Forwarded from درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
تصور کنید شخصی تصمیم میگیرد یک وبسایت برای خودش داشته باشد، مثلا جایی برای انتقال تجارب شخصی،... مدت زیادی را با ذوق و شوق صرف پرداختن ایده میکند. در اینترنت جستجو میکند. وبسایتهای مشابه را میبینید، رویاپردازی میکند، وقت زیادی صرف میکند که اسم مناسبی برای دامنه انتخاب کند، دامنه را ثبت میکند، در شبکههای اجتماعی حساب کاربری مشابه اسم وبسایتش ثبت میکند، سراغ یک طراح میرود و باز وقت بسیاری صرف جزییاتی مانند رنگ و جزییات گرافیکی و انتخاب فونت میکند ...
به نقطهای میرسد که همهچیز آماده است و آن شخص باید شروع به نوشتن و درج مطلب کند. وبسایتش افتتاح شود و در معرض دید قرار بگیرد.
بخش قابل ملاحظهای از افراد در این نقطه توقف میکنند. تمام آن رویاها و وقتگذاشتنها و ... ناگهان جای خود را به یک سکوت و تردید میدهد. تردیدی که بسته به شخصیت افراد ممکن است از یک هفته تا ماهها طول بکشد.
نظیر این رفتار را بسیار دیدهایم. مثلا شخصی که به یک دوره آموزشی میخواهد برود و درست در لحظه ثبت نام، منصرف میشود. کسی که میخواهد یک گزارش تهیه کند. شخصی که قصد ساخت خانه دارد و وقت زیادی در بازار به دنبال زمین و ... میگردد و در لحظه انتخاب، منصرف میشود و تردید میکند. شخصی که قصد مطالعه برای امتحان دارد و همه شرایط را که آماده کرد، به جای این که سراغ مطالعه برود، دوباره وقتکشی میکند و دنبال بهانهای برای درس نخواندن میگردد.
@HosseinGaeeni
در زندگی بارها به این نقاط تصمیم و تردید میرسیم. شاید #تمایز و تفاوت افراد با یکدیگر در این است که برخی افراد در این نقاط، درنگ زیادی نمیکنند و "بههنگام" از آن عبور میکنند.
#تصمیم_گیری
به نقطهای میرسد که همهچیز آماده است و آن شخص باید شروع به نوشتن و درج مطلب کند. وبسایتش افتتاح شود و در معرض دید قرار بگیرد.
بخش قابل ملاحظهای از افراد در این نقطه توقف میکنند. تمام آن رویاها و وقتگذاشتنها و ... ناگهان جای خود را به یک سکوت و تردید میدهد. تردیدی که بسته به شخصیت افراد ممکن است از یک هفته تا ماهها طول بکشد.
نظیر این رفتار را بسیار دیدهایم. مثلا شخصی که به یک دوره آموزشی میخواهد برود و درست در لحظه ثبت نام، منصرف میشود. کسی که میخواهد یک گزارش تهیه کند. شخصی که قصد ساخت خانه دارد و وقت زیادی در بازار به دنبال زمین و ... میگردد و در لحظه انتخاب، منصرف میشود و تردید میکند. شخصی که قصد مطالعه برای امتحان دارد و همه شرایط را که آماده کرد، به جای این که سراغ مطالعه برود، دوباره وقتکشی میکند و دنبال بهانهای برای درس نخواندن میگردد.
@HosseinGaeeni
در زندگی بارها به این نقاط تصمیم و تردید میرسیم. شاید #تمایز و تفاوت افراد با یکدیگر در این است که برخی افراد در این نقاط، درنگ زیادی نمیکنند و "بههنگام" از آن عبور میکنند.
#تصمیم_گیری
Audio
✅ بوی باران بوی سبزه بوی خاک...
ساعت #شعر و #موسیقی
📜 شعری از فریدون مشیری
👤 با صدای حسین گایینی
و
🎼ترانه «بهار» با صدای ناصرعبدالهی
پیشکش به شما
به پاسِ بودنِ ارزشمندتان
با امید به روزهای بهتر برای همه
@HosseinGaeeni
ساعت #شعر و #موسیقی
📜 شعری از فریدون مشیری
👤 با صدای حسین گایینی
و
🎼ترانه «بهار» با صدای ناصرعبدالهی
پیشکش به شما
به پاسِ بودنِ ارزشمندتان
با امید به روزهای بهتر برای همه
@HosseinGaeeni
من تا چند سال پیش یک عادت ناکارآمدی داشتم: ابتدای هر سال کلی هدف ریز و درشت برای خودم میگذاشتم و حتا برایش برنامهریزی هم میکردم. مثل ورزش کردن، شرکت در یک کلاس هنری یا یادگیری زبان...
اما آخر سال میدیدم برای خیلیهاشون هیچ اقدامی نکردهام و دوباره سال بعد همان اهداف و برنامهها رو تکرار میکردم.
*در اسفند ماه نود و نه در چند کارگاه "برنامهریزی توسعه فردی" که برای کارشناسان و مدیران یک سازمان برگزار کردم، تعدادی از شرکتکنندگان سوالشون این بود که "چرا به اهدافی که برای خودم تعیین میکنم نمیرسم؟"
شما هم چنین تجربهای دارید؟
به نظرتون علت اینکه به اهدفهامون نمیرسیم و برنامههامون رو اجرایی نمیکنیم چیه؟
خیلیها پیشنهاد میکنند که هدف رو باید SMART کنی و چنین و چنان کنی تا بهش برسی، ولی به تجربه خودم و بسیاری از مراجعانم در جلسههای کوچینگ دریافتم که اگر هدفت در راستای اولویت ذهنیات نباشه؛ حفظ بودن تئوریهای هدفگذاری و برنامهریزی و مدیریت زمان و حتا داشتن دفترچههای رنگی و خوشگل هدفگذاری و... به هیچ دردی نخواهد خورد.
بنابراین به نظرم قبل از افتادن در دامِ هدف گذاری تقلیدی برای سال نو و خرید دفترچه اقدام ۱۴۰۰ و... به این سوالها فکر کن:
👈 پرسشهایی برای اندیشیدن:
* این هدفی که برگزیدی چقدر برای خودت است و یا برای دیگران؟
*تصورِ دستیابی به آن چقدر برایت اشتیاق برانگیز است؟
* چرا این هدف برایت مهم شده است؟
* دستیابی به این هدف چقدر برای تو ضروری است؟
* این هدف چقدر با ارزشهای شخصی و نقطهقوتها و توانمندیهای تو همسو است؟
#توسعه_فردی #کوچینگ #مهارت_نرم #یادگیری
@HosseinGaeeni
اما آخر سال میدیدم برای خیلیهاشون هیچ اقدامی نکردهام و دوباره سال بعد همان اهداف و برنامهها رو تکرار میکردم.
*در اسفند ماه نود و نه در چند کارگاه "برنامهریزی توسعه فردی" که برای کارشناسان و مدیران یک سازمان برگزار کردم، تعدادی از شرکتکنندگان سوالشون این بود که "چرا به اهدافی که برای خودم تعیین میکنم نمیرسم؟"
شما هم چنین تجربهای دارید؟
به نظرتون علت اینکه به اهدفهامون نمیرسیم و برنامههامون رو اجرایی نمیکنیم چیه؟
خیلیها پیشنهاد میکنند که هدف رو باید SMART کنی و چنین و چنان کنی تا بهش برسی، ولی به تجربه خودم و بسیاری از مراجعانم در جلسههای کوچینگ دریافتم که اگر هدفت در راستای اولویت ذهنیات نباشه؛ حفظ بودن تئوریهای هدفگذاری و برنامهریزی و مدیریت زمان و حتا داشتن دفترچههای رنگی و خوشگل هدفگذاری و... به هیچ دردی نخواهد خورد.
بنابراین به نظرم قبل از افتادن در دامِ هدف گذاری تقلیدی برای سال نو و خرید دفترچه اقدام ۱۴۰۰ و... به این سوالها فکر کن:
👈 پرسشهایی برای اندیشیدن:
* این هدفی که برگزیدی چقدر برای خودت است و یا برای دیگران؟
*تصورِ دستیابی به آن چقدر برایت اشتیاق برانگیز است؟
* چرا این هدف برایت مهم شده است؟
* دستیابی به این هدف چقدر برای تو ضروری است؟
* این هدف چقدر با ارزشهای شخصی و نقطهقوتها و توانمندیهای تو همسو است؟
#توسعه_فردی #کوچینگ #مهارت_نرم #یادگیری
@HosseinGaeeni
Forwarded from درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
📚📖 در کوچهباغ #کتاب
در ستایش #پرسش
مردم در صورت دریافت پاسخهای ناقص یا نادرست، از طرح سوالهای خود نومید نخواهند شد، اما اگر پاسخهایی که دریافت میکنند خارج از نظم سوالهای مطرح شده باشند، یا در صورتی که گمراهکننده، گیجکننده، قاطیپاتی، و بیمعنی، یا حتا تهدیدآمیز باشند، دست از سوال کردن برخواهند داشت. اما آدمی که دست از سوال کردن بر میدارد، دیگر فکر هم نمیکند. زیرا تفکر، به رغم همهچیز، پرسش و پاسخ مداوم است. هرجایی که در آن فرهنگ به سکوت کشانده شده است، جامعهی انسانی از بین میرود و زبان میمیرد.
@HosseinGaeeni
📙📘📗روح پراگ / 👤 ایوان کلیما
در ستایش #پرسش
مردم در صورت دریافت پاسخهای ناقص یا نادرست، از طرح سوالهای خود نومید نخواهند شد، اما اگر پاسخهایی که دریافت میکنند خارج از نظم سوالهای مطرح شده باشند، یا در صورتی که گمراهکننده، گیجکننده، قاطیپاتی، و بیمعنی، یا حتا تهدیدآمیز باشند، دست از سوال کردن برخواهند داشت. اما آدمی که دست از سوال کردن بر میدارد، دیگر فکر هم نمیکند. زیرا تفکر، به رغم همهچیز، پرسش و پاسخ مداوم است. هرجایی که در آن فرهنگ به سکوت کشانده شده است، جامعهی انسانی از بین میرود و زبان میمیرد.
@HosseinGaeeni
📙📘📗روح پراگ / 👤 ایوان کلیما
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ ۱۰ قانون برای یک گفت و شُنود بهتر... سخنرانی TED
@HosseinGaeeni
👈 چرا نیازمند گفت و شنود و ارتباط با دیگران هستیم؟
👌 چگونه گفت و شنود کارآمدتری داشته باشیم؟
#ارتباط_موثر #مهارت_نرم #کوچینگ
@HosseinGaeeni
👈 چرا نیازمند گفت و شنود و ارتباط با دیگران هستیم؟
👌 چگونه گفت و شنود کارآمدتری داشته باشیم؟
#ارتباط_موثر #مهارت_نرم #کوچینگ
سیزده به در.mp4
18.3 MB
#پادکست
✅ سیزدهم فروردین
🎙 راوی: حسین گایینی
🔸 داستان و فلسفه سیزده به در
✅ حتا وقتی در خانه هستیم میتوانیم پیشفرضها، نگرشها و یادگیریهای ناکارآمد قبلی رو شناسایی کرده و از خود به در کنیم.
#پادیادگیری #مهارت_نرم #کوچینگ
@HosseinGaeeni
پرسش: شما چه اقدامی را در این راستا متعهدانه انجام خواهید داد؟
پ.ن.: سیزده فروردین ۱۳۹۹ اینها را گفته بودم اما در سیزده فروردین ۱۴۰۰ هم میتواند کاربردی باشد!
✅ سیزدهم فروردین
🎙 راوی: حسین گایینی
🔸 داستان و فلسفه سیزده به در
✅ حتا وقتی در خانه هستیم میتوانیم پیشفرضها، نگرشها و یادگیریهای ناکارآمد قبلی رو شناسایی کرده و از خود به در کنیم.
#پادیادگیری #مهارت_نرم #کوچینگ
@HosseinGaeeni
پرسش: شما چه اقدامی را در این راستا متعهدانه انجام خواهید داد؟
پ.ن.: سیزده فروردین ۱۳۹۹ اینها را گفته بودم اما در سیزده فروردین ۱۴۰۰ هم میتواند کاربردی باشد!
📚 در کوچه باغ #کتاب
نذار اُبهت هیچ آدم خِبرهای تو رو بگیره. اون بهت میگه: "دوست عزیز، من بیست ساله که این کارمه!"
آدم ممکنه کاری رو بیست سال تموم هم غلط انجام بده...
📗 "بعضیها هیچ وقت نمیفهمند"
✍کورت توخولسکی
@HosseinGaeeni
✅ ما از تجربههامون یاد نمیگیریم، بلکه از تامل در تجربهها یاد میگیریم.
#یادگیری
چگونه میتونیم در تجربههامون تامل داشته باشیم و یاد بگیریم؟
#کوچینگ
نذار اُبهت هیچ آدم خِبرهای تو رو بگیره. اون بهت میگه: "دوست عزیز، من بیست ساله که این کارمه!"
آدم ممکنه کاری رو بیست سال تموم هم غلط انجام بده...
📗 "بعضیها هیچ وقت نمیفهمند"
✍کورت توخولسکی
@HosseinGaeeni
✅ ما از تجربههامون یاد نمیگیریم، بلکه از تامل در تجربهها یاد میگیریم.
#یادگیری
چگونه میتونیم در تجربههامون تامل داشته باشیم و یاد بگیریم؟
#کوچینگ
گفتگو درباره #کتاب "فرشتگان برتر ذات ما" نوشته استیون پینکر و ترجمه مرتضا مردیها
https://www.instagram.com/tv/CNfS1BvAfL3/?igshid=1x06xb3ngnoii
https://www.instagram.com/tv/CNfS1BvAfL3/?igshid=1x06xb3ngnoii
Forwarded from درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرا تو بی سببی نیستی
به راستی صلتِ کدام قصیدهای ای غزل...
کلام از نگاهِ تو شکل میبندد...
نگاه از صدای تو ایمن میشود...
و دلت کبوترِ آشتی ست...
.
تقدیم به شما همراهانِ نازنین...
#شعر_خوانی
#شعر #احمد_شاملو
@HosseinGaeeni
به راستی صلتِ کدام قصیدهای ای غزل...
کلام از نگاهِ تو شکل میبندد...
نگاه از صدای تو ایمن میشود...
و دلت کبوترِ آشتی ست...
.
تقدیم به شما همراهانِ نازنین...
#شعر_خوانی
#شعر #احمد_شاملو
@HosseinGaeeni
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پنجه درافکندهایم با دستهایمان
به جای رها شدن
سنگین سنگین بر دوش میکشیم
بار دیگران را
به جای همراهیکردنشان!
عشق ما نیازمند رهایی است،
نه تصاحب
در راه خویش ایثار باید،
نه انجام وظیفه...
#شعر #مارگوت_بیگل #احمد_شاملو
@HosseinGaeeni
به جای رها شدن
سنگین سنگین بر دوش میکشیم
بار دیگران را
به جای همراهیکردنشان!
عشق ما نیازمند رهایی است،
نه تصاحب
در راه خویش ایثار باید،
نه انجام وظیفه...
#شعر #مارگوت_بیگل #احمد_شاملو
@HosseinGaeeni
✅ چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟
برای پرهیز از انواع عقاید احمقانه ای که نوع بشر مستعد آن است، نیازی به نبوغ فوق بشری نیست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهای ابلهانه بازمیدارد.
اگر موضوع چیزی است که با مشاهده روشن میشود، مشاهده را شخصاً انجام دهید. ارسطو میتوانست از این باور اشتباه که خانمها دندانهای کمتری از آقایان دارند با یک روش ساده پرهیز کند: از خانمش بخواهد که دهانش را باز کند تا دندانهایش را بشمارد. او این کار را نکرد چون فکر میکرد میداند. تصور کردن این که چیزی را میدانید در حالی که در حقیقت آن را نمیدانید، خطای مهلکی است که همهی ما مستعد آن هستیم. من باور دارم که خارپشتها سوسکهای سیاه را میخورند، چون به من این طور گفتهاند؛ اما اگر قرار باشد کتابی درباره عادات خارپشتها بنویسم، تا زمانی که نبینم یک خارپشت از این غذای اشتهاکورکن لذت میبرد، مرتکب چنین اظهار نظری نمیشوم. درهرحال، ارسطو کمتر از من محتاط بود. نویسندگان باستان و قرون وسطا اطلاعات جامعی درباره تکشاخها و سمندرها داشتند. با وجود آن که هیچکدامشان حتا یک مورد از آنها را هم ندیده بودند، یک نفر هم احساس نکرد لازم است از ادعاهای جزمی درباره آنها دست بردارد. اغلب موضوعات از این سادهتر به بوتهی آزمایش درمیآیند. اگر مثل اکثر مردم شما ایمان راسخ پرشوری نسبت به برخی مسائل دارید، روشهایی وجود دارد که میتواند شما را از تعصب خودتان باخبر کند. اگر عقیده مخالف، شما را عصبانی میکند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه میدانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر میکنید، ندارید. اگر کسی مدعی باشد که دو بهعلاوه دو می شود پنج، یا این که ایسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جای عصبانی شدن، احساس دلسوزی میکنید، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آن قدر کم باشد که این حرفها در افکار شما تزلزل ایجاد کند. اغلب بحثهای بسیار تند آنهایی هستند که طرفین درباره موضوع مورد بحث دلایل کافی ندارند. شکنجه در الاهیات به کار میرود، نه در ریاضیات؛ زیرا ریاضیات با علم سر و کار دارد، اما در الاهیات تنها عقیده وجود دارد. بنابراین هنگامی که پی میبرید از تفاوت آرا عصبانی هستید، مراقب باشید؛ احتمالاً با بررسی بیشتر درخواهید یافت که برای باورتان دلایل تضمین کنندهای ندارید.
برای کسانی که قدرت تخیل ذهنی قوی دارند، روش خوبی است که مباحثهای را با شخصی که دیدگاه متفاوتی دارد در ذهن خود تصور کنند. این روش در مقایسه با گفتگوی رودررو یک فایده و تنها یک فایده دارد و آن این که در معرض همان محدودیتهای زمانی و مکانی قرار ندارد.
مهاتما گاندی راه آهن و کشتیهای بخار و ماشینآلات را محکوم میکرد، او دوست میداشت که تمام آثار انقلاب صنعتی را خنثی کند. شما ممکن است هرگز این شانس را نداشته باشید که با شخصی دارای چنین عقایدی روبرو شوید، زیرا در کشورهای غربی اغلب مردم با دستاوردهای فنآوریهای جدید موافقند. اما اگر شما میخواهید مطمئن شوید که در موافقت با چنین باور رایجی بر حق هستید، روش مناسب برای امتحان کردن این است که مباحثهای خیالی را تصور کنید و در نظر بگیرید که اگر گاندی حضور میداشت چه دلایلی را برای نقض نظر دیگران ارائه میداد. من گاهی بر اثر این گونه گفتگوهای خیالی واقعاً نظرم عوض شده است؛ به جز این، بارها دریافتم که با پی بردن به امکان عقلانی بودن مخالفان فرضی، تعصبات و غرورم رو به کاستی میگذارد. نسبت به عقایدی که خودستایی شما را ارضاء میکند، محتاط باشید. از هر ده نفر، نه نفر چه مرد و چه زن قویاً معتقدند که جنسیتشان برتری ویژه ای دارد. دلایل زیادی هم برای هر دو طرف وجود دارد. اگر شما مرد باشید میتوانید نشان دهید که اغلب شعرا و بزرگان علم مرد هستند؛ اگر زن باشید میتوانید پاسخ دهید که اکثر جنایتها هم کار مردان است. این پرسش اساساً حل شدنی نیست، اما خودستایی این واقعیت را از دید بسیاری از مردم پنهان میکند. همه ما، اهل هر جا که باشیم، متقاعد شدهایم که ملت ما برتر از سایر ملتهاست. ما با وجود دانستن این که هر ملتی محاسن و معایب خاص خودش را دارد، معیارهای ارزشیمان را به گونهای تعریف میکنیم که ثابت کنیم ارزشهایمان مهمترین ارزشهای ممکن هستند و معایبمان تقریباً ناچیزند. دراینجا دوباره انسان معقول میپذیرد که با سوآلی روبروست که ظاهراً جواب درستی برای آن وجود ندارد. دشوارتر از آن، این است که بخواهیم مراقب خودستایی بشر به واسطه بشر بودنش باشیم، زیرا ما نمیتوانیم با ذهن غیربشری مباحثه کنیم.
@HosseinGaeeni
👇
برای پرهیز از انواع عقاید احمقانه ای که نوع بشر مستعد آن است، نیازی به نبوغ فوق بشری نیست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهای ابلهانه بازمیدارد.
اگر موضوع چیزی است که با مشاهده روشن میشود، مشاهده را شخصاً انجام دهید. ارسطو میتوانست از این باور اشتباه که خانمها دندانهای کمتری از آقایان دارند با یک روش ساده پرهیز کند: از خانمش بخواهد که دهانش را باز کند تا دندانهایش را بشمارد. او این کار را نکرد چون فکر میکرد میداند. تصور کردن این که چیزی را میدانید در حالی که در حقیقت آن را نمیدانید، خطای مهلکی است که همهی ما مستعد آن هستیم. من باور دارم که خارپشتها سوسکهای سیاه را میخورند، چون به من این طور گفتهاند؛ اما اگر قرار باشد کتابی درباره عادات خارپشتها بنویسم، تا زمانی که نبینم یک خارپشت از این غذای اشتهاکورکن لذت میبرد، مرتکب چنین اظهار نظری نمیشوم. درهرحال، ارسطو کمتر از من محتاط بود. نویسندگان باستان و قرون وسطا اطلاعات جامعی درباره تکشاخها و سمندرها داشتند. با وجود آن که هیچکدامشان حتا یک مورد از آنها را هم ندیده بودند، یک نفر هم احساس نکرد لازم است از ادعاهای جزمی درباره آنها دست بردارد. اغلب موضوعات از این سادهتر به بوتهی آزمایش درمیآیند. اگر مثل اکثر مردم شما ایمان راسخ پرشوری نسبت به برخی مسائل دارید، روشهایی وجود دارد که میتواند شما را از تعصب خودتان باخبر کند. اگر عقیده مخالف، شما را عصبانی میکند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه میدانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر میکنید، ندارید. اگر کسی مدعی باشد که دو بهعلاوه دو می شود پنج، یا این که ایسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جای عصبانی شدن، احساس دلسوزی میکنید، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آن قدر کم باشد که این حرفها در افکار شما تزلزل ایجاد کند. اغلب بحثهای بسیار تند آنهایی هستند که طرفین درباره موضوع مورد بحث دلایل کافی ندارند. شکنجه در الاهیات به کار میرود، نه در ریاضیات؛ زیرا ریاضیات با علم سر و کار دارد، اما در الاهیات تنها عقیده وجود دارد. بنابراین هنگامی که پی میبرید از تفاوت آرا عصبانی هستید، مراقب باشید؛ احتمالاً با بررسی بیشتر درخواهید یافت که برای باورتان دلایل تضمین کنندهای ندارید.
برای کسانی که قدرت تخیل ذهنی قوی دارند، روش خوبی است که مباحثهای را با شخصی که دیدگاه متفاوتی دارد در ذهن خود تصور کنند. این روش در مقایسه با گفتگوی رودررو یک فایده و تنها یک فایده دارد و آن این که در معرض همان محدودیتهای زمانی و مکانی قرار ندارد.
مهاتما گاندی راه آهن و کشتیهای بخار و ماشینآلات را محکوم میکرد، او دوست میداشت که تمام آثار انقلاب صنعتی را خنثی کند. شما ممکن است هرگز این شانس را نداشته باشید که با شخصی دارای چنین عقایدی روبرو شوید، زیرا در کشورهای غربی اغلب مردم با دستاوردهای فنآوریهای جدید موافقند. اما اگر شما میخواهید مطمئن شوید که در موافقت با چنین باور رایجی بر حق هستید، روش مناسب برای امتحان کردن این است که مباحثهای خیالی را تصور کنید و در نظر بگیرید که اگر گاندی حضور میداشت چه دلایلی را برای نقض نظر دیگران ارائه میداد. من گاهی بر اثر این گونه گفتگوهای خیالی واقعاً نظرم عوض شده است؛ به جز این، بارها دریافتم که با پی بردن به امکان عقلانی بودن مخالفان فرضی، تعصبات و غرورم رو به کاستی میگذارد. نسبت به عقایدی که خودستایی شما را ارضاء میکند، محتاط باشید. از هر ده نفر، نه نفر چه مرد و چه زن قویاً معتقدند که جنسیتشان برتری ویژه ای دارد. دلایل زیادی هم برای هر دو طرف وجود دارد. اگر شما مرد باشید میتوانید نشان دهید که اغلب شعرا و بزرگان علم مرد هستند؛ اگر زن باشید میتوانید پاسخ دهید که اکثر جنایتها هم کار مردان است. این پرسش اساساً حل شدنی نیست، اما خودستایی این واقعیت را از دید بسیاری از مردم پنهان میکند. همه ما، اهل هر جا که باشیم، متقاعد شدهایم که ملت ما برتر از سایر ملتهاست. ما با وجود دانستن این که هر ملتی محاسن و معایب خاص خودش را دارد، معیارهای ارزشیمان را به گونهای تعریف میکنیم که ثابت کنیم ارزشهایمان مهمترین ارزشهای ممکن هستند و معایبمان تقریباً ناچیزند. دراینجا دوباره انسان معقول میپذیرد که با سوآلی روبروست که ظاهراً جواب درستی برای آن وجود ندارد. دشوارتر از آن، این است که بخواهیم مراقب خودستایی بشر به واسطه بشر بودنش باشیم، زیرا ما نمیتوانیم با ذهن غیربشری مباحثه کنیم.
@HosseinGaeeni
👇
ادامه:
تنها راهی که من برای برخورد با این نوع خودبینی بشر سراغ دارم، این است که به خاطر داشته باشیم بشر جزء ناچیزی از حیات سیاره کوچکی در گوشه کوچکی از این جهان است و همانطور که میدانیم در دیگر بخشهای کیهان هم ممکن است موجوداتی باشند که نسبت بزرگیشان به ما مثل نسبت بزرگی ما به یک ستاره دریایی است. یک راه مناسب برای این که خودتان را از انواع خاصی از جزمیت خلاص کنید، این است که از عقاید مخالفی که دوستان پیرامونتان دارند آگاه شوید. وقتی که جوان بودم سالهای زیادی را دور از کشورم در فرانسه، آلمان، ایتالیا و ایالات متحده به سر بردم. فکر میکنم این قضیه در کاستن از شدت تعصبات تنگ نظرانهام بسیار مؤثر بوده است. اگر شما نمیتوانید مسافرت کنید، به دنبال کسانی بگردید که دیدگاههایی مخالف شما دارند. روزنامههای احزاب مخالف را بخوانید. اگر آن افراد و روزنامهها به نظرتان دیوانه، فاسد و بدکار میآیند، به یاد داشته باشید که شما هم از نظر آنها همینطور به نظر میرسید. با این وضع هر دو طرف ممکن است بر حق باشید، اما هر دو نمیتوانید بر خطا باشند. این طرز فکر زاینده نوعی احتیاط است.
👤برتراند آرتورویلیام راسل
#یادگیری #تفکر_پرسشگرانه
@HosseinGaeeni
تنها راهی که من برای برخورد با این نوع خودبینی بشر سراغ دارم، این است که به خاطر داشته باشیم بشر جزء ناچیزی از حیات سیاره کوچکی در گوشه کوچکی از این جهان است و همانطور که میدانیم در دیگر بخشهای کیهان هم ممکن است موجوداتی باشند که نسبت بزرگیشان به ما مثل نسبت بزرگی ما به یک ستاره دریایی است. یک راه مناسب برای این که خودتان را از انواع خاصی از جزمیت خلاص کنید، این است که از عقاید مخالفی که دوستان پیرامونتان دارند آگاه شوید. وقتی که جوان بودم سالهای زیادی را دور از کشورم در فرانسه، آلمان، ایتالیا و ایالات متحده به سر بردم. فکر میکنم این قضیه در کاستن از شدت تعصبات تنگ نظرانهام بسیار مؤثر بوده است. اگر شما نمیتوانید مسافرت کنید، به دنبال کسانی بگردید که دیدگاههایی مخالف شما دارند. روزنامههای احزاب مخالف را بخوانید. اگر آن افراد و روزنامهها به نظرتان دیوانه، فاسد و بدکار میآیند، به یاد داشته باشید که شما هم از نظر آنها همینطور به نظر میرسید. با این وضع هر دو طرف ممکن است بر حق باشید، اما هر دو نمیتوانید بر خطا باشند. این طرز فکر زاینده نوعی احتیاط است.
👤برتراند آرتورویلیام راسل
#یادگیری #تفکر_پرسشگرانه
@HosseinGaeeni
📚در کوچه باغ #کتاب
✅ زندگی کردن با تمام وجود
زندگی کردن با تمام وجود یعنی اینکه از موضع ارزشمندی با زندگی درگیر شویم؛ یعنی همگام با پرورش شجاعت، شفقت و پیوند، صبح هنگام که از خواب بیدار میشویم با خود بگوییم مهم نیست چه کاری انجام میدهم و چه مقدار کار انجام نشده روی زمین میماند.
در هر صورت من کافی هستم.
یعنی اینکه شب هنگام که به رختخواب میرویم با خود بگوییم: بله، من ناقص آسیب پذیر و گاه نگران هستم، اما هیچیک از اینها این حقیقت را تغییر نمیدهند که من شجاع هم هستم و ارزش آن را دارم که عشق و احساس تعلق را تجربه کنم.
📗 موهبت کامل نبودن: رها کردن خود آرمانی و پذیرش خود واقعی / ✍ برنی براون
@HosseinGaeeni
✅ زندگی کردن با تمام وجود
زندگی کردن با تمام وجود یعنی اینکه از موضع ارزشمندی با زندگی درگیر شویم؛ یعنی همگام با پرورش شجاعت، شفقت و پیوند، صبح هنگام که از خواب بیدار میشویم با خود بگوییم مهم نیست چه کاری انجام میدهم و چه مقدار کار انجام نشده روی زمین میماند.
در هر صورت من کافی هستم.
یعنی اینکه شب هنگام که به رختخواب میرویم با خود بگوییم: بله، من ناقص آسیب پذیر و گاه نگران هستم، اما هیچیک از اینها این حقیقت را تغییر نمیدهند که من شجاع هم هستم و ارزش آن را دارم که عشق و احساس تعلق را تجربه کنم.
📗 موهبت کامل نبودن: رها کردن خود آرمانی و پذیرش خود واقعی / ✍ برنی براون
@HosseinGaeeni
📚📖 در کوچه باغ #کتاب
آدمی که نمیخواند، یا کم میخواند، یا فقط پرت و پلا میخواند، بیگمان اختلالی در بیان خواهد داشت. این آدم بسیار حرف میزند، اما اندک میگوید؛ زیرا واژگانش برای بیان آنچه در دل دارد، بسنده نیست. اما مسئله تنها محدودیت کلامی نیست؛ محدودیت فکر و تخیّل نیز در میان است. مسئله، مسئلهی فقر تفکّر نیز هست؛ چرا که افکار و مفاهیم - که ما به واسطهی آنها به رمز و راز وضعیت خود پی میبریم - جدا از کلمات وجود ندارند. ما سخن گفتن درست، پر مغز، سنجیده و زیرکانه را از ادبیات و تنها از ادبیات خوب میآموزیم!
@HosseinGaeeni
📙📘📗چرا ادبیات/ 👤 ماریو بارگاس یوسا / عبداله کوثری
آدمی که نمیخواند، یا کم میخواند، یا فقط پرت و پلا میخواند، بیگمان اختلالی در بیان خواهد داشت. این آدم بسیار حرف میزند، اما اندک میگوید؛ زیرا واژگانش برای بیان آنچه در دل دارد، بسنده نیست. اما مسئله تنها محدودیت کلامی نیست؛ محدودیت فکر و تخیّل نیز در میان است. مسئله، مسئلهی فقر تفکّر نیز هست؛ چرا که افکار و مفاهیم - که ما به واسطهی آنها به رمز و راز وضعیت خود پی میبریم - جدا از کلمات وجود ندارند. ما سخن گفتن درست، پر مغز، سنجیده و زیرکانه را از ادبیات و تنها از ادبیات خوب میآموزیم!
@HosseinGaeeni
📙📘📗چرا ادبیات/ 👤 ماریو بارگاس یوسا / عبداله کوثری
در ابتدای هر راه و به هنگام نوپایی بر #یادگیری و آموختن تمرکز کنید و نه کسب درآمد... به مرور که حرفهای شُدید و عملکردتان به سطح کیفی مطلوبی رسید، درآمد خود به خود از راه میرسد...
#گزین_گویه از رابرت کیوساکی
@HosseinGaeeni
#گزین_گویه از رابرت کیوساکی
@HosseinGaeeni
من از فرایند یادگیری لذت میبرم.
وقتی در سالهای پایینی دهه هفتاد (حدود بیست و دو سال پیش) کارم رو در صنعت خودرو شروع کردم یکی از مدیران اون سازمان که سابقه آشنایی قبلی با من داشت در همون روزهای اول به من گفت:
"مدرک مهندسی مکانیک دانشگاه تهران رو فراموش کن! تازه از همین الان مسیر یاد گرفتنات شروع شده. هر چه قدر میتونی این روزها کنجکاو باش و شاگردی کن! یادت باشه که چیزی بلد نیستی و لازمه یاد بگیری!"
همون موقع از صمیم قلب سرشار سپاس از ایشون شدم و گفتم: چه پیشنهاد به هنگامی! 👌
یادمه تابستان سالی هم که لیسانس مهندسی مکانیک رو گرفته بودم حس کردم نیاز به یادگیری بیشتر دارم و در یک تعمیرگاه خودرو مشغول شاگردی شدم. جالب اینکه برای اینکه من رو اونجا بپذیرند مجبور شدم بگم دیپلم دارم و داشتن مدرک مهندسی رو پنهان کنم! 🤔
دو سال پیش هم پس از چند سال کار کردن در حوزه کوچینگ، دوباره در یک دوره حرفهای کوچینگ شرکت کردم. اعتراف میکنم که روزهای اول برایم به سختی گذشت (بسیار سخت!). اما یاد گرفتم که چطور پیشفرضهای ناکارآمد قبلی رو کنار بگذارم، ظرف یادگیری خودم رو خالی کنم و دوباره یاد بگیرم. (#پادیادگیری)
...
به مرور یاد گرفتم که حتا بعد از گرفتن بالاترین مدرکهای آکادمیک و تحصیلی، از روزی که کاری رو شروع میکنی یک شاگرد تازه کار هستی که لازم است فروتنانه و مشتاقانه یاد بگیری.
به مرور یاد گرفتم که حتا وقتی سالها سابقه و تجربه کاری در حوزهای داری، وقتی مسیر شغلیات رو تغییر میدهی، دوباره فرایند یادگیری و شاگردی از اول شروع میشود.
(پیشنهاد رابرت کیوساکی در پستِ پیشین)
به مرور یاد گرفتم داشتن مدرک دکتری و مهندسی و عنوانهایی مانند "استاد" یکی از بزرگترین موانع یادگیری است. وقتی همه بهت میگن "استاد" ناخودآگاه این حس در تو ایجاد میشه که "من میدانم" و نیاز به یادگیری رو انکار میکنی.
مگر نه اینکه هر کسی نامی دارد. و خوشتر آن است که به جای عنوانهای قراردادی دکتر، مهندس، استاد یا... نامش را صدا بزنند؟
من را هم به نام کوچکم صدا بزن تا بتوانم در کنار تو بیشتر یاد بگیرم. و بیشتر لذت ببرم. ☺🙏
#یادگیری #توسعه_فردی
@HosseinGaeeni
وقتی در سالهای پایینی دهه هفتاد (حدود بیست و دو سال پیش) کارم رو در صنعت خودرو شروع کردم یکی از مدیران اون سازمان که سابقه آشنایی قبلی با من داشت در همون روزهای اول به من گفت:
"مدرک مهندسی مکانیک دانشگاه تهران رو فراموش کن! تازه از همین الان مسیر یاد گرفتنات شروع شده. هر چه قدر میتونی این روزها کنجکاو باش و شاگردی کن! یادت باشه که چیزی بلد نیستی و لازمه یاد بگیری!"
همون موقع از صمیم قلب سرشار سپاس از ایشون شدم و گفتم: چه پیشنهاد به هنگامی! 👌
یادمه تابستان سالی هم که لیسانس مهندسی مکانیک رو گرفته بودم حس کردم نیاز به یادگیری بیشتر دارم و در یک تعمیرگاه خودرو مشغول شاگردی شدم. جالب اینکه برای اینکه من رو اونجا بپذیرند مجبور شدم بگم دیپلم دارم و داشتن مدرک مهندسی رو پنهان کنم! 🤔
دو سال پیش هم پس از چند سال کار کردن در حوزه کوچینگ، دوباره در یک دوره حرفهای کوچینگ شرکت کردم. اعتراف میکنم که روزهای اول برایم به سختی گذشت (بسیار سخت!). اما یاد گرفتم که چطور پیشفرضهای ناکارآمد قبلی رو کنار بگذارم، ظرف یادگیری خودم رو خالی کنم و دوباره یاد بگیرم. (#پادیادگیری)
...
به مرور یاد گرفتم که حتا بعد از گرفتن بالاترین مدرکهای آکادمیک و تحصیلی، از روزی که کاری رو شروع میکنی یک شاگرد تازه کار هستی که لازم است فروتنانه و مشتاقانه یاد بگیری.
به مرور یاد گرفتم که حتا وقتی سالها سابقه و تجربه کاری در حوزهای داری، وقتی مسیر شغلیات رو تغییر میدهی، دوباره فرایند یادگیری و شاگردی از اول شروع میشود.
(پیشنهاد رابرت کیوساکی در پستِ پیشین)
به مرور یاد گرفتم داشتن مدرک دکتری و مهندسی و عنوانهایی مانند "استاد" یکی از بزرگترین موانع یادگیری است. وقتی همه بهت میگن "استاد" ناخودآگاه این حس در تو ایجاد میشه که "من میدانم" و نیاز به یادگیری رو انکار میکنی.
مگر نه اینکه هر کسی نامی دارد. و خوشتر آن است که به جای عنوانهای قراردادی دکتر، مهندس، استاد یا... نامش را صدا بزنند؟
من را هم به نام کوچکم صدا بزن تا بتوانم در کنار تو بیشتر یاد بگیرم. و بیشتر لذت ببرم. ☺🙏
#یادگیری #توسعه_فردی
@HosseinGaeeni
همیشه فکر میکردم اگه کسب و کار خودم را داشته باشم دیگه زمان کاریام دست خودمه. اما حالا متوجه شدم این پیشفرض خیلی درست نبود. وقتی کارمند بودم زمانبندی زندگیام مشخصتر بود. آخر هفته تعطیل بودم و این یک قانون ثابت بود. اما الان تعطیلی خیلی معنا نداره.
یه چیزای دیگهای هم هست: وقتی کسب و کار خودت رو شروع میکنی خیلی تضمینی نیست که مثلا آخر این ماه مقدار مشخصی درآمد داشته باشی، ولی در کارمندی خیالت راحته که پایان هر ماه مقدار مشخصی حقوق میگیری و میتونی برای ماههای آیندهات هم برنامهریزی مالی داشته باشی.
در کارآفرینی به دلیل شرایط ابهام و عدم قطعیت، استرسهای خیلی بیشتری رو تجربه میکنی و برای انواع تصمیمگیریها لازمه ریسک بالاتری رو تحمل کنی.
چقدر آماده مواجهه با این واقعیتها هستم؟ 🤔
چقدر مدل ذهنی و ارزشهای شخصی من با این شرایط همسو است؟
در این سالها تبِ کارآفرین شدن خیلی بالا گرفته، رسانههای ارتباطی از تلویزیون گرفته تا روزنامهها و مجلات با برنامههای مختلف، افراد جامعه و به خصوص جوانان رو به کارآفرینی دعوت میکنند.
در اغلب سمینارها و سخنرانیهای انگیزشی، راهاندازی کسب و کار شخصی و کارآفرینی به شدت تشویق میشه.
یکی از مسئلهها و دغدغههای بسیاری از مراجعان من در جلسههای کوچینگ مسیر شغلی نیز همین است:
"آیا کسب و کار شخصی خودم را شروع کنم؟"
ولی آیا واقعا همه باید کارآفرین بشن؟ آیا کسی نباید کارمند باشه؟ آیا کارمندی بد است و کارآفرینی خوب؟
یکی از دستاوردهای فرایند کوچینگ شناخت بیشتر خودمان است. برخی افراد متوجه میشن که گویا مسیر راهاندازی کسب و کار شخصی خیلی با ارزشها و روحیات و مدل ذهنی آنها همسو نیست و این آگاهی بهشون کمک میکنه تا تصمیم مناسبتری بگیرند.
در کارگاه "برنامهریزی توسعه فردی و کوچینگ مسیر شغلی" نیز یکی از ابزارهای خودارزیابی، پرسشنامه ترجیحات شغلی است. و دوستانی که ترجیح "امنیت و ثبات" براشون در این پرسشنامه امتیاز بالایی دارد متوجه میشوند که شاید مسیر کارمندی برایشان مناسبتر باشد.
خلاصه اینکه قرار نیست همه کسب و کار شخصی خودشون رو راهاندازی کنند.
این که همه رو به این فضا دعوت کنیم و نسخه یکسان برای همه بپیچیم میتونه اثرات ناخوشایندی داشته باشه.
خوبه که قبل از ورود به فضای کارآفرینی، با ارزیابی واقعی از سختیها و چالشهای این مسیر و همچنین با شناخت بهتر ارزشها، علاقمندیها و توانمندیهای خودمون تصمیم مناسبی بگیریم.
برای شما کدوم مسیر مناسبتره؟ تجربهای دارید؟
#کوچینگ #توسعه_فردی #مهارت_نرم
@HosseinGaeeni
یه چیزای دیگهای هم هست: وقتی کسب و کار خودت رو شروع میکنی خیلی تضمینی نیست که مثلا آخر این ماه مقدار مشخصی درآمد داشته باشی، ولی در کارمندی خیالت راحته که پایان هر ماه مقدار مشخصی حقوق میگیری و میتونی برای ماههای آیندهات هم برنامهریزی مالی داشته باشی.
در کارآفرینی به دلیل شرایط ابهام و عدم قطعیت، استرسهای خیلی بیشتری رو تجربه میکنی و برای انواع تصمیمگیریها لازمه ریسک بالاتری رو تحمل کنی.
چقدر آماده مواجهه با این واقعیتها هستم؟ 🤔
چقدر مدل ذهنی و ارزشهای شخصی من با این شرایط همسو است؟
در این سالها تبِ کارآفرین شدن خیلی بالا گرفته، رسانههای ارتباطی از تلویزیون گرفته تا روزنامهها و مجلات با برنامههای مختلف، افراد جامعه و به خصوص جوانان رو به کارآفرینی دعوت میکنند.
در اغلب سمینارها و سخنرانیهای انگیزشی، راهاندازی کسب و کار شخصی و کارآفرینی به شدت تشویق میشه.
یکی از مسئلهها و دغدغههای بسیاری از مراجعان من در جلسههای کوچینگ مسیر شغلی نیز همین است:
"آیا کسب و کار شخصی خودم را شروع کنم؟"
ولی آیا واقعا همه باید کارآفرین بشن؟ آیا کسی نباید کارمند باشه؟ آیا کارمندی بد است و کارآفرینی خوب؟
یکی از دستاوردهای فرایند کوچینگ شناخت بیشتر خودمان است. برخی افراد متوجه میشن که گویا مسیر راهاندازی کسب و کار شخصی خیلی با ارزشها و روحیات و مدل ذهنی آنها همسو نیست و این آگاهی بهشون کمک میکنه تا تصمیم مناسبتری بگیرند.
در کارگاه "برنامهریزی توسعه فردی و کوچینگ مسیر شغلی" نیز یکی از ابزارهای خودارزیابی، پرسشنامه ترجیحات شغلی است. و دوستانی که ترجیح "امنیت و ثبات" براشون در این پرسشنامه امتیاز بالایی دارد متوجه میشوند که شاید مسیر کارمندی برایشان مناسبتر باشد.
خلاصه اینکه قرار نیست همه کسب و کار شخصی خودشون رو راهاندازی کنند.
این که همه رو به این فضا دعوت کنیم و نسخه یکسان برای همه بپیچیم میتونه اثرات ناخوشایندی داشته باشه.
خوبه که قبل از ورود به فضای کارآفرینی، با ارزیابی واقعی از سختیها و چالشهای این مسیر و همچنین با شناخت بهتر ارزشها، علاقمندیها و توانمندیهای خودمون تصمیم مناسبی بگیریم.
برای شما کدوم مسیر مناسبتره؟ تجربهای دارید؟
#کوچینگ #توسعه_فردی #مهارت_نرم
@HosseinGaeeni