درنگِ پرسش‌گرانه | حسین گائینی
1.34K subscribers
407 photos
171 videos
28 files
222 links
gaeeni.com
همراه و شریک فکری مدیران عامل
کوچ-منتور مدیران ارشد و اعضای هیئت مدیره
مربی و تسهیلگر مهارت‌های نرم و ارتباطی
مدرس و منتور مهارت‌های کوچینگ
مدرس کارگاه‌ مدیر در نقش کوچ
@hosseingn
Linkedin.com/in/hosseingaeeni
سامانه انتخاب کوچ 👇
bakicoach.ir
Download Telegram
- چه‌کار کنیم؟
- سوال بهتر شاید این است که چه‌کارهایی که تا حالا انجام می‌دادیم را متوقف کنیم و دیگر انجامشان ندهیم.
#تفکر_پرسشگرانه
👍25
✅ یکی از نشانه‌های بلوغ عاطفی و سلامت روان این است که هیجان‌ها و احساس‌های خود را بپذیریم و آن را انکار نکنیم.
✅ اینکه بابت پایمال شدن نخستین و ساده‌ترین حقوقِ انسانیِ خود خشم‌گین هستید کاملا طبیعی است.
✅ ما حق داریم شاد و آزاد زندگی کنیم.
👍41❤15
📖 در کوچه باغ #کتاب
بعد از هیتلر، همه‌ی آلمان درک کردند که او چه بلایی بر سر کشور و زیربناهای آن آورده است؛ اما یک چیز نابود شده‌ی اساسی بود که هر کسی نمی‌فهمید و آن، خیانت هیتلر به کلمات بود. خیلی از کلمات شریف، دیگر معنی خود را از دست داده بودند، پوچ و مسخره شده بودند. عوض شده بودند. آشغال شده بودند.

کلماتی مانند آزادی، #آگاهی، پیشرفت و عدالت...

📗 آدم کجا بودی؟/👤✍ هاینریش بل
🆔 @HosseinGaeeni
👍31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ مهناز افخمی در سال ۱۳۵۵ از برنامه‌های ویژه برای زنان می‌گوید.
مهناز افخمی از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ دبیرکل سازمان زنان ایران، و از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ وزیر مشاور در امور زنان بود.

با یادی از همه زنان آزادی‌خواه ایران به پاس تلاش‌های ارزشمندشان ❤

@HosseinGaeeni
👍28
#گزین_گویه

هیچگاه مردمانت را دشمن یا عناصر دشمن مخوان زیرا دو اصل را در مورد خود روشن کردی؛ یا اینقدر ظالم بودی که مردم خودت دشمنت شده‌اند یا آنقدر ضعیف بوده‌ای که دشمنانت، مردمت را کنترل می‌کنند...!

"پاول یوزف گوبلز"

#آزادی
@HosseinGaeeni
👍27👌9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ خاندانِ خیامی و برگی درخشان از تاریخ توسعه صنعتی و اقتصادی ایران
@HosseinGaeeni
😢9👍3👏2👌1
دفاع از جامعۀ باز_جورج سوروس.pdf
2.8 MB
جورج سوروس متهم همیشه تاریخ است. هر رویداد مهمی را در جهان به او منتسب می‌کنند؛ از ورشکستگی بانک‌های انگلستان تا تمام انقلاب‌های رنگی اروپا و غیره. او در کتاب "دفاع از جامعه باز" بی‌پرده از خودش می‌گوید و به سادگی از آن چه انجام داده دفاع می‌کند. نکته جالب کتاب، سخنرانی‌های او در اجلاس جهانی داووس است که در آن‌ها خطر چین و سیستم اعتبار اجتماعی آن کشور را هشدار می‌دهد. همچنین از خطر روسیه می‌گوید و از اروپا می‌خواهد بیدار شود. و این‌ هشدارها مربوط به پیش از تثبیت قدرت مطلق و تسلط شی‌ جین‌پینگ بر چین و تجاوز روسیه به خاک اوکراین است.
سوروس از هوش و نبوغ عجیبی در سرمایه‌گذاری و بورس برخوردار است، و درست پیش از وقوع بحران بزرگ اقتصادی سال ۲۰۰۸ آن را پیش‌بینی و به امریکا و کشورهای بزرگ هشدار داد. البته که گوش شنوایی نبود و شد آنچه که جهان از آن می‌ترسید. سوروس درست پیش از این واقعه سرمایه‌اش را از بانک‌های انگلستان بیرون کشید، کاری که هر سرمایه‌گذار عاقلی می‌کند. چه از سوروس خوشمان بیاید چه او را مسئول فجایع اقتصادی بدانیم، بسیاری از پیش‌بینی‌های او کاملا درست از آب درآمده است.

✍سودابه قیصری
@Soudabeh_Qaisari
🙏20👍10
✅ حکمرانی نیز مانند دیگر فنون، نیازمند دانش است. کسی که بخواهد پل بسازد، باید مقدار زیادی به تحصیل ریاضیات و مکانیک و فیزیک و جز این‌ها بپردازد.

کسی که بخواهد بر کشوری فرمان براند، باید مقدار زیادی از انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی و روانشناسی و حتی اخلاق اطلاع داشته باشد، زیرا فقط هنگامی به ایجاد آنچه میخواهد کامیاب خواهد شد که پی ببرد آدمیان واقعاً چگونه عمل می‌کنند و قوانین حاکم ‌بر رفتار و کردارشان چیست. در غیر این‌صورت، خطاهای وحشتناک مرتکب خواهد شد و بشر را به بدبختی‌های بدتر از وضع پیشین خواهد کشانید.

✍سِر آیزایا برلین
📗 #کتاب: آزادی و خیانت به آزادی
@cafe_andishe95
#آزادی
👏18👌7👍4❤1
‍📚 در کوچه‌باغ #کتاب

جنبش‌های فکری از قبیل رفتارگرایی، مارکسیسم، روان‌کاوی، یا ساختارگرایی، که با عقل و اختیار و انتخاب بشر هم‌چو یک توهم معامله می‌کنند و آن را غیر قابل اعتنا و از نظر علمی بی‌ربط محسوب می‌کنند، به دلیل دیگری این قدر ریشه دوانده و پی‌وپا محکم کرده‌اند: اصل قضیه این است که این تفکرات پاسخی به تقاضاها هستند.

برای خیلی از از مشکلات بدخیم راه حل‌های راحت الحلقوم دارند. کی بدش می‌آید دنیا و مشکلاتش را هم محصولِ بعضی شیطنت‌های ساینس فیکشنی یا اسطوره‌ای - افسانه‌ای بداند و یک شیشه عُمر هم برای غول داستان گیر بیاورد تا بزند زمین و شر قضیه را بکند؟ و این دلیلِ دومِ پاگیر و جاگیرشدنِ آن‌ها و بسا مهم‌تر از دلیل اول، یعنی حرف تازه داشتن، است. فی‌المثل روان‌کاوی قولِ برطرف کردنِ انواع مختلفی از فلاکت‌ها را می‌دهد، چیزی که روان‌شناسی «عقلانی» کلاسیک عُمراً مدعیِ آن نیست. روان‌کاوی قول حکیم و دوایِ روح را می‌دهد و ارنست گلنر (1985) نشان داده است که همین قول یک علت از علت‌های بازارِ داغِ روان‌کاوی را رو می‌کند؛ که حکماً سهم آن بیش از سهمی است که روان‌کاوی در پیشبردِ علمِ شناختِ روان داشته است.

📖 چرا روشنفکران لیبرالیسم را دوست ندارند؟
✍ رِمون بودُن ترجمه مرتضی مردیها

@HosseinGaeeni
@mardihamorteza
#تفکر_پرسشگرانه
👍6👌1
✅ ایران‌‌دوستی سرفرازانه در عصر عسرت ایران🟢⚪️🔴


سیدجواد طباطبایی (۲۳ آذر ۱۳۲۴ - ۹ اسفند ۱۴۰۱) سرمایه‌ی فکری کم‌نظیر و جای‌گزین‌ناپذیری برای ایران‌دوستی مسؤولانه در عصر عسرت ژرف‌اندیشی سیاسی بود. جای خالی نواندیشی‌های ایران‌دوستانه‌ و سنجش‌گری‌های شجاعانه‌ی فکری او افسوس و دریغ بسیار بر خواهد انگیخت، به‌ویژه در این روزگار، یعنی در هنگام و هنگامه‌ای که ما ایرانیان با گام‌‌هایی لرزان و دل‌هایی نگران و سرهایی در گرو یکپارچگی و آبادی و آزادی ایران، عبوری دشوار از فراز‌ونشیب‌هایی لغزان در بزنگاهی تاریخی را گویی داریم باز تجربه می‌کنیم.

او اندیشه‌ورزی سیاسی بود که در مقیاسی تمدنی مسأله‌ی ایران را تعریف و مطالعه می‌کرد. ایران برای او ام‌المسائل بود. هر مسأله‌ای برای او تنها در همان حدی اهمیت داشت که ربط و نسبتی با مسأله‌ی ایران می‌یافت. از ایران که سخن می‌گفت، نظر به پیوند‌های فرهنگی دیرپا و پیوستگی‌های تمدنی هم‌افزا داشت. با این‌ حال از مسأله‌های درهم‌تنیده‌ی ایران امروز و تهدیدهایی که یک‌پارچگی آن را به خطر انداخته است، غافل نبود. به حفظ ایران می‌اندیشید درباره‌ی آن بی هیچ لکنتی، فراوان می‌گفت و می‌نوشت، و در این مسیر، فهم میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی را می‌ستود و، به تداعی معانی، به یاد سخن ماکیاوللی می‌افتاد که دربرابر دشمنان ملت و کشور، هر که باشد، باید از یک‌پارچگی وطن بی قید و شرط دفاع کرد، بی‌چون‌وچرا، «به نام یا به ننگ.»

بر همین قیاس، ایران و منافع عامِّ عامِّه‌ی ایرانیان برای او اصل بود. او به معنای ایده‌ئولوژیک کلمه، ناسیونالیست نبود، بلکه ایران را به‌مثابه‌ی ملتی مقدم بر زایش ملیت مدرن و ایرانشهر را به‌مثابه‌ی هویتی سامان‌بخش و تداوم‌بخش، سابق بر ملی‌گرایی مدرن تحلیل می‌کرد. عناصر مُقَوِم ایران و مفاهیم مُعَرِف ایرانشهر نزد او مؤلفه‌های سازنده‌ی اصل پایه و بنیادین اندیشه‌ی سیاسی ایرانی بود. برای او، ایران بنا نیست بر وفق الگویی بیرون از این اصل بنیادین یا غریبه با آن از نو تأسیس شود. ایرانشهری که او در اندیشه‌ی سیاسی می‌شناخت و می‌ساخت، واحدی تمدنی بود استوار بر این اصل که «ایران» همه‌ی مؤلفه‌های برسازنده‌ی ایرانشهر را درون خود دارد. ایرانشهر طباطبایی شبیه هیچ شهری در گذشته‌ی دور دیگران یا حال نزدیک ایشان نبود. ایران او فقط به خود می‌مانست. برخلاف برخی گمانه‌ها، ایران طباطبایی مفهومی استعلایی (transcendental) و فراتاریخی نیست. در صورت‌بندی او، ایران مفهومی است درون‌ماندگار (immanent).

بر این اساس بود که طباطبایی هیچ پروا نداشت از این که مفهومی استثنایی از ایران را صورت‌پردازی کند و بر استثنایی بودن ایران و قیاس‌ناپذیری آن پای فشارد. او نه‌تنها سرشت ایران به‌مثابه‌ی یک ملت و ایران به‌مثابه‌ی یک شهر را متمایز از دیگر شهرها و ملت‌ها می‌دید، بلکه روش فهم گذشته‌ی ایران و شیوه‌ی گشایش فروبستگی‌های کنونی را در همین فهم استثنایی از ایران می‌جست. او به‌صراحت می‌گفت ایران یکی از نادر ملت‌ها و نادر شهر‌هایی است که در مقیاسی چندهزار‌ساله این همه اختصاصات شراکت‌ناپذیر و ناهم‌پوشان با دیگر ملت‌ها و شهرها یافته است، از زبان و دین و فلسفه و عرفان و مذهب گرفته تا شهرسازی و موسیقی و شعر و صنعت و هنرهای تجسمی و فنون جنگ و صلح و تجارت و گسترش امپراتوری و مرکزیت جغرافیایی‌‌ـ‌سیاسی در ابعاد جهانی. در نظر او، ایران استثنایی است و، بنابراین، از درون خود می‌شکفد نه بر پایه‌ی پیوندهای بیگانه یا با شبیه‌سازی بیگانگان بر پایه‌ی پروژه‌های بی‌ریشه و قلمه‌ای و خلق‌الساعة. بر همین اساس، هم مدرنیزاسیون و هم اسلام‌گرایی و هم برنامه‌ی روشن‌فکری راست و چپ و رادیکال و اصلاحی، و هم پروژه‌های «آنچه خود داشت …» را در ایران حامل مشکلات اصولی و مبنایی می‌دید و همه را بیش و کم سترون و ناسازگار با هستی استثنایی ایران می‌دانست. او همه‌ی این برنامه‌های فکری و سیاسی را بخشی از تاریخ انحطاط و امتناع اندیشه به شمار می‌آورد.       

طباطبایی «انحطاط‌باور» (declinist) بود، یعنی علاوه بر درک انحطاط، باور داشت که انحطاطِ بی‌زنهارِ عمل و اندیشه‌ی سیاسی سرگذشت پایدار و گریزناپذیر ما ایرانیان در سده‌های گذشته بوده است و چنین خواهد ماند مگر ایرانیان بتوانند فهم خود را از خویشتن تغییر دهند. افزون بر این، طباطبایی «زوال‌اندیش» بود، به هر دو معنای «اندیشیدن» (یعنی هراسیدن و فکر کردن)؛ هم زوالِ اندیشه‌ی سیاسی و امتناع آن را در کانون صورت‌بندی خود از «مسأله‌ی ایران» نشانده بود و تا واپسین روزهای زندگی فکری پربارش سنجش‌گرانه درباره‌ی آن می‌اندیشید؛ و هم نگران وضع و حال و روز آینده‌ی ایران بود.

✍ محمدمهدی مجاهدی
@cafe_andishe95
👍12
در نظر داشتم مهرماه امسال از محصولی رونمایی کنم که چرایی داستان طراحی و تولیدش برای من بسیار مهم بود، اما خب به دلیلی که همه می‌دونید این اتفاق نیفتاد...
حالا بعد از بیش از ۵ ماه توقف، امروز می‌خوام این محصول رو به شما دوستان و همراهان عزیز این کانال معرفی کنم.

در این چند سال یک سوالی به تکرار از من پرسیده میشد که با توجه به تعداد زیاد افرادی که در شبکه‌های اجتماعی، خودشون رو کوچ معرفی می‌کنند، ما اگر بخواهیم به عنوان مراجع یک کوچ برای خودمون انتخاب کنیم به چه کسانی می‌تونیم اعتماد کنیم؟ از کجا کوچ‌های معتبر رو تشخیص بدهیم؟

از سویی دوستانی هم بودند که با صرف هزینه‌های نسبتا زیاد دوره‌های کوچینگ رو گذرونده بودند و به من پیام می‌دادند که به عنوان کوچ در یافتن مراجع چالش دارند و درخواست و سوال‌شون این بود که چطوری می‌تونم اونها رو به افرادِ نیازمندِ کوچ معرفی کنم؟

*ما برای وصل کردن آمدیم*
این درخواست و تقاضاها این ایده رو در من روشن کرد که حلقه اتصالی بین این دو سوی ماجرا باشم و سال گذشته در همین روزهای پایان سال اولین قدم‌های اجرایی کردن ایده‌ای که حداقل ۵ سالی میشد در ذهنم بود برای وصل کردن کوچ‌های معتبر و مراجعان به همدیگه رو برداشتم و بالاخره با همراهی یک تیم حرفه‌ای برنامه‌نویسی، وب‌اپلیکیشن "با کی کوچ" در شهریور ماه آماده شد.

در "با کی کوچ" شما می‌تونید به لیست کوچ‌های مورد تایید دسترسی داشته باشید، رزومه‌شون رو بخونید، فیلم‌های معرفی‌شون رو ببینید و باهاشون یک جلسه صفر (رایگان) برگزار کنید و بعد با کوچ انتخابی خودتون جلسه‌های کوچینگ رو برگزار کنید.

در "با کی کوچ" کیفیت فرایند کوچینگ و رضایت خاطر مراجعان برای من از هر چیزی مهم‌تره.
اینکه مراجعان با اطمینان، کوچ خودشون رو انتخاب کنند و مراحل کار رو با خیال راحت پیش ببرند. به همین دلیل  از سویی در انتخاب و تایید کوچ‌ها وسواس خاصی داشته‌ام و خواهم داشت. و از سوی دیگر تیم برنامه نویسی و پشتیبانی فنی تمام قد آماده همراهی مراجعان در کار با سیستم هستند.

سپاس‌گزارم از همکاران عزیز کوچ‌ که دعوت من رو پذیرفتند و در این پروژه با من همراه شدند.
و از تیم برنامه‌نویسی و فنی برای همراهی خالصانه‌ی یک‌ساله‌شون تا اینجا بسیار سپاس‌گزارم.

* "با کی کوچ" مطمئن و آگاهانه انتخاب کن*
پیشنهاد می‌کنم به وب اپلیکیشن "با کی کوچ" سر بزنید، با وارد کردن شماره موبایل خودتون ثبت نام کنید و یک جلسه صفر با هر کدام از کوچ‌هایی که تمایل داشتید برگزار کنید.
🌐 bakicoach.ir
صفحه "با کی کوچ" در اینستاگرام:
Instagram.com/ba_ki_coach

#کوچینگ #با_کی_کوچ
#مهارت_نرم #توسعه_فردی
❤14👏4👍3
📚 دانلود گزیده‌ای کوتاه از کتابِ
THINKING, FAST & SLOW
👇
https://gaeeni.com/thinking-fast-slow-book

Instagram.com/cafekashf
❤3
درنگِ پرسش‌گرانه | حسین گائینی
📚 دانلود گزیده‌ای کوتاه از کتابِ THINKING, FAST & SLOW 👇 https://gaeeni.com/thinking-fast-slow-book Instagram.com/cafekashf
آخرین جلسه حضوری کافه‌ کشف حدود سه سال پیش و قبل از شیوع کرونا برگزار شد و پس از آن برنامه‌های کافه کشف تا مدتی به صورت برنامه زنده (لایو) در اینستاگرام
برگزار شد.
این ماه‌ها حال‌ هیچ‌کدام‌مان خوب نبود و تصمیم گرفتیم دوباره برنامه‌های کافه کشف را شروع کنیم تا شاید دیدارِ دوستان و گفت‌وشنود درباره فکرها، احساس‌ها و دغدغه‌های‌مان بتواند اندکی آرام‌مان کند.

کتابی که برای شروع برگزیدیم و روز سه‌شنبه نهم اسفند ماهِ سال یک با همراهانِ عزیزِ کافه کشف درباره آن حرف زدیم "تفکر؛ سریع و آهسته" بود، کتابی مهم درباره تفکر، درباره تفکر پرسشگرانه و نقادانه، موضوعی که این روزها بسیار به آن نیاز داریم.
کتاب به این می‌پردازد که سیستم‌ ذهن انسان برای اندیشیدن چگونه کار می‌کند؟

چگونه ذهن انسان به اتخاذ تصمیم می‌رسد؟ چه عواملی سبب می‌شود که تصمیم‌ها اشتباه درآید و یا اینکه ما اصولاً نسبت به اتخاذ تصمیم اشتباه خود نیز بی‌خبر باشیم؟
دانیل کاهنمن، روان‌شناسی که در سال ۲۰۰۲ برنده جایزه نوبل علوم اقتصادی شد، طی ده‌ها سال تحقیق عملی پیرامون مراحل ادراک و تشخیص دنیای بیرونی توسط ذهن انسان، به نتایجی  دست یافت که در مقالات و کتاب‌های متعدد منتشر شد. وی چند سال پیش کتابی منتشر کرد که در آن به زبان ساده نتایج این تحقیقات را ارائه کرده است. نام این کتاب “تفکر: سریع و آهسته” است که در نوامبر ۲۰۱۱ منتشر شد. این کتاب با توجه به روش تحقیق و کنکاش درزمینه تصمیم‌گیری و مراحلی که ذهن انسان در این مورد طی می‌کند و مثال‌ها و مواردی که مطرح می‌شود به کتابی بس خواندنی و جالب تبدیل شده است.

📖📗 محور اصلی کتاب دوگانگی میان دو حالت اندیشیدن است: سیستم دو آهسته‌تر، خودخواسته‌تر و منطقی‌تر است، در حالی که سیستم یک سریع، غریزی و احساسی است...

این کتاب برنده جایزه بهترین کتاب آکادمی ملی علوم و جایزه کتاب لس‌آنجلس تایمز و برگزیده منتقدان کتاب نیویورک تایمز به عنوان یکی از ده کتاب سال ۲۰۱۱ شناخته شده است.

📚 گزیده‌ای از مطالبِ این کتاب را می‌توانید در این آدرس دانلود کنید و بخوانید.
https://gaeeni.com/thinking-fast-slow-book
❤5👍4👏1
✅ چگونه می‌توان در این شهر زندگی کرد؟ / دکتر جواد طباطبایی

فردوسی نماینده فکر یک ملت است، و حافظ هم. فارابی هم نماینده فکر یک ملت است. در غرب دولت‌های ملی از قرن شانزدهم آمدند، و به‌واقع آن‌ها با تاخیر بسیار نسبت به ما ملت شدند. ما جلو‌تر از همه آن‌ها ملت بودیم. نام ایران قدیمی‌ترین نام کشوری است که هست. نام ایران هم نام کشور است، هم نام ملت، هم نام دولت. این پیچیدگی این ملت است.اگر بخواهد تحولی ایجاد شود باید ببینیم آن روحی که ما به تدریج از دست دادیم، چه بود. روحی که در همه جا جاری بود. در مسجد ما، کوچه ما، بازار ما، فضاهای معماری ما، رنگ‌های کاشی‌های ما و حتی شعر ما. آن روح بود که آن کالبد را ایجاد می‌کرد و در هر کالبدی که می‌ساختیم جاری می‌شد. ما آن روح را از دست دادیم. اگر بشود آن چیزی که افلاطون کالاپولیس (شهر زیبا) نامیده و ترجمه‌اش کردند به مدینه فاضله‌ای که فارابی گفته، آن شهر زیبا و خوب، را ایجاد کرد، ضرورتاً ایرانی خواهد بود.
درنگِ پرسش‌گرانه | حسین گائینی
✅ چگونه می‌توان در این شهر زندگی کرد؟ / دکتر جواد طباطبایی فردوسی نماینده فکر یک ملت است، و حافظ هم. فارابی هم نماینده فکر یک ملت است. در غرب دولت‌های ملی از قرن شانزدهم آمدند، و به‌واقع آن‌ها با تاخیر بسیار نسبت به ما ملت شدند. ما جلو‌تر از همه آن‌ها ملت…
ما در حال ویران کردنِ چیزی هستیم که بازگشت آن و تجدید آن امکان پذیر نخواهد شد. شهرداری‌های ما به تدریج شهرهای ما را از بین برده‌اند و وقتی چیزی از بین رفت شما نمی‌توانید آن را عینا تجدید بکنید. در همه جای دنیا دولت نماینده مصلحت عمومی است. دولت فرد نیست، یک نفر نیست. در کنار دولت، نهادهایی هستند که مصالح عمومی را تعیین می‌کنند. اما در اینجا اینطور نیست.بگذارید مثالی بزنم: من در کوچه‌ای زندگی می‌کنم در این شهر که ۲۰ سال سابقه و تاریخ دارد اما به ابتکار بسازبفروش‌ها تبدیل شده است به محله‌ای کاملا جدید.اگر قرار باشد که تهرانی که عرض و طولش چند ده کیلومتر است، را هر بیست سال تخریب کنیم و خرابه‌اش را بریزیم بیرون شهر تهران، بعد از پنج بیست سال یعنی صدسال، به اندازه پنج تهران خرابی خواهیم داشت در بیرون شهر. چگونه می‌توان در این شهر زندگی کرد؟ اگر شما در پاریس بخواهید خانه بخرید، می‌گویند قیمت‌های مختلفی داریم ولی گران‌ترین‌ها آن‌هایی هستند که از ۱۸۸۰ تا ۱۹۰۵ ساخته شده‌اند. این مقایسه تطبیقی نشان می‌دهد که ما هم محیط زیست را از بین می‌بریم، هم شهر را از بین می‌بریم، هم مناسبات شهری را.ما بیست سال همدیگر را شناخته‌ایم، مناسبات حداقلی پیدا کرده‌ایم. حساسیتی داریم به کوچه و آن درختی که توی آن است. اگر من فقط سه سال بخواهم یک جایی زندگی کنم و بدانم از آنجا می‌روم و در آن فاصله نصف مردم هم خواهند فروخت و خواهند رفت، این یک تخریب اساسی‌ست. به این اعتبار که نمی‌دانیم کجا هستیم. این نگرانی اساسی وجود دارد، و آدمی مثل من این نگرانی را حس می‌کند و تا زمانی که یک اراده سیاسی مبتنی بر شناخت مصلحت عمومی نباشد کاری از یپش نمی‌رود. مصلحت عمومی ما فرا‌تر از آن چیزی است که در شهرداری می‌گذرد. دولت باید تحولی اساسی از بالا‌تر ایجاد کند تا شاید بخشی از ایرانشهری که هنوز مانده را حفظ کند.بحث من در اندیشه ایران‌شهری این بوده است که این ایرانِ بزرگِ فرهنگی، به راستی یک تافته جدا بافته است. ما باید بدانیم مهم بودیم و متفاوت. باید بدانیم که در ایرانشهر، چیزی در سطح جهانی تولید کردیم. ما مکتب معماری داریم، مکتب شهری داریم، مکتب ادبی داریم، مکتب تاریخ نویسی داریم. ما موسیقی داریم. و همه این‌ها از ویژگی ملی برخوردارند. نه عرب‌ها، نه ترک‌ها در همسایگی ما، این ویژگی را نداشته‌اند.ما یک نظام فکر و فرهنگ و تمدن ملی داشتیم. ما ملت بودیم قبل از اینکه بسیاری از ملت‌ها ملت شوند. فردوسی نماینده فکر یک ملت است، و حافظ هم. فارابی هم نماینده فکر یک ملت است. در غرب دولت‌های ملی از قرن شانزدهم آمدند، و به‌واقع آن‌ها با تاخیر بسیار نسبت به ما ملت شدند. ما جلو‌تر از همه آن‌ها ملت بودیم. نام ایران قدیمی‌ترین نام کشوری است که هست. نام ایران هم نام کشور است، هم نام ملت، هم نام دولت. این پیچیدگی این ملت است.اگر بخواهد تحولی ایجاد شود باید ببینیم آن روحی که ما به تدریج از دست دادیم، چه بود. روحی که در همه جا جاری بود. در مسجد ما، کوچه ما، بازار ما، فضاهای معماری ما، رنگ‌های کاشی‌های ما و حتی شعر ما. آن روح بود که آن کالبد را ایجاد می‌کرد و در هر کالبدی که می‌ساختیم جاری می‌شد. ما آن روح را از دست دادیم. اگر بشود آن چیزی که افلاطون کالاپولیس (شهر زیبا) نامیده و ترجمه‌اش کردند به مدینه فاضله‌ای که فارابی گفته، آن شهر زیبا و خوب، را ایجاد کرد، ضرورتاً ایرانی خواهد بود.اما اینکه ما فقط این دیوار‌ها را خوب درست کنیم و مناسبات شهری را خوب ایجاد کنیم می‌شویم کپنهاک که بهترین شهر دنیاست. اما اندیشه ایرانشهری فقط آن دیوار‌ها نیست.

✍ زنده‌یاد استاد جواد طباطبایی
#ایران
👍20