انجمن حامیان مایکل جکسون
2.27K subscribers
865 photos
399 videos
93 files
632 links
☑️ پایگاه رسمی هواداران و مرجع تخصصی مايكل جكسون در ایران

🔍 حقايق و شفافسازى شايعات
📝 سخنان مايكل جكسون
📷 عكس،آهنگ،ويديو
📰 اخبار روز

🌐 MJSupportersForum.com

📮ارتباط با مدیریت: @MJSFadmin

⚜️The Official Iranian MJ Fan Community
Download Telegram
🗓 خط زمان
📆 شنبه ١٠ فوریه ١٩٩٣

مایکل در برنامه‌ی مصاحبه با اپرا وينفرى حاضر شد.

🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 شنبه ١٠ فوریه ١٩٩٣

مایکل در برنامه‌ی مصاحبه با اپرا وينفرى حاضر شد.

این مصاحبه در خانه‌ی مایکل نورلند و به صورت زنده برگزار گرديد.
این اولین مصاحبه تلویزیونی مایکل بعد از چهارده سال بود.
مایکل در طول این مصاحبه ٩٠ دقیقه‌ای در مورد زندگی شخصی‌اش، حرفه‌اش، دلیل سفید شدن پوستش صحبت کرد و به روشن کردن بعضی از شایعات پیرامونش پرداخت.
او همچنین اپرا را به یک گردش شبانه در نورلند دعوت کرد.
الیزابت تیلور که در خانه‌ی مایکل بود برای دقایقی در این مصاحبه حضور یافت و در مورد مایکل صحبت کرد.
موزیک ویدئوی Give In To Me برای اولین بار در این مصاحبه پخش شد.
اين مصاحبه با بیش از ٩٠ میلیون بیننده در سراسر جهان پربيننده ترین مصاحبه‌ی تلویزیونی تاریخ می‌باشد. همچنین این برنامه موفق‌ترین برنامه‌ی تاریخ شبکه ABC آمریکا و چهارمين برنامه پربيننده غیر ورزشی تاریخ تلویزیون آمریکاست.

t.me/MJSupportersForum/1708

🆔 @MJSupportersForum
«مایکل جکسون»
🏅 نامزد جایزه صلح نوبل

🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 شنبه ١١ فوریه ١٩٩٨

خبر نامزدی مایکل برای دریافت جایزه‌ی صلح نوبل سال ۱۹۹۸ منتشر شد.

مایکل به همراه پاپ ژان پل دوم و بیل کلينتون در بین ۱۳۰ نامزد دریافت این جایزه قرار داشت.
نامزدهای دریافت جایزه صلح نوبل می‌توانند توسط اعضای کمیته‌ی نروژی نوبل، اعضای مجلس و دولت، برندگان قبلی این جایزه، پروفسورهاى تاریخ، فلسفه، و علوم سیاسی شاغل در دانشگاه‌ها معرفی شوند.
جایزه صلح نوبل در روز ۱۰ دسامبر هر سال در سالروز درگذشت آلفرد نوبل مخترع دینامیت در اسلو اهدا می‌شود. نوبل وصیت کرده بود پس از مرگش سرمایه‌ی او را صرف اعطای جوایز کنند.
این جایزه به مایکل اعطا نشد، اما نامزد شدن برای جایزه‌ی صلح نوبل هم افتخار بزرگی‌ست.

t.me/MJSupportersForum/1711

🆔 @MJSupportersForum
👍1
🗓 خط زمان
📆 سه‌شنبه ۱۱ فوریه ۱۹۹۲

سفر یک هفته‌ای و ۳۰ هزار مایلی مایکل به قاره آفریقا آغاز شد.

🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 سه‌شنبه ۱۱ فوریه ۱۹۹۲

سفر یک هفته‌ای و ۳۰ هزار مایلی مایکل به قاره آفریقا آغاز شد.

مایکل در این سفر از کشورهای گابن، ساحل عاج، تانزانیا، کنیا و لیبریا دیدن کرد. مایکل در سفرش به قاره آفریقا قصد اجرای کنسرتی را نداشت و به قصد توجه جوامع جهانی به آفریقا به این قاره سفر کرد و به مراکز درمانی، مدارس، کلیساها و یتیم‌خانه‌های مختلف سر زد.

مایکل سفر خود را از گابن آغاز کرد. مقصد دوم او کشور لیبریا بود. مایکل هنگام ورود به این کشور با استقبال ۱۰۰ هزار نفری مردم مواجه شد و رئیس جمهور لیبریا اومر بونگو به او مدال افتخار اهدا کرد.

استقبال مردمی از مایکل طی سفرش به آفریقا از استقبالی که از پاپ و نلسون ماندلا شد بیشتر بود.

مایکل در سفرش به ساحل عاج و در دهکده‌ی کرینجابو عضوی از خاندان سلطنتی سانوی شد و «پرنس مایکل اما لمن انا» لقب گرفت و ولیعهد سلطان قبیله شد. هنگامی که سران قبیله تاج طلا را بر سرش می‌گذاشتند مایکل در حالتی شاهانه ایستاده بود.

این دهکده در نزدیکی آبیدجان در ساحل عاج قرار دارد. پس از مرگ مایکل این دهکده عزادار شد. آنها معتقد بودند پیکر مایکل باید به دهکده‌اش برگردد و طبق آیینی که درخور سلاطین سانوی باشد تدفین گردد. آنها می‌خواستند پیکر مایکل را به رودخانه بسپارند.

مراسم عزاداری اهالی این دهکده از روز ۳۱ جولای تا ۲ آگوست به طول انجامید. زمین فوتبال این دهکده پر شده بود از حدود ۱۰۰۰ نفری که از داخل دهکده و مناطق اطرافش در آن چادر زده و برای به جا آوردن مراسم عزاداری مایکل گرد هم آمده بودند. تمام قبیله تا روز یکشنبه به عزاداری ادامه دادند تا اینکه جانشین مایکل تعیين گردد.

t.me/MJSupportersForum/1713

🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 پنجشنبه ۱۳ فوریه ۱۹۹۷

در ساعت ۱:۰۷ دقیقه‌ی صبح ۱۳ فوریه سال ۱۹۹۷، دبی رو همسر مایکل، نوزاد پسر سالمی را در کلینیک سدار ساینای، واقع در لس‌آنجلس، به دنیا آورد.

🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 پنجشنبه ۱۳ فوریه ۱۹۹۷

در ساعت ۱:۰۷ دقیقه‌ی صبح ۱۳ فوریه سال ۱۹۹۷، دبی رو همسر مایکل، نوزاد پسر سالمی را در کلینیک سدار ساینای، واقع در لس‌آنجلس، به دنیا آورد.
آن روز مایکل در نورلند در حال فیلمبرداری موزیک ویدئوی Blood On The Dance Floor بود. مایکل محل فیلمبرداری را ترک کرد و در زمان به دنیا آمدن پسرش در بیمارستان حضور داشت. مادرخوانده‌ی این پسر که پرینس مایکل جونیور نامگذاری شد، الیزلبت تیلور است.
مایکل:
«کلمات نمی‌توانند احساس مرا توصیف کنند. من خارج از حد تصور احساس خوشبختی می‌کنم و نهایت سعی‌ام را می‌کنم تا بهترین پدری باشم که می‌توانم. من می‌دانم که طرفدارانم از این اتفاق بسیار خوشحال و هیجان‌زده هستند، اما امیدوارم همه درک کنند که من و دبی برای پسرمان نیاز به خلوت داریم. من در تُنگ ماهی بزرگ شدم و اجازه نمی‌دهم که این اتفاق برای فرزندم هم رخ دهد. لطفاً به خواسته‌ی ما احترام بگذارید و اجازه بدهید پسرم خلوت خود را داشته باشد.»

یانیک الین، مأمور محافظ سابق مایکل می‌گوید:
«نخستین باری که پایم را به بخش زایمان بیمارستان گذاشتم، برای فرزند خودم نبود، برای مایکل بود. او، من و وین را به اتاق دعوت کرد تا پرینس را به ما معرفی کند. ما مایکل را در آغوش گرفتیم تا به او شادباش بگوییم و تنها چیزی که در ذهنم نقش بسته است، حالتی است که در چهره‌ی مایکل وجود داشت، او غرق در غرور محض بود. هرگز او را چنین آرام و مطمئن و شاد ندیده بودم. هیچ حرفی نمی‌زد. در آن لحظه آن پیوند عمیق مردانه را که تنها با پدر شدن به‌دست می‌آید احساس کردم. لحظه‌ی شگفت‌انگیزی بود.»

و اما پس از مرگ مایکل، پرینس درباره پدرش می‌گوید:
«او بهترین پدری بود که هر کسی می‌توانست داشته باشد. زیرا ما را خوب تربیت کرد و هرگز چیزی نمی‌تواند باعث شود که او را از یاد ببریم. من همه چیز را مدیون بابا هستم، او مرا درست تربیت کرد.»

t.me/MJSupportersForum/1716

🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 چهارشنبه ۱۴ فوریه ۲۰۰۱

مایکل در مراسمی در تالار کارنگی واقع در نیویورک حضور یافت تا برای طرح خیریه‌ای جدیدش به نام Heal the Kids کمک مالی جمع‌آوری کند.

‏🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 چهارشنبه ۱۴ فوریه ۲۰۰۱

مایکل در مراسمی در تالار کارنگی واقع در نیویورک حضور یافت تا برای طرح خیریه‌ای جدیدش به نام «کودکان را التیام ببخش» (Heal the Kids) کمک مالی جمع‌آوری کند.

مایکل این طرح خیریه‌ای را با کمک ربای اشمولی بوتیچ به عنوان بخشی از برنامه‌های سازمان خیریه «دنیا را التیام ببخش» و برای بهبود وضعیت رفاهی کودکان آغاز کرد.

ربای اشمولی بوتیچ مایکل را با این جملات به روی صحنه دعوت کرد:
«مایکل جکسون واقعی برای رقص مونواک به شهرت نرسید. او برای عشقش به بچه‌ها مشهور شد.»

t.me/MJSupportersForum/1719

‏🆔 @MJSupportersForum
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان 📆 چهارشنبه ۱۴ فوریه ۲۰۰۱ مایکل در مراسمی در تالار کارنگی واقع در نیویورک حضور یافت تا برای طرح خیریه‌ای جدیدش به نام «کودکان را التیام ببخش» (Heal the Kids) کمک مالی جمع‌آوری کند. مایکل این طرح خیریه‌ای را با کمک ربای اشمولی بوتیچ به عنوان بخشی…
• متن سخنرانی مایکل در تالار کارنگی:

«عرض خیر مقدم دارم به شما در تالار کارنگی. امشب، ما اینجا در معروف‌ترین تالار کنسرت جهان هستیم تا به نوعی موسیقی کاملاً متفاوت گوش فرادهیم، به نوعی ملودی متعالی‌تر، آهنگی که جاودانی‌تر است.
موسیقی دو نوع است. یکی از تارهای گیتار می‌آید و دیگری از تارهای قلب. یکی از سوی جایگاه ارکستر بلند می‌شود و دیگری از تپش دالان قلب. یکی از آلات ساخته‌شده از گرافیت و چوب می‌آید و دیگری از عضوی ساخته‌شده از گوشت و خون. این موسیقی متعالی‌تر که امشب از آن سخن می‌گویم بسیار خوش‌نواتر از نت‌های بااستعدادترین آهنگسازان است، بسیار انگیزاننده‌تر از ساز گروه مارش است، بسیار خوش‌آهنگ‌تر از هزاران صدایی است که برای خواندن سرودی به هم پیوسته‌اند و طنین آن پرقدرت‌تر از آوای تمام آلات موسیقی ضربی دنیاست که با هم نواخته می‌شوند. این آهنگ، آهنگ زیبای عشق است.
فقط همین یک نسل پیش، آهنگی که در پیچ و خم هر شهری شنیده می‌شد این آهنگ بود. صدای عشق بود که وقتی پدری با پسرش می‌خندید یا مادری نوزادش را قلقلک می‌داد در خانه طنین می‌انداخت. این صدای عشق بود که، وقتی پدر یا مادری برای کودک خود قبل از خواب قصه‌های شهر پریان می‌خواند، از آن کتاب پژواک می‌یافت. و این صدای عشق بود که در گفتگوهای سر شام بین پدر و مادر و فرزند شنیده می‌شد، نه فقط یکبار در سال موقع عید پاک سر بوقلمون شکم‌پر بلکه هرروز سال و برای آرامش و خوشبختی.
اما متأسفانه این صدا به ملودی‌ای نایافتنی، به ترجیع‌بندی فراموش‌شده، و به نوایی تهی بدل شده است و تمام آنچه امروز به جای آن داریم سروصدایی تاریک و ترسناک است.
به جای گفتگو دور میز شام، سروصدای بازی‌های ویدئویی در فضای خانه می‌پیچد. به جای تکالیف خانه، سروصدای اخبار شبانه به گوش می‌رسد و به جای صحبت‌های معمول بین والدین و فرزندانشان درباره مواد مخدر و خشونت، صدای کرکننده‌ی سکوت شنیده می‌شود.
چه کسی باور می‌کرد که در زمین‌های بازی به جای صدای بچه‌ها صدای مسلسل‌های اتوماتیک به گوش برسد. چه کسی باور می‌کرد که فریاد دیوانه‌وار کودکان هنگام فرار از گلوله‌های شلیک‌شده جایگزین صدای دختربچه‌ها هنگام طناب‌بازی شود. هنوز به جای اینکه فرزندانمان را بیشتر دوست بداریم، در مدارس از دستگاه‌های فلزیاب استفاده می‌کنیم.
آیا چشمانمان را به روی این واقعیت بسته‌ایم و نمی‌بینیم که کودکانمان از این بی‌تفاوتی‌ها به خشم آمده‌اند؛ علیه این کنارگذاشته‌شدن‌ها فریاد می‌کشند؛ و علیه این بی‌توجهی‌ها فریاد اعتراض سر داده‌اند؟
طرح «کودکان را التیام ببخش» به این مسائل اهمیت داده و سعی دارد به بزرگسالان و والدین کمک کند تا متوجه شوند که این در قدرت ماست که دنیایی را که کودکانمان در آن زندگی می‌کنند تغییر دهیم.
خردمندی زمانی گفت: «اگر ما نه، پس چه کسی؟ اگر اکنون نه، پس چه زمان؟»
دوستان، من که خودم پدر دو فرزند هستم، می‌دانم برقراری و حفظ تعادل بین مقتضیات خانواده و شغل چه معنایی دارد، و اصلاً راجع به پیدا کردن یک دوست‌دختر برای خودم نمی‌خواهم حرفی بزنم... البته ربای اشمولی مدام به من می‌گوید که یک خانم عالی برایم پیدا می‌کند، و جواب من هم اینست: به شرطی که خبرنگار نباشد.
اما یاد گرفتن اینکه چطور می‌توانیم این تعادل خیلی ضروری را ایجاد کنیم مسئله‌ای است که رویداد این شب ویژه به آن منظور تشکیل شده است. ظرف ۳ هفته آینده، در دانشگاه آکسفورد، سخنرانی‌ای با مضامینی محکم در خصوص رابطه پدر و مادر و فرزند خواهم داشت و مطمئنم که این سخنرانی مایه شگفتی‌تان خواهد شد. تا آن زمان، می‌خواهم از همگی شما به خاطر حضور در اینجا و عشقی که نشان دادید تشکر کنم. و می‌خواهم چند تشکر ویژه کنم. من بی‌نهایت خوشحالم از اینکه صدها معلم از نیویورک امشب در اینجا در کنار ما حضور دارند. و همینطور می‌خواهم از استیون شانفلد تشکر کنم، که مرد بی‌نظیری‌ست. تمام زحماتی که او برای طرح «کودکان را التیام ببخش» می‌کشد فوق‌العاده‌ست.
ما با همدیگر می‌توانیم تغییری را برای بهتر شدن ایجاد کنیم؛ ما با همدیگر می‌توانیم دنیا را التیام ببخشیم و آن را به جایی بهتر تبدیل کنیم. برای همگی‌تان از خداوند طلب خیر دارم. همگی شما را دوست دارم. از اینکه در رویداد امشب شرکت کردید سپاسگزارم. و واقعاً امیدوارم که افکاری که در اینجا بیان شد به همه ما این انگیزه را بدهد که کودکانمان را با تمام وجودمان دوست داشته باشیم و می‌خواهم از تمامی شرکت‌کنندگان در این مراسم قدردانی کنم. خداوند خیرتان دهد، امیدوارم شما را در آکسفورد ببینم‌.»

t.me/MJSupportersForum/1719

🆔 @MJSupportersForum
Forwarded from بوی عیدی
🌀 اثرات کارآفرینی خانه های اشتغال جمعیت امام علی

🔺جشنواره غذا و بازارچه خیریه بوی عیدی

🗓 ٢ الی ۴ اسفند، ساعت ١٠ الی ٢٢
📌 پارک وی، مجموعه تلاش

🆔 @eventsosa
🗓 خط زمان
📆 دوشنبه ۱۴ فوریه ۲۰۰۵

سومین جلسه‌ی انتخاب هیئت منصفه‌ی پرونده‌ی مایکل برگزار شد.

🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 دوشنبه ۱۴ فوریه ۲۰۰۵

سومین جلسه‌ی انتخاب هیئت منصفه‌ی پرونده‌ی مایکل برگزار شد.

مایکل با کت و شلوار سیاه و جلیقه قرمز در جلسه دادگاه حاضر شد و پس از دست تکان دادن به سمت هوادارانش و تفتیش بدنی، وارد سالن دادگاه شد. در این روز برای بار سوم در حضور او کار سؤال و جواب از اعضای انتخابی هیئت منصفه‌ی پرونده‌ی او از سر گرفته شد.

جلسه با معرفی اعضای انتخابی هیئت منصفه توسط قاضی ملویل آغاز شد. قاضی ملویل درخواست کرد که اگر هر یک از این افراد شخصاً مایکل را می‌شناسد خود را معرفی کند. چنین کسی در دادگاه حضور نداشت. مایکل به طرف آنان دست تکان داد و لبخند زد اما چیزی نگفت.

پس از آن توماس میزرو، وکیل مایکل، سؤالات خود را از اعضای هیئت منصفه در مورد احساساتشان در مورد مایکل مطرح کرد. توماس میزرو از آنها پرسید که آیا شاکی را قابل اعتماد می‌دانند یا نه. یک زن پاسخ داد که او با مایکل همدردی می‌کند زیرا خود او دو بار به دروغ متهم به سوء استفاده جنسی از کودکان شده است.

وقتی از آنها پرسیده شد که آیا می‌توانند برخوردی را که با مردم عادی دارند با متهمین مشهور و شاهدان داشته باشند، همگی پاسخ دادند که می‌توانند.

t.me/MJSupportersForum/1727

🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 یکشنبه ۱۴ فوریه ۱۹۸۸

پس از ماه‌ها مذاکره، مایکل زمینی را در دره‌ی سانتا یینز به قیمت ۱۹/۵ میلیون دلار خریداری کرد.

🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 یکشنبه ۱۴ فوریه ۱۹۸۸

پس از ماه‌ها مذاکره، مایکل زمینی را در دره‌ی سانتا یینز واقع در ۱۳ کیلومتری شمال شهر سانتا یینز و ۱۰۰ مایلی شمال لس‌آنجلس به قیمت ۱۹/۵ میلیون دلار (و طبق برخی منابع دیگر، نزدیک به ۳۰ میلیون دلار) خریداری کرد.

این ملک در ابتدا Zaca Laderas Ranch نام داشت و پس از آنکه توسط ویلیام بون در سال ۱۹۷۷ خریداری شد به Sycamore Valley Ranch تغییر نام یافت. ساختمان‌های اصلی ملک به سفارش ویلیام بون و توسط معمار رابرت آلتوِرس ساخته شد.

مایکل سه ماه بعد از خرید این ملک در ماه می به آن نقل مکان کرد و نام آن را نورلند گذاشت. نام این ملک از سرزمینی خیالی در داستان پیتر پن، پسری که هیچوقت بزرگ نمی‌شود، برگرفته شده و وسعت آن ۱۱۷،۶۱۲،۰۰۰ متر مربع است. مایکل ۱۷ سال در این ملک زندگی کرد و پس از خرید، در آن پارک تفریحی، شهر بازی، باغ وحش و سینما ساخت. نورلند سالیان سال پذیرای کودکان بی‌سرپرست و بیمار بود که به طور رایگان به آنجا دعوت می‌شدند.

بازیگر و دوست مایکل گلوریا هاودز برلین، که یک کارگزار معاملات ملکی بود، این زمین را برای مایکل بعد از ۳ سال جستجو پیدا کرد. البته مایکل نخستین بار این ملک را موقع فیلمبرداری موزیک ویدئوی Say Say Say دیده و شیفته آن شده بود.

گلوریا می‌گوید خانواده‌ی جکسون نیاز مایکل را به جدا شدن از خانواده و رسیدن به آرامش در تنهایی درک نمی‌کردند.

پسر گلوریا همبازی رندی، برادر کوچکتر مایکل، بود. او و خانواده‌ی جکسون همسایه بودند و گلوریا گهگاه کاترین، مادر مایکل را ملاقات می‌کرد. مایکل ۱۲ ساله بود که برای نخستین بار گلوریا را ملاقات کرد.

t.me/MJSupportersForum/1730

🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 دوشنبه ۱۴ فوریه ۱۹۸۳

آهنگ Beat It به عنوان سومین تک‌آهنگ آلبوم تریلر منتشر شد.

🆔MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 دوشنبه ۱۴ فوریه ۱۹۸۳

آهنگ Beat It به عنوان سومین تک‌آهنگ آلبوم تریلر منتشر شد.

این آهنگ توسط مایکل نوشته شد. نماهنگ و ترانه‌ی «بزن به چاک» به عنوان یکی از مهم‌ترین، شناخته‌شده‌ترین و پرجایزه‌ترین آثار در تاریخ موسیقی پاپ شناخته می‌شود.

آهنگ «بزن به چاک» دو جایزه گرمی «بهترین ضبط سال» و «بهترین آهنگ راک سال» را در سال ۱۹۸۴ برنده شد. موزیک ویدئوی این آهنگ نیز برنده ۲ جایزه در مراسم جوایز موسیقی آمریکا در سال ۱۹۸۴ شد. در جوایز ویدئوی بیلبورد در سال ۱۹۸۳ نیز موزیک ویدئوی «بزن به چاک» برنده‌ی چهار جایزه شد.

در ۱۶ آوریل ۱۹۸۳ این ترانه رکورد جاودان دیگری را برای مایکل به ارمغان آورد. در این تاریخ این ترانه به رتبه ۵ جدول صد آهنگ برتر بیلبورد رسید، این در حالی بود که ترانه «بیلی جین» مایکل در این تاریخ در رتبه ۱ جدول بود. بدین ترتیب، مایکل تبدیل به اولین خواننده تاریخ موسیقی شد که همزمان دو آهنگش در جدول در بین ۵ اثر برتر بوده است. این رکورد در اختیار تعداد بسیار کمی از خوانندگان است.

ترانه Beat It در ۳۰ آوریل ۱۹۸۳ به صدر جدول صد آهنگ برتر بیلبورد رسید و ۳ هفته در این رتبه باقی ماند. ترانه Beat It مجموعاً ۲۵ هفته در جدول قرار داشت.

مایکل در کتاب زندگی‌اش «مون‌واک» در مورد این ترانه می‌گوید:
«من بعضی مواقع آهنگ‌هایی را از قبل نوشته بودم که نمی‌توانستم خودم را قانع کنم تا ارائه‌شان کنم، وقتی داشتیم روی آلبوم تریلر کار می‌کردیم من مدتی طولانی بود که «بزن به چاک» را پیش خودم نگه داشته بودم. کوئینسی به من گفت ما یک آهنگ راک برای آلبوم نیاز داریم. به من گفت: «یالا کجاست؟ من می‌دونم اونو داری.» من آهنگ‌هایم را دوست داشتم اما خجالت می‌کشیدم دیگران آنها را بشنوند. می‌ترسیدم خوششان نیاید. کوئینسی بالأخره مرا قانع کرد تا اجازه بدهم آهنگ را گوش کند. وقتی «بزن به چاک» را شنید دیوانه شد. من هم حسابی خوشحال شدم.»

تک‌نوازی گیتار میخکوب‌کننده‌ی ۲۰ ثانیه‌ای این آهنگ توسط ون هالن و طی نیم ساعت ضبط شده بود. ون هالن می‌گوید: «انگار همین دیروز بود. ای کاش یک همکاری دیگر با او دست می‌داد، خوش می‌گذشت. آن زمان با خودم گفتم «اگه من تو آهنگ این بچه گیتار بزنم، هیچ‌کس خبردار نمی‌شه، هیچ‌کس پی نمی‌بره» و عجب اشتباه می‌کردم! عجب اشتباه بزرگی... «بزن به چاک» برترین آهنگ سال شد.»

خاطره ون هالنِ هلندی از اولین تماس کوئینسی جونز:
«به او تشر زدم، گفتم «چی می‌خوای؟! حرف بزن ببینم! همش ور ور می‌کنه!» او گفت: «شما ادی هستین؟» گفتم: «آره، دِ بگو چی می‌‌خوای از جونم!؟» او ادامه داد: «من کوئینسی هستم.» با خودم فکر کردم من اصلاً هیچکسی را به این اسم نمی‌شناسم. او گفت: «مرد، من کوئینسی جونزم.» بعد یادم افتاد، گفتم: «وای، متأسفم چه کاری از دستم برمی‌آد؟» و او گفت: «می‌خوای تو آهنگ جدید مایکل جکسون گیتار بزنی؟» و من به آهنگ او فکر می‌کردم... ای‌ بی‌ سی، وان تو تری... (آهنگ ای‌بی‌سی از جکسون فایو)... گفتم گیتار با چنین آهنگ‌هایی که جور درنمی‌آید. هنوز هم صد در صد مطمئن نبودم که با جونز حرف می‌زنم. به او گفتم: «باشه، فردا تو استودیو می‌بینمت.» وقتی به آنجا رسیدم، کوئینسی جونز، مایکل جکسون، مهندس‌ها و خیلی‌های دیگر را دیدم که همگی سرگرم ضبط بودند. مایکل آنجا را ترک کرد و به طرف دیگر سالن رفت. آنطرف انگار داشت برای بچه‌ها چیزی ضبط می‌کرد، فکر کنم همان داستان ای‌تی بود. (کتاب قصه‌ی صوتی ای‌تی که جایزه‌ی گرمی برد). از کوئینسی پرسیدم: «باید چی‌کار کنم؟» او گفت: «هرکار که دلت می‌خواد.» به او هشدار دادم: «مراقب باش، اگه منو می‌شناختی بهم نمی‌گفتی که هر کار دلم می‌خواد بکنم.» به آهنگ گوش دادم و بی‌درنگ گفتم: «می‌تونم بعضی جاها رو تغییر بدم؟» سپس به سراغ مهندس رفتم و توضیحاتی دادم، ده دقیقه زمان برد و بعد دو قطعه بداهه اجرا کردم، سرگرم اجرای دوم بودم که مایکل وارد شد. من نمی‌دانستم که او نسبت به کارم چه واکنشی نشان می‌داد، بنابراین پیش از آنکه بگذارم به چیزی گوش بدهد، به او هشدار دادم، گفتم: «ببین، من بخش میونی آهنگت رو تغییر دادم» و در ذهنم فکر می‌کردم که یا مأموران امنیتی‌اش مرا به بیرون پرتاب می‌کنند و یا اینکه از آهنگ خوشش می‌آید. بالأخره آهنگ را شنید و پس از آن رو کرد به من و گفت: «وای! ممنونم که انقدر شور و اشتیاق داشتی که فقط برای ضبط یه تک‌نوازی به اینجا نیومدی، بلکه به کار اهمیت می‌دی و اومدی تا اونو بهتر پیش ببری.» او یک اعجوبه‌ی موسیقی با قلب یک کودک بود. او یک حرفه‌ای و یک مرد نازنین بود. و اما دستمزدی که برای اجرای گیتار دریافت کردم چه بود؟ کوئینسی گفته است: «دو بسته‌ی شش تایی آب جو.» بله دستمزد من چنین چیزی بود.»

t.me/MJSupportersForum/1732

🆔MJSupportersForum