🔰فروش پایه پرچم فلزی با پیچ نگهدارنده
به صورت تعداد با تحفیف ویژه بمناسبت ایام محرم
⚫️جهت سفارش به آیدی زیر پیام دهید:
.
@Alghadir_121
به صورت تعداد با تحفیف ویژه بمناسبت ایام محرم
⚫️جهت سفارش به آیدی زیر پیام دهید:
.
@Alghadir_121
🔻سیاه پوشی در سوگ آل الله؛ رسم جاری اهل بیت(ع) و دوستان آنان در تاریخ
☑️ در جنگ «احد» كه 70 تن از مسلمانان شهيد شدند، زنان مسلمان از جمله امّسلمه در سوگ شهيدان جامه سياه در بَر كردند. (سیره ابن هاشم جلد ۳ صفحه۱۶.)
☑️ اصبغ بن نباته گويد: بعد از شهادت مولاي متّقيان اميرالمؤمنین علیه السلام وارد مسجد كوفه شدم، ديدم كه: «به درستی امام حسن و امام حسین علیهم السلام بعد از شهادت پدر بزرگوارشان در کوفه در عزای پدرشان مشکی پوشیدند».
(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۴، ص۸ ، حدائق الناظره؛ ج ۷ ص ۱۲۸، اثبات الوصیه؛ صفحه ۱۵۷.)
☑️ امام سجاد علیه السلام فرمودند: «هنگامی که جدّم حسین علیه السلام شهید شد، زنان بنیهاشم لباس سیاه و ضخیم پوشیدند و از گرما و سرما شکایتی نمیکردند و امام سجاد علیه السلام برای آنها غذای ماتم زدگان و عزاداران تهیه میکرد».
(المحاسن صفحه ۴۲۰ ، نفس المهموم ص ۴۷۳ ، بحارالانوار ج ۴۵ ص ۱۸۸، وسائل الشیعه ج۳ ص ۲۳۸.)
☑️ پس از پایان خطبه تاریخی و افشاگرانه امام سجاد علیه السلام در مسجد دمشق، منهال برخاست و عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! چگونه صبح کردی؟ امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «چگونه است حال کسی که پدرش به قتل رسیده و یارانش اندکاند و اهل و عیالش اسیر و بیپوشش و حجاب و بیسرپرست و حامی هستند. پس مرا جز (به هیئت) اسیری خوار (و گرفتار در چنگ دشمن) که یار و سرپرست خویش را از دست داده نمیبینی، همانا من و اهل بیتم لباس عزا پوشیدهایم و (پوشیدن) لباس نو بر ما روا نیست.»
(بلاغة الامام علی ابن الحسین علیه السلام صفحه ۹۳ ، مقتل ابی مخنف ص ۳۱۷.)
☑️ «سلیمان بن راشد از پدرش نقل میکند که امام سجادعلیه السلام را دیدم که جبّهای سیاه رنگ و جلو باز پوشیده بودند».
(وسائل الشیعه جلد ۵ ص ۳۵.)
☑️ حضرت زینب سلام الله علیها در راه کوفه و شام لباس مشکی پوشیدند... . (ناسخ جلد ۱، صفحه ۳۴۴.)
☑️ ابن ابیالحدید در جای دیگری از شرح نهج البلاغه از مدائنی نقل میکند که چون امیرالمؤمنین علی علیه السلام به شهادت رسید، امام حسن علیه السلام در حالی که لباس مشکی بر تن داشت، خطبهای ایراد فرمود. (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱۶، ص۲۲.)
☑️ ابیمخنف روایت کرده که: نعمان بن بشیر خبر شهادت امام حسین علیه السلام را به اهل مدینه ابلاغ نمود و در مدینه زنی نبود جز آنکه از پشت پرده بیرون آمد و لباس مشکی پوشیده، مشغول عزاداری شد. (عیون اخبار الرضا و فنون الاثار ص ۱۰۹.)
☑️ هنگامي كه يزيد لعنت الله علیه ، اهلبيت رسولخدا علیه السلام را طلبيد و آنان را ميانِ ماندنِ در شام و برگشتن به مدينه مخيّر نمود، گفتند: «ما بيش از هر چيز دوست داريم كه براي امام مظلوم مجلس ماتم و عزا برپا كنيم وگريه و زاري كنيم». يزيد گفت: آنچه ميخواهيد انجام دهيد. آنگاه خانههايي را براي آنان مهيّا ساخت، پس از زنان بنيهاشم و طائفه قريش كسي باقي نماند، جز اينكه (به نشانة عزاداري) براي حسين لباس سیاه پوشیدند، و به مدت هفت روز برای آن حضرت ندبه و زاری کردند.
(منتخب طریحی؛ جلد۲، صفحه۴۸۲، بحارالانوار جلد ۴۵ ص ۱۹۶.) و...
پ.ن؛ برای مطالعه و کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه، پیشنهاد میشود به کتاب؛ «سیاه پوشی در سوگ ائمه نور(ع) - ریشه های تاریخی، مبانی فقهی» نوشته؛ «علی ابوالحسنی(منذر)» مراجعه فرمائید...
#سیاه_پوشی_در_سیره_اهل_بیت
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹
☑️ در جنگ «احد» كه 70 تن از مسلمانان شهيد شدند، زنان مسلمان از جمله امّسلمه در سوگ شهيدان جامه سياه در بَر كردند. (سیره ابن هاشم جلد ۳ صفحه۱۶.)
☑️ اصبغ بن نباته گويد: بعد از شهادت مولاي متّقيان اميرالمؤمنین علیه السلام وارد مسجد كوفه شدم، ديدم كه: «به درستی امام حسن و امام حسین علیهم السلام بعد از شهادت پدر بزرگوارشان در کوفه در عزای پدرشان مشکی پوشیدند».
(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۴، ص۸ ، حدائق الناظره؛ ج ۷ ص ۱۲۸، اثبات الوصیه؛ صفحه ۱۵۷.)
☑️ امام سجاد علیه السلام فرمودند: «هنگامی که جدّم حسین علیه السلام شهید شد، زنان بنیهاشم لباس سیاه و ضخیم پوشیدند و از گرما و سرما شکایتی نمیکردند و امام سجاد علیه السلام برای آنها غذای ماتم زدگان و عزاداران تهیه میکرد».
(المحاسن صفحه ۴۲۰ ، نفس المهموم ص ۴۷۳ ، بحارالانوار ج ۴۵ ص ۱۸۸، وسائل الشیعه ج۳ ص ۲۳۸.)
☑️ پس از پایان خطبه تاریخی و افشاگرانه امام سجاد علیه السلام در مسجد دمشق، منهال برخاست و عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! چگونه صبح کردی؟ امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «چگونه است حال کسی که پدرش به قتل رسیده و یارانش اندکاند و اهل و عیالش اسیر و بیپوشش و حجاب و بیسرپرست و حامی هستند. پس مرا جز (به هیئت) اسیری خوار (و گرفتار در چنگ دشمن) که یار و سرپرست خویش را از دست داده نمیبینی، همانا من و اهل بیتم لباس عزا پوشیدهایم و (پوشیدن) لباس نو بر ما روا نیست.»
(بلاغة الامام علی ابن الحسین علیه السلام صفحه ۹۳ ، مقتل ابی مخنف ص ۳۱۷.)
☑️ «سلیمان بن راشد از پدرش نقل میکند که امام سجادعلیه السلام را دیدم که جبّهای سیاه رنگ و جلو باز پوشیده بودند».
(وسائل الشیعه جلد ۵ ص ۳۵.)
☑️ حضرت زینب سلام الله علیها در راه کوفه و شام لباس مشکی پوشیدند... . (ناسخ جلد ۱، صفحه ۳۴۴.)
☑️ ابن ابیالحدید در جای دیگری از شرح نهج البلاغه از مدائنی نقل میکند که چون امیرالمؤمنین علی علیه السلام به شهادت رسید، امام حسن علیه السلام در حالی که لباس مشکی بر تن داشت، خطبهای ایراد فرمود. (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱۶، ص۲۲.)
☑️ ابیمخنف روایت کرده که: نعمان بن بشیر خبر شهادت امام حسین علیه السلام را به اهل مدینه ابلاغ نمود و در مدینه زنی نبود جز آنکه از پشت پرده بیرون آمد و لباس مشکی پوشیده، مشغول عزاداری شد. (عیون اخبار الرضا و فنون الاثار ص ۱۰۹.)
☑️ هنگامي كه يزيد لعنت الله علیه ، اهلبيت رسولخدا علیه السلام را طلبيد و آنان را ميانِ ماندنِ در شام و برگشتن به مدينه مخيّر نمود، گفتند: «ما بيش از هر چيز دوست داريم كه براي امام مظلوم مجلس ماتم و عزا برپا كنيم وگريه و زاري كنيم». يزيد گفت: آنچه ميخواهيد انجام دهيد. آنگاه خانههايي را براي آنان مهيّا ساخت، پس از زنان بنيهاشم و طائفه قريش كسي باقي نماند، جز اينكه (به نشانة عزاداري) براي حسين لباس سیاه پوشیدند، و به مدت هفت روز برای آن حضرت ندبه و زاری کردند.
(منتخب طریحی؛ جلد۲، صفحه۴۸۲، بحارالانوار جلد ۴۵ ص ۱۹۶.) و...
پ.ن؛ برای مطالعه و کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه، پیشنهاد میشود به کتاب؛ «سیاه پوشی در سوگ ائمه نور(ع) - ریشه های تاریخی، مبانی فقهی» نوشته؛ «علی ابوالحسنی(منذر)» مراجعه فرمائید...
#سیاه_پوشی_در_سیره_اهل_بیت
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به نوحه خوانِ فقیر از زبان من گویید:
که پاکت از خوده زهرا(س) چرا نمیگیرد؟
▫️پخش برای اولین بار از مرحوم؛
▪️سید جواد ذاکر رحمت الله علیه
.
💯 @MolaAliNet
که پاکت از خوده زهرا(س) چرا نمیگیرد؟
▫️پخش برای اولین بار از مرحوم؛
▪️سید جواد ذاکر رحمت الله علیه
.
💯 @MolaAliNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻راز عزاداری حسینی از اول ماه محرم از زبان امام صادق علیه السلام
قال الصادق علیه السلام:
ان المیت یجلسون بالنیاحه بعد موته او قتله، و اراکم تجلسون انتم وشیعتکم من اول شهر بالمأتم و العزا للحسین علیه السلام. فقال: ما هذا... إذا هل هلال محرم نشرت الملائکه ثوب الحسین و هو مخرق من ضرب السیوف و ملطخ بالدماء و فنراه نحن و شیعتنا بالبصیره و لا بالبصر فإذا تنفجر دموعنا..
▪️به امام صادق علیه السلام عرض شد:
آقای من به فدایتان شوم!...وقتی کسی می میرد یا کشته می شود جلسه نوحه ای برای او می گیرند. ومن مشاهده می کنم که شما و شیعیانتان از اول ماه محرم اقامه جلسه عزا می کنید.
حضرت فرمودند:
این چه حرفی است! هنگامی که هلال ماه محرم دمیده می شود ملائکه پیراهن امام حسین را آویزان می کنند در حالیکه پاره پاره شده از ضربه های شمشیر و آغشته به خون است ، ما و شیعیانمان این پیراهن را با چشم بصیرت (و نه با چشم بصر ) می بینیم
پس اشک های ما سرازیر می شود. .
خصائص الزینبیه، صفحه ۴۹؛
ثمرات الاعواد: صفحه ۳۶و۳۷.
☆ مَنْ كُنْتُ مَوْلاه فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه ☆
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹
قال الصادق علیه السلام:
ان المیت یجلسون بالنیاحه بعد موته او قتله، و اراکم تجلسون انتم وشیعتکم من اول شهر بالمأتم و العزا للحسین علیه السلام. فقال: ما هذا... إذا هل هلال محرم نشرت الملائکه ثوب الحسین و هو مخرق من ضرب السیوف و ملطخ بالدماء و فنراه نحن و شیعتنا بالبصیره و لا بالبصر فإذا تنفجر دموعنا..
▪️به امام صادق علیه السلام عرض شد:
آقای من به فدایتان شوم!...وقتی کسی می میرد یا کشته می شود جلسه نوحه ای برای او می گیرند. ومن مشاهده می کنم که شما و شیعیانتان از اول ماه محرم اقامه جلسه عزا می کنید.
حضرت فرمودند:
این چه حرفی است! هنگامی که هلال ماه محرم دمیده می شود ملائکه پیراهن امام حسین را آویزان می کنند در حالیکه پاره پاره شده از ضربه های شمشیر و آغشته به خون است ، ما و شیعیانمان این پیراهن را با چشم بصیرت (و نه با چشم بصر ) می بینیم
پس اشک های ما سرازیر می شود. .
خصائص الزینبیه، صفحه ۴۹؛
ثمرات الاعواد: صفحه ۳۶و۳۷.
☆ مَنْ كُنْتُ مَوْلاه فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه ☆
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹
...دراین ماه اولاد او را کشتند
و زنانش را اسیر کردند
و وسائلش را غارت نمودند؛
خداوند هرگز این کارشان را نبخشد
ای ابن شبیب
اگرمیخواهی گریه کنی،
برحسین بن علی بن ابیطالب(ع) گریه کن.
-امام رضا علیهالسلام-
@MolaAliNet | #محرم
و زنانش را اسیر کردند
و وسائلش را غارت نمودند؛
خداوند هرگز این کارشان را نبخشد
ای ابن شبیب
اگرمیخواهی گریه کنی،
برحسین بن علی بن ابیطالب(ع) گریه کن.
-امام رضا علیهالسلام-
@MolaAliNet | #محرم
Forwarded from مولا امیرالمؤمنین علیه السَّلام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این خبر را برسانید به کنعانی ها
بوی پیراهن خونین کسی میآید..
حَیّ عَلَی العَزاء؛ حَیِّ عَلَی البُکاء
فِی ماتَمِ الحُسین؛ مَظلومِ کربلاء😭🖤
.
@MolaAliNet | #استوری
بوی پیراهن خونین کسی میآید..
حَیّ عَلَی العَزاء؛ حَیِّ عَلَی البُکاء
فِی ماتَمِ الحُسین؛ مَظلومِ کربلاء😭🖤
.
@MolaAliNet | #استوری
🔥 ابوبکر و عُمر قاتلان اصلی امام حسین علیه السلام (از مصدر اهل خلاف)
حادثه عاشورا و شهادت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) مصائب، اسارتها و جنایات خونباری که در صحرای کربلا و سپس کوفه و شام انجام شد اینگونه نیست که تنها یک فاجعه نوظهور و به دست افرادی معین و در زمانی خاص صورت گرفته باشد، بلکه این جنایت عظیم تاریخ بشریت از زمان انحراف مسیر امامت و ولایت، پس از شهادت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و به دست عاملین سقیفه شوم بنی ساعده آغاز و صورت گرفت. با تحقیق و جستجو در تاریخ و با توجه به روایات و زیارات صادره از ائمه معصومین (علیهم السلام) نشان میدهد که عامل اصلی شهادت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) و جنایات عظیم آن، در حقیقت به شورای شوم سقیفه بنی ساعده و عاملین آن یعنی ابوبکر و عمر باز میگردد و آن دو بودند که این خیانتهای بیشرمانه را برای پدید آورندگان صحنه کربلا، یزید و یزیدیان، طرح و برنامه ریزی کردند.
به بیان دیگر؛ در واقع سنگ زیرین این جنایات به دست آن دو بنا نهاده شد، چرا که معاویه و فرزند ناپاکش یزید در ابتدا هیچ جایگاهی در بین مسلمین نداشتند و این عمر و ابوبکر بودند که در عهد خلافت غاصبانهشان حکومت شام را به معاویه سپردند و او را برای روی کار آمدن و تصاحب خلافت آماده ساختند و از همین جا بود که پایههای حکومت و خلافت امویان بنا نهاده شد.
🔹 خوارزمی یکی از علمای اهل خلاف در کتاب مقتل الحسین (علیه السلام) خود چنین اعتراف می کند:
«فَوَقَفَ یَسْتَرِیحُ وَ قَدْ ضَعُفَ عَنْ الْقِتَالِ فَبَیْنَا هُوَ وَاقِفٌ إِذْ أَتَاهُ حَجَرٍ فَوَقَعَ عَلَى جَبْهَتِهِ فَسَأَلْتُ الدِّمَاءَ مِنْ جَبْهَتِهِ فَأَخَذَ الثَّوْبِ لیسمح عَنْ جَبْهَتِهِ فَأَتَاهُ سَهْمٌ مُحَدَّدٌ مَسْمُومٌ لَهُ ثَلَاثُ شُعَبٍ فَوَقَعَ فِی قَلْبِهِ فَقَالَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّهِ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ إِلَهِی إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقْتُلُونَ رَجُلًا لَیْسَ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ ابْنُ نَبِیٍّ غَیْرُهُ ثُمَّ أَخَذَ السَّهْمَ وَ أَخْرَجَهُ مِنَ وَرَاءِ ظَهْرِهِ فَانْبَعَثَ الدَّمِ کَالْمِیزَابِ فَوَضَعَ یَدَهُ عَلَى الْجُرْحِ فَلَمَّا امْتَلَأَتْ دَمًا رَمَى بِهِ بِهَا إِلَى السَّمَاءِ فَمَا رَجَعَ مِنْ ذَلِکَ قَطْرَهً وَ مَا عَرَفْتَ الْحُمْرَهُ فِی السَّمَاءِ حَتَّى رَمَى الْحُسَیْنِ بِدَمِهِ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى الْجُرْحِ ثَانِیًا فَلَمَّا امْتَلَأَتْ لَطَخَ بِهَا رَأْسُهُ وَ لِحْیَتِهِ وَ قَالَ هَکَذَا وَ اللَّهِ أَکُونَ حَتَّى أَلْقَى جَدِّی مُحَمَّداً وَ أَنَا مَخْضُوبٌ بِدَمِی وَ أَقُولُ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَتَلَنِی فُلَانٌ وَ فُلَان.»
🔸 چون بر بدن مبارک امام حسین علیه السلام هفتاد و دو زخم وارد شد ایستادند تا اندکى استراحت کنند، ضعف بر بدنشان غالب شده بود، به طوری که دیگر توان جنگ را نداشت، در این هنگام ناگاه سنگى آمد و بر پیشانیش خورد و خون جاری شد، پس پیراهنش را بالا گرفت تا خون را از پیشانیش پاک کند که ناگاه تیر تیز سه شعبه و مسمومى آمد و بر قلب حضرت نشست. امام حسین علیه السلام گفت: بسم اللّه و باللّه و على مله رسول اللّه. آنگاه سر به آسمان بلند کرد و عرضه داشت: خداى من! تو مىدانى که اینان کسى را مىکشند که روى زمین فرزند پیامبرى جز او نیست. امام تیر را از پشت سر بیرون آورد و خون مانند ناودان جارى شد. دستش را زیر محل زخم گرفت و چون پر از خون شد به آسمان پاشیدند. که قطره ای از این خون به زمین بازنگشت و پیش از آن سرخى در آسمان دیده نشده بود. دو مرتبه دسته مبارک را زیر زخم گرفت و چون از خون پر شد به صورت و محاسنش مالید و فرمود: اینگونه به خون خضاب خواهم بود تا جدّم محمد صلی الله علیه و آله را دیدار کنم و بگویم اى رسول خدا! فلانى و فلانى (ابوبکر و عُمر) مرا کشتند.
مقتل الحسین، خوارزمی، ج۲، ص۳۹.
☆ مَنْ كُنْتُ مَوْلاه فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه ☆
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹
حادثه عاشورا و شهادت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) مصائب، اسارتها و جنایات خونباری که در صحرای کربلا و سپس کوفه و شام انجام شد اینگونه نیست که تنها یک فاجعه نوظهور و به دست افرادی معین و در زمانی خاص صورت گرفته باشد، بلکه این جنایت عظیم تاریخ بشریت از زمان انحراف مسیر امامت و ولایت، پس از شهادت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و به دست عاملین سقیفه شوم بنی ساعده آغاز و صورت گرفت. با تحقیق و جستجو در تاریخ و با توجه به روایات و زیارات صادره از ائمه معصومین (علیهم السلام) نشان میدهد که عامل اصلی شهادت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) و جنایات عظیم آن، در حقیقت به شورای شوم سقیفه بنی ساعده و عاملین آن یعنی ابوبکر و عمر باز میگردد و آن دو بودند که این خیانتهای بیشرمانه را برای پدید آورندگان صحنه کربلا، یزید و یزیدیان، طرح و برنامه ریزی کردند.
به بیان دیگر؛ در واقع سنگ زیرین این جنایات به دست آن دو بنا نهاده شد، چرا که معاویه و فرزند ناپاکش یزید در ابتدا هیچ جایگاهی در بین مسلمین نداشتند و این عمر و ابوبکر بودند که در عهد خلافت غاصبانهشان حکومت شام را به معاویه سپردند و او را برای روی کار آمدن و تصاحب خلافت آماده ساختند و از همین جا بود که پایههای حکومت و خلافت امویان بنا نهاده شد.
🔹 خوارزمی یکی از علمای اهل خلاف در کتاب مقتل الحسین (علیه السلام) خود چنین اعتراف می کند:
«فَوَقَفَ یَسْتَرِیحُ وَ قَدْ ضَعُفَ عَنْ الْقِتَالِ فَبَیْنَا هُوَ وَاقِفٌ إِذْ أَتَاهُ حَجَرٍ فَوَقَعَ عَلَى جَبْهَتِهِ فَسَأَلْتُ الدِّمَاءَ مِنْ جَبْهَتِهِ فَأَخَذَ الثَّوْبِ لیسمح عَنْ جَبْهَتِهِ فَأَتَاهُ سَهْمٌ مُحَدَّدٌ مَسْمُومٌ لَهُ ثَلَاثُ شُعَبٍ فَوَقَعَ فِی قَلْبِهِ فَقَالَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّهِ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ إِلَهِی إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقْتُلُونَ رَجُلًا لَیْسَ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ ابْنُ نَبِیٍّ غَیْرُهُ ثُمَّ أَخَذَ السَّهْمَ وَ أَخْرَجَهُ مِنَ وَرَاءِ ظَهْرِهِ فَانْبَعَثَ الدَّمِ کَالْمِیزَابِ فَوَضَعَ یَدَهُ عَلَى الْجُرْحِ فَلَمَّا امْتَلَأَتْ دَمًا رَمَى بِهِ بِهَا إِلَى السَّمَاءِ فَمَا رَجَعَ مِنْ ذَلِکَ قَطْرَهً وَ مَا عَرَفْتَ الْحُمْرَهُ فِی السَّمَاءِ حَتَّى رَمَى الْحُسَیْنِ بِدَمِهِ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى الْجُرْحِ ثَانِیًا فَلَمَّا امْتَلَأَتْ لَطَخَ بِهَا رَأْسُهُ وَ لِحْیَتِهِ وَ قَالَ هَکَذَا وَ اللَّهِ أَکُونَ حَتَّى أَلْقَى جَدِّی مُحَمَّداً وَ أَنَا مَخْضُوبٌ بِدَمِی وَ أَقُولُ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَتَلَنِی فُلَانٌ وَ فُلَان.»
🔸 چون بر بدن مبارک امام حسین علیه السلام هفتاد و دو زخم وارد شد ایستادند تا اندکى استراحت کنند، ضعف بر بدنشان غالب شده بود، به طوری که دیگر توان جنگ را نداشت، در این هنگام ناگاه سنگى آمد و بر پیشانیش خورد و خون جاری شد، پس پیراهنش را بالا گرفت تا خون را از پیشانیش پاک کند که ناگاه تیر تیز سه شعبه و مسمومى آمد و بر قلب حضرت نشست. امام حسین علیه السلام گفت: بسم اللّه و باللّه و على مله رسول اللّه. آنگاه سر به آسمان بلند کرد و عرضه داشت: خداى من! تو مىدانى که اینان کسى را مىکشند که روى زمین فرزند پیامبرى جز او نیست. امام تیر را از پشت سر بیرون آورد و خون مانند ناودان جارى شد. دستش را زیر محل زخم گرفت و چون پر از خون شد به آسمان پاشیدند. که قطره ای از این خون به زمین بازنگشت و پیش از آن سرخى در آسمان دیده نشده بود. دو مرتبه دسته مبارک را زیر زخم گرفت و چون از خون پر شد به صورت و محاسنش مالید و فرمود: اینگونه به خون خضاب خواهم بود تا جدّم محمد صلی الله علیه و آله را دیدار کنم و بگویم اى رسول خدا! فلانى و فلانى (ابوبکر و عُمر) مرا کشتند.
مقتل الحسین، خوارزمی، ج۲، ص۳۹.
☆ مَنْ كُنْتُ مَوْلاه فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه ☆
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹
🔻راهب و سر مقدس امام حسین علیه السلام
شیخ عباس قمی رضوان الله علیه مینویسد:
دیگر واقعه این است که در دیر راهب اتفاق افتاده و اکثر مورخین و محدثین شیعه و سنی در کتب خویش به اندک تفاوتی نقل کردهاند و حاصل جمیع آنها آن است که چون لشکر ابن زیاد ملعون در کنار دیر راهب منزل کردند سر حضرت حسین علیه السلام را در صندوق گذاشتند و موافق روایت قطب راوندی آن سر را بر نیزه کرده بودند و بر دور او نشسته حراست میکردند، پاسی از شب را به شرب خمر مشغول گشتند و شادی میکردند آنگاه خوان طعام بنهادند و به خورش و خوردنی بپرداختند ناگاه دیدند دستی از دیوار دیر بیرون شد و با قلمی از آهن این شعر را بر دیوار با خون نوشت:
اترجو امّهة قتلت حسینا
شفاعة جدّه یوم الحساب
یعنی آیا امید دارند امتی که کشتند حسین علیه السلام را شفاعت جد او را در روز قیامت؟!
آن جماعت سخت بترسیدند و بعضی برخاستند که آن دست و قلم را بگیرند ناپدید شد، چون بازآمدند و به کار خود مشغول شدند دیگر باره آن دست با قلم ظاهر شد و این شعر را نوشت:
فلا واللّه لیس لهم شفیع
و هم یوم القیامه فی العذاب
یعنی به خدا قسم که شفاعت کننده نخواهد بود قاتلان حسین علیه السلام را بلکه ایشان در قیامت در عذاب باشند.
باز خواستند که آن دست را بگیرند همچنان ناپدید شد. چون باز به کار خود شدند دیگر باره بیرون شد و این شعر را بنوشت:
قد قتلوا الحسین بحکم جور
و خالف حکمهم حکم الکتاب
یعنی چگونه ایشان را شفاعت کند پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و حال آنکه شهید کردند فرزند عزیز او حسین علیه السلام را به حکم جور، و مخالفت کرد حکم ایشان با حکم کتاب خداوند.
آن طعام بر پاسبانان آن سر مطهر آن شب ناگوار افتاد و با تمام ترس و بیم بخفتند. نیمه شب راهب را بانگی به گوش رسید چون گوش فرا داشت همه ذکر تسبیح و تقدیس الهی شنید، برخاست و سر از دریچه دیر بیرون کرد دید از صندوقی که در کنار دیوار نهادهاند نوری عظیم به جانب آسمان ساطع می شود و از آسمان فرشتگان فوجی از پس فوج فرود آمدند و همی گفتند:
السّلام علیك یابن رسول اللّه، السّلام علیك یا ابا عبد اللّه، صلوات اللّه و سلامه علیك.
راهب را از راه مشاهده این احوال تعجب آمد و جزعی شدید و فزعی هولناک او را گرفت. ببود تا تاریکی شب بر طرف شد و سفیده صبح دمید، پس از صومعه بیرون شد و به میان لشکر آمد و پرسید که بزرگ لشکر کیست؟ گفتند: خولی اصبحی (علیه اللعنة) است. به نزد خولی (لعین) آمد و پرسش نمود که در این صندوق چیست؟ گفت: سر مرد خارجی (نعوذ بالله) است و او در اراضی عراق بیرون شد و عبید الله بن زیاد او را به قتل رسانید. گفت: نامش چیست؟ گفت: حسین بن علی بن ابی طالب (علیهم السلام). گفت: نام مادرش کیست؟ گفت: فاطمه زهراء دختر محمد المصطفی (صلی الله علیه و آله)، راهب گفت: هلاک باد شما را بر آنچه کردید، همانا احبار و علمای ما راست گفتند که میگفتند: هر وقت این مرد کشته شود آسمان خون خواهد بارید و این نیست جز در قتل پیغمبر و وصی پیغمبر! اکنون از شما خواهش میکنم که ساعتی این سر را با من گذارید آنگاه رد کنم، گفت: ما این سر را بیرون نمیآوریم مگر در نزد یزید بن معاویه (علیهما اللعنة) تا از وی جایزه بگیریم. راهب گفت: جایزه تو چیست؟ گفت: بدرهای که ده هزار درهم داشته باشد. گفت: این مبلغ را نیز من عطا کنم. گفت: حاضر کن. راهب همیانی آورد که حامل ده هزار درهم بود، پس خولی آن مبلغ را گرفت و صرافی کرده و در دو همیان کرد و سر هر دو را مهر نهاد و به خزانهدار خود سپرد و آن سر مبارک را تا یک ساعت به راهب سپرد. پس راهب آن سر مبارک را به صومعه خویش برد و با گلاب شست و با مشک و کافور خوشبو گردانید و بر سجاده خویش گذاشت و بنالید و بگریست و به آن سر منور عرض کرد: یا ابا عبد الله به خدا قسم که بر من گران است که در کربلا نبودم و جان خود را فدای تو نکردم، یا ابا عبد الله هنگامی که جدت را...
شیخ عباس قمی رضوان الله علیه مینویسد:
دیگر واقعه این است که در دیر راهب اتفاق افتاده و اکثر مورخین و محدثین شیعه و سنی در کتب خویش به اندک تفاوتی نقل کردهاند و حاصل جمیع آنها آن است که چون لشکر ابن زیاد ملعون در کنار دیر راهب منزل کردند سر حضرت حسین علیه السلام را در صندوق گذاشتند و موافق روایت قطب راوندی آن سر را بر نیزه کرده بودند و بر دور او نشسته حراست میکردند، پاسی از شب را به شرب خمر مشغول گشتند و شادی میکردند آنگاه خوان طعام بنهادند و به خورش و خوردنی بپرداختند ناگاه دیدند دستی از دیوار دیر بیرون شد و با قلمی از آهن این شعر را بر دیوار با خون نوشت:
اترجو امّهة قتلت حسینا
شفاعة جدّه یوم الحساب
یعنی آیا امید دارند امتی که کشتند حسین علیه السلام را شفاعت جد او را در روز قیامت؟!
آن جماعت سخت بترسیدند و بعضی برخاستند که آن دست و قلم را بگیرند ناپدید شد، چون بازآمدند و به کار خود مشغول شدند دیگر باره آن دست با قلم ظاهر شد و این شعر را نوشت:
فلا واللّه لیس لهم شفیع
و هم یوم القیامه فی العذاب
یعنی به خدا قسم که شفاعت کننده نخواهد بود قاتلان حسین علیه السلام را بلکه ایشان در قیامت در عذاب باشند.
باز خواستند که آن دست را بگیرند همچنان ناپدید شد. چون باز به کار خود شدند دیگر باره بیرون شد و این شعر را بنوشت:
قد قتلوا الحسین بحکم جور
و خالف حکمهم حکم الکتاب
یعنی چگونه ایشان را شفاعت کند پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و حال آنکه شهید کردند فرزند عزیز او حسین علیه السلام را به حکم جور، و مخالفت کرد حکم ایشان با حکم کتاب خداوند.
آن طعام بر پاسبانان آن سر مطهر آن شب ناگوار افتاد و با تمام ترس و بیم بخفتند. نیمه شب راهب را بانگی به گوش رسید چون گوش فرا داشت همه ذکر تسبیح و تقدیس الهی شنید، برخاست و سر از دریچه دیر بیرون کرد دید از صندوقی که در کنار دیوار نهادهاند نوری عظیم به جانب آسمان ساطع می شود و از آسمان فرشتگان فوجی از پس فوج فرود آمدند و همی گفتند:
السّلام علیك یابن رسول اللّه، السّلام علیك یا ابا عبد اللّه، صلوات اللّه و سلامه علیك.
راهب را از راه مشاهده این احوال تعجب آمد و جزعی شدید و فزعی هولناک او را گرفت. ببود تا تاریکی شب بر طرف شد و سفیده صبح دمید، پس از صومعه بیرون شد و به میان لشکر آمد و پرسید که بزرگ لشکر کیست؟ گفتند: خولی اصبحی (علیه اللعنة) است. به نزد خولی (لعین) آمد و پرسش نمود که در این صندوق چیست؟ گفت: سر مرد خارجی (نعوذ بالله) است و او در اراضی عراق بیرون شد و عبید الله بن زیاد او را به قتل رسانید. گفت: نامش چیست؟ گفت: حسین بن علی بن ابی طالب (علیهم السلام). گفت: نام مادرش کیست؟ گفت: فاطمه زهراء دختر محمد المصطفی (صلی الله علیه و آله)، راهب گفت: هلاک باد شما را بر آنچه کردید، همانا احبار و علمای ما راست گفتند که میگفتند: هر وقت این مرد کشته شود آسمان خون خواهد بارید و این نیست جز در قتل پیغمبر و وصی پیغمبر! اکنون از شما خواهش میکنم که ساعتی این سر را با من گذارید آنگاه رد کنم، گفت: ما این سر را بیرون نمیآوریم مگر در نزد یزید بن معاویه (علیهما اللعنة) تا از وی جایزه بگیریم. راهب گفت: جایزه تو چیست؟ گفت: بدرهای که ده هزار درهم داشته باشد. گفت: این مبلغ را نیز من عطا کنم. گفت: حاضر کن. راهب همیانی آورد که حامل ده هزار درهم بود، پس خولی آن مبلغ را گرفت و صرافی کرده و در دو همیان کرد و سر هر دو را مهر نهاد و به خزانهدار خود سپرد و آن سر مبارک را تا یک ساعت به راهب سپرد. پس راهب آن سر مبارک را به صومعه خویش برد و با گلاب شست و با مشک و کافور خوشبو گردانید و بر سجاده خویش گذاشت و بنالید و بگریست و به آن سر منور عرض کرد: یا ابا عبد الله به خدا قسم که بر من گران است که در کربلا نبودم و جان خود را فدای تو نکردم، یا ابا عبد الله هنگامی که جدت را...
...ملاقات کنی شهادت بده که من کلمه شهادت گفتم و در خدمت تو اسلام آوردم. پس گفت: اشهد ان لا اله الاّ اللّه وحده لاشریک له و اشهد انّ محمّدا اللّه و اشهد انّ علیا ولیّ اللّه.
پس راهب سر مقدس را رد کرد و بعد از این واقعه از صومعه بیرون شد و در کوهستان میزیست و به عبادت و زهادت روزگاری به پای برد تا از دنیا رفت.
پس لشکریان کوچ دادند و در نزدیکی دمشق که رسیدند از ترس آنکه مبادا یزید آن پولها را از ایشان بگیرد جمع شدند تا آن مبلغ را پخش کنند خولی گفت تا آن دو همیان را آوردند چون خاتم برگرفت آن درهم ها را سفال یافت و بر یک جانب هر یک نوشته بود: لاتحسبنّ اللّه غافلا عمّا یعْمل الظّالمون. و بر جانب دیگر مکتوب بود: و سیعلم الّذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون.
خولی (لعین) گفت: این راز را پوشیده دارید و خود گفت: انّا للّه و انّا الیه راجعون خسر الدّنیا و الآخرة؛ یعنی زیانکار دنیا و آخرت شدم و گفت: آن سفالها را در نهر «بردی» که نهری بود در دمشق، ریختند.
منتهی الآمال، تالیف شیخ عباس قمی، جلد ۱، صفحه ۵۲۱-۵۲۳، چاپ انتشارات پیام مقدس
مجموعه مولا امیرالمومنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
💠🥀💠🥀💠🥀💠🥀💠
پس راهب سر مقدس را رد کرد و بعد از این واقعه از صومعه بیرون شد و در کوهستان میزیست و به عبادت و زهادت روزگاری به پای برد تا از دنیا رفت.
پس لشکریان کوچ دادند و در نزدیکی دمشق که رسیدند از ترس آنکه مبادا یزید آن پولها را از ایشان بگیرد جمع شدند تا آن مبلغ را پخش کنند خولی گفت تا آن دو همیان را آوردند چون خاتم برگرفت آن درهم ها را سفال یافت و بر یک جانب هر یک نوشته بود: لاتحسبنّ اللّه غافلا عمّا یعْمل الظّالمون. و بر جانب دیگر مکتوب بود: و سیعلم الّذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون.
خولی (لعین) گفت: این راز را پوشیده دارید و خود گفت: انّا للّه و انّا الیه راجعون خسر الدّنیا و الآخرة؛ یعنی زیانکار دنیا و آخرت شدم و گفت: آن سفالها را در نهر «بردی» که نهری بود در دمشق، ریختند.
منتهی الآمال، تالیف شیخ عباس قمی، جلد ۱، صفحه ۵۲۱-۵۲۳، چاپ انتشارات پیام مقدس
مجموعه مولا امیرالمومنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
💠🥀💠🥀💠🥀💠🥀💠
🔻اول ماه صفر؛
◾️ورود اهل بيت عليهمالسلام به شام
با رسيدن خبر نزديك شدن اسراي اهل بيت عليهم السلام به دمشق، يزيد دستوراتي صادر كرد:
۱- تاجي جواهر نشان و تختي مرصع به سنگهاي قيمتي آماده كنند.
۲- بزرگان هر صنف با كمك يكديگر شهر را در كمال زيبائي زينت نمايند.
۳- تمام اهل شهر لباسهاي زينتي بپوشند و خود را بيارايند.
۴- همگي در معابر رفت و آمد نموده، به يكديگر تبريك بگويند.
۵- پس از آمادگي كامل با طبل و شيپور به استقبال اسرا بروند.
۶- جارچيان در شهر جار بزنند: سرهاي بريده و اطفال كساني بر شهر وارد ميشوند كه به قصد براندازي حكومت عازم عراق بودهاندولي عامل خليفه يعني ابن زياد آنها را كشته است. هركس خليفه را دوست دارد امروز شادي نمايد.
شاميان پست نيز كوتاهي نكرده بر فراز بامها بيرقهاي رنگارنگ برافراشتند و در هر گذري بساط شراب پهن كردند. نغمه آوازه خوانان بلند بود، و مردم دسته دسته به سوي دروازه كوفه در دمشق ميرفتند و عدهاي از شهر خارج شده بودند. اين در حالي بود كه اهل بيت مصيبت زده و داغدار پيامبر صلي الله عليه و آله را كه جبرئيل امين پاسبان حريم محترمشان بود همراه با نيزه داران تازيانه به دست و بي رحم وارد دروازه ساعات كردند. آن نابخردان پست همينكه جمع نوراني اسرا را ديدند زبان به جسارت گشودند. در آن شهر چه گذشت و با آن بزرگواران چه كردند قلم را ياراي نوشتنش نيست.[۱]
بني اميه اين روز را به خاطر ورود سر مطهر امام حسين عليه السلام به شام عيد قرار دادند.[۲]
[۱]- الوقايع و الحوادث: جلد ۵، صفحه ۶،۳۰. از مدينه تا مدينه: صفحه ۸۹۶، ۸۹۹. همچنين اقتباس از ناسخ التواريخ، عوالم العلوم، مهيج الاحزان، رياض المصائب، لهوف، امالي صدوق، الدمعة الساكبة (معالي السبطين: جلد ۲، ص ۱۴۰. مستدرك سفينة البحار: جلد ۶، صفحه ۲۹۴.)
[۲]- قلائد النحور: ج محرم و صفر، صفحه ۳۴۱. الوقايع و الحوادث: ج صفر، صفحه ۵. مصباح كفعمي: ج ۲، ص ۵۹۶. تقويم المحسنين: صفحه ۱۵.
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
💠🍂💠🍂💠🍂💠🍂💠🍂
◾️ورود اهل بيت عليهمالسلام به شام
با رسيدن خبر نزديك شدن اسراي اهل بيت عليهم السلام به دمشق، يزيد دستوراتي صادر كرد:
۱- تاجي جواهر نشان و تختي مرصع به سنگهاي قيمتي آماده كنند.
۲- بزرگان هر صنف با كمك يكديگر شهر را در كمال زيبائي زينت نمايند.
۳- تمام اهل شهر لباسهاي زينتي بپوشند و خود را بيارايند.
۴- همگي در معابر رفت و آمد نموده، به يكديگر تبريك بگويند.
۵- پس از آمادگي كامل با طبل و شيپور به استقبال اسرا بروند.
۶- جارچيان در شهر جار بزنند: سرهاي بريده و اطفال كساني بر شهر وارد ميشوند كه به قصد براندازي حكومت عازم عراق بودهاندولي عامل خليفه يعني ابن زياد آنها را كشته است. هركس خليفه را دوست دارد امروز شادي نمايد.
شاميان پست نيز كوتاهي نكرده بر فراز بامها بيرقهاي رنگارنگ برافراشتند و در هر گذري بساط شراب پهن كردند. نغمه آوازه خوانان بلند بود، و مردم دسته دسته به سوي دروازه كوفه در دمشق ميرفتند و عدهاي از شهر خارج شده بودند. اين در حالي بود كه اهل بيت مصيبت زده و داغدار پيامبر صلي الله عليه و آله را كه جبرئيل امين پاسبان حريم محترمشان بود همراه با نيزه داران تازيانه به دست و بي رحم وارد دروازه ساعات كردند. آن نابخردان پست همينكه جمع نوراني اسرا را ديدند زبان به جسارت گشودند. در آن شهر چه گذشت و با آن بزرگواران چه كردند قلم را ياراي نوشتنش نيست.[۱]
بني اميه اين روز را به خاطر ورود سر مطهر امام حسين عليه السلام به شام عيد قرار دادند.[۲]
[۱]- الوقايع و الحوادث: جلد ۵، صفحه ۶،۳۰. از مدينه تا مدينه: صفحه ۸۹۶، ۸۹۹. همچنين اقتباس از ناسخ التواريخ، عوالم العلوم، مهيج الاحزان، رياض المصائب، لهوف، امالي صدوق، الدمعة الساكبة (معالي السبطين: جلد ۲، ص ۱۴۰. مستدرك سفينة البحار: جلد ۶، صفحه ۲۹۴.)
[۲]- قلائد النحور: ج محرم و صفر، صفحه ۳۴۱. الوقايع و الحوادث: ج صفر، صفحه ۵. مصباح كفعمي: ج ۲، ص ۵۹۶. تقويم المحسنين: صفحه ۱۵.
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
💠🍂💠🍂💠🍂💠🍂💠🍂
#الشام_الشام_الشام
پشت دروازہ ساعات نگه داشتنم
من و یک شهر حرامی خدا رحم کند
بر سر بام فقط کودک و زن میدیدم
خاک و خاکستر شامی،خدا رحم کند
.
💯 @MolaAliNet
پشت دروازہ ساعات نگه داشتنم
من و یک شهر حرامی خدا رحم کند
بر سر بام فقط کودک و زن میدیدم
خاک و خاکستر شامی،خدا رحم کند
.
💯 @MolaAliNet
🔻️...ناگهان سر بریده ای را دید. گفت: این سر کیست؟ گفتند: سر پدرت می باشد. سر را برداشت و به سینه اش چسبانید و گریست و چنین می گفت:
▪️يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي خَضَبكَ بِدِمائكَ؟!
▪️پدر جان! كی تو را با خونت خضاب كرد؟!
▫️يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي قَطع وَ رِيدَيْكَ؟!
▫️ای پدر! كه رگهای گردنت را بريد؟!
▪️يا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي؟!
▪️ای پدر! كي مرا در كودكی يتيم كرد؟!
▫️يا أبَتاهُ، مَنْ بَقي بَعْدَك نَرْجوه؟!
▫️پدر جان! بعد از تو به كه اميدوار باشيم؟!
▪️يا أبَتاهُ، مَنْ لِلْيتيمة حَتّي تَكْبُر؟!
▪️پدرجان! اين دختر يتيم را چه کسی نگهداری و بزرگ كند؟!
▫️یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات؟!
▫️پدر جان! زنان بی پوشش چه کنند؟!
▪️یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات؟!
▪️پدرجان! زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟!
▫️یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات؟!
▫️پدر جان! چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟!
▪️یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات؟!
▪️پدر جان! چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه؟!
▫️یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات؟!
▫️پدر جان! چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟!
▪️یا أبتاه ! مَن بعدک؟!
▪️پدر جان! بعد از تو چه کسی با ماست؟!
▫️واغربتنا!
▫️وای از غریبی!
▪️یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى؛
▪️پدر جان! کاش فدایت می شدم؛
▫️یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا.
▫️پدر جان! ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم.
▪️یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء.
▪️پدر جان! کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم.
منبع؛ المنتخب طریحی
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
💠🍂💠🍂💠🍂💠🍂💠🍂
▪️يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي خَضَبكَ بِدِمائكَ؟!
▪️پدر جان! كی تو را با خونت خضاب كرد؟!
▫️يا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذي قَطع وَ رِيدَيْكَ؟!
▫️ای پدر! كه رگهای گردنت را بريد؟!
▪️يا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي؟!
▪️ای پدر! كي مرا در كودكی يتيم كرد؟!
▫️يا أبَتاهُ، مَنْ بَقي بَعْدَك نَرْجوه؟!
▫️پدر جان! بعد از تو به كه اميدوار باشيم؟!
▪️يا أبَتاهُ، مَنْ لِلْيتيمة حَتّي تَكْبُر؟!
▪️پدرجان! اين دختر يتيم را چه کسی نگهداری و بزرگ كند؟!
▫️یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات؟!
▫️پدر جان! زنان بی پوشش چه کنند؟!
▪️یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات؟!
▪️پدرجان! زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟!
▫️یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات؟!
▫️پدر جان! چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟!
▪️یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات؟!
▪️پدر جان! چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه؟!
▫️یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات؟!
▫️پدر جان! چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟!
▪️یا أبتاه ! مَن بعدک؟!
▪️پدر جان! بعد از تو چه کسی با ماست؟!
▫️واغربتنا!
▫️وای از غریبی!
▪️یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى؛
▪️پدر جان! کاش فدایت می شدم؛
▫️یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا.
▫️پدر جان! ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم.
▪️یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء.
▪️پدر جان! کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم.
منبع؛ المنتخب طریحی
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
💠🍂💠🍂💠🍂💠🍂💠🍂
Forwarded from مولا امیرالمؤمنین علیه السَّلام
#آجرک_الله_یاصاحب_الزمان
۵ صفر شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها، دختر سه ساله حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، خدمت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) و همه عاشقان اهلبیت(ع) تسلیت و تعزیت باد.
.
@MolaAliNet
۵ صفر شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها، دختر سه ساله حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، خدمت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) و همه عاشقان اهلبیت(ع) تسلیت و تعزیت باد.
.
@MolaAliNet