درنگِ پرسش‌گرانه | حسین گائینی
1.34K subscribers
407 photos
171 videos
28 files
222 links
gaeeni.com
همراه و شریک فکری مدیران عامل
کوچ-منتور مدیران ارشد و اعضای هیئت مدیره
مربی و تسهیلگر مهارت‌های نرم و ارتباطی
مدرس و منتور مهارت‌های کوچینگ
مدرس کارگاه‌ مدیر در نقش کوچ
@hosseingn
Linkedin.com/in/hosseingaeeni
سامانه انتخاب کوچ 👇
bakicoach.ir
Download Telegram
صحبت كردن با يكديگر بسيار سخت است. هر دوی ما كمرو هستيم و من هم خيلی راحت به كنايه زدن می‌افتم. اين است كه برايت نامه می‌نويسم. چيز مهمی را می‌خواهم به تو بگويم. تابستان گذشته يادت هست وقتی هر دو
دستم اگزما داشت؟ يك روز عصر در كليسا بوديم و گل‌های محراب را تزئين می‌كرديم. قرار بود مراسم تنفيذ برگزار شود. يادت هست چه ساعات مشقت باری را می‌گذراندم؟ هر دو دستم باندپيچی شده بود و خارش داشت؛ طوری كه نمی‌توانستم بخوابم. پوستم ورم كرده بود و كف دست‌هايم عين زخم باز بود. آنجا ايستاده بوديم و سرگرم گل‌های مينا و گندم يا هر چه اسمشان هست بوديم. حسابي آزرده بودم. ناگهان احساس خشمی نسبت به تو پيدا كردم. درباره‌ی تأثير دعا پرسيدم. پاسخ تو مثبت بود. با زشتي از تو پرسيدم: آيا برای دست‌هايم دعا كرده‌ای؟ گفتی: نه! چون به ياد اين موضوع نبوده‌ای. بدجور احساساتی شدم! پيشنهاد كردم كه گه گاه برايم دعا كنی. عجيب بود اما موافقت كردی. اين كار ِ تو بيشتر ديوانه‌ام كرد. پانسمان‌ها را پاره كردم. حتما يادت هست. زخم های باز تأثير ناخوشايندی روي تو گذاشت. نمي توانستي دعا كني چون اين وضعيت واقعا منزجر كننده بود. حال، پس از آن اتفاق تو را درك مي كنم. اما تو هرگز دركم نكردي. مدتي بود كه داشتيم با هم زندگي مي كرديم. دو سالي مي شد. اين با هم بودن، سرمايه ي كوچكي بود. محبت هاي متقابلمان براي مسلط شدن بر اين رابطه‌ی عاري از عشق. نوازش هاي ما و در تلاش هاي خام-دستانه‌مان براي مسلط شدن بر اين رابطه. وقتي اگزما به پوست سر و پيشاني سرايت كرد متوجه شدم داري از من دوري می‌كني. مرا ناخوشايند يافتي هر چند نمی‌خواستي مرا برنجاني. بعد بيماري به دست ها و پاهايم سرايت كرد و رابطه مان خاتمه يافت. برايم ضربه‌ی هولناكي بود. تنش دردناكي در اعصابم. ما يكديگر را دوست نداشتيم. واقعيتي كه ديگر نمي توانستيم از آن بگريزيم يا برآن چشم فرو بنديم. توماس! هرگز به عقيده‌ی تو ايمان نداشتم. هيچ گاه به عذابِ وسوسه‌ی مذهبی دچار نشده ام. خانواده‌ی من غير مسيحي بودند اما سرشار از مهرباني و گرما. با هم بودن و لذت بردن. خدا و مسيح جز به صورت خيالاتي مبهم برايم وجود خارجي نداشتند. وقتي خواستم با ايمانت آشنا شوم به نظرم چيز گنگي آمد و به طرزی بی‌رحمانه لبريز از احساسات بدوي آدمي بود. به ويژه يك مورد را نمی‌توانستم درك كنم؛ بي تفاوتي عجيب در برابر انجيل ها و عيسا مسيح. حالا بگذار از يك نوع دعا كردن عجيب برايت حرف بزنم اگر سر حال باشي. البته شخصا اعتقادي به ارتباط از راه دور ندارم. زندگي به اندازه‌ی كافي پيچيده است. عقل سليم ما به اندازه‌ی كافي از مهملات روانشناسي و زيست شناسي انباشته شده است. يادت هست چطور مي خواستي براي دست هاي من دعا كني اما با اين انزجار ضربه ي خاموشي به تو وارد آمده بود. هر چند كه بعدا انكار كردي. هنوز ديوانه وار مي خواستم خشمگينت سازم. ... نمي توانستي برايم دعا كني. خود به تنهايي اين كار را كردم:
«خدايا چرا مرا اينقدر تلخ، هراسان و ناراضي آفريدي؟ چقدر تلخ، چقدر هراسان؟ چرا بايد بفهمم كه اينقدر رنجورم. چرا در جهنّمي از بي عاطفگي قرار دارم. اگر در رنج كشيدنم هدفي است به من بگو. آنوقت بي هيچ شكايتي دردم را تحمّل خواهم كرد. من قوي هستم. تو جسما و روحا قدرت وحشتناكي به من دادي اما هدفي عطايم نكردي تا با قدرتم انجام دهم. معنايي به زندگي ام ببخش آنوقت بنده تو خواهم شد.»

پاييز امسال دريافتم دعايم مستجاب شده است. براي روشن شدن ذهنم دعا كردم و موفق شدم. دريافته ام كه دوستت دارم. دعا كردم قدرتم را بتوانم براي تكليف خاصي به كار ببندم و به آن نيز رسيدم. آن تكليف، تو هستي. چنين انكاري مي تواند از مخيله ي يك معلم مدرسه بگذرد، در غروبي تيره و دلگير که صداي آشناي زنگ تلفني هم به گوش نمي رسد. به هر حال از جان و دل سپاسگزارم كه سبب عشقم نسبت به تو شد. نمی‌دانم بايد چه كار كنم. اينقدر درمانده شدم كه حتا به فكر دعاي ديگري هم افتاده ام اما هنوز قدري از عزّت نفس و نجابت در من باقي مانده است.توماس! عزيزترينم نامه بسيار طولاني شده اما اكنون چيزي را نوشته ام كه جرأت گفتنش را ندارم -حتا آن زمان كه در آغوشم هستي- دوستت دارم و براي تو زندگي مي كنم. مرا درياب و از آنِ خود كن. در زير غرور بيهوده ي من و در حال و هواي وابستگي، من فقط يك آرزو دارم كه بتوانم براي كس ديگري زندگي كنم. شايد همه اش يك اشتباه وحشتناك باشد. وقتي به تو مي انديشم نمي فهمم چنين امري چگونه قرار است اتفاق بيافتد. شايد همه‌اش يك اشتباه باشد. عزيزترينم به من بگو كه اشتباه نيست.

✍نامه‌ی مارتا به کشیش توماس
🎞 فیلم: نور زمستانی
🎬 نویسنده وکارگردان: اینگمار برگمان
@HosseinGaeeni
✅ درباره کوچینگ کودکان بیشتر بدانیم 👇
https://goo.gl/3fXBZ8
✅ پنج روش ایجاد و پرورش اعتماد در کسب‌وکار
👇
https://goo.gl/Yi7tuw
✅ برای اطلاع از انتشار به‌روزترین مقالات و نوشتار تخصصی (ترجمه شده) در موضوع #کوچینگ، #منتورینگ، #مهارت_نرم و #توسعه_فردی؛ با نوشتن ایمیل خود در پیوند زیر، مشترک نوشتار وب‌سایت کیف‌کو شوید:
https://goo.gl/za33eC
✅ عادت‌های ما، آینده‌ ما را می‌سازد.
🤔 چگونه می‌توانیم به #عادت‌ های خود بیشتر آگاه شده و عادت‌های ناکارآمد خود را کنار بگذاریم؟
🆔 @CYFCo
👍1
✅ با انجام چند بازی، #کوچینگ را بیشتر شناخته و از آن لذت ببرید.
☕️ دهمین کافه کوچینگ کانون یادگیری فردا
📆 پنج‌شنبه ۷ تیر ۹۷ ساعت 🕣۸:۳۰ تا 🕜۱۳:۳۰
ℹ️ اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام:👇
http://goo.gl/FMqQ9a
جرعه‌ای #شعر

ای عشق، بگذار ما به یکدیگر وفادار باشیم!
زیرا دنیایی که، به ظاهر
چون سرزمین رویاها پیش روی‌مان آرمیده،
چنین رنگارنگ، زیبا و شاداب،
در حقیقت نه لذتی دارد، نه مهری و نه فروغی،
نه یقینی، نه آرامشی، نه درمان دردی؛
و ما اینجا گویی در یک دشت تاریکیم
که با شیپورهای بی‌امان ستیز و گریز در نوردیده،
جایی که انبوه جمعیت نادانش
شبانه به پیکار هم می‌روند.

✍ ماتیو آرنولد
@HosseinGaeeni
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ ما احساسات خود را انتخاب می‌کنیم.
🆔 @CYFCo
👌 درباره چگونگی کارکرد مغز در بروز عواطف، این سخنرانی TED را مشاهده کنید.
✅ #گزین‌گویه

در دنیایی زندگی می‌کنیم که به راحتی #عادت های بد را به ما تزریق می‌کند و این عادت‌های بد نمی‌گذارند خوشحال باشیم و رضایت خاطر پیدا کنیم. در این دنیا «اگر فقط»‌های زیادی یاد می‌گیریم -برای مثال، اگر فقط یک کار خوب، یک خانه بزرگ، یک ماشین خوب یا یک کسی که عاشقم باشد داشتم، غمی نداشتم (و حتما خوشبخت می‌شدم). در این دنیا یاد می‌گیریم خود را با دوستان و همسایگان و حتی با غریبه‌ها مقایسه کنیم و فرض را بر این بگذاریم که آن‌ها «بالاتر»، «شادتر» و بهتر از ما هستند. این دنیا به ما القا می‌کند که اگر به داشته‌های دیگران برسیم، خوشبخت خواهیم شد.

📗 از #کتاب "زندگی ‌چندان ‌هم ‌بد ‌نیست" /
✍ اد ناتینگهام
🆔 @CYFCo
شش ویژ‌گی ِ آنانی که اهل ِ پرسش‌اند و فلسفیدن:
1- خودشيفته نبودن: زيرا خودشيفته مي‌گويد هر چيزي كه از آن من است،بر دیگران برتری دارد و درست است و عقايد من نيز درست‌اند. خودشيفتگی ِ عقيدتي و فكري با فلسفيدن منافات دارد.
2- نداشتن پيش‌داوري: نباید پیش از مواجهه با اندیشه‌ها، آن‌ها را مورد داوری قرار داد. يكي از استادان مشهور فلسفه در ايران گفته است كه من وقتي فهميدم هگل فرزند نامشروع دارد، ديگر يك كلمه از او نخواندم. اين نشان پيش‌پنداشت و داوري پيش از مواجهه است و با روح فلسفه منافات دارد.
3- نداشتن جزم و جمود: به عنوان مثال عبارت «الف، ب است و محال است که الف، ب نباشد» راه را بر ارایه‌ی بقیه‌ی افکار و عقاید می‌بندد و نمی‌گذارد سایرین نظرات‌شان را ابراز کنند.
4- نداشتن ِ تعصب: تعصب با فلسفيدن منافات دارد. تعصب يعني اينكه من به عقيده‌يي پايبندی بكنم و دلبستگي بيابم و به قوت و ضعف شواهدی كه آن را تاييد مي‌كند يا رد مي‌كند، توجهي نكنم.
5- مدارا داشتن و تحمل مخالف: اگر بي‌مدارا باشيم هيچ‌وقت طرف مقابل جرات نمي‌كند حرفش را بگويد. البته بي‌مدارا بزرگ‌ترين زيانش‌ متوجه خودش است، زيرا خود را از انديشه‌ها و آرای نویي كه مي‌تواند بشنود و ممکن است برایش مفید باشد، محروم مي‌كند.
6- پرهیز از خرافه ‌ورزی: خرافه ‌پرستي يعني سخن نا مستدل را پذيرفتن. خرافه چيزی نيست جز سخن نا مستدل.
ـ برگرفته از گفتار ِ دکتر مصطفا ملکیان ـ
#اندیشه #تفکر #مدل_ذهنی
@HosseinGaeeni
❓چقدر نسبت به نوع #مدل_ذهنی خودتان، آگاهی دارید؟
❓مدل ذهنی چه نقشی در زندگی شما بازی می‌کند؟
🆔 @CYFCo
درود بر همراهان گرامی
در ارتباط با دو پست پیشین؛ یعنی مقایسه مدل ذهنی رو به رشد (پویا) در مقابل مدل ذهنی ثابت (ایستا)؛ و نقشِ قدرتِ کلام (استفاده از کلمه "هنوز") در تقویت مدل ذهنی رو به رشد، یک سخنرانی بسیار جالب و آموزنده در پستِ بعدی تقدیم شما می‌شود.
با امید به اینکه برای شما دوستان عزیز، مفید باشد.
با ارادت
تیم کیف‌کو (کانون یادگیری فردا)
www.CYFCo.ir
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ قدرتِ کلام... "هنوز"
🆔 @CYFCo
👌در این سخنرانی TED پیشنهادهای جالبی برای #یادگیری و تقویت #مدل_ذهنی "رو به رشد" ارایه می‌شود.
✅ آیا شما هم دوستان و یا همکارانی دارید که حس می‌کنید به حرف‌هایتان گوش نمی‌کنند؟
👌راه‌کارهایی برای ترغیب افراد به بهتر گوش دادن را در این نوشتار بخوانید: 👇
https://goo.gl/r6QY3S
#شنیدن ِفعال
✅ #گزین‌گویه

مردی برای خود خانه‌ای ساخت و از خانه قول گرفت که تا وقتی زنده است، به او وفادار باشد و بر سرش خراب نشود و قبل از هر اتفاقی وی را آگاه کند و خانه نیز پذیرفت.

مدتی گذشت. تَرَکی در دیوار ایجاد شد. مرد فوراً با گچ ترک را پوشاند. بعد از مدتی در جایی دیگر از دیوار ترکی ایجاد شد و باز هم مرد با گچ تَرَک را پوشاند و این اتفاق چندین بار تکرار شد و روزی ناگهان خانه فرو ریخت.

مرد با سرزنش، قولی که گرفته بود را یادآوری کرد و خانه پاسخ داد: "هر بار خواستم هشدار بدهم و تو را آگاه کنم، دهانم را گچ گرفتی و مرا ساکت کردی؛ این هم عاقبت نشنیدنِ هشدارها!"
📗 حکایتی از مولانا جلال در #کتاب مثنوی
🆔 @CYFCo
👌 داشتن گوشِ شنوا نه تنها برای حفظ و بهبود کیفیت روابط فردی و حرفه‌ای؛ بلکه برای بقای سازمان‌ الزامی است!
#شنیدن ِ فعال
✅ #گزین‌گویه

کافی است آدم، بدون پیش داوری یا عادت‌های ذهنی به مسئله نگاه کند؛ تا پاسخ به راحتی خود را نشان بدهد!

اینکه آدم در یک زمانه‌ی خاصی به دنیا آمده باشد و خواه ناخواه زندانی همان زمانه باقی بماند، هم ناجور است و هم ناحق. به این ترتیب آدم نسبت به گذشتگان به طرزی ناجوانمردانه برتری پیدا می‌کند؛ در حالی که پیش روی آیندگان، دلقکی بیش نیست!

📗 از #کتاب "اندازه‌گیری دنیا" / ✍ دانیل کلمان
🆔 @CYFCo
✅ در آستانه‌ی کنکور و فرایند انتخاب رشته
#کوچینگ_تحصیلی می‌تونه آینده‌ای برمبنای انتخاب‌های خودتون رو برای شما رقم بزنه

🆔@CYFCo
تفاوت کوچینگ تحصیلی با مشاوره تحصیلی:
👇
https://goo.gl/1xMZHE
✅ #گزین‌گویه
📗 راه حلِ رشد، مطالعه است و ما باید #کتاب بخوانیم.
👤 مصطفا ملکیان
@HosseinGaeeni