Forwarded from مولا امیرالمؤمنین علیه السَّلام
📜 #نکاتی_ناب_از_کتاب_الغدیر
رسول خدا صلّیالله علیه وآله وسلّم در شبی که قرار بود پرچم فرماندهی فتح خیبر را به دست مبارک امیر مؤمنان علیه السلام بسپارد، فرمود:
«فردا پرچم را به دست کسی خواهم داد که خداوند فتح و پیروزی را به دست او نصیب ما میکند، کسی که خدا و پیامبرش را دوست دارد و خدا و پیامبرش نیز او را دوست دارند».
.
💯 @MolaAliNet
رسول خدا صلّیالله علیه وآله وسلّم در شبی که قرار بود پرچم فرماندهی فتح خیبر را به دست مبارک امیر مؤمنان علیه السلام بسپارد، فرمود:
«فردا پرچم را به دست کسی خواهم داد که خداوند فتح و پیروزی را به دست او نصیب ما میکند، کسی که خدا و پیامبرش را دوست دارد و خدا و پیامبرش نیز او را دوست دارند».
.
💯 @MolaAliNet
Forwarded from مولا امیرالمؤمنین علیه السَّلام
Forwarded from مولا امیرالمؤمنین علیه السَّلام
📖 #فضائل
مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام در جنگ خیبر، مقابل مرحب یهودی فرمودند:
اَنَا الَّذی سَمَّتنی اُمّی حَیدَرَه؛
ضَرعام آجام وَلَیثَ قُسورَه ...
من همان کسی هستم که مادرم مرا حیدر(شیر) نام نهاده، من مردی دلاور و شیر بیشه ها هستم.
از کُتب مخالفین: الکامل فیالتاریخ؛ جلد۲، صفحه۲۲۰.
💯 @MolaAliNet
مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام در جنگ خیبر، مقابل مرحب یهودی فرمودند:
اَنَا الَّذی سَمَّتنی اُمّی حَیدَرَه؛
ضَرعام آجام وَلَیثَ قُسورَه ...
من همان کسی هستم که مادرم مرا حیدر(شیر) نام نهاده، من مردی دلاور و شیر بیشه ها هستم.
از کُتب مخالفین: الکامل فیالتاریخ؛ جلد۲، صفحه۲۲۰.
💯 @MolaAliNet
Forwarded from مولا امیرالمؤمنین علیه السَّلام
🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹
✨ ۲۴ رجب المرجّب ✨
سالروز فتح خيبر؛ به دستان مبارک
حضرت مَظهَرَالعَجائِب اسدُاللهِ الغالِب
غالِبَ کلِّ غالِب، مولا اميرالمؤمنين؛
علی ابن ابیطالب صلوات الله علیه.
.
💯 @MolaAliNet
✨ ۲۴ رجب المرجّب ✨
سالروز فتح خيبر؛ به دستان مبارک
حضرت مَظهَرَالعَجائِب اسدُاللهِ الغالِب
غالِبَ کلِّ غالِب، مولا اميرالمؤمنين؛
علی ابن ابیطالب صلوات الله علیه.
.
💯 @MolaAliNet
💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹
اى شير خدا، دشمن خدا را بگير ...
در فضائل حضرت موسی ابن جعفر(ع)
ابن شهراشوب در كتاب «مناقب» از علىّ بن يقطين نقل كرده است كه گفت: هارون مردى را طلب كرد كه امر حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام را باطل كند و آن حضرت را ساكت نمايد و در ميان مجلس شرمنده سازد.
آنگاه مجلسى را تشكيل داد و افسونگرى براى او آماده كردند، سفره كه گسترانيدند، آن شخص حيله اى بر نان بكار برد بطوريكه وقتى خادم حضرت مى خواست نان بردارد بالا مى پريد، و هارون با اين عمل اظهار خوشحالى و سرور مى كرد و مى خنديد.
امام كاظم عليه السلام كه اين صحنه را مشاهده كرد سر بلند كرد و به عكس شيرى كه بر پرده اى كشيده شده بود اشاره نمود و فرمود:
﴿يا أسد اللَّه خذ عدوّ اللَّه﴾
اى شير خدا! دشمن خدا را بگير.
به محض صدور اين فرمان، آن صورت به شكل شيرى بسيار قوى ظاهر گرديد و آن مرد افسونگر را دريد، هارون و نديمان او غش كردند و با صورت بر زمين افتادند و از وحشت و هراسى كه به آنها دست داد عقل از سر آنها پريد، و چون بعد از مدّتى بهوش آمدند هارون به حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام عرض كرد: از تو درخواست مى كنم بحقّ من بر تو از اين صورت درخواست كنى كه اين مرد را برگرداند. امام عليه السلام فرمود:
﴿إن كانت عصا موسى ردّت ما ابتلعته من حبال القوم وعصيّهم، فإنّ هذه الصورة تردّ ما ابتلعته من هذا الرجل﴾
اگر عصاى موسى آن ريسمان هاى ساحران را كه بلعيد برگردانيده بود اين صورت هم اين مردى را كه بلعيده برمى گرداند.
منابع؛
بحار الأنوار: ۴۱/۴۸ ح ۱۷، مناقب ابن شهراشوب: ۲۹۹/۴، عيون اخبار الرضا عليه السلام: ۷۸/۱ح۱، امالى صدوق: ۲۱۲ح ۲۰ مجلس ۲۹.
[ترجمه کتاب(القطره): ج۱،ص۵۸۵]
☆ مَنْ كُنْتُ مَوْلاه فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه ☆
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹
اى شير خدا، دشمن خدا را بگير ...
در فضائل حضرت موسی ابن جعفر(ع)
ابن شهراشوب در كتاب «مناقب» از علىّ بن يقطين نقل كرده است كه گفت: هارون مردى را طلب كرد كه امر حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام را باطل كند و آن حضرت را ساكت نمايد و در ميان مجلس شرمنده سازد.
آنگاه مجلسى را تشكيل داد و افسونگرى براى او آماده كردند، سفره كه گسترانيدند، آن شخص حيله اى بر نان بكار برد بطوريكه وقتى خادم حضرت مى خواست نان بردارد بالا مى پريد، و هارون با اين عمل اظهار خوشحالى و سرور مى كرد و مى خنديد.
امام كاظم عليه السلام كه اين صحنه را مشاهده كرد سر بلند كرد و به عكس شيرى كه بر پرده اى كشيده شده بود اشاره نمود و فرمود:
﴿يا أسد اللَّه خذ عدوّ اللَّه﴾
اى شير خدا! دشمن خدا را بگير.
به محض صدور اين فرمان، آن صورت به شكل شيرى بسيار قوى ظاهر گرديد و آن مرد افسونگر را دريد، هارون و نديمان او غش كردند و با صورت بر زمين افتادند و از وحشت و هراسى كه به آنها دست داد عقل از سر آنها پريد، و چون بعد از مدّتى بهوش آمدند هارون به حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام عرض كرد: از تو درخواست مى كنم بحقّ من بر تو از اين صورت درخواست كنى كه اين مرد را برگرداند. امام عليه السلام فرمود:
﴿إن كانت عصا موسى ردّت ما ابتلعته من حبال القوم وعصيّهم، فإنّ هذه الصورة تردّ ما ابتلعته من هذا الرجل﴾
اگر عصاى موسى آن ريسمان هاى ساحران را كه بلعيد برگردانيده بود اين صورت هم اين مردى را كه بلعيده برمى گرداند.
منابع؛
بحار الأنوار: ۴۱/۴۸ ح ۱۷، مناقب ابن شهراشوب: ۲۹۹/۴، عيون اخبار الرضا عليه السلام: ۷۸/۱ح۱، امالى صدوق: ۲۱۲ح ۲۰ مجلس ۲۹.
[ترجمه کتاب(القطره): ج۱،ص۵۸۵]
☆ مَنْ كُنْتُ مَوْلاه فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه ☆
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹
🔰امام موسی کاظم علیه السلام میفرمایند:
▫️طوبي لِشيعَتِنا المُتَمَسِّكينَ بِحَبلِنا فِي غَيبَةِ قائِمِنا(عَجَّلَ اللهُ تَعالي فَرَجَه)، الثّابِتينَ عَلي مُوالاتِنا وَ اَلبَراءَةِ مِن أعدَائِنا اُولئِكَ مِنّا وَ نَحنُ مِنهُم.
💠 خوشا به حال شیعیان ما در زمان غیبت قائم ما (عج) که به ریسمان ما تمسّک جستهاند و بر موالات ما و بیزاری از دشمنان ما ثابت قدم ماندهاند. آنان از ما هستند و ما از ایشانیم.
📚 اعلام الوَری، صفحه ۴۰۷.
.
@MolaAliNet | #احادیث_تبری
▫️طوبي لِشيعَتِنا المُتَمَسِّكينَ بِحَبلِنا فِي غَيبَةِ قائِمِنا(عَجَّلَ اللهُ تَعالي فَرَجَه)، الثّابِتينَ عَلي مُوالاتِنا وَ اَلبَراءَةِ مِن أعدَائِنا اُولئِكَ مِنّا وَ نَحنُ مِنهُم.
💠 خوشا به حال شیعیان ما در زمان غیبت قائم ما (عج) که به ریسمان ما تمسّک جستهاند و بر موالات ما و بیزاری از دشمنان ما ثابت قدم ماندهاند. آنان از ما هستند و ما از ایشانیم.
📚 اعلام الوَری، صفحه ۴۰۷.
.
@MolaAliNet | #احادیث_تبری
🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹
🔸 چند فراز زیبا؛ از زیارت امیرمؤمنان
🔹 علی علیه السلام در روز عید مبعث
السَّلامُ عَلَیكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا إِمَامَ الْمُتَّقِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الْوَصِيِّين، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَصِيَّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ... السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ الْأَکبَر،السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْفَارُوقُ الْأَعْظَمُ... وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ خَلِيفَتَهُ حَقّا لَمْ تُنَازَعْ بِرَغْمِ الْمُنَافِقِينَ،وَغَيْظِ الْكَافِرِينَ وَضِغْنِ الْفَاسِقِينَ... لَعَنَ اللَّهُ مَنْ خَالَفَكَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنِ افْتَرَى عَلَيْكَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ غَصَبَكَ حَقَّكَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ بَلَغَهُ ذَلِكَ فَرَضِيَ بِهِ إِنَّا إِلَى اللَّهِ مِنْهُمْ بُرَآءُ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً خَالَفَتْكَ وَ جَحَدَتْ وِلايَتَكَ...
🔻 سلام برتو اى اميرمؤمنان، سلام بر تو اى پيشواى پرهيزگاران، سلام بر تو اى سرور جانشينان، سلام بر تو اى جانشين رسول پروردگار جهانيان...سلام بر تو اى بزرگترين صدّيق، سلام بر تو اى بزرگترين جداكننده حق و باطل... شهادت میدهم كه تو جانشين پيامبر بودى، جانشينى بر حق، در اين امر به رغم خواهش منافقان و خشم كافران، و كينه فاسقان...
خدا لعنت كند آنكه با تو مخالفت ورزيد،و آنكه به تو دروغ بست، و آنكه بر تو ستم روا داشت، و حقّت را غصب كرد،و خدا لعنت كند كسى را كه اين خبر به او رسيد و به آن خشنود شد،ما با توجّه به خدا از ايشان بيزاريم، خدا لعنت كند ملّتى را كه با تو مخالفت ورزيدند، و ولايتت را انكار نمودند...
کلیات مفاتیح الجنان، مرحوم حاج شیخ عباس قمی، زیارت امیرالمومنین (ع) در مبعث.
☆ مَنْ كُنْتُ مَوْلاه فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه ☆
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹
🔸 چند فراز زیبا؛ از زیارت امیرمؤمنان
🔹 علی علیه السلام در روز عید مبعث
السَّلامُ عَلَیكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا إِمَامَ الْمُتَّقِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الْوَصِيِّين، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَصِيَّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ... السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ الْأَکبَر،السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْفَارُوقُ الْأَعْظَمُ... وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ خَلِيفَتَهُ حَقّا لَمْ تُنَازَعْ بِرَغْمِ الْمُنَافِقِينَ،وَغَيْظِ الْكَافِرِينَ وَضِغْنِ الْفَاسِقِينَ... لَعَنَ اللَّهُ مَنْ خَالَفَكَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنِ افْتَرَى عَلَيْكَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ غَصَبَكَ حَقَّكَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ بَلَغَهُ ذَلِكَ فَرَضِيَ بِهِ إِنَّا إِلَى اللَّهِ مِنْهُمْ بُرَآءُ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً خَالَفَتْكَ وَ جَحَدَتْ وِلايَتَكَ...
🔻 سلام برتو اى اميرمؤمنان، سلام بر تو اى پيشواى پرهيزگاران، سلام بر تو اى سرور جانشينان، سلام بر تو اى جانشين رسول پروردگار جهانيان...سلام بر تو اى بزرگترين صدّيق، سلام بر تو اى بزرگترين جداكننده حق و باطل... شهادت میدهم كه تو جانشين پيامبر بودى، جانشينى بر حق، در اين امر به رغم خواهش منافقان و خشم كافران، و كينه فاسقان...
خدا لعنت كند آنكه با تو مخالفت ورزيد،و آنكه به تو دروغ بست، و آنكه بر تو ستم روا داشت، و حقّت را غصب كرد،و خدا لعنت كند كسى را كه اين خبر به او رسيد و به آن خشنود شد،ما با توجّه به خدا از ايشان بيزاريم، خدا لعنت كند ملّتى را كه با تو مخالفت ورزيدند، و ولايتت را انكار نمودند...
کلیات مفاتیح الجنان، مرحوم حاج شیخ عباس قمی، زیارت امیرالمومنین (ع) در مبعث.
☆ مَنْ كُنْتُ مَوْلاه فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه ☆
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹
Forwarded from مولا امیرالمؤمنین علیه السَّلام
💠🌼💠🌼💠🌼💠🌼💠🌼
انبیاء و مقرّب شدنشان به برکتِ ولایت
مولا امیر المؤمنین علی (علیه السلام)
«قال الصادق علیه السلام: يا مفضل والله ما استوجب آدم أن يخلقه الله بيده وينفخ فيه من روحه إلا بولاية علي علیه السلام ، وما كلم الله موسى تكليما إلا بولاية علي علیه السلام ، ولا أقام الله عيسى بن مريم آية للعالمين ، إلا بالخضوع لعلي علیه السلام. ثم قال : اجمل الامر ما استأهل خلق من الله النظر إليه إلا بالعبودية لنا».
امام صادق علیه السلام به مفضل فرمودند:
یا مفضل به خدا سوگند ! كه آدم (علیه السلام) سزاوار آن نشد كه خداوند او را به دست خویش بیافریند و بر او از روح خویش بدمد مگر به خاطر ولایت امیرالمومنین على علیه السلام و حق تعالى موسى را كلیم خویش نفرمود مگر به ولایت امیرالمومنین على علیه السلام و عیسى بن مریم را آیت و نشانه بر جهانیان نساخت مگر به خاطر تواضع و خضوعى كه وى در برابر امیرالمومنین على علیه السلام داشت
و سپس امام فرمود:
خلاصه آنكه ، هیچكسى شایستگى نظر عنایت حق تعالى را نتواند یافت؛ مگر به وسیله اطاعت و عبودیت نسبت به ما اهلبیت.(صلوات الله علیهم اجمعین)
بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث؛ جلد ۲۶، صفحه۲۹۴.
☆ مَنْ كُنْتُ مَوْلاه فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه ☆
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
💠🌼💠🌼💠🌼💠🌼💠🌼
انبیاء و مقرّب شدنشان به برکتِ ولایت
مولا امیر المؤمنین علی (علیه السلام)
«قال الصادق علیه السلام: يا مفضل والله ما استوجب آدم أن يخلقه الله بيده وينفخ فيه من روحه إلا بولاية علي علیه السلام ، وما كلم الله موسى تكليما إلا بولاية علي علیه السلام ، ولا أقام الله عيسى بن مريم آية للعالمين ، إلا بالخضوع لعلي علیه السلام. ثم قال : اجمل الامر ما استأهل خلق من الله النظر إليه إلا بالعبودية لنا».
امام صادق علیه السلام به مفضل فرمودند:
یا مفضل به خدا سوگند ! كه آدم (علیه السلام) سزاوار آن نشد كه خداوند او را به دست خویش بیافریند و بر او از روح خویش بدمد مگر به خاطر ولایت امیرالمومنین على علیه السلام و حق تعالى موسى را كلیم خویش نفرمود مگر به ولایت امیرالمومنین على علیه السلام و عیسى بن مریم را آیت و نشانه بر جهانیان نساخت مگر به خاطر تواضع و خضوعى كه وى در برابر امیرالمومنین على علیه السلام داشت
و سپس امام فرمود:
خلاصه آنكه ، هیچكسى شایستگى نظر عنایت حق تعالى را نتواند یافت؛ مگر به وسیله اطاعت و عبودیت نسبت به ما اهلبیت.(صلوات الله علیهم اجمعین)
بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث؛ جلد ۲۶، صفحه۲۹۴.
☆ مَنْ كُنْتُ مَوْلاه فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه ☆
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
💠🌼💠🌼💠🌼💠🌼💠🌼
Forwarded from مولا امیرالمؤمنین علیه السَّلام
پاکم که کرد گفت بگو بی حد و عدد
من کلب آستان توأم یا علی مدد(ع)
(شاه عباس صفوی)
💫 @MolaAliNet | #استوری
من کلب آستان توأم یا علی مدد(ع)
(شاه عباس صفوی)
💫 @MolaAliNet | #استوری
💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹💠
🔻متن حدیث شریف عنوان بصری
مرحوم حسن بن فضل طبرسی روایت کرده است:
عنوان بصری که پیرمردی نود و چهار سالهای بود گوید: حدود دو سال با مالک بن انس رفت و آمد داشتم هنگامی که امام صادق علیه السلام وارد مدینه شد، خدمت آن حضرت میرسیدم و دوست داشتم آنچه را از مالک میآموختم از آن حضرت بیاموزم. روزی حضرت به من فرمودند من از طرف حکومت تحت نظر میباشم، به علاوه اینکه در هر ساعت از شب و روز نیز اوراد و اذکاری دارم که باید بگویم، مرا از گفتن ذکر باز مدار، و همانطور که قبلاً نزد مالک میرفتی حالا هم برو و مسائلت را از او بپرس، من از این سخنان غمگین شدم، و از نزد ایشان رفتم، و با خود گفتم اگر در من خیری میدید مرا از خود نمیراند، و به مالک حواله نمینمود. بار دیگر وارد مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله شدم و بر امام سلام کردم، سپس از کنار قبر پیامبر وارد حرم شدم و در آنجا دو رکعت نماز خواندم، و گفتم: خدایا! از تو میخواهم که دل جعفر را به طرف من متمایل سازی، و از علم او نصیبم گردانی تا با آن به راه راست هدایت شوم. بعد با غم و اندوه به طرف خانهام رفتم و چون محبت جعفر در دلم جای گرفته بود دیگر نزد مالک هم نرفتم؛ از آن به بعد از منزلم خارج نشدم مگر برای خواندن نماز واجب، تا اینکه صبرم تمام شد و چون دلتنگ شدم کفشم را پوشیدم و رداء بر دوش انداختم و بعد از خواندن نماز عصر به طرف منزل جعفر حرکت نمودم، چون بدانجا رسیدم اجازه ورود خواستم، خادم ایشان بیرون آمد و گفت: چه میخواهی؟ گفتم: خواستم خدمت آن بزرگوار برسم و سلامی بدهم گفت: ایشان نماز میخوانند، کنار در توقف نمودم، بعد از مدت کمی خادم بار دیگر آمد و گفت: بر برکت خدا وارد شو، وارد شدم و سلام کردم، ایشان پاسخم را دادند و فرمودند: بنشین خدا تو را رحمت کند؛ نشستم و ایشان بعد از احوالپرسی سرش را بلند کرد و فرمودند: کنیهات چیست؟ گفتم: ابو عبد الله. فرمودند: خداوند کنیهات را مستدام بدارد، و در آنچه رضای اوست موفق بدارد، با خود گفتم اگر از این ملاقات و عرض سلام خدمت حضرت هیچ بهره دیگری غیر از این دعا نداشته باشد، برایم خیر بسیاری است. سپس حضرت اندکی تأمل نمود، آنگاه سرش را بلند کرد و فرمود: يا ابا عبد الله! چه میخواهی؟ گفتم: از خدا خواستهام که دلت را بر من متمایل گرداند و از علمت به من نصیب گرداند، و از خداوند امید دارم که هر چه من از آن بزرگوار میپرسم پاسخم گوید. حضرت فرمود: يا ابا عبد الله علم و دانش به یادگیری نیست، بلکه نوری است در دل کسی که خدای متعال میخواهد او را هدایت کند، اگر طالب علم هستی ابتدا بندگی حقیقی را در خود به وجود آور، و علم را برای عمل کردن بیاموز، و از خداوند فهم بخواه تا تو را فهیم گرداند. گفتم: ای شریف! فرمود: بگو یا ابا عبد الله گفتم: یا ابا عبد الله! حقیقت بندگی چیست؟ فرمود به سه چیز است: اول اینکه بنده آنچه را خدا به او بخشیده ملک خود نداند، زیرا بندگان مالک نیستند، بلکه مال را از آن خدا میبینند، و هر کجا خدا فرمان داد مصرفش میکنند؛ دوم اینکه: بنده تدبیر امور خودش را نمینماید؛ سوم اینکه تمام وقت خود را صرف انجام اوامر خدا و ترک نواهی او کند، بنابراین؛ هرگاه بنده چیزی را که خدا به او بخشیده ملک خود نداند انفاقش در راه خدا بر وی آسان گردد، و هرگاه تدبیر امورش را به دست مدبر واقعی سپرد، سختیهای دنیا برایش آسان شود، و هرگاه بنده به امر و نهی خدا گردن نهاد، هیچگاه با مردم جدال نمی کند، و به آنان فخر نمیفروشد. هرگاه خداوند به بنده این سه خصلت را عطا فرمود، دنیا و شیطان و مردم در نظرش خوار میشود، و به خاطر مال جمع کردن و فخرفروشی به دنبال دنیا نمیرود، و از مردم عزت و مقام نمیطلبد، و اوقاتش را هدر نمیدهد، این اولین درجه پرهیزگاران است. خداوند متعال میفرماید: «جهان آخرت را برای کسانی مهیا نمودیم که در روی زمین دنبال مقام.پرستی نرفته و مرتکب فساد نشده باشند و پایان نیک برای پرهیزگاران است». گفتم: یا ابا عبد الله! مرا نصیحتی فرما. فرمود: تو را به نه چیز سفارش میکنم، و این نه چیز سفارش من است به کسانی که پویندگان راه به سوی خدا هستند، و از خداوند میخواهم که تو را در عمل به آنها توفیق عنایت فرماید؛ سه تای آنها در تربیت نفس است، و سه تای آنها در بردباری، و سه تای آنها در علم؛ آنها را به خاطر بسپار، و در مورد آنها سهلانگاری مکن. عنوان گوید: دلم را برای شنیدن آماده ساختم.
🔻متن حدیث شریف عنوان بصری
مرحوم حسن بن فضل طبرسی روایت کرده است:
عنوان بصری که پیرمردی نود و چهار سالهای بود گوید: حدود دو سال با مالک بن انس رفت و آمد داشتم هنگامی که امام صادق علیه السلام وارد مدینه شد، خدمت آن حضرت میرسیدم و دوست داشتم آنچه را از مالک میآموختم از آن حضرت بیاموزم. روزی حضرت به من فرمودند من از طرف حکومت تحت نظر میباشم، به علاوه اینکه در هر ساعت از شب و روز نیز اوراد و اذکاری دارم که باید بگویم، مرا از گفتن ذکر باز مدار، و همانطور که قبلاً نزد مالک میرفتی حالا هم برو و مسائلت را از او بپرس، من از این سخنان غمگین شدم، و از نزد ایشان رفتم، و با خود گفتم اگر در من خیری میدید مرا از خود نمیراند، و به مالک حواله نمینمود. بار دیگر وارد مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله شدم و بر امام سلام کردم، سپس از کنار قبر پیامبر وارد حرم شدم و در آنجا دو رکعت نماز خواندم، و گفتم: خدایا! از تو میخواهم که دل جعفر را به طرف من متمایل سازی، و از علم او نصیبم گردانی تا با آن به راه راست هدایت شوم. بعد با غم و اندوه به طرف خانهام رفتم و چون محبت جعفر در دلم جای گرفته بود دیگر نزد مالک هم نرفتم؛ از آن به بعد از منزلم خارج نشدم مگر برای خواندن نماز واجب، تا اینکه صبرم تمام شد و چون دلتنگ شدم کفشم را پوشیدم و رداء بر دوش انداختم و بعد از خواندن نماز عصر به طرف منزل جعفر حرکت نمودم، چون بدانجا رسیدم اجازه ورود خواستم، خادم ایشان بیرون آمد و گفت: چه میخواهی؟ گفتم: خواستم خدمت آن بزرگوار برسم و سلامی بدهم گفت: ایشان نماز میخوانند، کنار در توقف نمودم، بعد از مدت کمی خادم بار دیگر آمد و گفت: بر برکت خدا وارد شو، وارد شدم و سلام کردم، ایشان پاسخم را دادند و فرمودند: بنشین خدا تو را رحمت کند؛ نشستم و ایشان بعد از احوالپرسی سرش را بلند کرد و فرمودند: کنیهات چیست؟ گفتم: ابو عبد الله. فرمودند: خداوند کنیهات را مستدام بدارد، و در آنچه رضای اوست موفق بدارد، با خود گفتم اگر از این ملاقات و عرض سلام خدمت حضرت هیچ بهره دیگری غیر از این دعا نداشته باشد، برایم خیر بسیاری است. سپس حضرت اندکی تأمل نمود، آنگاه سرش را بلند کرد و فرمود: يا ابا عبد الله! چه میخواهی؟ گفتم: از خدا خواستهام که دلت را بر من متمایل گرداند و از علمت به من نصیب گرداند، و از خداوند امید دارم که هر چه من از آن بزرگوار میپرسم پاسخم گوید. حضرت فرمود: يا ابا عبد الله علم و دانش به یادگیری نیست، بلکه نوری است در دل کسی که خدای متعال میخواهد او را هدایت کند، اگر طالب علم هستی ابتدا بندگی حقیقی را در خود به وجود آور، و علم را برای عمل کردن بیاموز، و از خداوند فهم بخواه تا تو را فهیم گرداند. گفتم: ای شریف! فرمود: بگو یا ابا عبد الله گفتم: یا ابا عبد الله! حقیقت بندگی چیست؟ فرمود به سه چیز است: اول اینکه بنده آنچه را خدا به او بخشیده ملک خود نداند، زیرا بندگان مالک نیستند، بلکه مال را از آن خدا میبینند، و هر کجا خدا فرمان داد مصرفش میکنند؛ دوم اینکه: بنده تدبیر امور خودش را نمینماید؛ سوم اینکه تمام وقت خود را صرف انجام اوامر خدا و ترک نواهی او کند، بنابراین؛ هرگاه بنده چیزی را که خدا به او بخشیده ملک خود نداند انفاقش در راه خدا بر وی آسان گردد، و هرگاه تدبیر امورش را به دست مدبر واقعی سپرد، سختیهای دنیا برایش آسان شود، و هرگاه بنده به امر و نهی خدا گردن نهاد، هیچگاه با مردم جدال نمی کند، و به آنان فخر نمیفروشد. هرگاه خداوند به بنده این سه خصلت را عطا فرمود، دنیا و شیطان و مردم در نظرش خوار میشود، و به خاطر مال جمع کردن و فخرفروشی به دنبال دنیا نمیرود، و از مردم عزت و مقام نمیطلبد، و اوقاتش را هدر نمیدهد، این اولین درجه پرهیزگاران است. خداوند متعال میفرماید: «جهان آخرت را برای کسانی مهیا نمودیم که در روی زمین دنبال مقام.پرستی نرفته و مرتکب فساد نشده باشند و پایان نیک برای پرهیزگاران است». گفتم: یا ابا عبد الله! مرا نصیحتی فرما. فرمود: تو را به نه چیز سفارش میکنم، و این نه چیز سفارش من است به کسانی که پویندگان راه به سوی خدا هستند، و از خداوند میخواهم که تو را در عمل به آنها توفیق عنایت فرماید؛ سه تای آنها در تربیت نفس است، و سه تای آنها در بردباری، و سه تای آنها در علم؛ آنها را به خاطر بسپار، و در مورد آنها سهلانگاری مکن. عنوان گوید: دلم را برای شنیدن آماده ساختم.
حضرت فرمودند: اما سه وصیتی که به تربیت نفس مربوط میشود: اول اینکه آنچه را دوست نداری نخور، زیرا موجب حماقت و نادانی میشود؛ دوم اینکه: تا گرسنه نشدی غذا نخور و هرگاه خواستی غذا بخوری غذایت حلال باشد و بسم الله بگو، و به یاد آور سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله را که فرمودند: آدمی ظرفی را بدتر از شکمش پر نکند، در این صورت اگر ناچار شد یک سوم آن را برای غذایش و یک سومش را برای نوشیدنی، و یک سوم دیگر را برای نفس کشیدن بگذارد. اما آن سه خصلت که در بردباری است: اول اینکه، اگر کسی به تو گفت: اگر یکی بگویی ده تا میشنوی، بگو اگر ده تا هم بگویی یکی نمیشنوی، دوم اینکه اگر کسی دشنامت داد بگو اگر تو راست میگویی از خدا میخواهم که مرا ببخشد، و اگر دروغ میگویی از خدا میخواهم که تو را ببخشد، سوم اینکه اگر کسی تو را تهدید نمود تو او را اندرز ده و برایش دعا کن. و اما آن سه خصلت که در علم است اول اینکه آنچه را نمیدانی از علما بپرس، و هرگز برای سرزنش کردن و آزمایش نمودن آنها سؤال نکنی، از عمل کردن به رأی خود برحذر باش، و در هر چه احتیاط را مناسب میبینی احتیاط کن، و از فتوی دادن بگریز همانگونه که از دست شیر میگریزی، و گردن خود را پُل برای مردم قرار مده، بعد فرمودند: اینک برخیز و برو یا ابا عبد الله من نصایح خود را به تو گفتم، و مزاحم ذکر گفتنم نشو، زیرا من انسانی هستم که بر اوقاتم مواظبم، والسلام.
📚 مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، تالیف حسن بن فضل بن حسن طبرسی، ترجمه فارسی از مهدی هوشمند و عبد الله محمدی، صفحه ۶۹۸-۷۰۳، حدیث ۱۹۱۳، چاپ دار الثقلین
📌پی نوشت: علت نپذیرفتن عنوان بصری توسط امام صادق علیه السلام در دفعه اول و پذیرفته شدن عنوان در دفعه دوم و دعای خیر حضرت، این بود که عنوان در ابتدا دلبسته ولیجهای به نام مالک بن انس بود، تا زمانی مهر مالک از دلش خارج نشد و در ولایت امام صادق علیه السلام او را شریک نکرد (شرک ولایت) و قلبش خالص نشد، توانایی فهم و درک و دریافت معارف معلم ربانی اعظم جناب امام صادق علیه السلام را نداشت، لذا بلافاصله پس از دلبستگی به امام صادق علیه السلام و خروج از دام مالک، قلبش آماده دریافت معارف باطنی و عمیق اهل بیت علیهم السلام شد.
.
💫 @MolaAliNet
💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹💠
📚 مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، تالیف حسن بن فضل بن حسن طبرسی، ترجمه فارسی از مهدی هوشمند و عبد الله محمدی، صفحه ۶۹۸-۷۰۳، حدیث ۱۹۱۳، چاپ دار الثقلین
📌پی نوشت: علت نپذیرفتن عنوان بصری توسط امام صادق علیه السلام در دفعه اول و پذیرفته شدن عنوان در دفعه دوم و دعای خیر حضرت، این بود که عنوان در ابتدا دلبسته ولیجهای به نام مالک بن انس بود، تا زمانی مهر مالک از دلش خارج نشد و در ولایت امام صادق علیه السلام او را شریک نکرد (شرک ولایت) و قلبش خالص نشد، توانایی فهم و درک و دریافت معارف معلم ربانی اعظم جناب امام صادق علیه السلام را نداشت، لذا بلافاصله پس از دلبستگی به امام صادق علیه السلام و خروج از دام مالک، قلبش آماده دریافت معارف باطنی و عمیق اهل بیت علیهم السلام شد.
.
💫 @MolaAliNet
💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹💠
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج 🌺🍃
شعبان شد و پیک عشــق، از راه آمــد
عطـر نفـس، «بـقیـة الله(عـج)» آمــد
با جلوه سجاد، ابالفضل و حسین(ع)؛
یك ماه و سه خورشید دراین ماه آمد
.
💫 @MolaAliNet
شعبان شد و پیک عشــق، از راه آمــد
عطـر نفـس، «بـقیـة الله(عـج)» آمــد
با جلوه سجاد، ابالفضل و حسین(ع)؛
یك ماه و سه خورشید دراین ماه آمد
.
💫 @MolaAliNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹
فطرس ملک
آقا امام صادق سلام الله علیه فرمود: فطرس فرشته ای بود که وقتی که ولایت آقا و مولانا امیرالمومنین علی صلوات الله علیه به ملائکه عرضه شد همه پذیرفتند جز او.
به همین دلیل سر باز زدن از پذیرفتن ولایت خداوند بالش را شکست. هنگامی که امام حسین علیه السلام متولد شد، خداوند جبرئیل را برای عرض تبریک به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با هفتاد هزار ملک به سوی زمین فرستاد که در راه با فطرس دیدار کرد.
فطرس گفت: جبرئیل به کجا می روی؟
جبرئیل گفت: خداوند مرا فرستاده تا به آنها تبریک بگویم به سبب فرزندی که امشب متولد شده است. فطرس گفت: مرا هم با خود ببر و از حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بخواه برای من دعا کند.
سپس جبرئیل به او گفت: بر بال من سوار شو پس او هم سوار شد و نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمدند.
وقتی به نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسیدند جبرئیل به ایشان تبریک گفت و گفت: یا رسول الله! بین من و بین فطرس برادری هست و او از من خواسته که از شما درخواست کنم که از خدا بخواهید بالش را به او بازگرداند.
سپس آقا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند؛
ای فطرس آیا انجام می دهی؟ فطرس گفت : بلی
سپس آقا رسول الله ولایت مولا امیرالمومنین صلوات الله علیهما را بر فطرس عرضه کرد و او پذیرفت. به امر پیامبر بالش را به بدن پاک امام حسین علیه السلام مالید و سلامتش را باز یافت...
منابع:
بصائر الدرجات جلد۱، صفحه ۶۸؛ مدينة معاجز الأئمة الإثني عشر، جلد۳، صفحه۴۳۷؛ بحار موسسه الوفاء جلد ۲۶، صفحه ۳۴۱؛ تفسير نور الثقلين، جلد ۴، صفحه ۳۴۸؛ تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، جلد ۱۰، صفحه ۵۳۳.
☆ مَنْ كُنْتُ مَوْلاه فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه ☆
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺
فطرس ملک
آقا امام صادق سلام الله علیه فرمود: فطرس فرشته ای بود که وقتی که ولایت آقا و مولانا امیرالمومنین علی صلوات الله علیه به ملائکه عرضه شد همه پذیرفتند جز او.
به همین دلیل سر باز زدن از پذیرفتن ولایت خداوند بالش را شکست. هنگامی که امام حسین علیه السلام متولد شد، خداوند جبرئیل را برای عرض تبریک به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با هفتاد هزار ملک به سوی زمین فرستاد که در راه با فطرس دیدار کرد.
فطرس گفت: جبرئیل به کجا می روی؟
جبرئیل گفت: خداوند مرا فرستاده تا به آنها تبریک بگویم به سبب فرزندی که امشب متولد شده است. فطرس گفت: مرا هم با خود ببر و از حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بخواه برای من دعا کند.
سپس جبرئیل به او گفت: بر بال من سوار شو پس او هم سوار شد و نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمدند.
وقتی به نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسیدند جبرئیل به ایشان تبریک گفت و گفت: یا رسول الله! بین من و بین فطرس برادری هست و او از من خواسته که از شما درخواست کنم که از خدا بخواهید بالش را به او بازگرداند.
سپس آقا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند؛
ای فطرس آیا انجام می دهی؟ فطرس گفت : بلی
سپس آقا رسول الله ولایت مولا امیرالمومنین صلوات الله علیهما را بر فطرس عرضه کرد و او پذیرفت. به امر پیامبر بالش را به بدن پاک امام حسین علیه السلام مالید و سلامتش را باز یافت...
منابع:
بصائر الدرجات جلد۱، صفحه ۶۸؛ مدينة معاجز الأئمة الإثني عشر، جلد۳، صفحه۴۳۷؛ بحار موسسه الوفاء جلد ۲۶، صفحه ۳۴۱؛ تفسير نور الثقلين، جلد ۴، صفحه ۳۴۸؛ تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، جلد ۱۰، صفحه ۵۳۳.
☆ مَنْ كُنْتُ مَوْلاه فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه ☆
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺
امام حسین علیه السلام فرمودند:
به یقین شیعیان ما آنانند که؛ دلهایشان از هر نوع فریبکاری، کینه و دشمنی پاک و سالم باشد.
بحارالانوار، جلد ۶۸، صفحه ۱۵۶.
💯 @MolaAliNet
به یقین شیعیان ما آنانند که؛ دلهایشان از هر نوع فریبکاری، کینه و دشمنی پاک و سالم باشد.
بحارالانوار، جلد ۶۸، صفحه ۱۵۶.
💯 @MolaAliNet
Forwarded from مولا امیرالمؤمنین علیه السَّلام
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✨ #اسعدالله_ایامکم ✨
بس که نام تو حسین رائحهی غم دارد
شب میلاد تو هـم، بوی محـرّم دارد ...
ولادت باسعادت ارباب عالمین حضرت
اباعبدالله الحسین علیه السلام مبـارک
.
💯 @MolaAliNet
بس که نام تو حسین رائحهی غم دارد
شب میلاد تو هـم، بوی محـرّم دارد ...
ولادت باسعادت ارباب عالمین حضرت
اباعبدالله الحسین علیه السلام مبـارک
.
💯 @MolaAliNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻نام گذاری و بوسیدن دستان حضرت عباس علیه السلام؛ توسط مولا امیرالمومنین صلوات الله علیه
هنگامی که حضرت ابوالفضل علیه السلام به دنیا آمد، امّ البنین قنداقه او را به دست امیرالمؤمنین داد تا بر وی نامی بگذارد. حضرت وی را در آغوش کشید و او را مورد تفقّد و محبّت فراوان قرار داد. سپس در گوش راست وی اذان و در گوش چپش اقامه گفت. آن گاه به ام البنین فرمود: «او را چه نام نهادی؟» امّ البنین با کمال ادب عرض کرد: «من در هیچ امری بر شما سبقت نگرفته ام. هر نامی که می پسندید بر وی بگذارید». حضرت فرمود: «من او را به نام عمویم، عباس نامیدم».
پس از این که حضرت علی علیه السلام فرزند خود را عباس نام نهاد، دست های او را بوسید و اشک بر صورت نازنینش جاری شد. امّ البنین حیرت زده پرسید: «چرا گریه می کنید؟ مگر دستان فرزندم عیبی دارد؟» حضرت فرمود: «گویی هم اینک می بینم که این دست ها روز عاشورا در کنار شریعه فرات، و در راه یاری دین خدا قطع شده است»...
☆ مَنْ كُنْتُ مَوْلاه فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه ☆
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺
هنگامی که حضرت ابوالفضل علیه السلام به دنیا آمد، امّ البنین قنداقه او را به دست امیرالمؤمنین داد تا بر وی نامی بگذارد. حضرت وی را در آغوش کشید و او را مورد تفقّد و محبّت فراوان قرار داد. سپس در گوش راست وی اذان و در گوش چپش اقامه گفت. آن گاه به ام البنین فرمود: «او را چه نام نهادی؟» امّ البنین با کمال ادب عرض کرد: «من در هیچ امری بر شما سبقت نگرفته ام. هر نامی که می پسندید بر وی بگذارید». حضرت فرمود: «من او را به نام عمویم، عباس نامیدم».
پس از این که حضرت علی علیه السلام فرزند خود را عباس نام نهاد، دست های او را بوسید و اشک بر صورت نازنینش جاری شد. امّ البنین حیرت زده پرسید: «چرا گریه می کنید؟ مگر دستان فرزندم عیبی دارد؟» حضرت فرمود: «گویی هم اینک می بینم که این دست ها روز عاشورا در کنار شریعه فرات، و در راه یاری دین خدا قطع شده است»...
☆ مَنْ كُنْتُ مَوْلاه فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه ☆
کانال مولا امیرالمؤمنین علیه السلام
💯 @MolaAliNet
🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺