آیا نظام سیاسی میتواند ما را از بحران عبور دهد؟
سخنرانی محسن رنانی در دانشگاه علامه طباطبایی
آیا نظام سیاسی میتواند ما را از بحران عبور دهد؟
محسن رنانی // دانشگاه علامه طباطبایی // ۱۳ مهر ۱۳۹۵
.
محسن رنانی // دانشگاه علامه طباطبایی // ۱۳ مهر ۱۳۹۵
.
رنانی - من مسلمان لیبرال هستم.pdf
4.5 MB
من یک مسلمان لیبرال هستم که دغدغه اصلیام «غنیسازی» در یک «جامعه بیکودکی» است.
- - - - - -
مصاحبه رنانی // ماهنامه «برای فردا»
- - - - - -
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
.
- - - - - -
مصاحبه رنانی // ماهنامه «برای فردا»
- - - - - -
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
.
Forwarded from نگاه آزاد(یادداشتهای محسن سلگی)
تبریک به محسن رنانی
محسن سلگی
مصاحبهی محسن رنانی با عنوان «من مسلمان لیبرال هستم» در ماهنامه «برای فردا» پارهای نکات را به ذهنام متبادر کرد که ذیلاً از نظر میگذرد.
سنگ قبر جان لاک(پدر لیبرالیسم)پر ازاعتقاد به خدا و مسیح است. همچنانکه مسیحی لیبرال میتوان بود، مسلمان لیبرال هم میتوان بود. مسلمان سکولار هم میتوان بود، اما اسلام در تمامیت خود با لیبرالیسم در تمامیت خود آشتیناپذیر است؛ ایضاً در نسبت اسلام و سکولاریسم نیز این ناسازگاری وجود دارد.
میتوان مسلمان سکولار بود. سکولاریسم دو نوع است: سیاسی و فلسفی. افزون بر اینها، سکولاریسم و حتی لائیسم ریشهی مذهبی دارد. دو گروه در کلیسا بودند که گروهی کلرک نامیده شدند و گروهی لائیک. لائیکها صرفاً عهدهدار وظایف ساده غسل تعمید بودند و برخلاف کلرکها مناصب مهمی نداشتند.
ریشههای سکولاریسم در غرب را باید در خود دین مسیحیت جُست. در انجیل یوحنا(باب 18،آیه 36) حضرت مسیح میگوید قلمرو من به این جهان تعلق ندارد و در انجیل متی (باب 16،آیه 18 و 19) نیز حضرت مسیح ، کلید قلمرو آسمانها را به پتروس میدهد.
در دنیای اسلام، سکولاریسم سرشت و سرگذشت متفاوتی دارد که برای مطالعه در این خصوص، خوانندگان را به «سکولاریسم سیاسی و سکولاریسم فلسفی» نوشتهی دکتر عبدالکریم سروش ارجاع میدهم.
حال باید در خصوص اسطوره، بورژوازی و سوسیالیسم در نسبت با صداقت از نگاه رولان بارت بنویسم تا بگویم که صداقت رنانی در اینجا تا کجا ارزشمند است.
بارت، اسطوره را مقولهای میداند که میخواهد آنچه را طبیعی نیست، طبیعی وانمود کند. او جایی دیگر میگوید که بورژوازی برخلاف سوسیالیسم، اسطوره است، چون اعتراف نمیکند که بورژواست. شخص بورژوا، نام بورژوا را برای خود بکار نمیبرد. از اینرو، گرفتار اسطوره و دروغ است. حال، رنانی به تفطن و صادقانه، برخلاف قاطبهی لیبرالهای وطنی گفته که لیبرال است.
رنانی آیا حاضر است بورژوابودن یا دستکم خردهبورژوابودن خود را بپذیرید؟ از زندگی رنانی چیزی نمیدانم، اما نسبتی تاریخی میان بورژوازی و لیبرالیسم وجود دارد. لیبرالها در آغاز بورژواهایی بودند که با اشراف یا فئودالها درگیر شدند.
بسیاری اوقات، بورژواهای ضدلیبرال دیدهایم؛ افراد ضدلیبرالی که از حیث عملی، اوج تبرج، برجنشینی، برج عاجنشینی و برجبورژوازی هستند! از آنسو، با لیبرالهای سادهزیست و بسیارپاک مواجه میشویم؛ لیبرالهایی که مثال اعلای آن مرحوم مهدی بازرگان است.
بههر روی، این صداقت که رنانی نشان داده، درخور تحسین است و توانسته تاحدی از اسطوره بگریزد. به او تبریک میگویم.
پینوشت:
-لائیك و لائیسیته از لایكوس Laikos یونانی است كه این نیز ریشه در لائوس laos یونانی دارد. هومر، لائوس را به «سربازان عادی» در برابر سران و فرماندهان ارتش اطلاق میکند. با تأسیس دولتشهر (پولیس Polis) لائوس معنای «مردم»، «افراد شهر» یا «شهروندان» گرفت.
-سکولاریزاسیون یا گيتيايیشدن در انديشه کارل بارث به منزلهی شاخص رابطهی روزافزون ميان دين و فرهنگ است؛ يعنی فرآيند «تاريخیشدن» و «اينجهانیشدن» دينداری. از اینرو، سکولارشدن دین هم یک مبحث جدی است.
محسن سلگی
مصاحبهی محسن رنانی با عنوان «من مسلمان لیبرال هستم» در ماهنامه «برای فردا» پارهای نکات را به ذهنام متبادر کرد که ذیلاً از نظر میگذرد.
سنگ قبر جان لاک(پدر لیبرالیسم)پر ازاعتقاد به خدا و مسیح است. همچنانکه مسیحی لیبرال میتوان بود، مسلمان لیبرال هم میتوان بود. مسلمان سکولار هم میتوان بود، اما اسلام در تمامیت خود با لیبرالیسم در تمامیت خود آشتیناپذیر است؛ ایضاً در نسبت اسلام و سکولاریسم نیز این ناسازگاری وجود دارد.
میتوان مسلمان سکولار بود. سکولاریسم دو نوع است: سیاسی و فلسفی. افزون بر اینها، سکولاریسم و حتی لائیسم ریشهی مذهبی دارد. دو گروه در کلیسا بودند که گروهی کلرک نامیده شدند و گروهی لائیک. لائیکها صرفاً عهدهدار وظایف ساده غسل تعمید بودند و برخلاف کلرکها مناصب مهمی نداشتند.
ریشههای سکولاریسم در غرب را باید در خود دین مسیحیت جُست. در انجیل یوحنا(باب 18،آیه 36) حضرت مسیح میگوید قلمرو من به این جهان تعلق ندارد و در انجیل متی (باب 16،آیه 18 و 19) نیز حضرت مسیح ، کلید قلمرو آسمانها را به پتروس میدهد.
در دنیای اسلام، سکولاریسم سرشت و سرگذشت متفاوتی دارد که برای مطالعه در این خصوص، خوانندگان را به «سکولاریسم سیاسی و سکولاریسم فلسفی» نوشتهی دکتر عبدالکریم سروش ارجاع میدهم.
حال باید در خصوص اسطوره، بورژوازی و سوسیالیسم در نسبت با صداقت از نگاه رولان بارت بنویسم تا بگویم که صداقت رنانی در اینجا تا کجا ارزشمند است.
بارت، اسطوره را مقولهای میداند که میخواهد آنچه را طبیعی نیست، طبیعی وانمود کند. او جایی دیگر میگوید که بورژوازی برخلاف سوسیالیسم، اسطوره است، چون اعتراف نمیکند که بورژواست. شخص بورژوا، نام بورژوا را برای خود بکار نمیبرد. از اینرو، گرفتار اسطوره و دروغ است. حال، رنانی به تفطن و صادقانه، برخلاف قاطبهی لیبرالهای وطنی گفته که لیبرال است.
رنانی آیا حاضر است بورژوابودن یا دستکم خردهبورژوابودن خود را بپذیرید؟ از زندگی رنانی چیزی نمیدانم، اما نسبتی تاریخی میان بورژوازی و لیبرالیسم وجود دارد. لیبرالها در آغاز بورژواهایی بودند که با اشراف یا فئودالها درگیر شدند.
بسیاری اوقات، بورژواهای ضدلیبرال دیدهایم؛ افراد ضدلیبرالی که از حیث عملی، اوج تبرج، برجنشینی، برج عاجنشینی و برجبورژوازی هستند! از آنسو، با لیبرالهای سادهزیست و بسیارپاک مواجه میشویم؛ لیبرالهایی که مثال اعلای آن مرحوم مهدی بازرگان است.
بههر روی، این صداقت که رنانی نشان داده، درخور تحسین است و توانسته تاحدی از اسطوره بگریزد. به او تبریک میگویم.
پینوشت:
-لائیك و لائیسیته از لایكوس Laikos یونانی است كه این نیز ریشه در لائوس laos یونانی دارد. هومر، لائوس را به «سربازان عادی» در برابر سران و فرماندهان ارتش اطلاق میکند. با تأسیس دولتشهر (پولیس Polis) لائوس معنای «مردم»، «افراد شهر» یا «شهروندان» گرفت.
-سکولاریزاسیون یا گيتيايیشدن در انديشه کارل بارث به منزلهی شاخص رابطهی روزافزون ميان دين و فرهنگ است؛ يعنی فرآيند «تاريخیشدن» و «اينجهانیشدن» دينداری. از اینرو، سکولارشدن دین هم یک مبحث جدی است.
شعر زندگی - محسن رنانی.pdf
229.6 KB
زندگی را یاد گیریم از درخت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سرودهای از محسن رنانی
برگرفته از مجموعه شعر «آواز پر سیاووش» :
https://telegram.me/MohsenRenani/17
.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سرودهای از محسن رنانی
برگرفته از مجموعه شعر «آواز پر سیاووش» :
https://telegram.me/MohsenRenani/17
.
رنانی - همایش نکوداشت اصفهان.pdf
196 KB
پیام محسن رنانی به هفتمین همایش نکوداشت اصفهان // اتاق بازرگانی اصفهان // دوم آذر ۱۳۹۵
(این همایش، در روز برگزاری، نخست لغو شد و سپس مشروط بر عدم قرائت هرگونه بیانیه یا پیام، اجازه برگزاری یافت)
.
(این همایش، در روز برگزاری، نخست لغو شد و سپس مشروط بر عدم قرائت هرگونه بیانیه یا پیام، اجازه برگزاری یافت)
.
پیام_رنانی_به_همایش_نکوداشت_اصفهان.docx
30.8 KB
نسخه word پیام رنانی به همایش نکوداشت اصفهان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای دوستان رسانهها، که درخواست فایل word این پیام را داشتند.
.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای دوستان رسانهها، که درخواست فایل word این پیام را داشتند.
.
.
خطای بزرگ سیاستی
(یادداشت محسن رنانی در نقد ادغام بیمهها در وزارت بهداشت)
روزنامه شرق ۳ آذر ۱۳۹۵
https://telegram.me/MohsenRenani/19
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پیوند به صفحه متنی یادداشت رنانی در روزنامه شرق:
http://www.sharghdaily.ir/News/108510/%D8%AE%D8%B7%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C-
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کمک برای رسیدن به ساحل سعادت
(پاسخ قائم مقام وزیر محترم بهداشت به یادداشت رنانی):
http://www.sharghdaily.ir/News/108686/کمک-برای-رسیدن-به-ساحل-سعادت
______________________________________
.
خطای بزرگ سیاستی
(یادداشت محسن رنانی در نقد ادغام بیمهها در وزارت بهداشت)
روزنامه شرق ۳ آذر ۱۳۹۵
https://telegram.me/MohsenRenani/19
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پیوند به صفحه متنی یادداشت رنانی در روزنامه شرق:
http://www.sharghdaily.ir/News/108510/%D8%AE%D8%B7%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C-
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کمک برای رسیدن به ساحل سعادت
(پاسخ قائم مقام وزیر محترم بهداشت به یادداشت رنانی):
http://www.sharghdaily.ir/News/108686/کمک-برای-رسیدن-به-ساحل-سعادت
______________________________________
.
رنانی - نان ایرانی، توسعه ایرانی.pdf
791.5 KB
«نان ایرانی، توسعه ایرانی»
مقاله رنانی که مجله کرگدن به سلیقه خود عنوان آن را به «گندم نما و جوفروش» تغییر داده و جایی که «نان برتر» با «حجاب برتر» مقایسه شده است را نیز حذف کرده است.
آبان ۱۳۹۵
.
مقاله رنانی که مجله کرگدن به سلیقه خود عنوان آن را به «گندم نما و جوفروش» تغییر داده و جایی که «نان برتر» با «حجاب برتر» مقایسه شده است را نیز حذف کرده است.
آبان ۱۳۹۵
.
داستان عاشقی نرگس.pdf
496.7 KB
داستان عاشقی نرگس
نامه رنانی به نرگس پس از اعلام رای دادگاه رایاگادا
(از آن جا که نرگس این نامه را در کانال خود گذاشته، این جا نیز منتشر می کنیم)
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
.
نامه رنانی به نرگس پس از اعلام رای دادگاه رایاگادا
(از آن جا که نرگس این نامه را در کانال خود گذاشته، این جا نیز منتشر می کنیم)
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
.
سخرانی در جمع مدیران آموزش و پرورش استان اصفهان
رنانی-کارخانه تولید بذر توسعه
آموزش و پرورش، کارخانه تولید بذر توسعه
(سخنرانی محسن رنانی در جمع مدیران ادارات آموزش و پرورش استان اصفهان)
۲۷ تیرماه ۱۳۹۵
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
.
(سخنرانی محسن رنانی در جمع مدیران ادارات آموزش و پرورش استان اصفهان)
۲۷ تیرماه ۱۳۹۵
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
.
نرگس_ایرانیان_در_آستانه_زندان_هندیان.pdf
591.7 KB
نرگس ایرانیان در آستانهی زندان هندیان
(فراخوان رنانی برای موج دوم حمایت از نرگس)
.
(فراخوان رنانی برای موج دوم حمایت از نرگس)
.
.
نرگس ایرانیان در آستانهی زندان هندیان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(فراخوان رنانی برای موج دوم حمایت از نرگس)
چهل روز پیش که «آخرین نرگسنامه» را نوشتم امیدوار بودم که نرگس در همان دادگاه بدوی تبرئه شود و نیازی به اقدام دیگری نباشد. متاسفانه جهان سومی بودن، ایران و هند و سریلانکا، و قوه مجریه و قضاییه نمیشناسد. در اینگونه کشورها فساد همه جا نفوذ میکند و منافع گروههای ذینفع همه جا عدالت را به محاق میبرد. با یک حساب سرانگشتی، فرض کنیم دادگاه رایاگادا درست تشخیص داده و نرگس هنگام بردن بچه ها به گردش، در نگهداری از آن کودک قصور کرده است و بنابراین اتهام او وارد است. اما این پرسش جدی در برابر دادگاه وجود دارد: دادگاه از جنبه خصوصی جرم، یعنی شکایت خانواده کودک، نرگس را به پرداخت سیصد هزار روپیه محکوم کرده است، اما معنی این که از جنبه عمومی جرم نیز او را به یک سال زندان محکوم کرده است چیست؟ جنبه عمومی جرم مگر به پیامدهای آن جرم برای جامعه باز نمی گردد؟ آیا این حادثهی ناخواسته موجب بر هم خوردن نظم عمومی یا مخدوش شدن امنیت عمومی شده است که نرگس باید برای آن به زندان برود؟ و آیا نباید این نکته که این دختر شش سال تمام با دست خالی حدود ششصد کودک یتیم و نابینای ایالت اودیسا را تیمار کرده است و برایشان آموزش رایگان ایجاد کرده است، به عنوان عامل مخففه در نظر گرفته می شد؟ این کمترین انتظار از دادگاه بود که دستکم جنبه عمومی جرم را میبخشید. این نشان می دهد که مساله، اجرای عدالت نیست، مساله حذف نرگس است. یعنی می خواهند کاری کنند که نرگس یا به زندان برود یا شرایطی پیش بیاورند که این دختر آنچنان آزرده و فرسوده شود که کلا دل از بچه هایش بَرکند و از آن منطقه و حتی از هند برود. آخر نرگس در آنجا برخی فسادهای موسسات به ظاهر خیریه را که کمکهای جهانی هم می گیرند آشکار کرده است و این بر آنها گران آمده است.
نمی دانم چه حکمتی بوده است که نرگس در سریلانکا عاشق کودکی تنها و سرگردان می شود به نام «پریشان» و برای مدتی سرپرستی او را بر عهده می گیرد وبعد بنیاد خیریه «پریشان» را در پریشانترین منطقه هند بنیاد می نهد و سالها برای برپا نگاه داشتن «پریشان»، با همه پریشانیهای زندگی سر میکند تا این که با این حادثه به پریشان ترین نقطه زندگی خویش میرسد. یکی دوبار که به نرگس پیام دادهام که انشاء الله وقتی تبرئه شد به ایران بیاید و برای پریشان خاطران همین کشور کار کند، خودم پریشان شدهام که مبادا این دختر معصوم را به پریشانی تازه ای گرفتار کنم. بگذریم
در هر صورت اکنون نرگس در یک قدمی زندان است. سه هفته دیگر ممکن است خیلی راحت، دادگاه، درخواست تجدید نظر نرگس را رد کند و او را مستقیماً از دادگاه به زندان بفرستد. آن هم در منطقه ای که درصد بالایی از مردم گرفتار بیماری ایدز هستند و در زندانهایی که هیچ نظارتی بر آنها نیست و هر ستمی بر زندانیان بویژه زنان زندانی می رود. نرگس در رایاگادا خودش بارها برای زنان زندانی غذا برده است و ستمهای رفته در زندان بر آن زنان را از زبان خودشان شنیده است. نرگس میگوید من از زندان ترسی ندارم؛ در زندان هم میتوانم به زندانیان آموزش بدهم، اما زندانهای رایاگادا، فاجعهبارند بویژه برای زنان.
در فراخوان پیشین همراهی گسترده شما هموطنان باعث شد که توجهها به مساله نرگس جلب شود. در آن زمان نرگس پاسپورت ایرانی نداشت و حتی سفارت ایران در هند خبر نداشت که این دختر شش سال است در هند دارد ششصد کودک را تیمار می کند. اکنون نرگس پاسپورت ایرانی دارد، با وزیر خارجه ایران دیدار کرده است و به عنوان بانوی نیکوکار ایرانی شهرت جهانی یافته است. اما با وجود همه اینها ما نتوانستیم بر رای دادگاه محلی هند تاثیری بگذاریم. اکنون باید یک گام بلندتر برداریم. نباید بگذاریم دادگاه تجدید نظر نیز تحت فشار گروههای محلی به زندانی شدن او رای بدهد. باید توجه مقامات سیاسی هند را به این پرونده جلب کنیم و با فشار افکار عمومی، آنان را مجبور کنیم وارد موضوع شوند.
در همین راستا من دو درخواست دارم:
(ادامه مطلب را در پست بعدی دنبال کنید)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنین متن کامل نوشته را میتوانید در فایل زیر بخوانید:
https://telegram.me/Renani_Mohsen/141
.
نرگس ایرانیان در آستانهی زندان هندیان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(فراخوان رنانی برای موج دوم حمایت از نرگس)
چهل روز پیش که «آخرین نرگسنامه» را نوشتم امیدوار بودم که نرگس در همان دادگاه بدوی تبرئه شود و نیازی به اقدام دیگری نباشد. متاسفانه جهان سومی بودن، ایران و هند و سریلانکا، و قوه مجریه و قضاییه نمیشناسد. در اینگونه کشورها فساد همه جا نفوذ میکند و منافع گروههای ذینفع همه جا عدالت را به محاق میبرد. با یک حساب سرانگشتی، فرض کنیم دادگاه رایاگادا درست تشخیص داده و نرگس هنگام بردن بچه ها به گردش، در نگهداری از آن کودک قصور کرده است و بنابراین اتهام او وارد است. اما این پرسش جدی در برابر دادگاه وجود دارد: دادگاه از جنبه خصوصی جرم، یعنی شکایت خانواده کودک، نرگس را به پرداخت سیصد هزار روپیه محکوم کرده است، اما معنی این که از جنبه عمومی جرم نیز او را به یک سال زندان محکوم کرده است چیست؟ جنبه عمومی جرم مگر به پیامدهای آن جرم برای جامعه باز نمی گردد؟ آیا این حادثهی ناخواسته موجب بر هم خوردن نظم عمومی یا مخدوش شدن امنیت عمومی شده است که نرگس باید برای آن به زندان برود؟ و آیا نباید این نکته که این دختر شش سال تمام با دست خالی حدود ششصد کودک یتیم و نابینای ایالت اودیسا را تیمار کرده است و برایشان آموزش رایگان ایجاد کرده است، به عنوان عامل مخففه در نظر گرفته می شد؟ این کمترین انتظار از دادگاه بود که دستکم جنبه عمومی جرم را میبخشید. این نشان می دهد که مساله، اجرای عدالت نیست، مساله حذف نرگس است. یعنی می خواهند کاری کنند که نرگس یا به زندان برود یا شرایطی پیش بیاورند که این دختر آنچنان آزرده و فرسوده شود که کلا دل از بچه هایش بَرکند و از آن منطقه و حتی از هند برود. آخر نرگس در آنجا برخی فسادهای موسسات به ظاهر خیریه را که کمکهای جهانی هم می گیرند آشکار کرده است و این بر آنها گران آمده است.
نمی دانم چه حکمتی بوده است که نرگس در سریلانکا عاشق کودکی تنها و سرگردان می شود به نام «پریشان» و برای مدتی سرپرستی او را بر عهده می گیرد وبعد بنیاد خیریه «پریشان» را در پریشانترین منطقه هند بنیاد می نهد و سالها برای برپا نگاه داشتن «پریشان»، با همه پریشانیهای زندگی سر میکند تا این که با این حادثه به پریشان ترین نقطه زندگی خویش میرسد. یکی دوبار که به نرگس پیام دادهام که انشاء الله وقتی تبرئه شد به ایران بیاید و برای پریشان خاطران همین کشور کار کند، خودم پریشان شدهام که مبادا این دختر معصوم را به پریشانی تازه ای گرفتار کنم. بگذریم
در هر صورت اکنون نرگس در یک قدمی زندان است. سه هفته دیگر ممکن است خیلی راحت، دادگاه، درخواست تجدید نظر نرگس را رد کند و او را مستقیماً از دادگاه به زندان بفرستد. آن هم در منطقه ای که درصد بالایی از مردم گرفتار بیماری ایدز هستند و در زندانهایی که هیچ نظارتی بر آنها نیست و هر ستمی بر زندانیان بویژه زنان زندانی می رود. نرگس در رایاگادا خودش بارها برای زنان زندانی غذا برده است و ستمهای رفته در زندان بر آن زنان را از زبان خودشان شنیده است. نرگس میگوید من از زندان ترسی ندارم؛ در زندان هم میتوانم به زندانیان آموزش بدهم، اما زندانهای رایاگادا، فاجعهبارند بویژه برای زنان.
در فراخوان پیشین همراهی گسترده شما هموطنان باعث شد که توجهها به مساله نرگس جلب شود. در آن زمان نرگس پاسپورت ایرانی نداشت و حتی سفارت ایران در هند خبر نداشت که این دختر شش سال است در هند دارد ششصد کودک را تیمار می کند. اکنون نرگس پاسپورت ایرانی دارد، با وزیر خارجه ایران دیدار کرده است و به عنوان بانوی نیکوکار ایرانی شهرت جهانی یافته است. اما با وجود همه اینها ما نتوانستیم بر رای دادگاه محلی هند تاثیری بگذاریم. اکنون باید یک گام بلندتر برداریم. نباید بگذاریم دادگاه تجدید نظر نیز تحت فشار گروههای محلی به زندانی شدن او رای بدهد. باید توجه مقامات سیاسی هند را به این پرونده جلب کنیم و با فشار افکار عمومی، آنان را مجبور کنیم وارد موضوع شوند.
در همین راستا من دو درخواست دارم:
(ادامه مطلب را در پست بعدی دنبال کنید)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنین متن کامل نوشته را میتوانید در فایل زیر بخوانید:
https://telegram.me/Renani_Mohsen/141
.
(ادامه از پست قبلی)
نخست از اقای دکتر ظریف وزیر امور خارجه کشورمان که هندیها آنقدر برایش احترام قائلند که در اجلاس «قلب آسیا» در آمریتسار هند، او را نه در جایگاه وزیران که در جایگاه سران کشورها می نشانند:
از ایشان انتظار میرود که در این فرصت ۲۰ روزه باقی مانده یک نماینده ویژه را مامور پیگیری مستمر موضوع در هند کنند به گونهای که قول شفاهی مقامات هندی برای حل مساله نرگس، به یک اقدام عملی تبدیل شود. همچنین از سفیر هند در تهران نیز درخواست کنند که شخصا مساله را از طریق وزارت خارجه هند پیگیری و با دادگاه محلی مذاکره کند. از این گذشته میدانیم که سال گذشته به درخواست کتبی و رسمی خانم سواراج، وزیر خارجه هند، آقای دکتر ظریف پادرمیانی کردند و دو نفر مجرم زندانی هندی در ایران بخشوده و به هند بازگردانده شدند. اکنون نوبت آن است که همین درخواست را دکتر ظریف رسما و کتبا از وزیر خارجه هند بکنند. با این تفاوت که آنها جرمی عمدی مرتکب شده بودند و نرگس یک بانوی نیکوکار است که خدمات شایانی به ششصد کودک یتیم و نابینای هندی کرده است و فقط درگیر یک حادثه ناخواسته شده است.
درخواست دومم از همه هموطنان و بویژه ایرانیان خارج از کشور است که نگران سرنوشت نرگس هستند:
خانم سوشما سواراج (Sushma Swaraj) که اکنون وزیر خارجه هند است حقوقدان وسیاستمداری با سابقه چهل ساله حضور در دیوان عالی، دولتهای محلی، دولت ملی و پارلمان هند است و به همین علت از احترام و نفوذی فراگیر هم در دولت و هم دادگاههای هند برخوردار است. لازم است توجه خانم سواراج را به موضوع نرگس جلب کنیم و از او بخواهیم که برای دفاع از نرگس اقدام کند. بنابراین لازم است یک پویش جهانی برای درخواست حمایت خانم سواراج از نرگس شکل بگیرد. به همین منظور از همه ایرانیان نگران درخواست می کنم به هر صورتی که میتوانند صدای اعتراض خود را به خانم سواراج برسانند. این ها راههای ارتباطی با خانم سواراج است:
Facebook: SushmaSwarajBJP
Twitter: SushmaSwaraj
Email: eam@mea.gov.in
Telephone: 00911123011127
هر کس در هر کجا که هست و به هر طریقی که راحت تر است، یک پیام کوتاه حاکی از درخواست حمایت از نرگس برای خانم سواراج بفرستد. پیامها حتما به انگلیسی باشد. پیام ها کاملا محترمانه و با تاکید بر ارزشهای انسان دوستان (و نه معترضانه) باشد. در کاربرد تک تک کلمات دقت کنید. نیازی نیست که پیام طولانی باشد. حتی بهتر است از پیامهای کوتاهی نظیر اینها استفاده کنید:
Please help Narges
Justice for Narges
Narges is Innocent
Fair trial for Narges
از همه مهم تر انتظار می رود ایرانیان ساکن خارج از کشور همت کنند و در هر کجا هستند یک یا چند نفر از استادان دانشگاه، حقوقدانان، چهرههای علمی، مقامات شهری، سیاستمداران، هنرمندان و سایر شخصیتهای خارجی و نیز نهادهای مدنی و NGO های حقوق بشری را با فعالیت های انساندوستانه نرگس و ظلمی که اکنون بر او می رود آشنا کنند و از آنها بخواهند پیامی دال بر حمایت از نرگس برای وزیر خارجه هند ارسال کنند. هر کدام از ایرانیان داخل کشور نیز که دارای دوست یا خویشاوندی در خارج از کشور است بکوشد او را از وضعیت نرگس آگاه سازد و از او بخواهد که برای جلب حمایت هر شخصیت خارجی که به او دسترسی دارد، اقدام کند.
همچنین هر کس می تواند، در هر کشوری، برای شکل دهی تجمع اعتراض آمیز با مشارکت غیرایرانیها در کنار سفارت یا کنسولگری هند اقدام کند و البته همه این اقدامات، ضمن آن که باید در چارچوب قوانین آن کشورها انجام شود، رسانهای نیز بشود تا توجه مقامات دولت مرکزی هند به مساله نرگس جلب شود.
در پایان نیز باید توجه کنیم، هم ما و هم حکومت ما، که اقتدار جهانی ما را با موشکهایی که آزمایش میکنیم یا با اورانیومی که غنی میکنیم یا با راهپیماییهایی که میرویم نمیسنجند، اقتدار بین المللی ما با قدرت ما برای دفاع از حقوق یک دختر نیکوکار ایرانی به نام نرگس ارزیابی خواهد شد. این جاست که معلوم می شود که کشورهای دیگر تا چه حد برای ما و حقوق شهروندان ما ارزش قائل هستند. سرنوشت نرگس، معیار زندهی سنجش اقتدار ملی ماست.
محسن رنانی
۲۲ آذر ۱۳۹۵
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنین متن کامل نوشته را میتوانید در فایل زیر بخوانید:
https://telegram.me/Renani_Mohsen/141
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرامی نرگس:
https://telegram.me/helpnarges
مطالب پیشین رنانی درباره نرگس را با این لینک دنبال کنید:
https://telegram.me/Renani_Mohsen/117
.
نخست از اقای دکتر ظریف وزیر امور خارجه کشورمان که هندیها آنقدر برایش احترام قائلند که در اجلاس «قلب آسیا» در آمریتسار هند، او را نه در جایگاه وزیران که در جایگاه سران کشورها می نشانند:
از ایشان انتظار میرود که در این فرصت ۲۰ روزه باقی مانده یک نماینده ویژه را مامور پیگیری مستمر موضوع در هند کنند به گونهای که قول شفاهی مقامات هندی برای حل مساله نرگس، به یک اقدام عملی تبدیل شود. همچنین از سفیر هند در تهران نیز درخواست کنند که شخصا مساله را از طریق وزارت خارجه هند پیگیری و با دادگاه محلی مذاکره کند. از این گذشته میدانیم که سال گذشته به درخواست کتبی و رسمی خانم سواراج، وزیر خارجه هند، آقای دکتر ظریف پادرمیانی کردند و دو نفر مجرم زندانی هندی در ایران بخشوده و به هند بازگردانده شدند. اکنون نوبت آن است که همین درخواست را دکتر ظریف رسما و کتبا از وزیر خارجه هند بکنند. با این تفاوت که آنها جرمی عمدی مرتکب شده بودند و نرگس یک بانوی نیکوکار است که خدمات شایانی به ششصد کودک یتیم و نابینای هندی کرده است و فقط درگیر یک حادثه ناخواسته شده است.
درخواست دومم از همه هموطنان و بویژه ایرانیان خارج از کشور است که نگران سرنوشت نرگس هستند:
خانم سوشما سواراج (Sushma Swaraj) که اکنون وزیر خارجه هند است حقوقدان وسیاستمداری با سابقه چهل ساله حضور در دیوان عالی، دولتهای محلی، دولت ملی و پارلمان هند است و به همین علت از احترام و نفوذی فراگیر هم در دولت و هم دادگاههای هند برخوردار است. لازم است توجه خانم سواراج را به موضوع نرگس جلب کنیم و از او بخواهیم که برای دفاع از نرگس اقدام کند. بنابراین لازم است یک پویش جهانی برای درخواست حمایت خانم سواراج از نرگس شکل بگیرد. به همین منظور از همه ایرانیان نگران درخواست می کنم به هر صورتی که میتوانند صدای اعتراض خود را به خانم سواراج برسانند. این ها راههای ارتباطی با خانم سواراج است:
Facebook: SushmaSwarajBJP
Twitter: SushmaSwaraj
Email: eam@mea.gov.in
Telephone: 00911123011127
هر کس در هر کجا که هست و به هر طریقی که راحت تر است، یک پیام کوتاه حاکی از درخواست حمایت از نرگس برای خانم سواراج بفرستد. پیامها حتما به انگلیسی باشد. پیام ها کاملا محترمانه و با تاکید بر ارزشهای انسان دوستان (و نه معترضانه) باشد. در کاربرد تک تک کلمات دقت کنید. نیازی نیست که پیام طولانی باشد. حتی بهتر است از پیامهای کوتاهی نظیر اینها استفاده کنید:
Please help Narges
Justice for Narges
Narges is Innocent
Fair trial for Narges
از همه مهم تر انتظار می رود ایرانیان ساکن خارج از کشور همت کنند و در هر کجا هستند یک یا چند نفر از استادان دانشگاه، حقوقدانان، چهرههای علمی، مقامات شهری، سیاستمداران، هنرمندان و سایر شخصیتهای خارجی و نیز نهادهای مدنی و NGO های حقوق بشری را با فعالیت های انساندوستانه نرگس و ظلمی که اکنون بر او می رود آشنا کنند و از آنها بخواهند پیامی دال بر حمایت از نرگس برای وزیر خارجه هند ارسال کنند. هر کدام از ایرانیان داخل کشور نیز که دارای دوست یا خویشاوندی در خارج از کشور است بکوشد او را از وضعیت نرگس آگاه سازد و از او بخواهد که برای جلب حمایت هر شخصیت خارجی که به او دسترسی دارد، اقدام کند.
همچنین هر کس می تواند، در هر کشوری، برای شکل دهی تجمع اعتراض آمیز با مشارکت غیرایرانیها در کنار سفارت یا کنسولگری هند اقدام کند و البته همه این اقدامات، ضمن آن که باید در چارچوب قوانین آن کشورها انجام شود، رسانهای نیز بشود تا توجه مقامات دولت مرکزی هند به مساله نرگس جلب شود.
در پایان نیز باید توجه کنیم، هم ما و هم حکومت ما، که اقتدار جهانی ما را با موشکهایی که آزمایش میکنیم یا با اورانیومی که غنی میکنیم یا با راهپیماییهایی که میرویم نمیسنجند، اقتدار بین المللی ما با قدرت ما برای دفاع از حقوق یک دختر نیکوکار ایرانی به نام نرگس ارزیابی خواهد شد. این جاست که معلوم می شود که کشورهای دیگر تا چه حد برای ما و حقوق شهروندان ما ارزش قائل هستند. سرنوشت نرگس، معیار زندهی سنجش اقتدار ملی ماست.
محسن رنانی
۲۲ آذر ۱۳۹۵
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنین متن کامل نوشته را میتوانید در فایل زیر بخوانید:
https://telegram.me/Renani_Mohsen/141
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرامی نرگس:
https://telegram.me/helpnarges
مطالب پیشین رنانی درباره نرگس را با این لینک دنبال کنید:
https://telegram.me/Renani_Mohsen/117
.
.
ایمان بیاوریم به پایان فصل سرد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پس از یادداشتی که سه روز پیش به عنوان «فراخوان موج دوم حمایت از نرگس» انتشار دادم، نسخه ای از آن را نیز برای آقای دکتر ظریف، وزیر محترم امور خارجه کشورمان، ارسال کردم.
یک روز بعد پاسخ زیر را از آقای دکتر ظریف دریافت کردم:
- - - - - - - - - - - - - - - - - -
«سلام و سپاس از لطف شما
قبلا به سفیر و سرکنسول گفته بودم که کار را رها نکنند و تا رسیدن به نتیجه پیگیری کنند.
از همکارانم خواسته ام که پیشنهادهای شما را نیز پیگیری کنند. آماده اعزام نماینده ویژه و ارسال نامه هم هستم.»
- - - - - - - - - - - - - - - - - -
از وزیر خارجه محبوبمان بسیار سپاسگزاریم. خوشبختانه خبرها حاکی از آن است که مقامات مرتبط در وزارت خارجه فعال شده اند و سفارت ایران در دهلی نیز مذاکرات خود را با مقامات وزارت خارجه هند شروع کرده است و به زودی نیز نامه وزیر خارجه کشورمان مبنی بر درخواست مساعدت برای رهایی نرگس، تقدیم مقامات دهلی خواهد شد.
امید که این تلاشها به زودی به ثمر نشیند.
اما بعد:
این روزها شنیدم که برخی به من خرده گرفته اند که چرا می کوشم موضوع نرگس را به یک موضوع ملی تبدیل کنم. موضوع نرگس برای من هم یک موضوع ملی است و هم یک موضوع انسانی است. نرگس هم وطن من است؛ نرگس همشهری من است؛ نرگس فرزند یکی از همکاران صمیمی من است که از بس برای این جامعه غصه خورد، در میانسالی خونین جگر از این دنیا رفت؛ نرگس عصاره فضایل ملت من است؛ نرگس تبلور روح جمعی فرو خورده ماست. زندگی نرگس آیینه زندگی ماست. ما جامعه ای بودیم که همه منابع و سرمایهها و داشتههایمان را صرف کردیم تا زندگی انسانی تری برای خودمان و برای دیگران به ارمغان بیاوریم و اکنون با دستانی خالی داریم به آب شدن خودمان می نگریم. سرنوشت نرگس تصویر کوچک شده ای از زندگی من است و از زندگی جامعه ماست. اگر روح جمعی ما بتواند نرگس را نجات دهد شاید بتوان امید بست که این روح جمعی در فرصتی مناسب خودش را نیز از سراشیبی اضمحلال برهاند. نرگس برای ماندن نیازی به ما ندارد، اکنون این ماییم که برای زنده ماندن نیازمند وجود امثال نرگسایم.
نرگس آنوقت که نیازی نبود حتی نگذاشت کسی بفهمد که با دست خالی دارد در نقطه ای کور در هند کودکان نابینا را تیمار می کند. رها کردن کار امثال نرگس به معنی خشکیدن آخرین چشمههای امید برای زیست انسانی و آخرین فرصت های انسجام اجتماعی ما ایرانیان است. ما برای زنده ماندن خودمان هم که شده است باید نسبت به سرنوشت امثال نرگس حساس باشیم. این تلاش ها بیش از آن که فرصتی باشد برای نرگس، فرصتی برای خود ماست که خودمان را بازیابیم و دریابیم که هنوز زنده ایم. اگر دست روی دست بگذاریم و سکوت کنیم آنگاه به معنی این است که ما هنوز در همان نقطه تاریخی ایستاده ایم که حضرت فروغ ایستاده بود، آنگاه که میسرود:
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
و این منم ،
زنی تنها
در آستانه فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یأس ساده و غمناک اسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی .......
نه، ما باید نشان دهیم که از آن نقطه تاریخی عبور کرده ایم و اکنون در زمانهی تازه ای ایستاده ایم.
ما چاره ای نداریم، جز آن که: ایمان بیاوریم به پایان فصل سرد.
محسن رنانی / ۲۵ آذر ۱۳۹۵
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای دیدن «فراخوان موج دوم حمایت از نرگس» به لینک زیر بروید:
https://telegram.me/Renani_Mohsen/142
.
ایمان بیاوریم به پایان فصل سرد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پس از یادداشتی که سه روز پیش به عنوان «فراخوان موج دوم حمایت از نرگس» انتشار دادم، نسخه ای از آن را نیز برای آقای دکتر ظریف، وزیر محترم امور خارجه کشورمان، ارسال کردم.
یک روز بعد پاسخ زیر را از آقای دکتر ظریف دریافت کردم:
- - - - - - - - - - - - - - - - - -
«سلام و سپاس از لطف شما
قبلا به سفیر و سرکنسول گفته بودم که کار را رها نکنند و تا رسیدن به نتیجه پیگیری کنند.
از همکارانم خواسته ام که پیشنهادهای شما را نیز پیگیری کنند. آماده اعزام نماینده ویژه و ارسال نامه هم هستم.»
- - - - - - - - - - - - - - - - - -
از وزیر خارجه محبوبمان بسیار سپاسگزاریم. خوشبختانه خبرها حاکی از آن است که مقامات مرتبط در وزارت خارجه فعال شده اند و سفارت ایران در دهلی نیز مذاکرات خود را با مقامات وزارت خارجه هند شروع کرده است و به زودی نیز نامه وزیر خارجه کشورمان مبنی بر درخواست مساعدت برای رهایی نرگس، تقدیم مقامات دهلی خواهد شد.
امید که این تلاشها به زودی به ثمر نشیند.
اما بعد:
این روزها شنیدم که برخی به من خرده گرفته اند که چرا می کوشم موضوع نرگس را به یک موضوع ملی تبدیل کنم. موضوع نرگس برای من هم یک موضوع ملی است و هم یک موضوع انسانی است. نرگس هم وطن من است؛ نرگس همشهری من است؛ نرگس فرزند یکی از همکاران صمیمی من است که از بس برای این جامعه غصه خورد، در میانسالی خونین جگر از این دنیا رفت؛ نرگس عصاره فضایل ملت من است؛ نرگس تبلور روح جمعی فرو خورده ماست. زندگی نرگس آیینه زندگی ماست. ما جامعه ای بودیم که همه منابع و سرمایهها و داشتههایمان را صرف کردیم تا زندگی انسانی تری برای خودمان و برای دیگران به ارمغان بیاوریم و اکنون با دستانی خالی داریم به آب شدن خودمان می نگریم. سرنوشت نرگس تصویر کوچک شده ای از زندگی من است و از زندگی جامعه ماست. اگر روح جمعی ما بتواند نرگس را نجات دهد شاید بتوان امید بست که این روح جمعی در فرصتی مناسب خودش را نیز از سراشیبی اضمحلال برهاند. نرگس برای ماندن نیازی به ما ندارد، اکنون این ماییم که برای زنده ماندن نیازمند وجود امثال نرگسایم.
نرگس آنوقت که نیازی نبود حتی نگذاشت کسی بفهمد که با دست خالی دارد در نقطه ای کور در هند کودکان نابینا را تیمار می کند. رها کردن کار امثال نرگس به معنی خشکیدن آخرین چشمههای امید برای زیست انسانی و آخرین فرصت های انسجام اجتماعی ما ایرانیان است. ما برای زنده ماندن خودمان هم که شده است باید نسبت به سرنوشت امثال نرگس حساس باشیم. این تلاش ها بیش از آن که فرصتی باشد برای نرگس، فرصتی برای خود ماست که خودمان را بازیابیم و دریابیم که هنوز زنده ایم. اگر دست روی دست بگذاریم و سکوت کنیم آنگاه به معنی این است که ما هنوز در همان نقطه تاریخی ایستاده ایم که حضرت فروغ ایستاده بود، آنگاه که میسرود:
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
و این منم ،
زنی تنها
در آستانه فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یأس ساده و غمناک اسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی .......
نه، ما باید نشان دهیم که از آن نقطه تاریخی عبور کرده ایم و اکنون در زمانهی تازه ای ایستاده ایم.
ما چاره ای نداریم، جز آن که: ایمان بیاوریم به پایان فصل سرد.
محسن رنانی / ۲۵ آذر ۱۳۹۵
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای دیدن «فراخوان موج دوم حمایت از نرگس» به لینک زیر بروید:
https://telegram.me/Renani_Mohsen/142
.
رنانی - قتل زبان مادری.pdf
636.6 KB
قتلِ زبانِ مادری و تخریب توسعه در ایران
پیام محسن رنانی به دومین همایش «توسعه عدالت آموزشی» / ۲۹ آذر ۱۳۹۵
- - - - - - - - - - -
فایل word مقاله، در لینک زیر:
https://telegram.me/MohsenRenani/21
.
پیام محسن رنانی به دومین همایش «توسعه عدالت آموزشی» / ۲۹ آذر ۱۳۹۵
- - - - - - - - - - -
فایل word مقاله، در لینک زیر:
https://telegram.me/MohsenRenani/21
.
سخنرانی محسن رنانی در نشست جامعه پزشکی استان اصفهان
محسن رنانی: ماموریت پزشکان در توسعه ملی
«ماموریت پزشکان در توسعه ملی».
سخنرانی محسن رنانی در نشست جامعه پزشکی اصفهان
۹ بهمن ۱۳۹۴
.
لینک عضویت در کانال محسن رنانی:
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
.
سخنرانی محسن رنانی در نشست جامعه پزشکی اصفهان
۹ بهمن ۱۳۹۴
.
لینک عضویت در کانال محسن رنانی:
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
.
.
.
خروج از تله بنیانگذار
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(محسن رنانی)
پانزده سال پیش (۱۳۸۱) در دیداری با تنی چند از نمایندگان مجلس ششم هشدار دادم که اگر دو جناح سیاسی اصلی کشور در رقابت سیاسی خود، مراقبت نکنند کشور به زودی وارد «تله بنیانگذار» می شود و اگر چنین شود، دستکم پانزده سال کشور در این تله خواهد ماند. شرح این هشدار را در این جا بخوانید:
http://www.renani.net/index.php/texts/non-eco-articles/217-renani-article2-151
همان زمان نظریه خود را نوشتم و برای برخی صاحب نظران فرستادم و البته در آن زمان هیچ نشریهای حاضر نشد که این نظریه را منتشر کند. سرانجام در سال ۱۳۸۵ (وقتی که دیگر عملا کشور وارد «تله بنیانگذار» شده بود) نسخه تعدیل شده ای از آن نظریه را در مقالهای با عنوان «گذار از گذار سوم» تنظیم کردم که در شماره ۱۹ مجله «فرهنگ اندیشه» منتشر شد.
اکنون که با درگذشت آیه الله هاشمی رفسنجانی، یکی از وزنههای اصلی عرصه سیاست در ایران از صحنه کنار رفته است، بی گمان نیروهای سیاسی دو جناح برای بازآرایی صحنه سیاسی ایران به سود خویش تلاش خواهند کرد. اما این بازآرایی نباید به کور تر شدن گره سیاست در ایران بینجامد. ما فرصت چندانی نداریم و تا امنیت و آرامش در کشور برقرار است باید با همکاری هم و به گونهای عقلانی کشور را از تله بنیانگذار خارج کنیم. اکنون پانزده سال از هشدار من درباره خطر ورود کشور به تله بنیانگذار میگذرد و در این مدت هیچکدام از دو جناح کشور در رقابت کشندهای که داشتهاند، به اهداف مورد نظر خود دست نیافته است. پس بهتر است همه در مسیر خود بازنگری کنند.
اکنون که بخش اعظم منابع آبی کشور وارد وضعیت بحرانی شده است و درآمد اندک نفت دیگر نمی تواند گرهی از بحران های اقتصادی ما باز کند و کشور با هشت تا ده میلیون بیکار (رسمی و غیررسمی) و بیش از یازده میلیون حاشیه نشین روبهروست و امواجی از مشکلات زیست محیطی، بیماری، ناهنجاریهای فرهنگی و تخریب سرمایه اجتماعی ما را فراگرفته است، دیگر گاه آن رسیده است که عاقلان دو جناح سیاسی کشور، همت، همفکری و همکاری کنند تا کشور از تله بنیانگذار خارج شود؛ شاید هنوز فرصت باشد که کشور را از بحرانهای به زودی فرارسنده ای که در پیش است، برهانیم. دیگر خیلی دارد دیر میشود.
به گمانم مرور آن مقاله هنوز روشنگریهایی دارد که اگر سلامت و صداقتی در بازیگران سیاسی دو جناح وجود داشته باشد می تواند در اتخاذ تصمیم برای بازیهای آینده راهگشا باشد. من نیز دست به کار نگارش نوشتهای در این زمینه شدهام که البته باید محرمانه برای برخی بزرگان کشور ارسال کنم.
مقاله «گذار از گذار سوم» که سال ۱۳۸۵ منتشر شده است را در فایل زیر بخوانید:
https://telegram.me/MohsenRenani/23
.
خروج از تله بنیانگذار
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(محسن رنانی)
پانزده سال پیش (۱۳۸۱) در دیداری با تنی چند از نمایندگان مجلس ششم هشدار دادم که اگر دو جناح سیاسی اصلی کشور در رقابت سیاسی خود، مراقبت نکنند کشور به زودی وارد «تله بنیانگذار» می شود و اگر چنین شود، دستکم پانزده سال کشور در این تله خواهد ماند. شرح این هشدار را در این جا بخوانید:
http://www.renani.net/index.php/texts/non-eco-articles/217-renani-article2-151
همان زمان نظریه خود را نوشتم و برای برخی صاحب نظران فرستادم و البته در آن زمان هیچ نشریهای حاضر نشد که این نظریه را منتشر کند. سرانجام در سال ۱۳۸۵ (وقتی که دیگر عملا کشور وارد «تله بنیانگذار» شده بود) نسخه تعدیل شده ای از آن نظریه را در مقالهای با عنوان «گذار از گذار سوم» تنظیم کردم که در شماره ۱۹ مجله «فرهنگ اندیشه» منتشر شد.
اکنون که با درگذشت آیه الله هاشمی رفسنجانی، یکی از وزنههای اصلی عرصه سیاست در ایران از صحنه کنار رفته است، بی گمان نیروهای سیاسی دو جناح برای بازآرایی صحنه سیاسی ایران به سود خویش تلاش خواهند کرد. اما این بازآرایی نباید به کور تر شدن گره سیاست در ایران بینجامد. ما فرصت چندانی نداریم و تا امنیت و آرامش در کشور برقرار است باید با همکاری هم و به گونهای عقلانی کشور را از تله بنیانگذار خارج کنیم. اکنون پانزده سال از هشدار من درباره خطر ورود کشور به تله بنیانگذار میگذرد و در این مدت هیچکدام از دو جناح کشور در رقابت کشندهای که داشتهاند، به اهداف مورد نظر خود دست نیافته است. پس بهتر است همه در مسیر خود بازنگری کنند.
اکنون که بخش اعظم منابع آبی کشور وارد وضعیت بحرانی شده است و درآمد اندک نفت دیگر نمی تواند گرهی از بحران های اقتصادی ما باز کند و کشور با هشت تا ده میلیون بیکار (رسمی و غیررسمی) و بیش از یازده میلیون حاشیه نشین روبهروست و امواجی از مشکلات زیست محیطی، بیماری، ناهنجاریهای فرهنگی و تخریب سرمایه اجتماعی ما را فراگرفته است، دیگر گاه آن رسیده است که عاقلان دو جناح سیاسی کشور، همت، همفکری و همکاری کنند تا کشور از تله بنیانگذار خارج شود؛ شاید هنوز فرصت باشد که کشور را از بحرانهای به زودی فرارسنده ای که در پیش است، برهانیم. دیگر خیلی دارد دیر میشود.
به گمانم مرور آن مقاله هنوز روشنگریهایی دارد که اگر سلامت و صداقتی در بازیگران سیاسی دو جناح وجود داشته باشد می تواند در اتخاذ تصمیم برای بازیهای آینده راهگشا باشد. من نیز دست به کار نگارش نوشتهای در این زمینه شدهام که البته باید محرمانه برای برخی بزرگان کشور ارسال کنم.
مقاله «گذار از گذار سوم» که سال ۱۳۸۵ منتشر شده است را در فایل زیر بخوانید:
https://telegram.me/MohsenRenani/23
Telegram
Mohsen Renani / محسن رنانی
سخنان محسن رنانی در جمع پزشکان اصفهان
ماموریت پزشکان در جامعه پلاسکویی ایران
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
آسیب شناسی نقش پزشکان در جامعه پلاسکویی ایران
(سخنان محسن رنانی در جمع پزشکان اصفهان)
(۷ بهمن ۱۳۹۵)
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
آسیب شناسی نقش پزشکان در جامعه پلاسکویی ایران
(سخنان محسن رنانی در جمع پزشکان اصفهان)
(۷ بهمن ۱۳۹۵)
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
ما بیماریم - آسیب شناسی اقتصاددانان ایرانی
سخنان محسن رنانی در جمع خصوصی اقتصاددانان
.
ما بیماریم: آسیب شناسی اقتصاددانان ایرانی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(سخنان محسن رنانی در جمع خصوصی اقتصاددانان – ۴ آذر ۱۳۹۵)
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
.
ما بیماریم: آسیب شناسی اقتصاددانان ایرانی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(سخنان محسن رنانی در جمع خصوصی اقتصاددانان – ۴ آذر ۱۳۹۵)
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
.
.
حکومت سَمَنها
پیام محسن رنانی به همایش «کار داوطلبانه در سازمانهای مردم نهاد : بررسی فرصتها و چالشها» / ۲۶ بهمن ۱۳۹۵
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام بر دوستان شرکت کننده در همایش «کار داوطلبانه در سازمانهای مردم نهاد». خرسندم که از این طریق میتوانم در جمع شما شرکت کنم و درباره آینده حکمرانی در جهان و ایران با مشارکت «سازمانهای مردم نهاد» (سمنها) گفتوگو کنیم. عنوان سخنم «حکومت سمنها» است و پیام آن این است که آینده از آن سمنهاست.
در یک تعبیر کوتاه می توان توسعه را اینگونه تعریف کرد: «فرایند انتقال اقتدار از حکومت به جامعه مدنی». و اقتدار نیز عبارت است از «قدرت اعمال قدرت، بدون اعمال خشونت». وقتی ترامپ رای آورد همه ما نگران «کژکارکرد»های دموکراسی شدیم. نظریه «انتخاب عمومی» در علم اقتصاد حدود پنجاه سال است که روی کژکارکردهای دموکراسی متمرکز شده است و بسیاری از خطاها و ناکارآمدیهای آن را نمایان ساخته است. اما بلافاصله وقتی قاضی دادگاه فدرال آمریکا، فرمان اجرایی ترامپ مبنی بر منع ورود شهروندان هفت کشور به آمریکا را لغو کرد ما با مفهوم «خود اصلاحگری» نظامهای دموکراتیک بیشتر آشنا شدیم و دریافتیم که دموکراسی چیزی بیش از وجود سازوکار انتخابات در یک کشور است. انتخابات فقط یک شیوه انتخاب در دموکراسی است.
اما حتی اگر قاضی دادگاه فدرال آمریکا نیز رای ترامپ را لغو نمی کرد جامعه مدنی در آمریکا آن اندازه قوی بود که بتواند بخشی از پیامدهای منفی این فرمان درباره مهاجرین را خنثی کند. همبستگی هایی که درآمریکا پس از فرمان ترامپ با ایرانیان و دیگر مهاجران ممنوع الورد شده انجام شد، نوعی خنثی سازی پیامدهای اجتماعی فرمان ترامپ بود. جامعه مدنی آن اندازه قدرت داشت که به شیوه های مختلف مخالفت خویش را با این فرمان نشان دهد و با محدود شدگان ابراز همدردی و همراهی کند.
تجربه تاریخی می گوید در فرایند گذار از توسعه نیافتگی به توسعه، نهادهای مدنی قدرت می گیرند و گاهی اقتداری قابل رقابت با اقتدار حکومت ها کسب می کنند. اما این تجربه ای است که در کشورهای توسعه یافته اروپایی و آمریکایی و در یک روند تدریجی تاریخی رخ داده است. آیا می توان بدون نیاز به یک فرایند بسیار کند و فرساینده تاریخی، قدرت نهادهای مدنی را به سرعت ارتقا داد و آنگاه این قدرت را به اقتدار تبدیل کرد.
این دقیقا همان فرایندی است که از آغاز قرن بیست و یکم آغاز شده است و با پیشرفت و فراگیر شدن فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی، شتاب گرفته است. اکنون بسیاری از جوامع در حال تجربهی مرحلهی عبور از «نهادهای مدنی» به «شبکه های مدنی» هستند. در دنیای جدید، پدیده تازه ای به نام «شبکه های مدنی» در حال شکل گیری است که قدرت نهادهای مدنی را متمرکز می کند و گستره نفوذ آنها را بسیار فراگیر می کند و این همان چیزی است که به سرعت به «اقتدار مدنی» میانجامد.
اکنون این فرصت برای جوامع همه کشورهای در حال توسعه ای که حکومت هایشان با سرعت مناسب به سوی توسعه حرکت نمی کنند پدیدار شده است که بدون عبور تدریجی از مراحل تکامل تاریخی نهادهای مدنی، با جهش به مرحله شبکه های مدنی، بخشی فرصت از دست رفته تاریخی در فرایند توسعه خود را جبران کنند.
تفاوت مهم شبکه های مدنی با نهادهای مدنی، در «فراگیری»، «سرعت گردش اطلاعات» و «قدرت خود پایشگری» آنهاست. چیزی که در نهادهای مدنی سنتی وجود ندارد و به همین علت، روند تحول و تکامل بسیار کندی دارند.
خوشبختانه چند حادثه تاریخی این فرایند را در ایران تسریع می کند. وجود جمعیت جوان، افزایش سریع سهمِ جمعیتِ دارای تحصیلات عالی، گسترش حضور زنان در دانشگاهها و دیگر عرصههای اجتماعی و گسترش فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی، موجب آماده شدن شرایط اجتماعی برای تقویت قدرت نهادهای مدنی و شکل گیری شبکههای مدنی شده است. هم چنین عوامل چندی دست به دست هم داده اند تا اقتدار دولت و حکومت را به سرعت به سوی افول ببرند، از جمله:
ادامه مطلب را در فایل زیر دنبال کنید:
https://t.me/MohsenRenani/26
.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لینک کانال رسمی محسن رنانی:
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
حکومت سَمَنها
پیام محسن رنانی به همایش «کار داوطلبانه در سازمانهای مردم نهاد : بررسی فرصتها و چالشها» / ۲۶ بهمن ۱۳۹۵
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام بر دوستان شرکت کننده در همایش «کار داوطلبانه در سازمانهای مردم نهاد». خرسندم که از این طریق میتوانم در جمع شما شرکت کنم و درباره آینده حکمرانی در جهان و ایران با مشارکت «سازمانهای مردم نهاد» (سمنها) گفتوگو کنیم. عنوان سخنم «حکومت سمنها» است و پیام آن این است که آینده از آن سمنهاست.
در یک تعبیر کوتاه می توان توسعه را اینگونه تعریف کرد: «فرایند انتقال اقتدار از حکومت به جامعه مدنی». و اقتدار نیز عبارت است از «قدرت اعمال قدرت، بدون اعمال خشونت». وقتی ترامپ رای آورد همه ما نگران «کژکارکرد»های دموکراسی شدیم. نظریه «انتخاب عمومی» در علم اقتصاد حدود پنجاه سال است که روی کژکارکردهای دموکراسی متمرکز شده است و بسیاری از خطاها و ناکارآمدیهای آن را نمایان ساخته است. اما بلافاصله وقتی قاضی دادگاه فدرال آمریکا، فرمان اجرایی ترامپ مبنی بر منع ورود شهروندان هفت کشور به آمریکا را لغو کرد ما با مفهوم «خود اصلاحگری» نظامهای دموکراتیک بیشتر آشنا شدیم و دریافتیم که دموکراسی چیزی بیش از وجود سازوکار انتخابات در یک کشور است. انتخابات فقط یک شیوه انتخاب در دموکراسی است.
اما حتی اگر قاضی دادگاه فدرال آمریکا نیز رای ترامپ را لغو نمی کرد جامعه مدنی در آمریکا آن اندازه قوی بود که بتواند بخشی از پیامدهای منفی این فرمان درباره مهاجرین را خنثی کند. همبستگی هایی که درآمریکا پس از فرمان ترامپ با ایرانیان و دیگر مهاجران ممنوع الورد شده انجام شد، نوعی خنثی سازی پیامدهای اجتماعی فرمان ترامپ بود. جامعه مدنی آن اندازه قدرت داشت که به شیوه های مختلف مخالفت خویش را با این فرمان نشان دهد و با محدود شدگان ابراز همدردی و همراهی کند.
تجربه تاریخی می گوید در فرایند گذار از توسعه نیافتگی به توسعه، نهادهای مدنی قدرت می گیرند و گاهی اقتداری قابل رقابت با اقتدار حکومت ها کسب می کنند. اما این تجربه ای است که در کشورهای توسعه یافته اروپایی و آمریکایی و در یک روند تدریجی تاریخی رخ داده است. آیا می توان بدون نیاز به یک فرایند بسیار کند و فرساینده تاریخی، قدرت نهادهای مدنی را به سرعت ارتقا داد و آنگاه این قدرت را به اقتدار تبدیل کرد.
این دقیقا همان فرایندی است که از آغاز قرن بیست و یکم آغاز شده است و با پیشرفت و فراگیر شدن فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی، شتاب گرفته است. اکنون بسیاری از جوامع در حال تجربهی مرحلهی عبور از «نهادهای مدنی» به «شبکه های مدنی» هستند. در دنیای جدید، پدیده تازه ای به نام «شبکه های مدنی» در حال شکل گیری است که قدرت نهادهای مدنی را متمرکز می کند و گستره نفوذ آنها را بسیار فراگیر می کند و این همان چیزی است که به سرعت به «اقتدار مدنی» میانجامد.
اکنون این فرصت برای جوامع همه کشورهای در حال توسعه ای که حکومت هایشان با سرعت مناسب به سوی توسعه حرکت نمی کنند پدیدار شده است که بدون عبور تدریجی از مراحل تکامل تاریخی نهادهای مدنی، با جهش به مرحله شبکه های مدنی، بخشی فرصت از دست رفته تاریخی در فرایند توسعه خود را جبران کنند.
تفاوت مهم شبکه های مدنی با نهادهای مدنی، در «فراگیری»، «سرعت گردش اطلاعات» و «قدرت خود پایشگری» آنهاست. چیزی که در نهادهای مدنی سنتی وجود ندارد و به همین علت، روند تحول و تکامل بسیار کندی دارند.
خوشبختانه چند حادثه تاریخی این فرایند را در ایران تسریع می کند. وجود جمعیت جوان، افزایش سریع سهمِ جمعیتِ دارای تحصیلات عالی، گسترش حضور زنان در دانشگاهها و دیگر عرصههای اجتماعی و گسترش فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی، موجب آماده شدن شرایط اجتماعی برای تقویت قدرت نهادهای مدنی و شکل گیری شبکههای مدنی شده است. هم چنین عوامل چندی دست به دست هم داده اند تا اقتدار دولت و حکومت را به سرعت به سوی افول ببرند، از جمله:
ادامه مطلب را در فایل زیر دنبال کنید:
https://t.me/MohsenRenani/26
.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لینک کانال رسمی محسن رنانی:
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
سرمایه معنوی مادر سرمایهها
سخنرانی محسن رنانی در کانون «کودک و معنا»
.
سرمایه معنوی، مادر سرمایهها
سخنرانی محسن رنانی در «کانون کودک و معنا»
اصفهان – ۲۸ بهمن ۱۳۹۵
- - - - - - - - -
لینک کانال تلگرامی محسن رنانی:
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
.
سرمایه معنوی، مادر سرمایهها
سخنرانی محسن رنانی در «کانون کودک و معنا»
اصفهان – ۲۸ بهمن ۱۳۹۵
- - - - - - - - -
لینک کانال تلگرامی محسن رنانی:
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
.