🗓 خط زمان
📆 سهشنبه ۲۰ مارس ۱۹۸۴
(قسمت اول)
مایکل فرانک دیلیو را به عنوان مدیر اجرایی برنامههایش استخدام کرد.
مایکل که هشت ماه بدون مدیر بود دو روز قبل در هتل بورلی هیلز به دیلیو پیشنهاد این سمت را داد و در روز ۲۰ مارس دیلیو موافقت خودش را برای قبول این سمت اعلام کرد.
در سال ۱۹۷۹، فرانک دیلیو توسط والتر یتنیکوف، رئیس شرکت CBS، به استخدام این شرکت که بعدها به اپیک تغیر نام داد درآمد. وقتی فرانک دیلیو طی انتشار آلبوم تریلر به عنوان مشاور ارشد تبلیغات در شرکت اپیک کار میکرد دوستی بین او و مایکل شکل گرفت. دیلیو در پروژههای مختلفی به موفقیت مایکل کمک کرد. مدیریت تور بد، قرارداد پپسی و ساخت فیلم مونواکر از مهمترین آنها بود.
کسی که مایکل را برای ساخت ویدئوی تریلر متقاعد کرد فرانک دیلیو بود. در واقع، مایکل فقط میخواست دو ویدئو بسازد: Billie Jean و Beat It. بنابراین، در حالی که فرانک هنوز به عنوان مدیر محصول در اپیک مشغول به کار بود، لری استِسِل از او خواست تا به نزد مایکل برود و او را برای ساخت ویدئوی تریلر متقاعد کند زیرا مطمئن بود که مایکل قصد انجام چنین کاری را ندارد.
فرانک از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۹ به مدت ۵ سال مدیر برنامههای مایکل بود. در ۱۴ فوریه ۱۹۸۹ رابطهی کاری مایکل و فرانک به پایان رسید.
صحبتهای دیلیو در این رابطه: «من واقعاً مایکل را دوست دارم. همکاری ما به دلایل بسیاری به پایان رسید. اول از همه، من و مایکل پنج سال و نیم را هر روز با هم سپری کردیم. بسیاری از مردم به این موضوع حسادت میکردند. و در آن زمان قدرت زیادی بین ما برقرار بود. یک یا دو مدیر اجرایی و یک وکیل، شاید هم دو وکیل، بودند که سعی میکردند مرا از سر راهشان بردارند تا بتوانند روی مایکل کنترل بیشتری داشته باشند. همچنین این راهی برای خلاص شدن از یتنیکوف بود که قدرت زیادی داشت و دوست من بود. سخت نیست تصور کنید که چرا بعضی از اهالی این صنعت میخواهند دست خود را به مایکل برسانند. متأسفانه، آنها با مایکل صحبت کردند و با قولهایی که به او دادند او را متقاعد کردند. آنها به مایکل قول دادند که اگر مرا اخراج کند و سندی گالین را استخدام کند، میتواند در هالیوود فیلم بسازد. اما حقیقت را الان میتوان دید؛ مایکل حتی یک فیلم هم نساخت. تنها فیلمی (علاوه بر The Wiz محصول سال ۱۹۷۸) که او تا به حال ساخته است با من بود، و آن Moonwalker بود.»
فرانک بعد از مایکل با هنرمندانی از قبیل ریچی سامبورا، گیتاریست بن جوی، و تیلور دِین همکاری کرد.
مایکل در کتاب مونواک درباره فرانک میگوید: «فرانک خیلی سخت کار میکرد و طی سالها ثابت کرد که دست راست من است. فهم زیرکانه و عمیق او از صنعت ضبط غیر قابل ارزشگذاری است. فرانک این مسئولیت را به عهده داشت که رویای من برای ساخت تریلر را به واقعیت تبدیل کند. مثلاً، ما Beat It را به صورت تکآهنگ منتشر کردیم، در حالی که Billie Jean هنوز شماره یک جدول بود. مدیران سیبیاس تماس گرفتند و گفتند: «شما دیوانه هستید، با این کار Billie Jean را نابود میکنید.» اما فرانک به آنها گفت نگران نباشید، هر دو آهنگ شماره یک میشوند. و هر دوی این آهنگها همزمان در جدول ۱۰ آهنگ برتر قرار گرفتند.
مایکل در سال ۲۰۰۹، پس از بیست سال، دوباره فرانک را در سمت مدیر برنامههایش به استخدام درآورد و او را جایگزین دکتر توم کرد. مایکل با فرانک تماس گرفت و از نیازش به یک فرد با تجربه برای کنترل کارهایش گفت و از فرانک دعوت به همکاری کرد تا در تور This Is It کنارش باشد.
هنگامی که دیلیو در این سال وارد تیم مایکل شد، قرارداد کنسرتها بسته شده بود و دکتر توم در برنامهریزی روزانهی کنسرتها اشتباه کرده بود. مایکل نمیخواست در هفته بیش از دو کنسرت اجرا کند. طبق برنامهریزی دکتر توم مایکل ۳ یا ۴ کنسرت در هفته باید اجرا میکرد. بنابراین، دیلیو شروع به جابجایی تاریخها کرد.
دیلیو میگوید: «مایکل از ابتدا در جریان تعداد کنسرتهایی که قرار بود اجرا کند بود. من قرارداد را خواندم. میدانستم حداقل و حداکثر چند کنسرت باید اجرا شود. این قرارداد توسط ۳ وکیل برای مایکل خوانده شده بود. مایکل تصمیم داشت رکورد پرینس را بشکند و نامش را در گینس ثبت کند. مایکل خودش ۵۰ کنسرت را انتخاب کرد. برای فروش بلیتِ ۸۵ کنسرت، متقاضی داشتیم. اما مایکل ۵۰ کنسرت را انتخاب کرد. من داشتم تاریخها را جابجا میکردم و روزهای کنسرتها را به دو روز در هفته میرساندم تا برنامهی اجرا کنسرتها باب میل مایکل شود.»
t.me/MJSupportersForum/1819
🆔 @MJSupportersForum
📆 سهشنبه ۲۰ مارس ۱۹۸۴
(قسمت اول)
مایکل فرانک دیلیو را به عنوان مدیر اجرایی برنامههایش استخدام کرد.
مایکل که هشت ماه بدون مدیر بود دو روز قبل در هتل بورلی هیلز به دیلیو پیشنهاد این سمت را داد و در روز ۲۰ مارس دیلیو موافقت خودش را برای قبول این سمت اعلام کرد.
در سال ۱۹۷۹، فرانک دیلیو توسط والتر یتنیکوف، رئیس شرکت CBS، به استخدام این شرکت که بعدها به اپیک تغیر نام داد درآمد. وقتی فرانک دیلیو طی انتشار آلبوم تریلر به عنوان مشاور ارشد تبلیغات در شرکت اپیک کار میکرد دوستی بین او و مایکل شکل گرفت. دیلیو در پروژههای مختلفی به موفقیت مایکل کمک کرد. مدیریت تور بد، قرارداد پپسی و ساخت فیلم مونواکر از مهمترین آنها بود.
کسی که مایکل را برای ساخت ویدئوی تریلر متقاعد کرد فرانک دیلیو بود. در واقع، مایکل فقط میخواست دو ویدئو بسازد: Billie Jean و Beat It. بنابراین، در حالی که فرانک هنوز به عنوان مدیر محصول در اپیک مشغول به کار بود، لری استِسِل از او خواست تا به نزد مایکل برود و او را برای ساخت ویدئوی تریلر متقاعد کند زیرا مطمئن بود که مایکل قصد انجام چنین کاری را ندارد.
فرانک از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۹ به مدت ۵ سال مدیر برنامههای مایکل بود. در ۱۴ فوریه ۱۹۸۹ رابطهی کاری مایکل و فرانک به پایان رسید.
صحبتهای دیلیو در این رابطه: «من واقعاً مایکل را دوست دارم. همکاری ما به دلایل بسیاری به پایان رسید. اول از همه، من و مایکل پنج سال و نیم را هر روز با هم سپری کردیم. بسیاری از مردم به این موضوع حسادت میکردند. و در آن زمان قدرت زیادی بین ما برقرار بود. یک یا دو مدیر اجرایی و یک وکیل، شاید هم دو وکیل، بودند که سعی میکردند مرا از سر راهشان بردارند تا بتوانند روی مایکل کنترل بیشتری داشته باشند. همچنین این راهی برای خلاص شدن از یتنیکوف بود که قدرت زیادی داشت و دوست من بود. سخت نیست تصور کنید که چرا بعضی از اهالی این صنعت میخواهند دست خود را به مایکل برسانند. متأسفانه، آنها با مایکل صحبت کردند و با قولهایی که به او دادند او را متقاعد کردند. آنها به مایکل قول دادند که اگر مرا اخراج کند و سندی گالین را استخدام کند، میتواند در هالیوود فیلم بسازد. اما حقیقت را الان میتوان دید؛ مایکل حتی یک فیلم هم نساخت. تنها فیلمی (علاوه بر The Wiz محصول سال ۱۹۷۸) که او تا به حال ساخته است با من بود، و آن Moonwalker بود.»
فرانک بعد از مایکل با هنرمندانی از قبیل ریچی سامبورا، گیتاریست بن جوی، و تیلور دِین همکاری کرد.
مایکل در کتاب مونواک درباره فرانک میگوید: «فرانک خیلی سخت کار میکرد و طی سالها ثابت کرد که دست راست من است. فهم زیرکانه و عمیق او از صنعت ضبط غیر قابل ارزشگذاری است. فرانک این مسئولیت را به عهده داشت که رویای من برای ساخت تریلر را به واقعیت تبدیل کند. مثلاً، ما Beat It را به صورت تکآهنگ منتشر کردیم، در حالی که Billie Jean هنوز شماره یک جدول بود. مدیران سیبیاس تماس گرفتند و گفتند: «شما دیوانه هستید، با این کار Billie Jean را نابود میکنید.» اما فرانک به آنها گفت نگران نباشید، هر دو آهنگ شماره یک میشوند. و هر دوی این آهنگها همزمان در جدول ۱۰ آهنگ برتر قرار گرفتند.
مایکل در سال ۲۰۰۹، پس از بیست سال، دوباره فرانک را در سمت مدیر برنامههایش به استخدام درآورد و او را جایگزین دکتر توم کرد. مایکل با فرانک تماس گرفت و از نیازش به یک فرد با تجربه برای کنترل کارهایش گفت و از فرانک دعوت به همکاری کرد تا در تور This Is It کنارش باشد.
هنگامی که دیلیو در این سال وارد تیم مایکل شد، قرارداد کنسرتها بسته شده بود و دکتر توم در برنامهریزی روزانهی کنسرتها اشتباه کرده بود. مایکل نمیخواست در هفته بیش از دو کنسرت اجرا کند. طبق برنامهریزی دکتر توم مایکل ۳ یا ۴ کنسرت در هفته باید اجرا میکرد. بنابراین، دیلیو شروع به جابجایی تاریخها کرد.
دیلیو میگوید: «مایکل از ابتدا در جریان تعداد کنسرتهایی که قرار بود اجرا کند بود. من قرارداد را خواندم. میدانستم حداقل و حداکثر چند کنسرت باید اجرا شود. این قرارداد توسط ۳ وکیل برای مایکل خوانده شده بود. مایکل تصمیم داشت رکورد پرینس را بشکند و نامش را در گینس ثبت کند. مایکل خودش ۵۰ کنسرت را انتخاب کرد. برای فروش بلیتِ ۸۵ کنسرت، متقاضی داشتیم. اما مایکل ۵۰ کنسرت را انتخاب کرد. من داشتم تاریخها را جابجا میکردم و روزهای کنسرتها را به دو روز در هفته میرساندم تا برنامهی اجرا کنسرتها باب میل مایکل شود.»
t.me/MJSupportersForum/1819
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 سهشنبه ۲۰ مارس ۱۹۸۴
مایکل فرانک دیلیو را به عنوان مدیر اجرایی برنامههایش استخدام کرد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 سهشنبه ۲۰ مارس ۱۹۸۴
مایکل فرانک دیلیو را به عنوان مدیر اجرایی برنامههایش استخدام کرد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 سهشنبه ۲۰ مارس ۱۹۸۴
(قسمت دوم)
آخرین دیدار دیلیو و مایکل در شب ۲۴ ژوئن در استیپل سنتر بود. دیلیو که در تمام تمرینات حاضر بود آن شب نیز در سالن حضور داشت.
دیلیو میگوید: «شب قبل از مرگش (۲۴ ژوئن)، بعد از اجرای ۱۰ یا ۱۱ آهنگ از روی صحنه پایین آمد. کنی اورتگا پایین پلهها ایستاده بود. ما همگی یکدیگر را بغل کردیم و مایکل دستانش را دور ما گذاشت و ما هم دستانمان را دورش حلقه زدیم تا او را تا رختکناش همراهی کنیم. او گفت: «فرانک، من آمادهام. من تمامی این ۵۰ تا کنسرت را اجرا میکنم. حتی فکرش را هم نکن که این کار را انجام نمیدهم.» ما در مورد احتمال برگزاری کنسرت در ورزشگاه بعد از پایان ۵۰ کنسرت صحبت کردیم. او گفت: «فرانک، من هیچ وقت به این خوشحالی نبودهام. از وقتی برگشتی، همه چیز دارد خوب پیش میرود. من میتوانم نور را در انتهای دالان ببینم. ما یک بار انجامش دادهایم. الان وقتش است که دوباره انجامش دهیم.» و این آخرین باری بود که او را زنده دیدم.»
ظهر ۲۵ ژوئن در حالیکه که فرانک تازه بر سر میز ناهار نشسته بود طرفداری به او زنگ میزند و میگوید آمبولانسی جلوی در خانه مایکل است. دیلیو پس از تماس با معاون مایکل و اطلاع از شرایط به سمت خانه مایکل میرود. او وقتی به آنجا میرسد که همه رفته بودند، بنابراین راهش را به سمت بیمارستان کج میکند. دیلیو از در عقب وارد بیمارستان شد. «آنها در اتاق داشتند روی مایکل کار میکردند. برای همین فکر کردم که حالش خوب خواهد شد. اما بعد پرستار از اتاق خارج شد. به من نگاه کرد، من هم به او نگاه کردم... تقریباً از حال رفت. مسؤل درمانگاه گفت که کار از کار گذشته است. اما آنها تا وقتی مادرش رسید، به تلاش خود ادامه دادند. ضمناً همهی بچهها هم آنجا در اتاق دیگری بودند. من مجبور بودم به همراه یک دکتر و یک مددکار داخل آن اتاق شوم و به آنها بگویم چه اتفاقی افتاده است. آنها به طرف من دویدند و از من آویزان شدند و جیغ میکشیدند و گریه میکردند. و این دو حادثهای هستند که هرگز دیگر نمیخواهم برایم تکرار شود. بالأخره جرمین و لاتویا آمدند و بعد هم رندی پیدایش شد و مددکار با همهی آنها شروع به صحبت کرد. در همین حال من با خبرنگاران سروکله میزدم و سعی میکردم دورشان کنم تا کمی امنیت و آرامش برقرار کنم. آن وقت بود که گفتند بچهها میخواهند بابایشان را ببینند. بنابراین آنها مایکل را به اتاقی منتقل کردند و او را پوشاندند. اول من داخل شدم. فرصت یافتم بغلش کنم، ببوسمش و با او وداع کنم. بیست دقیقه بعد، بچهها و باقی اعضای خانواده هم برای همین کار وارد اتاق شدند. همه یادشان میرود. مایکل فقط کارفرمای من نبود. او دوستم بود. من همیشه با این دید برنامههایش را مدیریت میکردم. ما در دههی ۸۰ دوست بودیم، بعد از اینکه او مرا اخراج کرد، باز هم دوست بودیم. ما همیشه دوست بودیم.»
در مارس ۲۰۱۱، فرانک دو روز پس از عمل بایپس قلبش دچار حمله قلبی شد و در بیمارستان سدارز ساینای لس آنجلس بستری شد و در نهایت در ۲۴ آگوست ۲۰۱۱ در سن ۶۳ سالگی در ایالت اوهایو درگذشت.
صحبتهای جان برانکا درباره او: «من افتخار آشنایی با فرانک دیلیو را به مدت بیش از دو دهه داشتم. او نه تنها یکی از برجستهترین کهنهکاران صنعت موسیقی، بلکه دوست صمیمی من و تمامی آنانی بود که شانس رویارویی با وی را در زندگیشان داشتند. او بینظیر بود. او شخصیت خاصی داشت. او اصیل و ناب بود. ما عاشقانه دوستش میداشتیم و دلمان برایش تنگ خواهد شد. ما با خانوادهاش ابراز همدردی میکنیم.»
t.me/MJSupportersForum/1819
🆔 @MJSupportersForum
📆 سهشنبه ۲۰ مارس ۱۹۸۴
(قسمت دوم)
آخرین دیدار دیلیو و مایکل در شب ۲۴ ژوئن در استیپل سنتر بود. دیلیو که در تمام تمرینات حاضر بود آن شب نیز در سالن حضور داشت.
دیلیو میگوید: «شب قبل از مرگش (۲۴ ژوئن)، بعد از اجرای ۱۰ یا ۱۱ آهنگ از روی صحنه پایین آمد. کنی اورتگا پایین پلهها ایستاده بود. ما همگی یکدیگر را بغل کردیم و مایکل دستانش را دور ما گذاشت و ما هم دستانمان را دورش حلقه زدیم تا او را تا رختکناش همراهی کنیم. او گفت: «فرانک، من آمادهام. من تمامی این ۵۰ تا کنسرت را اجرا میکنم. حتی فکرش را هم نکن که این کار را انجام نمیدهم.» ما در مورد احتمال برگزاری کنسرت در ورزشگاه بعد از پایان ۵۰ کنسرت صحبت کردیم. او گفت: «فرانک، من هیچ وقت به این خوشحالی نبودهام. از وقتی برگشتی، همه چیز دارد خوب پیش میرود. من میتوانم نور را در انتهای دالان ببینم. ما یک بار انجامش دادهایم. الان وقتش است که دوباره انجامش دهیم.» و این آخرین باری بود که او را زنده دیدم.»
ظهر ۲۵ ژوئن در حالیکه که فرانک تازه بر سر میز ناهار نشسته بود طرفداری به او زنگ میزند و میگوید آمبولانسی جلوی در خانه مایکل است. دیلیو پس از تماس با معاون مایکل و اطلاع از شرایط به سمت خانه مایکل میرود. او وقتی به آنجا میرسد که همه رفته بودند، بنابراین راهش را به سمت بیمارستان کج میکند. دیلیو از در عقب وارد بیمارستان شد. «آنها در اتاق داشتند روی مایکل کار میکردند. برای همین فکر کردم که حالش خوب خواهد شد. اما بعد پرستار از اتاق خارج شد. به من نگاه کرد، من هم به او نگاه کردم... تقریباً از حال رفت. مسؤل درمانگاه گفت که کار از کار گذشته است. اما آنها تا وقتی مادرش رسید، به تلاش خود ادامه دادند. ضمناً همهی بچهها هم آنجا در اتاق دیگری بودند. من مجبور بودم به همراه یک دکتر و یک مددکار داخل آن اتاق شوم و به آنها بگویم چه اتفاقی افتاده است. آنها به طرف من دویدند و از من آویزان شدند و جیغ میکشیدند و گریه میکردند. و این دو حادثهای هستند که هرگز دیگر نمیخواهم برایم تکرار شود. بالأخره جرمین و لاتویا آمدند و بعد هم رندی پیدایش شد و مددکار با همهی آنها شروع به صحبت کرد. در همین حال من با خبرنگاران سروکله میزدم و سعی میکردم دورشان کنم تا کمی امنیت و آرامش برقرار کنم. آن وقت بود که گفتند بچهها میخواهند بابایشان را ببینند. بنابراین آنها مایکل را به اتاقی منتقل کردند و او را پوشاندند. اول من داخل شدم. فرصت یافتم بغلش کنم، ببوسمش و با او وداع کنم. بیست دقیقه بعد، بچهها و باقی اعضای خانواده هم برای همین کار وارد اتاق شدند. همه یادشان میرود. مایکل فقط کارفرمای من نبود. او دوستم بود. من همیشه با این دید برنامههایش را مدیریت میکردم. ما در دههی ۸۰ دوست بودیم، بعد از اینکه او مرا اخراج کرد، باز هم دوست بودیم. ما همیشه دوست بودیم.»
در مارس ۲۰۱۱، فرانک دو روز پس از عمل بایپس قلبش دچار حمله قلبی شد و در بیمارستان سدارز ساینای لس آنجلس بستری شد و در نهایت در ۲۴ آگوست ۲۰۱۱ در سن ۶۳ سالگی در ایالت اوهایو درگذشت.
صحبتهای جان برانکا درباره او: «من افتخار آشنایی با فرانک دیلیو را به مدت بیش از دو دهه داشتم. او نه تنها یکی از برجستهترین کهنهکاران صنعت موسیقی، بلکه دوست صمیمی من و تمامی آنانی بود که شانس رویارویی با وی را در زندگیشان داشتند. او بینظیر بود. او شخصیت خاصی داشت. او اصیل و ناب بود. ما عاشقانه دوستش میداشتیم و دلمان برایش تنگ خواهد شد. ما با خانوادهاش ابراز همدردی میکنیم.»
t.me/MJSupportersForum/1819
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 سهشنبه ۲۰ مارس ۱۹۸۴
مایکل فرانک دیلیو را به عنوان مدیر اجرایی برنامههایش استخدام کرد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 سهشنبه ۲۰ مارس ۱۹۸۴
مایکل فرانک دیلیو را به عنوان مدیر اجرایی برنامههایش استخدام کرد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 چهارشنبه ۲۰ مارس ۱۹۹۱
پس از ۶ ماه مذاکرهی سخت و نفسگیر بین مدیران سونی و مدیران و وکلای مایکل بزرگترین قرارداد تاریخ موسیقی بین مایکل و شرکت سونی بسته شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 چهارشنبه ۲۰ مارس ۱۹۹۱
پس از ۶ ماه مذاکرهی سخت و نفسگیر بین مدیران سونی و مدیران و وکلای مایکل بزرگترین قرارداد تاریخ موسیقی بین مایکل و شرکت سونی بسته شد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 چهارشنبه ۲۰ مارس ۱۹۹۱
پس از ۶ ماه مذاکرهی سخت و نفسگیر بین مدیران سونی و مدیران و وکلای مایکل و یک هفته بعد از قرارداد بزرگ ۳۲ میلیونی جانت جکسون با شرکت ویرجین رکوردز، بزرگترین قرارداد تاریخ موسیقی بین مایکل و شرکت سونی در نیویورک بسته شد.
این سازمان ژاپنیِ چندملیتی، که در سال ۱۹۸۸ شرکت CBS را نیز خریده بود، قرارداد ۱۵ سالهای را برای انتشار ۶ آلبوم و فیلم با مایکل منعقد کرد. این قراداد نام مایکل را به عنوان پردرآمدترین خوانندهی تاریخ موسیقی وارد کتاب گینس کرد. در این کتاب ارزش این قرارداد ۸۹۰ میلیون دلار ذکر شده است اما ارزش واقعی آن ۱ میلیارد دلار تخمین زده شده است. لازم به ذکر است این به معنای پرداخت ۱ میلیارد دلار نقد به مایکل نیست، بلکه به این معنی است که اگر آلبومهای مایکل در آینده مثل همیشه به فروش برود ۱ میلیارد دلار سود به طرفین خواهد رسید. طبق این قرارداد، مایکل برای هر آلبوم ۱۸ میلیون دلار نقد به عنوان پیشپرداخت و پنج میلیون دلار به عنوان دستمزد دریافت میکرد. این قرارداد همچنین رابطهی سونی با بزرگترین ستارهاش را که در معرض خطر بود سر و سامان داد. مایکل سال قبل تهدید کرده بود که سونی را ترک خواهد کرد.
مایکل شوولف، رئیس بخش نرمافزار سونی در آن زمان بعد از امضای این قرارداد گفت: «این فرصتی عالی برای ما برای ادامه و گسترش رابطه با مایکل جکسون است.»
آل کافارو مدیر شرکت A&M که در قرارداد جانت رقابت را به ویرجین رکوردز واگذار کرده بود در مورد دو قرارداد اخیر مایکل و جانت گفت: «این نوع معاملات برای هنرمندان بسیار جذاب است؛ پاداشی واقعیست. اما شرکت نشر را به خطر میاندازد. این نوع توافقنامههای بزرگ آنها را از کسبوکار واقعیشان که توسعهی استعدادها و هنرمندان جدید و هیجانانگیز است، منحرف میکند.»
مایکل که اکنون پردرآمدترین خواننده در تمام طول تاریخ موسیقی است، ۲۵ درصد درآمد حاصل از فروش هر آلبوم را دریافت میکند (که درصد بسیار بالاییست). او همچنین مدیر کل شرکت نشر خود Nation Records است که بعدها به MJJ تغییر نام داد. او برای این سمت، سالیانه یک میلیون دلار دریافت میکرد.
t.me/MJSupportersForum/1822
🆔 @MJSupportersForum
📆 چهارشنبه ۲۰ مارس ۱۹۹۱
پس از ۶ ماه مذاکرهی سخت و نفسگیر بین مدیران سونی و مدیران و وکلای مایکل و یک هفته بعد از قرارداد بزرگ ۳۲ میلیونی جانت جکسون با شرکت ویرجین رکوردز، بزرگترین قرارداد تاریخ موسیقی بین مایکل و شرکت سونی در نیویورک بسته شد.
این سازمان ژاپنیِ چندملیتی، که در سال ۱۹۸۸ شرکت CBS را نیز خریده بود، قرارداد ۱۵ سالهای را برای انتشار ۶ آلبوم و فیلم با مایکل منعقد کرد. این قراداد نام مایکل را به عنوان پردرآمدترین خوانندهی تاریخ موسیقی وارد کتاب گینس کرد. در این کتاب ارزش این قرارداد ۸۹۰ میلیون دلار ذکر شده است اما ارزش واقعی آن ۱ میلیارد دلار تخمین زده شده است. لازم به ذکر است این به معنای پرداخت ۱ میلیارد دلار نقد به مایکل نیست، بلکه به این معنی است که اگر آلبومهای مایکل در آینده مثل همیشه به فروش برود ۱ میلیارد دلار سود به طرفین خواهد رسید. طبق این قرارداد، مایکل برای هر آلبوم ۱۸ میلیون دلار نقد به عنوان پیشپرداخت و پنج میلیون دلار به عنوان دستمزد دریافت میکرد. این قرارداد همچنین رابطهی سونی با بزرگترین ستارهاش را که در معرض خطر بود سر و سامان داد. مایکل سال قبل تهدید کرده بود که سونی را ترک خواهد کرد.
مایکل شوولف، رئیس بخش نرمافزار سونی در آن زمان بعد از امضای این قرارداد گفت: «این فرصتی عالی برای ما برای ادامه و گسترش رابطه با مایکل جکسون است.»
آل کافارو مدیر شرکت A&M که در قرارداد جانت رقابت را به ویرجین رکوردز واگذار کرده بود در مورد دو قرارداد اخیر مایکل و جانت گفت: «این نوع معاملات برای هنرمندان بسیار جذاب است؛ پاداشی واقعیست. اما شرکت نشر را به خطر میاندازد. این نوع توافقنامههای بزرگ آنها را از کسبوکار واقعیشان که توسعهی استعدادها و هنرمندان جدید و هیجانانگیز است، منحرف میکند.»
مایکل که اکنون پردرآمدترین خواننده در تمام طول تاریخ موسیقی است، ۲۵ درصد درآمد حاصل از فروش هر آلبوم را دریافت میکند (که درصد بسیار بالاییست). او همچنین مدیر کل شرکت نشر خود Nation Records است که بعدها به MJJ تغییر نام داد. او برای این سمت، سالیانه یک میلیون دلار دریافت میکرد.
t.me/MJSupportersForum/1822
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 چهارشنبه ۲۰ مارس ۱۹۹۱
پس از ۶ ماه مذاکرهی سخت و نفسگیر بین مدیران سونی و مدیران و وکلای مایکل بزرگترین قرارداد تاریخ موسیقی بین مایکل و شرکت سونی بسته شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 چهارشنبه ۲۰ مارس ۱۹۹۱
پس از ۶ ماه مذاکرهی سخت و نفسگیر بین مدیران سونی و مدیران و وکلای مایکل بزرگترین قرارداد تاریخ موسیقی بین مایکل و شرکت سونی بسته شد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 جمعه ۲۱ مارس ۱۹۹۷
شرکت سونی جایزهی ویژهای را به پاس فروش یکصد میلیون آلبوم و تکآهنگ در خارج از ایالات متحده از زمان انتشار اولین آلبوم مایکل به او اهدا کرد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ۲۱ مارس ۱۹۹۷
شرکت سونی جایزهی ویژهای را به پاس فروش یکصد میلیون آلبوم و تکآهنگ در خارج از ایالات متحده از زمان انتشار اولین آلبوم مایکل به او اهدا کرد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 جمعه ۲۱ مارس ۱۹۹۷
در شهر ماربلا اسپانیا شرکت سونی جایزهی ویژهای را به پاس فروش یکصد میلیون آلبوم و تکآهنگ در خارج از ایالات متحده از زمان انتشار اولین آلبوم مایکل، Off The Wall، به او اهدا کرد.
این جایزهی ویژه ۲ متر طول و ۱/۲ متر عرض داشت و از پشت و رو با کاور شیشهای پوشیده شده بود. روی این جایزهی بزرگ عکس ۵ آلبوم مایکل کار شده بود.
این جایزه برای مایکل چنان موفقیتی بود و چنان ارزشی داشت که مایکل آن را با خود به لندن و پاریس برد.
t.me/MJSupportersForum/1824
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ۲۱ مارس ۱۹۹۷
در شهر ماربلا اسپانیا شرکت سونی جایزهی ویژهای را به پاس فروش یکصد میلیون آلبوم و تکآهنگ در خارج از ایالات متحده از زمان انتشار اولین آلبوم مایکل، Off The Wall، به او اهدا کرد.
این جایزهی ویژه ۲ متر طول و ۱/۲ متر عرض داشت و از پشت و رو با کاور شیشهای پوشیده شده بود. روی این جایزهی بزرگ عکس ۵ آلبوم مایکل کار شده بود.
این جایزه برای مایکل چنان موفقیتی بود و چنان ارزشی داشت که مایکل آن را با خود به لندن و پاریس برد.
t.me/MJSupportersForum/1824
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 جمعه ۲۱ مارس ۱۹۹۷
شرکت سونی جایزهی ویژهای را به پاس فروش یکصد میلیون آلبوم و تکآهنگ در خارج از ایالات متحده از زمان انتشار اولین آلبوم مایکل به او اهدا کرد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ۲۱ مارس ۱۹۹۷
شرکت سونی جایزهی ویژهای را به پاس فروش یکصد میلیون آلبوم و تکآهنگ در خارج از ایالات متحده از زمان انتشار اولین آلبوم مایکل به او اهدا کرد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 جمعه ۲۱ مارس ۱۹۹۷
تکآهنگ Blood On The Dance Floor توسط شرکت اپيک منتشر شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ۲۱ مارس ۱۹۹۷
تکآهنگ Blood On The Dance Floor توسط شرکت اپيک منتشر شد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 جمعه ۲۱ مارس ۱۹۹۷
(قسمت اول)
تکآهنگ Blood On The Dance Floor (خون روی زمین رقص) توسط شرکت اپيک منتشر شد.
این آهنگ توسط مایکل جکسون و تدی رایلی نوشته شده و در مورد زنی فریبنده است که قبل از آنکه مردی را با خنجر بکشد، او را به سمت خود جذب میکند. مرد نیز فریب زیبایی او را میخورد.
آهنگ «خون روی زمین رقص» در ردهبندی ۵۰ آهنگ برتر مایکل که توسط مجله رولينگ استونز انجام شد رتبه ۴۸ را کسب کرد.
این آهنگ در بسیاری از کشورهای اروپایی جزو ۱۰ آهنگ برتر جداول شد. در کشورهای نیوزلند، اسپانيا و انگلستان به رتبه اول رسید. در هفته اول انتشار این آهنگ در انگلستان، ۸۵ هزار نسخه به فروش رفت. این ترانه هفتمین تکآهنگ مایکل بود که در انگلستان به رتبه ۱ جدول میرسید. اگر چه در هفته دوم به رتبه ۸ جدول سقوط کرد. در بین کشورهای اروپایی، این آهنگ بیشترین ماندگاری را در جدول کشور سوئیس داشت که ۱۸ هفته در جدول باقی ماند. و کمترین حضور این آهنگ در جداول کشورهای اروپایی متعلق به ایتالیا بود که تنها یک هفته در جدول حضور داشت.
در جدول صد آهنگ برتر بيلبورد این ترانه تا رتبه ۴۲ بیشتر بالا نیامد و دلیل آن عدم تبلیغ کافی برای فروش این تکآهنگ بود. از نظر جی رندی تارابورلى دلیل عدم موفقیت این ترانه توجه عموم مردم نه به موسیقی او بلکه به زندگی خصوصی مایکل بود.
در ۶ ژوئن سال ۱۹۹۰، تدی رایلی، تهیهکنندهی آلبوم دنجرس، قرار بود در جشن تولد دوست و یکی از اعضای گروهش شرکت کند. او بجای رفتن به مهمانی، شب را در استودیوی Soundworks در خیابان ۲۳ در کوئینز گذراند تا روی گرووِ (groove) آهنگی برای مایکل کار کند. رایلی به یاد میآورد: «من به گروه گفتم که کارهای زیادی دارم که باید انجامشان دهم. مایکل اولویت من بود. من قرار بود به زودی به کالیفرنیا بروم تا مایکل را ببينم. او میخواست من بهترین کارم را به او عرضه کنم.» آن شب، رایلی مطلع شد که به فردی در استيج رقص مهمانی شلیک شده است. او شوکه شده بود. در سن ۲۳ سالگی، خشونت و مرگ در حال تبدیل شدن به موضوعی تکراری در زندگی او بود. در همان سال، برادر ناتنی او و بهترین دوستش هم به قتل رسیده بودند.
گرووی که رایلی آن شب در استوديو روی آن کار کرد، ریتمی تهاجمی، شوم و تهدیدآمیز داشت. اما هیچ ملودی، عنوان و شعرى نداشت. شنبهی بعد او به کالیفرنیا سفر کرد تا مایکل را در نورلند ملاقات کند. رایلی دلشوره داشت. مایکل قبلاً چندین نفر از جمله L.A. Reid، Babyface و Bryan Loren را برای جایگزینی کوئینسی جونز مورد آزمایش قرار داده بود و هیچکدام مورد نظر او نبودند. با این حال، مایکل به رايلي که سبک نیو جک سوینگ را ابداع کرده بود امید زیادی داشت. او با دقت به نوارهایی که رایلی برایش آورده بود گوش داد و بلافاصله عاشق آنها شد. در آهنگها از آکوردهای مختلفی استفاده شده بود. ریتمها تازه و پیچیده بودند. ضرباهنگ تندی داشتند و مثل پتک ضربه میزدند. در میان چندین آهنگی که مایکل آن روز گوش داد، آهنگی که رایلی در آن شبِ مهمانی روی آن کار کرد نیز بود. مایکل در مورد محتوای آن هیچ ایدهای نداشت. رایلی میگوید: «او چیزی در مورد آن نمیدانست. من هرگز به او چیزی نگفته بودم.» چند هفته بعد، وقتی رايلى فهمید مایکل عنوان «خون روی زمین رقص» را برای این آهنگ انتخاب کرده است شوکه شد. تدی میگوید: «انگار از غیب چیزی فهمیده بود، او حال و هوا و حس آهنگ را چنان تعبیر کرده بود.»
در طول ماههای پس از آن، مایکل و رایلی گاهی اوقات به طور جداگانه و گاهی اوقات با هم در Larabee Studios در لس آنجلس شروع به کار روی آهنگهای مختلف کردند. تدی به خاطر میآورد که مایکل با ملودی جمله Blood On The Dance Floor در آهنگ به استوديو آمد. «من دوستش داشتم، وای! او با این اشعار و هارمونیها آمد. سپس ما آن را لایه به لایه ساختیم.»
t.me/MJSupportersForum/1826
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ۲۱ مارس ۱۹۹۷
(قسمت اول)
تکآهنگ Blood On The Dance Floor (خون روی زمین رقص) توسط شرکت اپيک منتشر شد.
این آهنگ توسط مایکل جکسون و تدی رایلی نوشته شده و در مورد زنی فریبنده است که قبل از آنکه مردی را با خنجر بکشد، او را به سمت خود جذب میکند. مرد نیز فریب زیبایی او را میخورد.
آهنگ «خون روی زمین رقص» در ردهبندی ۵۰ آهنگ برتر مایکل که توسط مجله رولينگ استونز انجام شد رتبه ۴۸ را کسب کرد.
این آهنگ در بسیاری از کشورهای اروپایی جزو ۱۰ آهنگ برتر جداول شد. در کشورهای نیوزلند، اسپانيا و انگلستان به رتبه اول رسید. در هفته اول انتشار این آهنگ در انگلستان، ۸۵ هزار نسخه به فروش رفت. این ترانه هفتمین تکآهنگ مایکل بود که در انگلستان به رتبه ۱ جدول میرسید. اگر چه در هفته دوم به رتبه ۸ جدول سقوط کرد. در بین کشورهای اروپایی، این آهنگ بیشترین ماندگاری را در جدول کشور سوئیس داشت که ۱۸ هفته در جدول باقی ماند. و کمترین حضور این آهنگ در جداول کشورهای اروپایی متعلق به ایتالیا بود که تنها یک هفته در جدول حضور داشت.
در جدول صد آهنگ برتر بيلبورد این ترانه تا رتبه ۴۲ بیشتر بالا نیامد و دلیل آن عدم تبلیغ کافی برای فروش این تکآهنگ بود. از نظر جی رندی تارابورلى دلیل عدم موفقیت این ترانه توجه عموم مردم نه به موسیقی او بلکه به زندگی خصوصی مایکل بود.
در ۶ ژوئن سال ۱۹۹۰، تدی رایلی، تهیهکنندهی آلبوم دنجرس، قرار بود در جشن تولد دوست و یکی از اعضای گروهش شرکت کند. او بجای رفتن به مهمانی، شب را در استودیوی Soundworks در خیابان ۲۳ در کوئینز گذراند تا روی گرووِ (groove) آهنگی برای مایکل کار کند. رایلی به یاد میآورد: «من به گروه گفتم که کارهای زیادی دارم که باید انجامشان دهم. مایکل اولویت من بود. من قرار بود به زودی به کالیفرنیا بروم تا مایکل را ببينم. او میخواست من بهترین کارم را به او عرضه کنم.» آن شب، رایلی مطلع شد که به فردی در استيج رقص مهمانی شلیک شده است. او شوکه شده بود. در سن ۲۳ سالگی، خشونت و مرگ در حال تبدیل شدن به موضوعی تکراری در زندگی او بود. در همان سال، برادر ناتنی او و بهترین دوستش هم به قتل رسیده بودند.
گرووی که رایلی آن شب در استوديو روی آن کار کرد، ریتمی تهاجمی، شوم و تهدیدآمیز داشت. اما هیچ ملودی، عنوان و شعرى نداشت. شنبهی بعد او به کالیفرنیا سفر کرد تا مایکل را در نورلند ملاقات کند. رایلی دلشوره داشت. مایکل قبلاً چندین نفر از جمله L.A. Reid، Babyface و Bryan Loren را برای جایگزینی کوئینسی جونز مورد آزمایش قرار داده بود و هیچکدام مورد نظر او نبودند. با این حال، مایکل به رايلي که سبک نیو جک سوینگ را ابداع کرده بود امید زیادی داشت. او با دقت به نوارهایی که رایلی برایش آورده بود گوش داد و بلافاصله عاشق آنها شد. در آهنگها از آکوردهای مختلفی استفاده شده بود. ریتمها تازه و پیچیده بودند. ضرباهنگ تندی داشتند و مثل پتک ضربه میزدند. در میان چندین آهنگی که مایکل آن روز گوش داد، آهنگی که رایلی در آن شبِ مهمانی روی آن کار کرد نیز بود. مایکل در مورد محتوای آن هیچ ایدهای نداشت. رایلی میگوید: «او چیزی در مورد آن نمیدانست. من هرگز به او چیزی نگفته بودم.» چند هفته بعد، وقتی رايلى فهمید مایکل عنوان «خون روی زمین رقص» را برای این آهنگ انتخاب کرده است شوکه شد. تدی میگوید: «انگار از غیب چیزی فهمیده بود، او حال و هوا و حس آهنگ را چنان تعبیر کرده بود.»
در طول ماههای پس از آن، مایکل و رایلی گاهی اوقات به طور جداگانه و گاهی اوقات با هم در Larabee Studios در لس آنجلس شروع به کار روی آهنگهای مختلف کردند. تدی به خاطر میآورد که مایکل با ملودی جمله Blood On The Dance Floor در آهنگ به استوديو آمد. «من دوستش داشتم، وای! او با این اشعار و هارمونیها آمد. سپس ما آن را لایه به لایه ساختیم.»
t.me/MJSupportersForum/1826
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 جمعه ۲۱ مارس ۱۹۹۷
تکآهنگ Blood On The Dance Floor توسط شرکت اپيک منتشر شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ۲۱ مارس ۱۹۹۷
تکآهنگ Blood On The Dance Floor توسط شرکت اپيک منتشر شد.
🆔 @MJSupportersForum
👍1
🗓 خط زمان
📆 جمعه ۲۱ مارس ۱۹۹۷
(قسمت دوم)
با این حال، در نهایت، «خون روی زمین رقص» نتوانست وارد آلبوم دنجرس شود. رایلی میگوید: «کار آهنگ هنوز کامل تمام نشده بود و بعضی از قسمتهایش ناقص بود. مایکل این آهنگ را دوست داشت اما هر بار که به آن گوش میداد میگفت: «من کاری را که تو در اینجا انجام دادی دوست دارم اما هنوز لازم است بیشتر روی آن کار کنیم.» او کمالگرا بود.»
مایکل تا نزدیک به هفت سال بعد، یعنی تا ژانویه ۱۹۹۷، روی این آهنگ کار نکرد. آن زمان او در میانهی تور جهانی HIStory بود. او برای تعطیلات بین دورههای اول و دوم تور تصمیم گرفت به شهر مونترو در کشور سوئیس سفر کند. در آنجا، او برای کار روی نسخه قدیمی آهنگ به استوديوی Mountain رفت.
براد باکسر، یکی از نوازندگان مایکل میگوید: «ما نوار صوتی دیجیتالی (DAT) تدی را به دست آوردیم و کار روی آن را با یک تیم چهار نفره تمام کردیم. این ترانه توسط میک گُزاوسکی تکمیل و مهندسی شد و بسیار شبیه به آخرین نسخهای بود که مايکل و رایلی ضبط کرده بودند.»
رایلی میگوید: «وقتی شنیدم ضبط آهنگ تمام شده، آرزو کردم که کاش میتوانستم خودم آن را تکمیل کنم. اما مایکل می داند که چه میخواهد، و او با آن خوشحال بود.»
صدای کوبنده و خشن مایکل، حس شوم و دلواپسکنندهای را در شنونده بیدار میکند. این آهنگ، هرچیزی باشد، غمانگیز نیست. ضرباهنگ آن، مانند تازیانه از درون بلندگو به بیرون پرتاب میشود و مقاومت در برابرش بیفایده است. مایکل به رایلی گفته بود که مطمئن است این آهنگ کولاک خواهد کرد. مایکل خود به رایلی اینطور توضیح داده بود: «آهنگ موفق (hit song) آهنگیست که یک یا دو هفته در جدول میماند اما آهنگی که کولاک میکند (smash) ۶ هفته در جدول میماند.» او فکر میکرد که آهنگ «خون روی زمین رقص» غوغا خواهد کرد.
به طرز عجیبی، هیچ تبلیغی برای این آهنگ در ایالات متحده انجام نشد. رایلی میگوید: «مایکل اهمیتی به این موضوع نداد. او اعتقاد داشت مردم آمریکا اگر واقعاً این آهنگ را بخواهند آن را پیدا خواهند کرد. او هیچ نگرانیای در این مورد نداشت.» در سطح جهانی این آهنگ بسیار موفق بود و یکی از آهنگهای ریتمیک ماندگار مایکل در دهه ۹۰ شد.
رايلي همچنین گفت: «این آهنگ برای مایکل سرراست و خشن بود. او همیشه در پی چیزی قویتر میگشت. اما چیزی که واقعاً شگفتزدهام کرد این بود که مایکل قبل از اینکه به او در مورد اتفاق آن شب گفته باشم موضوع آهنگ و حس و حال آن را میدانست. من هرگز شاهد چیزی یا کسی نبودهام که مثل مایکل قدرتمند باشد.»
نیل اشتراوس از مجله نیویورک تایمز گفته بود نام سوزی در این ترانه استعارهای از ایدز است اما مایکل در مصاحبهای با آدریان گرانت چنین حرفی را رد کرد.
t.me/MJSupportersForum/1826
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ۲۱ مارس ۱۹۹۷
(قسمت دوم)
با این حال، در نهایت، «خون روی زمین رقص» نتوانست وارد آلبوم دنجرس شود. رایلی میگوید: «کار آهنگ هنوز کامل تمام نشده بود و بعضی از قسمتهایش ناقص بود. مایکل این آهنگ را دوست داشت اما هر بار که به آن گوش میداد میگفت: «من کاری را که تو در اینجا انجام دادی دوست دارم اما هنوز لازم است بیشتر روی آن کار کنیم.» او کمالگرا بود.»
مایکل تا نزدیک به هفت سال بعد، یعنی تا ژانویه ۱۹۹۷، روی این آهنگ کار نکرد. آن زمان او در میانهی تور جهانی HIStory بود. او برای تعطیلات بین دورههای اول و دوم تور تصمیم گرفت به شهر مونترو در کشور سوئیس سفر کند. در آنجا، او برای کار روی نسخه قدیمی آهنگ به استوديوی Mountain رفت.
براد باکسر، یکی از نوازندگان مایکل میگوید: «ما نوار صوتی دیجیتالی (DAT) تدی را به دست آوردیم و کار روی آن را با یک تیم چهار نفره تمام کردیم. این ترانه توسط میک گُزاوسکی تکمیل و مهندسی شد و بسیار شبیه به آخرین نسخهای بود که مايکل و رایلی ضبط کرده بودند.»
رایلی میگوید: «وقتی شنیدم ضبط آهنگ تمام شده، آرزو کردم که کاش میتوانستم خودم آن را تکمیل کنم. اما مایکل می داند که چه میخواهد، و او با آن خوشحال بود.»
صدای کوبنده و خشن مایکل، حس شوم و دلواپسکنندهای را در شنونده بیدار میکند. این آهنگ، هرچیزی باشد، غمانگیز نیست. ضرباهنگ آن، مانند تازیانه از درون بلندگو به بیرون پرتاب میشود و مقاومت در برابرش بیفایده است. مایکل به رایلی گفته بود که مطمئن است این آهنگ کولاک خواهد کرد. مایکل خود به رایلی اینطور توضیح داده بود: «آهنگ موفق (hit song) آهنگیست که یک یا دو هفته در جدول میماند اما آهنگی که کولاک میکند (smash) ۶ هفته در جدول میماند.» او فکر میکرد که آهنگ «خون روی زمین رقص» غوغا خواهد کرد.
به طرز عجیبی، هیچ تبلیغی برای این آهنگ در ایالات متحده انجام نشد. رایلی میگوید: «مایکل اهمیتی به این موضوع نداد. او اعتقاد داشت مردم آمریکا اگر واقعاً این آهنگ را بخواهند آن را پیدا خواهند کرد. او هیچ نگرانیای در این مورد نداشت.» در سطح جهانی این آهنگ بسیار موفق بود و یکی از آهنگهای ریتمیک ماندگار مایکل در دهه ۹۰ شد.
رايلي همچنین گفت: «این آهنگ برای مایکل سرراست و خشن بود. او همیشه در پی چیزی قویتر میگشت. اما چیزی که واقعاً شگفتزدهام کرد این بود که مایکل قبل از اینکه به او در مورد اتفاق آن شب گفته باشم موضوع آهنگ و حس و حال آن را میدانست. من هرگز شاهد چیزی یا کسی نبودهام که مثل مایکل قدرتمند باشد.»
نیل اشتراوس از مجله نیویورک تایمز گفته بود نام سوزی در این ترانه استعارهای از ایدز است اما مایکل در مصاحبهای با آدریان گرانت چنین حرفی را رد کرد.
t.me/MJSupportersForum/1826
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 جمعه ۲۱ مارس ۱۹۹۷
تکآهنگ Blood On The Dance Floor توسط شرکت اپيک منتشر شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ۲۱ مارس ۱۹۹۷
تکآهنگ Blood On The Dance Floor توسط شرکت اپيک منتشر شد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 شنبه ۲۳ مارس ۱۹۹۶
موزیک ویدئوی They Don’t Care About Us در ساعت ۱ بعدازظهر از شبکهی MTV اروپا در برنامه First Look برای اولین بار پخش شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 شنبه ۲۳ مارس ۱۹۹۶
موزیک ویدئوی They Don’t Care About Us در ساعت ۱ بعدازظهر از شبکهی MTV اروپا در برنامه First Look برای اولین بار پخش شد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 شنبه ۲۳ مارس ۱۹۹۶
(قسمت اول)
موزیک ویدئوی They Don’t Care About Us (آنها اهمیتی به ما نمیدهند) در ساعت ۱ بعدازظهر از شبکهی امتیوی اروپا در برنامه First Look برای اولین بار پخش شد.
ساخت این ویدئو با تلفنی از مایکل به اسپایک لی کلید خورد. اسپایک لی تعریف میکند:
مایکل به من تلفن کرد و گفت: «اسپایک، دارم به نیویورک میآیم تا تو را ببینم.» من گفتم: «بسیار خوب،کجا میخواهی همدیگر را ملاقات کنیم؟» او گفت: «میخواهم به خانهات بیایم.» من در بروکلین زندگی میکنم. او میخواست به خانه من بیاید!! بنابراین، مایکل جکسون به خانه من در بروکلین در ایالت نیویورک آمد. این زمانی بود که من در فورت گرین زندگی میکردم. ما چهار ساعت در مورد هنر و فیلمهای مورد علاقهمان و موسیقیدانها صحبت کردیم. مایکل گفت: «من میخواهم تو ویدئویی برای من بسازی. آلبوم جدیدم منتشر شده است. آهنگی را انتخاب کن.» بنابراین ما به تمام آهنگهای آلبوم جدیدش گوش دادیم و من «غریبهای در مسکو» را انتخاب کردم. او گفت: «نمیخواهم تو آن را انجام دهی.» و من گفتم: «مایکل، فقط به من بگو که کدام یک را میخواهی من انجام دهم! چرا از من میخواهی انتخاب کنم؟» و او خندید و گفت میخواهد که من They Don't Care About Us را بسازم. مایکل درگیر انجام هر کاری که میشد، میخواست آن کار بهترین باشد. این نگرش فوقالعاده و همچنین مسئولیت بزرگی بود. او به من گفت: «اسپایک، میخواهم این بهترین کار باشد.» او آن را یک موزیک ویدئو نمیدانست. او گفت: «میخواهم این بهترین فیلم کوتاهی باشد که تا به حال ساخته شده است!» و من گفتم: «بسیار خوب، مایک!»
آهنگ They Don’t Care About Us تنها آهنگی است که مایکل برای آن دو موزیک ویدئو تهیه کرد و هر دو توسط اسپایک لی کارگردانی شدند. اولین نسخه در دو نقطه از کشور برزیل، یکی در شهر پلورینو، مرکز تاریخی سالوادور، و دیگری در دونا مارتا، از محلههای زاغهنشینان ریو دو ژانیرو فیلمبرداری شد. اما از آنجا که مایکل از تأثیرگذاری این نسخه از ویدئو چندان رضایتی نداشت تصمیم به ساخت نسخه دوم گرفت که فیلمبرداری آن اینبار در زندانی در لانگ آیلند صورت گرفت زیرا این نسخه خشم مایکل از بیعدالتیها و پایمال شدن حقوق بشر در جهان را بهتر نشان میداد. لی میگوید: «افراد زیادی در زندانها هستند که نباید آنجا باشند. بسیاری از آنها حتی برای سالیان طولانی زندانی شدهاند. در زندانهای آمریکا تعداد زندانیان سیاهپوست بیشتر از زندانیان سفیدپوست است.»
در خصوص ساخت اولین نسخه، اسپایک لی میگوید: «نزدیک شدن به مایکل سخت نبود. مایکل هم شهروندی مثل تمام شهروندان دنیا بود. من گفتم: «مایک، بیا به برزیل برویم تا این کار را انجام دهیم.» و او گفت: «موافقم، اسپایک!» کار با چنین افرادی بسیار عالی است. برای آنها بودجه مطرح نیست. او میخواست این کار را انجام دهد! و ما به برزیل رفتیم.»
حتی پیش از آغاز فیلمبرداری، این موزیک ویدئو تیتر اول خبرها بود. بعضی سیاستمداران اعتقاد داشتند که این موزیک ویدئو با نشان دادن واقعیت فقر و تنگدستیای که در دونا مارتین حمکفرماست، باعث مخدوش شدن چهرهی شهر که نامزد میزبانی مسابقات المپیک ۲۰۰۴ بود، خواهد شد.
فرماندار ریو دو ژانیرو با مشاهدهی تهدیدی که این کلیپ برای وجههی شهر به همراه داشت، تصمیم گرفت تا مانع از هر گونه فیلمبرداری در این شهر شود. این تصمیم فوراً از طرف یک مأمور دولتی لغو شد زیرا به گفتهی او: «در افکار عمومی بینالمللی، منع فیلمبرداری در دونا مارتین، مخربتر از نشان دادن واقعیت این شهر است.»
بالأخره در روز ۵ فوریه مجوز فیلمبرداری این ویدئو به مدت ۲۰ روز در سالوادور و ریو دو ژانیرو توسط قاضی برزیلی به تصویب رسید. اما یک روز بعد در ۶ فوریه این تصمیم به سرعت بدون توضیح تغییر یافت و مجوز زمان فیلمبرداری به ۵ روز کاهش یافت. مقامات برزیل عمدتاً نگران آن بودند که این ویدئو ناحیه فقیرنشینان شهر را نشان میدهد. برزیل امیدوار بود که حق برگزاری بازیهای المپیک را بهدست آورد و تظاهرات زاغهنشینان ریو ممکن بود بر روی شانس آنها برای میزبانی المپیک در سال ۲۰۰۴ تأثیر بگذارد. ساکنان محله زاغهنشین در ریو دو ژانیرو بسیار خوشحال بودند که جهان در نهایت شرایط زندگی آنها را میبیند. پس از بروز این مشکلات، اسپایک لی در مصاحبهای کوتاه گفت: «مایکل برزیل و برزیلیها را دوست دارد. ما قصد سرنگونی دولت برزیل را نداریم.»
t.me/MJSupportersForum/1829
🆔 @MJSupportersForum
📆 شنبه ۲۳ مارس ۱۹۹۶
(قسمت اول)
موزیک ویدئوی They Don’t Care About Us (آنها اهمیتی به ما نمیدهند) در ساعت ۱ بعدازظهر از شبکهی امتیوی اروپا در برنامه First Look برای اولین بار پخش شد.
ساخت این ویدئو با تلفنی از مایکل به اسپایک لی کلید خورد. اسپایک لی تعریف میکند:
مایکل به من تلفن کرد و گفت: «اسپایک، دارم به نیویورک میآیم تا تو را ببینم.» من گفتم: «بسیار خوب،کجا میخواهی همدیگر را ملاقات کنیم؟» او گفت: «میخواهم به خانهات بیایم.» من در بروکلین زندگی میکنم. او میخواست به خانه من بیاید!! بنابراین، مایکل جکسون به خانه من در بروکلین در ایالت نیویورک آمد. این زمانی بود که من در فورت گرین زندگی میکردم. ما چهار ساعت در مورد هنر و فیلمهای مورد علاقهمان و موسیقیدانها صحبت کردیم. مایکل گفت: «من میخواهم تو ویدئویی برای من بسازی. آلبوم جدیدم منتشر شده است. آهنگی را انتخاب کن.» بنابراین ما به تمام آهنگهای آلبوم جدیدش گوش دادیم و من «غریبهای در مسکو» را انتخاب کردم. او گفت: «نمیخواهم تو آن را انجام دهی.» و من گفتم: «مایکل، فقط به من بگو که کدام یک را میخواهی من انجام دهم! چرا از من میخواهی انتخاب کنم؟» و او خندید و گفت میخواهد که من They Don't Care About Us را بسازم. مایکل درگیر انجام هر کاری که میشد، میخواست آن کار بهترین باشد. این نگرش فوقالعاده و همچنین مسئولیت بزرگی بود. او به من گفت: «اسپایک، میخواهم این بهترین کار باشد.» او آن را یک موزیک ویدئو نمیدانست. او گفت: «میخواهم این بهترین فیلم کوتاهی باشد که تا به حال ساخته شده است!» و من گفتم: «بسیار خوب، مایک!»
آهنگ They Don’t Care About Us تنها آهنگی است که مایکل برای آن دو موزیک ویدئو تهیه کرد و هر دو توسط اسپایک لی کارگردانی شدند. اولین نسخه در دو نقطه از کشور برزیل، یکی در شهر پلورینو، مرکز تاریخی سالوادور، و دیگری در دونا مارتا، از محلههای زاغهنشینان ریو دو ژانیرو فیلمبرداری شد. اما از آنجا که مایکل از تأثیرگذاری این نسخه از ویدئو چندان رضایتی نداشت تصمیم به ساخت نسخه دوم گرفت که فیلمبرداری آن اینبار در زندانی در لانگ آیلند صورت گرفت زیرا این نسخه خشم مایکل از بیعدالتیها و پایمال شدن حقوق بشر در جهان را بهتر نشان میداد. لی میگوید: «افراد زیادی در زندانها هستند که نباید آنجا باشند. بسیاری از آنها حتی برای سالیان طولانی زندانی شدهاند. در زندانهای آمریکا تعداد زندانیان سیاهپوست بیشتر از زندانیان سفیدپوست است.»
در خصوص ساخت اولین نسخه، اسپایک لی میگوید: «نزدیک شدن به مایکل سخت نبود. مایکل هم شهروندی مثل تمام شهروندان دنیا بود. من گفتم: «مایک، بیا به برزیل برویم تا این کار را انجام دهیم.» و او گفت: «موافقم، اسپایک!» کار با چنین افرادی بسیار عالی است. برای آنها بودجه مطرح نیست. او میخواست این کار را انجام دهد! و ما به برزیل رفتیم.»
حتی پیش از آغاز فیلمبرداری، این موزیک ویدئو تیتر اول خبرها بود. بعضی سیاستمداران اعتقاد داشتند که این موزیک ویدئو با نشان دادن واقعیت فقر و تنگدستیای که در دونا مارتین حمکفرماست، باعث مخدوش شدن چهرهی شهر که نامزد میزبانی مسابقات المپیک ۲۰۰۴ بود، خواهد شد.
فرماندار ریو دو ژانیرو با مشاهدهی تهدیدی که این کلیپ برای وجههی شهر به همراه داشت، تصمیم گرفت تا مانع از هر گونه فیلمبرداری در این شهر شود. این تصمیم فوراً از طرف یک مأمور دولتی لغو شد زیرا به گفتهی او: «در افکار عمومی بینالمللی، منع فیلمبرداری در دونا مارتین، مخربتر از نشان دادن واقعیت این شهر است.»
بالأخره در روز ۵ فوریه مجوز فیلمبرداری این ویدئو به مدت ۲۰ روز در سالوادور و ریو دو ژانیرو توسط قاضی برزیلی به تصویب رسید. اما یک روز بعد در ۶ فوریه این تصمیم به سرعت بدون توضیح تغییر یافت و مجوز زمان فیلمبرداری به ۵ روز کاهش یافت. مقامات برزیل عمدتاً نگران آن بودند که این ویدئو ناحیه فقیرنشینان شهر را نشان میدهد. برزیل امیدوار بود که حق برگزاری بازیهای المپیک را بهدست آورد و تظاهرات زاغهنشینان ریو ممکن بود بر روی شانس آنها برای میزبانی المپیک در سال ۲۰۰۴ تأثیر بگذارد. ساکنان محله زاغهنشین در ریو دو ژانیرو بسیار خوشحال بودند که جهان در نهایت شرایط زندگی آنها را میبیند. پس از بروز این مشکلات، اسپایک لی در مصاحبهای کوتاه گفت: «مایکل برزیل و برزیلیها را دوست دارد. ما قصد سرنگونی دولت برزیل را نداریم.»
t.me/MJSupportersForum/1829
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 شنبه ۲۳ مارس ۱۹۹۶
موزیک ویدئوی They Don’t Care About Us در ساعت ۱ بعدازظهر از شبکهی MTV اروپا در برنامه First Look برای اولین بار پخش شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 شنبه ۲۳ مارس ۱۹۹۶
موزیک ویدئوی They Don’t Care About Us در ساعت ۱ بعدازظهر از شبکهی MTV اروپا در برنامه First Look برای اولین بار پخش شد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 شنبه ۲۳ مارس ۱۹۹۶
(قسمت دوم)
مایکل در روز ۱۱ فوریه ۱۹۹۶ برای فیلمبرداری این ویدئو وارد کشور برزیل شد. اسپایک لی که یک روز زودتر به برزیل آمده بود فیلمبرداری را همان روز آغاز کرد. اسپایک لی از خاطرات این روزها میگوید: «مایکل گفت که قصد دارد جمعیت را به جنون برساند و این کار را کرد. آن دو خانم از جمعیت بیرون پریدند. پلیسهای امنیتی در آن سمت نبودند، بنابراین این خانمها بیرون پریدند و مایکل را گرفتند. او به زمین افتاد (میخندد). من او را از زمین بلند کردم. بعداً از فیلمبردار پرسیدم: «این لحظه را فیلمبرداری کردی؟» و او گفت: «آره، تو هم در فیلم هستی.» لحظهی خیلی خندهداری بود. ما این را برنامهریزی و تمرین نکرده بودیم. خودش اتفاق افتاد و هیجانانگیز بود. مایکل یک هواپیمای در حال انتظار داشت، او باید فردا با خدمهاش در نیویورک میبود. بنابراین ما سعی کردیم قبل از ترک مایکل تا آنجایی که میتوانیم فیلم بگیریم.»
فیلمبردای این نسخه از موزیک ویدئو در دونا مارتا از محلههای فقیرنشین در جنوب شهر ریو دو ژانیرو آغاز شد و بیش از ۱۵۰۰ پلیس امنیتی از آن منطقه محافظت میکردند. ۲۰۰ نفر از گروه محلی اولودوم (طبلزنان) (به انگلیسی: Olodum) در این موزیک ویدئو با مایکل همکاری داشتند. حضور آنها در این ویدئو و پوشیدن تیشرت سفید توسط مایکل که نام گروه بر روی آن بود باعث افزایش شهرت جهانیشان شد و اعتبار آنها را در برزیل بالا برد. رقص مایکل با گروه اولودوم و صحنهای که یک زن جوان از جمعیت عبور میکند تا مایکل را در آغوش بگیرد در بخش تاریخی یکی دیگر از شهرهای برزیل در سالوادور تهیه شده است.
در ابتدای ویدئو خانمی به نام آنجلیکا ویرا به زبان پرتغالی میگوید: “Michael, eles não ligam pra gente” به این معنی که «مایکل، آنها اهمیتی به ما نمیدهند.»
اسپایک لی میگوید: «در ویدئوی برزیل، شما میتوانید عشق مردم برزیل به مایکل را ببینید. تهیهی موزیک ویدئوی آنها به ما اهمیتی نمیدهند در برزیل با مایکل یکی از تجربههای برجستهی دوران حرفه من بود. واقعاً دوران عالی و بینظیری بود و فکر میکنم آنچه انجام دادیم تاریخی و فوقالعاده بود. مایکل عالی بود. او حس شوخطبعی زیادی داشت و سخت کار میکرد. مردم درباره این صحبت میکنند که کوبی برایانت چقدر سخت کار میکند اما او سختتر از مایکل جکسون کار نمیکرد. من مستندی درباره کوبی ساختهام؛ او را میشناسم. کمی هم با مایکل جردن کار کردهام. مایکل جکسون میگوید وقتی کاری را انجام میدهید و عاشق آن هستید، آن دیگر کار نیست، بنابراین شما میتوانید طولانیتر و سختتر و سریعتر انجامش دهید زیرا یک بار اضافی نیست. شما عاشق کاری هستید که انجام میدهید.»
مایکل در این موزیک ویدئو، با نمایش تصاویری از گوشه و کنار شهر، از طرف مردم منطقه بر سر پلیس و مسئولان فریاد میکشید که چرا به این دهکدهی فقیرنشین و مردمانش اهمیتی نمیدهند. او از بیرحمی و نادانی آنها میخواند. این آهنگ تمایل ما برای برچسب زدن و پذیرفتن یک عقیدهی غالب در مورد قشر خاصی از خواهران و برادرانمان را تقبیح میکند. مایکل با این موزیک ویدئو قصد داشت تا رفتارهای غیر انسانی بشر را بر ضد همنوعانش به تصویر بکشد. هیچ روح انتقامی در این آهنگ وجود ندارد، فقط اعتراض و خشم است. این آهنگ درباره نافرمانیهای مدنی است. در این ویدئو یک درخواست مبهم سیاسی وجود دارد. جنبهی جالب استراتژی مایکل نشان دادن فقر و مشکلات اجتماعی در کشورهایی مانند برزیل است بدون آنکه متوسل به گفتمان سیاسی سنتی شود.
اسپایک لی دربارهی جنجالی که بر سر این موزیک ویدئوها به جریان افتاده بود، گفت: «مایکل یک هنرمند است و باید آزاد باشد تا عقیدهاش را بیان کند.»
t.me/MJSupportersForum/1829
🆔 @MJSupportersForum
📆 شنبه ۲۳ مارس ۱۹۹۶
(قسمت دوم)
مایکل در روز ۱۱ فوریه ۱۹۹۶ برای فیلمبرداری این ویدئو وارد کشور برزیل شد. اسپایک لی که یک روز زودتر به برزیل آمده بود فیلمبرداری را همان روز آغاز کرد. اسپایک لی از خاطرات این روزها میگوید: «مایکل گفت که قصد دارد جمعیت را به جنون برساند و این کار را کرد. آن دو خانم از جمعیت بیرون پریدند. پلیسهای امنیتی در آن سمت نبودند، بنابراین این خانمها بیرون پریدند و مایکل را گرفتند. او به زمین افتاد (میخندد). من او را از زمین بلند کردم. بعداً از فیلمبردار پرسیدم: «این لحظه را فیلمبرداری کردی؟» و او گفت: «آره، تو هم در فیلم هستی.» لحظهی خیلی خندهداری بود. ما این را برنامهریزی و تمرین نکرده بودیم. خودش اتفاق افتاد و هیجانانگیز بود. مایکل یک هواپیمای در حال انتظار داشت، او باید فردا با خدمهاش در نیویورک میبود. بنابراین ما سعی کردیم قبل از ترک مایکل تا آنجایی که میتوانیم فیلم بگیریم.»
فیلمبردای این نسخه از موزیک ویدئو در دونا مارتا از محلههای فقیرنشین در جنوب شهر ریو دو ژانیرو آغاز شد و بیش از ۱۵۰۰ پلیس امنیتی از آن منطقه محافظت میکردند. ۲۰۰ نفر از گروه محلی اولودوم (طبلزنان) (به انگلیسی: Olodum) در این موزیک ویدئو با مایکل همکاری داشتند. حضور آنها در این ویدئو و پوشیدن تیشرت سفید توسط مایکل که نام گروه بر روی آن بود باعث افزایش شهرت جهانیشان شد و اعتبار آنها را در برزیل بالا برد. رقص مایکل با گروه اولودوم و صحنهای که یک زن جوان از جمعیت عبور میکند تا مایکل را در آغوش بگیرد در بخش تاریخی یکی دیگر از شهرهای برزیل در سالوادور تهیه شده است.
در ابتدای ویدئو خانمی به نام آنجلیکا ویرا به زبان پرتغالی میگوید: “Michael, eles não ligam pra gente” به این معنی که «مایکل، آنها اهمیتی به ما نمیدهند.»
اسپایک لی میگوید: «در ویدئوی برزیل، شما میتوانید عشق مردم برزیل به مایکل را ببینید. تهیهی موزیک ویدئوی آنها به ما اهمیتی نمیدهند در برزیل با مایکل یکی از تجربههای برجستهی دوران حرفه من بود. واقعاً دوران عالی و بینظیری بود و فکر میکنم آنچه انجام دادیم تاریخی و فوقالعاده بود. مایکل عالی بود. او حس شوخطبعی زیادی داشت و سخت کار میکرد. مردم درباره این صحبت میکنند که کوبی برایانت چقدر سخت کار میکند اما او سختتر از مایکل جکسون کار نمیکرد. من مستندی درباره کوبی ساختهام؛ او را میشناسم. کمی هم با مایکل جردن کار کردهام. مایکل جکسون میگوید وقتی کاری را انجام میدهید و عاشق آن هستید، آن دیگر کار نیست، بنابراین شما میتوانید طولانیتر و سختتر و سریعتر انجامش دهید زیرا یک بار اضافی نیست. شما عاشق کاری هستید که انجام میدهید.»
مایکل در این موزیک ویدئو، با نمایش تصاویری از گوشه و کنار شهر، از طرف مردم منطقه بر سر پلیس و مسئولان فریاد میکشید که چرا به این دهکدهی فقیرنشین و مردمانش اهمیتی نمیدهند. او از بیرحمی و نادانی آنها میخواند. این آهنگ تمایل ما برای برچسب زدن و پذیرفتن یک عقیدهی غالب در مورد قشر خاصی از خواهران و برادرانمان را تقبیح میکند. مایکل با این موزیک ویدئو قصد داشت تا رفتارهای غیر انسانی بشر را بر ضد همنوعانش به تصویر بکشد. هیچ روح انتقامی در این آهنگ وجود ندارد، فقط اعتراض و خشم است. این آهنگ درباره نافرمانیهای مدنی است. در این ویدئو یک درخواست مبهم سیاسی وجود دارد. جنبهی جالب استراتژی مایکل نشان دادن فقر و مشکلات اجتماعی در کشورهایی مانند برزیل است بدون آنکه متوسل به گفتمان سیاسی سنتی شود.
اسپایک لی دربارهی جنجالی که بر سر این موزیک ویدئوها به جریان افتاده بود، گفت: «مایکل یک هنرمند است و باید آزاد باشد تا عقیدهاش را بیان کند.»
t.me/MJSupportersForum/1829
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 شنبه ۲۳ مارس ۱۹۹۶
موزیک ویدئوی They Don’t Care About Us در ساعت ۱ بعدازظهر از شبکهی MTV اروپا در برنامه First Look برای اولین بار پخش شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 شنبه ۲۳ مارس ۱۹۹۶
موزیک ویدئوی They Don’t Care About Us در ساعت ۱ بعدازظهر از شبکهی MTV اروپا در برنامه First Look برای اولین بار پخش شد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 شنبه ۲۳ مارس ۱۹۹۶
(قسمت سوم)
در ۲۲ آوریل پخش این موزیک ویدئو در شبکه MTV آمریکا و شبکه VH1 قدغن شد. فقط یکبار بخاطر اشتباه اتاق تدوین از شبکه امتیوی پخش شد. دلیل این ممنوعیت محتوای ویدئو نبود، بلکه به خاطر محتوای شعر آهنگ بود. بنا بر گفتهی سخنگوی شبکهی امتیوی، این آهنگ در شنوندگان این فرضیه را ایجاد میکند که آهنگی ضد یهود است. این در حالی بود که شبکهی امتیوی نماهنگهایی که در آنها حیوانات قطعهقطعه میشدند، از زنان برای منظور جنسی استفاده میشد، خشونت رواج داده میشد و غیره را فوراً پخش میکرد و شعارشان «آزادی بیان» بود و معتقد بودند موسیقی وسیلهای برای ابراز عقیده است و باید آزاد باشد. بعد از مدتی این دو شبکهی معروف شروع به پخش موزیک ویدئو کردند ولی در ابتدای آن نوشتهای را اضافه کردند: «این شبکه مسئولیتی در قبال پخش این کلیپ ندارد و آن را تنها برای دفاع از آزادی هنر نمایش میدهد.»
در ژوئن ۱۹۹۶ موزیک ویدئوی «آنها به ما اهمیتی نمیدهند» به رتبهی ۱ جدول بیست موزیک ویدئوی برتر شبکه امتیوی اروپا رسید و چندین هفته در این رتبه باقی ماند. در سپتامبر ۱۹۹۷ شبکه امتیوی اروپا شروع به پخش نسخهی زندان کرد اما فقط بعد از نیمه شب. نسخهی زندان در چندین شبکه موسیقی به علت صحنههای خشونتآمیز موجود در آن ممنوع شد.
زمانی که مایکل تصمیم به تهیهی موزیک ویدئوی They Don't Care About Us گرفت، محلهی دونا مارتا در سلطهی یک گروه قاچاقچی مواد مخدر بود. آنها در ازای امضای قراردادی که آنان را ملزم میکرد علیه جان مایکل و گروهش اقدام نکنند، مبلغ زیادی پول گرفتند. اکنون پلیس این منطقه را از وجود قاچاقچیان پاک کرده است و از این منطقه برای انجام طرحهای امنیتی استفاده میکند. به همین منظور همه نوع امکانات و سرویسهای اجتماعی از جمله دسترسی به اینترنت بیسیم در این حلبیآباد سابق فراهم گردیده است.
اکنون مجسمهی مایکل بر روی پشت بام یک مرکز فرهنگی تازهتأسیس در این منطقه بنا شده است. مؤسس آن میگوید: «مایکل چشم دنیا را بر روی وضعیت اجتماعی ریو دو ژانیرو گشود. او با خودش بصیرت آورد و دونا مارتا را در مرکز توجه قرار داد.»
دهکدهی جرمخیز سال ۹۶ اکنون نمادی از پیشرفت اجتماعی برای ریو دو ژانیرو به حساب میآید، و آغازگر این مسیر مایکل بود.
این آهنگ حماسی مایکل تبدیل به موسیقی اعتراض علیه ناعدالتی شده است و در بسیاری از موقعیتهای اینچنینی مورد استفاده قرار میگیرد.
t.me/MJSupportersForum/1829
🆔 @MJSupportersForum
📆 شنبه ۲۳ مارس ۱۹۹۶
(قسمت سوم)
در ۲۲ آوریل پخش این موزیک ویدئو در شبکه MTV آمریکا و شبکه VH1 قدغن شد. فقط یکبار بخاطر اشتباه اتاق تدوین از شبکه امتیوی پخش شد. دلیل این ممنوعیت محتوای ویدئو نبود، بلکه به خاطر محتوای شعر آهنگ بود. بنا بر گفتهی سخنگوی شبکهی امتیوی، این آهنگ در شنوندگان این فرضیه را ایجاد میکند که آهنگی ضد یهود است. این در حالی بود که شبکهی امتیوی نماهنگهایی که در آنها حیوانات قطعهقطعه میشدند، از زنان برای منظور جنسی استفاده میشد، خشونت رواج داده میشد و غیره را فوراً پخش میکرد و شعارشان «آزادی بیان» بود و معتقد بودند موسیقی وسیلهای برای ابراز عقیده است و باید آزاد باشد. بعد از مدتی این دو شبکهی معروف شروع به پخش موزیک ویدئو کردند ولی در ابتدای آن نوشتهای را اضافه کردند: «این شبکه مسئولیتی در قبال پخش این کلیپ ندارد و آن را تنها برای دفاع از آزادی هنر نمایش میدهد.»
در ژوئن ۱۹۹۶ موزیک ویدئوی «آنها به ما اهمیتی نمیدهند» به رتبهی ۱ جدول بیست موزیک ویدئوی برتر شبکه امتیوی اروپا رسید و چندین هفته در این رتبه باقی ماند. در سپتامبر ۱۹۹۷ شبکه امتیوی اروپا شروع به پخش نسخهی زندان کرد اما فقط بعد از نیمه شب. نسخهی زندان در چندین شبکه موسیقی به علت صحنههای خشونتآمیز موجود در آن ممنوع شد.
زمانی که مایکل تصمیم به تهیهی موزیک ویدئوی They Don't Care About Us گرفت، محلهی دونا مارتا در سلطهی یک گروه قاچاقچی مواد مخدر بود. آنها در ازای امضای قراردادی که آنان را ملزم میکرد علیه جان مایکل و گروهش اقدام نکنند، مبلغ زیادی پول گرفتند. اکنون پلیس این منطقه را از وجود قاچاقچیان پاک کرده است و از این منطقه برای انجام طرحهای امنیتی استفاده میکند. به همین منظور همه نوع امکانات و سرویسهای اجتماعی از جمله دسترسی به اینترنت بیسیم در این حلبیآباد سابق فراهم گردیده است.
اکنون مجسمهی مایکل بر روی پشت بام یک مرکز فرهنگی تازهتأسیس در این منطقه بنا شده است. مؤسس آن میگوید: «مایکل چشم دنیا را بر روی وضعیت اجتماعی ریو دو ژانیرو گشود. او با خودش بصیرت آورد و دونا مارتا را در مرکز توجه قرار داد.»
دهکدهی جرمخیز سال ۹۶ اکنون نمادی از پیشرفت اجتماعی برای ریو دو ژانیرو به حساب میآید، و آغازگر این مسیر مایکل بود.
این آهنگ حماسی مایکل تبدیل به موسیقی اعتراض علیه ناعدالتی شده است و در بسیاری از موقعیتهای اینچنینی مورد استفاده قرار میگیرد.
t.me/MJSupportersForum/1829
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 شنبه ۲۳ مارس ۱۹۹۶
موزیک ویدئوی They Don’t Care About Us در ساعت ۱ بعدازظهر از شبکهی MTV اروپا در برنامه First Look برای اولین بار پخش شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 شنبه ۲۳ مارس ۱۹۹۶
موزیک ویدئوی They Don’t Care About Us در ساعت ۱ بعدازظهر از شبکهی MTV اروپا در برنامه First Look برای اولین بار پخش شد.
🆔 @MJSupportersForum
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 گزارش خبری شبکه Entertainment Tonight از ساخت موزیک ویدئوی They Don't Care About Us
🆔 @MJSupportersForum
🆔 @MJSupportersForum
Forwarded from انجمن حامیان مایکل جکسون
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💥 آنها اهمیتی به ما نمیدهند!
(با #زیرنویس_فارسی)
🎥 «این فیلم بیعدالتی به تمام بشریت را به تصویر میکشد»
They Don't Care About Us
🎞 #480p
📣 لطفاً ویدیو را منتشر کنید!
🆔 @MJ_SF
(با #زیرنویس_فارسی)
🎥 «این فیلم بیعدالتی به تمام بشریت را به تصویر میکشد»
They Don't Care About Us
🎞 #480p
📣 لطفاً ویدیو را منتشر کنید!
🆔 @MJ_SF
🗓 خط زمان
📆 جمعه ۲۵ مارس ۱۹۸۳
مایکل در ویژهبرنامهی Motown 25: Yesterday, Today, Forever در سالن سیویک پاسادنا حضور یافت و با اجرای اولین حرکت مونواک دنیا را تکان داد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ۲۵ مارس ۱۹۸۳
مایکل در ویژهبرنامهی Motown 25: Yesterday, Today, Forever در سالن سیویک پاسادنا حضور یافت و با اجرای اولین حرکت مونواک دنیا را تکان داد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 جمعه ۲۵ مارس ۱۹۸۳
(قسمت اول)
مایکل در ویژهبرنامهی Motown 25: Yesterday, Today, Forever در سالن سیویک پاسادنا حضور یافت و با اجرای اولین حرکت مونواک دنیا را تکان داد.
این ویژهبرنامهی تلویزیونی به تهیهکنندگی Suzanne de Passe برای بزرگداشت بیست و پنجمین سالگرد تأسیس موتاون ضبط شد و تنظیم و نویسندگی مشترک آن بر عهدهی سوزان د پس و روث ادکینز رابینسون بود. این برنامه در ۱۶ می ۱۹۸۳ از شبکه NBC پخش شد. شهرت این برنامه بیشتر برای اجرای آهنگ Billie Jean توسط مایکل و اولین اجرای رقص معروف مونواک است.
برنامه «موتاون ۲۵» در شهرهای نیویورک، شیکاگو، لس آنجلس، دیترویت، سانفرانسیسکو و فیلادلفیا پخش شد و ۴۷ میلیون بیننده تلویزیونی داشت، به عبارتی ۳۵ درصد مردم آمریکا آن را تماشا کردند.
طبق کتاب MJ: The Genius of Michael Jackson، زندگینامه روایی تهیهشده توسط استیو نوپر از مصاحبههایی که با بیش از ۴۰۰ نفر از نزدیکان مایکل و همکاران و افراد خانوادهاش انجام داده است، در سال ۱۹۸۳، سوزان دِ پس، که هنوز به بری گوردی وفادار بود، برای احیای موتاون به گوردی پیشنهادی ارائه داد و او را به برگزاری برنامهای برای بیست و پنجمین سالگرد موتاون ترغیب کرد. سود این برنامه به مؤسسههای خیریه میرسید. گوردی از این پیشنهاد خوشش آمد و فکر کرد که میتواند بیشتر ستارگان سابقش را برای این برنامه دور هم جمع کند.
در خصوص دعوت از مایکل جکسون، او این دعوت را پذیرفت اما نحوه پذیرش آن بسته به راوی ماجرا فرق میکند. طبق گفته بری گوردی، مایکل احساس میکرد که در تلویزیون بیش از حد در معرض دید عموم قرار میگیرد و ترجیح میداد در بین تماشاچیان بنشیند و تنها با حضورش از این برنامه حمایت کند. بنابراین بری ناچار به خواهش و تمنا از او شد.
اما سوزی آیکیدا، که قبلاً رابط بین جکسون فایو و موتاون بود، آن را جور دیگری تعریف میکند. ده روز قبل از ضبط برنامه، جرمین که هنوز عضوی از موتاون بود با او تماس گرفت و از اینکه برادرانش برای حضور در این ویژهبرنامه دعوت نشده بودند شکایت کرد. آیکیدا که باورش نمیشد فکر کرد او شوخی میکند اما جرمین به او گفت که سوزان از آنها دعوت نکرده است. بنابراین آیکیدا با گوردی تماس گرفت و اجازه خواست که خودش مستقیماً با مایکل تماس بگیرد و او هم موافقت کرد. آیکیدا بالأخره مایکل را راضی به شرکت در این برنامه کرد.
هم در کتاب جرمین و هم در کتاب مونواک، مایکل بلافاصله درخواست اجرای تکی کرده بود. اما آیکیدا میگوید این گوردی بود که پیشنهاد داد مایکل این آهنگ را اجرا کند، البته این را فقط با آیکیدا در میان گذاشته بود. آیکیدا هم به او گفته بود که فکر نمیکند ایده خوبی باشد. بعد از این، مایکل با آیکیدا تماس میگیرد و میگوید: «بری عصبانی میشود، اما من میخواهم کاری انجام دهم ... میخواهم بیلی جین را اجرا کنم.» آیکیدا که بسیار خوشحال شده بود، به مایکل اکیداً توصیه کرد که اجازه ندهد گروه نوازندگان معمولی موتاون ۲۵ آهنگ او را اجرا کنند «چون هرگز نمیتوانند الگوی ریتمیک این آهنگ را درست اجرا کنند.» بنابراین مایکل و آیکیدا توافق کردند که او در این اجرا فقط روی آهنگ اصلی لب بزند. آیکیدا این خبر را به گوردی رساند و او نیز بسیار ذوقزده شد.
مایکل در این ویژهبرنامه ابتدا به اتفاق برادرانش نمایشی ترکیبی از چهار آهنگ معروف جکسون فایو، I Want You Back، The Love You Save، Never Can Say Goodbye و I’ll Be There را اجرا کرد. در این اجرای ترکیبی، به جز میکروفون مایکل، میکروفون هیچ یک از اعضای گروه روشن نبود. به همین علت در هنگام اجرای جرمین در ترانه I'll Be There مایکل به جرمین نزدیک شد تا او بتواند از میکروفون روشن مایکل استفاده کند. این اولین بار بعد از سال ۱۹۷۵ بود که جرمین به برادرانش میپیوست. رندی نیز در این اجرا به برادرانش پیوست.
پس از این اجرای ترکیبی، برادران مایکل صحنه را ترک کردند اما مایکل روی صحنه باقی ماند و گفت: «باید بگم، یاد اون روزهای خوب گذشته بخیر. من این آهنگها رو دوست دارم. اون لحظات جادویی بودند، همهی برادرانم، از جمله جرمین. اینها آهنگهای خوبی بودند. من این آهنگها رو خیلی دوست دارم. اما، به ویژه، آهنگهای جدید رو دوست دارم.» سپس آهنگ «بیلی جین» آغاز شد.
مایکل کت سیاه پولکدار افسانهای و پیراهن براقش را به تن داشت. او برای اولین بار بود که کلاه فدورای مشکیاش را بر سر میگذاشت و دستکش تک سفید سنگدوزیشدهاش را بر دست داشت. البته لازم به ذکر است که مایکل دستکش تک را از چند سال قبل از تریلر در بعضی اجراها دست میکرد اما خیلی مورد توجه قرار نگرفته بود.
t.me/MJSupportersForum/1837
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ۲۵ مارس ۱۹۸۳
(قسمت اول)
مایکل در ویژهبرنامهی Motown 25: Yesterday, Today, Forever در سالن سیویک پاسادنا حضور یافت و با اجرای اولین حرکت مونواک دنیا را تکان داد.
این ویژهبرنامهی تلویزیونی به تهیهکنندگی Suzanne de Passe برای بزرگداشت بیست و پنجمین سالگرد تأسیس موتاون ضبط شد و تنظیم و نویسندگی مشترک آن بر عهدهی سوزان د پس و روث ادکینز رابینسون بود. این برنامه در ۱۶ می ۱۹۸۳ از شبکه NBC پخش شد. شهرت این برنامه بیشتر برای اجرای آهنگ Billie Jean توسط مایکل و اولین اجرای رقص معروف مونواک است.
برنامه «موتاون ۲۵» در شهرهای نیویورک، شیکاگو، لس آنجلس، دیترویت، سانفرانسیسکو و فیلادلفیا پخش شد و ۴۷ میلیون بیننده تلویزیونی داشت، به عبارتی ۳۵ درصد مردم آمریکا آن را تماشا کردند.
طبق کتاب MJ: The Genius of Michael Jackson، زندگینامه روایی تهیهشده توسط استیو نوپر از مصاحبههایی که با بیش از ۴۰۰ نفر از نزدیکان مایکل و همکاران و افراد خانوادهاش انجام داده است، در سال ۱۹۸۳، سوزان دِ پس، که هنوز به بری گوردی وفادار بود، برای احیای موتاون به گوردی پیشنهادی ارائه داد و او را به برگزاری برنامهای برای بیست و پنجمین سالگرد موتاون ترغیب کرد. سود این برنامه به مؤسسههای خیریه میرسید. گوردی از این پیشنهاد خوشش آمد و فکر کرد که میتواند بیشتر ستارگان سابقش را برای این برنامه دور هم جمع کند.
در خصوص دعوت از مایکل جکسون، او این دعوت را پذیرفت اما نحوه پذیرش آن بسته به راوی ماجرا فرق میکند. طبق گفته بری گوردی، مایکل احساس میکرد که در تلویزیون بیش از حد در معرض دید عموم قرار میگیرد و ترجیح میداد در بین تماشاچیان بنشیند و تنها با حضورش از این برنامه حمایت کند. بنابراین بری ناچار به خواهش و تمنا از او شد.
اما سوزی آیکیدا، که قبلاً رابط بین جکسون فایو و موتاون بود، آن را جور دیگری تعریف میکند. ده روز قبل از ضبط برنامه، جرمین که هنوز عضوی از موتاون بود با او تماس گرفت و از اینکه برادرانش برای حضور در این ویژهبرنامه دعوت نشده بودند شکایت کرد. آیکیدا که باورش نمیشد فکر کرد او شوخی میکند اما جرمین به او گفت که سوزان از آنها دعوت نکرده است. بنابراین آیکیدا با گوردی تماس گرفت و اجازه خواست که خودش مستقیماً با مایکل تماس بگیرد و او هم موافقت کرد. آیکیدا بالأخره مایکل را راضی به شرکت در این برنامه کرد.
هم در کتاب جرمین و هم در کتاب مونواک، مایکل بلافاصله درخواست اجرای تکی کرده بود. اما آیکیدا میگوید این گوردی بود که پیشنهاد داد مایکل این آهنگ را اجرا کند، البته این را فقط با آیکیدا در میان گذاشته بود. آیکیدا هم به او گفته بود که فکر نمیکند ایده خوبی باشد. بعد از این، مایکل با آیکیدا تماس میگیرد و میگوید: «بری عصبانی میشود، اما من میخواهم کاری انجام دهم ... میخواهم بیلی جین را اجرا کنم.» آیکیدا که بسیار خوشحال شده بود، به مایکل اکیداً توصیه کرد که اجازه ندهد گروه نوازندگان معمولی موتاون ۲۵ آهنگ او را اجرا کنند «چون هرگز نمیتوانند الگوی ریتمیک این آهنگ را درست اجرا کنند.» بنابراین مایکل و آیکیدا توافق کردند که او در این اجرا فقط روی آهنگ اصلی لب بزند. آیکیدا این خبر را به گوردی رساند و او نیز بسیار ذوقزده شد.
مایکل در این ویژهبرنامه ابتدا به اتفاق برادرانش نمایشی ترکیبی از چهار آهنگ معروف جکسون فایو، I Want You Back، The Love You Save، Never Can Say Goodbye و I’ll Be There را اجرا کرد. در این اجرای ترکیبی، به جز میکروفون مایکل، میکروفون هیچ یک از اعضای گروه روشن نبود. به همین علت در هنگام اجرای جرمین در ترانه I'll Be There مایکل به جرمین نزدیک شد تا او بتواند از میکروفون روشن مایکل استفاده کند. این اولین بار بعد از سال ۱۹۷۵ بود که جرمین به برادرانش میپیوست. رندی نیز در این اجرا به برادرانش پیوست.
پس از این اجرای ترکیبی، برادران مایکل صحنه را ترک کردند اما مایکل روی صحنه باقی ماند و گفت: «باید بگم، یاد اون روزهای خوب گذشته بخیر. من این آهنگها رو دوست دارم. اون لحظات جادویی بودند، همهی برادرانم، از جمله جرمین. اینها آهنگهای خوبی بودند. من این آهنگها رو خیلی دوست دارم. اما، به ویژه، آهنگهای جدید رو دوست دارم.» سپس آهنگ «بیلی جین» آغاز شد.
مایکل کت سیاه پولکدار افسانهای و پیراهن براقش را به تن داشت. او برای اولین بار بود که کلاه فدورای مشکیاش را بر سر میگذاشت و دستکش تک سفید سنگدوزیشدهاش را بر دست داشت. البته لازم به ذکر است که مایکل دستکش تک را از چند سال قبل از تریلر در بعضی اجراها دست میکرد اما خیلی مورد توجه قرار نگرفته بود.
t.me/MJSupportersForum/1837
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 جمعه ۲۵ مارس ۱۹۸۳
مایکل در ویژهبرنامهی Motown 25: Yesterday, Today, Forever در سالن سیویک پاسادنا حضور یافت و با اجرای اولین حرکت مونواک دنیا را تکان داد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ۲۵ مارس ۱۹۸۳
مایکل در ویژهبرنامهی Motown 25: Yesterday, Today, Forever در سالن سیویک پاسادنا حضور یافت و با اجرای اولین حرکت مونواک دنیا را تکان داد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 جمعه ۲۵ مارس ۱۹۸۳
(قسمت دوم)
و اما مایکل برای اولین بار، به مردم چیزی را نشان داد که بعدها به مهمترین علامت مشخصهی او مبدل گشت... رقص مونواک! البته این حرکت ابداع خود مایکل نبود و سالها پیش از او افرادی همچون بیل بیلی، کب کالووی، جیمز براون، دامیتا جو فریمن، کاسپر و کولی، جفری دنیل، مستر بوجانگلز، باب فاس، مارسل مارسو و شیلدز و یارنل شبیه این حرکت را، که به backslide معروف بود، انجام داده بودند. اما وجه تمایز این حرکت مایکل با حرکت سایر هنرمندان این است که مایکل آن را به بالاترین حد تکاملش رساند.
مایکل در کتاب زندگینامه خودش، با همین نام، درباره این اجرا مینویسد: «میتوانم بگویم که تماشاچیها واقعاً از اجرای من لذت میبردند. برادرانم به من گفتند که در گوشهی صحنه جمع شده بودند و با دهان باز مرا نگاه میکردند. پدر و مادر و خواهرانم در بین تماشاچیها بودند. اما تنها چیزی که به خاطر میآورم این است که پس از اتمام اجرای آهنگ، چشمانم را باز کردم و دریایی از مردم را دیدم که ایستاده بودند و مرا تشویق میکردند.»
برخی از تماشاچیها بعدها گفتند که وقتی مایکل مونواک را اجرا کرد، اینطور به نظر میرسید که تمام دنیا از حرکت باز ایستاده است. استیو دلی، سردبیر هفتهنامه اینترتینمنت، در ۱۹ فوریه ۱۹۹۹، این اجرای تاریخی را اینگونه توصیف کرد: «قدمی کوچک برای یک مرد و پرشی بزرگ برای موسیقی پاپ: مایکل جکسون در طی اجرای آهنگ بیلی جین، رقص مونواک خود را که ناقض قوانین فیزیک بود به نمایش گذاشت و حتی متخصصین ساخت موشک را نیز مات و مبهوت خود ساخت.» دان میسچر، تهیهکننده و کارگردان ویژهبرنامههای شبکهی انبیسی گفت: «ما در اتاق تدوین ساعتها وقتمان را به بحث دربارهی تکتک صحنههای فیلم رقص او گذراندیم. او نمایش فوقالعادهای را به اجرا گذاشت.» به گفته گریل مارکوس در کتاب «Lipstick Traces: A Secret History of the Twentieth Century»: «مایکل جکسون در انجام حرکت مونواک چنان راه میرود که نه انگار صاحب صحنه است و نه انگار که این صحنه برای او ساخته شده، بلکه صحنه اساساً از او نشأت میگیرد، به بیانی، حضور مایکل باعث پدیدار شدن صحنه میشود. مایکل با ترانه و رقصش روان ملت آمریکا را کوبید و به لرزه درآورد.»
خاطرات مایکل از موتاون ۲۵ در کتاب مونواک: «من به بری گوردی گفتم به شرطی در برنامه حضور پیدا میکنم که بیلی جین را اجرا کنم. و بری هم قبول کرد. به مدیر برنامههایم گفتم که برایم یک کلاه فدورا تهیه کند. من هنوز هیچ ایدهای برای اجرای بیلی جین نداشتم. در مدتی که آلبوم تریلر را اجرا میکردم یک کت مشکی پیدا کرده بودم (این کت متعلق به مادر مایکل بود) و با خودم گفتم روزی این را برای اجرا میپوشم. و آن را در موتاون ۲۵ پوشیدم. شب قبل از موتاون به آشپزخانه رفتم و بیلی جین را با صدای بلند پخش کردم و اجازه دادم ریتم بیلی جین حرکتها را خلق کند اما قبل از آن بعضی وقتها مونواک را تمرین کرده بودم، فقط آن شب در آشپزخانه لِمَش دستم آمد. شب برنامه برادرانم میخواستند بدانند کلاه فدورا برای چیست. من گفتم صبر کنید و ببینید. بعد از اجرا با برادرانم نوبت به اجرای تکی من رسید. وقتی اجرایم به پایان رسید، انبوهی از مردم را دیدم که از جایشان بلند شدهاند و در حال تشویق من هستند. برادرانم دهانشان باز مانده بود. من بخاطر اینکه نتوانسته بودم خوب روی پنجههایم بایستم ناراحت بودم. من نتوانسته بودم آنقدری که میخواستم روی پنجههایم بایستم. پشت صحنه همه به من تبریک میگفتند. در آن لحظه میدانستم که این یکی از شادترین لحظات زندگیام است. بعد از اجرایم هر یک از برادرانم مرا بغل کردند و بوسیدند. همهی خانوادهام مرا در آغوش کشیدند غیر از پدرم. او تنها کسی بود که این کار را نکرد. من هنوز از خودم ناراضی بودم تا اینکه بچهای تقریباً ده ساله که کت و شلوار رسمی پوشیده بود سمت من آمد و گفت: «کی به تو یاد داده اینطوری برقصی؟» خندیدم و گفتم: «فکر کنم تمرین. برای اولین بار در آن بعد از ظهر احساس خوبی در مورد کاری که انجام داده بودم پیدا کردم. با خودم گفتم باید خوب انجامش داده باشی چون بچهها صادق هستند.»
کاترین مادر مایکل میگوید: «مایکل هر شنبه و یکشنبه در اتاق بالای گاراژ تمرین میکرد. من مطمئن بودم که او در حال تمرین مونواک بوده است اما ما چیزی در موردش نمیدانستیم.»
t.me/MJSupportersForum/1837
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ۲۵ مارس ۱۹۸۳
(قسمت دوم)
و اما مایکل برای اولین بار، به مردم چیزی را نشان داد که بعدها به مهمترین علامت مشخصهی او مبدل گشت... رقص مونواک! البته این حرکت ابداع خود مایکل نبود و سالها پیش از او افرادی همچون بیل بیلی، کب کالووی، جیمز براون، دامیتا جو فریمن، کاسپر و کولی، جفری دنیل، مستر بوجانگلز، باب فاس، مارسل مارسو و شیلدز و یارنل شبیه این حرکت را، که به backslide معروف بود، انجام داده بودند. اما وجه تمایز این حرکت مایکل با حرکت سایر هنرمندان این است که مایکل آن را به بالاترین حد تکاملش رساند.
مایکل در کتاب زندگینامه خودش، با همین نام، درباره این اجرا مینویسد: «میتوانم بگویم که تماشاچیها واقعاً از اجرای من لذت میبردند. برادرانم به من گفتند که در گوشهی صحنه جمع شده بودند و با دهان باز مرا نگاه میکردند. پدر و مادر و خواهرانم در بین تماشاچیها بودند. اما تنها چیزی که به خاطر میآورم این است که پس از اتمام اجرای آهنگ، چشمانم را باز کردم و دریایی از مردم را دیدم که ایستاده بودند و مرا تشویق میکردند.»
برخی از تماشاچیها بعدها گفتند که وقتی مایکل مونواک را اجرا کرد، اینطور به نظر میرسید که تمام دنیا از حرکت باز ایستاده است. استیو دلی، سردبیر هفتهنامه اینترتینمنت، در ۱۹ فوریه ۱۹۹۹، این اجرای تاریخی را اینگونه توصیف کرد: «قدمی کوچک برای یک مرد و پرشی بزرگ برای موسیقی پاپ: مایکل جکسون در طی اجرای آهنگ بیلی جین، رقص مونواک خود را که ناقض قوانین فیزیک بود به نمایش گذاشت و حتی متخصصین ساخت موشک را نیز مات و مبهوت خود ساخت.» دان میسچر، تهیهکننده و کارگردان ویژهبرنامههای شبکهی انبیسی گفت: «ما در اتاق تدوین ساعتها وقتمان را به بحث دربارهی تکتک صحنههای فیلم رقص او گذراندیم. او نمایش فوقالعادهای را به اجرا گذاشت.» به گفته گریل مارکوس در کتاب «Lipstick Traces: A Secret History of the Twentieth Century»: «مایکل جکسون در انجام حرکت مونواک چنان راه میرود که نه انگار صاحب صحنه است و نه انگار که این صحنه برای او ساخته شده، بلکه صحنه اساساً از او نشأت میگیرد، به بیانی، حضور مایکل باعث پدیدار شدن صحنه میشود. مایکل با ترانه و رقصش روان ملت آمریکا را کوبید و به لرزه درآورد.»
خاطرات مایکل از موتاون ۲۵ در کتاب مونواک: «من به بری گوردی گفتم به شرطی در برنامه حضور پیدا میکنم که بیلی جین را اجرا کنم. و بری هم قبول کرد. به مدیر برنامههایم گفتم که برایم یک کلاه فدورا تهیه کند. من هنوز هیچ ایدهای برای اجرای بیلی جین نداشتم. در مدتی که آلبوم تریلر را اجرا میکردم یک کت مشکی پیدا کرده بودم (این کت متعلق به مادر مایکل بود) و با خودم گفتم روزی این را برای اجرا میپوشم. و آن را در موتاون ۲۵ پوشیدم. شب قبل از موتاون به آشپزخانه رفتم و بیلی جین را با صدای بلند پخش کردم و اجازه دادم ریتم بیلی جین حرکتها را خلق کند اما قبل از آن بعضی وقتها مونواک را تمرین کرده بودم، فقط آن شب در آشپزخانه لِمَش دستم آمد. شب برنامه برادرانم میخواستند بدانند کلاه فدورا برای چیست. من گفتم صبر کنید و ببینید. بعد از اجرا با برادرانم نوبت به اجرای تکی من رسید. وقتی اجرایم به پایان رسید، انبوهی از مردم را دیدم که از جایشان بلند شدهاند و در حال تشویق من هستند. برادرانم دهانشان باز مانده بود. من بخاطر اینکه نتوانسته بودم خوب روی پنجههایم بایستم ناراحت بودم. من نتوانسته بودم آنقدری که میخواستم روی پنجههایم بایستم. پشت صحنه همه به من تبریک میگفتند. در آن لحظه میدانستم که این یکی از شادترین لحظات زندگیام است. بعد از اجرایم هر یک از برادرانم مرا بغل کردند و بوسیدند. همهی خانوادهام مرا در آغوش کشیدند غیر از پدرم. او تنها کسی بود که این کار را نکرد. من هنوز از خودم ناراضی بودم تا اینکه بچهای تقریباً ده ساله که کت و شلوار رسمی پوشیده بود سمت من آمد و گفت: «کی به تو یاد داده اینطوری برقصی؟» خندیدم و گفتم: «فکر کنم تمرین. برای اولین بار در آن بعد از ظهر احساس خوبی در مورد کاری که انجام داده بودم پیدا کردم. با خودم گفتم باید خوب انجامش داده باشی چون بچهها صادق هستند.»
کاترین مادر مایکل میگوید: «مایکل هر شنبه و یکشنبه در اتاق بالای گاراژ تمرین میکرد. من مطمئن بودم که او در حال تمرین مونواک بوده است اما ما چیزی در موردش نمیدانستیم.»
t.me/MJSupportersForum/1837
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 جمعه ۲۵ مارس ۱۹۸۳
مایکل در ویژهبرنامهی Motown 25: Yesterday, Today, Forever در سالن سیویک پاسادنا حضور یافت و با اجرای اولین حرکت مونواک دنیا را تکان داد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ۲۵ مارس ۱۹۸۳
مایکل در ویژهبرنامهی Motown 25: Yesterday, Today, Forever در سالن سیویک پاسادنا حضور یافت و با اجرای اولین حرکت مونواک دنیا را تکان داد.
🆔 @MJSupportersForum