Hotels reserve
صبح ها که میشه، پنجره ها باز بوی گلا و صدای آواز پر میشه هرجا،توشهر پر راز میریم میگردیم تو شهر شیراز 🌺 ۱۵ اردیبهشت روز شیراز گرامی باد🌺 🍀 @hotel
صبح ها که میشه، پنجره ها باز
بوی گلا و صدای آواز
پر میشه هرجا،توشهر پر راز
میریم میگردیم تو شهر شیراز
کنار سعدی چه دلگشا هست
فال های حافظ پر از صفا هست
جهان نما هست یه باغ عاشق
توی ارم هست گل های عاشق
👤داریوش اسفندیاری
🍀 @hotel
بوی گلا و صدای آواز
پر میشه هرجا،توشهر پر راز
میریم میگردیم تو شهر شیراز
کنار سعدی چه دلگشا هست
فال های حافظ پر از صفا هست
جهان نما هست یه باغ عاشق
توی ارم هست گل های عاشق
👤داریوش اسفندیاری
🍀 @hotel
🔺 فواید بالا قرار دادن پاها به مدت 20 دقیقه در روز:
1) آرامـش روحی
2) کاهش ورم پاها
3) کاهش خستگی پاها
4) آرامش سیستم عصبی
5) بهبود عملکرد گوارشی بدن
🍀 @hotel
1) آرامـش روحی
2) کاهش ورم پاها
3) کاهش خستگی پاها
4) آرامش سیستم عصبی
5) بهبود عملکرد گوارشی بدن
🍀 @hotel
ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻰ ﻣﺎﻧﻰ؛
ﻳﮏ ﺭﻭﺯ ...
ﻳﮏ ﻣﺎﻩ ...
ﻳﮏ ﺳﺎﻝ ...
"ﻣﻬﻢ ﮐﻴﻔﻴﺖ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﺳﺖ"
ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻳﮏ ﺭﻭﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻫﺪﻳﻪ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ
ﮔﺎﻫﻰ ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ، ﻳﮏ ﻋﻤﺮ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺍﻣﺎ ﺟﺰ ﺩﺭﺩ،
ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰ ﺑﺮﺍﻳﺖ ندارند
ﻭ ﺗﺎ ﺗﻪ ﺭﻭﺣﺖ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺧﺮﺍﺷﻨد..
ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﻧﺎﺏ ﻫﺴﺘﻨﺪ....
ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﻯ ﻧﺎﺏ ﺗﺮﻯ ﻫﺪﻳﻪ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ!
ﺍﻳﻦ ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ؛
ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺯﻭﺩ ﺑﺮﻭﻧﺪ
ﻳﺎﺩﺷﺎﻥ و ﺣﺲ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺸﺎﻥ
ﺗﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻫﺴﺖ......
لحظه هاتون سرشار از حسهای خوب در کنار آدمهای ناب..
🍀 @hotel
ﻳﮏ ﺭﻭﺯ ...
ﻳﮏ ﻣﺎﻩ ...
ﻳﮏ ﺳﺎﻝ ...
"ﻣﻬﻢ ﮐﻴﻔﻴﺖ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﺳﺖ"
ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻳﮏ ﺭﻭﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻫﺪﻳﻪ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ
ﮔﺎﻫﻰ ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ، ﻳﮏ ﻋﻤﺮ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺍﻣﺎ ﺟﺰ ﺩﺭﺩ،
ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰ ﺑﺮﺍﻳﺖ ندارند
ﻭ ﺗﺎ ﺗﻪ ﺭﻭﺣﺖ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺧﺮﺍﺷﻨد..
ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﻧﺎﺏ ﻫﺴﺘﻨﺪ....
ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﻯ ﻧﺎﺏ ﺗﺮﻯ ﻫﺪﻳﻪ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ!
ﺍﻳﻦ ﺑﻌﻀﻰ ﻫﺎ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ؛
ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺯﻭﺩ ﺑﺮﻭﻧﺪ
ﻳﺎﺩﺷﺎﻥ و ﺣﺲ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺸﺎﻥ
ﺗﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻫﺴﺖ......
لحظه هاتون سرشار از حسهای خوب در کنار آدمهای ناب..
🍀 @hotel
🍃❤🍃
مهمترین قانونی که در زندگی
یاد گرفته ام این است که
دست خدا رادر تمامی امور
زندگی ام باز گذاشته ام و
هیچگاه نخواسته ام که
بجای او تصمیم بگیرم
#خدا_را_برایتان_آرزو_دارم
🍀 @hotel
مهمترین قانونی که در زندگی
یاد گرفته ام این است که
دست خدا رادر تمامی امور
زندگی ام باز گذاشته ام و
هیچگاه نخواسته ام که
بجای او تصمیم بگیرم
#خدا_را_برایتان_آرزو_دارم
🍀 @hotel
خدای من
در هر ثانیه عمرم
بی شمار نعمت بر من ارزانی میکنی
و من چقدر بی تفاوت میگذرم
خدایا
برای ناشکری ها
کم طاقتی ها
فراموشکاری ها
و بی توجهی هایم
مرا ببخش🙏🏻
🍀 @hotel
در هر ثانیه عمرم
بی شمار نعمت بر من ارزانی میکنی
و من چقدر بی تفاوت میگذرم
خدایا
برای ناشکری ها
کم طاقتی ها
فراموشکاری ها
و بی توجهی هایم
مرا ببخش🙏🏻
🍀 @hotel
❣ یک دقیقه مطالعه
شخصی تعریف می کرد:
یه همکار داشتم سر برج که حقوق میگرفت تا 15 روز ماه سیگار برگ میکشید، بهترین غذای بیرون میخورد
ونیمی از ماه رو غذای ساده از خونه
می آورد.
موقعی که خواستم انتقالی بگیرم کنارش نشستم و گفتم تا کی به این وضع ادامه میدی؟
باتعجب گفت: کدوم وضع!
گفتم زندگی نیمی اشرافی و نیمی گدایی...!!
به چشمام خیره شد وگفت:تاحالا سیگار برگ کشیدی؟گفتم نه!
گفت: تا حالا تاکسی دربست رفتی؟ گفتم نه!
گفت: تا حالا به یک کنسرت عالی رفته ای؟ گفتم نه!
گفت: تاحالا غذای فرانسوی خورده ای؟گفتم نه!
گفت: تاحالا تمام پولتو برای کسی که دوستش داری هدیه خریدی تاخوشحالش کنی؟ گفتم نه!
گفت: اصلا عاشق بوده ای؟ گفتم نه!
گفت: تاحالا یک هفته از شهر بیرون رفته ای؟ گفتم نه!
گفت اصلا زندگی کرده ای؟ با درماندگی گفتم اره...نه...نمی دونم...!!
همین طور نگاهم میکرد نگاهی تحقیر آمیز...!!
اما حالا که نگاهش میکردم برایم جذاب بود...
موقع خداحافظی تکه کیک خامه ای در دست داشت تعارفم کرد و یه جمله بهم گفت که مسیر زندگیم را عوض کرد،
اوپرسید: میدونی تا کی زنده ای؟ گفتم نه!
گفت: پس سعی کن دست کم نیمی از ماه را زندگی کنی....!!
🍀 @hotel
شخصی تعریف می کرد:
یه همکار داشتم سر برج که حقوق میگرفت تا 15 روز ماه سیگار برگ میکشید، بهترین غذای بیرون میخورد
ونیمی از ماه رو غذای ساده از خونه
می آورد.
موقعی که خواستم انتقالی بگیرم کنارش نشستم و گفتم تا کی به این وضع ادامه میدی؟
باتعجب گفت: کدوم وضع!
گفتم زندگی نیمی اشرافی و نیمی گدایی...!!
به چشمام خیره شد وگفت:تاحالا سیگار برگ کشیدی؟گفتم نه!
گفت: تا حالا تاکسی دربست رفتی؟ گفتم نه!
گفت: تا حالا به یک کنسرت عالی رفته ای؟ گفتم نه!
گفت: تاحالا غذای فرانسوی خورده ای؟گفتم نه!
گفت: تاحالا تمام پولتو برای کسی که دوستش داری هدیه خریدی تاخوشحالش کنی؟ گفتم نه!
گفت: اصلا عاشق بوده ای؟ گفتم نه!
گفت: تاحالا یک هفته از شهر بیرون رفته ای؟ گفتم نه!
گفت اصلا زندگی کرده ای؟ با درماندگی گفتم اره...نه...نمی دونم...!!
همین طور نگاهم میکرد نگاهی تحقیر آمیز...!!
اما حالا که نگاهش میکردم برایم جذاب بود...
موقع خداحافظی تکه کیک خامه ای در دست داشت تعارفم کرد و یه جمله بهم گفت که مسیر زندگیم را عوض کرد،
اوپرسید: میدونی تا کی زنده ای؟ گفتم نه!
گفت: پس سعی کن دست کم نیمی از ماه را زندگی کنی....!!
🍀 @hotel
برای خودت یک دایره ی اعتماد درست کن:
آنهایی که مهم هستند را بگذار درون دایره، کم اهمیت ترها را روی خط و باقی را بیرون از این دایره فرضی تصور کن.
هر وقت کسی حرفی به تو زد که خاطرت رنجید ببین کجای دایره ات هستند؟؟ جزو افراد مهمند یا نه فقط هستند .
آیا براستی ارزش دارد از کسانی که برایمان اهمیتی ندارند برنجیم !؟ چرا بگذاریم آدمهای کم اهمیت زندگیمان ، ما را ناراحت کنند حتی برای ثانیه ای!؟ یادمان باشد وقتی دیگران بدانند که نمیتوانند ناراحتتان کنند، دیگر تلاشی هم برای ناراحت کردن شما نمی کنند.
این راز آرامش است دوست خوبم
یک دایره فرضی!
🍀 @hotel
آنهایی که مهم هستند را بگذار درون دایره، کم اهمیت ترها را روی خط و باقی را بیرون از این دایره فرضی تصور کن.
هر وقت کسی حرفی به تو زد که خاطرت رنجید ببین کجای دایره ات هستند؟؟ جزو افراد مهمند یا نه فقط هستند .
آیا براستی ارزش دارد از کسانی که برایمان اهمیتی ندارند برنجیم !؟ چرا بگذاریم آدمهای کم اهمیت زندگیمان ، ما را ناراحت کنند حتی برای ثانیه ای!؟ یادمان باشد وقتی دیگران بدانند که نمیتوانند ناراحتتان کنند، دیگر تلاشی هم برای ناراحت کردن شما نمی کنند.
این راز آرامش است دوست خوبم
یک دایره فرضی!
🍀 @hotel
❣شک نکن که از پسش برمیآیی!
میدانی چرا این زندگی به تو عطا شده است! زیرا کسی که زندگی تقسیم میکرد مطمئن بود که تو از پس مشکلات این زندگی برمیآیی. او از قدرت و توانایی تو برای عبور از دشواریها و سختیهای این زندگی مطمئن بود. به راستی وقتی صاحب هستی به اقتدار و توانمندی تو باور دارد چرا خودت نداشته باشی!؟
هروقت در زندگی مقابل مشکلات کم آوردی به خود بگو که: "من برای روبرو شدن و مبارزه با این مشکل انتخاب شدهام چرا که خالق هستی میدانست فقط من هستم که از پس این مشکل برمیآیم!"
بعد این باور با اطمینان کامل به سراغ این مشکل برو!
در حین مبارزه، از یک مرحله به مرحله بعد خواهی دید که مشکل از مقابل تو فرار میکند. آن لحظه همان نقطهای است که باید لبخند بزنی و از خداوند به خاطر اینکه تو را برای فراری دادن این مشکل انتخاب کرد تشکر کنی!"
🍀 @hotel
میدانی چرا این زندگی به تو عطا شده است! زیرا کسی که زندگی تقسیم میکرد مطمئن بود که تو از پس مشکلات این زندگی برمیآیی. او از قدرت و توانایی تو برای عبور از دشواریها و سختیهای این زندگی مطمئن بود. به راستی وقتی صاحب هستی به اقتدار و توانمندی تو باور دارد چرا خودت نداشته باشی!؟
هروقت در زندگی مقابل مشکلات کم آوردی به خود بگو که: "من برای روبرو شدن و مبارزه با این مشکل انتخاب شدهام چرا که خالق هستی میدانست فقط من هستم که از پس این مشکل برمیآیم!"
بعد این باور با اطمینان کامل به سراغ این مشکل برو!
در حین مبارزه، از یک مرحله به مرحله بعد خواهی دید که مشکل از مقابل تو فرار میکند. آن لحظه همان نقطهای است که باید لبخند بزنی و از خداوند به خاطر اینکه تو را برای فراری دادن این مشکل انتخاب کرد تشکر کنی!"
🍀 @hotel
🔴 معرفی هتل
🏨 هتل Actor Galaxy روسیه
🔸 هتل Actor Galaxy با زیربنایی بالغ بر 131260 متر مربع در 26 طبقه به عنوان یک مجموعه اقامتی در سال 2015 توسط دفتر معماری SPEECH Architectural Office طراحی و اجرا شده است.
🔸 فرم کلی این هتل به شکل قطرهای کشیده شده است که در آن کلیه طبقات دارای تراسهایی زیبا هستند و با توجه به جهتگیدی خود به سمت دریا از ارتفاع آنها کاسته شده است.
🔸 این مجموعه اقامتی شبیه به یک کشتی کروز طراحی شده و شامل 2 آتریوم است. آتریوم بزرگتر در قسمت مرکزی واقع شده است و آتریوم کوچکتر مثلثی شکل نیز در قسمت جلویی قرار دارد و فضاهای عمومی در اطراف آتریوم جانمایی شدهاند.
🔸 از میان امکانات متنوع این هتل میتوان به اینترنت رایگان، پارکینگ رایگان، تهویه هوا، شاتل فرودگاهی، ساحل اختصاصی، اسپا، خدمات خشکشویی، تجهیزات سرگرمی کودکان و صندوق امانات، اشاره کرد.
🍀 @hotel
🏨 هتل Actor Galaxy روسیه
🔸 هتل Actor Galaxy با زیربنایی بالغ بر 131260 متر مربع در 26 طبقه به عنوان یک مجموعه اقامتی در سال 2015 توسط دفتر معماری SPEECH Architectural Office طراحی و اجرا شده است.
🔸 فرم کلی این هتل به شکل قطرهای کشیده شده است که در آن کلیه طبقات دارای تراسهایی زیبا هستند و با توجه به جهتگیدی خود به سمت دریا از ارتفاع آنها کاسته شده است.
🔸 این مجموعه اقامتی شبیه به یک کشتی کروز طراحی شده و شامل 2 آتریوم است. آتریوم بزرگتر در قسمت مرکزی واقع شده است و آتریوم کوچکتر مثلثی شکل نیز در قسمت جلویی قرار دارد و فضاهای عمومی در اطراف آتریوم جانمایی شدهاند.
🔸 از میان امکانات متنوع این هتل میتوان به اینترنت رایگان، پارکینگ رایگان، تهویه هوا، شاتل فرودگاهی، ساحل اختصاصی، اسپا، خدمات خشکشویی، تجهیزات سرگرمی کودکان و صندوق امانات، اشاره کرد.
🍀 @hotel
فرهنگ موتور سواری
دونستن این علائم کمک میکنه موتور سواران با امنیت بیشتری به مسیرشون ادامه بدن
🍀 @hotel
دونستن این علائم کمک میکنه موتور سواران با امنیت بیشتری به مسیرشون ادامه بدن
🍀 @hotel
چشمه آب معدنی گراوان با صخره ای زیبا و تماشایی "گراوان" از جاذبه های گردشگری شهرستان سردشت در 12 کیلومتری شمال شرقی شهرستان سردشت
#اینجا_ایران_است
🍀 @hotel
#اینجا_ایران_است
🍀 @hotel
Forwarded from A.R-N
💠«خاطره ای زیبا از یک پزشک متخصص اطفال» لطفا بخونید👇😊
🔹من دکتر س.ص متخصص اطفال هستم. سالها قبل چکی از بانک نقد کردم و بیرون آمدم. کنار بانک دستفروشی بساط باطری، ساعت، فیلم و اجناس دیگری پهن کرده بود.
🔹دیدم مقداری هم سکه دو ریالی در بساطش ریخته است. آن زمان تلفنهای عمومی با سکه های دو ریالی کار میکردند.
🔹جلو رفتم یک تومان به او دادم و گفتم دو ریالی بده؛ او با خوشرویی پولم را با دو سکه بهم پس داد و گفت: اینها صلواتی است!
🔹گفتم: یعنی چه؟ گفت: برای سلامتی خودت صلوات بفرست و سپس به نوشته روی میزش اشاره کرد. (دو ریالی صلواتی موجود است)
🔹باورم نشد، ولی چند نفر دیگر هم مراجعه کردند و به آنها هم...
گفتم: مگر چقدر درآمد داری که این همه دو ریالی مجانی میدهی؟ با کمال سادگی گفت: ۲۰۰تومان که ۵۰ تومان آن را در راه خدا و برای این که کار مردم راه بیفتد دو ریالی میگیرم و صلواتی میدهم.
🔹مثل اینکه سیم برق به بدنم وصل کردند، بعد از یک عمر که برای پول دویدم و حرص زدم، دیدم این دست فروش از من خوشبخت تر است که یک چهارم از مالش را برای خدا میدهد.
🔹در صورتی که من تاکنون به جرأت میتوانم بگویم یک قدم به راه خدا نرفتم و یک مریض مجانی نیز نپذیرفتم.
🔹احساساتی شدم و ده تومان به طرف او گرفتم. آن جوان با لبخندی مملو از صفا گفت: برای خدا دادم که شما را خوشحال کنم.
🔹این بار یک اسکناس صد تومانی به طرفش گرفتم و او باز همان حرفش را تکرار کرد. من که خیلی مغرور تشریف داشتم، مثل یخی در گرمای تابستان آب شدم... به او گفتم : چه کاری میتوانم بکنم؟
🔹گفت: خیلی کارها آقا! شغل شما چیست؟
گفتم: پزشکم.
گفت: آقای دکتر شب های جمعه در مطب را باز کن و مریض صلواتی بپذیر؛ نمیدانید چقدر ثواب دارد!
🔹صورتش را بوسیدم و در حالی که گریان شده بودم، خودم را درون اتومبیلم انداختم و به منزل رفتم.
دگرگون شده بودم، ما کجا اینها کجا؟!
🔹از آن روز دادم تابلویی در اتاق انتظار مطبم نوشتند با این مضمون؛
<شبهای جمعه مریض صلواتی میپذیریم>
دوستان و آشنایان طعنه ام زدند،
اما گفته های آن دست فروش در گوشم همیشه طنین انداز بود و این بیت سعدی:
🔸گفت باور نمی کردم که تو را
بانگ مرغی چنین کند مدهوش
گفتم این شرط آدمیت نیست
مرغ تسبیح گوی و ما خاموش...
🔻امام رضا(ع) فرمودند: "هرکه اندوه و مشکلی از مومنی برطرف کند، خدا روز قیامت قلب او را شاد میکند."
تو این روزای سخت؛ دستگیری از دیگران را فراموش نکنیم🙏
🔹من دکتر س.ص متخصص اطفال هستم. سالها قبل چکی از بانک نقد کردم و بیرون آمدم. کنار بانک دستفروشی بساط باطری، ساعت، فیلم و اجناس دیگری پهن کرده بود.
🔹دیدم مقداری هم سکه دو ریالی در بساطش ریخته است. آن زمان تلفنهای عمومی با سکه های دو ریالی کار میکردند.
🔹جلو رفتم یک تومان به او دادم و گفتم دو ریالی بده؛ او با خوشرویی پولم را با دو سکه بهم پس داد و گفت: اینها صلواتی است!
🔹گفتم: یعنی چه؟ گفت: برای سلامتی خودت صلوات بفرست و سپس به نوشته روی میزش اشاره کرد. (دو ریالی صلواتی موجود است)
🔹باورم نشد، ولی چند نفر دیگر هم مراجعه کردند و به آنها هم...
گفتم: مگر چقدر درآمد داری که این همه دو ریالی مجانی میدهی؟ با کمال سادگی گفت: ۲۰۰تومان که ۵۰ تومان آن را در راه خدا و برای این که کار مردم راه بیفتد دو ریالی میگیرم و صلواتی میدهم.
🔹مثل اینکه سیم برق به بدنم وصل کردند، بعد از یک عمر که برای پول دویدم و حرص زدم، دیدم این دست فروش از من خوشبخت تر است که یک چهارم از مالش را برای خدا میدهد.
🔹در صورتی که من تاکنون به جرأت میتوانم بگویم یک قدم به راه خدا نرفتم و یک مریض مجانی نیز نپذیرفتم.
🔹احساساتی شدم و ده تومان به طرف او گرفتم. آن جوان با لبخندی مملو از صفا گفت: برای خدا دادم که شما را خوشحال کنم.
🔹این بار یک اسکناس صد تومانی به طرفش گرفتم و او باز همان حرفش را تکرار کرد. من که خیلی مغرور تشریف داشتم، مثل یخی در گرمای تابستان آب شدم... به او گفتم : چه کاری میتوانم بکنم؟
🔹گفت: خیلی کارها آقا! شغل شما چیست؟
گفتم: پزشکم.
گفت: آقای دکتر شب های جمعه در مطب را باز کن و مریض صلواتی بپذیر؛ نمیدانید چقدر ثواب دارد!
🔹صورتش را بوسیدم و در حالی که گریان شده بودم، خودم را درون اتومبیلم انداختم و به منزل رفتم.
دگرگون شده بودم، ما کجا اینها کجا؟!
🔹از آن روز دادم تابلویی در اتاق انتظار مطبم نوشتند با این مضمون؛
<شبهای جمعه مریض صلواتی میپذیریم>
دوستان و آشنایان طعنه ام زدند،
اما گفته های آن دست فروش در گوشم همیشه طنین انداز بود و این بیت سعدی:
🔸گفت باور نمی کردم که تو را
بانگ مرغی چنین کند مدهوش
گفتم این شرط آدمیت نیست
مرغ تسبیح گوی و ما خاموش...
🔻امام رضا(ع) فرمودند: "هرکه اندوه و مشکلی از مومنی برطرف کند، خدا روز قیامت قلب او را شاد میکند."
تو این روزای سخت؛ دستگیری از دیگران را فراموش نکنیم🙏