کماهمیت) است.
47. expose (v/n)
آشکار کردن، پرده برداشتن؛ در معرض قرار دادن / افشاء
■ When Sam was fired, she attempted to extort cash from her former boss by threatening to expose the man's drug addiction.
وقتیکه سَم اخراج شد، او تلاش به اخاذی پول از رئیس سابقش از طریق تهدید به افشاء اعتیاد آن مرد (رئیسش) به مواد مخدر داشت.
■ Researchers first need to determine how to expose humans to the virus as safely as possible, and to consider how and even whether such studies can be done ethically.
محققان ابتدا میبایست چگونگیِ در معرض قرار دادن انسان و ویروس با حداکثرِ ایمنیِ ممکنه را تعیین کنند و {سپس} در نظر بگیرند که چگونه و حتی آیا میتوان چنین مطالعاتی را به لحاظ اخلاقی انجام داد و یا خیر.
■ The news was an exposé of police corruption.
این خبر افشاءِ فساد پلیس بود.
نکته واژگان: دقت کنید که کمی دیکته لغت در حالت اسمی به دلیل ریشه فرانسویاش متفاوت است. تلفظش از ایکسپوز به اِکْسپِزِیْ تغییر میکند.
@GeneralEnglish
48. persist (v)
ادامه دادن، ادامه داشتن؛ پافشاری کردن
■ IQ test controversies persist. What do IQ tests measure? Can intelligence be improved? How well do IQ tests predict success in life?
جنجالهای تست هوش همچنان ادامه دارد. تستهای هوش چه چیزی را میسنجند؟ آیا میتوان هوش را بهبود داد؟ تا چه اندازه تستهای هوش موفقیت در زندگی را پیشبینی میکنند؟
■ If you persist in upsetting her, I will have to punish you.
اگر بر ناراحت کردن او پافشاری کنی، مجبور میشم شما را تنبیه کنم.
@GeneralEnglish
49. presume (v)
فرض کردن؛ ماجراجویی و فضولی کردن
■ Twin study designs presume that if identical twins resemble each other more on some trait than fraternal twins do, then genes help explain that trait.
طرحهای مطالعات دوقلوها فرض میکند که چنانچه دوقلوهای همسان از نظر برخی صفات بیش از دوقلوهای غیرهمسان به یکدیگر شبیه باشند، ژنها به توضیح این ویژگی کمک میکنند.
نکته: ندونستن معنی fraternal برای کسی که زیاد هم لغت خونده اصلا ایرادی نداره و طبیعیه، اما عدم توانایی در حدس معنی اون برای کسی که زبانش خوبه اصلا منطقی نیست. یکی از هنرهای شما باید حدس واژه در جمله باشه. اگر identical رو بدونین، باید بتونین حدس بزنین که اون یکی میشه نقطه مقابلش.
50. inevitable (adj)
ناگزیر، اجتنابناپذیر، حتمی
■ Although the villagers haven't found a way to deal with the inevitable flooding caused by the perennial monsoon, no one ever decides to move to higher ground.
اگرچه اهالی روستا راهی برای مقابله با سیل اجتنابناپذیر (حتمی) ناشی از باد موسمی دائمی پیدا نکردهاند، اما هیچکس تصمیمی بر جابجایی به مناطق مرتفعتر ندارد.
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۱۵۰-۱۶۵):
polygraph, admit, suspect, alibi, be fired, extort, threaten, ethical, corruption, controversy, intelligence, identical, resemble, trait, deal with, perennial
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
👍2
Forwarded from دانلود مستند و فیلم با زیرنویس
کانال دانلود مستند و فیلم با زیرنویس با هدف ارتقای سطح زبان انگلیسی علاقمندان به یادگیری ایجاد شده است.
@GeneralEnglishVideo
در این کانال، بهگونهای ویدئوها انتخاب میشوند که
۱. سرعت صحبت کردن در حد منطقی باشد که زبانآموزی که سطح بالایی ندارد هم استفاده کند.
۲. لغات استفادهشده بیشتر آکادمیک و علمی باشد و کمتر از اصطلاحات کمتکرار در فیلم استفاده شود.
۳. در عین حال، دانش عمومی مخاطبین هم افزایش یابد.
۴. ترجیح ما استفاده از زیرنویس زبان انگلیسی است. زیرنویس فارسی بسیاری از ویدئوهایی که قرار میدهیم در این سایت موجود است. استفاده از زیر نویس انگلیسی کمک میکند که بخشهایی که تلفظ واژهای را متوجه نشدید، با زیرنویس چک کنید.
کانال اینچنینی ممکن است به دلیل نقض کپیرایت مسدود شود اما تا آن زمان در حد توان مطالب مفید در اینجا قرار داده میشود. از آنجایی که آگاهیم که مخاطبان ایرانی قادر به خرید این فیلمها به صورت قانونی نیستند، این حق یادگیری را برایشان قائلیم که این ویدئوها را به صورت رایگان تماشا کنند حتی اگر قانون بینالمللی درکی از تحریم و شرایط زندگی در ایران نداشته باشد.
با هشتگ #toc، فهرست مطالبی برای ویدئوها تهیه میکنیم. هر زمان نیاز به مرور ویدئوهای مختلف داشتید، این هشتگ را سرچ کنید.
با احترام
گروه زبان زیر ذرهبین
@GeneralEnglishVideo
در این کانال، بهگونهای ویدئوها انتخاب میشوند که
۱. سرعت صحبت کردن در حد منطقی باشد که زبانآموزی که سطح بالایی ندارد هم استفاده کند.
۲. لغات استفادهشده بیشتر آکادمیک و علمی باشد و کمتر از اصطلاحات کمتکرار در فیلم استفاده شود.
۳. در عین حال، دانش عمومی مخاطبین هم افزایش یابد.
۴. ترجیح ما استفاده از زیرنویس زبان انگلیسی است. زیرنویس فارسی بسیاری از ویدئوهایی که قرار میدهیم در این سایت موجود است. استفاده از زیر نویس انگلیسی کمک میکند که بخشهایی که تلفظ واژهای را متوجه نشدید، با زیرنویس چک کنید.
کانال اینچنینی ممکن است به دلیل نقض کپیرایت مسدود شود اما تا آن زمان در حد توان مطالب مفید در اینجا قرار داده میشود. از آنجایی که آگاهیم که مخاطبان ایرانی قادر به خرید این فیلمها به صورت قانونی نیستند، این حق یادگیری را برایشان قائلیم که این ویدئوها را به صورت رایگان تماشا کنند حتی اگر قانون بینالمللی درکی از تحریم و شرایط زندگی در ایران نداشته باشد.
با هشتگ #toc، فهرست مطالبی برای ویدئوها تهیه میکنیم. هر زمان نیاز به مرور ویدئوهای مختلف داشتید، این هشتگ را سرچ کنید.
با احترام
گروه زبان زیر ذرهبین
✅ مرور ۱۰۰ واژه مهم کنکور ارشد در ۱۳ سال اخیر
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
51. schedule (n/v)
زمانبندی / برنامهریزی نمودن
■ In order to have the perfect vacation, my work schedule needs to coincide with my wife's schedule.
برای داشتن تعطیلاتی عالی، برنامه کاری من باید با برنامهزمانی خانمم مطابقت داشته باشد (همزمان شود).
■ The husband and wife try to schedule their work schedules in concordance with the other's schedule so they can spend their off time together.
زن و شوهر سعی دارند تا برنامههای کاریشان را مطابق با برنامه زمانی طرف دیگر زمانبندی کنند تا بتوانند وقت استراحتشان را با یکدیگر سپری کنند.
52. status (n)
مقام، جایگاه، حالت؛ شأن، وجاهت
■ When the stock market crashed, the millionaire's pecuniary status changed dramatically and ended with him in a state of poverty.
هنگامی که بازار بورس سقوط کرد، جایگاه مالی فرد میلیونر بهطرز چشمگیری تغییر یافت و به فقر او منتهی شد.
■ A student's socioeconomic status is used to determine who receives free school lunch.
وضعیت اقتصادی-اجتماعی دانشجو برای تعیین اینکه چه کسی ناهار رایگان مدرسه را دریافت میکند، استفاده میشود.
@GeneralEnglish
53. lack (n/v)
عدمِ، کمبود/ کم داشتن، نداشتن، نیاز داشتن
■ There is a persistent stereotype that people with autism are individuals who lack empathy and cannot understand emotion. But the notion that people with autism generally lack empathy and cannot recognize feelings is wrong.
یک کلیشه دائمی وجود دارد که افراد مبتلا به اوتیسم، اشخاصی هستند که فاقد همدلیاند و نمیتوانند احساسات را درک کنند. اما این اندیشه که افراد دارای اوتیسم عموماً فاقد همدلی هستند و نمیتوانند احساسات را تشخیص دهند نادرست است.
■ When words fail us, we curse. Swearing is the “sign of a weak vocabulary”, a result of a lack of education, laziness, or impulsiveness.
وقتی از نظر لغات کم میآوریم، ناسزا میگوییم. فحش دادن «نشانه دامنه واژگان ضعیف» است، ناشی از فقر تحصیلات (نبود آموزش)، تنبلی و یا عجول بودن.
@GeneralEnglish
54. exceed (v)
فراتر بودن (از)، ازحد قانونی تجاوز کردن
■ From the responses so far, it appears the convocation for the graduation ceremony will exceed three thousand people.
از پاسخهای رسیده تاکنون، به نظر میرسد که گردهمایی برای جشن فارغالتحصیلی از سههزار نفر عبور خواهد کرد.
55. promote (v)
ارتقا دادن؛ آگهی و تبلیغات کردن
■ Certain groups and societies are structured in ways that promote cooperation.
برخی گروهها و جوامع به گونهای ساختاربندی شدهاند که همکاری را تقویت میکنند (=ساختار خاص آنها سبب ترویج همکاری میشود).
■ If you do not promote your film, it will remain in obscurity and no one will ever see it.
اگر شما فیلمتان را تبلیغ نکنید، گمنام باقی خواهد ماند و هیچ کس هرگز آن را نخواهد دید.
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۱۶۶-۱۸۴):
vacation, coincide, in concordance with, stock, crash, pecuniary, poverty, socioeconomic, persistent, stereotype, empathy, notion, curse, swear, laziness, impulsiveness, convocation, cooperation, obscurity
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
51. schedule (n/v)
زمانبندی / برنامهریزی نمودن
■ In order to have the perfect vacation, my work schedule needs to coincide with my wife's schedule.
برای داشتن تعطیلاتی عالی، برنامه کاری من باید با برنامهزمانی خانمم مطابقت داشته باشد (همزمان شود).
■ The husband and wife try to schedule their work schedules in concordance with the other's schedule so they can spend their off time together.
زن و شوهر سعی دارند تا برنامههای کاریشان را مطابق با برنامه زمانی طرف دیگر زمانبندی کنند تا بتوانند وقت استراحتشان را با یکدیگر سپری کنند.
52. status (n)
مقام، جایگاه، حالت؛ شأن، وجاهت
■ When the stock market crashed, the millionaire's pecuniary status changed dramatically and ended with him in a state of poverty.
هنگامی که بازار بورس سقوط کرد، جایگاه مالی فرد میلیونر بهطرز چشمگیری تغییر یافت و به فقر او منتهی شد.
■ A student's socioeconomic status is used to determine who receives free school lunch.
وضعیت اقتصادی-اجتماعی دانشجو برای تعیین اینکه چه کسی ناهار رایگان مدرسه را دریافت میکند، استفاده میشود.
@GeneralEnglish
53. lack (n/v)
عدمِ، کمبود/ کم داشتن، نداشتن، نیاز داشتن
■ There is a persistent stereotype that people with autism are individuals who lack empathy and cannot understand emotion. But the notion that people with autism generally lack empathy and cannot recognize feelings is wrong.
یک کلیشه دائمی وجود دارد که افراد مبتلا به اوتیسم، اشخاصی هستند که فاقد همدلیاند و نمیتوانند احساسات را درک کنند. اما این اندیشه که افراد دارای اوتیسم عموماً فاقد همدلی هستند و نمیتوانند احساسات را تشخیص دهند نادرست است.
■ When words fail us, we curse. Swearing is the “sign of a weak vocabulary”, a result of a lack of education, laziness, or impulsiveness.
وقتی از نظر لغات کم میآوریم، ناسزا میگوییم. فحش دادن «نشانه دامنه واژگان ضعیف» است، ناشی از فقر تحصیلات (نبود آموزش)، تنبلی و یا عجول بودن.
@GeneralEnglish
54. exceed (v)
فراتر بودن (از)، ازحد قانونی تجاوز کردن
■ From the responses so far, it appears the convocation for the graduation ceremony will exceed three thousand people.
از پاسخهای رسیده تاکنون، به نظر میرسد که گردهمایی برای جشن فارغالتحصیلی از سههزار نفر عبور خواهد کرد.
55. promote (v)
ارتقا دادن؛ آگهی و تبلیغات کردن
■ Certain groups and societies are structured in ways that promote cooperation.
برخی گروهها و جوامع به گونهای ساختاربندی شدهاند که همکاری را تقویت میکنند (=ساختار خاص آنها سبب ترویج همکاری میشود).
■ If you do not promote your film, it will remain in obscurity and no one will ever see it.
اگر شما فیلمتان را تبلیغ نکنید، گمنام باقی خواهد ماند و هیچ کس هرگز آن را نخواهد دید.
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۱۶۶-۱۸۴):
vacation, coincide, in concordance with, stock, crash, pecuniary, poverty, socioeconomic, persistent, stereotype, empathy, notion, curse, swear, laziness, impulsiveness, convocation, cooperation, obscurity
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
👍2
سبک و لحن نویسنده چیست؟
این یکی از سوالات متداول آزمونهای درک مطلب است. در اینجا خلاصهای از موارد پرتکرار این لحنها را گردهم آوردهایم.
منبع:
زبان عمومی دکتری زیر ذرهبین؛ چاپ نگاه دانش
کاملترین منبع کنکور دکتری و آزمونهای زبان (MSRT، EPT، UTEPT، تولیمو و ...) با ریزهکاریهای متفاوت از سایر منابع
@GeneralEnglish
این یکی از سوالات متداول آزمونهای درک مطلب است. در اینجا خلاصهای از موارد پرتکرار این لحنها را گردهم آوردهایم.
منبع:
زبان عمومی دکتری زیر ذرهبین؛ چاپ نگاه دانش
کاملترین منبع کنکور دکتری و آزمونهای زبان (MSRT، EPT، UTEPT، تولیمو و ...) با ریزهکاریهای متفاوت از سایر منابع
@GeneralEnglish
❤1
✅ مرور ۱۰۰ واژه مهم کنکور ارشد در ۱۳ سال اخیر
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
56. invoke (v)
درخواست کردن، فراخواندن، استناد کردن
■ The members of the tribe will invoke water from the gods by performing a rain dance.
اعضای قبیله با اجرای رقص باران از خدایان، درخواستِ آب میکنند.
■ When talking about vaccination and disease control, health authorities often invoke “herd immunity.”
زمان صحبت درباره واکسیناسیون و کنترل بیماری، مقامات بهداشتی اغلب به «مصونیت گلهای» استناد میکنند (ارجاع میدهند).
57. penetrate (v)
نفوذ و رخنه کردن؛ پی بردن
■ Microwave frequencies below 3,000 megahertz can penetrate the outer layers of the skin and be absorbed in the underlying tissues.
فرکانسهای مایکروویو کمتر از ۳,۰۰۰ مگاهرتز میتوانند به لایههای خارجی پوست نفوذ کرده و جذبِ بافتهای زیرین شوند.
@GeneralEnglish
58. undertake (v)
بر عهده گرفتن، تقبل کردن
■ I have already completed my degree in physics, but I think I will undertake a postgraduate study of psychology as well.
من در حال حاضر مدرکم را در رشته فیزیک به اتمام رساندهام، اما فکر میکنم که تحصیلات تکمیلی روانشناسی را نیز انجام بدهم (متقبل شوم و به انجام رسانم).
■ In Sweden, the government decided to undertake a controlled study of its proposed new school system.
در سوئد، دولت تصمیم گرفت تا یک مطالعه کنترل شده از سیستم پیشنهادی جدیدش برای مدارس را انجام دهد (متقبل شود).
@GeneralEnglish
59. proceed (v)
ادامه دادن، شروع کردن، به پیش رفتن
■ At the dark bottom of our cool oceans, 85 percent of the earth's volcanic eruptions proceed virtually unnoticed.
در کفِ تاریک اقیانوسهای خنکمان، ۸۵ درصد از فورانهای آتشفشانی زمین، تقریباً بدونآنکه متوجه شویم، شروع میشوند (ادامه دارند/ به پیش میروند).
■ Because they had differing views, the council experienced discord on how to proceed with the issue.
ازآنجاکه آنها نظرات متفاوتی داشتند، شورا اختلافاتی (نزاعی) را پیرامون نحوه پیشبرد موضوع شاهد بود (تجربه میکرد).
60. avoid (v)
اجتناب و دوری کردن، طفره رفتن، در رفتن
■ When the company went bankrupt, the craven CEO quickly flew out of the country to avoid having to answer to his former employees.
هنگامیکه شرکت ورشکست شد، مدیرعامل بزدل فوراً از کشور گریخت تا از جواب دادن به کارمندان سابقش فرار کند (اجتناب کند).
نکته واژگان: لغت craven و cowardly به معنای «بزدل» هستند و مترادف محسوب میشوند.
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۱۸۵-۱۹۷):
tribe, herd, immunity, underlying, postgraduate, volcanic, eruption, virtually, unnoticed, council, discord, bankrupt, craven
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
56. invoke (v)
درخواست کردن، فراخواندن، استناد کردن
■ The members of the tribe will invoke water from the gods by performing a rain dance.
اعضای قبیله با اجرای رقص باران از خدایان، درخواستِ آب میکنند.
■ When talking about vaccination and disease control, health authorities often invoke “herd immunity.”
زمان صحبت درباره واکسیناسیون و کنترل بیماری، مقامات بهداشتی اغلب به «مصونیت گلهای» استناد میکنند (ارجاع میدهند).
57. penetrate (v)
نفوذ و رخنه کردن؛ پی بردن
■ Microwave frequencies below 3,000 megahertz can penetrate the outer layers of the skin and be absorbed in the underlying tissues.
فرکانسهای مایکروویو کمتر از ۳,۰۰۰ مگاهرتز میتوانند به لایههای خارجی پوست نفوذ کرده و جذبِ بافتهای زیرین شوند.
@GeneralEnglish
58. undertake (v)
بر عهده گرفتن، تقبل کردن
■ I have already completed my degree in physics, but I think I will undertake a postgraduate study of psychology as well.
من در حال حاضر مدرکم را در رشته فیزیک به اتمام رساندهام، اما فکر میکنم که تحصیلات تکمیلی روانشناسی را نیز انجام بدهم (متقبل شوم و به انجام رسانم).
■ In Sweden, the government decided to undertake a controlled study of its proposed new school system.
در سوئد، دولت تصمیم گرفت تا یک مطالعه کنترل شده از سیستم پیشنهادی جدیدش برای مدارس را انجام دهد (متقبل شود).
@GeneralEnglish
59. proceed (v)
ادامه دادن، شروع کردن، به پیش رفتن
■ At the dark bottom of our cool oceans, 85 percent of the earth's volcanic eruptions proceed virtually unnoticed.
در کفِ تاریک اقیانوسهای خنکمان، ۸۵ درصد از فورانهای آتشفشانی زمین، تقریباً بدونآنکه متوجه شویم، شروع میشوند (ادامه دارند/ به پیش میروند).
■ Because they had differing views, the council experienced discord on how to proceed with the issue.
ازآنجاکه آنها نظرات متفاوتی داشتند، شورا اختلافاتی (نزاعی) را پیرامون نحوه پیشبرد موضوع شاهد بود (تجربه میکرد).
60. avoid (v)
اجتناب و دوری کردن، طفره رفتن، در رفتن
■ When the company went bankrupt, the craven CEO quickly flew out of the country to avoid having to answer to his former employees.
هنگامیکه شرکت ورشکست شد، مدیرعامل بزدل فوراً از کشور گریخت تا از جواب دادن به کارمندان سابقش فرار کند (اجتناب کند).
نکته واژگان: لغت craven و cowardly به معنای «بزدل» هستند و مترادف محسوب میشوند.
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۱۸۵-۱۹۷):
tribe, herd, immunity, underlying, postgraduate, volcanic, eruption, virtually, unnoticed, council, discord, bankrupt, craven
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
❤1👍1
✅ مرور ۱۰۰ واژه مهم کنکور ارشد در ۱۳ سال اخیر
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
61. compile (v)
گردآوری کردن، جمعآوری و تألیف نمودن
■ When I finish my current project, I will transcribe all of the actor's audiotapes and compile them into a written biography.
وقتی پروژه فعلیام را تمام کنم، تمام نوارهای صوتی بازیگر را مینویسم (به صورت نوشتاری درخواهم آورد) و آنها را بصورت زندگینامهای مکتوب گردآوری میکنم.
62. circumstance (n)
شرایط (در حالت جمع)، پیشامد، موقعیت
■ Chaos theory says that a tiny, insignificant event or circumstance can have an outsized influence in shaping the way a large, complex system evolves into the future.
نظریه آشوب بیان میدارد که یک رویداد یا موقعیت کوچک و کماهمیت میتواند تاثیری عظیم در شکلگیری نحوهای که سیستمی پیچیده و بزرگ در آینده تکامل مییابد داشته باشد.
@GeneralEnglish
63. reveal (v)
معلوم نمودن، نشان دادن، فاش نمودن
■ Until more information is known, the police will not reveal details about the altercation between the arresting officer and the suspect.
تا زمانی که اطلاعات بیشتری بدست آید، پلیس جزئیات مربوط به درگیری بین پلیس دستگیرکننده و مظنون را فاش نخواهد کرد.
■ Over 5,000 studies reveal that VR has an uncanny ability to diminish pain, steady nerves, and boost mental health—and best of all, it can be administered at home without a trained clinician.
بیش از ۵۰۰۰ مطالعه نشان میدهند که ویآر (واقعیت مجازی) توانایی عجیبی در کاهش درد، کنترل اعصاب و تقویت سلامت روانی دارد — و از همه مهمتر، آن {ویآر} میتواند در منزل و بدون {نیاز به} پزشک متخصص تجویز شود (به بیمار داده شود).
@GeneralEnglish
64. impose (v)
تحمیل کردن، اجبار نمودن، وضع کردن
■ There is no doubt that severe COVID can impose the kind of stress that raises blood glucose in patients who have no history of diabetes.
شکی نیست که کووید شدید میتواند نوعی استرس را تحمیل کند (به بار آورد) که باعث افزایش قند (گلوکز) خون در بیمارانی میشود که هیچ سابقه دیابتی ندارند.
■ We worried that our state would impose water rationing because of how little annual rainfall we had received this year.
ما نگران بودیم که استان ما به دلیل میزان بارندگی سالانه کمی که امسال داشتیم، سهمیهبندی آب وضع کند.
65. approximate (adj/v)
تخمینی / نزدیک بودن، شبیه بودن
■ Just because my flight's approximate time of arrival is 7:00 pm does not guarantee that I will land precisely at that time.
صرفاً به این دلیل که ساعت تقریبی ورود پرواز من ۷ بعدازظهر است، تضمین نمیکند که من دقیقاً راس آن ساعت فرود خواهم آمد.
■ The animals were reared in conditions that approximated the wild as closely as possible.
این حیوانات در شرایطی که تا حد ممکن به حیات وحش مشابه است، بزرگ میشوند (پرورش و نگهداری میشوند).
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۱۹۸-۲۱۵):
transcribe, chaos, tiny, insignificant, outsized, influence, evolve, altercation, arrest, suspect, uncanny, diminish, steady, administer, rationing, annual, precisely, rear
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
61. compile (v)
گردآوری کردن، جمعآوری و تألیف نمودن
■ When I finish my current project, I will transcribe all of the actor's audiotapes and compile them into a written biography.
وقتی پروژه فعلیام را تمام کنم، تمام نوارهای صوتی بازیگر را مینویسم (به صورت نوشتاری درخواهم آورد) و آنها را بصورت زندگینامهای مکتوب گردآوری میکنم.
62. circumstance (n)
شرایط (در حالت جمع)، پیشامد، موقعیت
■ Chaos theory says that a tiny, insignificant event or circumstance can have an outsized influence in shaping the way a large, complex system evolves into the future.
نظریه آشوب بیان میدارد که یک رویداد یا موقعیت کوچک و کماهمیت میتواند تاثیری عظیم در شکلگیری نحوهای که سیستمی پیچیده و بزرگ در آینده تکامل مییابد داشته باشد.
@GeneralEnglish
63. reveal (v)
معلوم نمودن، نشان دادن، فاش نمودن
■ Until more information is known, the police will not reveal details about the altercation between the arresting officer and the suspect.
تا زمانی که اطلاعات بیشتری بدست آید، پلیس جزئیات مربوط به درگیری بین پلیس دستگیرکننده و مظنون را فاش نخواهد کرد.
■ Over 5,000 studies reveal that VR has an uncanny ability to diminish pain, steady nerves, and boost mental health—and best of all, it can be administered at home without a trained clinician.
بیش از ۵۰۰۰ مطالعه نشان میدهند که ویآر (واقعیت مجازی) توانایی عجیبی در کاهش درد، کنترل اعصاب و تقویت سلامت روانی دارد — و از همه مهمتر، آن {ویآر} میتواند در منزل و بدون {نیاز به} پزشک متخصص تجویز شود (به بیمار داده شود).
@GeneralEnglish
64. impose (v)
تحمیل کردن، اجبار نمودن، وضع کردن
■ There is no doubt that severe COVID can impose the kind of stress that raises blood glucose in patients who have no history of diabetes.
شکی نیست که کووید شدید میتواند نوعی استرس را تحمیل کند (به بار آورد) که باعث افزایش قند (گلوکز) خون در بیمارانی میشود که هیچ سابقه دیابتی ندارند.
■ We worried that our state would impose water rationing because of how little annual rainfall we had received this year.
ما نگران بودیم که استان ما به دلیل میزان بارندگی سالانه کمی که امسال داشتیم، سهمیهبندی آب وضع کند.
65. approximate (adj/v)
تخمینی / نزدیک بودن، شبیه بودن
■ Just because my flight's approximate time of arrival is 7:00 pm does not guarantee that I will land precisely at that time.
صرفاً به این دلیل که ساعت تقریبی ورود پرواز من ۷ بعدازظهر است، تضمین نمیکند که من دقیقاً راس آن ساعت فرود خواهم آمد.
■ The animals were reared in conditions that approximated the wild as closely as possible.
این حیوانات در شرایطی که تا حد ممکن به حیات وحش مشابه است، بزرگ میشوند (پرورش و نگهداری میشوند).
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۱۹۸-۲۱۵):
transcribe, chaos, tiny, insignificant, outsized, influence, evolve, altercation, arrest, suspect, uncanny, diminish, steady, administer, rationing, annual, precisely, rear
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
Forwarded from برنامه ریزی رایگان مطالعه زبان ارشد و دکتری
#سوال_متداول
❓ من با اینکه تا الان زیاد خوندم اما تو تست زنی افتضاحم. درصدم پایینه. ناامید شدم...
چه کنم؟
اگه این سوال شما هم هست، فایل صوتی رو گوش بدین.
@GeneralEnglishPlan
❓ من با اینکه تا الان زیاد خوندم اما تو تست زنی افتضاحم. درصدم پایینه. ناامید شدم...
چه کنم؟
اگه این سوال شما هم هست، فایل صوتی رو گوش بدین.
@GeneralEnglishPlan
Forwarded from برنامه ریزی رایگان مطالعه زبان ارشد و دکتری
#سوال_متداول
❓ منی که هیچی نخوندم، برام 10 یا 20 درصد کافیه. توی رشته ما هیچ کس نمیزنه. چی کار کنم تو این فرصت؟
اگه این سوال شما هم هست، فایل صوتی رو گوش بدین.
@GeneralEnglishPlan
❓ منی که هیچی نخوندم، برام 10 یا 20 درصد کافیه. توی رشته ما هیچ کس نمیزنه. چی کار کنم تو این فرصت؟
اگه این سوال شما هم هست، فایل صوتی رو گوش بدین.
@GeneralEnglishPlan
✅ مرور ۱۰۰ واژه مهم کنکور ارشد در ۱۳ سال اخیر
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
66. initiate (v)
آغاز کردن؛ آشنا کردن و یاد دادن
■ The purpose of the religious conference was to initiate discourse on the work of missionaries in third-world countries.
هدفِ این کنفرانس مذهبی این بود که گفتمانی را پیرامون کار مبلغان مذهبی در کشورهای جهان سوم به راه اندازد (آغاز کند).
■ His uncle initiated him into the pleasures of sailing.
عمویش او را با لذت قایقرانی آشنا نمود.
67. appreciation (n)
قدردانی، سپاس، تصدیق و تأیید؛ درک
■ Appreciation was shown from the necessitous man when shelter and food were made available to him.
قدردانی (سپاس) از مرد نیازمند سر زد (قدردانی نشان داد)، هنگامی که سرپناه و غذا در دسترسش قرار گرفت.
■ The field of “neuroaesthetics” has adopted the distinction between art and non-art objects by seeking to identify brain areas that specifically mediate the aesthetic appreciation of artworks.
رشته «زیباییشناسی اعصاب» تفاوت بین اشیاء هنری و غیرهنری بکار میبندد در تلاشی برای شناسایی نواحی مغزی که بهطورخاص در درک زیباییشناسانه آثار هنری دخالت دارند.
@GeneralEnglish
68. disperse (v)
متفرق کردن یا متفرق شدن، پخش کردن
■ These fruits, including the seeds, are eaten by animals who then disperse the seeds when they defecate.
این میوهها، منجمله دانههایشان، توسط حیواناتی خورده میشوند که وقتی مدفوع میکنند، دانهها را پراکنده میکنند.
@GeneralEnglish
69. collapse (v/n)
فروریختن، درهم شکستن؛ غش کردن؛ سقوط و اضمحلال، نابودی
■ To enter the burning building that was about to collapse, the firefighter's boldness was evident and respected when he went to retrieve the two children inside.
برای ورود به ساختمان در حال سوختن که در آستانه فروریختن بود، جسارت آتشنشان هنگامی که برای نجات (بازیابی) دو کودک داخل آنجا رفت، مشهود و قابل احترام بود.
■ A collapse in the housing market will often foreshadow a general economic collapse.
سقوطِ بازار مسکن اغلب خبر از یک فروپاشی کلی اقتصادی میدهد.
70. orient| orientate (v)
جهتدهی نمودن، جهت پیدا کردن؛ سازگار نمودن، وفق دادن
■ Desert ants travel long distances to find food, using celestial cues to orient themselves and find their way.
مورچههای صحرایی برای یافتن غذا، و با استفاده از نشانههای آسمانی برای جهتیابی و یافتن مسیرشان، مسافتهای زیادی را طی میکنند.
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۲۱۶-۲۲۹):
discourse, missionary, pleasure, necessitous, shelter, adopt, identify, specifically, aesthetic, defecate, boldness, evident, retrieve, cue
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
66. initiate (v)
آغاز کردن؛ آشنا کردن و یاد دادن
■ The purpose of the religious conference was to initiate discourse on the work of missionaries in third-world countries.
هدفِ این کنفرانس مذهبی این بود که گفتمانی را پیرامون کار مبلغان مذهبی در کشورهای جهان سوم به راه اندازد (آغاز کند).
■ His uncle initiated him into the pleasures of sailing.
عمویش او را با لذت قایقرانی آشنا نمود.
67. appreciation (n)
قدردانی، سپاس، تصدیق و تأیید؛ درک
■ Appreciation was shown from the necessitous man when shelter and food were made available to him.
قدردانی (سپاس) از مرد نیازمند سر زد (قدردانی نشان داد)، هنگامی که سرپناه و غذا در دسترسش قرار گرفت.
■ The field of “neuroaesthetics” has adopted the distinction between art and non-art objects by seeking to identify brain areas that specifically mediate the aesthetic appreciation of artworks.
رشته «زیباییشناسی اعصاب» تفاوت بین اشیاء هنری و غیرهنری بکار میبندد در تلاشی برای شناسایی نواحی مغزی که بهطورخاص در درک زیباییشناسانه آثار هنری دخالت دارند.
@GeneralEnglish
68. disperse (v)
متفرق کردن یا متفرق شدن، پخش کردن
■ These fruits, including the seeds, are eaten by animals who then disperse the seeds when they defecate.
این میوهها، منجمله دانههایشان، توسط حیواناتی خورده میشوند که وقتی مدفوع میکنند، دانهها را پراکنده میکنند.
@GeneralEnglish
69. collapse (v/n)
فروریختن، درهم شکستن؛ غش کردن؛ سقوط و اضمحلال، نابودی
■ To enter the burning building that was about to collapse, the firefighter's boldness was evident and respected when he went to retrieve the two children inside.
برای ورود به ساختمان در حال سوختن که در آستانه فروریختن بود، جسارت آتشنشان هنگامی که برای نجات (بازیابی) دو کودک داخل آنجا رفت، مشهود و قابل احترام بود.
■ A collapse in the housing market will often foreshadow a general economic collapse.
سقوطِ بازار مسکن اغلب خبر از یک فروپاشی کلی اقتصادی میدهد.
70. orient| orientate (v)
جهتدهی نمودن، جهت پیدا کردن؛ سازگار نمودن، وفق دادن
■ Desert ants travel long distances to find food, using celestial cues to orient themselves and find their way.
مورچههای صحرایی برای یافتن غذا، و با استفاده از نشانههای آسمانی برای جهتیابی و یافتن مسیرشان، مسافتهای زیادی را طی میکنند.
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۲۱۶-۲۲۹):
discourse, missionary, pleasure, necessitous, shelter, adopt, identify, specifically, aesthetic, defecate, boldness, evident, retrieve, cue
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
👍2
✅ مرور ۱۰۰ واژه مهم کنکور ارشد در ۱۳ سال اخیر
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
71. cogent (adj)
متقاعدکننده، دلیلمند و منطقی
■ Although I normally do not like science fiction movies, this film was cogent and easy for me to accept as true.
اگرچه من معمولاً فیلمهای علمی تخیلی را نمیپسندم، اما این فیلم متقاعدکننده (قابلپذیرش) بود و برای من پذیرفتنش ساده مینمود.
72. encouragement (n)
تشویق، دلگرمی، پشتگرمی، پشتیبانی
■ When his family saw that Graham appeared to be making only a lackluster effort in the race, they began shouting words of encouragement from the stands.
وقتی خانوادهاش مشاهده کردند که گراهام به نظر میرسد که در مسابقه صرفاً تلاشی کمرمق نشان میدهد، از جایگاهها شروع به فریاد برآوردن کلمات تشویقی (دلگرمکننده) نمودند.
@GeneralEnglish
73. superficial (adj)
سطحی، ظاهری، سرسری
■ "Subterranean rivers" flowing in the underground connect superficial lakes with springs.
«رودخانههای زیرزمینی» که در زیرِ زمین جریان دارند، دریاچههای سطحی را به چشمهها متصل میکنند.
■ Given their superficial similarity, it'd be tempting to think that rheas and their relatives might be able to unlock the secrets of how dinosaurs moved.
با توجه به شباهت ظاهریشان، وسوسهانگیز خواهد بود اگر تصور کنیم که ریا و همخانوادههایش ممکن است بتوانند از راز اینکه چطور دایناسورها حرکت میکردند پرده بردارند.
ریا پرندهای است که در این لینک) ملاحظه میکنید.
@GeneralEnglish
74. vulnerable (adj)
آسیبپذیر، بیدفاع، در معرضِ ...
■ Forests tend to be more vulnerable to fires during the summer when most of the underbrush is dry and more combustible.
در طول تابستان که بیشتر بوتهها خشک و قابل احتراق هستند، جنگلها بیشتر در معرضِ آتشسوزی قرار دارند (در مقابل آتشسوزی، بیدفاع و آسیبپذیرند).
75. resist (v)
درمقابل چیزی ایستادن، مقاومت کردن
■ I generally avoid temptation unless I can't resist it.
من عمدتاً از وسوسه دوری میکنم مگر اینکه نتوانم در برابرش مقاومت کنم.
■ The hungry woman could not resist the allure of the bakery.
آن خانمِ گرسنه نتوانست در برابر اغواگری (جذابیت فوقالعاده) شیرینیفروشی مقاومت کند.
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۲۳۰-۲۳۸):
science fiction, lackluster, subterranean, spring, tempting, tend, combustible, temptation, allure
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
71. cogent (adj)
متقاعدکننده، دلیلمند و منطقی
■ Although I normally do not like science fiction movies, this film was cogent and easy for me to accept as true.
اگرچه من معمولاً فیلمهای علمی تخیلی را نمیپسندم، اما این فیلم متقاعدکننده (قابلپذیرش) بود و برای من پذیرفتنش ساده مینمود.
72. encouragement (n)
تشویق، دلگرمی، پشتگرمی، پشتیبانی
■ When his family saw that Graham appeared to be making only a lackluster effort in the race, they began shouting words of encouragement from the stands.
وقتی خانوادهاش مشاهده کردند که گراهام به نظر میرسد که در مسابقه صرفاً تلاشی کمرمق نشان میدهد، از جایگاهها شروع به فریاد برآوردن کلمات تشویقی (دلگرمکننده) نمودند.
@GeneralEnglish
73. superficial (adj)
سطحی، ظاهری، سرسری
■ "Subterranean rivers" flowing in the underground connect superficial lakes with springs.
«رودخانههای زیرزمینی» که در زیرِ زمین جریان دارند، دریاچههای سطحی را به چشمهها متصل میکنند.
■ Given their superficial similarity, it'd be tempting to think that rheas and their relatives might be able to unlock the secrets of how dinosaurs moved.
با توجه به شباهت ظاهریشان، وسوسهانگیز خواهد بود اگر تصور کنیم که ریا و همخانوادههایش ممکن است بتوانند از راز اینکه چطور دایناسورها حرکت میکردند پرده بردارند.
ریا پرندهای است که در این لینک) ملاحظه میکنید.
@GeneralEnglish
74. vulnerable (adj)
آسیبپذیر، بیدفاع، در معرضِ ...
■ Forests tend to be more vulnerable to fires during the summer when most of the underbrush is dry and more combustible.
در طول تابستان که بیشتر بوتهها خشک و قابل احتراق هستند، جنگلها بیشتر در معرضِ آتشسوزی قرار دارند (در مقابل آتشسوزی، بیدفاع و آسیبپذیرند).
75. resist (v)
درمقابل چیزی ایستادن، مقاومت کردن
■ I generally avoid temptation unless I can't resist it.
من عمدتاً از وسوسه دوری میکنم مگر اینکه نتوانم در برابرش مقاومت کنم.
■ The hungry woman could not resist the allure of the bakery.
آن خانمِ گرسنه نتوانست در برابر اغواگری (جذابیت فوقالعاده) شیرینیفروشی مقاومت کند.
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۲۳۰-۲۳۸):
science fiction, lackluster, subterranean, spring, tempting, tend, combustible, temptation, allure
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
❤1
کنکور ارشد ۱۴۰۰ به احتمال قوی به تعویق افتاد. توی یه فایل صوتی در موردش توضیح میدم. شنبه تصویب میشه این موضوع.
لینک خبر
@GeneralEnglish
لینک خبر
@GeneralEnglish
پیرامون
➖ تعویق کنکور
➖ استرسهای ناشی از این موضوع
➖ شروع احتمالی مطالعه زبان برای کسانی که نخوندن
➖ تعویق احتمالی کلاس نکته و تست
و ...
آیدی ما (صرفاً پیام متنی بفرستید- بیش از دویست پیام داریم. صبور باشید.)
@ZabanZireZarrebin
اونایی که روندش متوسط بوده (خوندن اما عقب هستند)، ضعفهاشون رو جبران کنن بعد از این تعویق. نقطه قوتهاشون رو هم مرور کنن که همینجوری نقطه قوت بمونه.
فایلهای صوتی در دو لینک زیر مهم هستند 👇👇
➖ تعویق کنکور
➖ استرسهای ناشی از این موضوع
➖ شروع احتمالی مطالعه زبان برای کسانی که نخوندن
➖ تعویق احتمالی کلاس نکته و تست
و ...
آیدی ما (صرفاً پیام متنی بفرستید- بیش از دویست پیام داریم. صبور باشید.)
@ZabanZireZarrebin
اونایی که روندش متوسط بوده (خوندن اما عقب هستند)، ضعفهاشون رو جبران کنن بعد از این تعویق. نقطه قوتهاشون رو هم مرور کنن که همینجوری نقطه قوت بمونه.
فایلهای صوتی در دو لینک زیر مهم هستند 👇👇
👍1
تاریخ برگزاری کنکور ارشد به نقل از ایسنا
✅ آزمون کارشناسی ارشد در تاریخهای ۶ تا ۸ مرداد ماه برگزار خواهد شد.
وقت هست برای کسانی که شروع نکردن.
❌ هنوز سنجش اطلاع رسانی نکرده.
✅ آزمون کارشناسی ارشد در تاریخهای ۶ تا ۸ مرداد ماه برگزار خواهد شد.
وقت هست برای کسانی که شروع نکردن.
❌ هنوز سنجش اطلاع رسانی نکرده.
Forwarded from برنامه ریزی رایگان مطالعه زبان ارشد و دکتری
#سوال_متداول
داوطلب کنکور ۱۴۰۱ هستم. کی برنامه تون شروع میشه که باهاش بیام جلو؟
از کجا شروع کنم خوندن زبان رو؟
کانال برنامه ریزی رایگان👇
@GeneralEnglishPlan
منابع لازم هم توی همون پستهای اولیه کانال توضیح دادیم.
کلاس کنکور دکتری و ارشد ۱۴۰۱ هم پس از چندین سال برگزاری کلاس آنلاین، امسال سبک کاملاً متفاوتی خواهند داشت.
توضیحاتش رو در خرداد ماه و در کانال @GeneralEnglishClass اطلاع خواهم داد.
داوطلب کنکور ۱۴۰۱ هستم. کی برنامه تون شروع میشه که باهاش بیام جلو؟
از کجا شروع کنم خوندن زبان رو؟
کانال برنامه ریزی رایگان👇
@GeneralEnglishPlan
منابع لازم هم توی همون پستهای اولیه کانال توضیح دادیم.
کلاس کنکور دکتری و ارشد ۱۴۰۱ هم پس از چندین سال برگزاری کلاس آنلاین، امسال سبک کاملاً متفاوتی خواهند داشت.
توضیحاتش رو در خرداد ماه و در کانال @GeneralEnglishClass اطلاع خواهم داد.
✅ مرور ۱۰۰ واژه مهم کنکور ارشد در ۱۳ سال اخیر
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
76. guilty (adj)
گناهکار، مجرم، مقصّر، سزاوار سرزنش
■ Although he was guilty of embezzlement, the banker had managed to convince his wife he was innocent.
اگرچه او مجرم (مقصر/گناهکار) برای اختلاس بود، اما فرد بانکی موفق شد تا همسرش را متقاعد کند که بیگناه بود.
77. assume (v)
فرض کردن، حدس زدن؛ {کنترل چیزی را} بدست گرفتن
■ The name she chose made no sense to anyone so we could only assume it was a misnomer.
اسمی که او انتخاب کرد برای کسی منطقی نمینمود بنابراین ما صرفاً میتوانستیم فرض کنیم که آن یک نام بیمسمی بوده.
■ Under martial law, the military takes the power of the local police and assumes control of an area.
بر اساس حکومت نظامی، ارتش قدرت پلیس محلی را مال خود میکند و کنترل منطقهای را به دست میگیرد.
@GeneralEnglish
78. diminish (v)
کم شدن، افول کردن، تنزل دادن
■ The new flight attendant was happy to find out from her veteran colleagues that the jet lag will diminish over time and these long trips will not make her so sleepy.
مهماندار جدید خوشحال بود که از همکاران باسابقهتر خود مطلع شد که جتلگ (پرواززدگی) با گذشت زمان کاهش مییابد و این سفرهای طولانی باعث خوابآلودگی او نخواهند شد.
@GeneralEnglish
79. interfere (v)
مانع کاری شدن، سد کردن، مداخله کردن
■ A full-time job is likely to interfere with my daughter’s commitment to her education.
یک شغل تمام وقت احتمالاً تعهد تحصیلی دخترم را مختل میسازد.
■ Although she has an opinion on the matter, Brenda won’t interfere in the company’s internal issues without being asked.
اگرچه او درباره این موضوع نظری دارد، اما برندا بدون اینکه از او درخواست شود در مسائل داخلی شرکت مداخله نخواهد کرد.
80. temporary (adj)
موقتی، زودگذر، آنی
■ Since the bad weather has caused a temporary building cessation, the office building will not be completed on time.
از آنجا که آبوهوای نامساعد سبب توقف موقتی ساختمان شده است، ساختمان اداری به موقع تکمیل نخواهد شد.
نکته: اگر معنی فعل cease را میدانید، انتظار میرود که معنی cessation را استنباط کنید.
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۲۳۹-۲۴۹):
embezzlement, manage to do something, innocent, make sense, misnomer, martial law, flight attendant, veteran, commitment, matter, cessation
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
به همراه مثالهای مهم.
لیست کامل ۸۰۰ واژه پرتکرار رو از جلد ۱ کتاب «زبان زیر ذرهبین» چاپ نگاه دانش ملاحظه کنید.
یادگیری این واژهها نه تنها برای داوطلبان ارشد، بلکه برای کلیه دانشجویانی که دنبال تقویت زبان خود هستند، مفید است:
76. guilty (adj)
گناهکار، مجرم، مقصّر، سزاوار سرزنش
■ Although he was guilty of embezzlement, the banker had managed to convince his wife he was innocent.
اگرچه او مجرم (مقصر/گناهکار) برای اختلاس بود، اما فرد بانکی موفق شد تا همسرش را متقاعد کند که بیگناه بود.
77. assume (v)
فرض کردن، حدس زدن؛ {کنترل چیزی را} بدست گرفتن
■ The name she chose made no sense to anyone so we could only assume it was a misnomer.
اسمی که او انتخاب کرد برای کسی منطقی نمینمود بنابراین ما صرفاً میتوانستیم فرض کنیم که آن یک نام بیمسمی بوده.
■ Under martial law, the military takes the power of the local police and assumes control of an area.
بر اساس حکومت نظامی، ارتش قدرت پلیس محلی را مال خود میکند و کنترل منطقهای را به دست میگیرد.
@GeneralEnglish
78. diminish (v)
کم شدن، افول کردن، تنزل دادن
■ The new flight attendant was happy to find out from her veteran colleagues that the jet lag will diminish over time and these long trips will not make her so sleepy.
مهماندار جدید خوشحال بود که از همکاران باسابقهتر خود مطلع شد که جتلگ (پرواززدگی) با گذشت زمان کاهش مییابد و این سفرهای طولانی باعث خوابآلودگی او نخواهند شد.
@GeneralEnglish
79. interfere (v)
مانع کاری شدن، سد کردن، مداخله کردن
■ A full-time job is likely to interfere with my daughter’s commitment to her education.
یک شغل تمام وقت احتمالاً تعهد تحصیلی دخترم را مختل میسازد.
■ Although she has an opinion on the matter, Brenda won’t interfere in the company’s internal issues without being asked.
اگرچه او درباره این موضوع نظری دارد، اما برندا بدون اینکه از او درخواست شود در مسائل داخلی شرکت مداخله نخواهد کرد.
80. temporary (adj)
موقتی، زودگذر، آنی
■ Since the bad weather has caused a temporary building cessation, the office building will not be completed on time.
از آنجا که آبوهوای نامساعد سبب توقف موقتی ساختمان شده است، ساختمان اداری به موقع تکمیل نخواهد شد.
نکته: اگر معنی فعل cease را میدانید، انتظار میرود که معنی cessation را استنباط کنید.
➖➖➖➖➖➖➖
کلمات مهم دیگری که در مثالها بود و باید بلد باشید (شماره ۲۳۹-۲۴۹):
embezzlement, manage to do something, innocent, make sense, misnomer, martial law, flight attendant, veteran, commitment, matter, cessation
➖➖➖➖➖➖➖
⭕️ این مطلب توسط گروه زبان زیر ذرهبین تهیه شده و هرگونه کپیبرداری از بخشی از آن بدون ارجاع، رضایت مولفین را به همراه ندارد. تمام این مطالب جدید هستند و صد در صد ترجمه این گروه هستند که پیشتر در جایی منتشر نشده است.
مرور روزانه واژگان مهم کنکور کارشناسی ارشد در کانال زیر ذرهبین #top100
@GeneralEnglish
👍1
دوستان عزیز،
با توجه به تعویق دو ماهه کنکور ارشد به تاریخ ۶، ۷، ۸ مرداد، بد نیست، نگاهی به تجربه مطالعه زبان رتبههای یک و درصدهای بالای زبان در چندین رشته از مطالعه زبان بعد از تعویق در سال گذشته بیندازید. این تجربهها، همگی به همراه کارنامه این عزیزان، در آدرس زیر گردآوری شده است.
🌀 generalenglish.ir/تجربه-مطالعه-زبان-دانشجویان-ارشد-دکتر/
توضیحات ما برای فشردهخوانی کسانی که عقب هستند هم در اینجا اومده:
🌀 t.me/generalenglishplan/201
احتمالا ویدئوی کلاس گرامر فشرده رو هم به مدت ۵ روز باز خواهیم کرد. اطلاع تهیه ویدئوی اون کلاس رو در کانال @GeneralEnglishClass خواهم داد. برنامهم اجازه نمیده کلاس دیگهای برای امسال داشته باشم جز کلاس نکته و تستی که هنوز برگزار نشده.
با توجه به تعویق دو ماهه کنکور ارشد به تاریخ ۶، ۷، ۸ مرداد، بد نیست، نگاهی به تجربه مطالعه زبان رتبههای یک و درصدهای بالای زبان در چندین رشته از مطالعه زبان بعد از تعویق در سال گذشته بیندازید. این تجربهها، همگی به همراه کارنامه این عزیزان، در آدرس زیر گردآوری شده است.
🌀 generalenglish.ir/تجربه-مطالعه-زبان-دانشجویان-ارشد-دکتر/
توضیحات ما برای فشردهخوانی کسانی که عقب هستند هم در اینجا اومده:
🌀 t.me/generalenglishplan/201
احتمالا ویدئوی کلاس گرامر فشرده رو هم به مدت ۵ روز باز خواهیم کرد. اطلاع تهیه ویدئوی اون کلاس رو در کانال @GeneralEnglishClass خواهم داد. برنامهم اجازه نمیده کلاس دیگهای برای امسال داشته باشم جز کلاس نکته و تستی که هنوز برگزار نشده.