#تلنگر
ای مالک! بدان اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ولی مهربان باش.
اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند
ولی شریف و درستکار باش.
نیکی های امروزت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.
بهترین های خودت را به دیگران ببخش، حتی اگر اندک باشد.
در انتها خواهی دید آنچه می ماند
تو و خدای توست
نه میان تو و مردم.
📗 نهج البلاغه
✍🏻 #علی_بن_ابیطالب
🍀 @hotel
ای مالک! بدان اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ولی مهربان باش.
اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند
ولی شریف و درستکار باش.
نیکی های امروزت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.
بهترین های خودت را به دیگران ببخش، حتی اگر اندک باشد.
در انتها خواهی دید آنچه می ماند
تو و خدای توست
نه میان تو و مردم.
📗 نهج البلاغه
✍🏻 #علی_بن_ابیطالب
🍀 @hotel
👩⚕ریختن آب روی سر نه تنها مانع گرمازدگی نمیشودبلکه سردرد را هم به درد گرما اضافه میکند
👈بجای این کار: پاهایتان را با آب خنک شستشو دهید.
🍀 @hotel
👈بجای این کار: پاهایتان را با آب خنک شستشو دهید.
🍀 @hotel
عصبانی هستید؛ راه بروید.
قدم زدن بهترین وسیله برای رهایی سریع از عصبانیت است با حرکت، هورمون استرس کاهش می یابد و در بدن "اندورفین" «هورمون شادی» آزاد میشود.
🍀 @hotel
قدم زدن بهترین وسیله برای رهایی سریع از عصبانیت است با حرکت، هورمون استرس کاهش می یابد و در بدن "اندورفین" «هورمون شادی» آزاد میشود.
🍀 @hotel
📝
"شب سردی بود...
پيرزن بيرون ميوهفروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مىخريدند. شاگرد ميوهفروش، تُند تُند پاكتهاى ميوه را داخل ماشين مشترىها مىگذاشت و انعام مىگرفت.
پيرزن با خودش فكر مىكرد چه مىشد او هم مىتوانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديكتر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوههاى خراب و گنديده داخلش بود. با خودش گفت: «چه خوبه سالمترهاشو ببرم خونه.» مىتوانست قسمتهاى خراب ميوهها را جدا كند و بقيه را به بچههايش بدهد... هم اسراف نمىشد و هم بچههايش شاد مىشدند. برق خوشحالى در چشمانش دويد...
ديگر سردش نبود!
پيرزن رفت جلو، نشست پاى جعبه ميوه. تا دستش را برد داخل جعبه، شاگرد ميوهفروش گفت: «دست نزن ننه! بلند شو و برو دنبال كارت!» پيرزن زود بلند شد، خجالت كشيد. چند تا از مشترىها نگاهش كردند. صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد...
راهش را كشيد و رفت.
چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد : «مادرجان، مادرجان!» پيرزن ايستاد، برگشت و به آن زن نگاه كرد. زن لبخندى زد و به او گفت: «اينارو براى شما گرفتم.» سه تا پلاستيك دستش بود، پُر از ميوه؛ موز، پرتقال و انار.
پيرزن گفت: «دستت درد نكنه، اما من مستحق نيستم.»
زن گفت: «اما من مستحقم مادر. من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به همنوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسانها و احترام گذاشتن به همه آنها بىهيچ توقعى. اگه اينارو نگيرى، دلمو شكستى. جون بچههات بگير.» زن منتظر جواب پيرزن نماند، ميوهها را داد دست پيرزن و سريع دور شد... پيرزن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مىكرد. قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود، غلتيد روى صورتش. دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت: «پيرشى ننه، پيرشى!... خير ببينى...» هيچ ورزشى براى قلب، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست
🍀 @hotel
"شب سردی بود...
پيرزن بيرون ميوهفروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مىخريدند. شاگرد ميوهفروش، تُند تُند پاكتهاى ميوه را داخل ماشين مشترىها مىگذاشت و انعام مىگرفت.
پيرزن با خودش فكر مىكرد چه مىشد او هم مىتوانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديكتر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوههاى خراب و گنديده داخلش بود. با خودش گفت: «چه خوبه سالمترهاشو ببرم خونه.» مىتوانست قسمتهاى خراب ميوهها را جدا كند و بقيه را به بچههايش بدهد... هم اسراف نمىشد و هم بچههايش شاد مىشدند. برق خوشحالى در چشمانش دويد...
ديگر سردش نبود!
پيرزن رفت جلو، نشست پاى جعبه ميوه. تا دستش را برد داخل جعبه، شاگرد ميوهفروش گفت: «دست نزن ننه! بلند شو و برو دنبال كارت!» پيرزن زود بلند شد، خجالت كشيد. چند تا از مشترىها نگاهش كردند. صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد...
راهش را كشيد و رفت.
چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد : «مادرجان، مادرجان!» پيرزن ايستاد، برگشت و به آن زن نگاه كرد. زن لبخندى زد و به او گفت: «اينارو براى شما گرفتم.» سه تا پلاستيك دستش بود، پُر از ميوه؛ موز، پرتقال و انار.
پيرزن گفت: «دستت درد نكنه، اما من مستحق نيستم.»
زن گفت: «اما من مستحقم مادر. من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به همنوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسانها و احترام گذاشتن به همه آنها بىهيچ توقعى. اگه اينارو نگيرى، دلمو شكستى. جون بچههات بگير.» زن منتظر جواب پيرزن نماند، ميوهها را داد دست پيرزن و سريع دور شد... پيرزن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مىكرد. قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود، غلتيد روى صورتش. دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت: «پيرشى ننه، پيرشى!... خير ببينى...» هيچ ورزشى براى قلب، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست
🍀 @hotel
آنها که ز ما خبر ندارند
گویند دعا اثر ندارد
خاموش که مشکلات جان را
جز دست خدای برندارد
التماس دعا
🍀 @hotel
گویند دعا اثر ندارد
خاموش که مشکلات جان را
جز دست خدای برندارد
التماس دعا
🍀 @hotel
Yadesh Bekheyr (Mahe Asal)
Iman Ghiasi & Milad Babaei
موزيك ويدئو "يادش بخير"
تيتراژ ماه عسل ويژه ايام عزادارى
با صداى ايمان قياسى - ميلاد بابايى
دكلمه : عليرضا آذر
🍀 @hotel
تيتراژ ماه عسل ويژه ايام عزادارى
با صداى ايمان قياسى - ميلاد بابايى
دكلمه : عليرضا آذر
🍀 @hotel
آرامش را از كودكان بیاموزید
ببینید كه چگونه
در همان لحظه ای كه هستند
زندگی می كنند
و لذت می برند . . .!
🍀 @hotel
ببینید كه چگونه
در همان لحظه ای كه هستند
زندگی می كنند
و لذت می برند . . .!
🍀 @hotel
✅ با دلیل و معتبر حرف بزنید
وقتی با دلایل معتبر و بااطمینان صحبت میکنید، مخاطب گفتههای شما را خیلی راحتتر میپذیرد
🍀 @hotel
وقتی با دلایل معتبر و بااطمینان صحبت میکنید، مخاطب گفتههای شما را خیلی راحتتر میپذیرد
🍀 @hotel
فرضيه ى ریشه لغت استکان:
در قدیم بعضی تجار اروپایی برخی ظروف نوشیدن چای را که به پیاله موسوم بودند از عربها گرفته و با خود به اروپا بردند و آنرا
East tea can
"ظرف چای شرقی" گفتند!
🍀 @hotel
در قدیم بعضی تجار اروپایی برخی ظروف نوشیدن چای را که به پیاله موسوم بودند از عربها گرفته و با خود به اروپا بردند و آنرا
East tea can
"ظرف چای شرقی" گفتند!
🍀 @hotel
❣ یک دقیقه مطالعه
زن بودن در جهان مردسالار کار دشواری است ولی زن بودن در جامعه ی ایرانی به نظر دشوار تر می آید.
جامعه ای که پُر است از ما مردان بلاتکلیف...
زندگی در کنار ما مردانی که همه چیز را با هم میخواهیم خود نوعی خشونت است.
پدران ما از مادرانمان تنها خانم خانه بودن را می خواستند. آنها دوست داشتند همسرشان مهربان باشد و مادری خوب که فرزندان شان را به شایستگی تربیت کند.
اما امروزه ما به اینها کفایت نمیکنیم، دختری را میپسندیم که علاوه بر اینها مانند باربی باشد و کوچکترین ضعفی در ظاهرش وجود نداشته باشد، اندامش مانند ورزشکاران حرفه ای باشد و در عین حال تحصیل کرده و شاغل هم باشد و بتواند بخشی از هزینه های خانواده را هم پرداخت کند، هم بسیار دانا باشد و هم خنگ و بامزه، هم به لحاظ مالی مستقل باشد و در عین حال حرف گوش کن.
زندگی در چنین فضایی همانند تجربهی نوعی خشونت است و خشونتی پنهان که به صورت اضطرابی همیشگی برای شایسته بودن خود را نشان می دهد.
البته کار به اینجا هم ختم نمی شود
زنان جامعهی ما همواره در فضای ارزش های متناقض زندگی میکنند، یعنی از سویی جامعه مدام آنها را سوق می دهد به زیباتر شدن، عمل کردن، استفاده از لوازم زیبایی و...
و از سوی دیگر همین رفتارهای آنها را به باد تمسخر می گیرد که زنان موجوداتی سطحی و دست و پاچلفتی و دور از اجتماع و... هستند.
از سوی دیگر از آنها میخواهیم که در اجتماع حضور داشته باشند و استقلال مالی پیدا کنند و در عین حال پیشرفت آنها حجم زیادی از حسادت و خشم را در ما بر می انگیزد و نگرانیم نکند که یک زن از ما جلو بزند. از او می خواهیم در عین حال هم به لحاظ مالی مستقل باشد و هم مانند مادرانمان بگوید چشم.
تازه اگر زنی در این اجتماع بتواند بر کلیشه های جنسیتی غلبه کند و خود را به سطوح بالای اجتماعی برساند، در بسیاری از موارد نه تنها تحسین نمیشود بلکه با لقبهایی مانند زن سیبیلو و زنی که شبیه مردان است و... تحقیر میشود.
زن بودن در جامعهی بلاتکلیف ایران یعنی تجربهی مداوم انواع خشونتهای پنهان و آشکار.
مقام زن را ارج بنهید. او را همانطور که هست دوست بدارید و چیزی را به او تحمیل نکنید.
👤ناصر سبزیانپور (رواندرمانگر)
#بدون_تعصب_بخوانید
🍀 @hotel
زن بودن در جهان مردسالار کار دشواری است ولی زن بودن در جامعه ی ایرانی به نظر دشوار تر می آید.
جامعه ای که پُر است از ما مردان بلاتکلیف...
زندگی در کنار ما مردانی که همه چیز را با هم میخواهیم خود نوعی خشونت است.
پدران ما از مادرانمان تنها خانم خانه بودن را می خواستند. آنها دوست داشتند همسرشان مهربان باشد و مادری خوب که فرزندان شان را به شایستگی تربیت کند.
اما امروزه ما به اینها کفایت نمیکنیم، دختری را میپسندیم که علاوه بر اینها مانند باربی باشد و کوچکترین ضعفی در ظاهرش وجود نداشته باشد، اندامش مانند ورزشکاران حرفه ای باشد و در عین حال تحصیل کرده و شاغل هم باشد و بتواند بخشی از هزینه های خانواده را هم پرداخت کند، هم بسیار دانا باشد و هم خنگ و بامزه، هم به لحاظ مالی مستقل باشد و در عین حال حرف گوش کن.
زندگی در چنین فضایی همانند تجربهی نوعی خشونت است و خشونتی پنهان که به صورت اضطرابی همیشگی برای شایسته بودن خود را نشان می دهد.
البته کار به اینجا هم ختم نمی شود
زنان جامعهی ما همواره در فضای ارزش های متناقض زندگی میکنند، یعنی از سویی جامعه مدام آنها را سوق می دهد به زیباتر شدن، عمل کردن، استفاده از لوازم زیبایی و...
و از سوی دیگر همین رفتارهای آنها را به باد تمسخر می گیرد که زنان موجوداتی سطحی و دست و پاچلفتی و دور از اجتماع و... هستند.
از سوی دیگر از آنها میخواهیم که در اجتماع حضور داشته باشند و استقلال مالی پیدا کنند و در عین حال پیشرفت آنها حجم زیادی از حسادت و خشم را در ما بر می انگیزد و نگرانیم نکند که یک زن از ما جلو بزند. از او می خواهیم در عین حال هم به لحاظ مالی مستقل باشد و هم مانند مادرانمان بگوید چشم.
تازه اگر زنی در این اجتماع بتواند بر کلیشه های جنسیتی غلبه کند و خود را به سطوح بالای اجتماعی برساند، در بسیاری از موارد نه تنها تحسین نمیشود بلکه با لقبهایی مانند زن سیبیلو و زنی که شبیه مردان است و... تحقیر میشود.
زن بودن در جامعهی بلاتکلیف ایران یعنی تجربهی مداوم انواع خشونتهای پنهان و آشکار.
مقام زن را ارج بنهید. او را همانطور که هست دوست بدارید و چیزی را به او تحمیل نکنید.
👤ناصر سبزیانپور (رواندرمانگر)
#بدون_تعصب_بخوانید
🍀 @hotel
دراتفاقی جالب توجه، در هر ٨ گروه جام جهانى، حداقل یک بازیکن از تیم فوتبال بارسلونا در ترکیب تیمها حضور دارد!
🍀 @hotel
🍀 @hotel
مناجات علی امشب ز نخلستان نمی آید
مسجد کوفه پر از جمعیت و مولا نمی آید
دامن مادر گرفته گوشه ی ویرانه طفلی
گوید ای مادر بگو امشب چرا بابا نمی آید ؟
شهادت مولاي متقيان حضرت علي(ع) تسليت باد.
◾️ @hotel◾
مسجد کوفه پر از جمعیت و مولا نمی آید
دامن مادر گرفته گوشه ی ویرانه طفلی
گوید ای مادر بگو امشب چرا بابا نمی آید ؟
شهادت مولاي متقيان حضرت علي(ع) تسليت باد.
◾️ @hotel◾
برای امشب و منزلتش، متنى ندارم
حرفم حرف ساده ايست.
امشب مرا ياد کن در هر
الغوث که ميگويى.
شايد به حق يارب گفتنت
خلصنايت
براى من هم مستجاب شود
◾️ @hotel ◾️
حرفم حرف ساده ايست.
امشب مرا ياد کن در هر
الغوث که ميگويى.
شايد به حق يارب گفتنت
خلصنايت
براى من هم مستجاب شود
◾️ @hotel ◾️
در جوشن كبير يك عبارتی هست كه مىگیم:
يا كٓريمٓ الصَّفْح
یک جوری تو رو میبخشه انگار نه انگار که تو خطایی مرتکب شدی
و خدای ما اینگونه است...
◾️ @hotel ◾️
يا كٓريمٓ الصَّفْح
یک جوری تو رو میبخشه انگار نه انگار که تو خطایی مرتکب شدی
و خدای ما اینگونه است...
◾️ @hotel ◾️