کلاس‌های انلاین در تلگرام
3.32K subscribers
231 photos
268 videos
35 files
126 links
﷽
📝ثبت‌نام کلاسهای انلاین|خصوصی|پکیج‌های آموزشی
⚜️کانال آموزش زبان انگلیسی
@EnglishTreasure_Channel
✍️سفارش ترجمه|تایپ|تحقیق
@Translator24
🌐گروهها و کانالهای انگلیسی
@EnGroups
🤖ربات مترجم
@Engliishbot
📢تبلیغات
@Ad_Eng
👤ارتباط با ادمین
@My_English_Treasure
Download Telegram
✳️ Sample 5 | Conflict
Conflict N /ˈkɑːnflɪkt/🎖🎖
زد و خُرد،اختلاف،مشاجره
/كانفليكت/

دیروز تو کنفرانس دعوا شد.

Syn: fight

John often comes into conflict with his boss.

جان اغلب با ريسش. اختلاف و ناسازگاري داشت.

Everyone in my family always tries to avoid conflict.

همه در خانواده ي من سعي ميكنند ازمشاجره دوري كنند.
Audio
✳️ Sample 5 | توضیح مدرس
🔸نمونه درس دوره کدینگ تافل 👇👇👇

#TOEFL_Coding

✳️ Sample 1 | Dormant
Dormant adj /ˈdɔːrmənt/
/دُرمِنت/
خوابيده،ساكت

Syn:inactive

N:dormitoryخوابگاه

The volcano had been dormant for hundreds of years before the eruption last month.

آتشفشان براي صدها سال قبل از انفجار ماه پيش،خوابيده بود.

The seniors live in the new dormitory.
ارشد ها در خوابگاه جدید زندگی میکنند.
Audio
✳️ Sample 1 | توضیح مدرس
✳️ Sample 2 | Dramatic
Dramatic Adj /drəˈmætɪk/
/درمَتيك/
چشمگیر،احساسی،دراماتيك



Syn:emotional, impressive

N:dramaنمايشنامه
V:dramatizeبه شكل نمايش در آوردن

The dramatic finish of the game left us speechless.
پایان دراماتیک بازی ما را متعجب کرد.

Computers have brought dramatic changes to the workplace.
کامپیوترها موجب تغییرات چشمگیری در محل کار شدند.
Audio
✳️ Sample 2 | توضیح مدرس
✳️ Sample 3 | Exeptional
Exeptional Adj /ɪkˈsepʃn̩əl/
/ايكسِپشنل/
استثنايی

Syn:outstanding

an exceptional student
دانش آموز استثنایی
exceptional bravery
شجاعت فوق العاده

This is an exceptional case; I’ve never seen anything like it before.
این به مورد استثناییه. قبلا همچین چیزی رو ندیدم
Audio
✳️ Sample 3 | توضیح مدرس
✳️ Sample 4 | Accurate
Accurate adj /ˈækjərət/
دقيق،درست
/اَكيورت/
Syn:exact

Accurate information.
اطلاعات دقيق

Emma's vision was so accurate that she didn't need glasses.
ديد اِما آنقدر دقيق بود كه نيازي به عينك نداشت.

The machines were not yet accurate enough to give useful results.
اين ماشين ها هنوز به اندازه ي كافي دقيق نيستند كه بتوانند نتيجه ي مفيدي بدهند.
Audio
✳️ Sample 4 | توضیح مدرس
✳️ Sample 5 | Exports
exports n /ˈekspɔːrt/
/اکسپُرت/
صادرات
Opp: imports

adj. exported صادراتی
v. export صادر کرون

Wheat is one of the country’s main exports.
گندم یکی از کالاهای صادراتی مهم کشور است.
Exported goods are usually high in qualify.
کالاهای صادراتی با کیفیت هستند.
Audio
✳️ Sample 5 | توضیح مدرس
🔸نمونه درس دوره کدینگ 1100 واژه 👇👇👇

#1100Coding

✳️ Sample 1 | Stipulate
stipulate v/ˈstɪpjuleɪt/
/ستیپیولِیت/
شرط کردن، قید کردن
🔑 باهاش شرط کردم قسطی پولتو بده!

syn: specify

A delivery date is stipulated in the contract.
تاریخ تحویل در قرار داد قید شده است.

The job advertisement stipulates that the applicant must have three years' experience.
تبلیغ شغلی شرط کرده است که درخواست دهنده باید 3 سال سابقه کار داشته باشد.