Film : Kod 3
Tür : Aksiyon, Komedi
Yıl : 2025
IMDB : 7.2
Tür : Aksiyon, Komedi
Yıl : 2025
IMDB : 7.2
در روابطتان با افراد بیشتر گوش کنید و کمتر صحبت کنید
از قانون ۶۰/۴۰ استفاده کنید.
۶٠ درصد گوش دهید و ۴٠ درصد صحبت کنید. این کار نه تنها سبب افزایش محبوبیت شما میشود. وقتی به حرفهای طرف مقابل در سکوت و با اشتیاق گوش میکنید آن شخص احساس ارزشمند بودن میکند و شما را بیشتر دوست خواهد داشت، بلکه با گوش دادن، هر روز نکتهای جدید از دیگران یاد میگیرید هر اندازه که متخصص و باهوش باشید باز هم ممکن است دیگری چیزی را بداند که شما آن را بلد نیستید. نشانه حقیقی یک انسان مطمئن و بالغ مانند کسی است که تمام فرصتها را شانسی برای یادگیری میپندارد حتی برای آموزگاران نیز معلمانی وجود دارد.
اسکای میک/مجله موفقیت
از قانون ۶۰/۴۰ استفاده کنید.
۶٠ درصد گوش دهید و ۴٠ درصد صحبت کنید. این کار نه تنها سبب افزایش محبوبیت شما میشود. وقتی به حرفهای طرف مقابل در سکوت و با اشتیاق گوش میکنید آن شخص احساس ارزشمند بودن میکند و شما را بیشتر دوست خواهد داشت، بلکه با گوش دادن، هر روز نکتهای جدید از دیگران یاد میگیرید هر اندازه که متخصص و باهوش باشید باز هم ممکن است دیگری چیزی را بداند که شما آن را بلد نیستید. نشانه حقیقی یک انسان مطمئن و بالغ مانند کسی است که تمام فرصتها را شانسی برای یادگیری میپندارد حتی برای آموزگاران نیز معلمانی وجود دارد.
اسکای میک/مجله موفقیت
❤2
❣ما تربیت نشده ایم!
تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرفشنو باشیم، صبحها به همه سلام کنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و …
اما سادهترین و ضروریترین مسائل زندگی را به ما یاد ندادند.
کجا به ما آموختند که چگونه نفس بکشیم، چگونه اضطراب را از خود دور کنیم، موفقیت چیست، ازدواج برای حل چه مشکلی است، در مواجهه با مخالف چگونه رفتار کنیم …
در کودکی به ما آموختند که چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شیوههای نقد را به ما نیاموختند.
داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریکایی و برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳میگوید: «اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه مییابد یا نه، سراغ صنایع و کارخانههای آن کشور نروید. اینها را بهراحتی میتوان خرید یا دزدید یا کپی کرد. میتوان نفت فروخت و همۀ اینها را وارد کرد. برای اینکه بتوانید آیندۀ کشوری را پیشبینی کنید، بروید در دبستانها؛ ببینید آنجا چگونه بچهها را آموزش میدهند. مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند؛ ببینید چگونه آموزش میدهند. اگر کودکانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظمپذیر، خطرپذیر، اهل گفتگو و تعامل و برخوردار از روحیۀ مشارکت جمعی و همکاری گروهی تربیت میکنند، مطمئن باشید که آن کشور در چند قدمی توسعۀ پایدار و گسترده است.»
از «نفس کشیدن» تا «سفر کردن» تا «مهرورزی» به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما در گرو «تنفس صحیح» است.
آیا باید در جوانی یا میانسالی یا حتی پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شکل صحیح آن چگونه است و چقدر مهم است؟!
به ما حتی نگاه کردن را نیاموختند. هیچ چیز به اندازۀ «نگاه» نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی میکند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است.
هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر میرویم و وقتی به خانه برمیگردیم، چند خط نمیتوانیم دربارۀ آنچه دیدهایم بنویسیم. چرا؟ چون در واقع «ندیدهایم». همه چیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی که بر آهن وزیده است.
جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم میگفت: «اگر دست من بود، درس طراحی را در همۀ مدارس جهان اجباری میکردم تا بچهها قبل از اینکه به نگاههای سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیا را بیاموزند.»
میگفت: «کسی که به کلاسهای طراحی میرود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیقتر نگاه کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت میرود تا در طراحی پیشرفت کند.»
اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه کنیم، چطور بشنویم و چطور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم.
انسانی که نمیتواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛ اگرچه نقاشیهای غارنشینان نشان میدهد که آنان با «نگاه» بیگانه نبودند.
بسیارند پدرانی که نمیدانند اگر همۀ دنیا را برای دخترشان فراهم کنند، به اندازۀ یکبار در آغوش گرفتن او و بوسیدن روی او، به او آرامش و اعتماد به نفس نمیدهد.
عجایب را در آسمانها میجوییم، ولی یکبار به شاخۀ درختی که جلو خانۀ ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشدهایم.
نگاه کردن، شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی، زناشویی و اعتراض، بیشتر از املا و انشا نیاز به معلم و آموزش دارند.
👤 دکتر رضا بابایی
تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرفشنو باشیم، صبحها به همه سلام کنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و …
اما سادهترین و ضروریترین مسائل زندگی را به ما یاد ندادند.
کجا به ما آموختند که چگونه نفس بکشیم، چگونه اضطراب را از خود دور کنیم، موفقیت چیست، ازدواج برای حل چه مشکلی است، در مواجهه با مخالف چگونه رفتار کنیم …
در کودکی به ما آموختند که چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شیوههای نقد را به ما نیاموختند.
داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریکایی و برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳میگوید: «اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه مییابد یا نه، سراغ صنایع و کارخانههای آن کشور نروید. اینها را بهراحتی میتوان خرید یا دزدید یا کپی کرد. میتوان نفت فروخت و همۀ اینها را وارد کرد. برای اینکه بتوانید آیندۀ کشوری را پیشبینی کنید، بروید در دبستانها؛ ببینید آنجا چگونه بچهها را آموزش میدهند. مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند؛ ببینید چگونه آموزش میدهند. اگر کودکانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظمپذیر، خطرپذیر، اهل گفتگو و تعامل و برخوردار از روحیۀ مشارکت جمعی و همکاری گروهی تربیت میکنند، مطمئن باشید که آن کشور در چند قدمی توسعۀ پایدار و گسترده است.»
از «نفس کشیدن» تا «سفر کردن» تا «مهرورزی» به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما در گرو «تنفس صحیح» است.
آیا باید در جوانی یا میانسالی یا حتی پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شکل صحیح آن چگونه است و چقدر مهم است؟!
به ما حتی نگاه کردن را نیاموختند. هیچ چیز به اندازۀ «نگاه» نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی میکند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است.
هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر میرویم و وقتی به خانه برمیگردیم، چند خط نمیتوانیم دربارۀ آنچه دیدهایم بنویسیم. چرا؟ چون در واقع «ندیدهایم». همه چیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی که بر آهن وزیده است.
جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم میگفت: «اگر دست من بود، درس طراحی را در همۀ مدارس جهان اجباری میکردم تا بچهها قبل از اینکه به نگاههای سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیا را بیاموزند.»
میگفت: «کسی که به کلاسهای طراحی میرود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیقتر نگاه کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت میرود تا در طراحی پیشرفت کند.»
اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه کنیم، چطور بشنویم و چطور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم.
انسانی که نمیتواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛ اگرچه نقاشیهای غارنشینان نشان میدهد که آنان با «نگاه» بیگانه نبودند.
بسیارند پدرانی که نمیدانند اگر همۀ دنیا را برای دخترشان فراهم کنند، به اندازۀ یکبار در آغوش گرفتن او و بوسیدن روی او، به او آرامش و اعتماد به نفس نمیدهد.
عجایب را در آسمانها میجوییم، ولی یکبار به شاخۀ درختی که جلو خانۀ ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشدهایم.
نگاه کردن، شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی، زناشویی و اعتراض، بیشتر از املا و انشا نیاز به معلم و آموزش دارند.
👤 دکتر رضا بابایی
👍2❤1
Forwarded from ❤ آزربایجان ❤ (علی)
062 - Al-Jumua
www.TvQuran.com - Yasser Salama ØÑíÞÉ ÇáÍÏÑ
Forwarded from ❤ آزربایجان ❤ (علی)
🍀🔷🔹سوره_جمعه🔹🔷🍀
🌙✨دوستان شب جمعه هست
قرائت سوره مبارکه جمعه فراموشتون نشه که طبق فرمایش حضرت آقا امام جعفر صادق(علیه السلام) کفاره گناهان هست تا شب جمعه آینده👌🏻
🌱 به امید آمرزش همه گناهان کوچک و بزرگمون دعا در حق همدیگه رو فراموش نکنیم🌱🌸
🍀 ✅به کانال آذربایجان بپیوندید👇
@TorkAz🌷
🔷🔹💐🔷🔹
🌙✨دوستان شب جمعه هست
قرائت سوره مبارکه جمعه فراموشتون نشه که طبق فرمایش حضرت آقا امام جعفر صادق(علیه السلام) کفاره گناهان هست تا شب جمعه آینده👌🏻
🌱 به امید آمرزش همه گناهان کوچک و بزرگمون دعا در حق همدیگه رو فراموش نکنیم🌱🌸
🍀 ✅به کانال آذربایجان بپیوندید👇
@TorkAz🌷
🔷🔹💐🔷🔹
Forwarded from ❤ آزربایجان ❤
حمزه سردادور از پاورقینویسان قدیمی ایرانی است که رمانهای تاریخی فراوانی از وی در چند دهه اخیر به بازار کتاب راه یافته است و تجدید چاپهای متعدد این آثار نشانگر محبوبیت و عامهپسندی آنها است. سردادور در سال ۱۲۷۵ هجری شمسی در تبریز به دنیا آمد؛ از دهه بیست تا اواخر دهه چهل در مجله «اطلاعات هفتگی» پاورقی نوشت و از عوامل جذابیت و فروش آن مجله، یکی نیز داستانهای پرآبوتاب سردادور بود که پس از پایان چاپ آنها در مجله، به شکل کتاب نیز در اختیار مخاطبین قرار میگرفت. برخی از این آثار عبارتند از: زندانی قلعه قهقه، از صید ماهی تا پادشاهی، در پس پرده، مهلقا، آزاد زنان، کیمیاگران، دختر قهرمان، افسانهی قاجار، بانوی سربدار و..
@TorkAz
@TorkAz
Forwarded from ❤ آزربایجان ❤
زندانی قلعه قهقهه یکی از مهمترین رمانهای تاریخی و بسیار پرهیجان و خواندنی از شاهکارهای حمزه سردادور است. «قلعهی قهقهه»، زندانی در زمان شاه اسماعیل بود که شاهزادگان و امرای عالی مقامی که مورد خشم پادشاه قرار میگرفتند، به آنجا فرستاده میشدند. این داستان پرفراز و نشیب، روایتگر سرگذشت قهرمانیهای «شاه اسماعیل دوم» است که در این قلعه کمی کمتر از 20 سال زندانی بود. این داستان از جایی شروع میشود که «مرادبیک»، نایبالحکومهی قلعه قهقهه است. او که مردی تندخو است، زنی زیبا با نام «قمر سلطان» و دختری دلفریب به نام «گل حرم» دارد. شاهزاده اسماعیلمیرزا، فرزند دوم شاه طهماسب، به علت حرکات ناپسند در آن قلعه زندانی بود و در عمارت مخصوص خود به سر میبرد. زمانی که عمارت او در دست تعمیر بود، مرادبیک، شاهزاده را موقتاَ به عمارت خود انتقال داده بود. تنها آرزوی گلحرم این بود که با تکیه بر زیباییاش با شاهزاده و ولیعهد ازدواج کرده و ملکهی ایران شود. او در این رویا به سر میبرد، در حالی که مادر زیبایش با دیدن شاهزاده در قلعه، دلباختهی او شد و نقشههایی برای ربودن قلب او کشید و در این هنگام...
@TorkAz
@TorkAz
Forwarded from ❤ آزربایجان ❤
زندانی قلعه قهقهه1
@greataudiobook
زندانی قلعه قهقهه
#زندانی_قلعه_قهقهه
#حمزه_سردادور
باصدای: پریوش زاهدی
قسمت اول
قلعه قهقهه در نزدیکی روستای کنچوبه و قره آج در منطقهی مرادلو مشکین شهر، قرار دارد که قلعهای با دیوارهای بلند و پرتگاههای عمیق در اطراف خود است. این قلعه محل زندانی شدن شیخ احمد گیلانی و شاه طهماسب صفوی بوده است که پرتگاههای عمودی اطراف آن گویی به دست انسان ساخته شده است. این بنا در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ تحت شماره ۶۱۹۲ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. طبق تحقیقات باستانشناسی به عمل آمده استقرار در این قلعه به دوران قبل از اسلام میرسد. در زمان بابک و صفویه از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و سالها به عنوان خزانه سلطنتی و مهمترین زندان مورد استفاده قرار گرفتهاست. این دژ شامل سه دیوار یا سه حصار متداخل است و از حصار چهارم به عنوان زندان استفاده میشدهاست.
👇👇👇
@TorkAz 🌺🍃
#زندانی_قلعه_قهقهه
#حمزه_سردادور
باصدای: پریوش زاهدی
قسمت اول
قلعه قهقهه در نزدیکی روستای کنچوبه و قره آج در منطقهی مرادلو مشکین شهر، قرار دارد که قلعهای با دیوارهای بلند و پرتگاههای عمیق در اطراف خود است. این قلعه محل زندانی شدن شیخ احمد گیلانی و شاه طهماسب صفوی بوده است که پرتگاههای عمودی اطراف آن گویی به دست انسان ساخته شده است. این بنا در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ تحت شماره ۶۱۹۲ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. طبق تحقیقات باستانشناسی به عمل آمده استقرار در این قلعه به دوران قبل از اسلام میرسد. در زمان بابک و صفویه از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و سالها به عنوان خزانه سلطنتی و مهمترین زندان مورد استفاده قرار گرفتهاست. این دژ شامل سه دیوار یا سه حصار متداخل است و از حصار چهارم به عنوان زندان استفاده میشدهاست.
👇👇👇
@TorkAz 🌺🍃
👍1
Forwarded from ❤ آزربایجان ❤
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💞سحرین عطری ساچی
💞گوزل گوللریم آچیر
💞بو گونه خوش باشلاین
💞قارانلیق بیزدن قاچیر
❤️گون آیدین گوزل وطن
گون آیدین ائل اوبام❤️
💞گوزل گوللریم آچیر
💞بو گونه خوش باشلاین
💞قارانلیق بیزدن قاچیر
❤️گون آیدین گوزل وطن
گون آیدین ائل اوبام❤️
❤ آزربایجان ❤
آذربایجان شرقی استانیندا هارالیسان؟😍
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقشه آذربایجان شرقی فبل سال ۱۳۷۰
❤ آزربایجان ❤
نقشه آذربایجان شرقی فبل سال ۱۳۷۰
🔴 اهر؛ قلب تاریخی و فرهنگی قرهداغ
اهر یکی از شهرهای تاریخی و ریشهدار آذربایجان شرقی و از مهمترین مراکز تاریخی، فرهنگی، اداری و تجاری قرهداغ است؛ شهری که پیشینه و حوزه ارتباطی آن بسیار فراتر از محدوده اداری امروز بوده است.
در گذشته، اهر مرکز ارتباطی و اداری بخش بزرگی از قرهداغ بود و مناطقی مانند هریس، خواجه، کلیبر، ورزقان، خاروانا، آبشاحمد وخدافرین جلفا بخشهایی از مرند و مشگینشهر با آن ارتباط داشتند. اهر در حدود سال ۱۳۰۰ دارای بلدیه بود و در دوره شکلگیری ثبت احوال، مردم بسیاری از مناطق اطراف برای امور اداری و صدور شناسنامه به اهر مراجعه میکردند.
بازار تاریخی اهر از مهمترین میراث تجاری شهر است و بهعنوان دومین بازار سرپوشیده آذربایجان شرقی پس از بازار تبریز شناخته میشود؛ بازاری که روزگاری محل دادوستد فرش، ورنی، پنبه، دام، ابزار، رنگرزی و بسیاری از کالاهای منطقه قرهداغ بود.
بقعه شیخ شهابالدین اهری و موزه ادب و عرفان، خانه قاسمخان، بافت تاریخی شهر و دیگر بناهای ارزشمند، بخشی از هویت فرهنگی اهر هستند.
🏺 در گستره اهر و قرهداغ، آثار و کتیبههای اورارتویی نیز از نشانههای اهمیت و پیشینه بسیار کهن این منطقه به شمار میروند و بخشی از تاریخ باستانی شمالغرب ایران را روایت میکنند.#اهر #اهری #قره_داغ #آذربایجان_شرقی #تاریخ_اهر #بازار_اهر #اورارتو #کتیبه_اورارتویی
اهر یکی از شهرهای تاریخی و ریشهدار آذربایجان شرقی و از مهمترین مراکز تاریخی، فرهنگی، اداری و تجاری قرهداغ است؛ شهری که پیشینه و حوزه ارتباطی آن بسیار فراتر از محدوده اداری امروز بوده است.
در گذشته، اهر مرکز ارتباطی و اداری بخش بزرگی از قرهداغ بود و مناطقی مانند هریس، خواجه، کلیبر، ورزقان، خاروانا، آبشاحمد وخدافرین جلفا بخشهایی از مرند و مشگینشهر با آن ارتباط داشتند. اهر در حدود سال ۱۳۰۰ دارای بلدیه بود و در دوره شکلگیری ثبت احوال، مردم بسیاری از مناطق اطراف برای امور اداری و صدور شناسنامه به اهر مراجعه میکردند.
بازار تاریخی اهر از مهمترین میراث تجاری شهر است و بهعنوان دومین بازار سرپوشیده آذربایجان شرقی پس از بازار تبریز شناخته میشود؛ بازاری که روزگاری محل دادوستد فرش، ورنی، پنبه، دام، ابزار، رنگرزی و بسیاری از کالاهای منطقه قرهداغ بود.
بقعه شیخ شهابالدین اهری و موزه ادب و عرفان، خانه قاسمخان، بافت تاریخی شهر و دیگر بناهای ارزشمند، بخشی از هویت فرهنگی اهر هستند.
🏺 در گستره اهر و قرهداغ، آثار و کتیبههای اورارتویی نیز از نشانههای اهمیت و پیشینه بسیار کهن این منطقه به شمار میروند و بخشی از تاریخ باستانی شمالغرب ایران را روایت میکنند.#اهر #اهری #قره_داغ #آذربایجان_شرقی #تاریخ_اهر #بازار_اهر #اورارتو #کتیبه_اورارتویی
👍2