درنگِ پرسش‌گرانه | حسین گائینی
1.34K subscribers
407 photos
171 videos
28 files
222 links
gaeeni.com
همراه و شریک فکری مدیران عامل
کوچ-منتور مدیران ارشد و اعضای هیئت مدیره
مربی و تسهیلگر مهارت‌های نرم و ارتباطی
مدرس و منتور مهارت‌های کوچینگ
مدرس کارگاه‌ مدیر در نقش کوچ
@hosseingn
Linkedin.com/in/hosseingaeeni
سامانه انتخاب کوچ 👇
bakicoach.ir
Download Telegram
📚 در کوچه باغ #کتاب

آزادی مترادف با هستی آدمی است، نمی‌‌شود آزادی را کشت و انسان را زنده نگه داشت.
خیرِ آدمی در گرو آزادی است، از این رو همه‌ی کسانی که تعیین آزادی را به از پیش تعیین کردن خیرِ آدمی، آن هم به وسیله‌ی خودشان موکول کرده‌اند، دیکتاتورها یا دیکتاتورچه‌ هایی هستند که زندگی را به مرگ می‌‌سپارند، آدمی را برای مرگ می‌‌خواهند نه برای زندگی.

📗 "زاده‌ی اضطراب جهان" / "محمد مختاری"
@HosseinGaeeni
👍1
- به نظرت مسئله‌ی اصلی چیست؟
به نظرم ما به عنوان میراث‌دار یک فرهنگِ قدیمی نتوانسته‌‌ایم مواجهه مناسبی با دنیای جدید داشته باشیم.
- به چه دلیلی؟
این دنیای جدید و ناشناخته با سرعت و مهارتی باور نکردنی پدیده‌های تازه و متنوعی را از آستین درمی‌آورد و این سرعت پیشرفت طبیعتا ترسناک و خطرناک به نظر می‌رسد.

- چه چیزی در این دنیای جدید ترسناک است؟

دنیای مدرن پیشرفت و تحولش را مدیون پدیده‌ای است که مقبول‌ترین نام برای آن «کاپیتالیسم» است. این «جامعه‌ی کاپیتالیستی» در درون خود هر روز مخالفان و دشمنان بیش‌تری پیدا کرده که یک به یک در طول تاریخ این جامعه سر برآورده‌اند:
اول جریان‌های تندروی مذهبی، سپس سوسیالیست‌ها و اوج آن‌ها مارکسیسم بود و در نهایت پس از جنگ جهانی اول نوبت به فاشیسم رسید و هر یک از منظر خود به ستیز با لیبرال‌ـ‌کاپیتالیسم برخاستند. پس کاپیتالیسم در درون جامعه‌ای که خود آن را ساخته بود، مخالفان سرسخت و سازش‌ناپذیری داشت.

و اما حکایتِ ترسِ ما:
به نظر می‌رسد روانِ جمعیِ ما ایرانیان نتوانسته است در مواجهه با نظام لیبرال‌ـ‌کاپیتالیستی ارزیابی غیر احساسی و معقولی انجام دهد. هر چه جلوتر آمدیم بیش‌تر دچار دریافت‌هایی همراه با هیجان و خودفریبی شدیم.
و از سویی دستگاه فکری و نظری مناسب و کارآمدی هم برای شناخت و سنجش دنیای مدرن نداریم. به ناچار باید از همان‌ها که قرار بود بشناسیمشان دستگاه نظری را نیز وام می‌گرفتیم. زیرِ بارِ اقساط نظریِ این وام، سرگیجه‌ و ترس ما دوچندان شد.

- این ترس چه نتیجه‌ای برای ما داشت؟
در سایه‌ی این ترس، نخبگان و روشنفکران فرصت شناخت نظام کاپیتالیستی را از خودشان و جامعه‌ی ما گرفتند.
(مانند سوارِ اسبی چموش که به دلیلِ حرکت‌های سریع اسب، تواناییِ تفکر سنجشگرانه را از دست می‌دهد).
ما سازوکار نظام کاپیتالیستی را نشناختیم و اصلاً فرصت نکردیم بفهمیم این سیستم چگونه کار می‌کند و چرا جایگزین‌هایش ناکارآمد یا بدکارکرد خواهند بود.

- و واکنشِ ما چه بود؟
راحت‌ترین راه در این شرایطِ ابهام و این دنیای سرسام‌آور پناه بردن به دامان ایدئولوژی‌ها بود، زیرا آسان و سریع پاسخ پرسش‌های پیچید‌ی ما را به گونه‌ای همه‌فهم می‌دادند.
- نتیجه چه شد؟
گرهی بر گره‌های پیشین افتاد و این کلافِ سردرگم کورتر شد. و به جایی رسیدیم که می‌بینید.

- خب الان ما در مقام شهروند چه می‌توانیم انجام بدهیم؟
با تفکر پرسشگرانه و نگاهی انتقادی به دانسته‌های قبلی خود بنگریم و آموخته‌های ناکارآمد پیشین را کنار بگذاریم.
و بعد با ذهنی باز و بدون جهت‌گیری و پیش‌فرض‌های متعصبانه، برای شناخت دقیق و درست لیبرالیسم تلاش کنیم. یکی از مقدمات این شناخت، مواجهه مناسب با خشم‌، ترس‌ یا نفرت‌مان نسبت به این موضوع است.
ما برای آشنایی با لیبرالیسم و کاپیتالیسم یک قرن عقبیم. ما پیش از آن‌که کاپیتالیسم را بشناسیم از آن متنفر شدیم و با تنفر فرصت شناخت دقیق را از خود گرفتیم. فکر کردیم «کاپیتالیسم» یعنی «پولدارتر شدن پولدارها» و نمی‌دانستیم کاپیتالیسم اتفاقاً با پولدارها بی‌رحمانه برخورد می‌کند و بساط مفت‌خوری پولدارهای بی‌عار را جمع می‌کند.

- خب؟

فکر می‌کنم ما فرصت شناخت نظام سرمایه‌داری را به خود ندادیم. هیچ موقع به خودمان فرصت ندادیم دریابیم کاپیتالیسم چگونه می‌تواند باعث بهروزی عموم مردم شود.

و البته با تأکید بر اینکه شناخت کاپیتالیسم لیبرالیستی و تأکید بر کارکردهای مثبت و مفید آن هرگز به این معنا نیست که ضعف‌ها و عیب‌های آن را انکار کنیم، بلکه مسئله این است که در حال حاضر کارآمدترین و ایمن‌ترین نظم اجتماعی است.
در ضمن لیبرالیسم با هیچ دین، آیین و فرهنگی هم ناسازگار نیست.
لیبرالیسم می‌خواهد فقط یک چیز به انسان‌ها بدهد: تکامل صلح آمیز و بی اختلال رفاه مادی برای همه تا از این طریق عوامل بیرونی درد و رنج را تا حدی که اصلا در قدرت نهادهای اجتماعی است، از انسان‌ها دور نگه دارد. هدفش کاستن از رنج و افزودن بر شادی است.
و اینکه لیبرالیسم در خدمت همه است، اما در خدمت هیچ منفعتِ ویژه‌ای نیست.

- و در انتها پیشنهادی برای خواندن؟
📗 #کتاب "لیبرالیسم"
نوشته: فون میزِس
ترجمه: مهدی تدینی
@HosseinGaeeni
#تفکر_پرسشگرانه
درنگِ پرسش‌گرانه | حسین گائینی
- به نظرت مسئله‌ی اصلی چیست؟ به نظرم ما به عنوان میراث‌دار یک فرهنگِ قدیمی نتوانسته‌‌ایم مواجهه مناسبی با دنیای جدید داشته باشیم. - به چه دلیلی؟ این دنیای جدید و ناشناخته با سرعت و مهارتی باور نکردنی پدیده‌های تازه و متنوعی را از آستین درمی‌آورد و این سرعت…
در تکمیل پستِ پیشین، نمونه‌ای از مطالبِ این کتاب را اینجا با شما به اشتراک می‌گذارم.

در این مطلب لودویگ فون میزِس، اقتصاددان اتریشی و نویسنده کتاب "لیبرالیسم" صد سال پیش دقیق توضیح داده بود که مداخله‌ی دولت در بازار با هدف بهبود عرضه‌ی آن دور باطل بی‌پایانی است که هم تولیدکننده و هم مصرف‌کننده را از نفس می‌اندازد و در نهایت منجر به حذف آن کالا از بازار می‌شود!
(مثال ملموس برای درک این مسئله:
موضوع مرغ در امروزِ ایران)

«اگر قیمت پایین‌تری [از سطح طبیعی بازار] از سوی حاکمیت امر شود، عواید حاصل‌شده [از تولید] کم‌تر از هزینه‌ها خواهد بود. از این رو تاجران و تولیدکنندگان... از فروش صرف‌نظر می‌کنند تا آن کالا را برای زمان‌های مساعدتری حفظ کنند؛ برای مثال با این انتظار که آن دستور دولتی لغو شود. از این رو، مقام مداخله‌گر اگر می‌خواهد پیامد دستورش این نباشد که آن کالا کلاً از بازار محو شود، نمی‌تواند فقط به تعیین قیمت بسنده کند، بلکه باید دستور دهد همۀ انبارهای موجود به قیمت مصوب فروخته شود.

اما این نیز کفایت نمی‌کند. عرضه و تقاضا باید همدیگر را طبق قیمت ایدئال بازار [یعنی طبق قیمت تعیین‌شده در بازای محدودنشده] پوشش داده باشد. اکنون وقتی با دستور دولت قیمتی پایین‌تر تعیین می‌شود، تقاضا افزایش پیدا می‌کند، در حالی که در عرضه تغییری ایجاد نشده است. ذخیره‌های موجود برای تأمین همۀ کسانی که آماده‌اند قیمت مصوب را پرداخت کنند، کفایت نمی‌کند. بخشی از تقاضا تأمین‌نشده خواهد ماند. سازوکار بازار که در حالت عادی با تغییر سطح قیمت عرضه و تقاضا را پوشش می‌دهد، در این‌جا دیگر کار نمی‌کند. اکنون کسانی که حاضر بودند قیمت مصوب دولتی را پرداخت کنند، باید دست خالی از بازار برگردند. کسانی که زودتر در محل حاضر بودند یا می‌دانستند چگونه از روابطی شخصی با فروشندگان استفاده کنند، کل ذخیرۀ موجود را به دست آورده‌اند. سر دیگران هم بی‌کلاه مانده است. پس مقام مداخله‌گر اگر می‌خواهد از چنین پیامدی... جلوگیری کند، علاوه بر تعیین قیمت دستوری و اجبار به فروش، جیره‌بندی آن کالا را نیز باید در دستور کار قرار دهد. طبق دستوری دولتی باید تعیین شود چه مقدار کالا مجاز است به هر یک از متقاضیان به قیمت مصوب فروخته شود.

اما اگر در لحظۀ مداخلۀ دولت ذخایر موجود تمام شود، مشکل بسیار دشوارتری پیش می‌آید. از آن‌جا که تولید با فروش به قیمت مصوب دولت دیگر سودده نیست، تولید یا محدود یا کلاً متوقف می‌شود. دولت اگر می‌خواهد ترتیبی دهد که تولید ادامه یابد، باید تولیدکنندگان را ملزم به تولید کند و برای این مقصود باید قیمت‌های مواد خام، قیمت محصولات نیمه‌آماده و دستمزدهای کار(گران) را هم تعیین کند. این دستورات هم نباید صرفاً به یک یا چند شاخۀ تولید محدود بماند... بلکه باید همۀ شاخه‌های تولید را دربرگیرد، باید قیمت همۀ کالاها و همۀ دستمزدهای کار، رفتار همۀ شرکتداران، سرمایه‌داران، زمینداران و کارگران را تنظیم کند. اگر دولت برخی شاخه‌های تولید را آزاد بگذارد، سرمایه و کار به سوی آن‌ها سرازیر می‌شود و هدفی که دولت با نخستین مداخلۀ خود می‌خواست به دست آورد، محقق نخواهد شد. مقامات مداخله‌گر اتفاقاً می‌خواهند آن شاخۀ تولید که به دلیل اهمیت محصولاتش قواعد ویژه‌ای برایش تنظیم کرده‌اند، پرجنب‌وجوش باشد. این کاملاً در تضاد با نیت آن‌هاست که اتفاقاً همان شاخه دچار اهمال شود.

بنابراین آشکارا می‌بینیم که مداخلۀ انجام‌شده از سوی دولت در چرخ‌ودندۀ نظام اقتصادیِ مبتنی بر مالکیت خصوصی به هدفی که مداخله‌گران می‌خواهند دست نمی‌یابد. این مداخله... نه تنها بیهوده است، اثر معکوس هم در پی دارد، زیرا به «آفتی» که از این رهگذر قرار بود مهار شود، دامن می‌زند. پیش از آن‌که قیمت دستوری صادر شود، این کالا ــ به باور مقامات ــ بیش از حد گران بود، اما اکنون کلاً از بازار محو می‌شود!»
📚 #کتاب "لیبرالیسم"/ ✍ فون بیزِس
@HosseinGaeeni
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎧 بشنوید

چه بی‌تابانه تو را طلب می‌کنم!
...
بی‌نجوای انگشتانت
فقط. ــ
و جهان از هر سلامی خالی‌ست.

#شعر و صدای شاملو
@HosseinGaeeni
وقتی این روزها، رویدادهایی بیش از حالت معمول پیش پای شما می‌گذارد، چه واکنشی نشان می‌دهید؟
شاید خویشاوند نزدیکی دارید که بیمار شده و برای انجام کارهای خانه به کمک شما نیاز دارد.
همین حالا هم کلی برنامه‌ی عقب‌افتاده دارید که شرایط پاندمی دست شما را بسته‌اند.
آیا فکر می‌کنید که از عهده‌ی آن بر می‌آیید، یا این کار بیش از پیش شما را زیر فشار قرار می‌دهد؟

اگر این موقعیت فوری و اضطراری باشد، چطور؟ شاید همان خویشاوند شرایطش به گونه‌ای است که لازم است فورا به بیمارستان‌ منتقل شود. حالا هیچ چاره‌ای ندارید و باید برنامه‌های قبلی را کنار بگذارید.
به هر روی، آیا راهی برای سبک و سنگین کردن برنامه‌ها پیدا می‌کنید و جلسه یا هر کار لازم دیگری را تغییر زمان می‌دهید؟
یا وحشت‌زده و باشتاب، و ناتوان از هر گونه اقدام منطقی، راهی بیمارستان می‌شوید؟

✅ پیشنهاد می‌کنم این نوشتار را در این پیوند بخوانید:
"جدیدترین شیوه‌ی بهره‌گیری از هوش هیجانی"
http://gaeeni.com/hoosh-hayajani/
#مهارت_نرم #کوچینگ #توسعه_فردی
@HosseinGaeeni
هر وقت از کسی می‌پرسم که «چه خبرها؟»، با چیزی شبیه به این جواب می‌دهد که: «پرمشغله، اما خوب». چیزهای فراوانی هستند که توجه ما را به خود معطوف می‌کنند، از تبلیغاتی که در شبکه‌های اجتماعی می‌آیند تا تماس‌های کاری و فعالیت‌های خانوادگی. اگرچه خوب آگاهم که همه‌مان به طور نسبی یا کامل تعهداتی بیش از توانمان برعهده داریم، که خودم هم مستثنا نیستم، گاهی در پایان بعضی روزها به این فکر می‌کنم که: «اصلاً نمی‌دانم روزم چطور گذشت» یا «هیچ کدام از کارهای فهرست‌شده‌ام را انجام نداده‌ام» یا «احساس می‌کنم هیچ پیشرفتی نداشتم». این مسیر باعث شد به فکر شیوه‌هایی برای تعریفِ بهتر پیشرفت بیافتم. برای ساختن این ذهنیت جدید، سه سؤال از خودم پرسیدم و نتیجه این شد که فهمیدم میان گذراندن زمانم و آنچه از عهده‌اش برمی‌آیم تفاوت زیادی وجود دارد. حالا، به جای اینکه از خودم بپرسم: «زمانم کجا رفت؟» می‌پرسم: «برای انجام کارهایت از کجا زمان می‌آوری؟»

✅ پیشنهاد می‌کنم متن کامل این نوشتار را بخوانید:
۳ پرسشی که ذهنیت شما را از "پرمشغله" به
"استراتژیک" تغییر می‌دهد.
http://gaeeni.com/se-porsesh-zehni/
#کوچینگ #مهارت_نرم
@HosseinGaeeni
📗 در کوچه باغ #کتاب
انقلاب علمی و اندیشه‌ی ترقی از راه رسید. پایه و اساس اندیشه‌ی ترقی این عقیده است که اگر نادانی خود را بپذیریم و منابعی را صرف تحقیق کنیم اوضاع بهتر خواهد شد. این اندیشه خیلی زود به زبان اقتصادی ترجمه شد. کسی که به ترقی باور داشته باشد اعتقاد دارد که اکتشافات جغرافیایی، اختراعات تکنولوژیک و تحول در شیوه‌های سازماندهی می‌توانند مجموع تولیدات و بازرگانی و ثروت انسان را افزایش دهند. مسیرهای تجاری نوینی می‌توانستند در اقیانوس اطلس گشوده شوند، بدون آنکه راه‌های قدیمی اقیانوس هند را از بین ببرند. کالاهای جدیدی می‌توانستند تولید شوند، بدون آنکه تولیدات قدیمی را کاهش دهند. مثلاً فردی می‌توانست یک نانوایی جدید باز کند که در تولید کیک شکلاتی تخصص داشته باشد، بدون آنکه نانوایی‌هایی را که در پختن نان تخصص دارند ورشکست کند. هر کسی به‌راحتی می‌تواند ذوق و ذائقه‌ی جدید پیدا کند و بیشتر بخورد. من می‌توانم ثروتمند شوم بدون آنکه شما فقیر شوید؛ من می‌توانم فربه شوم بدون آنکه شما از گرسنگی بمیرید. کیک جهانی می‌تواند بزرگتر شود.

📚 انسان خردمند: تاریخ مختصر بشر
✍ یووال نوح هراری
@HosseinGaeeni
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ چرا بهتر است به جای اهداف، ترس‌های خود را تعریف و تنظیم کنیم؟
@HosseinGaeeni
TED talk
در زندگی معمولا از انتخاب‌های دشوار می‌ترسیم، اما اغلب همان چیزی است که به آن نیاز داریم و باید انجامش دهیم.
#کوچینگ
✅ یادگیری با رویکرد ۳×۳×۳

آنچه باعث می‌شود اغلب ما چیزی نو بیاموزیم کنجکاوی و میل به رشد است. البته تبدیل این میل به توانمندی‌های جدید نیازمند داشتن برنامه است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد برای تداوم یادگیری در تمام طول زندگی فردی و حرفه‌ای خود ضروری است که طرز فکر صحیح و نیز مهارت‌های صحیح را همزمان پرورش دهیم. تعیین اهداف توسعه‌ای کوچک و شفاف یکی از پنج شیوه‌ی اصلی برای نوآموزان جدی است و همچون یک نقطه‌ی اتکا برای جست‌وجوی فرصت‌های جدید برای یادگیری و بهره‌گیری از آن‌ها عمل می‌کند.
چگونه می‌توان این توصیه را به بهترین نحو ممکن به مرحله‌ی اجرا درآورد. اغلب اوقات، اهداف تعیین‌شده به اهداف تحقق‌نیافته تبدیل می‌شوند. تجربه به ما می‌گوید که مؤثرترین استراتژیِ دستیابی به اهدافِ یادگیری مستلزم سه مؤلفه‌ی کلیدی است...

متن کامل نوشته را اینجا بخوانید: 👇
http://gaeeni.com/roykard3x3x3/

@HosseinGaeeni
#یادگیری #مهارت_نرم
📚 در کوچه باغ #کتاب

باید از خود بپرسیم آیا می‌خواهیم در بحث پیروز شویم یا می‌خواهیم در پی حقیقت برآییم؟ آیا اگر شواهد به‌قدر کافی قانع‌کننده بود، آماده‌ی آن هستیم که دیدگاه‌های خود را #تغییر دهیم؟ و آیا در ذهن خود، به روش سقراطی، «جایی هم برای دیگری» باز می‌کنیم؟ اول از همه باید گوش دهیم. ما غالبا در یک بحث و مجادله تنها به این منظور به دیگران گوش می‌دهیم که سخنان آن‌ها را تحریف کرده و از آن‌ها به نفع خودمان استفاده کنیم. گوش دادن حقیقی چیزی بیش از #شنیدن کلماتی است که به زبان می‌آیند. ما باید از پیام زیرین کلام نیز آگاهی یابیم و چیزی را بشنویم که با صدای بلند بر زبان نمی‌آید.

📗 "از دل تو تا دل من؛ دوازده گام برای زندگی مهربانانه" / ✍ کارن آرمسترانگ
@HosseinGaeeni
گردنبند.pdf
301.9 KB
عصر جمعه به صرف "داستان کوتاه"
📖 "گردن‌بند"
✍ نوشته موپاسان
@HosseinGaeeni
در پست آخرم در اینستاگرام پرسشی درباره این داستان مطرح کردم.
instagram.com/hosseingaeeni
آیا غم‌ها و دردهای ما، دوستانمان را خوشحال می‌کند؟

پرسش عجیبی است؟!

این پرسش را یکی از مراجعانِ من مطرح کرد.
ایشان مدیر یک مجموعه نسبتا بزرگ است. اطرافیانش او را به قوی بودن می‌شناسند. کسی تا کنون رفتار یا گفتاری که نشانه‌ای از ضعف در آن باشد در او ندیده است.

قهرمانِ داستانِ ما چند ماهِ پیش یکی از عزیزانش را به دلیلِ بیماریِ کرونا از دست می‌دهد. این اتفاق به شدت او را شکننده و رنجور کرده است.
در این مدت افراد زیادی با ابراز همدلی‌ و یا همدردی به شکل‌های مختلف پیامِ "ما هم در غمِ تو شریک هستیم" را به او داده‌اند.

اما هفته گذشته از یکی از همکارانِ مورد اعتمادش که رابطه نزدیک و صمیمانه‌ای با هم دارند می‌شنود که:
"این اتفاق ناگواری که برات افتاد، خیلی‌ها رو خوشحال کرد چون تونستند فرصتی برای دلسوزی و همدردی یا شاید هم همدلی با تو پیدا کنند. فرصتی که تا قبلش با قوی بودنت از آنها دریغ کرده بودی."

🤔 درباره این موضوع شما چه فکر می‌کنید؟

#کوچینگ
چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
...
حدود دو ماه پیش بود. یک روز تا ظهر درگیر چالشی سخت شده بودم و حس بسیار ناخوشایندی را تجربه می‌کردم. ذهنم به شدت درگیر اتفاق‌های پیش آمده شده بود و حس کردم انرژی کافی برای ادامه آن روز را ندارم.
اما در ادامه ورق برگشت.
بعدازظهرش یک کارگاه آموزشی داشتم و برای غروب هم یک جلسه کوچینگ را برنامه‌ریزی کرده بودم.

بعد از اینکه کلاس عصر تمام شد حس کردم چقدر سرحال‌تر شده‌ام و در نهایت پس از پایان جلسه کوچینگ، آن شب خودم را بسیار پرانرژی‌تر از ظهر یافتم و گویی همه آن درگیری‌های ذهنی کنار رفته بود.

در سالهای گذشته این تجربه برایم بارها و بارها تکرار شده است. تجربه غرق شدن در کارم (به خصوص هنگام برگزاری کارگاه‌های آموزشی و جلسه‌های کوچینگ)، ناخودآگاه لذت بردن از آن و رهایی از درگیری‌های ذهنی.

شما چه تجربه‌هایی از غرق شدن دارید؟
در انجام چه کارهایی حس رضایت درونی عمیقی را تجربه می‌کنید؟

#کوچینگ #تسهیلگری #توسعه_فردی #مهارت_نرم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ چگونه تصمیم‌های سخت بگیریم؟

👌 معمولا بر سر دوراهی‌های دشوار (مثلا برای انتخاب شغل، انتخاب محل زندگی، انتخاب شریک و همراه زندگی و...) تصمیم ایدئال وجود ندارد، بلکه هر فردی تصمیم مناسب خودش را می‌گیرد.
این تصمیم مناسب، نیازمند شناخت از خویش است و با مراجعه به درون خودمان و با پرسشگری درباره ارزش‌های شخصی می‌تواند اتفاق بیفتد.

🎬 پیشنهاد می‌کنم این سخنرانی TED را تماشا کنید.
#کوچینگ
#تفکر_پرسشگرانه
@HosseinGaeeni
📚 رونمایی و معرفی #کتاب
"کوچینگ و منتورینگ"
روز دوشنبه ۲۹ آذرماه
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران
در پلتفرم اسکایپ👇
https://join.skype.com/Dx627lGxpcAA

@HosseinGaeeni
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا بهتر است شغلتان را رها کنید؟
دکتر #جردن_پیترسون در این ویدیو به این می‌پردازد که اگر شغلتان برایتان معنادار نیست وظیفه اخلاقی شماست که آن را رها کنید.
"اینکه دنبال چیزی باشید که شما را خوشحال میکند "تجملات" است، اما اینکه به دنبال چیزی باشد که برایتان معنادار است وظیفه اخلاقی است و این به آن معنی نیست که کار ساده‌ای است"
"باید از ریسک ترک شغل بترسید ولی اگر شغلتان شما را درمانده و تیره‌بخت کرده است باید بیشتر بترسید.
۵ سال بعد خیلی بیشتر تیره بخت خواهید بود و بسیار پیرتر هستید."

‌
در طول تماشای این ویدیو و شنیدن صحبت‌های جالب پیترسون یاد این بخش از #کتاب "مائده‌های زمینی" نوشته "آندره ژید" افتادم:
تردید در انتخاب راه، همه‌ی عمر رنج‌مان داد. چه می‌توانم بگویم؟ چون نیک بیاندیشی، هر انتخابی هراس‌آور است. این راهی ست که باید در سرزمینی اختیار شود که هیچ سوی آن شناخته نیست. در این سرزمین هرکسی به کشف "ویژه خویش" نائل می‌شود‌. و به این نکته خوب توجه کن. این کشف را تنها برای خود انجام می‌دهد.
‌
#کوچینگ #مهارت_نرم #توسعه_فردی #یادگیری #کوچینگ_مسیر_شغلی
@HosseinGaeeni
👍1
📚 در کوچه باغ #کتاب

صفات اکتسابی به ارث نمی‌رسند. مهم نیست شما در طول زندگی به چه اندازه دانش و آگاهی دست یافته باشید، یک ذره آن هم از طریق ژن به فرزندتان منتقل نمی‌شود. هر نسل جدید از صفر شروع می‌کند.

📗 "ژن خودخواه" / ✍ ریچارد داوکینز
@HosseinGaeeni
تمرین می‌کنم که ببینم هر اتفاقی چه درس و یادگیری برای من می‌تواند داشته باشد؟

⁉️ ما انسانها معمولا منطقی تصمیم می‌گیریم یا احساسی؟

روسیه به اوکراین حمله می‌کند. جنگ شروع می‌شود. روی کاغذ و بر مبنای داده‌ها و اطلاعات موجود پیش‌بینی می‌شود نهایتا در دو روز کار یکسره شود.
تصمیم منطقی برای زلنسکی رئیس جمهور اوکراین این بود که خاک اوکراین را ترک کند.
دنیا هم گویا خودش را آماده مواجهه با چنین تصمیمی کرده بود. اما...
زلنسکی تصمیم دیگری می‌گیرد؛ "می‌ماند" و همین تصمیم داستان جدیدی را رقم زد.
او می‌ماند و نشان می‌دهد که توانایی بالایی در همراهی، #همدلی و درک احساسات جمعی مردمش دارد. او می‌ماند و با ماندنی الهام‌بخش مردم و رهبران را در اکثر نقاط دنیا با خود و مردم اوکراین همراه می‌کند.
در نتیجه بازی به شکلی در حال رقم خوردن است که کمتر کسی پیش‌بینی‌اش را می‌کرد. و البته این کمترین چیزی است که از یک رهبر انتظار می‌رود.
گیرم از بس از این رهبران کم دیده‌ایم، رفتار زلنسکی برایمان پر رنگ شده باشد.

#سایمون_سینک در کتاب "با چرا شروع کنید" اشاره می‌کند:
"برخی صرفا عنوان رهبر را یدک می‌کشند و برخی در عمل رهبری می‌کنند. گروه دوم الهام بخش ما هستند. ما این رهبران فردی یا سازمانی را دنبال می‌کنیم نه به دلیل اینکه مجبوریم، بلکه خودمان می‌خواهیم. آن‌هایی را که رهبری می‌کنند نه به خاطر آن‌ها، بلکه به خاطر خودمان دنبال می‌کنیم."

افرادی که ارزش‌ها و چرایی‌های خود را درک می‌کنند و فضای آزادانه‌ای برای دیگران ایجاد می‌کنند تا آنها نیز چرایی خود را کشف کنند، الهام‌بخش هستند.

✅ پیش نیاز این الهام‌بخشی به رسمیت شناختن #آزادی انتخاب فردی تک تک افراد در بستر سازمان، جامعه و کشور است.

چه می‌شد اگر همه ما می‌توانستیم یاد بگیریم مانند افراد الهام‌بخش عمل کنیم، بیندیشیم و حرف‌مان را به گوش دیگران برسانیم؟ دنیایی که توانایی الهام‌بخشی فقط محدود به عده‌ای خاص نباشد، بلکه بیشتر مردم در پی یادگیری آن باشند.
اگر مدیران و رهبران سازمان‌هایی الهام‌بخش بسازند، درصد بالاتری از افراد عاشق کارشان می‌شوند و شادتر خواهند بود. این مردم با خانواده، همکاران، مشتریان، همسایگان و هموطنان خود بهتر رفتار می‌کنند. شرکت‌هایی قدرت‌مندتر و کشوری با اقتصادی قوی‌تر می‌سازند. و به کمک یکدیگر دنیایی را می‌سازند که در آن #اعتماد، #وفاداری، #همکاری و #صلح هنجار باشد و استثنا به شمار نیاید.

👌مردم اغلب "چیستی" کار را نمی‌خرند، آنها "چرایی" کار را می‌خرند.

نظر شما چیست؟
چرایی شما برای انتخاب‌ها و تصمیم‌هایتان چیست؟
#مدیریت #رهبری #توسعه_فردی #کوچینگ
@HosseinGaeeni
درباره #کتاب "دوباره فکر کن" در اینستاگرام نوشتم و بخش‌هایی از کتاب را روایت کردم.
https://www.instagram.com/p/CbA3TuPtd48/?utm_medium=copy_link

#پادیادگیری
@HosseinGaeeni