#نقد_تفکیک
🔴نقد و بررسی مکتب تفکیک
◀️بحث و گفتگوی آقایان میلانی و سیدان
https://telegram.me/Hmilani/53
◀️مناظره آقایان میلانی و مغربی
https://telegram.me/Hmilani/142
🔴نقد و بررسی مکتب تفکیک
◀️بحث و گفتگوی آقایان میلانی و سیدان
https://telegram.me/Hmilani/53
◀️مناظره آقایان میلانی و مغربی
https://telegram.me/Hmilani/142
#نقد_اللهیاری
◀️سوال: با سلام، چرا استاد میلانی مناظره با اللهیاری رو نمیپذیرند. اللهیاری مدام رجز میخونه و میگه من پیروزم.
و میگه میلانی خودش گفته بود حاضر است با تمام گروه ها مناظره کند ولی الان حاضر نیست با من مناظره کند.
سلام علیکم،
اولا استاد میلانی فرمودند حاضر به مناظره هستند ولی به شبکه ایشان زنگ نمیزنند بلکه یک کلیپ تصویری در نقد اللهیاری ارسال میکنند و او در شبکه اش پخش کند سپس شروع به نقد کند، استاد نیز دوباره یک کلیپ تصویری در نقد سخنان او ارسال میکنند و به این صورت چندین ساعت مناظره شکل میگیرد ولی به دلایل نامعلومی اللهیاری از پخش ویدیو در شبکه اش سرباز زد. اکنون استاد میلانی نیز بصورت صوتی شروع به نقد اللهیاری کرده اند تا کسانی که بدنبال جواب شبهات اللهیاری هستند استفاده کنند.
مضافا، استاد میلانی هیچ کجا نفرمودند حاضر هستند با همه گروه های انحرافی مناظره کنند و این حرف را فقط درباره فلاسفه و عرفا زده اند ولی اللهیاری سخن استاد را عوض کرده تا بتواند نقدش کند. اصلا این معقول است استاد میلانی با همه گروه ها بخواهد مناظره کند؟ مثلا شبکه من و تو، و.... این همه آدم منحرف در دنیا
آیا خود اللهیاری حاضر است چنین کاری بکند؟
و اصلا چنین چیزی معقول نیست.
مضافا ادعای پیروزی که هزینه ای برای شخص ندارد و او میتواند بعد از مناظره هم ادعای پیروزی کند چون ادعا کاری است که هر کسی قادر به انجام آن است. اما اللهیاری اگر مطلب علمی دارد صوت های ایشان را از شبکه اش پخش کرده و شروع به نقد کند بعد اگر حرف جدیدی داشتند که جواب داده نشده است ما از استاد میلانی خواهش خواهیم کرد تا جواب حرف جدید او را بدهند.
جلسه اول:
https://telegram.me/Hmilani/107
جلسه دوم:
https://telegram.me/Hmilani/109
جلسه سوم:
https://telegram.me/Hmilani/113
جلسه چهارم:
https://telegram.me/Hmilani/118
جلسه پنجم:
https://telegram.me/Hmilani/127
جلسه ششم:
https://telegram.me/Hmilani/132
جلسه هفتم:
https://telegram.me/Hmilani/135
◀️سوال: با سلام، چرا استاد میلانی مناظره با اللهیاری رو نمیپذیرند. اللهیاری مدام رجز میخونه و میگه من پیروزم.
و میگه میلانی خودش گفته بود حاضر است با تمام گروه ها مناظره کند ولی الان حاضر نیست با من مناظره کند.
سلام علیکم،
اولا استاد میلانی فرمودند حاضر به مناظره هستند ولی به شبکه ایشان زنگ نمیزنند بلکه یک کلیپ تصویری در نقد اللهیاری ارسال میکنند و او در شبکه اش پخش کند سپس شروع به نقد کند، استاد نیز دوباره یک کلیپ تصویری در نقد سخنان او ارسال میکنند و به این صورت چندین ساعت مناظره شکل میگیرد ولی به دلایل نامعلومی اللهیاری از پخش ویدیو در شبکه اش سرباز زد. اکنون استاد میلانی نیز بصورت صوتی شروع به نقد اللهیاری کرده اند تا کسانی که بدنبال جواب شبهات اللهیاری هستند استفاده کنند.
مضافا، استاد میلانی هیچ کجا نفرمودند حاضر هستند با همه گروه های انحرافی مناظره کنند و این حرف را فقط درباره فلاسفه و عرفا زده اند ولی اللهیاری سخن استاد را عوض کرده تا بتواند نقدش کند. اصلا این معقول است استاد میلانی با همه گروه ها بخواهد مناظره کند؟ مثلا شبکه من و تو، و.... این همه آدم منحرف در دنیا
آیا خود اللهیاری حاضر است چنین کاری بکند؟
و اصلا چنین چیزی معقول نیست.
مضافا ادعای پیروزی که هزینه ای برای شخص ندارد و او میتواند بعد از مناظره هم ادعای پیروزی کند چون ادعا کاری است که هر کسی قادر به انجام آن است. اما اللهیاری اگر مطلب علمی دارد صوت های ایشان را از شبکه اش پخش کرده و شروع به نقد کند بعد اگر حرف جدیدی داشتند که جواب داده نشده است ما از استاد میلانی خواهش خواهیم کرد تا جواب حرف جدید او را بدهند.
جلسه اول:
https://telegram.me/Hmilani/107
جلسه دوم:
https://telegram.me/Hmilani/109
جلسه سوم:
https://telegram.me/Hmilani/113
جلسه چهارم:
https://telegram.me/Hmilani/118
جلسه پنجم:
https://telegram.me/Hmilani/127
جلسه ششم:
https://telegram.me/Hmilani/132
جلسه هفتم:
https://telegram.me/Hmilani/135
حسن میلانی
#معرفی_کتاب #نقد_فلسفه 🔴کتاب "گفتگو با فلسفی" حسن میلانی ◀یکی از بهترین و علمی ترین مناظرات آقای میلانی با فلاسفه که بصورت مستمر ادامه پیدا کرد مناظره ۱۲جلسه ای با آقای دستیاری از اساتید و مدرسین اسفار می باشد که پیاده شده و با نام "گفتگو با فلسفی" عرضه…
#معرفی_کتاب
#گفتگو_با_فلسفی
◀️بخشی از آخرین صفحات کتاب
🔴ابن عربی شیعه نیست؛
◀️ابي بكر عالِم ترين صحابه رسول الله.(فتوحات، ج۳، ص۱۵۷)
◀️آوردن دليل بر عصمت عمر. (فتوحات، ج۳، ص۲۵۲)
◀️ادعاي علوم مكنون براي عائشه و حفصه.(فتوحات، ج۳، ص۱۵۱)
◀️پيامبر و ابي بكر از يك طينت اند.(فتوحات، ج۱، ص۳۵۹)
◀️مدح كردن از اهانات ابي بكر به پيامبر.(مجموعه رسائل ابن عربي؛ رساله اول، ص۱۳۰)
◀️صحه گذاشتن بر قول «الصلاة خير من النوم» براي نماز صبح.(فتوحات مکيه، ج۶، ص۱۲۸)
◀️دفاع و مدح از بدعت معاوية.(فتوحات، ج۷، ص۴۵۸)
◀️احمد بن حنبل يكي ازائمه دين و حافظان شريعت.(فتوحات، ج۴، ص۷۹)
◀️خدا با اوليائش سخن ميگويد و عمر يكي از آنها است.(فتوحات، ج۱۲، ص۳۲۲ و ج۱۱، ص۳۷۴)
◀️شهادت دادن پيامبر به فقاهت عمر.(مجموعه رسائل ابن عربي؛ رساله اول، ص۱۴۱)
◀️صحبت كردن خدا با پيامبر با صداي ابي بكر.(فتوحات، ج۱، ص۳۵۹)
◀️پيامبر و ابي بكر از يك طينت اند. (فتوحات، ج۱، ص۳۵۹)
◀️دخول ابي بكر از همه درهاي بهشت.( فتوحات، ج۵، ص۶۷)
◀️ابي بكر عالِم ترين صحابه به رسول الله.(فتوحات، ج۳، ص۱۵۷)
◀️انوار خلفاء در انگشتان آدم ابو البشر.(شجرة الكون، ص۷۵)
◀️الوهيّت فرعون حق بوده است.(فصوص الحكم، ص۲۱۱)
◀️ قول به غنا و آواز در خانه پيامبر و گوش دادن پيامبر به غنا.(فتوحات، ج۷، ص۴۶۱)
◀️اعتقاد به مشرك بودن حضرت ابو طالب.(فتوحات، ج۷، ص۴۷۷)
◀️اعتقاد به حقانيّت اهل تسنّن. (فتوحات، ج۳، ص۱۰۷)
◀️- ادعاي نه بار رفتن به معراج. (الأسري الي مقام الاسري)
◀️ادعاي علم غيب نمودن برای خودش. (شيخ حرّ عاملي؛ اثني عشريّة، ص۱۶۹)
◀️ادعاي ركن عالَم بودن. (فتوحات، ج۱، ص۷۲)
◀️القاء نمودن معارف به او از طريق روح الامين. (مجموعه رسائل ابن عربي، رساله دوم، صص ۱۷، ۲۰، ۲۱)
◀️ادعاي تأليف فتوحات به امر خدا. (فتوحات، ج۱۳، ص۴۵۰)
◀️ادعاي رؤيت خدا در خواب. (فتوحات، ج۵، ص۱۵۶)
◀️ادعاي وراثت نبوت از پيامبر. (فتوحات، ج۷، ص۲۶۷)
◀️ادعاي افضليّت ملائكه از پيامبر. (فتوحات، ج۱۲، ص۲۱۰)
◀️قائل شدن به اين كه عبادت گوساله همان عبادت خداست. (فصوص الحكم، ص۱۹۲)
◀️ادعاي اين كه مهدي موعود خاتم اولياء نمي باشد. (فتوحات، ج۱۲، ص۱۲۸)
@Hmilani
#گفتگو_با_فلسفی
◀️بخشی از آخرین صفحات کتاب
🔴ابن عربی شیعه نیست؛
◀️ابي بكر عالِم ترين صحابه رسول الله.(فتوحات، ج۳، ص۱۵۷)
◀️آوردن دليل بر عصمت عمر. (فتوحات، ج۳، ص۲۵۲)
◀️ادعاي علوم مكنون براي عائشه و حفصه.(فتوحات، ج۳، ص۱۵۱)
◀️پيامبر و ابي بكر از يك طينت اند.(فتوحات، ج۱، ص۳۵۹)
◀️مدح كردن از اهانات ابي بكر به پيامبر.(مجموعه رسائل ابن عربي؛ رساله اول، ص۱۳۰)
◀️صحه گذاشتن بر قول «الصلاة خير من النوم» براي نماز صبح.(فتوحات مکيه، ج۶، ص۱۲۸)
◀️دفاع و مدح از بدعت معاوية.(فتوحات، ج۷، ص۴۵۸)
◀️احمد بن حنبل يكي ازائمه دين و حافظان شريعت.(فتوحات، ج۴، ص۷۹)
◀️خدا با اوليائش سخن ميگويد و عمر يكي از آنها است.(فتوحات، ج۱۲، ص۳۲۲ و ج۱۱، ص۳۷۴)
◀️شهادت دادن پيامبر به فقاهت عمر.(مجموعه رسائل ابن عربي؛ رساله اول، ص۱۴۱)
◀️صحبت كردن خدا با پيامبر با صداي ابي بكر.(فتوحات، ج۱، ص۳۵۹)
◀️پيامبر و ابي بكر از يك طينت اند. (فتوحات، ج۱، ص۳۵۹)
◀️دخول ابي بكر از همه درهاي بهشت.( فتوحات، ج۵، ص۶۷)
◀️ابي بكر عالِم ترين صحابه به رسول الله.(فتوحات، ج۳، ص۱۵۷)
◀️انوار خلفاء در انگشتان آدم ابو البشر.(شجرة الكون، ص۷۵)
◀️الوهيّت فرعون حق بوده است.(فصوص الحكم، ص۲۱۱)
◀️ قول به غنا و آواز در خانه پيامبر و گوش دادن پيامبر به غنا.(فتوحات، ج۷، ص۴۶۱)
◀️اعتقاد به مشرك بودن حضرت ابو طالب.(فتوحات، ج۷، ص۴۷۷)
◀️اعتقاد به حقانيّت اهل تسنّن. (فتوحات، ج۳، ص۱۰۷)
◀️- ادعاي نه بار رفتن به معراج. (الأسري الي مقام الاسري)
◀️ادعاي علم غيب نمودن برای خودش. (شيخ حرّ عاملي؛ اثني عشريّة، ص۱۶۹)
◀️ادعاي ركن عالَم بودن. (فتوحات، ج۱، ص۷۲)
◀️القاء نمودن معارف به او از طريق روح الامين. (مجموعه رسائل ابن عربي، رساله دوم، صص ۱۷، ۲۰، ۲۱)
◀️ادعاي تأليف فتوحات به امر خدا. (فتوحات، ج۱۳، ص۴۵۰)
◀️ادعاي رؤيت خدا در خواب. (فتوحات، ج۵، ص۱۵۶)
◀️ادعاي وراثت نبوت از پيامبر. (فتوحات، ج۷، ص۲۶۷)
◀️ادعاي افضليّت ملائكه از پيامبر. (فتوحات، ج۱۲، ص۲۱۰)
◀️قائل شدن به اين كه عبادت گوساله همان عبادت خداست. (فصوص الحكم، ص۱۹۲)
◀️ادعاي اين كه مهدي موعود خاتم اولياء نمي باشد. (فتوحات، ج۱۲، ص۱۲۸)
@Hmilani
#معرفی_کتاب
#نقد_فلسفه
🔴کتاب "گفتگو با فلسفی"
حسن میلانی
◀یکی از بهترین و علمی ترین مناظرات استاد میلانی با فلاسفه که بصورت مستمر ادامه پیدا کرد مناظره ۱۲جلسه ای با آقای دستیاری از اساتید و مدرسین اسفار می باشد که پیاده شده و با نام "گفتگو با فلسفی" عرضه شد.
◀در بخش پایانی این کتاب یک دوره فشرده نقد و ابطال قواعد فلسفی و رد ادعای تشیع ابن عربی و اثبات ناصبی گری او ضمیمه شده است.
این کتاب در ۴۰۵صفحه و در قطع A4 ارائه شده است.
تهیه کتاب:
@rmkhq
#نقد_فلسفه
🔴کتاب "گفتگو با فلسفی"
حسن میلانی
◀یکی از بهترین و علمی ترین مناظرات استاد میلانی با فلاسفه که بصورت مستمر ادامه پیدا کرد مناظره ۱۲جلسه ای با آقای دستیاری از اساتید و مدرسین اسفار می باشد که پیاده شده و با نام "گفتگو با فلسفی" عرضه شد.
◀در بخش پایانی این کتاب یک دوره فشرده نقد و ابطال قواعد فلسفی و رد ادعای تشیع ابن عربی و اثبات ناصبی گری او ضمیمه شده است.
این کتاب در ۴۰۵صفحه و در قطع A4 ارائه شده است.
تهیه کتاب:
@rmkhq
Forwarded from نقد و بررسی مکتب تفکیک
⭕️ميرزا مهدي اصفهاني، مدتهاي مديدي از عمر خويش را به سير و سلوکهاي عرفاني وحدت وجودي سپري نمود، تا آنجا که به ادعاي مريدانش به مرحله مرشديت، با اجازه کتبي سيد احمد کربلايي رسيد سپس از نجف اشرف به مشهد مقدّس نقل مكان نمود، و با ادّعاي توبه و بازگشت از مطالب فلسفي و عرفاني، به نقد فلسفه و عرفان پرداخت و شاگرداني تربيت كرد، امّا تأمل درخور نشان ميدهد كه مكتب ايشان گرچه تحت عنوان نقد و ابطال فلسفه و عرفان شهرت يافته است، ولي بر خلاف اين شهرت، مطالبي تحويل داده است که عينا همان مطالب فلاسفه و عرفا ميباشد، و با مباني مكتب عقل و وحي و اعتقادات علماي بزرگوار شيعه کاملا مباين است.
ما برخی اشکالات به مکتب ایشان را در کانال نقد و بررسی مکتب تفکیک دسته بندی کرده ایم.
@tafkik
ما برخی اشکالات به مکتب ایشان را در کانال نقد و بررسی مکتب تفکیک دسته بندی کرده ایم.
@tafkik
#نامتناهی
🔴نامتناهى، محال و موهوم است.
◀️بر اساس حکم بدیهی عقل، حقیقت مقداری و عددی و دارای جزء و کل، در هر مقداری که موجود شود باز هم قابل زیاده و نقصان مىباشد و محال است که افرادی نامتناهی از آن حقیقت محقّق شود.
امام صادق(ع) مىفرمایند:
هر چیزی که قابل زیادت و فزونی باشد ناقص است، و هر چیزی که ناقص باشد کامل نیست. بحار الأنوار، 3 / 194
◀️توضیح بیشتر درباره محال بودن وجود نامتناهی این است که:
حقیقت عددی _ چه کم متّصل فرض شود و چه کم منفصل، و چه حصّههای متعدد وجودى، و چه مراتب شدید و ضعیفِ یک حقیقت، محال است که نامتناهی و نامحدود باشد زیرا:
الف) هر عددی که فرض کنیم همان عدد به اضافه یک فراتر از مفروض اول خواهد بود، پس هرگز مرتبه نامتناهی آن تحقّق نخواهد یافت.
ب) عدد، حقیقتی قابل زیاده و نقصان است و چنانچه تحقّق مرتبه نامتناهی آن ممکن باشد لازم مىآید آن مرتبه قابل زیاده نباشد، یعنی لازم مىآید عدد به آخر رسیده و محدود و متناهی باشد. و این فرض مستلزم خلافِ ذات، و خلافِ فرض، و خلاف بدیهی است.
ج) از هر حقیقت عددی و شمارشی که آن را نامتناهی فرض کردهایم مقدار معینی مىکاهیم، اگر باقىمانده با مفروض اولی مساوی باشد تساوی دو مقدار غیرمساوی لازم مىآید، و چنانچه باقىمانده از مفروض اولی کمتر باشد محدود و متناهی خواهد بود و مفروض اولی نیز که مقدار معینی بر آن افزون دارد باید متناهی و محدود باشد.
◀️تذکر نکاتی پیرامون موهوم بودنِ وجودِ نامتناهی:
1 . "عدد"، واقعیت خارجی ندارد و نماد معدود مىباشد، لذا منظور حقیقی از موضوعِ احکامی که گفتیم تمامی موجودات قابل اتّصاف به وصف "نامتناهىبودن"، و همه اشیای دارای اجزای واقعی خارجی مىباشد.
2 . مجموعهای را که دائما قابل زیادت است، و افراد آن هر چه زیاد شوند پیوسته محدود و متناهی خواهند بود _ مانند عمر جاویدان اهل بهشت _، "نامتناهی لایقفى" (= غیر ایستا)، مىنامند، (گر چه صحیح این است که آن را "متناهی لایقفى" بنامیم). در "شرح تجرید" آمده است:
ولمّا كان التزايد غير متناه بل كلّ مرتبة يفرضها العقل يمكنه أن يزيد عليها واحداً فيحصل عدد آخر مخالف لما تقدّم به بالنوع كانت أنواع العدد غير متناهية. (علامه حلّى، شرح تجريد الاعتقاد، تحقيق زنجانى، 103)
3 . هنگامی که گفته مىشود: "عدد نامتناهی است"، منظور از آن همان "نامتناهی لایقفى" است. و معنای آن این است که: هر عدد یا معدودی که در نظر گرفته شود دائما قابل زیادت و افزایش است، و هرگز واقعیتی نامتناهی و غیرقابل زیادت نخواهد بود.
4 . چنانچه کسی نامتناهی را موجودی حقیقی بداند و در عین حال بگوید:
"این موجود نامتناهی جزء ندارد و قابل فرض زیاده ونقصان نیست"، معنای نامتناهی را نفهمیده است و توجه ندارد که موضوع "تناهی و عدمتناهى" مقدار است، و قابلیت زیاده و نقصان خاصیت ذاتی مقدار و شىء دارای اجزا مىباشد. این سخن درست مانند این است که کسی معنای جسم را نفهمیده، و نداند که موضوع تصور جسمیت، طول و عرض و عمق است، سپس مثلا در مورد خداوند بگوید: "خداوند جسمی است که نه طول دارد، و نه عرض، و نه ارتفاع، و نه زمان، و نه مکان، و نه...".
با توجه به آنچه بیان داشتیم پاسخ این سخن روشن است، چه اینکه امور مذکور از مختصّات عدد و کمیت و مقدار است، نه عدد و مقداری که متناهی باشد تا اینکه بتوان وجود نامتناهی موهوم را از آن استثنا کرد.
نیز در تعلیقه "نهایة الحکمة" آمده است:
إنّ النسبة المذكورة [النسبة بين الجزء والكلّ] إنّما هي بين الأمور المتناهية، وأمّا اللا متناهي فليس له مقدار، ولا نسبة مقداريّة بينه وبين أجزائه حتّی يقال إنّ نصفه مثلاً أقلّ من الكلّ بنسبة متناهية. (مصباح، محمد تقى، تعليقة على نهاية الحكمة، 279)
تنها در بين امور متناهی نسبت جزء و کل وجود دارد، و اما نامتناهی نه دارای مقدار است و نه بين آن و اجزايش نسبت مقداری وجود دارد که بتوان درباره آن مثلا گفت: نصف آن از کل آن، به نسبت متناهی کمتر است.
پاسخ این گفتار نیز با توجه به آنچه بیان داشتیم آشکار است؛ علاوه بر اینکه اگر این سخن درست باشد، تمامی براهینی که برای ابطال تسلسل آورده شده است باطل مىشود، چه اینکه همه آنها متوقّف بر ملاحظه نسبت میان "فرد و مجموع" و "جزء و کل" مىباشد. لذا بر اساس سخن فوق هرگز برای ابطال تسلسل نمىتوان گفت:
"... پس بايد ورای اين سلسله ربطها و تعلّقات وجود مستقلّی باشد که همگی آنها..." (مصباح، محمد تقى، آموزش فلسفه، 2 / 80)
و نیز دیگر نمىتوان گفت:
"اگر سلسلهای از موجودات را فرض کنيم که هر يک از حلقات آن وابسته و متوقّف بر ديگری باشد... کل اين سلسله... و بايد ناچار موجودی را در رأس اين سلسله فرض کرد که..." (مصباح، محمد تقى، آموزش فلسفه، 2 / 80)
🔴نامتناهى، محال و موهوم است.
◀️بر اساس حکم بدیهی عقل، حقیقت مقداری و عددی و دارای جزء و کل، در هر مقداری که موجود شود باز هم قابل زیاده و نقصان مىباشد و محال است که افرادی نامتناهی از آن حقیقت محقّق شود.
امام صادق(ع) مىفرمایند:
هر چیزی که قابل زیادت و فزونی باشد ناقص است، و هر چیزی که ناقص باشد کامل نیست. بحار الأنوار، 3 / 194
◀️توضیح بیشتر درباره محال بودن وجود نامتناهی این است که:
حقیقت عددی _ چه کم متّصل فرض شود و چه کم منفصل، و چه حصّههای متعدد وجودى، و چه مراتب شدید و ضعیفِ یک حقیقت، محال است که نامتناهی و نامحدود باشد زیرا:
الف) هر عددی که فرض کنیم همان عدد به اضافه یک فراتر از مفروض اول خواهد بود، پس هرگز مرتبه نامتناهی آن تحقّق نخواهد یافت.
ب) عدد، حقیقتی قابل زیاده و نقصان است و چنانچه تحقّق مرتبه نامتناهی آن ممکن باشد لازم مىآید آن مرتبه قابل زیاده نباشد، یعنی لازم مىآید عدد به آخر رسیده و محدود و متناهی باشد. و این فرض مستلزم خلافِ ذات، و خلافِ فرض، و خلاف بدیهی است.
ج) از هر حقیقت عددی و شمارشی که آن را نامتناهی فرض کردهایم مقدار معینی مىکاهیم، اگر باقىمانده با مفروض اولی مساوی باشد تساوی دو مقدار غیرمساوی لازم مىآید، و چنانچه باقىمانده از مفروض اولی کمتر باشد محدود و متناهی خواهد بود و مفروض اولی نیز که مقدار معینی بر آن افزون دارد باید متناهی و محدود باشد.
◀️تذکر نکاتی پیرامون موهوم بودنِ وجودِ نامتناهی:
1 . "عدد"، واقعیت خارجی ندارد و نماد معدود مىباشد، لذا منظور حقیقی از موضوعِ احکامی که گفتیم تمامی موجودات قابل اتّصاف به وصف "نامتناهىبودن"، و همه اشیای دارای اجزای واقعی خارجی مىباشد.
2 . مجموعهای را که دائما قابل زیادت است، و افراد آن هر چه زیاد شوند پیوسته محدود و متناهی خواهند بود _ مانند عمر جاویدان اهل بهشت _، "نامتناهی لایقفى" (= غیر ایستا)، مىنامند، (گر چه صحیح این است که آن را "متناهی لایقفى" بنامیم). در "شرح تجرید" آمده است:
ولمّا كان التزايد غير متناه بل كلّ مرتبة يفرضها العقل يمكنه أن يزيد عليها واحداً فيحصل عدد آخر مخالف لما تقدّم به بالنوع كانت أنواع العدد غير متناهية. (علامه حلّى، شرح تجريد الاعتقاد، تحقيق زنجانى، 103)
3 . هنگامی که گفته مىشود: "عدد نامتناهی است"، منظور از آن همان "نامتناهی لایقفى" است. و معنای آن این است که: هر عدد یا معدودی که در نظر گرفته شود دائما قابل زیادت و افزایش است، و هرگز واقعیتی نامتناهی و غیرقابل زیادت نخواهد بود.
4 . چنانچه کسی نامتناهی را موجودی حقیقی بداند و در عین حال بگوید:
"این موجود نامتناهی جزء ندارد و قابل فرض زیاده ونقصان نیست"، معنای نامتناهی را نفهمیده است و توجه ندارد که موضوع "تناهی و عدمتناهى" مقدار است، و قابلیت زیاده و نقصان خاصیت ذاتی مقدار و شىء دارای اجزا مىباشد. این سخن درست مانند این است که کسی معنای جسم را نفهمیده، و نداند که موضوع تصور جسمیت، طول و عرض و عمق است، سپس مثلا در مورد خداوند بگوید: "خداوند جسمی است که نه طول دارد، و نه عرض، و نه ارتفاع، و نه زمان، و نه مکان، و نه...".
با توجه به آنچه بیان داشتیم پاسخ این سخن روشن است، چه اینکه امور مذکور از مختصّات عدد و کمیت و مقدار است، نه عدد و مقداری که متناهی باشد تا اینکه بتوان وجود نامتناهی موهوم را از آن استثنا کرد.
نیز در تعلیقه "نهایة الحکمة" آمده است:
إنّ النسبة المذكورة [النسبة بين الجزء والكلّ] إنّما هي بين الأمور المتناهية، وأمّا اللا متناهي فليس له مقدار، ولا نسبة مقداريّة بينه وبين أجزائه حتّی يقال إنّ نصفه مثلاً أقلّ من الكلّ بنسبة متناهية. (مصباح، محمد تقى، تعليقة على نهاية الحكمة، 279)
تنها در بين امور متناهی نسبت جزء و کل وجود دارد، و اما نامتناهی نه دارای مقدار است و نه بين آن و اجزايش نسبت مقداری وجود دارد که بتوان درباره آن مثلا گفت: نصف آن از کل آن، به نسبت متناهی کمتر است.
پاسخ این گفتار نیز با توجه به آنچه بیان داشتیم آشکار است؛ علاوه بر اینکه اگر این سخن درست باشد، تمامی براهینی که برای ابطال تسلسل آورده شده است باطل مىشود، چه اینکه همه آنها متوقّف بر ملاحظه نسبت میان "فرد و مجموع" و "جزء و کل" مىباشد. لذا بر اساس سخن فوق هرگز برای ابطال تسلسل نمىتوان گفت:
"... پس بايد ورای اين سلسله ربطها و تعلّقات وجود مستقلّی باشد که همگی آنها..." (مصباح، محمد تقى، آموزش فلسفه، 2 / 80)
و نیز دیگر نمىتوان گفت:
"اگر سلسلهای از موجودات را فرض کنيم که هر يک از حلقات آن وابسته و متوقّف بر ديگری باشد... کل اين سلسله... و بايد ناچار موجودی را در رأس اين سلسله فرض کرد که..." (مصباح، محمد تقى، آموزش فلسفه، 2 / 80)
از جهت معنای لغوی نیز کلمات "متناهى" و "نامتناهى" و "محدود" و "غیرمحدود" تنها در مورد موضوعاتی به کار مىرود که دارای کشش و امتداد و اجزا باشند.
در کتابهای لغت فارسی نیز "بىنهایت" و "نامتناهى" به معنای بىکران، پایانناپذیر، بىشمار، بىحد، تمامناشدنى، چیزی که انتها نداشته باشد، دانسته شده است. تعلیقه "نهایة الحکمة" ادلّه بطلان نامتناهی را نپذیرفته، مىنویسد:
إنّ العدد أمر يقبل التنصيف وساير النسب الكسريّة، ولهذا فلا يصدق إلّا علی الأمور المحدودة فالأمور التي لا تتناهی لا تكون معروضة للعدد بما أنّها غير متناهية. ( مصباح، محمد تقى، تعليقة على نهاية الحكمة، 163)
عدد، قابل نصفشدن و پذيرش ساير نسبتهای کسری است، لذا جز بر امور متناهی صدق نمىکند، پس اموری که نامتناهيند معروض عدد نخواهند بود.
5 . چنانچه کسی حقیقتی را پیش از کم شدن، و بعد از کم شدن مساوی بداند، معلوم مىشود که به معنای حقیقی کم شدن و زیاد شدن و قابلیت زیاده و نقصان توجه ندارد.
6 . برخی پنداشته اند که در روایات اهل بیت(ع) خداوند متعال با عنوان "نامتناهى" وصف شده است. این افراد اشتباها تقابل "متناهى" و "نامتناهى" را تقابل دو معنای نقیض انگاشتهاند، و روایاتی را که برای بیان فراتری ذاتی خداوند متعال از قابلیت اتّصاف به اوصاف مخلوقات و مقداریات و حقایق قابل زیاده و نقصان وارد شده است، به معنای نامتناهی ساخته اوهام خود _ که وجود آن ذاتا محال است _ حمل کردهاند.
7 . خداوند متعال ذات علم و قدرت است، و دارای علم و قدرت عددی و متجزی قابل اتّصاف به تناهی و عدمتناهی نمىباشد. لذا اگر کسی علم خداوند را به نحو معدولةالمحمول، "نامتناهى" _ که موضوع آن صرفا مقدار و عدد بوده، و تقابل آن با "متناهى" منحصر به حیثیت زیاده و نقصان است _ بداند، خداوند را دارای صفات متجزی و عددی و مخلوق دانسته است. ( شيخ طوسی مىفرمايد: وقول من قال: إنّ فيها معان لا نهاية له شيئاً قبل شيء لا إلی أوّل، باطل لأنّ وجود ما لا نهاية له محال. (الاقتصاد، 24)
ابن ميثم بحرانی نيز علم خداوند را عددی ندانسته، مىفرمايد: ومنهم من أنكر كونه عالماً بما لا نهاية له. وحجّتهم... أنّه يلزم أن يكون في ذاته علوم موجودة غير متناهية. هذا محال. والجواب... نمنع الملازمة... سنبيّن أن علمه تعالی ذاته، فلا تعدّد فيه إذن، وإنّما يقع التعدّد والتغاير في نسب أذهاننا له إلی كلّ معلوم... فلا يلزم إذن تعدّد علوم موجودة لذاته. (بحرانی، ابن ميثم، قواعد المرام فی علم الكلام، 99)
8 . اهل فلسفه وجود نامتناهی را در صورتی که افراد آن همزمان ومترتّب بر هم نباشند محال نمىدانند. این اعتقاد، نادرست و خلاف واقع مىباشد زیرا با توجه به آنچه بیان داشتیم روشن است که فرض وجود بىنهایت به طور مطلق ثبوتا ممتنع است.
9 . گاهی گفته مىشود: = + و = _ و = × و
0 = : 1 و = +، و... باید دانست که اینگونه عبارات هیچ ربطی به اثبات وجود "نامتناهى" و "بىنهایت" ندارد، و منظور از آوردن آنها محاسبات خاصی است که در واقع به "نامتناهی لایقفى" برمىگردد. "دایرة المعارف فارسى" در مورد "بىنهایت" در اصطلاح ریاضیات مىنویسد: عددی بزرگتر از هر عدد دیگر، یا (به جای "بىنهایت دور"). موضعی که نسبت به دستگاه مقایسه در وراء هر حدی واقع است... علامت (یا +، که به اضافه بىنهایت خوانده مىشود) که آن را به مجموعه اعداد حقیقی ملحق مىکنند، و بزرگتر از هر عدد حقیقی مىشمارند... علامت _ (بخوانید منهای بىنهایت) را نیز به همان مجموعه ملحق مىکنند، و آن را کوچکتر از هر عدد حقیقی (اعم از مثبت یا منفى) محسوب مىدارند. وارد کردن این علامات به منظور تعمیم و تسهیل بیان احکام است. هیچیک از علامات + و (به اضافه بىنهایت، و منهای بىنهایت) در واقع عدد نیستند. ولی گاهی از طریق اهمال آنها را در شمار اعداد به حساب مىآورند. و مىنویسد: بىنهایت کوچک ریاضی اساسا متغیر است، یک مقدار ثابت هر قدر هم کوچک باشد بىنهایت کوچک ریاضی نیست].
◀10 . در طول تاریخ اعتقادی شیعى، اعتقاد به محال بودنِ وجود نامتناهی از امور مسلّم و بدیهی بوده است، و اعتقاد به آن توسط فلسفه یونان و عرفای اهل سنّت در بین برخی از ایشان رخنه کرده است. (ابو الصلاح حلبی می فرماید: فيلزم ما قلناه من وجود ما لا نهاية له، مع استحالته بدليل وجوب حصر ما وجد. (أبو صلاح حلبى، تقريب المعارف، 76)
@Hmilani
در کتابهای لغت فارسی نیز "بىنهایت" و "نامتناهى" به معنای بىکران، پایانناپذیر، بىشمار، بىحد، تمامناشدنى، چیزی که انتها نداشته باشد، دانسته شده است. تعلیقه "نهایة الحکمة" ادلّه بطلان نامتناهی را نپذیرفته، مىنویسد:
إنّ العدد أمر يقبل التنصيف وساير النسب الكسريّة، ولهذا فلا يصدق إلّا علی الأمور المحدودة فالأمور التي لا تتناهی لا تكون معروضة للعدد بما أنّها غير متناهية. ( مصباح، محمد تقى، تعليقة على نهاية الحكمة، 163)
عدد، قابل نصفشدن و پذيرش ساير نسبتهای کسری است، لذا جز بر امور متناهی صدق نمىکند، پس اموری که نامتناهيند معروض عدد نخواهند بود.
5 . چنانچه کسی حقیقتی را پیش از کم شدن، و بعد از کم شدن مساوی بداند، معلوم مىشود که به معنای حقیقی کم شدن و زیاد شدن و قابلیت زیاده و نقصان توجه ندارد.
6 . برخی پنداشته اند که در روایات اهل بیت(ع) خداوند متعال با عنوان "نامتناهى" وصف شده است. این افراد اشتباها تقابل "متناهى" و "نامتناهى" را تقابل دو معنای نقیض انگاشتهاند، و روایاتی را که برای بیان فراتری ذاتی خداوند متعال از قابلیت اتّصاف به اوصاف مخلوقات و مقداریات و حقایق قابل زیاده و نقصان وارد شده است، به معنای نامتناهی ساخته اوهام خود _ که وجود آن ذاتا محال است _ حمل کردهاند.
7 . خداوند متعال ذات علم و قدرت است، و دارای علم و قدرت عددی و متجزی قابل اتّصاف به تناهی و عدمتناهی نمىباشد. لذا اگر کسی علم خداوند را به نحو معدولةالمحمول، "نامتناهى" _ که موضوع آن صرفا مقدار و عدد بوده، و تقابل آن با "متناهى" منحصر به حیثیت زیاده و نقصان است _ بداند، خداوند را دارای صفات متجزی و عددی و مخلوق دانسته است. ( شيخ طوسی مىفرمايد: وقول من قال: إنّ فيها معان لا نهاية له شيئاً قبل شيء لا إلی أوّل، باطل لأنّ وجود ما لا نهاية له محال. (الاقتصاد، 24)
ابن ميثم بحرانی نيز علم خداوند را عددی ندانسته، مىفرمايد: ومنهم من أنكر كونه عالماً بما لا نهاية له. وحجّتهم... أنّه يلزم أن يكون في ذاته علوم موجودة غير متناهية. هذا محال. والجواب... نمنع الملازمة... سنبيّن أن علمه تعالی ذاته، فلا تعدّد فيه إذن، وإنّما يقع التعدّد والتغاير في نسب أذهاننا له إلی كلّ معلوم... فلا يلزم إذن تعدّد علوم موجودة لذاته. (بحرانی، ابن ميثم، قواعد المرام فی علم الكلام، 99)
8 . اهل فلسفه وجود نامتناهی را در صورتی که افراد آن همزمان ومترتّب بر هم نباشند محال نمىدانند. این اعتقاد، نادرست و خلاف واقع مىباشد زیرا با توجه به آنچه بیان داشتیم روشن است که فرض وجود بىنهایت به طور مطلق ثبوتا ممتنع است.
9 . گاهی گفته مىشود: = + و = _ و = × و
0 = : 1 و = +، و... باید دانست که اینگونه عبارات هیچ ربطی به اثبات وجود "نامتناهى" و "بىنهایت" ندارد، و منظور از آوردن آنها محاسبات خاصی است که در واقع به "نامتناهی لایقفى" برمىگردد. "دایرة المعارف فارسى" در مورد "بىنهایت" در اصطلاح ریاضیات مىنویسد: عددی بزرگتر از هر عدد دیگر، یا (به جای "بىنهایت دور"). موضعی که نسبت به دستگاه مقایسه در وراء هر حدی واقع است... علامت (یا +، که به اضافه بىنهایت خوانده مىشود) که آن را به مجموعه اعداد حقیقی ملحق مىکنند، و بزرگتر از هر عدد حقیقی مىشمارند... علامت _ (بخوانید منهای بىنهایت) را نیز به همان مجموعه ملحق مىکنند، و آن را کوچکتر از هر عدد حقیقی (اعم از مثبت یا منفى) محسوب مىدارند. وارد کردن این علامات به منظور تعمیم و تسهیل بیان احکام است. هیچیک از علامات + و (به اضافه بىنهایت، و منهای بىنهایت) در واقع عدد نیستند. ولی گاهی از طریق اهمال آنها را در شمار اعداد به حساب مىآورند. و مىنویسد: بىنهایت کوچک ریاضی اساسا متغیر است، یک مقدار ثابت هر قدر هم کوچک باشد بىنهایت کوچک ریاضی نیست].
◀10 . در طول تاریخ اعتقادی شیعى، اعتقاد به محال بودنِ وجود نامتناهی از امور مسلّم و بدیهی بوده است، و اعتقاد به آن توسط فلسفه یونان و عرفای اهل سنّت در بین برخی از ایشان رخنه کرده است. (ابو الصلاح حلبی می فرماید: فيلزم ما قلناه من وجود ما لا نهاية له، مع استحالته بدليل وجوب حصر ما وجد. (أبو صلاح حلبى، تقريب المعارف، 76)
@Hmilani
#مناظره
#نامتناهی
#نقد_فلسفه
🔴مناظره با آقای فتحی
◀️درباره متناهی و نامتناهی
و عدم اتصاف خداوند به این دو
👇
https://telegram.me/Hmilani/163
#نامتناهی
#نقد_فلسفه
🔴مناظره با آقای فتحی
◀️درباره متناهی و نامتناهی
و عدم اتصاف خداوند به این دو
👇
https://telegram.me/Hmilani/163
دروس استاد حسن میلانی در سالتحصیلی جدید:
🔴یک ساعت مانده به غروب:
◀شرح تجرید (کشف المراد)
🔴دو ساعت مانده به غروب:
شنبه تا سه شنبه: عقاید و معارف
۴شنبه ها: ◀تفسیر
مکان: قم، مدرسه گلپایگانی/ مدرس۳۲
🔴یک ساعت مانده به غروب:
◀شرح تجرید (کشف المراد)
🔴دو ساعت مانده به غروب:
شنبه تا سه شنبه: عقاید و معارف
۴شنبه ها: ◀تفسیر
مکان: قم، مدرسه گلپایگانی/ مدرس۳۲
🔴پاسخ آقای میلانی به سخنان منسوب به آقای شیخ مهدی مروارید در کانال های مدافعان مکتب تفکیک: (کانال مظلومیت علم و کانال تبیین تدلیس)
👇
https://telegram.me/Hmilani/189
👇
https://telegram.me/Hmilani/189
حسن میلانی
Audio
"در عالم به هیچ وجه شرک نمی باشد" جمله آقای حلبی در معارف الهیه ص۷۵۵ است که اشتباه لپی صورت گرفته است.