پیام آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر انقلاب به مناسبت روز ملی خلیج فارس
بسمالله الرّحمن الرّحیم
🔹یکی از نعمتهای بیبدیل خداوند متعال برای ملتهای مسلمان منطقهی ما خصوصاً مردم شریف ایران اسلامی، موهبت «خلیج فارس» است. نعمتی فراتر از یک پهنهی آبی که بخشی از هویت و تمدنمان را شکل داده و علاوه بر نقطه اتصال ملتها، مسیر حیاتی و منحصر به فرد اقتصاد جهانی را در تنگه هرمز و پس از آن دریای عمان ایجاد کرده است. این سرمایهی راهبردی، طمع شیاطین بسیاری را در قرنهای گذشته برانگیخته و سابقهی تجاوزهای مکرّر بیگانگان اروپایی و امریکایی، ناامنیها، ضررها و تهدیدهای متعدد برای کشورهای منطقه، تنها گوشهای از نقشههای شوم مستکبران جهان علیه ساکنان منطقهی خلیج فارس میباشد که تازهترین نمونهی آن قدّارهکشیهای اخیر شیطان بزرگ بود.
🔹ملت ایران که دارای بیشترین ساحل خاکی خلیج فارس است، بیشترین جانفشانیها را در راه استقلال خلیج فارس و مقابله با بیگانگان و متجاوزان داشته است؛ از اخراج پرتغالیها و آزادسازی تنگه هرمز که مبنای نامگذاری دهم اردیبهشت ماه به عنوان روز ملی خلیج فارس شده است، تا مبارزه علیه استعمار هلند و نیز حماسههای مقاومت در مقابل استعمار انگلیس و ... اما انقلاب اسلامی، نقطه عطف این مقاومتها در کوتاه کردن دست مستکبران از منطقهی خلیج فارس بود و امروز با گذشت دو ماه از بزرگترین لشکرکشی و تجاوز زورگویان دنیا در منطقه و شکست مفتضحانهی امریکا در نقشهی خود، فصل نوین خلیج فارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است.
🔹ملتهای منطقه خلیج فارس که سالهای متمادی به سکوت و ذلّتپذیریِ حاکمان در برابر زورگویان و تجاوزکاران عادت کرده بودند، در شصت روز گذشته جلوههای زیبای صلابت، هوشیاری و مجاهدت دلاورمردان نیروهای دریایی ارتش و سپاه را در کنار غیرت و سلحشوری مردم و جوانان خطّهی جنوب ایران عزیز در نفی سلطهی بیگانگان به چشم خود دیدند.
🔹امروز به عنایات حضرت حق جَلَّوعَلا و به برکت خون شهدای مظلوم جنگ تحمیلی سوم علیالخصوص رهبر عظیمالشأن و دوراندیش انقلاب اسلامی اعلیاللهمقامهالشریف، نه فقط در میان افکار عمومی جهان و ملتهای منطقه، حتی برای سلاطین و حاکمان کشورها نیز ثابت شد که حضور بیگانگان امریکایی و لانهگزینی و آشیانهکردن آنها در سرزمینهای خلیج فارس، مهمترین عامل ناامنی در منطقه است و پایگاههای پوشالی امریکا تاب و توان تأمین امنیت خود را نیز ندارد، چه رسد به اینکه امیدی به تأمین امنیت وابستگان و امریکاپرستان منطقه توسط امریکا باشد.
🔹به حول و قوّه الهی آیندهی درخشان منطقهی خلیج فارس، آیندهای بدون امریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملتهایش خواهد بود. ما با همسایگانمان در پهنهی آبی خلیج فارس و دریای عمان «همسرنوشت» هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعرِ آبهایش. و زنجیرهی این ظفر که به لطف پروردگار تبارک و تعالی در سایهی تدابیر و سیاستهای مقاومت و راهبرد ایران قوی محقّق شده است، طلیعهی نظم جدید منطقه و جهان خواهد بود.
🔹امروز برانگیختگی معجزهگون ملت ایران، منحصر در دهها میلیون جانفدای مبارزه با صهیونیسم و امریکای خونریز نمانده و پیشاپیش صفوف به هم پیوسته امّت مبعوث شدهی اسلامی؛ نود میلیون هموطن غیور و شریف ایرانی داخل و خارج از کشور، تمامی ظرفیتهای هویتی، معنوی، انسانی، علمی، صنعتی و فناوریهای پایهای و نوین ـ از نانو و بیو تا هستهای و موشکی ـ را سرمایهی ملی خود فرض کرده و همچون مرزهای آبی، خاکی و هوایی پاسدار آن خواهند بود.
🔹ایران اسلامی با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقهی خلیج فارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوء استفادههای دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید. قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همهی ملتهای منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد؛ بِاِذنِ الله وَلَو کَرِهَ الکافرون.
سیدمجتبی حسینی خامنهای
۱۰/اردیبهشت/۱۴۰۵
🌀 @NoghteDid
بسمالله الرّحمن الرّحیم
🔹یکی از نعمتهای بیبدیل خداوند متعال برای ملتهای مسلمان منطقهی ما خصوصاً مردم شریف ایران اسلامی، موهبت «خلیج فارس» است. نعمتی فراتر از یک پهنهی آبی که بخشی از هویت و تمدنمان را شکل داده و علاوه بر نقطه اتصال ملتها، مسیر حیاتی و منحصر به فرد اقتصاد جهانی را در تنگه هرمز و پس از آن دریای عمان ایجاد کرده است. این سرمایهی راهبردی، طمع شیاطین بسیاری را در قرنهای گذشته برانگیخته و سابقهی تجاوزهای مکرّر بیگانگان اروپایی و امریکایی، ناامنیها، ضررها و تهدیدهای متعدد برای کشورهای منطقه، تنها گوشهای از نقشههای شوم مستکبران جهان علیه ساکنان منطقهی خلیج فارس میباشد که تازهترین نمونهی آن قدّارهکشیهای اخیر شیطان بزرگ بود.
🔹ملت ایران که دارای بیشترین ساحل خاکی خلیج فارس است، بیشترین جانفشانیها را در راه استقلال خلیج فارس و مقابله با بیگانگان و متجاوزان داشته است؛ از اخراج پرتغالیها و آزادسازی تنگه هرمز که مبنای نامگذاری دهم اردیبهشت ماه به عنوان روز ملی خلیج فارس شده است، تا مبارزه علیه استعمار هلند و نیز حماسههای مقاومت در مقابل استعمار انگلیس و ... اما انقلاب اسلامی، نقطه عطف این مقاومتها در کوتاه کردن دست مستکبران از منطقهی خلیج فارس بود و امروز با گذشت دو ماه از بزرگترین لشکرکشی و تجاوز زورگویان دنیا در منطقه و شکست مفتضحانهی امریکا در نقشهی خود، فصل نوین خلیج فارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است.
🔹ملتهای منطقه خلیج فارس که سالهای متمادی به سکوت و ذلّتپذیریِ حاکمان در برابر زورگویان و تجاوزکاران عادت کرده بودند، در شصت روز گذشته جلوههای زیبای صلابت، هوشیاری و مجاهدت دلاورمردان نیروهای دریایی ارتش و سپاه را در کنار غیرت و سلحشوری مردم و جوانان خطّهی جنوب ایران عزیز در نفی سلطهی بیگانگان به چشم خود دیدند.
🔹امروز به عنایات حضرت حق جَلَّوعَلا و به برکت خون شهدای مظلوم جنگ تحمیلی سوم علیالخصوص رهبر عظیمالشأن و دوراندیش انقلاب اسلامی اعلیاللهمقامهالشریف، نه فقط در میان افکار عمومی جهان و ملتهای منطقه، حتی برای سلاطین و حاکمان کشورها نیز ثابت شد که حضور بیگانگان امریکایی و لانهگزینی و آشیانهکردن آنها در سرزمینهای خلیج فارس، مهمترین عامل ناامنی در منطقه است و پایگاههای پوشالی امریکا تاب و توان تأمین امنیت خود را نیز ندارد، چه رسد به اینکه امیدی به تأمین امنیت وابستگان و امریکاپرستان منطقه توسط امریکا باشد.
🔹به حول و قوّه الهی آیندهی درخشان منطقهی خلیج فارس، آیندهای بدون امریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملتهایش خواهد بود. ما با همسایگانمان در پهنهی آبی خلیج فارس و دریای عمان «همسرنوشت» هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعرِ آبهایش. و زنجیرهی این ظفر که به لطف پروردگار تبارک و تعالی در سایهی تدابیر و سیاستهای مقاومت و راهبرد ایران قوی محقّق شده است، طلیعهی نظم جدید منطقه و جهان خواهد بود.
🔹امروز برانگیختگی معجزهگون ملت ایران، منحصر در دهها میلیون جانفدای مبارزه با صهیونیسم و امریکای خونریز نمانده و پیشاپیش صفوف به هم پیوسته امّت مبعوث شدهی اسلامی؛ نود میلیون هموطن غیور و شریف ایرانی داخل و خارج از کشور، تمامی ظرفیتهای هویتی، معنوی، انسانی، علمی، صنعتی و فناوریهای پایهای و نوین ـ از نانو و بیو تا هستهای و موشکی ـ را سرمایهی ملی خود فرض کرده و همچون مرزهای آبی، خاکی و هوایی پاسدار آن خواهند بود.
🔹ایران اسلامی با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقهی خلیج فارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوء استفادههای دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید. قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همهی ملتهای منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد؛ بِاِذنِ الله وَلَو کَرِهَ الکافرون.
سیدمجتبی حسینی خامنهای
۱۰/اردیبهشت/۱۴۰۵
🌀 @NoghteDid
Forwarded from کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (Ras)
شهید_همه_اعصار_متنی_از_پرویز_خرسند_سال_1352ش.pdf
11.5 MB
از اسناد موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
https://t.me/UT_Central_Library
https://t.me/UT_Central_Library
پرویز خرسند درگذشت
پرویز خرسند نویسنده، روزنامهنگار و چهره فرهنگی اهل ایران، متولد ۱۳۱۹ از مشهد است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، نخستین سردبیر هفتهنامه سروش بود.
او از دوستان نزدیک علی شریعتی و ویراستار آثار او در سال ۱۳۵۰ بود. شریعتی در یکی از آثارش، تحت عنوان «نامه دکتر به پرویز خرسند» از او به نیکی یاد کرده است.
وی سالها ویراستاری و سردبیری آثار و نشریات حسینیه ارشاد را بر عهده داشت و به دلیل نوشتهها و سخنرانیهایش در دوران پهلوی زندانی بود..... [باقی شرح حال وی را در ویکی پدیا ملاحظه فرمایید...]
پرویز خرسند نویسنده، روزنامهنگار و چهره فرهنگی اهل ایران، متولد ۱۳۱۹ از مشهد است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، نخستین سردبیر هفتهنامه سروش بود.
او از دوستان نزدیک علی شریعتی و ویراستار آثار او در سال ۱۳۵۰ بود. شریعتی در یکی از آثارش، تحت عنوان «نامه دکتر به پرویز خرسند» از او به نیکی یاد کرده است.
وی سالها ویراستاری و سردبیری آثار و نشریات حسینیه ارشاد را بر عهده داشت و به دلیل نوشتهها و سخنرانیهایش در دوران پهلوی زندانی بود..... [باقی شرح حال وی را در ویکی پدیا ملاحظه فرمایید...]
جلال الدین همایی
@hasan_kasai
جلال الدین همایی ( Shared via Audify Music Player
https://audifymusicplayer.page.link/5JPwpTixX3uuzyzQ8 )
سخنرانی مرحوم همایی
https://t.me/UT_Central_Library
https://audifymusicplayer.page.link/5JPwpTixX3uuzyzQ8 )
سخنرانی مرحوم همایی
https://t.me/UT_Central_Library
استفسار معنای شعری از حافظ از مرجع وقت دوران فتحعلی شاه، آیت الله میرزا ابوالقاسم قمی (از علمای بزرگ شیعه در قرن سیزدهم) و پاسخ ایشان:
113 ـ سؤال: معني اين دو بيت حافظ را بيان فرماييد كه گفته: ساقي حديث سرو و گل لاله ميرود اين بحث با ثلاثه غسّاله ميرودمي ده كه نوعروس چمنحدّ حسن يافت كار اين زمان زصنعت دلّاله ميرود
جواب: مدّتي بود كه در معني «ثلاثـة غسّاله» هر كس سخني ميگفت و سخن دلپذيري از كسي نشنيدم؛ هر چند از اهل عرفان و صنعت شعر بودند، و الحال به گمان قاصر ميرسد كه مراد از «ثلاثـة غسّاله» آب و سبزه و روي نيكو باشد؛ چنانكه در شعر مشهور است كه:
ثلاثة تجلّوا عن القلب الحَزن الماء والخضراء والوجه الحسن يعني اين سه چيز، غسّالة حزن و اندوهاند و غبار غم را از دل ميشويند. و شايد مرادِ حافظ بنابر طريقة اهل ذوق و شعر اين باشد كه: اي مرشد حقيقی! مي عرفان محبوب حقيقي بده كه وقت است؛ چون از ملاحظة جمال محبوبات مجازيّـه مرا جاذبه حاصل و اين ملاحظه دلّال و راهنمايي من به محبوب حقيقي شد؛ پس صنعت و مشّاطگي عشق مجازي كه صورت محبوب مجازي را از براي من به جلوه در آورد، دليل راه من شد به محبوب حقيقي؛ چنانكه طريقة اين جماعت است كه ميگويند: «المجاز قَنطرة الحقيقة». پس ميگويد كه: اي ساقي ما در حديث سرو و گل لاله كه (صور) معشوقات مجازيّـه است مشغوليم در كنار آب روان و سبزهزار و صحبت يار خوش صورت؛ پس الحال كه نو عروسِ چمن كه صورت محبوب مجازي است، حدّ حُسن يافت. و مراد از چمن دار دنياي فاني است و نو عروس آن مستلذّات اين دار غرور است. و چون حُسن آنها به حدّ كمال در نظر آمد الحال وقت است كه برسيم به مشاهدة جمال محبوب حقيقي؛ پس به ما از مي معرفت بده تا به مقصود برسيم. [جامع الشتات، ج 1، ص 682]
https://t.me/UT_Central_Library
113 ـ سؤال: معني اين دو بيت حافظ را بيان فرماييد كه گفته: ساقي حديث سرو و گل لاله ميرود اين بحث با ثلاثه غسّاله ميرودمي ده كه نوعروس چمنحدّ حسن يافت كار اين زمان زصنعت دلّاله ميرود
جواب: مدّتي بود كه در معني «ثلاثـة غسّاله» هر كس سخني ميگفت و سخن دلپذيري از كسي نشنيدم؛ هر چند از اهل عرفان و صنعت شعر بودند، و الحال به گمان قاصر ميرسد كه مراد از «ثلاثـة غسّاله» آب و سبزه و روي نيكو باشد؛ چنانكه در شعر مشهور است كه:
ثلاثة تجلّوا عن القلب الحَزن الماء والخضراء والوجه الحسن يعني اين سه چيز، غسّالة حزن و اندوهاند و غبار غم را از دل ميشويند. و شايد مرادِ حافظ بنابر طريقة اهل ذوق و شعر اين باشد كه: اي مرشد حقيقی! مي عرفان محبوب حقيقي بده كه وقت است؛ چون از ملاحظة جمال محبوبات مجازيّـه مرا جاذبه حاصل و اين ملاحظه دلّال و راهنمايي من به محبوب حقيقي شد؛ پس صنعت و مشّاطگي عشق مجازي كه صورت محبوب مجازي را از براي من به جلوه در آورد، دليل راه من شد به محبوب حقيقي؛ چنانكه طريقة اين جماعت است كه ميگويند: «المجاز قَنطرة الحقيقة». پس ميگويد كه: اي ساقي ما در حديث سرو و گل لاله كه (صور) معشوقات مجازيّـه است مشغوليم در كنار آب روان و سبزهزار و صحبت يار خوش صورت؛ پس الحال كه نو عروسِ چمن كه صورت محبوب مجازي است، حدّ حُسن يافت. و مراد از چمن دار دنياي فاني است و نو عروس آن مستلذّات اين دار غرور است. و چون حُسن آنها به حدّ كمال در نظر آمد الحال وقت است كه برسيم به مشاهدة جمال محبوب حقيقي؛ پس به ما از مي معرفت بده تا به مقصود برسيم. [جامع الشتات، ج 1، ص 682]
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Forwarded from کتاب کست هوشمند کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران (lib.ut.ac)
Audio
کتاب "جنگ بینام: تقابل راهبردی ایران و اسرائیل" (A War Without a Name: The Iran-Israel Relationship in Historical Perspective) منتشر شده در سال ۲۰۲۴، به تحلیل ماهیت تحولیافته نبرد میان ایران و اسرائیل از منظر تاریخی و سیاسی میپردازد و این تنش را به یک «جنگ بینام» تشبیه میکند که ویژگیهای جنگ سرد را با ابزارهای نوین ترکیب کرده است. نویسنده این تقابل را جنگی وجودی و ایدئولوژیک توصیف میکند که در آن هر طرف به دنبال تثبیت الگوی سیاسی خود و تغییر دائمی موازنه قدرت به نفع خویش در جغرافیای سیاسی منطقه است. در این چهارچوب، ایران با طراحی هوشمندانه «محور مقاومت»، شبکهای منسجم از متحدان را برای اعمال فشار استراتژیک و مدیریت نبردهای نامتقارن علیه اهداف خود در سراسر خاورمیانه ایجاد کرده است. این منبع بر این باور است که وقایع اخیر، رویارویی طرفین را به مرحلهای جدید و مستقیم سوق داده که قدرت مانور راهبردی آنها و اراده جدی برای پیشبرد اهداف کلان در سطوح نظامی و سیاسی را به نمایش میگذارد.
@KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
@KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
This volume offers a selected range of writings that explore key themes in the intellectual, literary, social, and political history of modern Iran. Focusing primarily on the transformative periods from the nineteenth century to the present, the book brings together in-depth studies and analytical pieces that illuminate Iran’s evolving literary and political culture and intellectual currents. By placing Iranian thought in broader contexts, this collection offers an informative and insightful resource for scholars, students, and readers interested in modern Iranian history and its broader intellectual landscape.
تازه ترین اثر آقای دکتر علی قیصری 👇🌷👇
Iranian Studies – Selected Writings | Brill
تازه ترین اثر آقای دکتر علی قیصری 👇🌷👇
Iranian Studies – Selected Writings | Brill
پاسخ میرزای قمی به پرسشی از شعری از سعدی
سؤال: معني اين شعر شيخ سعدي كه گفته:
هزار باديه سهل است با وجود تو رفتن
اگر خلاف كنم سعديا به سوي تو باشم
چه چيز است؟
جواب: گويا مراد سعدي اين باشد كه در بوادي اسرار قَدَر و مشكلات مقدّرات الهيّـه كه از ردّ ممكن قضاء و غيب به مرحله ظهور در شهادت ميرسد، اوهام انسانيّـه حيران و عقول ناقصه در آن، هايم و سرگردان است و هر كس را كه حقّ تعالي مرتبة فناء في الله و بقاء بالله عطا كند، طيّ آن بوادي سهل و آسان ميشود. و هر كه را هستي خود فراموش و از نفس خود در گذشته و غواشي جسمانيّـه و هواجس نفسانيّـه و وساوس وهميّـه (و) شيطانيّـه را به كنار گذاشته و به وجود و هستي حقّ (جلّ شأنه) مستمدّ شده، حلّ مشكلات آسان و شرور و آفات همه در نظر او خيرات مينمايد و قبايح ظاهريّـه از لزوم ظلم و عبث و غيرهما در عبرت او مستحسن ميشود.
و اگر به خلاف اين باشد و با حقّ (جلّ شأنه) در آن افعال و خلق شرور و آفات در نزاع و خلاف باشد؛ پس معلوم است كه او هنوز اسير نفس و هوا و پابند تعلّقات جسم و هيولا است؛ پس مراد سعدي اين باشد كه: خدايا! هرگاه با وجود تو باشم و منقطع از نفس خود باشم با تو هيچ خلاف و شقاقي و نزاعي ندارم و هزاران باديه را طي ميكنم از مشكلات و غلطي نسبت به تو نميدهم.
بعد از اين بر سبيل التفات از مخاطبه الهی بر سبيل تجريد، مخاطبه به نفس خود ميكند و ميگويد كه: اي سعدي! اگر خلاف كنم و از من منازعه و مخاصمه رو دهد و در اين بيابانهاي مشكلات درمانم و راه گم كنم [و اين] در وقتي خواهد بود كه ميلم به جانب تو باشد و با تو باشم؛ يعني در عالم وهم و وساوس و خيالات متعلّقه به عالم حيوان باشم و از حقّ غافل باشم؛ پس مادامي كه تو اي سعدي! با اويي و از خود وارسته، درست رفتاري و در وقتي كه با خودي و از او غافلي، در خلاف و شقاقي.
و تأويل مآل شعر به «قياس استثنايي» است كه استثنا نقيض تالي، منتجّ نقيض مقدّم باشد و تقرير آن اين است كه: «لو كنت معه فلم يكن عندك خلاف، لكن عندك خلاف فلست معه، بل مع نفسك»، لكن از براي تبرّي از قبح ظاهري نسبت مخالفت با جناب الهي، استثنا را بر سبيل «تعليق» قرار داده [است].
و به عبارة اُخري: اي سعدي! اگر همراهي با رهبر حقيقي در بيابانهاي شكوك و فكرت و عبرت گم نميشوی و از جاده تخلّف نميكني و اگر تخلّفي اتفاق افتاد و گم شوي، سراغ خود را از جاي ديگر مگير كه تو در نزد خودي و به جايي نرفته[ای].
و شعر حافظ نيز از اين مشرب ميآشامد كه گفته است:
به بوي نافهای کآخر صبا زان طرّه بگشايد
ز تاب جعد مشكينش چه خون افتاد در دلها
و آنچه به گمان حقير ميرسد با وجود عاري بودن از اصطلاحات شعرا و اهل عرفان اين است كه مراد او از «تاب جعد مشكين» عقدهها و گرهها و مشكلات اسرار قَدَر باشد؛ چنانكه در حديث، حضرت اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «وادي مظلم، فلا تسلكوه»؛ چون درازي و سياهي زلف با پيچ (و) تاب به جعد بودن مناسبت دارد با وادي مظلم و لكن چون بوي مشكي از آن ساطع است كه عبارت است از اثري كه عين آن پيدا نيست و اينكه البتّه در اين زلف مشكي در نافه و خيري در مكمنِ غيب هست كه بوي آن را از كامل بودن و مبرّا بودن خداي يگانه از نقايص و قبايح به مشام ادراك ميرسد، مييابيم و عين آنکه اين حقيقت بوي مشك (است) (و) محض وهم و خيال نيست (را) نميفهميم الّا به معاونت باد صبای بارقة (فيض) الهي و امداد فيوضات نامتناهي؛ پس به سبب بوي نافه كه در آخر امر باد صبا كه فيض الهي است آن نافه را از گره و عقدهاي آن زلف سياه كه اسرار قدري است ميگشايد.
چه بسيار خون در دل سالكان افتاد به سبب آن پيچ (و) تاب و اشكالات؛ پس بوي نافه باعث ميل به استكشاف مشك شد و پيچ (و) تاب جعد مشكين كه مشكلات اسرار قدر باشد مانع بود و دلها از آن در خون بود، لكن باد صباي فيض الهي در آخر امر گشادي به آن عقدها (عطا) كرده و آن مشك از نافه هويدا و از بوي آن در حقيقت هم مستفيض شديم.
و مؤيّد اين دو بيت است، بيت ديگر حافظ كه گفته:
پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرين بر نظر پاك خطاپوشش باد
كه ظاهراً اشاره است به ردّ شبهه ثنويّة مجوس. و مراد از پوشيدن خطا اين است كه آنچه در ظاهر خطا مينمايد از شرور و آفات، از خطا نيست و عين خير و صواب است؛ پس همه از صنع يك صانع و همه در نظر عميق حقّ بين خير محض است. و بعد از مدّتي كه اين معني را براي شعر سعدي به خاطر فاتر میرسيد برخوردم به شعري از حافظ كه مؤيّد همان معني است و آن اين است:
پا منه بر خود كه مقصد گم كني
يا منه پا اندر اين رَه بي دليل
جامع الشتات: 1/411 ـ 415
https://t.me/UT_Central_Library
سؤال: معني اين شعر شيخ سعدي كه گفته:
هزار باديه سهل است با وجود تو رفتن
اگر خلاف كنم سعديا به سوي تو باشم
چه چيز است؟
جواب: گويا مراد سعدي اين باشد كه در بوادي اسرار قَدَر و مشكلات مقدّرات الهيّـه كه از ردّ ممكن قضاء و غيب به مرحله ظهور در شهادت ميرسد، اوهام انسانيّـه حيران و عقول ناقصه در آن، هايم و سرگردان است و هر كس را كه حقّ تعالي مرتبة فناء في الله و بقاء بالله عطا كند، طيّ آن بوادي سهل و آسان ميشود. و هر كه را هستي خود فراموش و از نفس خود در گذشته و غواشي جسمانيّـه و هواجس نفسانيّـه و وساوس وهميّـه (و) شيطانيّـه را به كنار گذاشته و به وجود و هستي حقّ (جلّ شأنه) مستمدّ شده، حلّ مشكلات آسان و شرور و آفات همه در نظر او خيرات مينمايد و قبايح ظاهريّـه از لزوم ظلم و عبث و غيرهما در عبرت او مستحسن ميشود.
و اگر به خلاف اين باشد و با حقّ (جلّ شأنه) در آن افعال و خلق شرور و آفات در نزاع و خلاف باشد؛ پس معلوم است كه او هنوز اسير نفس و هوا و پابند تعلّقات جسم و هيولا است؛ پس مراد سعدي اين باشد كه: خدايا! هرگاه با وجود تو باشم و منقطع از نفس خود باشم با تو هيچ خلاف و شقاقي و نزاعي ندارم و هزاران باديه را طي ميكنم از مشكلات و غلطي نسبت به تو نميدهم.
بعد از اين بر سبيل التفات از مخاطبه الهی بر سبيل تجريد، مخاطبه به نفس خود ميكند و ميگويد كه: اي سعدي! اگر خلاف كنم و از من منازعه و مخاصمه رو دهد و در اين بيابانهاي مشكلات درمانم و راه گم كنم [و اين] در وقتي خواهد بود كه ميلم به جانب تو باشد و با تو باشم؛ يعني در عالم وهم و وساوس و خيالات متعلّقه به عالم حيوان باشم و از حقّ غافل باشم؛ پس مادامي كه تو اي سعدي! با اويي و از خود وارسته، درست رفتاري و در وقتي كه با خودي و از او غافلي، در خلاف و شقاقي.
و تأويل مآل شعر به «قياس استثنايي» است كه استثنا نقيض تالي، منتجّ نقيض مقدّم باشد و تقرير آن اين است كه: «لو كنت معه فلم يكن عندك خلاف، لكن عندك خلاف فلست معه، بل مع نفسك»، لكن از براي تبرّي از قبح ظاهري نسبت مخالفت با جناب الهي، استثنا را بر سبيل «تعليق» قرار داده [است].
و به عبارة اُخري: اي سعدي! اگر همراهي با رهبر حقيقي در بيابانهاي شكوك و فكرت و عبرت گم نميشوی و از جاده تخلّف نميكني و اگر تخلّفي اتفاق افتاد و گم شوي، سراغ خود را از جاي ديگر مگير كه تو در نزد خودي و به جايي نرفته[ای].
و شعر حافظ نيز از اين مشرب ميآشامد كه گفته است:
به بوي نافهای کآخر صبا زان طرّه بگشايد
ز تاب جعد مشكينش چه خون افتاد در دلها
و آنچه به گمان حقير ميرسد با وجود عاري بودن از اصطلاحات شعرا و اهل عرفان اين است كه مراد او از «تاب جعد مشكين» عقدهها و گرهها و مشكلات اسرار قَدَر باشد؛ چنانكه در حديث، حضرت اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «وادي مظلم، فلا تسلكوه»؛ چون درازي و سياهي زلف با پيچ (و) تاب به جعد بودن مناسبت دارد با وادي مظلم و لكن چون بوي مشكي از آن ساطع است كه عبارت است از اثري كه عين آن پيدا نيست و اينكه البتّه در اين زلف مشكي در نافه و خيري در مكمنِ غيب هست كه بوي آن را از كامل بودن و مبرّا بودن خداي يگانه از نقايص و قبايح به مشام ادراك ميرسد، مييابيم و عين آنکه اين حقيقت بوي مشك (است) (و) محض وهم و خيال نيست (را) نميفهميم الّا به معاونت باد صبای بارقة (فيض) الهي و امداد فيوضات نامتناهي؛ پس به سبب بوي نافه كه در آخر امر باد صبا كه فيض الهي است آن نافه را از گره و عقدهاي آن زلف سياه كه اسرار قدري است ميگشايد.
چه بسيار خون در دل سالكان افتاد به سبب آن پيچ (و) تاب و اشكالات؛ پس بوي نافه باعث ميل به استكشاف مشك شد و پيچ (و) تاب جعد مشكين كه مشكلات اسرار قدر باشد مانع بود و دلها از آن در خون بود، لكن باد صباي فيض الهي در آخر امر گشادي به آن عقدها (عطا) كرده و آن مشك از نافه هويدا و از بوي آن در حقيقت هم مستفيض شديم.
و مؤيّد اين دو بيت است، بيت ديگر حافظ كه گفته:
پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرين بر نظر پاك خطاپوشش باد
كه ظاهراً اشاره است به ردّ شبهه ثنويّة مجوس. و مراد از پوشيدن خطا اين است كه آنچه در ظاهر خطا مينمايد از شرور و آفات، از خطا نيست و عين خير و صواب است؛ پس همه از صنع يك صانع و همه در نظر عميق حقّ بين خير محض است. و بعد از مدّتي كه اين معني را براي شعر سعدي به خاطر فاتر میرسيد برخوردم به شعري از حافظ كه مؤيّد همان معني است و آن اين است:
پا منه بر خود كه مقصد گم كني
يا منه پا اندر اين رَه بي دليل
جامع الشتات: 1/411 ـ 415
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
معنای «سرو و گل لاله» و «ثلاثه غسّاله» در دو بيت حافظ از: میرزای قمی:
سؤال: معني اين دو بيت حافظ را بيان فرماييد كه گفته:
ساقي حديث سرو و گل لاله ميرود
اين بحث با ثلاثه غسّاله ميرود
مي ده كه نوعروس چمنحدّ حسن يافت
كار اين زمان زصنعت دلّاله ميرود [1]
جواب:
مدّتي بود كه در معني «ثلاثـة غسّاله» هر كس سخني ميگفت و سخن دلپذيري از كسي نشنيدم؛ هر چند از اهل عرفان و صنعت شعر بودند، و الحال به گمان قاصر ميرسد كه مراد از «ثلاثـة غسّاله» آب و سبزه و روي نيكو باشد؛ چنانكه در شعر مشهور است كه:
ثلاثة تجلّوا عن القلب الحَزن
الماء والخضراء والوجه الحسن
يعني اين سه چيز، غسّالة حزن و اندوهاند و غبار غم را از دل ميشويند.
و شايد مرادِ حافظ بنابر طريقة اهل ذوق و شعر اين باشد كه: اي مرشد حقيقی! مي عرفان محبوب حقيقي بده كه وقت است؛ چون از ملاحظة جمال محبوبات مجازيّـه مرا جاذبه حاصل و اين ملاحظه دلّال و راهنمايي من به محبوب حقيقي شد؛ پس صنعت و مشّاطگي عشق مجازي كه صورت محبوب مجازي را از براي من به جلوه در آورد، دليل راه من شد به محبوب حقيقي؛ چنانكه طريقة اين جماعت است كه ميگويند: «المجاز قَنطرة الحقيقة».
پس ميگويد كه: اي ساقي ما در حديث سرو و گل لاله كه (صور) معشوقات مجازيّـه است مشغوليم در كنار آب روان و سبزهزار و صحبت يار خوش صورت؛ پس الحال كه نو عروسِ چمن كه صورت محبوب مجازي است، حدّ حُسن يافت. و مراد از چمن دار دنياي فاني است و نو عروس آن مستلذّات اين دار غرور است. و چون حُسن آنها به حدّ كمال در نظر آمد الحال وقت است كه برسيم به مشاهدة جمال محبوب حقيقي؛ پس به ما از مي معرفت بده تا به مقصود برسيم.
[1]. ديوان حافظ: 86، به اهتمام سيّد أبوالقاسم انجوی شيرازی.
جامع الشتات: 1/415
https://t.me/UT_Central_Library
سؤال: معني اين دو بيت حافظ را بيان فرماييد كه گفته:
ساقي حديث سرو و گل لاله ميرود
اين بحث با ثلاثه غسّاله ميرود
مي ده كه نوعروس چمنحدّ حسن يافت
كار اين زمان زصنعت دلّاله ميرود [1]
جواب:
مدّتي بود كه در معني «ثلاثـة غسّاله» هر كس سخني ميگفت و سخن دلپذيري از كسي نشنيدم؛ هر چند از اهل عرفان و صنعت شعر بودند، و الحال به گمان قاصر ميرسد كه مراد از «ثلاثـة غسّاله» آب و سبزه و روي نيكو باشد؛ چنانكه در شعر مشهور است كه:
ثلاثة تجلّوا عن القلب الحَزن
الماء والخضراء والوجه الحسن
يعني اين سه چيز، غسّالة حزن و اندوهاند و غبار غم را از دل ميشويند.
و شايد مرادِ حافظ بنابر طريقة اهل ذوق و شعر اين باشد كه: اي مرشد حقيقی! مي عرفان محبوب حقيقي بده كه وقت است؛ چون از ملاحظة جمال محبوبات مجازيّـه مرا جاذبه حاصل و اين ملاحظه دلّال و راهنمايي من به محبوب حقيقي شد؛ پس صنعت و مشّاطگي عشق مجازي كه صورت محبوب مجازي را از براي من به جلوه در آورد، دليل راه من شد به محبوب حقيقي؛ چنانكه طريقة اين جماعت است كه ميگويند: «المجاز قَنطرة الحقيقة».
پس ميگويد كه: اي ساقي ما در حديث سرو و گل لاله كه (صور) معشوقات مجازيّـه است مشغوليم در كنار آب روان و سبزهزار و صحبت يار خوش صورت؛ پس الحال كه نو عروسِ چمن كه صورت محبوب مجازي است، حدّ حُسن يافت. و مراد از چمن دار دنياي فاني است و نو عروس آن مستلذّات اين دار غرور است. و چون حُسن آنها به حدّ كمال در نظر آمد الحال وقت است كه برسيم به مشاهدة جمال محبوب حقيقي؛ پس به ما از مي معرفت بده تا به مقصود برسيم.
[1]. ديوان حافظ: 86، به اهتمام سيّد أبوالقاسم انجوی شيرازی.
جامع الشتات: 1/415
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
ورود_پرماجرای_آلبر_کامو_به_ایران_1.pdf
304.9 KB
ورود پرماجرای آلبر کامو به ایران
چاپشده در فصلنامۀ مترجم، شمارۀ ۹۱، زمستان ۱۴۰۴
https://t.me/UT_Central_Library
چاپشده در فصلنامۀ مترجم، شمارۀ ۹۱، زمستان ۱۴۰۴
https://t.me/UT_Central_Library