انجمن حامیان مایکل جکسون
🛑 مرگ مایکل جکسون ویکیپدیا را به آشوب کشاند! 🔍 حقایق درباره مایکل جکسون: 👇 🔘 bit.ly/Join_MJSF 🔘
🔍 #شفافسازی_شایعات
متاسفانه دوباره بعضی کانالها و صفحات اقدام به پخش مطلبی کردهاند که اطلاعات درست و کافی دربارهی آن ندارند:
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
«ویکی پدیا مرگ مایکل جکسون را 3 ساعت قبل از مرگ او درج کرد! هیچکس به این خبر توجه نکرد چرا که فکر کردند نویسنده در پی جلب توجه است. از همین رو شایعه شده مرگ مایکل صحنه سازی بیش نیست
@Ajib_Tarsangiz »
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔍 حقیقتِ ماجرا را میتوانید در تصویر مطالعه کنید:
t.me/MJSupportersForum/1265
این اتفاق اصلاً ربطی به شایعهی زنده بودن مایکل جکسون ندارد و دلیلش این است که مطالب ویکیپدیا توسط هر شخصی قابل ویرایش میباشد.
هنگام انتشار خبر انتقال مایکل به بیمارستان و پخش شایعهی مرگِ او، افرادی عادی اقدام به ثبت خبر فوت مایکل جکسون در مقالات مربوط به او کردند.
در آن زمان هنوز این خبر از سوی منابع رسمی و قابل اعتماد تأیید نشده بود و به همین علت مسئولان ویکیپدیا اقدام به حذف مطالب دربارهی مرگ مایکل جکسون کردند.
سپس بعد از گذشت چند ساعت برادر مایکل «جرمین» در بیانیهای رسمی در مقابل دوربین رسانهها و خبرگزاریها، مرگ مایکل جکسون را تایید کرد.
❌ لطفاً مطلب انجمن را در همه جا منتشر کنید تا جایگزین شایعات شود و مردم حقیقت را بفهمند! ❌
📢 همچنین داستان صحیح را به گوش ادمینی که پخشکنندهی مطلب اشتباه ( t.me/ajib_tarsangiz/19859 ) بوده برسانید و خواستار تصحیح آن و انتشار پستِ جدید شوید:
@RealyFact
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🔍 حقایق درباره مایکل جکسون: 👇
🔘 bit.ly/Join_MJSF 🔘
متاسفانه دوباره بعضی کانالها و صفحات اقدام به پخش مطلبی کردهاند که اطلاعات درست و کافی دربارهی آن ندارند:
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
«ویکی پدیا مرگ مایکل جکسون را 3 ساعت قبل از مرگ او درج کرد! هیچکس به این خبر توجه نکرد چرا که فکر کردند نویسنده در پی جلب توجه است. از همین رو شایعه شده مرگ مایکل صحنه سازی بیش نیست
@Ajib_Tarsangiz »
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔍 حقیقتِ ماجرا را میتوانید در تصویر مطالعه کنید:
t.me/MJSupportersForum/1265
این اتفاق اصلاً ربطی به شایعهی زنده بودن مایکل جکسون ندارد و دلیلش این است که مطالب ویکیپدیا توسط هر شخصی قابل ویرایش میباشد.
هنگام انتشار خبر انتقال مایکل به بیمارستان و پخش شایعهی مرگِ او، افرادی عادی اقدام به ثبت خبر فوت مایکل جکسون در مقالات مربوط به او کردند.
در آن زمان هنوز این خبر از سوی منابع رسمی و قابل اعتماد تأیید نشده بود و به همین علت مسئولان ویکیپدیا اقدام به حذف مطالب دربارهی مرگ مایکل جکسون کردند.
سپس بعد از گذشت چند ساعت برادر مایکل «جرمین» در بیانیهای رسمی در مقابل دوربین رسانهها و خبرگزاریها، مرگ مایکل جکسون را تایید کرد.
❌ لطفاً مطلب انجمن را در همه جا منتشر کنید تا جایگزین شایعات شود و مردم حقیقت را بفهمند! ❌
📢 همچنین داستان صحیح را به گوش ادمینی که پخشکنندهی مطلب اشتباه ( t.me/ajib_tarsangiz/19859 ) بوده برسانید و خواستار تصحیح آن و انتشار پستِ جدید شوید:
@RealyFact
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🔍 حقایق درباره مایکل جکسون: 👇
🔘 bit.ly/Join_MJSF 🔘
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🛑 مرگ مایکل جکسون ویکیپدیا را به آشوب کشاند!
🔍 حقایق درباره مایکل جکسون: 👇
🔘 bit.ly/Join_MJSF 🔘
🔍 حقایق درباره مایکل جکسون: 👇
🔘 bit.ly/Join_MJSF 🔘
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
🗓 خط زمان
📆 یکشنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۰۶
مایکل اجازه داد تا روزنامه نگاری به نام بيلى بوش از برنامه اکسس هاليوود او را در استوديو ضبط خانگی Grouse Lodge در روستایی دور افتاده در ایرلند جنوبی ملاقات کند.
مایکل که با گریس و فرزندانش در این محل اقامت داشت سرگرم تهيهی چند آهنگ به همراه ویل.آی.ام بود.
این اولین مصاحبه مایکل پس از ترک ایالات متحده در ژوئن ۲۰۰۵ بود.
او که مشغول کار با ویل.آی.ام (will.i.am) یکی از اعضای گروه Black Eyed Peas بود، از افرادی که در استودیو سرگرم کار بودند، پرسید که آیا مانعی ندارد که تیم مصاحبه کننده پنج دقیقه در استودیو چرخ بزند و فیلم بگیرند.
سرانجام این تیم فیلمبرداری حدود ۴۰ دقیقه در استودیو در حال چرخ زدن بود و سوالاتی در مورد آینده کاریاش از او پرسیده شد.
سخنگو و مشاور مایکل، ریمون بین، بيلى بوش و تهیه کنندهی اجرایی این مصاحبه (راب سیلوراستاین که در عکس همراه با مایکل و ویل حضور دارد) را باخبر ساخت که مایکل تمایل دارد ابتدا در کلبهاش تنها با آنها ملاقات کند. بدون دوربین.
بيلی بوش:
"قبول میکنم، ضربان قلبم بالا رفته بود. او یک شخصیت افسانهای است و تا آنجا که امکان دارد، غیر معمول و دست نیافتنی.
اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که او سلامت و قبراق به نظر میرسید.
ما بلند شدیم، دست دادیم و سر صحبت را با حرف زدن در مورد زندگی باز کرديم."
این مصاحبه در ٢ نوامبر ۲۰۰۶ پخش شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 یکشنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۰۶
مایکل اجازه داد تا روزنامه نگاری به نام بيلى بوش از برنامه اکسس هاليوود او را در استوديو ضبط خانگی Grouse Lodge در روستایی دور افتاده در ایرلند جنوبی ملاقات کند.
مایکل که با گریس و فرزندانش در این محل اقامت داشت سرگرم تهيهی چند آهنگ به همراه ویل.آی.ام بود.
این اولین مصاحبه مایکل پس از ترک ایالات متحده در ژوئن ۲۰۰۵ بود.
او که مشغول کار با ویل.آی.ام (will.i.am) یکی از اعضای گروه Black Eyed Peas بود، از افرادی که در استودیو سرگرم کار بودند، پرسید که آیا مانعی ندارد که تیم مصاحبه کننده پنج دقیقه در استودیو چرخ بزند و فیلم بگیرند.
سرانجام این تیم فیلمبرداری حدود ۴۰ دقیقه در استودیو در حال چرخ زدن بود و سوالاتی در مورد آینده کاریاش از او پرسیده شد.
سخنگو و مشاور مایکل، ریمون بین، بيلى بوش و تهیه کنندهی اجرایی این مصاحبه (راب سیلوراستاین که در عکس همراه با مایکل و ویل حضور دارد) را باخبر ساخت که مایکل تمایل دارد ابتدا در کلبهاش تنها با آنها ملاقات کند. بدون دوربین.
بيلی بوش:
"قبول میکنم، ضربان قلبم بالا رفته بود. او یک شخصیت افسانهای است و تا آنجا که امکان دارد، غیر معمول و دست نیافتنی.
اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که او سلامت و قبراق به نظر میرسید.
ما بلند شدیم، دست دادیم و سر صحبت را با حرف زدن در مورد زندگی باز کرديم."
این مصاحبه در ٢ نوامبر ۲۰۰۶ پخش شد.
🆔 @MJSupportersForum
Forwarded from Deleted Account
درج زیرنویس:
🗓خط زمان
📆سه شنبه 16 اکتبر 2001
مایکل فیلمبرداری صحنه حضورش در فیلم مردان سیاه پوش 2 را انجام داد.
مایکل در این حضور کوتاه
نقش Agent m را بازی کرد.
فیلمبرداری حضور 23 ثانیه ای مایکل در این فیلم 5 ساعت به طول انجامييد.
بري ساننفلد کارگردان این فیلم
مایکل را جذاب و بانمک و کارکردن با او را راحت توصیف کرد.
مایکل سوالات زیادی در مورد نقشش داشت. او می خواست همه چیز را در مورد جلوه های ویژه پشت سرش بداند. سوننفلد به او گفت که یخبندان وجود دارد اما مایکل می خواست اطلاعات بیشتری بدست آورد:
مایکل پرسيد: «آیا می توانم یخبندان را ببینم؟»
"ما هنوز عکس ها را نداریم."
آیا چیز دیگری در پشت من وجود دارد؟ 'پنگوئن ها'
می توانم پنگوئن ها را ببینم؟ " من هنوز عکس های پنگوئن ها را ندارم
ویل اسمیت در مورد مایکل:
زمانی که او بر روی صفحه نمایش می آید، مردم واقعا خوشحال هستند. به نظر می رسد مایکل به جهان می گوید، 'باشه. من انسان هستم مثل هر کس دیگری.چیزی که من خیلی دوست داشتم این بود که او همواره میخواست جدی نقشش رو بازی کند .من فکر می کنم مردم واقعا شوکه و شگفت زده خواهند شد و از دیدن مایکل در فیلم لذت خواهند برد.
بري سوننفلد:
من خیلی دلم میخواست که مایکل در قسمت اول مردان سیاه پوش حضور داشته باشد.
اما بنا به دلایلی مایکل نمی خواست به عنوان یک بیگانه در مردان سیاه پوش 1 حضور داشته باشد.
اما 15 ماه مانده به آغاز فیلمبرداری قسمت دوم فیلم مایکل به من پیغام فرستاد که میخواد در قسمت 2 حاضر باشد.
طی صحبت دوستانه ای که من با مایکل داشتم او به من گفت که قسمت اول فیلم رو در پاریس دیده است و وقتی همه سینما را ترک کردند مایکل سر جایش نشسته و گریه کرده است.
حضور کوتاه مایکل در اين فيلم به عنوان یک افسر اطلاعات هوشمند به نام Agent m باعث شد هم منتقدان و هم مردم اجرا و حس شوخ طبعی مایکل را مورد ستايش قرار دهند.
این فیلم در اوایل ماه جولای 2002 اکران شد و در هفته اول اکرانش 52 میلیون دلار درآمد داشت.
🆔: @MJSupportersForum
درج زیرنویس:
🗓خط زمان
📆سه شنبه 16 اکتبر 2001
مایکل فیلمبرداری صحنه حضورش در فیلم مردان سیاه پوش 2 را انجام داد.
مایکل در این حضور کوتاه
نقش Agent m را بازی کرد.
فیلمبرداری حضور 23 ثانیه ای مایکل در این فیلم 5 ساعت به طول انجامييد.
بري ساننفلد کارگردان این فیلم
مایکل را جذاب و بانمک و کارکردن با او را راحت توصیف کرد.
مایکل سوالات زیادی در مورد نقشش داشت. او می خواست همه چیز را در مورد جلوه های ویژه پشت سرش بداند. سوننفلد به او گفت که یخبندان وجود دارد اما مایکل می خواست اطلاعات بیشتری بدست آورد:
مایکل پرسيد: «آیا می توانم یخبندان را ببینم؟»
"ما هنوز عکس ها را نداریم."
آیا چیز دیگری در پشت من وجود دارد؟ 'پنگوئن ها'
می توانم پنگوئن ها را ببینم؟ " من هنوز عکس های پنگوئن ها را ندارم
ویل اسمیت در مورد مایکل:
زمانی که او بر روی صفحه نمایش می آید، مردم واقعا خوشحال هستند. به نظر می رسد مایکل به جهان می گوید، 'باشه. من انسان هستم مثل هر کس دیگری.چیزی که من خیلی دوست داشتم این بود که او همواره میخواست جدی نقشش رو بازی کند .من فکر می کنم مردم واقعا شوکه و شگفت زده خواهند شد و از دیدن مایکل در فیلم لذت خواهند برد.
بري سوننفلد:
من خیلی دلم میخواست که مایکل در قسمت اول مردان سیاه پوش حضور داشته باشد.
اما بنا به دلایلی مایکل نمی خواست به عنوان یک بیگانه در مردان سیاه پوش 1 حضور داشته باشد.
اما 15 ماه مانده به آغاز فیلمبرداری قسمت دوم فیلم مایکل به من پیغام فرستاد که میخواد در قسمت 2 حاضر باشد.
طی صحبت دوستانه ای که من با مایکل داشتم او به من گفت که قسمت اول فیلم رو در پاریس دیده است و وقتی همه سینما را ترک کردند مایکل سر جایش نشسته و گریه کرده است.
حضور کوتاه مایکل در اين فيلم به عنوان یک افسر اطلاعات هوشمند به نام Agent m باعث شد هم منتقدان و هم مردم اجرا و حس شوخ طبعی مایکل را مورد ستايش قرار دهند.
این فیلم در اوایل ماه جولای 2002 اکران شد و در هفته اول اکرانش 52 میلیون دلار درآمد داشت.
🆔: @MJSupportersForum
Deleted Account
درج زیرنویس: 🗓خط زمان 📆سه شنبه 16 اکتبر 2001 مایکل فیلمبرداری صحنه حضورش در فیلم مردان سیاه پوش 2 را انجام داد. مایکل در این حضور کوتاه نقش Agent m را بازی کرد. فیلمبرداری حضور 23 ثانیه ای مایکل در این فیلم 5 ساعت به طول انجامييد. بري ساننفلد کارگردان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
🗓 خط زمان
📆 شنبه ١٨ اکتبر ۱۹۶۹
گروه جکسون فایو در شو تلویزیونی Hollywood Palace Special که به صورت زنده در ساعت ٩:٣٠ شب از شبکه abc ایالات متحده پخش میشد حاضر شدند.
در این برنامه که یک هفته بعد از انتشار اولین تک آهنگ گروه جکسون فايو «میخواهم برگردی» پخش میشد، دايانا راس برای اولین بار گروه جکسون فايو را به عموم معرفی کرد.
گروه جکسون فايو در این برنامه ترانههای Can You Remember و There Was A Time (به همراه دايانا راس و سمی ديويس جونيور) و میخواهم برگردی را اجرا کردند.
این اولین اجرای زنده آهنگ موفق «میخواهم برگردی» بود.
دايانا راس، گروه سوپريم، استیوی واندر، گلديس نايت، سمی ديويس از مهمانهای آن شب بودند.
اما بدون شک مایکل چهرهی اول آن شب بود.
اجرای مایکل در آن شب نشان دهندهی لذت بردن او در روی صحنه بود و تولد یک ستاره را نوید میداد.
به گمان بعضیها این اولین حضور گروه جکسون فايو در یک برنامه زنده تلویزیونی بود، در حالیکه اولین حضور آنها مربوط به برنامه Miss Black America در آگوست همان سال بود.
🆔 @MJSupportersForum
📆 شنبه ١٨ اکتبر ۱۹۶۹
گروه جکسون فایو در شو تلویزیونی Hollywood Palace Special که به صورت زنده در ساعت ٩:٣٠ شب از شبکه abc ایالات متحده پخش میشد حاضر شدند.
در این برنامه که یک هفته بعد از انتشار اولین تک آهنگ گروه جکسون فايو «میخواهم برگردی» پخش میشد، دايانا راس برای اولین بار گروه جکسون فايو را به عموم معرفی کرد.
گروه جکسون فايو در این برنامه ترانههای Can You Remember و There Was A Time (به همراه دايانا راس و سمی ديويس جونيور) و میخواهم برگردی را اجرا کردند.
این اولین اجرای زنده آهنگ موفق «میخواهم برگردی» بود.
دايانا راس، گروه سوپريم، استیوی واندر، گلديس نايت، سمی ديويس از مهمانهای آن شب بودند.
اما بدون شک مایکل چهرهی اول آن شب بود.
اجرای مایکل در آن شب نشان دهندهی لذت بردن او در روی صحنه بود و تولد یک ستاره را نوید میداد.
به گمان بعضیها این اولین حضور گروه جکسون فايو در یک برنامه زنده تلویزیونی بود، در حالیکه اولین حضور آنها مربوط به برنامه Miss Black America در آگوست همان سال بود.
🆔 @MJSupportersForum
👍1
انجمن حامیان مایکل جکسون
📺 انيميشنى با الهام از مايكل جكسون مكانى براى هواداران، و آنان كه دنبال حقيقتاند: 👇 🔘 bit.ly/Join_MJSF 🔘
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 ترِیلر رسمی انیمیشن:
«هالووينِ مايكل جكسون»
📺 زمان پخش:
جمعه ۲۷ اکتبر
ساعت ۸ شب
(به وقت آمریکا)
از شبکه CBS
پايگاه هواداران مايكل جكسون: 👇
🆔 @MJSupportersForum
«هالووينِ مايكل جكسون»
📺 زمان پخش:
جمعه ۲۷ اکتبر
ساعت ۸ شب
(به وقت آمریکا)
از شبکه CBS
پايگاه هواداران مايكل جكسون: 👇
🆔 @MJSupportersForum
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
🗓 خط زمان
📆 دوشنبه ١٨ اکتبر ١٩٨٢
اولین تک آهنگ آلبوم تریلر به نام «اون دختر مال منه» (The Girl Is Mine) توسط کمپانی اپيک منتشر شد.
مایکل این ترانه را به همراه پل مک کارتنی اجرا کرد.
ترانهنویس و آهنگساز این ترانه، مایکل و تهیهکنندهٔ آن کوئینسی جونز بود.
ضبط این ترانه از ۱۴ تا ۱۶ آپریل سال ۱۹۸۲ در استوديو وست ليک لس آنجلس انجام شد.
این سومین ترانهای بود که مایکل و پل مک کارتنی به اتفاق یکدیگر اجرا کردند، اما اولین ترانه از این سه ترانه بود که به عنوان تک آهنگ منتشر شد.
عکس کاور این تک آهنگ توسط لیندا همسر پل از مایکل و مک کارتنی گرفته شده است.
قسمت صحبت این ترانه ایدهی کوئينسی جونز بوده است.
این ترانه یک ماه قبل از انتشار آلبوم «تریلر» منتشر شد و اولین تک آهنگ از هفت تک آهنگ متوالی آلبوم تریلر بود که در جدول بيلبورد به جمع ١٠ آهنگ برتر رسید.
شنوندگان با شنیدن این ترانه تحت تاثیر قرار نگرفتند و گمان میکردند آلبوم تریلر ناامید کننده باشد. اما با وجود نگرانی عموم این ترانه بسیار موفق بود.
این ترانه در ۳۱ اکتبر ۱۹۸۲ با رتبه ۴۵ وارد جدول صد آهنگ برتر بيلبورد شد و نه هفته بعد در ۲ ژانويه ۱۹۸۳ به رتبه ۲ جدول رسید و سه هفته در این رتبه باقی ماند. این ترانه در مجموع ۱۸ هفته در جدول حضور داشت. ترانه «اون دختر مال منه» در جدول R&B بيلبورد به رتبه ۱ و در جدول بريتاتيا به رتبه ۸ جدول رسید.
تا سال ۱۹۸۵ میلادی ۱.۳ میلیون نسخه از این تکآهنگ به فروش رفت و موفق به کسب صفحه پلاتينيوم شد.
مایکل ضبط این ترانه را یکی از لذت بخش ترین لحظاتش در استوديو میداند.
مایکل:
"یکی از آهنگهای مورد علاقه من برای ضبط، از تمام ضبطهای من به عنوان یک هنرمند انفرادی، احتمالاً The Girl Is Mine است، زیرا کار با پل مک کارتی بسیار هیجان انگیز و به معنای واقعی کلمه سرگرم کننده بود."
داستان ساخت این ترانه از آنجا شروع شد که کوئینسی جونز از مایکل خواست تا درباره جنگ و نزاع دو مرد بر سر یک دختر آهنگی بنویسد.
مایکل یک شب که از خواب پریده بود این آهنگ را درون یک دستگاه ضبط صدا شروع به خواندن کرد.
مایکل گفت:
"من دقیقا آنچه را که در سرم میشنیدم شروع به خواندن کردم."
مایکل این ترانه را هنگامی که با پل مشغول دیدن کارتون بود تکمیل کرد.
او هرگز این ترانه را به صورت زنده اجرا نکرد.
مایکل برای ترانه «اون دختر مال منه» دو بار به دادگاه ادبی رفت.
یک بار در سال ۱۹۸۴ و بار دیگر در سال ۱۹۹۳.
در هر دو پرونده مایکل در دادگاه حضور داشت و هر دو دادگاه به نفع مایکل به پایان رسید.
در سال ۱۹۸۴ فرد سانفرد از مایکل شکایت کرده بود که مایکل از تکهای از آهنگش Please Love Me Now استفاده کرده است.
مایکل اصرار داشت که ترانه را خودش نوشته است.
دادخواست ۵ میلیون دلاریای که سانفرد علیه مایکل ارائه کرده بود با بیگناه شناخته شدن مایکل توسط هیأت ژوری که از پنج مرد و یک زن تشکیل شده بود بینتیجه ماند.
این حکم پس از یک بحث سه روزه داده شد.
مایکل در دادگاه خوانده نبود اما در دادگاه شهادت داد تا اعتبار خود را حفظ کند.
جیمز کلنک، وکیل مايکل، او را بر اساس حکم هیئت منصفه ستایش کرد:
"این مرد نابغه است. او به آهنگهای دیگران نیاز ندارد."
در جریان دادرسی، مايکل نشان داد که چگونه آهنگهایش را مىسازد:
"من آنها را در یک ضبط صوت قرار مىدهم، روی نوار آهنگها را با دهانم اجرا میكنم، و این نحوهای است كه ساختِ آهنگ اتفاق میافتد."
یکی از اعضای هیئت منصفه اظهار داشت:
"ارائهی او نشان داد که او توانایی ساخت آهنگهای خودش را دارد."
🆔 @MJSupportersForum
📆 دوشنبه ١٨ اکتبر ١٩٨٢
اولین تک آهنگ آلبوم تریلر به نام «اون دختر مال منه» (The Girl Is Mine) توسط کمپانی اپيک منتشر شد.
مایکل این ترانه را به همراه پل مک کارتنی اجرا کرد.
ترانهنویس و آهنگساز این ترانه، مایکل و تهیهکنندهٔ آن کوئینسی جونز بود.
ضبط این ترانه از ۱۴ تا ۱۶ آپریل سال ۱۹۸۲ در استوديو وست ليک لس آنجلس انجام شد.
این سومین ترانهای بود که مایکل و پل مک کارتنی به اتفاق یکدیگر اجرا کردند، اما اولین ترانه از این سه ترانه بود که به عنوان تک آهنگ منتشر شد.
عکس کاور این تک آهنگ توسط لیندا همسر پل از مایکل و مک کارتنی گرفته شده است.
قسمت صحبت این ترانه ایدهی کوئينسی جونز بوده است.
این ترانه یک ماه قبل از انتشار آلبوم «تریلر» منتشر شد و اولین تک آهنگ از هفت تک آهنگ متوالی آلبوم تریلر بود که در جدول بيلبورد به جمع ١٠ آهنگ برتر رسید.
شنوندگان با شنیدن این ترانه تحت تاثیر قرار نگرفتند و گمان میکردند آلبوم تریلر ناامید کننده باشد. اما با وجود نگرانی عموم این ترانه بسیار موفق بود.
این ترانه در ۳۱ اکتبر ۱۹۸۲ با رتبه ۴۵ وارد جدول صد آهنگ برتر بيلبورد شد و نه هفته بعد در ۲ ژانويه ۱۹۸۳ به رتبه ۲ جدول رسید و سه هفته در این رتبه باقی ماند. این ترانه در مجموع ۱۸ هفته در جدول حضور داشت. ترانه «اون دختر مال منه» در جدول R&B بيلبورد به رتبه ۱ و در جدول بريتاتيا به رتبه ۸ جدول رسید.
تا سال ۱۹۸۵ میلادی ۱.۳ میلیون نسخه از این تکآهنگ به فروش رفت و موفق به کسب صفحه پلاتينيوم شد.
مایکل ضبط این ترانه را یکی از لذت بخش ترین لحظاتش در استوديو میداند.
مایکل:
"یکی از آهنگهای مورد علاقه من برای ضبط، از تمام ضبطهای من به عنوان یک هنرمند انفرادی، احتمالاً The Girl Is Mine است، زیرا کار با پل مک کارتی بسیار هیجان انگیز و به معنای واقعی کلمه سرگرم کننده بود."
داستان ساخت این ترانه از آنجا شروع شد که کوئینسی جونز از مایکل خواست تا درباره جنگ و نزاع دو مرد بر سر یک دختر آهنگی بنویسد.
مایکل یک شب که از خواب پریده بود این آهنگ را درون یک دستگاه ضبط صدا شروع به خواندن کرد.
مایکل گفت:
"من دقیقا آنچه را که در سرم میشنیدم شروع به خواندن کردم."
مایکل این ترانه را هنگامی که با پل مشغول دیدن کارتون بود تکمیل کرد.
او هرگز این ترانه را به صورت زنده اجرا نکرد.
مایکل برای ترانه «اون دختر مال منه» دو بار به دادگاه ادبی رفت.
یک بار در سال ۱۹۸۴ و بار دیگر در سال ۱۹۹۳.
در هر دو پرونده مایکل در دادگاه حضور داشت و هر دو دادگاه به نفع مایکل به پایان رسید.
در سال ۱۹۸۴ فرد سانفرد از مایکل شکایت کرده بود که مایکل از تکهای از آهنگش Please Love Me Now استفاده کرده است.
مایکل اصرار داشت که ترانه را خودش نوشته است.
دادخواست ۵ میلیون دلاریای که سانفرد علیه مایکل ارائه کرده بود با بیگناه شناخته شدن مایکل توسط هیأت ژوری که از پنج مرد و یک زن تشکیل شده بود بینتیجه ماند.
این حکم پس از یک بحث سه روزه داده شد.
مایکل در دادگاه خوانده نبود اما در دادگاه شهادت داد تا اعتبار خود را حفظ کند.
جیمز کلنک، وکیل مايکل، او را بر اساس حکم هیئت منصفه ستایش کرد:
"این مرد نابغه است. او به آهنگهای دیگران نیاز ندارد."
در جریان دادرسی، مايکل نشان داد که چگونه آهنگهایش را مىسازد:
"من آنها را در یک ضبط صوت قرار مىدهم، روی نوار آهنگها را با دهانم اجرا میكنم، و این نحوهای است كه ساختِ آهنگ اتفاق میافتد."
یکی از اعضای هیئت منصفه اظهار داشت:
"ارائهی او نشان داد که او توانایی ساخت آهنگهای خودش را دارد."
🆔 @MJSupportersForum
👍1
دستیار زیر نویس و هایپر لینک
🗓 خط زمان 📆 دوشنبه ١٨ اکتبر ١٩٨٢ اولین تک آهنگ آلبوم تریلر به نام «اون دختر مال منه» (The Girl Is Mine) توسط کمپانی اپيک منتشر شد. مایکل این ترانه را به همراه پل مک کارتنی اجرا کرد. ترانهنویس و آهنگساز این ترانه، مایکل و تهیهکنندهٔ آن کوئینسی جونز بود.…
The Girl Is Mine (Original Demo Recording)
Michael Jackson
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
🗓 خط زمان
📆 سهشنبه ۲۱ اکتبر ۱۹۶۹
مایکل در کنار همکلاسیهایش در کلاس ششم مدرسه گاردنر
مایکل تنها ۶ ماه در این مدرسه تحصیل کرد.
این آخرین مدرسه عمومی مایکل بود.
🆔 @MJSupportersForum
📆 سهشنبه ۲۱ اکتبر ۱۹۶۹
مایکل در کنار همکلاسیهایش در کلاس ششم مدرسه گاردنر
مایکل تنها ۶ ماه در این مدرسه تحصیل کرد.
این آخرین مدرسه عمومی مایکل بود.
🆔 @MJSupportersForum
انجمن حامیان مایکل جکسون
🎥 #خبر «تریلر سه بعدی»ِ مایکل جکسون برای اولین بار در ۷۴اُمین جشنواره فیم ونیز نمایش داده خواهد شد. در این نمایش سعی شده تا با بهرهگیری از تمامی استانداردهای ممکن، بالاترین کیفیت صوتی و تصویری ارائه شود. 🔺 این پروژه که هواداران مدتها انتظار آن را میکشیدند،…
🎥 ویدیوهای تازه منتشرشده از اکران «تریلر سه بعدی»
* احتمالاً منظور جان لندیس از سورپرایز تکان دهنده، قسمت پایانیِ ویدیو بوده است.
https://instagram.com/p/BahVJ0yh-Hg
🆔 @MJSupportersForum
* احتمالاً منظور جان لندیس از سورپرایز تکان دهنده، قسمت پایانیِ ویدیو بوده است.
https://instagram.com/p/BahVJ0yh-Hg
🆔 @MJSupportersForum
Instagram
👑 انجمن حامیان مایکل جکسون 👑
📽 #Thriller3D 👹 🎥 ویدیوهای تازه منتشرشده از اکران «تریلر سه بعدی» . * احتمالاً منظور جان لندیس از سورپرایز تکان دهنده، قسمت پایانیِ ویدیو بوده است. . #MichaelJackson #Thriller #2017 #مایکل_جکسون #آهنگ #فیلم #کلیپ #موزیک_ویدیو #موزیک_ویدئو #سینما #سه_بعدی…
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
🗓 خط زمان
📆 یکشنبه ٢١ اکتبر ٢٠٠١
کنسرت خیریهی متحد ایستادهایم: بیشتر از این چه میتوانم بدهم (United We Stand: What More Can I Give) به رهبری مایکل و به منظور جمع آوری کمک مالی در جهت جبران خسارتهای وارده ناشی از حملات ١١ سپتامبر در استادیوم جی اف کندی شهر واشینگتن دی.سی.، پایتخت آمریکا برگزار شد.
این کنسرت سومین کنسرت از سه کنسرت بزرگی بود که در بزرگداشت کشتهشدگان این حادثه انجام شد.
دو کنسرت دیگر در شهر نیویورک شهر محل حادثه انجام شده بود.
این کنسرت که یک نمایش نيمروزه بود در ساعت ١ بعد از ظهر آغاز و در شب به پایان رسید.
۴۶،۰۰۰ نفر در این کنسرت که تمام بلیط هایش به فروش رفته بود حاضر بودند.
از این کنسرت مبلغ ۲ میلیون دلار جمع آوری شد.
در این کنسرت، هنرمندانی همانند جیمز براون، دستینیز چایلد، بک استریت بویز، آشر، راد استیوارت، ماریا کری، شان کامز، جاستین تیمبرلیک، انسینک، اروسمیث، پينک، آمریکا، پاف ددی، جنت جکسون، بر روی صحنه برنامه اجرا کردند. همچنین افراد معروفی همانند کوین اسپیسی، برندهٔ جایزهٔ اسکار و شهردار شهر واشینگتن دی.سی. نیز در این کنسرت حضور داشتند.
مایکل نیز در این کنسرت ترانه «مردی در آینه» را اجرا کرد.
در پایان این کنسرت، تمام افراد معروفی که در این کنسرت حضور داشتند ترانهٔ «از این بیشتر چه میتوانم بدهم» که ترانهای جدید از مایکل بود را با همراهی او خواندند.
این برنامه در روز ۱ نوامبر از شبکهٔ abc پخش شد اما با وجود آن که مایکل به عنوان رهبر این کنسرت بود، هیچ نامی از او برده نشد و فیلمی از اجرای او به صورت انفرادی در این شبکه پخش نشد و او همیشه با بقیه خوانندگان در پس زمینه فیلم برداری میشد.
این اتفاق به دلیل آن بود که مایکل برای پخش ویژهبرنامهٔ «مایکل جکسون: ۳۰اُمین سالگرد فعالیت هنری» که تنها ۴۰ روز قبل از اجرای این کنسرت برگزار شده بود با شرکت CBS قرارداد بسته بود و نمیتوانست برنامهای دیگر را از شبکهای دیگر در آن زمان پخش کند. (این اتفاق به آن دلیل افتاد که کنسرت متحد ایستادهایم: از این بیشتر چه میتوانم بدهم یکباره و بدون برنامهریزی قبلی و به خاطر بزرگداشت کشتهشدگان حملات ۱۱ سپتامبر برگزار شده بود.)
به همین دلیل پخش اجرای ترانه «Man In The Mirror» مایکل در يک مراسم جایزه نیز لغو شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 یکشنبه ٢١ اکتبر ٢٠٠١
کنسرت خیریهی متحد ایستادهایم: بیشتر از این چه میتوانم بدهم (United We Stand: What More Can I Give) به رهبری مایکل و به منظور جمع آوری کمک مالی در جهت جبران خسارتهای وارده ناشی از حملات ١١ سپتامبر در استادیوم جی اف کندی شهر واشینگتن دی.سی.، پایتخت آمریکا برگزار شد.
این کنسرت سومین کنسرت از سه کنسرت بزرگی بود که در بزرگداشت کشتهشدگان این حادثه انجام شد.
دو کنسرت دیگر در شهر نیویورک شهر محل حادثه انجام شده بود.
این کنسرت که یک نمایش نيمروزه بود در ساعت ١ بعد از ظهر آغاز و در شب به پایان رسید.
۴۶،۰۰۰ نفر در این کنسرت که تمام بلیط هایش به فروش رفته بود حاضر بودند.
از این کنسرت مبلغ ۲ میلیون دلار جمع آوری شد.
در این کنسرت، هنرمندانی همانند جیمز براون، دستینیز چایلد، بک استریت بویز، آشر، راد استیوارت، ماریا کری، شان کامز، جاستین تیمبرلیک، انسینک، اروسمیث، پينک، آمریکا، پاف ددی، جنت جکسون، بر روی صحنه برنامه اجرا کردند. همچنین افراد معروفی همانند کوین اسپیسی، برندهٔ جایزهٔ اسکار و شهردار شهر واشینگتن دی.سی. نیز در این کنسرت حضور داشتند.
مایکل نیز در این کنسرت ترانه «مردی در آینه» را اجرا کرد.
در پایان این کنسرت، تمام افراد معروفی که در این کنسرت حضور داشتند ترانهٔ «از این بیشتر چه میتوانم بدهم» که ترانهای جدید از مایکل بود را با همراهی او خواندند.
این برنامه در روز ۱ نوامبر از شبکهٔ abc پخش شد اما با وجود آن که مایکل به عنوان رهبر این کنسرت بود، هیچ نامی از او برده نشد و فیلمی از اجرای او به صورت انفرادی در این شبکه پخش نشد و او همیشه با بقیه خوانندگان در پس زمینه فیلم برداری میشد.
این اتفاق به دلیل آن بود که مایکل برای پخش ویژهبرنامهٔ «مایکل جکسون: ۳۰اُمین سالگرد فعالیت هنری» که تنها ۴۰ روز قبل از اجرای این کنسرت برگزار شده بود با شرکت CBS قرارداد بسته بود و نمیتوانست برنامهای دیگر را از شبکهای دیگر در آن زمان پخش کند. (این اتفاق به آن دلیل افتاد که کنسرت متحد ایستادهایم: از این بیشتر چه میتوانم بدهم یکباره و بدون برنامهریزی قبلی و به خاطر بزرگداشت کشتهشدگان حملات ۱۱ سپتامبر برگزار شده بود.)
به همین دلیل پخش اجرای ترانه «Man In The Mirror» مایکل در يک مراسم جایزه نیز لغو شد.
🆔 @MJSupportersForum
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
🗓 خط زمان
📆 دوشنبه ٢٢ اکتبر ٢٠٠١
مایکل در واشنگتن ضبط اجرای اسپانیایی ترانه What More Can I Give به نام Todo Para Ti را انجام داد.
شعر ورژن اسپانیایی توسط موزیسین موسیقی پاناما Rubén Blades از انگلیسی به اسپانیایی برگردانده شده است.
مارک شافل برنده سه جایزه گرمی KC Porter را برای اجرای اسپانیایی وارد پروژه کرد تا اجرای اسپانیایی با اجرای انگلیسی متفاوت باشد.
این ترانه آخرین و یکی از معدودترین ترانههایی است که مایکل به اسپانیایی خوانده است.
مایکل به خیلیها گفته بود که فکر میکرده این ترانه در هر دو زمینه لاتین و انگلیسی برنده جایزه گرمی بهترین آهنگ سال میشود، ولی متاسفانه كارشكنى كمپانى سونى و در نتيجه عدم انتشار این آهنگ به صورت سینگل، باعث عدم موفقیت این آهنگ در زمینه فروش و دریافت جایزه گرمی شد.
آناستازيا، ماریا کری، شکيرا، سلين ديون، ريکى مارتین، سانتانا، برين مک نايت، گلوريا استفان، جان سکاتا، لوتر وندراس، مایا، و تاليا خوانندگانی بودند که در هر دو اجرا مایکل را همراهی کردند. همچنین خوليو ایگلسياس (پدرِ انريكه) و لائورا پائوزينى از جمله هنرمندان مشهوری بودند که در اجرای اسپانیایی حضور داشتند.
[در تصوير مايكل و طراح كاور اين آهنگ (Romero Britto) را در كنار يكديگر مىبینید.]
🆔 @MJSupportersForum
📆 دوشنبه ٢٢ اکتبر ٢٠٠١
مایکل در واشنگتن ضبط اجرای اسپانیایی ترانه What More Can I Give به نام Todo Para Ti را انجام داد.
شعر ورژن اسپانیایی توسط موزیسین موسیقی پاناما Rubén Blades از انگلیسی به اسپانیایی برگردانده شده است.
مارک شافل برنده سه جایزه گرمی KC Porter را برای اجرای اسپانیایی وارد پروژه کرد تا اجرای اسپانیایی با اجرای انگلیسی متفاوت باشد.
این ترانه آخرین و یکی از معدودترین ترانههایی است که مایکل به اسپانیایی خوانده است.
مایکل به خیلیها گفته بود که فکر میکرده این ترانه در هر دو زمینه لاتین و انگلیسی برنده جایزه گرمی بهترین آهنگ سال میشود، ولی متاسفانه كارشكنى كمپانى سونى و در نتيجه عدم انتشار این آهنگ به صورت سینگل، باعث عدم موفقیت این آهنگ در زمینه فروش و دریافت جایزه گرمی شد.
آناستازيا، ماریا کری، شکيرا، سلين ديون، ريکى مارتین، سانتانا، برين مک نايت، گلوريا استفان، جان سکاتا، لوتر وندراس، مایا، و تاليا خوانندگانی بودند که در هر دو اجرا مایکل را همراهی کردند. همچنین خوليو ایگلسياس (پدرِ انريكه) و لائورا پائوزينى از جمله هنرمندان مشهوری بودند که در اجرای اسپانیایی حضور داشتند.
[در تصوير مايكل و طراح كاور اين آهنگ (Romero Britto) را در كنار يكديگر مىبینید.]
🆔 @MJSupportersForum
دستیار زیر نویس و هایپر لینک
🗓 خط زمان 📆 دوشنبه ٢٢ اکتبر ٢٠٠١ مایکل در واشنگتن ضبط اجرای اسپانیایی ترانه What More Can I Give به نام Todo Para Ti را انجام داد. شعر ورژن اسپانیایی توسط موزیسین موسیقی پاناما Rubén Blades از انگلیسی به اسپانیایی برگردانده شده است. مارک شافل برنده سه…
Todo Para Ti ("What More Can I Give" Spanish Version)
Michael Jackson & All Stars
🔗 t.me/MJSF_Links 🔗
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
🗓 خط زمان
📆 جمعه ٢٢ اکتبر ١٩٩٣
مایکل که در شیلی به سر میبرد و کنسرت روز قبلش به دلیل بازگشت مصدوميتش دو روز به تعويق افتاده بود، در روز استراحتش به بیمارستان کودکان Calvo Mackenna شهر پروویدنثیا شیلی رفت و با گرفتن عکس یادگاری و دادن هدايايى به کودکان این بیمارستان آنها را خوشحال نمود.
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ٢٢ اکتبر ١٩٩٣
مایکل که در شیلی به سر میبرد و کنسرت روز قبلش به دلیل بازگشت مصدوميتش دو روز به تعويق افتاده بود، در روز استراحتش به بیمارستان کودکان Calvo Mackenna شهر پروویدنثیا شیلی رفت و با گرفتن عکس یادگاری و دادن هدايايى به کودکان این بیمارستان آنها را خوشحال نمود.
🆔 @MJSupportersForum
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
🗓 خط زمان
📆 یکشنبه ٢٣ اکتبر ١٩٨٨
طی مراسمی در موزه موتاون در بلوار وست گرند ديترويت مایکل یک چک ۱۲۵ هزار دلاری را به رئیس موزه موتاون ايستر گوردی و بری گوردی مؤسس کمپانی موتاون در جهت حمایت مالی از نگهداری موزه اهدا کرد. این بیشترین مبلغی بود که تا آن زمان و تا به حال به این موزه اهدا شده است.
اقدامات امنیتی گستردهای برای بازدید مایکل از موزه در نظر گرفته شده بود. بلوار وست گرند به طور کامل مسدود شده بود و افسران و مأموران پلیس منتظر ورود مایکل و بری گوردى بودند. شهردار دیترویت کلمن یانگ در محل حاضر بود و به آنها خوشآمد گفت.
حداقل ۲۵۰۰ هوادار در یک هوای سرد بارانی انتظار ورود مایکل به موزه را میکشيدند. هنگامی که مایکل چک ۱۲۵ هزار دلاری را به بری گوردی و مدیر موزه موتاون ايستر گوردى اهدا کرد آنها به شدت مایکل را تشویق کردند. مایکل همچنین سه شیء از مجموعه شخصی خود را به موزه اهدا کرد: یک دستکش پولکدوزیشده براق، یک فدورا سیاه و یکدست لباسی که در روی صحنه در سال ۱۹۷۲ هنگامی که ۱۳ سال داشت پوشیده بود.
مایکل در اين مراسم گفت: «خیلی خوبه که اینجا هستم. من بسیار خوشحالم و افتخار میکنم که به خاکی که از آن آمدهام بازگشتم. بری گوردی مردی است که همه چیز رو برای من ممکن کرد. بری از تو ممنونم و عاشق تو هستم.»
گوردی نيز به جمعیت گفت: «مایکل جکسون میداند که موفقیت در زندگی صرفاً محدود به شهرت و ثروت و دستاوردهای مادی نیست.» گوردی ستاره پاپ را یکی از بزرگترین حاميان موزه دانست. او مایکل را با این جمله مورد ستایش قرار داد، «مردی که نه تنها بزرگترین هنرمندی است که از موتاون سر برآورده، بلکه بزرگترین هنرمندی است که از هر شهری ممکن است سر برآورد.»
هنگامی که برى گوردى در حال آمادهسازی فروش موتاون به MCA بود، مایکل در اروپا بود و قصد داشت برای گوردی و موتاون کاری انجام دهد. مدتی بعد، گوردى به مایکل پیشنهاد داد تا کاری برای موزه موتاون انجام دهد. مایکل پیشنهاد برى را بیپاسخ نگذاشت و از هنگکنگ با ايستر ادواردز مدیر موزه تماس تلفنی برقرار کرد. نتیجهی این تماس این شد که هنگامی که مایکل برای اجرای سه کنسرت در تاریخهای ۲۴، ۲۵ و ۲۶ اکتبر ۱۹۸۸ در شهر اوبرن هیلز به ایالت میشیگان آمد تمام سود کنسرت اول خود در شهر اوبرن هيلز این ايالت را به موزه موتاون اهدا کرد.
کمپانی موتاون در ۱۳ ژانويه ۱۹۵۹ توسط بری گوردی در دیترویت میشیگان تأسیس شد. گوردى در سال ۱۹۶۷ و در پی شورش ديترويت و از دست دادن عضو کلیدی تیم آهنگسازی و تولید خود Holland–Dozier–Holland تصمیم گرفت کمپانی را از دیترویت به لس آنجلس انتقال دهد. این حرکت در سال ۱۹۷۲ تکمیل شد و موتاون به شرکت تولید برنامههای تلویزیونی و فیلم گسترش یافت و تا ۲۸ ژوئن ۱۹۹۴ یک شرکت مستقل باقی ماند.
ساختمان “Hitsville U.S.A” در بلوار 2648 West Grand در دیترویت، که مقر موتاون از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۸ بود، در سال ۱۹۸۵ توسط خواهر بزرگتر برى، ايستر گوردى ادواردز، تبدیل به موزه موتاون شد. او رئیس این موزه بود و از او به عنوان مادر موتاون نام برده میشود. ايستر در اوت ۲۰۱۱ در سن ۹۱ سالگی در منزلش واقع در برج جفرسون ديترويت درگذشت.
برى گوردی رئیس کمپانی موتاون کاشف مایکل و گروه جکسون فایو بود.کمپانی موتاون در حد فاصل سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۱، ۱۱۰ آهنگ در جمع ده آهنگ برتر (Top 10) جدول صد آهنگ برتر بيلبورد داشت.
🆔 @MJSupportersForum
📆 یکشنبه ٢٣ اکتبر ١٩٨٨
طی مراسمی در موزه موتاون در بلوار وست گرند ديترويت مایکل یک چک ۱۲۵ هزار دلاری را به رئیس موزه موتاون ايستر گوردی و بری گوردی مؤسس کمپانی موتاون در جهت حمایت مالی از نگهداری موزه اهدا کرد. این بیشترین مبلغی بود که تا آن زمان و تا به حال به این موزه اهدا شده است.
اقدامات امنیتی گستردهای برای بازدید مایکل از موزه در نظر گرفته شده بود. بلوار وست گرند به طور کامل مسدود شده بود و افسران و مأموران پلیس منتظر ورود مایکل و بری گوردى بودند. شهردار دیترویت کلمن یانگ در محل حاضر بود و به آنها خوشآمد گفت.
حداقل ۲۵۰۰ هوادار در یک هوای سرد بارانی انتظار ورود مایکل به موزه را میکشيدند. هنگامی که مایکل چک ۱۲۵ هزار دلاری را به بری گوردی و مدیر موزه موتاون ايستر گوردى اهدا کرد آنها به شدت مایکل را تشویق کردند. مایکل همچنین سه شیء از مجموعه شخصی خود را به موزه اهدا کرد: یک دستکش پولکدوزیشده براق، یک فدورا سیاه و یکدست لباسی که در روی صحنه در سال ۱۹۷۲ هنگامی که ۱۳ سال داشت پوشیده بود.
مایکل در اين مراسم گفت: «خیلی خوبه که اینجا هستم. من بسیار خوشحالم و افتخار میکنم که به خاکی که از آن آمدهام بازگشتم. بری گوردی مردی است که همه چیز رو برای من ممکن کرد. بری از تو ممنونم و عاشق تو هستم.»
گوردی نيز به جمعیت گفت: «مایکل جکسون میداند که موفقیت در زندگی صرفاً محدود به شهرت و ثروت و دستاوردهای مادی نیست.» گوردی ستاره پاپ را یکی از بزرگترین حاميان موزه دانست. او مایکل را با این جمله مورد ستایش قرار داد، «مردی که نه تنها بزرگترین هنرمندی است که از موتاون سر برآورده، بلکه بزرگترین هنرمندی است که از هر شهری ممکن است سر برآورد.»
هنگامی که برى گوردى در حال آمادهسازی فروش موتاون به MCA بود، مایکل در اروپا بود و قصد داشت برای گوردی و موتاون کاری انجام دهد. مدتی بعد، گوردى به مایکل پیشنهاد داد تا کاری برای موزه موتاون انجام دهد. مایکل پیشنهاد برى را بیپاسخ نگذاشت و از هنگکنگ با ايستر ادواردز مدیر موزه تماس تلفنی برقرار کرد. نتیجهی این تماس این شد که هنگامی که مایکل برای اجرای سه کنسرت در تاریخهای ۲۴، ۲۵ و ۲۶ اکتبر ۱۹۸۸ در شهر اوبرن هیلز به ایالت میشیگان آمد تمام سود کنسرت اول خود در شهر اوبرن هيلز این ايالت را به موزه موتاون اهدا کرد.
کمپانی موتاون در ۱۳ ژانويه ۱۹۵۹ توسط بری گوردی در دیترویت میشیگان تأسیس شد. گوردى در سال ۱۹۶۷ و در پی شورش ديترويت و از دست دادن عضو کلیدی تیم آهنگسازی و تولید خود Holland–Dozier–Holland تصمیم گرفت کمپانی را از دیترویت به لس آنجلس انتقال دهد. این حرکت در سال ۱۹۷۲ تکمیل شد و موتاون به شرکت تولید برنامههای تلویزیونی و فیلم گسترش یافت و تا ۲۸ ژوئن ۱۹۹۴ یک شرکت مستقل باقی ماند.
ساختمان “Hitsville U.S.A” در بلوار 2648 West Grand در دیترویت، که مقر موتاون از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۸ بود، در سال ۱۹۸۵ توسط خواهر بزرگتر برى، ايستر گوردى ادواردز، تبدیل به موزه موتاون شد. او رئیس این موزه بود و از او به عنوان مادر موتاون نام برده میشود. ايستر در اوت ۲۰۱۱ در سن ۹۱ سالگی در منزلش واقع در برج جفرسون ديترويت درگذشت.
برى گوردی رئیس کمپانی موتاون کاشف مایکل و گروه جکسون فایو بود.کمپانی موتاون در حد فاصل سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۱، ۱۱۰ آهنگ در جمع ده آهنگ برتر (Top 10) جدول صد آهنگ برتر بيلبورد داشت.
🆔 @MJSupportersForum
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
🗓 خط زمان
📆 پنجشنبه ۲۳ اکتبر ۲۰۰۸
مایکل در ۲۳ اکتبر ۲۰۰۸ روز پرکاری را در بورلى هيلز سپری کرد. او ابتدا به یک فروشگاه عتیقهفروشی به نام آف د وال، سابقاً واقع در خیابان Melrose در غرب هاليوود، رفت. با هجوم مردم به سمت فروشگاه اوضاع برای مایکل کمی طاقتفرسا شد. آنها بر درها و پنجرهها میکوبیدند. به خاطر همین مایکل سریع وارد فروشگاه شد، یک هواپیمای آلومینیومی خرید و به سرعت نیز بیرون رفت؛ در حالیکه پاپاراتزیها سخت در تعقیب او بودند.
برخلاف آشوبی که بیرون فروشگاه بر پا بود، در داخل فروشگاه مایکل کاملاً خونسرد به نظر میرسيد. هنگام خروج مايکل از فروشگاه، پاپاراتزی و طرفداران در همه جا پراکنده و او را احاطه کرده بودند. هنگامی که مایکل سوار اتومبیلش شد، پنجره را پایین کشید و دستش را بیرون آورد و با مردم دست داد.
پس از آن مایکل به فروشگاه لوازم آرایشی آلتر ایگو در بدفورد درايو بورلى هيلز و سپس به فروشگاه عتیقهفروشی Mayfair Gallery در بلوار La Cienega در غرب هاليوود رفت. آخرین فروشگاهی که مايکل از آن بازدید کرد عتیقهفروشی Jan de Luz در بلوار رابرتسون بود.
در انتها مایکل به کلینیک دکتر کلين در بورلى هيلز رفت.
🆔 @MJSupportersForum
📆 پنجشنبه ۲۳ اکتبر ۲۰۰۸
مایکل در ۲۳ اکتبر ۲۰۰۸ روز پرکاری را در بورلى هيلز سپری کرد. او ابتدا به یک فروشگاه عتیقهفروشی به نام آف د وال، سابقاً واقع در خیابان Melrose در غرب هاليوود، رفت. با هجوم مردم به سمت فروشگاه اوضاع برای مایکل کمی طاقتفرسا شد. آنها بر درها و پنجرهها میکوبیدند. به خاطر همین مایکل سریع وارد فروشگاه شد، یک هواپیمای آلومینیومی خرید و به سرعت نیز بیرون رفت؛ در حالیکه پاپاراتزیها سخت در تعقیب او بودند.
برخلاف آشوبی که بیرون فروشگاه بر پا بود، در داخل فروشگاه مایکل کاملاً خونسرد به نظر میرسيد. هنگام خروج مايکل از فروشگاه، پاپاراتزی و طرفداران در همه جا پراکنده و او را احاطه کرده بودند. هنگامی که مایکل سوار اتومبیلش شد، پنجره را پایین کشید و دستش را بیرون آورد و با مردم دست داد.
پس از آن مایکل به فروشگاه لوازم آرایشی آلتر ایگو در بدفورد درايو بورلى هيلز و سپس به فروشگاه عتیقهفروشی Mayfair Gallery در بلوار La Cienega در غرب هاليوود رفت. آخرین فروشگاهی که مايکل از آن بازدید کرد عتیقهفروشی Jan de Luz در بلوار رابرتسون بود.
در انتها مایکل به کلینیک دکتر کلين در بورلى هيلز رفت.
🆔 @MJSupportersForum
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
🗓 خط زمان
📆 جمعه ٢٣ اکتبر ١٩٨٧
هنگامی که مایکل تعطیلاتش در هنگ کنگ را سپری میکرد به عنوان یک توریست از شهر ژونگشان چین بازدید کرد.
این سفر یکروزه ٧ ساعت به طول انجامید. این تنها بازدید مایکل از کشور چین در طول حیاتش بود.
ليو گوانگشى تور لیدر شرکت خدمات مسافرتى ژونگشان چین یک لیست توریست دوازده نفره را دریافت کرد که نفر اول این لیست مایکل بود. در آن زمان لیو تنها ٢٣ سال داشت. این لیست هنوز هم در شرایط بسیار خوبی نگهداری میشود.
مایکل در هنگام ورود پیراهن سبز تیره، شلوار مشکی و عينک آفتابی به چشم داشت. ليو ابتدا آنها را به روستای يونمو شهر سانشاينگ و سپس به روستای کويهنگ شهر نانلانگ برد.
اگر چه در سال ١٩٨٧ فضای چین خیلی برای موسیقی پاپ خارجی باز نبود، اما گروه عظیمی از جوانان ژونگشان مایکل را میشناختند و بابت آلبوم تریلر از او تشکر میکردند.
مایکل در این سفر بسیار خوشحال بود و باديگاردهای زیادی او را احاطه نکرده بودند.
در روستای يونگو بسیاری از گردشگران خارجی و روستائیان با مایکل عکس یادگاری و از او امضا گرفتند. مایکل تنها ۴۰ دقیقه را در این روستا سپری کرد. او به وضوح به این روستای چین که مدرن نبود علاقمند شده بود. او با دیدن زمینهای برنج، بوفالوهای آبی و اردکها در حوضچه بسیار هیجان زده شده بود. مهمان نوازی روستائیان و شیوه زندگی سادهی آنها عمیقاً مایکل را جذب خود کرده بود. در حالیکه مایکل در جاده بلومونو راه میرفت کودکی که در پارچهای از جنس ساتن پوشیده شده بود توجهش را جلب کرد. مايکل برای لحظاتی این کودک را در آغوش گرفت. عکسها و فیلمی که از این صحنه گرفته شده بسیار مشهور است.
او به بچههای این روستا سلام کرد و عکسی گروهی به يادگار با کودکان روستای يونگو گرفت. مایکل که لبخند میزد توسط چندین کودک دوست داشتنی احاطه شده بود. مایکل این عکس را در کتاب زندگینامهاش مونواک منتشر کرد و در زیر آن نوشت: "من موقع روبرو شدن با نوزاد نمیتونم مقاومت کنم." مایکل همچنين با پیرزنی در مقابل منزلش عکس یادگاری گرفت، که این عکس نیز یکی از عکسهای مشهور مایکل است و نوه های این پیرزن هنوز این عکس را بر دیوار خانهشان دارند.
مایکل و بقیه گروه ناهار را در Hot Spring Resort ژونگشان خوردند. مایکل که در آن زمان گیاه خوار بود غذایی گیاهی خورد. بعد از ناهار آنها به روستای کويهنگ شهر زادگاه سون يات سن رفتند و از موزه به همین نام و دبیرستان یادبود ژونگشان بازدید کردند.
سون يات سن نخستین رئیس جمهور و بنیانگذار جمهوری چین است و از او به عنوان پدر چین مدرن نام برده میشود.
مایکل در موزه از ليو خواست که اطلاعاتش در مورد سون يات سن را به او بگويد.
در انتهای این سفر ۷ ساعته مایکل به ليو گفته بود مناظر ژونگشان شبیه به سوئیس است، همه چيز سبز است.
ليو گوانگشى:
"او ما را با خاطرات خوب ترک کرد، او بسیار آرام و صمیمی بود. ماندن او خيلی کوتاه بود و ما هیچ فرصتی برای بحث در مورد موضوعات خاص نداشتیم. ليو از این موضوع بسیار ناراحت است اما او بابت دقت و توجه مایکل تحت تاثیر قرار گرفته است.
هنگامی که مایکل به هنگ کنگ رفت از مدیرش خواسته بود که عکس امضا شدهاش با من را به اضافه عکسهای بچهها و آن پیرزن و عکسهای گرفته شدهی دیگر را برای من بفرستد. ليو نیز آن عکسها را به روستای يونگو فرستاد و تا به امروز بسیاری از اين عکسها در خانههای روستائیان باقی مانده است. برای ما این یک خاطرهی فوقالعاده است که مایکل اینها را برای ما نگه داشته است."
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ٢٣ اکتبر ١٩٨٧
هنگامی که مایکل تعطیلاتش در هنگ کنگ را سپری میکرد به عنوان یک توریست از شهر ژونگشان چین بازدید کرد.
این سفر یکروزه ٧ ساعت به طول انجامید. این تنها بازدید مایکل از کشور چین در طول حیاتش بود.
ليو گوانگشى تور لیدر شرکت خدمات مسافرتى ژونگشان چین یک لیست توریست دوازده نفره را دریافت کرد که نفر اول این لیست مایکل بود. در آن زمان لیو تنها ٢٣ سال داشت. این لیست هنوز هم در شرایط بسیار خوبی نگهداری میشود.
مایکل در هنگام ورود پیراهن سبز تیره، شلوار مشکی و عينک آفتابی به چشم داشت. ليو ابتدا آنها را به روستای يونمو شهر سانشاينگ و سپس به روستای کويهنگ شهر نانلانگ برد.
اگر چه در سال ١٩٨٧ فضای چین خیلی برای موسیقی پاپ خارجی باز نبود، اما گروه عظیمی از جوانان ژونگشان مایکل را میشناختند و بابت آلبوم تریلر از او تشکر میکردند.
مایکل در این سفر بسیار خوشحال بود و باديگاردهای زیادی او را احاطه نکرده بودند.
در روستای يونگو بسیاری از گردشگران خارجی و روستائیان با مایکل عکس یادگاری و از او امضا گرفتند. مایکل تنها ۴۰ دقیقه را در این روستا سپری کرد. او به وضوح به این روستای چین که مدرن نبود علاقمند شده بود. او با دیدن زمینهای برنج، بوفالوهای آبی و اردکها در حوضچه بسیار هیجان زده شده بود. مهمان نوازی روستائیان و شیوه زندگی سادهی آنها عمیقاً مایکل را جذب خود کرده بود. در حالیکه مایکل در جاده بلومونو راه میرفت کودکی که در پارچهای از جنس ساتن پوشیده شده بود توجهش را جلب کرد. مايکل برای لحظاتی این کودک را در آغوش گرفت. عکسها و فیلمی که از این صحنه گرفته شده بسیار مشهور است.
او به بچههای این روستا سلام کرد و عکسی گروهی به يادگار با کودکان روستای يونگو گرفت. مایکل که لبخند میزد توسط چندین کودک دوست داشتنی احاطه شده بود. مایکل این عکس را در کتاب زندگینامهاش مونواک منتشر کرد و در زیر آن نوشت: "من موقع روبرو شدن با نوزاد نمیتونم مقاومت کنم." مایکل همچنين با پیرزنی در مقابل منزلش عکس یادگاری گرفت، که این عکس نیز یکی از عکسهای مشهور مایکل است و نوه های این پیرزن هنوز این عکس را بر دیوار خانهشان دارند.
مایکل و بقیه گروه ناهار را در Hot Spring Resort ژونگشان خوردند. مایکل که در آن زمان گیاه خوار بود غذایی گیاهی خورد. بعد از ناهار آنها به روستای کويهنگ شهر زادگاه سون يات سن رفتند و از موزه به همین نام و دبیرستان یادبود ژونگشان بازدید کردند.
سون يات سن نخستین رئیس جمهور و بنیانگذار جمهوری چین است و از او به عنوان پدر چین مدرن نام برده میشود.
مایکل در موزه از ليو خواست که اطلاعاتش در مورد سون يات سن را به او بگويد.
در انتهای این سفر ۷ ساعته مایکل به ليو گفته بود مناظر ژونگشان شبیه به سوئیس است، همه چيز سبز است.
ليو گوانگشى:
"او ما را با خاطرات خوب ترک کرد، او بسیار آرام و صمیمی بود. ماندن او خيلی کوتاه بود و ما هیچ فرصتی برای بحث در مورد موضوعات خاص نداشتیم. ليو از این موضوع بسیار ناراحت است اما او بابت دقت و توجه مایکل تحت تاثیر قرار گرفته است.
هنگامی که مایکل به هنگ کنگ رفت از مدیرش خواسته بود که عکس امضا شدهاش با من را به اضافه عکسهای بچهها و آن پیرزن و عکسهای گرفته شدهی دیگر را برای من بفرستد. ليو نیز آن عکسها را به روستای يونگو فرستاد و تا به امروز بسیاری از اين عکسها در خانههای روستائیان باقی مانده است. برای ما این یک خاطرهی فوقالعاده است که مایکل اینها را برای ما نگه داشته است."
🆔 @MJSupportersForum
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
🗓 خط زمان
📆 ۲۴ اکتبر ۱۹۷۸
فیلم The Wiz توسط کمپانی یونیورسال پیکچرز یک سال پس از آغاز تولیدش در شهر نیویورک به اکران عمومی درآمد. مایکل نیز به همراه خانوادهاش و دايانا راس، برى گوردى و کوئينسى جونز در افتتاحیه فیلم حاضر شد.
این فیلم ۱۳۳ دقیقهای که توليد آن بر عهده دو شرکت فیلمسازی یونیورسال پیکچرز و موتاون پروداکشنز بود با بودجهای ۲۴ میلیون دلاری توسط Sidney Lumet (كارگردان فیلمهای «۱۲ مرد خشمگین» و «بعد از ظهر سگی») کارگردانی شد. دايانا راس، مایکل جکسون، نيپسى راسل و تد راس از جمله بازیگران اين فيلم بودند.
در سپتامبر ۱۹۷۷، موتاون حق تهيه فيلمی از نمايش ويز را، كه نسخهای جديد از فيلم فوقالعادهی جادوگر شهر اُز و با بازی بازيگران سياهپوست بود، به دست آورد.
مايكل: «موتاون اين نمايش را به يک علت خريداری كرد. تا آنجايی كه میدانم حضور دايانا راس در اين نمايش بهترين دليل ممكن بود.»
فیلم ویز در استوديو Astoria در منطقه کوئینز نیویورک فیلمبرداری شد. در قسمتی از این فیلم از ۶۵۰ رقصنده، ۳۸۵ تن از عوامل و ۱۲۰۰ دست لباس استفاده شد.
ویز هشتمین فیلم مشهوری بود که توسط موتاون تولید شد. گوردی ابتدا خواهان آن بود که استفانی میلز، خواننده نوجوانی که نقش دوروتی را در نمایش ویز در برادوی اجرا کرده بود، اینبار هم این نقش را در نسخه فیلمی آن بازی کند. هنگامی که ستاره موتاون، دایانا راس، از گوردی پرسید که آیا او میتواند به عنوان دوروتی بازی کند، گوردی درخواست او را نپذیرفت و گفت که راس ۳۳ ساله برای این نقش خیلی پیر است. راس به دیدار راب کوهن مدیر اجرایی در یونیورسال پیکچرز رفت و او را متقاعد کرد تا قراردادی را در اختیار او قرار دهد که در آن قید شده باشد به شرط حضور راس در نقش دوروتی این فیلم را تولید خواهد کرد. گوردی و کوهن با این قرارداد توافق میکنند.
هنگامی که قرار بود فیلمبرداری آغاز شود، جان بدهام متوجه شد که دایانا راس قرار است نقش دوروتی را بازی کند، بنابراین از کارگردانی فیلم انصراف داد. سپس کوهن سیدنی لومت را جايگزين او کرد. دايانا راس كه نقش دوروتی را بازی میكرد، به مايكل پيشنهاد داد كه تكهای از نقش يكی از كاراكترهای اين نمايش را بطور آزمايشی بازی كند. مايكل نقش مترسك را انتخاب كرد. زيرا فكر میكرد كه اين شخصيت، بيش از ساير شخصيتها با او همخوانی دارد.
مايكل: «وقتى سيدنی لومت كارگردان اين نمايش برای ايفای اين نقش، به من تلفن كرد، احساس غرور كردم و در عين حال كمی هم ترسيدم.»
گريم كردن مايكل و تبديل او به يك مترسک، پنج ساعت طول میكشيد و اين كار به مدت ۶ روز در هفته تكرار میشد. مايكل از بازی در اين فيلم خوشش آمده بود و اظهار داشت که بازی در اين فيلم به او الهامات تازهای بخشیده است. مایکل در سال ۱۹۷۷ موتاون را به مقصد اپيک ترک کرده بود. مایکل برای نقشی که به او داده شده بود ویدیوهایی از غزالها، یوزپلنگها و پلنگها را تماشا میکرد تا بتواند از حرکات زیبای آنها الگو بردارد. پدر مایکل، جوزف، نمیخواست او در این نقش ظاهر شود، چراکه او در آن زمان مدیریت مایکل را بر عهده داشت، اما مايکل حاضر به گوش دادن به پدرش نشد و تصمیم گرفت در فیلم بازی کند. کوئينسى جونز سرپرست موسیقی و تهیهکننده موسیقی این فیلم بود. او بعدها گفت که در ابتدا نمیخواست در اين فیلم حضور داشته باشد، اما این کار را به خاطر سیدنی لومت انجام داد. در طی تولید فیلم، جونز اولین بار مایکل را ملاقات کرد. جونز همکاری خود با مایکل را به عنوان یکی از تجربیات مورد علاقهاش از فیلم ویز یاد کرد و از تعهد مايکل به نقشش تمجید کرد و بازی او را با سمی ديويس جونيور مقایسه کرد.
با این حال، فیلم ویز یک شکست تجاری بود، زیرا تولید ۲۴ میلیون دلاری آن فقط ۱۳/۶ میلیون دلار کسب کرد. در آن زمان، این فیلم پرهزینهترین فیلم موزیکالی بود که تا کنون ساخته شده بود.
اجرای مایکل جکسون در نقش مترسک یکی از تنها نقاط قوت این فیلم از نگاه منتقدین به شمار میآمد که معتقد بودند او «در بازیگری استعدادی واقعی» دارد.
مایکل بعدها اظهار داشت که زمان کار او در ویز بزرگترین تجربهاش تا کنون بوده است. مایکل: «من هرگز این را فراموش نخواهم کرد. کار کردن با دايانا فوقالعاده بود و چیزهای زیادی از او یاد گرفتم. من و دايانا مثل خواهر و برادر هستيم.»
فیلم ویز اولین بار از شبکه تلویزیونی CBS در ۵ مه ۱۹۸۴ (با تدوینی به مدت زمان ۱۰۰ دقیقه) پخش شد.
فیلم ویز در چهار زمینهی بهترین کارگردان هنری، بهترین طراحی صحنه و لباس، بهترین موسیقی اصلی و بهترین فیلمبرداری نامزد دریافت جایزه اسکار شد، اما موفق به کسب هیچ یک از این جوایز نشد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 ۲۴ اکتبر ۱۹۷۸
فیلم The Wiz توسط کمپانی یونیورسال پیکچرز یک سال پس از آغاز تولیدش در شهر نیویورک به اکران عمومی درآمد. مایکل نیز به همراه خانوادهاش و دايانا راس، برى گوردى و کوئينسى جونز در افتتاحیه فیلم حاضر شد.
این فیلم ۱۳۳ دقیقهای که توليد آن بر عهده دو شرکت فیلمسازی یونیورسال پیکچرز و موتاون پروداکشنز بود با بودجهای ۲۴ میلیون دلاری توسط Sidney Lumet (كارگردان فیلمهای «۱۲ مرد خشمگین» و «بعد از ظهر سگی») کارگردانی شد. دايانا راس، مایکل جکسون، نيپسى راسل و تد راس از جمله بازیگران اين فيلم بودند.
در سپتامبر ۱۹۷۷، موتاون حق تهيه فيلمی از نمايش ويز را، كه نسخهای جديد از فيلم فوقالعادهی جادوگر شهر اُز و با بازی بازيگران سياهپوست بود، به دست آورد.
مايكل: «موتاون اين نمايش را به يک علت خريداری كرد. تا آنجايی كه میدانم حضور دايانا راس در اين نمايش بهترين دليل ممكن بود.»
فیلم ویز در استوديو Astoria در منطقه کوئینز نیویورک فیلمبرداری شد. در قسمتی از این فیلم از ۶۵۰ رقصنده، ۳۸۵ تن از عوامل و ۱۲۰۰ دست لباس استفاده شد.
ویز هشتمین فیلم مشهوری بود که توسط موتاون تولید شد. گوردی ابتدا خواهان آن بود که استفانی میلز، خواننده نوجوانی که نقش دوروتی را در نمایش ویز در برادوی اجرا کرده بود، اینبار هم این نقش را در نسخه فیلمی آن بازی کند. هنگامی که ستاره موتاون، دایانا راس، از گوردی پرسید که آیا او میتواند به عنوان دوروتی بازی کند، گوردی درخواست او را نپذیرفت و گفت که راس ۳۳ ساله برای این نقش خیلی پیر است. راس به دیدار راب کوهن مدیر اجرایی در یونیورسال پیکچرز رفت و او را متقاعد کرد تا قراردادی را در اختیار او قرار دهد که در آن قید شده باشد به شرط حضور راس در نقش دوروتی این فیلم را تولید خواهد کرد. گوردی و کوهن با این قرارداد توافق میکنند.
هنگامی که قرار بود فیلمبرداری آغاز شود، جان بدهام متوجه شد که دایانا راس قرار است نقش دوروتی را بازی کند، بنابراین از کارگردانی فیلم انصراف داد. سپس کوهن سیدنی لومت را جايگزين او کرد. دايانا راس كه نقش دوروتی را بازی میكرد، به مايكل پيشنهاد داد كه تكهای از نقش يكی از كاراكترهای اين نمايش را بطور آزمايشی بازی كند. مايكل نقش مترسك را انتخاب كرد. زيرا فكر میكرد كه اين شخصيت، بيش از ساير شخصيتها با او همخوانی دارد.
مايكل: «وقتى سيدنی لومت كارگردان اين نمايش برای ايفای اين نقش، به من تلفن كرد، احساس غرور كردم و در عين حال كمی هم ترسيدم.»
گريم كردن مايكل و تبديل او به يك مترسک، پنج ساعت طول میكشيد و اين كار به مدت ۶ روز در هفته تكرار میشد. مايكل از بازی در اين فيلم خوشش آمده بود و اظهار داشت که بازی در اين فيلم به او الهامات تازهای بخشیده است. مایکل در سال ۱۹۷۷ موتاون را به مقصد اپيک ترک کرده بود. مایکل برای نقشی که به او داده شده بود ویدیوهایی از غزالها، یوزپلنگها و پلنگها را تماشا میکرد تا بتواند از حرکات زیبای آنها الگو بردارد. پدر مایکل، جوزف، نمیخواست او در این نقش ظاهر شود، چراکه او در آن زمان مدیریت مایکل را بر عهده داشت، اما مايکل حاضر به گوش دادن به پدرش نشد و تصمیم گرفت در فیلم بازی کند. کوئينسى جونز سرپرست موسیقی و تهیهکننده موسیقی این فیلم بود. او بعدها گفت که در ابتدا نمیخواست در اين فیلم حضور داشته باشد، اما این کار را به خاطر سیدنی لومت انجام داد. در طی تولید فیلم، جونز اولین بار مایکل را ملاقات کرد. جونز همکاری خود با مایکل را به عنوان یکی از تجربیات مورد علاقهاش از فیلم ویز یاد کرد و از تعهد مايکل به نقشش تمجید کرد و بازی او را با سمی ديويس جونيور مقایسه کرد.
با این حال، فیلم ویز یک شکست تجاری بود، زیرا تولید ۲۴ میلیون دلاری آن فقط ۱۳/۶ میلیون دلار کسب کرد. در آن زمان، این فیلم پرهزینهترین فیلم موزیکالی بود که تا کنون ساخته شده بود.
اجرای مایکل جکسون در نقش مترسک یکی از تنها نقاط قوت این فیلم از نگاه منتقدین به شمار میآمد که معتقد بودند او «در بازیگری استعدادی واقعی» دارد.
مایکل بعدها اظهار داشت که زمان کار او در ویز بزرگترین تجربهاش تا کنون بوده است. مایکل: «من هرگز این را فراموش نخواهم کرد. کار کردن با دايانا فوقالعاده بود و چیزهای زیادی از او یاد گرفتم. من و دايانا مثل خواهر و برادر هستيم.»
فیلم ویز اولین بار از شبکه تلویزیونی CBS در ۵ مه ۱۹۸۴ (با تدوینی به مدت زمان ۱۰۰ دقیقه) پخش شد.
فیلم ویز در چهار زمینهی بهترین کارگردان هنری، بهترین طراحی صحنه و لباس، بهترین موسیقی اصلی و بهترین فیلمبرداری نامزد دریافت جایزه اسکار شد، اما موفق به کسب هیچ یک از این جوایز نشد.
🆔 @MJSupportersForum