کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
24.9K subscribers
8.64K photos
345 videos
3.57K files
6.15K links
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir

آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Download Telegram
مجموعه ای شامل یک صد نامه از امیر نظآم گروسی است که همزمان ارزش ادبی و تاریخی دارد و ما بین سالهای 1313 تا 1315ق نوشته شده است. نامه مورخ 31 ذی قعده 1313 که چهار روز پس از ترور ناصرالدین شاه نوشته شده این است:
اگرچه این حادثه عظمی عقل ها را حیران کرده، اما به اقتضای تکلیف، موجبات حفظ نظام و امنیت این ولات [ولایت] را از هر جهت فراهم آورده ایم و بحمدالله تا امروز بی نظمی و اختلالی روی نداده. حق تعالی روان مقدس شاهنشاه شهید مبرور را مهبط انوار رحمت قرار دهد....
کتاب با فهارس بسیار دقیق و مرتب چاپ شده و علاوه بر آن دهها عکس نفیس در پایان آن آمده است.
این مجموعه متعلق به مرحومه «بانو عزت ملک سودآور» بوده و به همین دلیل استاد ابوالعلاء سودآور بر آن مقدمه نوشته است.
سرکار خانم نرگس پدرام این اثر را آماده کرده و الحق و الانصاف زحمت کشیده است.
این اثر به عنوان یکی از آثار گنجینه بانو عزت ملک سودآور منتشر شده و دبیر این مجموعه دوست عزیز و ارجمند جناب آقای نادر مطلبی کاشانی است که آشکار است که در تدارک کار کتاب، زحمت زیادی کشیده اند.
https://t.me/UT_Central_Library
این اثر، فهرست نسخه هاى خطى صحيفه سجاديه، ترجمه هاى فارسى آن، ملحقات، حاشيه ها ومنتخباتى است كه در كتابخانه هاى مختلف داخل كشور نگهدارى مى شود و نسخه اى از فايل ديجيتالى آنها در كتابخانه تخصصى امام سجاد(ع) وابسته به مؤسسه دار العرفان موجود است.
دراين فهرست، محور اصلى طبقه بندى، تاريخ تأليف وسپس تاريخ كتابت نسخه هاى خطى ست. بدين ترتيب، عنوان نخست به نسخه هاى خطى صحيفه سجاديه وعنوان دوم به ترجمه هاى آن اختصاص يافته است. از عنوان سوم تا شصت وهفتم، آثار بر اساس تاريخ تأليف مرتب شده اند و ذيل هر عنوان، نسخه هاى متعلق به آن عنوان، بر اساس تاريخ كتابت تنظيم شده اند.
در این مجلد، 1114 نسخه معرفی شده و محل هر کدام از آنها در هر کتابخانه نیز ذیل معرفی نسخه قید شده است.
در پایان پاره ای از تصاویر نسخ هم آمده است.

478 صص

ناشر: دارالعرفان، قم،1405 (با مدیریت آقای امیر انصاریان)
https://t.me/UT_Central_Library
🔰پایان یک رفاقت طلایی؛
[چرا رفاقت سارتر و کامو به بن‌بست رسید؟](ibna.ir/x6Ktg)

🔸️تصور کنید دو غول فکری که روزگاری در کافه‌های پاریس دوشادوش یکدیگر علیه فاشیسم و پوچی جنگ قلم می‌زدند، ناگهان چنان تیغ قلم را بر گلوی هم بگذارند که ترکش‌های جدال قلمی‌شان فضای روشنفکری جهان را دگرگون کند. قصه ژان پل سارتر و آلبر کامو تنها روایت یک قهر روشنفکرانه نیست؛ آینه تمام‌نمای تلاطم‌های فکری سده بیستم است.


🔸️سارتر عنوان «اگزیستانسیالیست» را با آغوش باز پذیرفت، اما کامو ترجیح داد اندیشه‌اش را با عنوان «فلسفه پوچی» تعریف کند. سارتر مذهب را خصم صریح آزادی می‌دانست؛ در مقابل، کامو زاویه‌ای ستیزه‌جویانه با امر قدسی نداشت. سارتر، وضعیت بشری را در حفره میان آگاهی و جهان جست‌وجو می‌کرد و شعار معروفش «وجود مقدم بر ماهیت است» شد؛ یعنی انسان خودش، خودش را می‌سازد. در نقطه مقابل، کامو وضعیت بشر را مواجهه میان اشتیاق انسان به معنا و سکوت کرکننده جهان می‌دید و می‌گفت: «باید سیزیف را خوشبخت پنداشت».

🔸این شکاف در سیاست، ژرف‌تر هم شد: سارتر کمونیستی بود که معتقد بود برای رسیدن به جامعه آرمانی، گاهی باید دست‌ها را آلوده کرد و شوروی را تنها روزنه امید کارگران جهان می‌دانست. کامو اما در مقام یک اصلاح‌طلبِ مداراگر، زمان حال، نفی خشونت و گفت‌وگوی گشاده را اصل گرفت و در کتاب سترگش، «انسان طاغی»، اردوگاه‌های گولاگ شوروی را بی‌رحمانه نقد کرد. در بحران الجزایر نیز سارتر مشت گره‌کرده شورشیان را ستود، در حالی که کامو، نگران از تروریسم و جان مادرش در الجزیره، هم‌زمان هم استعمار و هم خون‌ریزی را محکوم کرد.


@ibna_official
هوش مصنوعی و آینده تولید دانش؛ آیا علم بدون اندیشیدن انسان پیشرفت می‌کند؟

هوش مصنوعی در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین ابزارهای پژوهش علمی تبدیل شده است. این فناوری می‌تواند مسائل پیچیده را حل کند، مقالات علمی بنویسد، داده‌ها را تحلیل کند و حتی در اثبات قضایای ریاضی مشارکت داشته باشد. اما این پیشرفت پرسشی اساسی ایجاد کرده است: اگر ماشین بتواند بخش بزرگی از دانش را تولید کند، جایگاه اندیشه و خلاقیت انسان چه خواهد شد؟
مکس واینرایش (Max Weinreich) در مقاله‌ای با عنوان «بحران ریاضیات تولیدشده با هوش مصنوعی» که در اوت ۲۰۲۶ در پایگاه علمی arXiv منتشر شده، نسبت به پیامدهای گسترش هوش مصنوعی در پژوهش‌های ریاضی هشدار داده است. او معتقد است ارزش علم صرفاً در تولید نتایج جدید نیست، بلکه فرایند اندیشیدن، تلاش برای حل مسئله و رسیدن به فهم عمیق نیز بخش مهمی از فعالیت علمی است.
به باور نویسنده، اگر پژوهشگران حل مسائل را به هوش مصنوعی واگذار کنند، ممکن است تولیدات علمی افزایش یابد، اما توانایی انسان در فهم و آفرینش دانش تضعیف شود. برای مثال، اثبات یک قضیه توسط هوش مصنوعی لزوماً به معنای آن نیست که پژوهشگر دریافت‌کننده آن، استدلال و مفاهیم پشت این اثبات را فهمیده است.
نگرانی دیگر نویسنده، افزایش بی‌رویه مقالات علمی است. هوش مصنوعی می‌تواند در زمانی کوتاه حجم عظیمی از مقالات تولید کند؛ در حالی که ظرفیت جامعه علمی برای مطالعه، نقد و داوری آن‌ها محدود است. اگر داوری مقالات نیز به سامانه‌های هوشمند سپرده شود، ممکن است چرخه‌ای شکل گیرد که در آن ماشین مقاله می‌نویسد، ماشین آن را ارزیابی می‌کند و نقش انسان در تولید و سنجش دانش کاهش می‌یابد.
واینرایش همچنین نگران آینده دانشگاه‌ها و پژوهشگران است. اگر مؤسسات علمی بتوانند بخش بزرگی از تحقیقات را با هوش مصنوعی انجام دهند، ممکن است انگیزه آن‌ها برای استخدام پژوهشگران و سرمایه‌گذاری در تربیت دانشمندان کاهش یابد. از سوی دیگر، شرکت‌های بزرگ فناوری می‌توانند نفوذ بیشتری بر مسیر پژوهش‌های علمی پیدا کنند.
نویسنده برای مقابله با این وضعیت پیشنهاد می‌کند که پژوهشگران و دانشگاه‌ها از فعالیت‌های علمی مستقل از هوش مصنوعی حمایت کنند، معیارهای اعتبار علمی را تغییر دهند و به جای توجه صرف به تعداد مقالات، بر میزان فهم واقعی پژوهشگران تأکید کنند. او حتی خواستار کنار گذاشتن استفاده از هوش مصنوعی در فعالیت‌های ریاضی است.
البته همه دانشمندان با این دیدگاه موافق نیستند. برخی، از جمله ریاضی‌دان مشهور ترنس تائو، معتقدند هوش مصنوعی می‌تواند به ابزاری برای گسترش توانایی‌های انسان و تسریع کشفیات علمی تبدیل شود. از این منظر، مسئله اصلی حذف هوش مصنوعی نیست، بلکه استفاده مسئولانه از آن همراه با حفظ نظارت و استقلال فکری انسان است.
اهمیت این بحث به ریاضیات محدود نمی‌شود. در تاریخ، ادبیات، علوم انسانی و مهندسی نیز هوش مصنوعی می‌تواند انبوهی از اطلاعات و تحلیل‌ها را تولید کند، اما این تولیدات لزوماً جایگزین فهم عمیق، نقد منابع و خلاقیت پژوهشگر نخواهند شد.
پرسش اصلی برای دانشگاه‌ها و دانشجویان این است که چگونه می‌توان از امکانات گسترده هوش مصنوعی بهره برد، بی‌آنکه توانایی اندیشیدن، پرسشگری و تولید مستقل دانش تضعیف شود. آینده علم نه فقط به مقدار دانشی که ماشین تولید می‌کند، بلکه به توانایی انسان در فهم، نقد و گسترش آن دانش وابسته خواهد بود.
منبع: Max Weinreich, “The Crisis of AI-Generated Mathematics,” arXiv, August 2026. متن مقاله

https://t.me/UT_Central_Library
https://www.cambridge.org/core/books/myth-text-and-image-in-ancient-mesopotamia/C8541581ECD0F8E77B7D154112102B22?utm_source=chatgpt.com
اسطوره، متن و تصویر در بین‌النهرین باستان؛ روایتی از شناخت جهان
معرفی کتابی تازه از بئاته پونگراتس-لایستن، انتشارات دانشگاه کمبریج، ۲۰۲۶، ۴۲۶ صفحه
کتاب Myth, Text, and Image in Ancient Mesopotamia: A Narrative Reading of the World، نوشته Beate Pongratz-Leisten،
استاد مؤسسه مطالعات جهان باستان دانشگاه نیویورک، اثری تازه درباره جایگاه اسطوره و تصویر در فرهنگ و اندیشه مردم بین‌النهرین باستان است. این کتاب در سال ۲۰۲۶ توسط انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شده و می‌کوشد نگاه رایج به اسطوره‌های باستانی را تغییر دهد.
پرسش اصلی کتاب این است: آیا اسطوره‌های باستانی صرفاً داستان‌هایی خیالی درباره خدایان و جهان هستند، یا می‌توان آنها را شیوه‌ای برای شناخت و توضیح واقعیت دانست؟
نویسنده از دیدگاه دوم دفاع می‌کند. به اعتقاد او، اسطوره در تمدن بین‌النهرین تنها مجموعه‌ای از باورهای دینی یا داستان‌های سرگرم‌کننده نبود، بلکه نوعی نظام معرفتی به شمار می‌رفت. انسان‌های باستان از طریق روایت‌های اسطوره‌ای، پدیده‌های طبیعی، روابط اجتماعی، قدرت سیاسی، مناسک مذهبی و جایگاه انسان در جهان را توضیح می‌دادند.
برای مثال، داستان‌هایی که درباره خدایان، آفرینش جهان یا نظم کیهانی ساخته می‌شدند، می‌توانستند به مردم کمک کنند تا درباره نظم جامعه و مناسبات قدرت نیز تصوری منسجم پیدا کنند. از این منظر، اسطوره فقط بازتاب‌دهنده جهان نبود، بلکه در شکل‌گیری برداشت انسان‌ها از جهان نیز نقش داشت.
یکی از ویژگی‌های مهم کتاب، توجه هم‌زمان به متن و تصویر است. پژوهش‌های سنتی درباره بین‌النهرین معمولاً بر الواح میخی، متون ادبی و اسناد مکتوب تمرکز داشته‌اند. پونگراتس-لایستن تأکید می‌کند که تصاویر، نقش‌برجسته‌ها و دیگر آثار هنری نیز می‌توانستند حامل دانش باشند. تصویر گاهی مفهومی را بیان می‌کرد که در متن به همان شکل قابل انتقال نبود. بنابراین، برای شناخت اندیشه مردم باستان باید روایت‌های نوشتاری و تصویری را در کنار یکدیگر مطالعه کرد.
نویسنده برای بررسی این موضوع از رویکردهای جدیدی مانند روایت‌شناسی شناختی، نشانه‌شناسی شناختی و مطالعات تصویری بهره می‌گیرد. این روش‌ها به پژوهشگر کمک می‌کنند تا دریابد انسان چگونه از طریق داستان و تصویر، تجربه‌های خود را سازمان می‌دهد و به آنها معنا می‌بخشد.
بخش دیگری از کتاب به حافظه فرهنگی و بازآفرینی گذشته اختصاص دارد. روایت‌های اسطوره‌ای در طول زمان ثابت نمی‌ماندند، بلکه نسل‌های بعد آنها را بازگو، بازتفسیر و گاه با شرایط جدید سازگار می‌کردند. در نتیجه، گذشته در حافظه فرهنگی جوامع همواره بازسازی می‌شد. نویسنده نشان می‌دهد که روایت تاریخی و اسطوره‌ای، علاوه بر حفظ خاطره گذشته، ابزاری برای معنا بخشیدن به زمان حال نیز بوده است
https://t.me/UT_Central_Library
دل آراما، نگارا، چون تو هستی
همه چیزی که باید، هست ما را

⊹ سنایی
@kheshtbekhesht

چهلستون
🔸 رونمایی کتاب «شرق‌شناسی در روسیه: ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی»
خبرآنلاین و بنیاد ایران‌شناسی برگزار می‌کنند


باحضور؛
▫️علی‌اکبر صالحی
▫️محمود جعفری‌دهقی
▫️محمدکاظم سجادپور
▫️ویتالی ناومکین؛ رئیس انستیتوی شرق‌شناسی مسکو
▪️مهدی سنایی؛ مولف کتاب

▪️چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰
▪️خیابان شیخ بهایی جنوبی، پایین‌تر از بزرگراه همت، خیابان ایران‌شناسی، بنیاد ایران‌شناسی، سالن دکتر حبیبی


@KhabarOnline_ir | Khabaronline.ir
Audio
عنوان: From Awareness to Action:A Phenomenological Study of Sustainable Librarianship and Green Library Practices
مولفان: Adeniyi Isaiah Kayode, George Osas Eromosele
ناشر:  De Gruyter
سال انتشار:  2025

کتابخانه سبز که با مفهوم کتابخانه‌داری پایدار پیوند خورده است، به کتابخانه‌ای اشاره دارد که اصول حفاظت از محیط زیست و پایداری را در زیرساخت‌ها، عملیات روزمره، فناوری‌ها و خدمات خود ادغام می‌کند تا ردپای زیست‌محیطی خدمات اطلاع‌رسانی را به حداقل برساند. این پژوهش میزان آگاهی و تجربیات متخصصان علم اطلاعات و کتابداری را در دانشگاه‌های نیجریه در این زمینه بررسی میکند. یافته‌ها نشان می‌دهد که میان آگاهی تئوریک و اجرای عملی ابتکارات محیط‌زیستی شکاف عمیقی وجود دارد و موانع ساختاری جدی نظیر کمبود بودجه مالی، زیرساخت‌های نامطمئن از جمله نوسانات برق، و نبود سیاست‌های حمایتی، مانع اصلی توسعه این اقدامات به شمار می‌روند. پژوهشگران پیشنهادهایی راهبردی همچون تدوین منشور ملی کتابخانه سبز، توسعه برنامه‌های آموزشی هدفمند و ایجاد شراکت‌های راهبردی را در کتابخانه‌ ها پیشنهاد می‌کنند.

  @KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
✳️ برگزاری کارگاه آموزش نگارش مرورهای نظام‌مند با ابزارهای هوش مصنوعی: از جستجوی منابع تا تحلیل داده‌ها

👩🏻‍💻 مدرس: دکتر فرزانه قنادی نژاد

🗓 زمان برگزاری: دوشنبه، ۴ آبان ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۲-۱۰

🏢 مکان برگزاری: کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، طبقه همکف، سالن شورا

🌐 لینک ورود مجازی: 
https://vroom.ut.ac.ir/library

💥💥 شرکت در این کارگاه برای کارکنان محترم کتابخانه‌های دانشگاه تهران دارای امتیاز آموزشی است. در این راستا، کارکنان محترم لازم است پس از ورود به لینک پیوند مجازی (https://vroom.ut.ac.ir/library)، ورود مهمان را انتخاب کرده و نام و نام خانوادگی و کد پرسنلی خود را وارد نمایند.

https://t.me/UT_Central_Library
پدرم در حوالی سنۀ ۱۳۲۸ که به نوشتن کتابه‌های مسجد ملاحسین کرمانی اشتغال داشت، از ملّاعبدالكريم صحّاف مرّکب می‌خرید. روزی به این قصد به بازار می‌رود. صحّاف را به نماز رفته و پارچۀ علامت را انداخته می‌بیند. تکیه به عصا داده در انتظار می‌ایستد. در این حال می‌بیند زنی با چادر سیاه و روبند به رسم قدیم زنان اصفهان نزدیک دکّان پابه‌پا می‌کند، پیداست که او هم منتظر صحّاف است. از زن می‌پرسد: با صحّاف چه کار داری؟
ــ مقداری کاغذ و کتاب کهنه دارم به‌تدریج می‌آورم به او می‌فروشم. او به‌قول خودش با این کاغذها جلد کتاب و مقوا می‌سازد و خرده‌خرده به من پول می‌دهد.
ــ اکنون با خود از آن کاغذها آورده‌ای؟
ــ آری.
زن دستمالی را جلو چشم مرد باز می‌کند، دو سه کتاب و چند قطعه خط در آن بوده است. یکی از کتاب‌ها را بر می‌دارد چون آن را می‌گشاید چندان مستغرق می‌شود که گفتی از هوش رفته است!
ــ این کتاب را به چند از تو می‌خرید؟
ــ به یکی دو سه قِران که تدریجاً وجهِ آن را می‌داد و می‌گفت این کاغذکهنه‌ها به درد مقوا هم نمی‌خورَد!
یکی از قطعات را می‌بیند بهترین خط «درویش» است.
ــ این قطعه‌ها را به چند می‌فروختی؟
ــ آقا اینها قیمتی ندارد. بقچه‌بقچه باید فروخت.
ــ دیگر ازین جنس کتاب و قطعه داری؟
ــ آری
ــ برو برویم. من بیشتر از صحّاف به تو پول می‌دهم.
زن دعا می‌کند و همراه پدرم به راه می‌افتد. اما کتاب، خمسۀ نظامیِ مذهّب و منقّش بوده است، از بهترین آثار عهد تیموری با جلدِ سوختِ زرافشان که به‌قول صحّاف "اسقاط شده است"!
در بین راه حوائج زن را از نان و گوشت و زغال و قند و چای می‌خرد و با خود می‌برد. بعد از طی مسافتی بعید به خانهٔ زن می‌رسد، خانه‌ای ویرانه، سقف‌ها در هم شکسته و در و دیوارش سر به هم نهاده. چند طفل یتیم پسر و دختر روی پلاسی مندرس نشسته، چشم‌به‌راه مادرند. به محض اینکه مادرشان وارد منزل شد مانند جوجه‌های مرغ زیر بال مادر دویدند و به دیدن نان شادی کردند. حکایت را خلاصه می‌کنم که:
ز دست اشک حکایت نمی‌توانم کرد
که می‌نویسم و برفور می‌شود مغسول

پدرم ایشان را نوازش می‌کند و صندوق کتاب و قطعه را یکجا به دوتومان خریده، نقد می‌پردازد و در صندوق را قفل می‌کند که از آنِ من است، روز دیگر حمّال می‌آورم و آن را می‌برم. محض نمونه دو سه کتاب و چند قطعه با خود برداشته، از خانه بیرون می‌آید. دعا و ثنای زن و فرزندانش تا در منزل بدرقه اوست که ما را از گرسنگی و صدبار رفت‌وآمد نزد صحاف و تحویل گرفتن ترشرویی و تلخگوشتی‌های او نجات دادی.
پدرم از آنجا یکسر به خانهٔ رکن‌الملک می‌شتابد که: ها رنجوریِ من از حد گذشته و پایان حیاتم نزدیک است. فرزندان من بالغ و رشید نیستند، قدروقیمت کتابخانهٔ مرا نمی‌شناسند، می‌خواهم همه را یکجا به تو بفروشم و برای آنها ضیاع و عقاری بگذارم که سرمایۀ معیشت ایشان باشد.

رکن‌الملک هرگز به خاطرش خطور نمی‌کرد که میرزای طرب و فروختن کتاب خطی و قطعات خطوط اساتید؟! کسی که شیرازهٔ حیاتش به شیرازهٔ کتاب بسته و رگ جانش به عروق تشعیر و تحریر پیوسته تا بالمرّه از جان و جهان چشم نپوشیده و کارد به استخوانش نرسیده باشد به فروش کتاب و قطعه و مرقّع تن در نمی‌دهد. رکن‌الملک پیشنهاد را با کمال شوق می‌پذیرد و پدرم صندوق کتاب و قطعه را با نمونه‌ها که اول‌بار تسلیم کرده بود یکجا به مبلغ دوازده هزار و پانصد تومان به رکن‌الملک می‌فروشد و تمام این مبلغ را به همان زن و بچه‌ها بر می‌گرداند. به این طریق که برای ایشان خانه و دکان و حمام و ملک و اثاث‌البیت می‌خرد، به طوری که مرفه و آبادان زندگانی می‌کنند و بالجمله ایشان را از حضیض مذلّت به اوج عزّت می‌رساند.
پدرم از آن همه کتاب و قطعه و مرقع یک ورق و از آن مبلغ یک دینار تصرف نکرد و در این معامله چندان بزرگواری و جوانمردی به خرج داد که عقل ابناء دنیا از آن قاصر است. اطفال يتيم را به مدرسه فرستاد و تا زنده بود در حق آنها پدری کرد. حتی از درس و مشق ایشان شخصاً مواظبت می‌فرمود. آن اطفال اکنون همه برومند و صاحب مال و جاه و اعتبار و عزّت شده‌اند.

جلال‌الدین همایی، تاریخ اصفهان: مجلّد جغرافیای اصفهان، پژوهشگاه علوم انسانی، ۱۳۹۸: ۲۸۱
‌
[با تشکر از سید محمدرضا ابن الرسول]

https://t.me/UT_Central_Library
🔰به مناسبت انتخاب نمایشگاه بین‌المللی کتاب ابوظبی؛
[شاید دن کیشوت واقعا جهان را اشتباه نمی‌دید](ibna.ir/x6Kq9)

🔸روایت شوالیه‌ای که چهار قرن است با آسیاب‌های بادی می‌جنگد و هنوز پرسش‌هایش درباره انسان، واقعیت و رویا برای خوانندگان جهان تازه است.

🔸دن کیشوت شاید از نگاه دیگران مردی مضحک باشد، اما برای خودش به اصولی وفادار است که به آنها باور دارد. او حاضر نیست تنها به این دلیل که جهان رویاهایش را نمی‌فهمد، از آنها دست بکشد.

🔸️تصویر مردی که با جدیت به سوی آسیاب‌های بادی می‌تازد، امروز تنها یک صحنه از یک رمان نیست؛ استعاره‌ای جهانی از انسانی است که در برابر جهانی ناسازگار با رویاهایش ایستاده است.

🔸️شاید راز ماندگاری «دن کیشوت» نیز همین باشد. هر نسل می‌تواند در آن چیزی از خود پیدا کند: انسانی که رویا می‌بیند، انسانی که با واقعیت می‌جنگد، انسانی که گاهی نمی‌داند مرز میان این دو کجاست.


@ibna_official
🔰به مناسبت ۲۸ مهر زادروز ستارخان؛
[سردار ملی مشروطه ایرانی](ibna.ir/x6KLr)

🔸در کتاب «ستارخان و جنبش آذربایجان» می‌خوانیم: در زمانی که مشروطه در تمام ایران شکست خورده بود و محلۀ نه چندان بزرگ امیره قیز در محاصره قرار داشت، هیچ کس باور نمی‌کرد که ستارخان بتواند ایستادگی نموده و پیروز شود. ستارخان با دسته‌ای اندک نبرد را پیش برده و استعداد خود را به عنوان یک سردار بزرگ و مشروطه‌خواهی صادق به مردم نشان داد و از سوی دیگر مشروطه را به ایران بازگرداند.

🔸سواران و تفنگچیان رحیم خان، شجاع‌ نظام، سهام‌الدوله و انجمن «اسلامیه» با هدف تصرف انجمن حقیقت در ۲ ژوئیه به امیره قیز حمله کردند. مجاهدان ستارخان جلوی حملۀ دشمن را گرفتند. نیروهای ضدانقلاب برای اولین بار به وسیلۀ توپ، امیره قیز را زیر آتش گرفتند. ولی آتش توپ نیز کمکی به آنان نکرد. ستارخان و همرزمانش با تیراندازی مناسب، دشمن را به عقب‌نشینی وادار کردند. ستارخان هنوز نیمی از امیره قیز را در دست داشت.

🔸جنگ بی‌امان از روز ۲۱ ژوئیه تا ۱۰ اوت شب و روز ادامه یافت. خونین‌ترین نبردها در روزهای ۲۵ و ۲۶ ژوئیه انجام شد. بنا به نوشتۀ محمدباقر ویجویه که در نبردها شرکت داشته، در این نبردها، هر مجاهد با ۵ سوار یا تفنگچی می‌جنگید. دوباره هجوم اساسی بر محلۀ امیره قیز انجام شد. نیروهای دشمن به کمک آتش توپ، به انجمن حقیقت قرارگاه ستارخان نزدیک شدند. ولی در نتیجۀ فرماندهی مناسب ستارخان و باقرخان با توپ و تفنگ پاسخ دشمن داده شد و حملۀ آنان متوقف گردید. دشمن هر لحظه با نزدیک شدن به انجمن حقیقت، در فکر به چنگ آوردن ستارخان بود ولی ستارخان بی باک و خستگی‌ناپذیر به سنگرها سر می‌زد، مجاهدان را رهبری می‌کرد و با شجاعت خود آنان را به شور می‌آورد.


🔸لنین که وقایع انقلابی تبریز را به دقت زیر نظر داشت، در همان روزها می‌نویسد:

«می‌توان گفت مبارزۀ خونین تبریز و موفقیت انقلابیانی که به دفعات ضربه‌های سنگین متحمل شدند، نشان می‌دهد که برنامه‌های شاه که مورد یاری لیاخوف‌های روسی و دیپلمات‌های انگلیسی قرار داشت، با جدی‌ترین مقاومت از پایین روبه‌رو شد.»


@ibna_official