Quantum Physics
9.49K subscribers
666 photos
235 videos
125 files
509 links
ارتباط با ادمین:
@matinCl
Download Telegram
کل جهان را می توان به فریم های یک فیلم سینمایی تشبیه کرد. همان طور که در تک تک فریم های یک فیلم چیزی به نام "زمان" وجود ندارد، در کل کیهان هم مفهومی به نام زمان وجود ندارد و جهان همواره همانند فریم های یک فیلم سینمایی کیهانی صرفا در «لحظه حال» حضور دارد. به عبارتی تغییرات و تحولات جهان را به جای مفهوم زمان می توان صرفا با مجموعه یا شبکه ای از «لحظات حال کیهانی» توصیف کرد.

- جولیان باربور - فیزیکدان و فیلسوف معروف

🆔 @Physics3p
📚 واقعیت #زمان چیست؟

📎 قسمت ششم: بعد اضافی زمان؛ از استیو وینستین تا فرضیه F

🆔 @Physics3p

🔸فرضیه دیگری که در مورد زمان وجود دارد، کمی دور از دسترس است و از طرفی موضعی میان وجود زمان و عدم وجود زمان است. یعنی زمان وجود دارد،اما ما تماماً زمان را نمیشناسیم. می توان طور دیگری هم تفسیر کرد و آن اینکه نه تنها زمان وجود دارد بلکه بعد دیگری هم دارد. این فرض ابتدا توسط استیون وینستین از موسسه پریمتر مطرح شد.

🔹وینستین معتقد است این فرضیه که زمان دارای بعد دیگری باشد ، علاوه بر اینکه پاسخی برای زمان به ما می دهد ابهامات عدم قطعیت را هم رفع خواهد کرد. ایده ی زمان دو بُعدی مبتنی بر نظریه ریسمان است. در نظریه ریسمان، فضا بیش از ۳بُعد دارد و در ایده ی زمان دو بعدی ،زمان هم بیش از یک بعد دارد. اگر فضا ۲ بعد داشته باشد دیگر بصورت خط نیست، بلکه مثل یک صفحه یا اشیاء دیگری است که پیرامون ما وجود دارد.

🔸طبق این فرضیه ذرات بنیادی مثل الکترون ها و فوتون ها در صفحه ای از زمان پخش می شوند.اگر ما زمان را بصورت ۲بعدی در نظر بگیریم ، زمان مثل یک صفحه ، ذرات را در نقاط مختلف در بر میگیرد.فرض کنیم زمان را مانند یک نخ صاف در نظر بگیریم که دانه هایی روی آن قرار دارند،این دانه ها تنها می توانند در طول یکدیگر و پشت سر هم قرار داشته باشند، برای همین است که ما با عدم قطعیت مواجهیم. یعنی به همین علت است که در این سطح ، ذرات مکان مشخص ندارند. حالا اگر این نخ را به یک صفحه کاغذ تبدیل کنیم ، ذرات می توانند در هر جایی از زمان قرار بگیرند ، اما ما قابلیت دسترسی به این بعد دوم را نداریم، به همین دلیل با پدیده ی عدم قطعیت مواجهیم.

🔹علاوه بر این ایده از وینستین ، نظریه پردازان ریسمان نیز با مطرح کردن فرضیه F از نظر ریاضیات ، بعد دیگری برای زمان درنظر گرفتند .
کامران وفا از دانشگاه هاروارد و رابرت برندنبرگر این ایده را مطرح کردند. فرضیه F یک بعد جدید به نظریه M اضافه می کند و ابعاد کیهان را به ۱۲ بُعد افزایش می دهد. این ایده اگرچه با بعد اضافی خود، برخی موضوعات نظریه M را حل می کند، اما افزودن بعد زمان به سادگیِ بُعد مکان نیست. چرا که معادلات به کلی به هم می ریزد.

🔸صرفنظر از چالش هایی که بوجود می آید، مثل ارتباط گذشته و آینده ،که در این فرضیه مختل می شود و یا دوری از شواهد فیزیکی موجود. برخی معتقدند این فرضیه یک سازوکار ریاضیاتی صرف است و نمی توان آن را به واقعیت فیزیکی تعمیم داد. برای مثال با لحاظ کردن این معادلات،امکان سفر با سرعتی فراتر از سرعت نور،ممکن خواهد شد و مهمتر از آن رویدادهایی که مجموع احتمال وقوع تمامی حالت های ممکن آنها به یک نمی رسند. این نتایج حاصل از بکارگیری بعد اضافی ، باعث نشده تا امکان آن به کلی منتفی باشد.

ادامه دارد....

🆔 @Physics3p
👍1👏1
📚 واقعیت #زمان چیست؟

📎قسمت هفتم: زمان وجود ندارد؛ ژولیان باربور

🆔 @Physics3p

🔸ژولیان باربور فیزیکدان انگلیسی را در دعوای بین وجود زمان و عدم وجود آن، به پارمنیدس تشبیه می کنند . پارمنیدس فیلسوف یونانی و بنیانگذار مکتب الئا ، معتقد بود تغییر وجود ندارد.او تمثیل قدم های بی نهایت را برای این ادعا بکار می برد(بعدها دوست و شاگرد او زنون، پاراداکوس زنون را برگرفته از همین آموزه ها مطرح کرد).

🔹به عقیده پارمنیدس حرکت وجود ندارد و قاعدتاً وقتی حرکت وجود نداشته باشد ، تغییر نیز وجود ندارد و در صورت عدم وجود تغییر، زمان نیز بی معناست.

🔸ژولیان باربور امروزه معتقد است حق با پارمنیدس بوده و زمان وجود ندارد.باربور می گوید ابتدا اشیاء وجود داشته اند و سپس زمان از آنها استنباط شده است. گذشته ی ما یک حالتِ ممکنِ دیگر از جهان است ، یک "اکنونِ" دیگر. اکنون در زمان نیست، زمان در اکنون است.

🔹ایده ی باربور مبتنی بر معادله ی ویلر–دویت است.معادله ای که توسط جان ویلر و برایس دویت بطور مشترک مطرح شد و سعی داشت مکانیک کوانتوم و نسبیت را با هم پیوند دهد.
اتفاق جالبی که در این معادله صورت می گیرد این است که معادله ی دیگری حاصل می شود که در آن t یا عامل زمان وجود ندارد!

🔸برخی معتقدند این به معنای عدم وجود زمان نیست، بلکه به معنای عدم تطبیق نسبیت و کوانتوم است.اما باربور معتقد است این به معنای عدم وجود زمان است.باربور می گوید از دید من کیهان مجموعه عظیمی است از عکس هایی که بطور متراکمی کنار هم قرار دارند و رابطه ای با هم ندارند، هر کدام جهانی است منحصر به فرد و این عکس ها و تصاویر در دل یکدیگر قرار گرفته اند. به معنایی عمیق جهان کوانتومی کاملا ایستا است.

🔹باربور معتقد است این تصاویر همگی بطور همزمان وجود دارند ومثال جالب معروفی هم دارد که می گوید: اگر من بگویم دیروز وجود ندارد و گذشته، مثل اینست که عدد۱۳ بگوید عدد یازده مرده است!

ادامه دارد....

🆔 @Physics3p
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎦 آشنایی با کند شدن زمان در نظریه‌ی نسبیت

⭕️ دوبله فارسی

📎 منبع: مجله علمی ایلیاد

🆔 @Physics3p
Forwarded from Quantum Physics (« A.M.H ») via @like
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎦 آیا زمان بُعد چهارم است؟

💢«تیم مادلین»، فیلسوف علم، عقیده دارد که اینگونه نیست و زمان مفهومی بنیادی تر از فضا است.

🔵 همراه با زیرنویس فارسی

🆔 @Physics3p
بسیاری از فیزیکدانان بر این باورند که زمان تنها توهمی بیش نیست و این ذهن بشر است که برای درک رویداد های پی در پی، آنها را طبقه بندی کرده و خط زمانی را تشکیل میدهد.
طوریکه زمان گذشته تنها در ذهن ما وجود دارد و اگر حافظه شما از بین برود، آینده و حال و گذشته، برای شما فرقی نخواهد داشت.

🆔 @Physics3p
📚 واقعیت #زمان چیست؟

📎 قسمت هشتم: کارلو روولی؛ زمان نتیجه جهل ماست!

🆔 @Physics3p

🔸علاوه بر ژولیان باربور، فیزیکدانان متعددی بر این باورند که زمان توهم است. پل دیویس ، مکس تگمارک و بسیاری دیگر معتقدند عدم تقارن زمانی وجود دارد اما حرکت زمان وجود ندارد. کارلو روولی یکی از کسانی است که معتقد است زمان حاصل جهل ماست.

🔹اولین بار گالیله بود که به محاسبه ی فیزیکی زمان پرداخت.یعنی حرکت اشیاء روی زمین توسط معادلاتی وابسته به زمان –
مثل(C(t), (B (t) ,A(t– توصیف می شود. برای مثال نخستین قانون فیزیک که بر روی سطح کره زمین صادق است و توسط گالیله کشف شد، حرکت جسمی را که بر روی سطح شیبدار به پایین می غلتد را توصیف میکند.

🔸گالیله کشف کرد تمام نوسانات یک آونگ ، در مدت زمانی یکسان انجام می شود. این ایده خیلی ساده به نظر می رسد، اما تا زمان گالیله کسی متوجه آن نشده بود!سالها بعد پزشکان برای آزمایش نظم ضربان قلب از آونگ ها استفاده کرده اند، برعکس گالیله که برای آزمایش منظم بودن آونگ ها از ضربان قلب خود استفاده کرده بود!

🔹روولی میگوید: درحقیقت مشکل از اینجا نشأت می گیرد که ما ، خودِ زمان را اندازه نمی گیریم!ما ، همواره متغیرهای فیزیکی A,B,Cو... را اندازه میگیریم وآنها را با متغیرهای دیگر مقایسه می کنیم. بنابراین ، چیزی که ما واقعاً اندازه گیری میکنیم ، توابعی بدین شکل هستند:t)A , B(t) , C(t)). با وجود این می توانیم فرض کنیم که متغیر(t)یا "زمان واقعی" وجود دارد که ما هرگز قادر به اندازه گیری مستقیم آن نیستیم، اما وجود آن را بعنوان چیزی که همه جا وجود دارد انکار نمیکنیم.درواقع ما تمام معادلات فیزیک را نسبت به متغیر غیر قابل اندازه گیری t فرمول بندی می کنیم. این معادلات به ما می گویند که چگونه همه چیز نسبت به t تغییر می کند.
(چقدر زمان برای کامل شدنِ یک نوسان آونگ و هر ضربان قلب نیاز است)

🔸به این ترتیب ، می توانیم دریابیم که چگونه متغیرها نسبت به یکدیگر تغییر می کنند.(مثلاً چه تعداد ضربان قلب در یک نوسان آونگ وجود دارد) و پس از آن می توانیم تا پیشبینی های خود را با آنچه در جهان مشاهده میکنیم ، مقایسه کنیم . اگر پیشبینی های ما درست باشد، می توانیم نتیجه بگیریم که کل طرح پیشنهادی خوب است و به ویژه فرض وجود متغیر t مفید بوده، متغیری که هرگز نمی توانیم اندازه گیری کنیم ! به عبارت دیگر "وجود متغیر زمان ، یک فرض است و نه نتیجه ی یک آزمایش یا مشاهده."

🔹روولی نیز مانند باربور معتقد است معادله ویلر–دویت به درستی نشان می دهد که زمان وجود ندارد و تنها یک نمایش ماکروسکوپی از چیزهاست. یعنی همان فرضی که ما در نسبیت ،بین فضا و زمان برقرار میکنیم.

🔸ما زمان را با ساعت اندازه می‌گیریم، ولی تنها عقربه‌های ساعت را می‌بینیم نه خود زمان . عقربه‌های ساعت درست مثل موارد مشابه دیگر تنها متغیرهای فیزیکی هستند. به نظر روولی ما به تعبیری ، تقلب می‌کنیم، چون آنچیزی که در واقعیت مشاهده می‌کنیم متغیرهایی فیزیکی هستند به عنوان توابعی از متغیرهای فیزیکی دیگر، اما ما آن را طوری نمایش می‌دهیم که انگار همه چیز در طی زمان در حال تغییر است.

🔹چیزی که درباره ی درباره معادله ویلر-دویت پیش می‌آید این است که ما مجبور میشویم این بازی را متوقف کنیم. به جای این متغیر ساختگی (زمان )، فقط باید توضیح دهیم که متغیرها چگونه به متغیرهای دیگر مرتبط هستند.

ادامه دارد....

🆔 @Physics3p
📚 واقعیت #زمان چیست؟

📎قسمت نهم: تیم مادلین؛ زمان واقعیت دارد...

🆔 @Physics3p

🔹تیم مادلین از دانشگاه روتگرز معتقد است زمان وجود دارد واگر بگوییم زمان وجود ندارد انگار گفته ایم ما پیر نمی شویم و مرگ هر لحظه به ما نزدیک نمی شود. به نظر مادلین ایده ی توهم زمان ، یک ایده غیر منطقیست که حاصل از بکارگیری مداوم ریاضیات برای تبیین فیزیکی کیهان است.

🔸مادلین می گوید مثال های فیزیکی ، با استفاده از ریاضیات بیان می شوند و از آنجایی که اعداد و اجسام ریاضیاتی در زمان وجود ندارند و دچار تغییر و تحول نمی شوند ما در صورتی که دائما با اعداد طرف هستیم، ریاضیات را به جهان فیزیکی تعمیم می دهیم . یعنی تغییرات فیزیکی را منکر میشویم.

🔹نظر مادلین برعکس باربور ، این است که وجود فضا ضرورتی ندارد، اما وجود زمان ضرورت دارد. زمان در بنیادی ترین سطح فیزیک قرار دارد. یعنی برعکس آنچیزی که باربور میگفت، زمان از دل اشیاء استنباط نشده ، بلکه برعکس فضا از دل زمان پدید می آید. به تعبیر ساده تر ، تیم مادلین به واقعیت ملموس و بدیهیات اشاره دارد.

🔸 مادلین برای ایده ی خود مدل ریاضی هم ارائه داده و معتقد است در مدل ریاضی او نسبیت نقض نمی شود ، اما به زبانی دیگر بیان می شود که جهت زمان در آن ظاهر می شود. مادلین معتقد است ایراد در ریاضیات فعلیست که تنها بر فضا متکی هستند و فضا هیچ جهتی را نشان نمی دهد . به همین دلیل فیزیکدانان تصور می کنند هیچ زمانی وجود ندارد، چون در ریاضیات آنها ، به جهت زمان اشاره ای نشده است.

🔹در سوی مقابل مخالفان او نیز انتقاد می کنند که مدل او یا همه ی آنچه که در نسبیت بیان شده را توضیح خواهد داد، یا چیزی متفاوت از نسبیت. در اینصورت اگر مدل او با نسبیت منافاتی نداشته باشد ، هرآنچه که در مدل او تبیین شود ، بوسیله نسبیت توجیه خواهد شد و باز زمان به یک توهم شناختی که مربوط به ادراک ما می شود بر می گردد.

🔸اما مادلین معتقد است این مدل در تضاد با نسبیت نیست ، بلکه با زبانی دیگر (ریاضیات متفاوت) تبیین می شود که جهت زمان را نشان می دهد.

ادامه دارد....

🆔 @Physics3p
📚 واقعیت #زمان چیست؟

📎 قسمت پایانی: ژانوس؛ زمان پیش از بیگ بنگ نیز وجود داشته!

🆔 @Physics3p

🔸اخیرا مدل دیگری توسط سه فیزیکدان به نام های دیوید اسلوان، فلاویو مرکاتی و کوسلوسکی مطرح شده است.طبق ایده ی آنها نقطه ای از تناقض در ویژگی های یک نقطه خاص زمان در نسبیت عام ایجاد می شود که به بیگ بنگ برمی گردد.اما ادعای آنها در مراحل ابتدایی است و ابهاماتی دارد.

🔹طبق این مدل دوجهان در نظر گرفته می شود که در یک نقطه به نام "ژانوس" به هم می رسند. ژانوس نام یک الهه یونان باستان است که نماد دروازه ها والهه ی آغازها و پایان‌ها بوده است.نام ژانویه در تقویم، برگرفته از اوست.

🔸ژانوس دارای دو صورت است و به همین دلیل نام نقطه ای در این مدل از آن برگرفته شده است.در این مدل ، دو جهان در لحظه ای به هم می رسند و در این نقطه کیهان به سطح دوبعدی تغییر می کند و پس از گذشت از آن دوباره به حالت ۳ بعدی خواهند رسید اما بصورتی معکوس.این ایده چیزی شبیه به ایده ی کرول است (از این جهت که دو جهان وجود دارند و حالت معکوس وجود دارد) با این تفاوت که به نقاط تکینگی میپردازد و از طرفی می تواند به ایده ی شکلگیری جهان از پادماده بپردازد.اما همانطور که اسلوان میگوید ایده ای کاملا جدید نیست و تا امروز این مدل (که جزییات متفاوتی ارائه کرده) چندان مورد توجه نبوده است.

🔻سخن پایانی:

در این مجموعه سعی شد دیدگاه های دانشمندان مختلف نسبت به واقعیت مرموز زمان برای شما بیان شود. هرچند که باید در نظر داشت موضوع زمان موضوعی نیست که بشود به سادگی در آن اظهارنظر کرد و یا حتی نظری را بر دیگری ترجیح داد. شاید زمان در حقیقت آن چیزی نباشد که ما تصور میکنیم و تنها ساخته و پرداخته ذهن یا حتی نقصان آن باشد و یا شاید حتی زمان نیز بخشی از حقیقت پنهان جهان است و شاید مهمترین راز آن که نیاز به درک بالایی برای تجسم آن باشد.‌ حال شما کدام یک از این دیدگاه هایی که مطرح شد را درست میپندارید و تصور شما از این بعد پنهان کیهانی چیست؟!

امیدوارم شما همراهان گرامی کانال فیزیک کوآنتوم از این مبحث لذت و بهره کافی را برده باشید.🌹

☑ پایان.

📎 منابع: سایت و کتب علمی/ با ویرایش ادمین کانال فیزیک کوآنتوم

🆔 @Physics3p
مطلب «واقعیت زمان چیست؟» بعد از ده قسمت به پایان رسید. میزان رضایت شما از این مطلب به چه اندازه بوده است؟


عالی 👌 (28)
👍👍👍👍👍👍👍👍👍88%

خوب 👍 (2)
👍6%

متوسط✌ (1)
👍3%

بد 👎 (1)
👍3%



🕴 تعدادکل رای ها: 32
👍2
⭕ پادهیدروژن چیست؟

پادهیدروژن(Antihydrogen) پادماده‌ای است که در مقابل هیدروژن قرار می‌گیرد. از آنجایی که اتم هیدروژن شامل یک پروتون و یک الکترون است. پادهیدروژن شامل پادپروتون و پوزیترون است. دانشمندان امیدوارند تا با مطالعه روی پادهیدروژن پاسخی بر مسئله عدم تقارن باریون بیابند که چرا ماده در کیهان از پادماده بیشتر است.

در سال ۱۹۲۸، فیزیکدان پل دیراک پیشنهاد داد که هر ذره از ماده باید یک همتای پادماده نیز داشته باشد. اما مدت کوتاهی پس از بیگ‌بنگ، بیشتر ِ پادماده ناپدید شد و بخش کوچکی از ماده باقی ماند که جهانی که امروزه در آن زندگی می‌کنیم را تشکیل داده است. اتفاقی که تعادل پادماده را برهم زد یکی از بزرگترین معماها در فیزیک است.

اخترشناسان به دنبال پادماده در فضا هستند، اما پیدا کردن آن بر روی زمین سخت است. بنابراین، برای مطالعۀ آن، فیزیکدانان باید خودشان آن را بسازنند. و از آنجاییکه پادماده در اثر برخورد با ماده‌ معمولی در یک تشعشع نابود می‌شود، ذخیره‌سازی آن کار چالش‌برانگیزی است.

🌐 برگرفته از بیگ بنگ پیج

🆔 @Physics3p
⚛ در مقیاس بزرگ تابه حال هیچ نشانه ای از کرمچاله ها دیده نشده. اما در دنیای میکروسکوپی چطور؟

🔸 در ابعادی بسیار کوچک حتی از اتم کوچکتر (مقیاس پلانک) موقعیتی به نام کف کوانتومی وجود دارد. این کف شبکه ای فرضی از کرمچاله هایی است که مدام به وجود می آیند و از بین می روند و قوانین حاکم بر آنها قوانین گرانش کوانتومی است.

🔹 اگر کف کوانتومی وجود داشته باشد امیدواریم یک روند طبیعی هم وجود داشته باشد تا این کرمچاله های میکروسکوپی را به اندازه ای برساند که مارا بتواند از خود عبور دهد مثلا در زمان تورم بزرگ بعد از بیگ بنگ اگر چنین کرمچاله ای به وجود آمده باشد به وسیله ی تورم کیهانی بزرگ شده و به اندازه ای که ما می خواهیم رسیده است. اما تا به حال چنین چیزی نتوانستیم پیدا کنیم.

🆔 @Physics3p
Quantum Physics
🔹 نسبیت چیست؟ نسبیت از واژه آشنای نسبت سرچشمه میگیرد. نسبت یعنی «من» یا «تو»؟ و نسبیت تمایز بین این دو را بیان میکند. وقتی میگوییم زمان نسبی است یعنی زمان برای «من» چیزیست و برای «تو» چیزی دیگر. اما حقیقت چیست؟ ماهیت واقعی چیزی که نسبیست چیست؟ اگر زمان…
🔻 نسبیت چیست؟

ادامه....

همانطور که گفتیم، نسبیت یعنی نوع نگاه ما به دنیای اطرافمان. یعنی تمایز بین حالت «من» و حالت «تو» و متمایز کردن این دو.
نسبیت ناشی از درک ناقص ما از «حقیقت» است، حقیقتی که در نسبیت از آن فضا-زمان یاد میشود. و این درک ناقص ناشی از دانش اندک ما نبوده و تنها به سبب ایجاد تمایز بین «واقعیت» هاست!

در نسبیت، «واقعیت» همان فضا-زمان است. هنگامی که به این واقعیت بنگریم، این واقعیت نسبی به نوع نگاه و طریقه نگاه ما اهمیت میدهد.
فضا-زمان و واقعیت آن در مقابل «من» و «تو»، بسان همان جز و کلی است که تعریف کردیم.

«واقعیت» که همان فضا-زمان نسبی ماست، کل و «من و تو» جز های آن هستیم.

در حقیقت این واقعیت گره خورده ی فضا-زمان است که سبب جزئی شدن کل ها میشود.
ما و هر پدیده دیگری برای درک شدن نیاز به خرد شدن و جز شدن دارد. تا یک کل جز نشود، توسط اجزا قابل درک نخواهد بود.
نسبیت نسبت این جزها را بیان میکند.

چرا زمان برای شخص ثابت مستقل از شخص متحرک(در تندی های بالا و حدی) است؟
چون زمان اهرمی برای درک یک کل به نام فضاست!
فضایی که ما نیز «جزئی» از آن هستیم.
در حقیقت نسبیت تنها رابطه جز و کل بین پدیده هاست و نه چیزی بیشتر از آن.

اگر شما سوار بر اتومبیلی متحرک باشید، از نظر شخص درون آن شما ثابت و از نظر شخص بیرون شما متحرک هستید. چه چیزی سبب تمایز واقعیت ها در این حالت شده است؟ حقیقت چیست و چطور میشود ویژگی شما را بیان کرد؟ متحرک یا ثابت؟!

باید این را بیاد بیاورید که «واقعیت» که در نسبیت از آن بعنوان فضا-زمان یاد میشود، نسبیست!

چرا در نسبیت «واقعیت» را فضا-زمان مینامیم؟
چون درک ما از این کل که جزئی از آن هستیم ناقص است. هرگز یک جز نمیتواند کل خود را درک کند چون این اجزا هستند که کل را میسازند. همچنین «کل» برای تکامل و رشد کردن نیاز دارد که تک تک اجزا را رشد دهد.

این بسان رابطه انسان (جز) با کل آن است که آن را الاهه یا خدا مینامد.
در حقیقت میتوان گفت تا اجزا نباشند تا کل را بسازند، کلی هم وجود نخواهد داشت.

واقعیت که کلی کامل است، برای درک شدن توسط اجزا باید ریز شود، خرد شود، و پاره پاره گردد. این خرد شدن واقعیت از آن دوجز میسازد: فضا و زمان

در حقیقت این فضا-زمان همان «واقعیت» نسبی است که در قسمت قبلی موضوع از آن یاد کردیم.
زمان وجود دارد چون ذهن ما که جز است، برای درک کل(فضا،هستی،چیستی، خدا و....) نیاز به تکه تکه کردن دارد.

هرچه تندی ما بیشتر شود، آهنگ نمایان شدن مکان(فضا) در واحد زمان افزایش میابد(تعریف تندی) و بدین سان اهرم زمان که برای درک ما از «کل» یا فضا بود، رنگ میبازد.
مفاهیم نسبی و نسبیت نیز از همین موضوع جز و کل پدید میاید.

هرچه اجزا در درک کل خود ناتوان شوند، آن را تکه تکه تر خواهند کرد و بدین سبب مفاهیم نسبی از «واقعیت» پدید میاید.

شاید بتوان گفت این رابطه علیت نیست که جهان را میگرداند و جهان تنها بر دو مفهوم استوار است: کل و جز!

و به سان این دو نسبیت پدید میاید، تا کل را به جز پیوند دهد تا حقیقت ناگسسته و در هم دوخته «وجودیت» و چیستی پدید آید.....

🆔 @Physics3p
اتمیسم منطقی - برتراند راسل.pdf
2 MB
📚 کتاب هفته

📎 عنوان: اتمیسم منطقی
✍ نویسنده: برتراند راسل
☑ موضوع: فلسفه-علم

#فارسی

🆔 @Physics3p
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مختصر مفید تابش هاوکینگ:

یکی از تئوری‌های استیون هاوکینگ بیان می کند که همه موادی که به سمت یک سیاهچاله می روند، به درون آن سقوط نمی کنند. هاوکینگ استدلال می‌کند که در بعضی موارد که یک جفت ذره درهم تنیده شده به سمت سیاهچاله می روند، فقط یکی از آن ذره ها به درون سیاهچاله سقوط می کند و ذره دیگری فرار می کند.

و در نهایت ذراتی که فرار می کنند را تابش هاوکینگ می نامیم.

هاوکینگ همچنین پیش بینی کرد که این تابش ها به صورت گرمایی هستند و دمای آن ها بستگی به اندازه سیاهچاله دارد.

📎 منبع پست:

@einstein_chimige


🆔 @Physics3p
Forwarded from اتچ بات
‍ نظریه تورم کیهانی:
(۱)


🔸 طبق نظریه تورمی کیهان در اولین یک تریلیون تریلیونیم ثانیه ، نیروی ضد گرانش مرموزی ، باعث گسترش و انبساط جهان شده است ، جهان در کسری از ثانیه با ضریب غیر قابل تصوری برابر ( ۱۰ به توان ۵۰) انبساط یافته است. دقیقاً پس از آغاز دوره‌‌ی تورم چهار نیروی اصلی طبیعت که با هم یکی بودند از هم جدا شده و هر کدام راه خود را در عالم رو به گسترش در پیش گرفتند. تورم به این نکته از بیگ بنگ پاسخ می‌دهد که: چرا جهان تخت، همگن و همسانگرد است، در حالی که بر پایهٔ بیگ بنگ و اصل کیهان‌شناختی جهان باید به شدت خمیده و ناهمگن می‌بود؟ تورم همچنین خاستگاه ساختار بزرگ‌مقیاس کیهان را توضیح می‌دهد: افت‌وخیزهای کوانتومی جهان پیش از تورم هنگامی که تا مقیاس کیهانی بزرگ شد، هستهٔ رشد ساختارهای کیهانی را پدید آورد. اگر نظریه تورمی کیهان شناسی درست باشد ، این معنا را می دهد که کیهان بسیار بزرگتر از آنچه است که تصور می شود و احتمالا به همان اندازه هم پیرتر از سن کنونی است که برای آن در نظر می گیریم ، و تنها یک بیگ بنگ را به خود ندیده است بلکه تا به حال شاهد بینهایت از بیگ بنگ ها بوده است.


🆔 @Physics3p

🔹 برای به تصویر کشیدن قدرت دوره زمانی تورمی، بادکنکی را تصور کنید که کهکشان ها بر روی سطح آن نقاشی شده اند و به سرعت در حال باد شدن ( انبساط ) است. فرض کنید کل جهان ما، مملو از ستارگان و کهکشان ها، تماما بر روی سطح این بادکنک قرار گرفته اند. آنچه از این جهان برای ما قابل مشاهده است، به اندازه یک دایره میکروسکوپی روی بادکنک است. نسبت جهان واقعی به جهان قابل مشاهده توسط ما، برابر است با نسبت سطح کل بادکنک به سطح یک دایره میکروسکوپی. این دایره کوچک بیانگر جهان مرئی است، یعنی تمام آنچه ما با تلسکوپ های خود می بینیم. به بیان دیگر ، انبساط تورمی آنقدر شدید بوده است، که فراتر از جهان مرئی ما، مناطق دست نخورده ای وجود دارند که برای همیشه فراتر از دسترس ما باقی خواهند ماند. این تورم در حقیقت آنقدر عظیم بوده است، که سطح بادکنکی اطراف ما تخت و صاف به نظر می آید. این حقیقی است از نظر تجربی به وسیله ماهواره WMAP و پلانک مشخص شده است. همانطور که زمین برای ما، بدلیل کوچک بودن ابعادمان در مقایسه با ابعاد زمین، تخت به نظر می رسد، به همین  ترتیب جهان نیز تخت به نظر می رسد، تنها با این توضیح که در مقیاس بسیار بزرگتری به شکل منحنی است.


🔸 نظریه تورمی به منظور توجیه خصوصیات قابل مشاهده کیهان مطرح شد و تا به حال نیز بسیار موفق بوده است. برای مثال می توان از بررسی ماهیت امواج پس زمینه کیهانی نام برد که کیهانشناسان آن را به علت گرمای کیهان در زمان بیگ بنگ تفسیر می کنند، این امواج با استفاده از ماهواره های کوبه، WMAP و پلانک با دقتی بی نظیر انجام شد و ستاره شناسان با توجه به اندازه گیری های بسیار دقیقی که از این پرتو ها داشتند ، دریافتند که این پرتوها با شدتی یکسان وبا دقتی باور نکردنی و در حدود ۰٫۰۰۱ درصد، از تمامی جهات به زمین می رسند. با ردیابی گذشته ی پرتوها و بازگشت در زمان ، کیهان شناسان به این نتیجه می رسند که دما و چگالی ماده در کیهان نیز می بایست با دقتی در همین حدود ، در زمان گسیل این پرتوها در حدود ۳۰۰ هزار سال بعد از بیگ بنگ یکنواخت و همگن باشد. بدون نظریه تورمی ، این یکنواختی وهمگنی تا به این اندازه زیاد که باید در نظر بگیریم ، قابل توجیه نیست. محاسبات نشان می دهد که بدون تورم کیهان زمان کافی را برای اینکه چنین همگنی و یکنواختی در آن رخ دهد ندارد. بنا بر این چیزی را که به اجبار باید در نظر بگیریم این است که کیهان بدون هیچ توضیحی از آغازش یکنواخت و همگن بوده است.

ادامه دارد...

🆔 @Physics3p
Forwarded from اتچ بات
‍ فراتر از سرعت نور‼️
(۲)

🔰 پیشرانش پیچش فضا زمان:


🔸 در « پیشرانش پیچش فضا- زمان» به جای آنکه یک سفینه فضایی را در فضا زمان به حرکت در آوریم، موج ویژه ای را در بستر خود فضا- زمان ایجاد می کنیم که همراه خود سفینه فضایی را با آنچنان سرعتی به پیش می راند که حتی می تواند آن را به سرعت های فرانوری هم برساند. این موج فضا- زمانی ویژه به گونه ای است که فضای جلوی سفینه را منقبض و فضای پشت سر آن را منبسط می کند و بدین ترتیب سفینه فضایی را به جلو هل می دهد. اصلاحا به آن ماشین وارپ ( Warp drive  ) می گویند.


🆔 @Physics3p

🔹 امکان رسیدن به سرعت های فرانوری توسط ساز و کار ماشین وارپ یا پیشرانش پیچش فضا- زمان برای نخستین بار در سال ۱۹۹۴ توسط فیزیکدانی به نام میگوئل آلکوبیر مطرح شد و برای همین هم به این پیشرانش، پیشرانش آلکوبیر هم گفته می شود. آلکوبیر با استفاده از معادلات اینشتین در نسبیت عام نشان داد که با ایجاد موج ویژه ای در ساختار فضا- زمان می توان یک سفینه فضایی را همانند یک موج سوار کیهانی ، سوار موج مزبور کرد و آن را حتی به سرعت های فرانوری رساند.


🔸 بدین ترتیب این موج سوار کیهانی عملا در حوزه ای حباب مانند از فضا- زمان موسوم به « حباب پیچشی » قرار گرفته و این حباب فضا- زمانی به واسطه انبساط فضا- زمان در پشت حباب و انقباض آن در جلوی حباب با سرعت فوق اعاده زیادی به سوی جلو رانده می شود و به همراه خود، سفینه فضایی را نیز به جلو می راند. البته در این مورد هم نسبیت خاص زیر سوال نمی رود؛ چرا که به جای آنکه سفینه را در فضا حرکت دهیم، این خود موج فضا- زمانی است که به جلو می رود و به همراه خود سفینه فضایی را نیز به جلو می راند. البته ایده ساز و کار پیشرانش آلکوبیر تا مرحله عملی شدن هنوز راه طولانی در پیش دارد.


《پایان قسمت دوم》

🆔 @Physics3p
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ نظریه تورم کیهانی

🆔 @Physics3p