مؤسسه رحمان
3.78K subscribers
1.72K photos
247 videos
67 files
1.06K links
با رشد، حمایت، اندیشه آشنا شوید:
https://t.me/RahmanInstitute/2340
🔽ارتباط با ادمین
@rahman_inst
👩🏻‍🏫ارتباط با مرکز آموزش
@Rahman_education

🔸پیج اینستاگرام
https://instagram.com/rahman.inst
Download Telegram
شهادت حضرت علی (ع) تسلیت باد
------------------
@rahmaninstitute
عید فطر بر شما مبارک 🌙
--------------
@rahmaninstitute
Forwarded from اتچ بات
‍ 🌳به بهانه 5 ژوئن #روز_جهانی_محیط_زیست 🌳
متن زیربرگرفته شده از مقاله "تخريب محيط زيست و نابرابري های محیط زیستی در ایران" نوشته دکتر صادق صالحی بابلسر و زهرا پازوکی نژاد که در کتاب #دومین_گزارش_وضعیت_اجتماعی_ایران منتشر شده، است👇🏼👇🏼👇🏼
🌱«مواد آلاینده و سمی درست مانند ارواح پلید قرون وسطی در همه جا ریشخند می زنند و کلک سوار می کنند . مردم به طور گریز ناپذیری در بین آنها گرفتار شده اند. تنفس، خانه داری، لباس پوشیدن همه چیز تحت نفوذ آنهاست. . . . نامرئی بودن آنها دلیلی بر نو بودنشان نیست. برعکس از آنجا که واقعیت آنها در قلمروی نامرئی حادث می شود آسیب ها و صدمات شان گسترش نامحدودی می یابد»
🌱علم که می توانست در شرایط پیشین زندگی، بهبودی فراهم کند و راه حلی برای مشکلات وجودی ارائه کند، امروزه مشکلاتی که با آنها مواجهه است همان مشکلاتی است که به دست خود خلق کرده است. علم مخاطره آمیز با تخریب محیط زیست موجب افزایش در معرض آلاینده ها بودن و کاهش سلامت انسان ها و چرخه زیست آن شده است. برای مثال، بروز آسم در طی دهه های اخیر به شدت افزایش یافته و از هر هشت نفر یک نفر به سرطان پستان مبتلا می شوند. اما علاوه بر رشد نگرانی ها برای گسترش آلودگی و تاثیرات منفی اش برای سلامت جسمی و محیط زندگی ، دغدغه نابرابری محیط زیستی و عدالت محیط زیستی نیز وجود دارد.
🌱جامعه شناسی محیط زیست علم بررسی تعاملات محیط طبیعی، سازمان اجتماعی و رفتار اجتماعی کنشگران است. در این چارچوب، شناخت مخاطره در فرایندهای اجتماعی اتفاق می افتد و مخاطرات به عنوان اموری تلقی می شوند که دارای ساخت اجتماعی هستند
🌱عدم توجه جامعه به مساله حفاظت از منابع طبیعی و مقابله با آلودگی های محیط زیستی، ناشی از عدم فرهنگ سازی در زمینه حفظ محیط زیست است. به نظر می رسد اگر مردم دانش زیست محیطی بالا و آگاهی کافی و رویکرد صحیح نسبت به محیط زیست داشته باشند،نسبت به تخریب آن حساسیت نشان خواهند داد.در آماده سازی سیاست های زیست محیطی، مشارکت و آگاهی نسبت به مسائل زیست محیطی بسیار مهم می باشد.
📚برای آشنایی بیشتر با این کتاب می‌توانید به لینک زیر مراجعه فرمایید:
yon.ir/esxOT
شعار امسال:
😷نمیتوانیم نفس کشیدن را متوقف کنیم ولی می‌توانیم در خصوص #کیفیت_هوای که نفس می‌کشیم اقدام کنیم.
——————————————-
@rahmaninstitute
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔹به بهانه 12 ژوئن #روز_جهانی_مبارزه_با_کار_کودکان بخش‌هایی از مقاله "وضعیت کودکان کار در ایران" نوشته دلارام علی را مرور می‌کنیم:
📍در سال 1377، انتشار گزارشی دربارة وضعیت کودکان خیابانی در ایران باعث شد که برای نخستین بار، موضوع کودکانی مطرح شود که برای کمک به خانواده مجبور بودند در خیابان‌ها کار کنند
📍در مطالعه‌ای در سال 1390، 175 مورد از محل‌های بخش عمومی و خصوصی که کودکان در آن کار می‌کرده‌اند، نام برده شده است. از این تعداد، 112 مورد (64%) در بخش رسمی و 63 مورد (36%) در بخش غیررسمی بوده است. در بیشتر این موارد (8/98%)، کودکان به شکل غيررسمی و پنهان و بدون مزايای قانونی به کار گرفته می‌شده‌اند.
📍سازمان بین‌المللی کار، در گزارشی با نام آینده‌ای بدون کار کودک، به سه گروه از علت‌های اصلی کار کودکان در دنیا اشاره کرده است:
• علل ساختاری: کاهش درآمد ملی، نابرابری بین ملیت‌ها و مناطق مختلف، شوک‌های اجتماعی مثل جنگ، بحران‌های اقتصادی کشورها، حکومت‌های نالایق، محرومیت‌های اجتماعی گروه‌های حاشیه‌ای
• علل بی‌واسطه: نداشتن پول یا غذا، افزایش قیمت کالاهای اساسی، مقروض بودن خانواده‌ها، شوک‌های خانوادگی، مرگ یا بیماری سرپرست خانوار، تقاضا برای کارگر ارزان در کارگاه‌های کوچک
• علل نهفته: از هم پاشیدن خانواده‌های گسترده و نظام‌های حمایت اجتماعی رسمی و غیررسمی، والدین بی‌سواد یا کم‌سواد، باروری بالا، انتظارات فرهنگی از کودکان برای کار و آموزش، دیدگاه‌های تبعیض‌آمیز براساس جنسیت و قومیت
📍تأثير کار کودکان بر زندگی آن‌ها را می‌توان به حداقل هفت سطح تقسیم کرد که عبارت‌اند از: 1. از بین رفتن کودکی؛ 2. نارسایی‌های آموزشی؛ 3. مشکلات سلامت (در اثر بهداشت کار، سختی کار، نامناسب بودن محیط کار)؛ 4. خشونت در محیط کار؛ 5. تبعیض‌های جنسیتی؛ 6. استثمار اقتصادی؛ و 7. در دسترس نبودن خدمات و حمایت‌های تأمین اجتماعی.
📍قانون کار ایران، همگام با مقاوله‌نامه‌های سازمان بین‌المللی کار، حداقل سن 15 را برای کار کودکان در نظر گرفته است.. اما مشکل کودکانی که در بخش غیررسمی کار می‌کنند و اشتغال آنان مشمول قانون کار نمی‌شود و وضعیت حقوقی نامشخصی دارند همچنان ادامه دارد و این کودکان از حقوق قانونی خود محروم هستند
📍نگاهی به سیاست‌ها و برنامه‌هایی که در سال‌های گذشته در کشور انجام شده، نشان می‌دهد که تاکنون فقط به یک گروه از کودکان کار (کسانی که در خیابان‌ها کار می‌کردند و بیش از دیگران دیده می‌شدند) توجه شده است. بنابراین، سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان کشور باید، قبل از هر اقدامی، تصویر کاملی از کار کودکان در بخش‌های مختلف به دست آورند تا آنچه در دستورِکار قرار می‌دهند، گروه‌های مختلف کودکان کار را در ایران پوشش دهد.
📚 این مقاله در کتاب #وضعیت_اجتماعی_کودکان_در_ایران با مدیریت طرح آقای دکتر پیام روشنفکر چاپ شده است.
✅لازم به ذکر است #مؤسسه_رحمان در حوزه کودکان تاکنون اقدام به برگزاری #اولین_همایش_کودکی_در_ایران و مجموعه نشست‌های #سبک_زندگی_کودکان کرده و سه کتاب با عناوین #درآمدی_بر_مطالعات_کودکی_در_ایران، #وضعیت_اجتماعی_کودکان_در_ایران (1385-1395) و #جستاری_در_مطالعات_کودکی را چاپ نموده است.

🌱شعار امسال: کودکان نباید کار کنند؛ مگر روی #رویاهایشان
—————————————————
@rahmaninstitute
Forwarded from اتچ بات
‍ 🌱 موسسه رحمان در نشست‌های اخیر با موضوع #راه_و_بیراهه_آموزش_و_پرورش، به بررسی مسائل اجتماعی و آموزش و پرورش رسمی پرداخته است. در این بین، به‌نظر می‌رسد میان انتظاراتِ موجود از نظام آموزش و پرورش و کارکردها و مسئولیت‌های آن، شکاف وجود دارد.
در سال‌های اخیر نیز نقدهای بسیاری از سوی اهالی اقتصاد، فرهنگ، جامعه‌شناسی، دین و آموزش و پرورش به نظام آموزش و پرورش وارد شده است. در این نقدها صحبت از ناکارآمدی و یا کژکارکردی‌های این نظام در ارتباط با مسائل مختلف اجتماعی مطرح شده است. درست است که آموزش بر تمام ساحت های زندگی بشری اثرگذار است اما
📍چقدر می‌توان از نظام رسمی آموزش و پرورش انتظار و توقع داشت؟
📍 آیا تمام مسئولیت آموزش افراد جامعه، بر عهده آموزش و پرورش است؟
📍با توجه به اهداف و کارکردهای تعریف شده برای نظام رسمی آموزش و پرورش چقدر می‌توان برای آموزش افراد جامعه در ساحت‌های مختلف، از آن توقع داشت؟
تلاش برای پاسخگویی به این سوالات و بسیاری سوالات دیگر از این دست، تا حدی می‌تواند نظام آموزش و پرورش را از زیر بار نقدها و انتظارات احیاناً غیر منطقی خارج کند و مجالی را برای ایجاد آگاهی از اهداف و کارکردهای آن فراهم آورد.
🔹در نشست پیش‌رو با عنوان "آموزش و پرورش؛ آنچه هست؛ آنچه نیست" به بازخوانی اهداف و کارکردهای آموزش و پرورش رسمی خواهیم پرداخت.
🎙سخنرانان: دکتر شهین ایروانی- دکتر مصطفی قادری
⏰ دوشنبه 3 تیرماه ساعت: 17-19
🏢 میدن توحید، خیابان نصرت غربی، پلاک 56، طبقه دوم
————————————————-
@rahmaninstitute
مؤسسه رحمان pinned «‍ 🌱 موسسه رحمان در نشست‌های اخیر با موضوع #راه_و_بیراهه_آموزش_و_پرورش، به بررسی مسائل اجتماعی و آموزش و پرورش رسمی پرداخته است. در این بین، به‌نظر می‌رسد میان انتظاراتِ موجود از نظام آموزش و پرورش و کارکردها و مسئولیت‌های آن، شکاف وجود دارد. در سال‌های اخیر…»
#معرفی_سخنران
خانم دکتر شهین ایروانی، دانش‌آموخته رشته فلسفه تعلیم و تربیت با گرایش تعلیم و تربیت اسلامی در دانشگاه تهران، دارای تالیفات و مقالاتی در زمینه "تعلیم و تربیت" هستند. ایشان در حال حاضر به عنوان دانشیار گروه مبانی فلسفی و اجتماعی آموزش وپرورش دانشگاه تهران مشغول به تدریس می باشند.
در اینجا یکی از مقالات ایشان که با موضوع نشست هفته آینده مؤسسه رحمان؛ ( #مدرسه_آنچه_هست_انچه_نیست ) مرتبط می‌باشد را با شما به اشتراک می گذاریم:
📄 مدرسه در رنج تمرکز، نشریه رشد معلم، دوره 35، شماره 5 (1395)
چکیده: تمرکز از ویژگی‌های نظام آموزشی ایران است. تقریبا تمامی تصمیمات در ادارات ستادی وزارتخانه اتخاذ می‌شود و کلیه‌ی برنامه‌ها و فعالیت‌ها به صورت یکسان برای تمامی مناطق و سپس مدارس در اقصا نقاط کشور، برای اجرا، ابلاغ می‌شود. در نظام توزیع قدرت و اختیار، مدرسه، که در قاعده‌ی هرم قدرت قرار دارد، همواره به تحمل بار سنگین «بایدها و نبایدهای تعیین شده» از سطوح مختلف سازمان‌های ستادی مجبور است.
مدرسه که مهم‌ترین مأموریتش اصلاح فرد و اصلاح جامعه به واسطه‌ی اصلاح افراد است، به جای انجام مأموریت آگاهی بخشی و تمرین رفتار متعادل در دانش‌آموزان، در راستای مقابله با مؤلفه‌های آسیب‌زای فرهنگ تاریخی‌مان، عملا به بازآموزی و بازتولید همان فرهنگ می‌پردازد و به این ترتیب، در انجام مأموریت خود موفق نخواهد بود.

لینک دریافت اصل مقاله: https://www.roshdmag.ir/Roshdmag_content/media/article/10.13%20from%20(95-96)%20MATN%20MOALLEM%205-4_0.pdf
#معرفی_سخنران
🌱🌱 دکتر مصطفی قادری، دکتری تخصصی مطالعات برنامه درسی تربیت معلم تهران (خوارزمی کنونی) دارای تالیفات و ترجمه در زمینه تعلیم و تربیت و برنامه درسی هستند. دکتر قادری دانشیار دانشکده مدیریت و برنامه ریزی درسی دانشگاه علامه طباطبایی می‌باشند.
📄 در اینجا یکی از مقالات ایشان را با شما به اشتراک می گذاریم و با دیگر سخنران این نشست مؤسسه رحمان (#مدرسه_آنچه_هست_آنچه_نیست ) آشنا می‌شویم:
"طبیعت انسان در حال شدن است و ما هرگز نباید نوعی از شدن را برای تعلیم و تریت درهمۀ زمان‌ها و مکان‌ها توصیه‌کنیم،ولی در عین حال می‌توانین به غایت‌های صلح،همزیستی مسالمت‌آمیز،حافظت از محیط زیست و حفظ گونه‌های گیاهی و جانوری در قالب برنامه‌های درسی فرانسلی فکر کنیم و در برنامه‌های درسی چه در هنگام انتخاب محتوا و چه هنگام یاددهی-یادگیری از آنها به عنوان شاخص‌های اخلاقی استفاده کنیم."
مصطفی قادری

http://jontoe.alzahra.ac.ir/article_203.html
🌱 همراهان عزیز
درصورتی که امکان حضور در نشست امروز را ندارید؛ می‌توانید از طریق پخش زنده اینستاگرام (live) با ما همراه باشید.
@rahman.inst
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ ‍ ششمین نشست از مجموعه نشست‌های "راه و بیراهه آموزش‌وپرورش در ایران" ۳ تیر ۱۳۹۸ در موسسه رحمان برگزار شد. در این نشست که #مدرسه_آنچه_هست_آنچه_نیست نام داشت، خانم دکتر شهین ایروانی و آقای دکتر مصطفی قادری به ارائه دیدگاه‌های خویش پرداختند و سپس مانند همیشه، بحث و گفت‌وگو میان حاضران و اساتید درگرفت.
چکیده‌ای از مهم‌ترین مطالب را در ادامه می‌خوانید:
🎙مصطفی قادری:
📍 در عصر کشاورزی، به جای تسخیر مغزها، نیروی کار تسخیر شد. در عصر مدرنیسم هم استثمار بدن، جای خود را به استثمار ذهن داد؛ و بهترین جا برای انضباط بخشیدن به ذهن، مدرسه بود. برخی مدرسه را بنگاه اقتصادی به حساب می‌آورند. به‌ویژه هم‌اکنون این ذهنیت غالب است که بچه ما به مدرسه می‌رود تا در آینده بتواند شغلی دست‌وپا کند. اما مدرسه نهاد اقتصادی نیست. جای جولان دادن اندیشه‌های احزاب سیاسی نیست. نهاد مذهبی نیست. مدرسه یک نهاد اجتماعی- فرهنگی است، اما جای القا کردن یکسری افکار سیاسی، اقتصادی و دینی به کودکان نیست. همه متخصصان حوزه آموزش و پرورش، تاکید بر «خود» (Self) دارند. کودک در آغاز راه که وارد مدرسه می‌شود و حتی از مهد کودک، «خود»ش دستکاری می‌شود. مدرسه در همه کشورها محلی شده برای انتقال باورهای خودمان به نسل جدید که باعث مرگ Self می‌شود و حتی عقلانیت را از میان می‌برد؛ چون نیازهای کاذبی را القا و آزادی را نابود می‌کند.
📍جان دیویی می‌گفت مدرسه یک جامعه کوچک است. پیش از اینکه جامعه مدرن شکل بگیرد، همه جهان، مدرسه بود. بچه با مشاهده هر چیزی در محیط پیرامونش، آنچه را که نیاز داشت، می‌آموخت. اما مدرسه مدرن که در راستای تجارت و صنعت تعریف شد، چیزهایی به بچه یاد می‌دهد که نیازهای واقعی او نیست. ایوان ایلیچ هم وقتی از مدرسه‌زدایی حرف می‌زند، نمی‌خواهد کلا در مدرسه را ببندد، بلکه می‌گوید مدرسه، جای بزرگ‌تری است و ما امکان یادگیری را که در جهان است، به فضای مدرسه محدود کرده‌ایم که قطعا هژمونی در آن وجود دارد. مدرسه، خودِ جهانِ زندگی و اصلا خودِ زندگی‌ست. ریشه همه مشکلاتی را که در جامعه هست، می‌توان در مدرسه پیدا کرد.
📍اما مدرسه ایرانی چیست و کجاست؟ دیوارهای مدرسه ایرانی، مرزهای کشور ماست. اما برنامه درسی کل کشور در تهران نوشته می‌شود. حال‌آنکه حتی معماری مدارس هم باید متناسب با نیازها و شرایط جغرافیایی‌شان طراحی شود، چه رسد به برنامه و محتوای درسی. و در گذشته اتفاقا همین‌گونه بوده است.
📍مدرسه خوب و آرمانی را نمی‌شود تعریف کرد، چون بستگی به زمان و مکان دارد. چون دانش بومی، دانشِ زندگی است. برنامه درسی، خودِ کودک است. و این یعنی برنامه درسی باید غیرمتمرکز باشد. در بازسازی مدرسه از ۳ گروه می‌توان کمک گرفت: پدر و مادرها، آموزگاران و متخصصان تعلیم و تربیت. ما به الگوهای گوناگون مدرسه‌داری نیاز داریم. الان مدارس خاص و غیرانتفاعی شبیه به همدیگراند که درواقع فریب خانواده‌هاست؛ چون هریک خاص بودن خود را تبلیغ می‌کنند. تفاوت خاصی میان‌شان نیست؛ مگر اینکه معلم‌شان متفاوت باشد. اکنون تغییر ساختار آموزش‌و‌پرورش ایران دشوار است، چون هنوز تفکر مدیران، مدرسه مدرن است. داستان مدیر مدرسه جلال آل احمد را پیشنهاد می‌دهم بخوانید؛ خواهید دید که مسائل مان از ۷۰ سال پیش تاکنون تغییری نکرده است.
🔴 ادامه گزارش در پست بعدی
___
@rahmaninstitute
❤1
Forwarded from اتچ بات
‍ 📎 ادامه گزارش نشست #مدرسه_آنچه_هست_آنچه_نیست
🎙شهین ایروانی
📍نظام آموزشی، آموزش‌وپرورش و مدرسه با همدیگر فرق دارند؛ اما در ایران خیلی اوقات این ۳ به جای یکدیگر به کار می‌روند که ما را دچار اشتباهاتی می‌کند. همه نقدها را نمی‌شود گردن مدرسه انداخت. نمی‌شود انکار کرد که مدرسه بسیاری از وظایفش را به خوبی انجام نمی‌دهد. میان «توان انجام دادن» و «گستردگی وظایف»، ارتباط و تناسبی هست، اما به مدرسه که می‌رسیم، انگار وظایف حد ندارد؛ وظایف سنتیِ دین‌محور، وظایف مدرنِ کودک و علم‌محور، رفع عقب‌ماندگی، مدرن‌سازی، اطاعت از نهاد سیاست، دین و خانواده، همگی بر دوش مدرسه است و دارد آن را خفه می‌کند. حال‌آنکه مدرسه تنها یکی از نهادهای آموزش است. مهم‌ترین نهاد آموزشی خانواده است که الان بارِ مدرسه است، درحالی‌که قبلا مدرسه یار خانواده بود. مدرسه طبق قانون وقتی با دانش‌آموزِ مشکل‌دار روبرو می‌شود، باید چند کار انجام دهد: شناسایی، اقدام، تلاش برای حل آن و گزارش به اداره. گذشته از این که اصولا چنین کاری از مدرسه برنمی‌آید، مدرسه‌ای اگر مشکلات زیادی را گزارش دهد، خودش زیر سوال می‌رود که چرا انقدر دانش‌آموز مسئله‌دار داری؟ معلوم است وظایفت را خوب انجام نداده‌ای. بنابراین مدرسه مشکلات بچه ها را بازتاب نمی‌دهد. اداره آموزش‌وپرورش پول نمی‌دهد، اما اطاعت کامل می‌خواهد چون اقتدار قانونی دارد. میان مدرسه و خانواده هم فاصله می‌اندازد. پس از انقلاب برنامه‌های پرورشیِ بسیاری که عموما هم مذهبی-سیاسی بودند، به مدارس ابلاغ شدند. پرورش قابل برنامه‌ریزیِ روزانه است؟
📍این مسائل، به مدرسه ما برمی‌گردد یا به مدرسه مدرن؟ مدرسه مدرن برخاسته از نظریه تربیتی مدرن است. تقریبا از سده ۱۸ مدرسه را وارد حوزه صنعت کردند و مفهوم آموزش‌وپرورش به سمت آموزش مهارت و تربیتِ نیروی کار رفت. از اواخر سده ۱۸ و به‌ویژه پس از دورکیم وقتی متوجه شدند مدرسه چه کارکردهای گسترده‌ای می‌تواند داشته باشد، تکالیفی برای آن وضع کردند. اقتصاددانان نیز وقتی فهمیدند مدرسه می‌تواند در توسعه نقش ایفا کند، وظایفی به آن بار کردند. و درواقع پیامد را به وظیفه تبدیل کردند. مدرسه مدرن با گفتمانِ رهایی ایران از عقب‌ماندگی، توسط رضاخان وارد کشور شد. پهلوی دوم هم با اصل ۴ ترومن آن را دنبال کرد. پس از انقلاب وظایف مدرسه مدرن ادامه داشت و کم‌کم ورود به دانشگاه بسیار پررنگ شد. تعداد معلمی که دانش‌آموز در هفته با آن‌ها روبرو می‌شد، افزایش یافت و از آن سو، افزایش تعداد دانش‌آموز برای معلم، و این، ارتباط و دلسپاری میان آموزگار و شاگرد را که بسیار مهم است، پایین می‌آورد. مورد دیگر، حضور آموزش علوم با حجم بالا در مدارس بود که آن را به نهاد آموزشی تقلیل داد و رویکرد تربیتی را از میان برد. آموزش علوم و حتی زبان در مدرسه رشدیه آغاز شد که معیارش دارالفنون بود و الگویش غرب. باید به همه این موارد، نگاه تاریخی داشت و بدیهیات را زیر سوال برد.
📍در اصلاح مدرسه، فلاسفه نقش الهام‌بخشی، دولت‌ها و سیاست‌گذاران، نقش جهت‌دهی و مربیان نقش عمده را دارند. مشکل فقط محدود به ما نیست، اما لازم است پیش‌فرض‌های‌مان را به چالش بکشیم درباره این‌که ماهیت مدرسه چیست.
_____________
@rahmaninstitute