کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
برای خرید از طریق وبسایت انتشارات دانشگاه تهران، سفارش دهید https://t.me/UT_Central_Library
فهرست مقالات و رساله های چاپ شده در دفتر شانزدهم «نشریه نسخه های خطی»
مقدمه
پیشگفتار
فهرستنویسی و نسخهشناسی
§ فهرست نسخههای خطی موجود در مدیریت اسناد و کتابخانه ملّی منطقۀ جنوب کشور ۔ شیراز
محمد برکت
§ تحفۀ خانی: نخستین وقایعنگاری منغیتیان بخارا
منصور صفتگل
§ تحفهای از عالم فهرستنگاری منابع چاپی کهن
مجید جلیسه
§ چند نکته از فهرست دانشکدۀ ادبیّات تهران
جواد بشری
§ برگهای مصور آغازین نسخۀ خطی شرافت الانسان
هلنا شین. دشتگل
§ نگاهی به فهرست اسناد تاریخی کتابخانۀ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران
پریسا کرمرضایی
§ بازخوانی خاطرۀ شروع به کار استاد حائری در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی بر اساس آخرین دستنویس استاد پس از شصت سال
دکتر علی صادقزاده وایقان
§ چاپ سنگی و حق طبع
زهره پارسیان
سندشناسی
§ خوابنمانامه؛ بررسی اصالت یک سند
عمادالدّین شیخالحکمایی
§ بازیابی محکمۀ حجةالاسلام آقا سید علیاکبر تفرشی در دارالخلافه ناصری
امید رضائی
§ پاسداشت زبان فارسی در رأیی از دیوان عالی کشور
حسن محسنی
§ دفتر ثبت نکاحنامهها در محضر شرع آذربایجان
سوسن اصیلی
§ مردان ثروتمند، مردان فقیر: چاپگران و کتابفروشان عثمانی در پی ثروت یا بقا (قرون 18 و 19)
اورلین سابوف (اورخان صالح) | ترجمۀ روزچهر مصاحب
§ عکاسی پرتره سلطنتی در ایران؛ ساختِ مردانگی، بازنمایی قدرت
علی بهداد | ترجمۀ اکرم کریمزاده اصفهانی
تصحیح
§ وقایعات اصفهان؛ جُنگ شعری از آشوبهای اصفهان مقارن با درگذشت فتحعلی شاه
رسول جعفریان | علیرضا اباذری
§ کتابچۀ دستورالعمل حکام ولایات
نادره جلالی
§ تصحیح و معرفی رساله مختصر در علم نجوم اثر سید علی همدانی
پیام طیبیزاده
مقدمه
پیشگفتار
فهرستنویسی و نسخهشناسی
§ فهرست نسخههای خطی موجود در مدیریت اسناد و کتابخانه ملّی منطقۀ جنوب کشور ۔ شیراز
محمد برکت
§ تحفۀ خانی: نخستین وقایعنگاری منغیتیان بخارا
منصور صفتگل
§ تحفهای از عالم فهرستنگاری منابع چاپی کهن
مجید جلیسه
§ چند نکته از فهرست دانشکدۀ ادبیّات تهران
جواد بشری
§ برگهای مصور آغازین نسخۀ خطی شرافت الانسان
هلنا شین. دشتگل
§ نگاهی به فهرست اسناد تاریخی کتابخانۀ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران
پریسا کرمرضایی
§ بازخوانی خاطرۀ شروع به کار استاد حائری در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی بر اساس آخرین دستنویس استاد پس از شصت سال
دکتر علی صادقزاده وایقان
§ چاپ سنگی و حق طبع
زهره پارسیان
سندشناسی
§ خوابنمانامه؛ بررسی اصالت یک سند
عمادالدّین شیخالحکمایی
§ بازیابی محکمۀ حجةالاسلام آقا سید علیاکبر تفرشی در دارالخلافه ناصری
امید رضائی
§ پاسداشت زبان فارسی در رأیی از دیوان عالی کشور
حسن محسنی
§ دفتر ثبت نکاحنامهها در محضر شرع آذربایجان
سوسن اصیلی
§ مردان ثروتمند، مردان فقیر: چاپگران و کتابفروشان عثمانی در پی ثروت یا بقا (قرون 18 و 19)
اورلین سابوف (اورخان صالح) | ترجمۀ روزچهر مصاحب
§ عکاسی پرتره سلطنتی در ایران؛ ساختِ مردانگی، بازنمایی قدرت
علی بهداد | ترجمۀ اکرم کریمزاده اصفهانی
تصحیح
§ وقایعات اصفهان؛ جُنگ شعری از آشوبهای اصفهان مقارن با درگذشت فتحعلی شاه
رسول جعفریان | علیرضا اباذری
§ کتابچۀ دستورالعمل حکام ولایات
نادره جلالی
§ تصحیح و معرفی رساله مختصر در علم نجوم اثر سید علی همدانی
پیام طیبیزاده
مقدمه دفتر شانزدهم نسخه های خطی
امسال یکصدمین سال فهرستنگاری فنی برای نسخ خطی در ایران است، دانشی که نیمی از آن متکی به روشهای سنتی قدیمی درباب سیاههنویسی نسخههای خطی، و نیم دیگر آن برگرفته از تجربههای فهرستنویسی نسخ خطی در اروپا است. از آن زمان که نخستین فهرست در آستان قدس رضوی (تیرماه 1305ش) و کتابخانۀ مجلس (اسفند 1405ش) نوشته و منتشر شد تاکنون، بنابر تخمین استاد مصطفی درایتی، حدود 750 فهرست از کتابخانههای مختلف عمومی و خصوصی انتشار یافته است، فهرستهایی که هرکدام با سلیقۀ خاصی نوشته شده، اما بهرغم همۀ مسائل، کمک مهمی برای شناخت آثار و میراث اسلامی – ایرانی بوده است، آثاری که بیشتر آنها تولید داخل سرزمین ایران، و شماری هم در شمار نسخههای مهاجر از نقاط دیگر به این ناحیه است. بسیاری از متخصصان بر این باور هستند که ایران در مقایسه با دیگر کشورهای اسلامی، در رتبۀ نخست فهرستنویسی نسخ خطی است. این امر البته درباره تعداد نسخههای پارهای از کشورهای دیگر صادق نیست، اما از نظر تعداد فهرست شده بهنظر درست میآید؛ گرچه باید با روش علمی این اظهارات را ارزیابی کرد و دقیق سخن گفت. هرچه هست، فهرستنویسی در ایران بسیار گسترده و محل توجه بوده و در طول یک صد سال گذشته زحمت زیادی برای آن کشیده شده است. در شرایط فعلی نیز تعداد متخصصانی که به این کار مشغول هستند قابل توجه و به لحاظ کیفی، در شرایط خوبی هستیم. برای همۀ آنان آرزوی سلامتی و توفیق داریم.
از سوی دیگر، کتابخانههای فراوانی در ایران هستند که بهرغم همۀ تلاشی که داشتهاند، همۀ نسخههای خطی آنها فهرست نشده است. کتابخانههای آیتاللّه مرعشی، ملّی و آستان قدس رضوی، درمیان کتابخانههای بزرگ، آثار فهرستنشدۀ فراوانی دارند. آنها مشغول خرید نسخه هم هستند و از این جهت انتظار میرود حرکت فهرستنویسی برای مدتها ادامه داشته باشد. به نظر میرسد باید بهگونهای برنامهریزی کنند که در این زمینه کاملاً بهروز شوند. بهطور کلی باید توجه داشت که اهمیت فهرستنویسی نسخ برجای مانده بر هیچکس پوشیده نیست، چراکه هر نسخۀ خطی بهمنزلۀ سندی برای فرهنگ، و پشتوانه و منبعی برای دانش ماست.
چند مسئلۀ مهم دربارۀ فهرستنویسی وجود دارد: یکی معرفی کامل نسخهها، بهویژه مجموعهها است که اغلب بر اثر سستی پارهای از فهرستنویسان، رسائلی از مجموعهها جا میماند. همۀ ما به مجموعههایی برخوردهایم که با مقایسۀ محتوای آنها با اطلاعات موجود در فهرستهای مربوطه دریافتهایم که گاه تا چندین رساله جا مانده است. این ظلم مضاعف است، زیرا نهتنها اینها فهرست نشده، بلکه بعد هم هیچکس سراغ آنها نمیآید.
نکتۀ دوم بحث از دقت در ارائۀ یک متن کیفی و متقن از نسخه است که در این زمینه هم ضعفهای جدی وجود دارد. اطلاعات کتابشناسی و نسخهشناسی هرچه دقیقتر باشد، بهتر و دقیقتر میتواند مراجعهکننده را راهنمایی کند. در اینجا هم مشکلات فراوان است.
این مشکلات و مسائلی دیگر، ازجمله گزارش نکردن یادداشتهای پشتنسخهای، سبب شده است تا برخی بهحق اظهار کنند که باید بسیاری از این فهرستها بازبینی شود. از ملاحظۀ برخی از کتابخانهها که نسخههای آنها بازبینی شده، و از قضا یک نمونۀ آن در همین مجلد آمده (نسخههای دانشکدۀ ادبیات)، روشن میشود که تا چه مقدار ضعف در برخی از فهارس وجود دارد.
مشکل دیگر این است که کتابخانهها خانوادگی و بهطور کلی کوچک فراوان هستند که فهرستنویسیِ آنها دشواریهای خاص خود را دارد. در این زمینه، «نشریۀ نسخههای خطی دانشگاه تهران» که اکنون مجلد شانزدهم آن را ملاحظه میفرمایید، در این کار پیشگام بوده است و استادان ایرج افشار و محمدتقی دانشپژوه این حرکت را آغاز کردند و فهرست بسیاری از کتابخانههای پراکنده یا مجموعۀ نسخ فارسی و عربی پراکنده در کتابخانههای بزرگ دنیا را فهرست کردند و در شمارههای مختلف این مجموعه منتشر کردند. ما مدیون فعالیت آنها هستیم. در سالهای اخیر، در این زمینه حرکتهای خوبی صورت گرفته و ازجمله مجمع ذخائر اسلامی کارهای باارزشی انجام داده است. این حرکتی است که در کتابخانۀ مرکزی باید امتداد مییافت. به همین جهت، کتابخانه در چند سال گذشته در یک نوبت مجلدات 14 و 15 و اکنون مجلد 16 را عرضه میکند. طبیعی است که در کنار فهرستها، پارهای از رسائل نیز تصحیح و ارائه میشود تا از تنوع بیشتری برخوردار باشد.
گفتنی است که کتابخانۀ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران در فهرستنویسی نسخ خطی خود پیشگام و بهروز است. آخرین مجلد این فهرست، که تا آخرین نسخه را شامل میشود، در یکی دو ماه آینده بهدست چاپ سپرده خواهد شد. بنابراین این نشریه، براساس حس مسئولیتی که این کتابخانه نسبت به معرفی نسخ مراکز دیگر داشته و دارد انتشار مییابد.
امسال یکصدمین سال فهرستنگاری فنی برای نسخ خطی در ایران است، دانشی که نیمی از آن متکی به روشهای سنتی قدیمی درباب سیاههنویسی نسخههای خطی، و نیم دیگر آن برگرفته از تجربههای فهرستنویسی نسخ خطی در اروپا است. از آن زمان که نخستین فهرست در آستان قدس رضوی (تیرماه 1305ش) و کتابخانۀ مجلس (اسفند 1405ش) نوشته و منتشر شد تاکنون، بنابر تخمین استاد مصطفی درایتی، حدود 750 فهرست از کتابخانههای مختلف عمومی و خصوصی انتشار یافته است، فهرستهایی که هرکدام با سلیقۀ خاصی نوشته شده، اما بهرغم همۀ مسائل، کمک مهمی برای شناخت آثار و میراث اسلامی – ایرانی بوده است، آثاری که بیشتر آنها تولید داخل سرزمین ایران، و شماری هم در شمار نسخههای مهاجر از نقاط دیگر به این ناحیه است. بسیاری از متخصصان بر این باور هستند که ایران در مقایسه با دیگر کشورهای اسلامی، در رتبۀ نخست فهرستنویسی نسخ خطی است. این امر البته درباره تعداد نسخههای پارهای از کشورهای دیگر صادق نیست، اما از نظر تعداد فهرست شده بهنظر درست میآید؛ گرچه باید با روش علمی این اظهارات را ارزیابی کرد و دقیق سخن گفت. هرچه هست، فهرستنویسی در ایران بسیار گسترده و محل توجه بوده و در طول یک صد سال گذشته زحمت زیادی برای آن کشیده شده است. در شرایط فعلی نیز تعداد متخصصانی که به این کار مشغول هستند قابل توجه و به لحاظ کیفی، در شرایط خوبی هستیم. برای همۀ آنان آرزوی سلامتی و توفیق داریم.
از سوی دیگر، کتابخانههای فراوانی در ایران هستند که بهرغم همۀ تلاشی که داشتهاند، همۀ نسخههای خطی آنها فهرست نشده است. کتابخانههای آیتاللّه مرعشی، ملّی و آستان قدس رضوی، درمیان کتابخانههای بزرگ، آثار فهرستنشدۀ فراوانی دارند. آنها مشغول خرید نسخه هم هستند و از این جهت انتظار میرود حرکت فهرستنویسی برای مدتها ادامه داشته باشد. به نظر میرسد باید بهگونهای برنامهریزی کنند که در این زمینه کاملاً بهروز شوند. بهطور کلی باید توجه داشت که اهمیت فهرستنویسی نسخ برجای مانده بر هیچکس پوشیده نیست، چراکه هر نسخۀ خطی بهمنزلۀ سندی برای فرهنگ، و پشتوانه و منبعی برای دانش ماست.
چند مسئلۀ مهم دربارۀ فهرستنویسی وجود دارد: یکی معرفی کامل نسخهها، بهویژه مجموعهها است که اغلب بر اثر سستی پارهای از فهرستنویسان، رسائلی از مجموعهها جا میماند. همۀ ما به مجموعههایی برخوردهایم که با مقایسۀ محتوای آنها با اطلاعات موجود در فهرستهای مربوطه دریافتهایم که گاه تا چندین رساله جا مانده است. این ظلم مضاعف است، زیرا نهتنها اینها فهرست نشده، بلکه بعد هم هیچکس سراغ آنها نمیآید.
نکتۀ دوم بحث از دقت در ارائۀ یک متن کیفی و متقن از نسخه است که در این زمینه هم ضعفهای جدی وجود دارد. اطلاعات کتابشناسی و نسخهشناسی هرچه دقیقتر باشد، بهتر و دقیقتر میتواند مراجعهکننده را راهنمایی کند. در اینجا هم مشکلات فراوان است.
این مشکلات و مسائلی دیگر، ازجمله گزارش نکردن یادداشتهای پشتنسخهای، سبب شده است تا برخی بهحق اظهار کنند که باید بسیاری از این فهرستها بازبینی شود. از ملاحظۀ برخی از کتابخانهها که نسخههای آنها بازبینی شده، و از قضا یک نمونۀ آن در همین مجلد آمده (نسخههای دانشکدۀ ادبیات)، روشن میشود که تا چه مقدار ضعف در برخی از فهارس وجود دارد.
مشکل دیگر این است که کتابخانهها خانوادگی و بهطور کلی کوچک فراوان هستند که فهرستنویسیِ آنها دشواریهای خاص خود را دارد. در این زمینه، «نشریۀ نسخههای خطی دانشگاه تهران» که اکنون مجلد شانزدهم آن را ملاحظه میفرمایید، در این کار پیشگام بوده است و استادان ایرج افشار و محمدتقی دانشپژوه این حرکت را آغاز کردند و فهرست بسیاری از کتابخانههای پراکنده یا مجموعۀ نسخ فارسی و عربی پراکنده در کتابخانههای بزرگ دنیا را فهرست کردند و در شمارههای مختلف این مجموعه منتشر کردند. ما مدیون فعالیت آنها هستیم. در سالهای اخیر، در این زمینه حرکتهای خوبی صورت گرفته و ازجمله مجمع ذخائر اسلامی کارهای باارزشی انجام داده است. این حرکتی است که در کتابخانۀ مرکزی باید امتداد مییافت. به همین جهت، کتابخانه در چند سال گذشته در یک نوبت مجلدات 14 و 15 و اکنون مجلد 16 را عرضه میکند. طبیعی است که در کنار فهرستها، پارهای از رسائل نیز تصحیح و ارائه میشود تا از تنوع بیشتری برخوردار باشد.
گفتنی است که کتابخانۀ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران در فهرستنویسی نسخ خطی خود پیشگام و بهروز است. آخرین مجلد این فهرست، که تا آخرین نسخه را شامل میشود، در یکی دو ماه آینده بهدست چاپ سپرده خواهد شد. بنابراین این نشریه، براساس حس مسئولیتی که این کتابخانه نسبت به معرفی نسخ مراکز دیگر داشته و دارد انتشار مییابد.
در اینجا باید از سرکار خانم دکتر سوسن اصیلی که تمام عمر کاری خود را در کتابخانۀ مرکزی سپری کردند و پس از بازنشستگی هم به درخواست بنده در کتابخانه حضور داشته و با مشاورهها و راهنماییشان به ما کمک کردهاند، تشکر کنم؛ تشکر از این بابت که مسئولیت فراهم کردن مجلد شانزدهم نشریۀ نسخههای خطی را برعهده گرفته و آن را بهصورتی که ملاحظه میکنید، تقدیم پژوهشگران کردهاند. به ایشان دست مریزاد میگویم و از خداوند متعال آرزوی توفیق انجام کارهای بیشتری را در این زمینه برایشان دارم.
در اینجا لازم است برای همۀ شهیدان این مرز و بوم که طی دو جنگ تحمیلی اخیر امریکا و اسرائیل در تهران و شهرهای مختلف ایران مظلومانه به شهادت رسیدند، درود بفرستیم، و از خداوند متعال برای مردم ایران بهروزی و سعادت طلب کنیم.
رسول جعفریان
23/1/1405
در اینجا لازم است برای همۀ شهیدان این مرز و بوم که طی دو جنگ تحمیلی اخیر امریکا و اسرائیل در تهران و شهرهای مختلف ایران مظلومانه به شهادت رسیدند، درود بفرستیم، و از خداوند متعال برای مردم ایران بهروزی و سعادت طلب کنیم.
رسول جعفریان
23/1/1405
چین سالانه چند عنوان کتاب منتشر میکند؟ تصویری از یکی از بزرگترین صنایع نشر جهان
چین یکی از بزرگترین تولیدکنندگان کتاب در جهان است؛ اما برای مقایسه آمار آن با آمریکا باید به یک تفاوت مهم توجه داشت. آمار رسمی چین میان «عنوان جدید» و «تجدید چاپ» تمایز میگذارد. بنابراین عددی که برای چین بهعنوان تولید سالانه کتاب اعلام میشود، لزوماً معادل آماری نیست که در آمریکا بر پایه ISBN و با احتساب میلیونها عنوان خودناشر گزارش میشود.
بر اساس آخرین آمار تفصیلی رسمی قابل اتکا که برای این گزارش در دسترس است، در سال ۲۰۲۳ چین ۲۱۷ هزار عنوان کتاب جدید منتشر کرد. در همان سال ۳۲۳ هزار عنوان نیز تجدید چاپ شد. در نتیجه، مجموع عناوین جدید و تجدیدچاپشده به حدود ۵۴۰ هزار عنوان رسید. تعداد عناوین جدید نسبت به سال قبل ۵.۷ درصد و تجدیدچاپها ۸.۸ درصد افزایش داشت. PAC
این ارقام نشان میدهد که اگر مقصود از «کتاب منتشرشده در یک سال» اثر یا ویرایش جدید باشد، عدد مناسب برای چین حدود ۲۲۰ هزار عنوان در سال است؛ اما اگر تجدید چاپ کتابهای موجود را هم حساب کنیم، حجم فعالیت سالانه صنعت نشر چین از نیم میلیون عنوان فراتر میرود.
۱۲.۵ میلیارد نسخه کتاب در یک سال
ویژگی چشمگیر بازار چین فقط تعداد عناوین نیست، بلکه شمارگان بسیار بالای کتابها نیز هست. در سال ۲۰۲۳ مجموع تیراژ کتاب در این کشور به حدود ۱۲.۵ میلیارد نسخه رسید؛ یعنی به طور متوسط حدود ۲۳ هزار نسخه برای هر عنوان منتشرشده یا تجدیدچاپشده. درآمد بخش نشر کتاب نیز در همین سال به ۱۱۹.۲ میلیارد یوان و سود آن به حدود ۲۲.۳ میلیارد یوان رسید. Xinhuanet
این موضوع تفاوت جالبی با وضعیت آمریکا ایجاد میکند. در آمریکا میلیونها عنوان، بهخصوص در حوزه خودناشری، میتوانند با شمارگان بسیار اندک یا حتی به صورت چاپ بر اساس تقاضا منتشر شوند. در چین، در مقابل، تعداد عنوان بسیار کمتر است ولی بخشهایی مانند کتابهای درسی و آموزشی در شمارگان بسیار بزرگ منتشر میشوند.
چینیها درباره چه موضوعاتی کتاب منتشر میکنند؟
نظام آماری چین کتابها را در مجموعهای از گروههای موضوعی طبقهبندی میکند. این طبقهبندی شامل حوزههایی مانند فلسفه، علوم اجتماعی، سیاست و حقوق، اقتصاد، فرهنگ و آموزش، زبان و ادبیات، هنر، تاریخ و جغرافیا، علوم طبیعی، پزشکی، کشاورزی، صنعت و فناوری و کتابهای عمومی است. آمار رسمی چین این دستهها را جداگانه از نظر تعداد عنوان و شمارگان ثبت میکند. آمار چین
یکی از ویژگیهای مهم بازار کتاب چین، وزن بسیار بالای حوزه فرهنگ، علم، آموزش و ورزش است. برای درک مقیاس این بخش میتوان به آمارهای رسمی سالهای گذشته توجه کرد که این گروه را با فاصله در میان بزرگترین طبقات موضوعی قرار میدهد. پس از آن حوزههایی مانند اقتصاد، ادبیات، علوم و فناوری، سیاست و حقوق، تاریخ، فلسفه و علوم اجتماعی بخشهای مهم تولید کتاب را تشکیل میدهند. آمار چین
اما در تفسیر این ارقام باید به نکتهای توجه کرد: کتابهای آموزشی در چین سهم بسیار مهمی از صنعت نشر دارند. آمار رسمی حتی کتابهای درسی مدارس، دانشگاهها، مؤسسات فنی و حرفهای و آموزش بزرگسالان را به طور جداگانه تعریف و محاسبه میکند. تعریف رسمی «کتاب درسی» نیز بسیار گسترده است و از کتابهای مدارس ابتدایی و متوسطه تا برخی کتابهای دانشگاهی، آموزش حرفهای و منابع آموزشی بزرگسالان را شامل میشود. Nppa
ادبیات، کودک، اقتصاد و علم
در کنار آموزش، بازار عمومی کتاب چین بسیار متنوع است. ناشران بزرگ این کشور در حوزههایی مانند ادبیات، زبان، آثار دانشگاهی، سیاست، آثار کلاسیک چین، حقوق، اقتصاد و مدیریت، موسیقی، هنر، علم و فناوری، سبک زندگی، کودک و نوجوان، زندگینامه، کمیک و کتابهای آموزشی فعالیت میکنند. paper.cnstock.com
در بازار تجاری نیز کتابهای اقتصاد و مدیریت، روانشناسی و خودیاری، زندگینامه، کودک، علوم طبیعی و ادبیات از بخشهای مهم به شمار میروند. برای نمونه، گروه انتشارات CITIC گزارش کرده که در سال ۲۰۲۳ در حوزه اقتصاد و مدیریت، روانشناسی/خودیاری و زندگینامه موقعیت بسیار قدرتمندی در بازار داشته و کتابهای کودک و علوم طبیعی نیز از حوزههای مهم فعالیت آن بودهاند. paper.cnstock.com
در سالهای اخیر یک تغییر دیگر نیز مشاهده میشود: کتابهای فرهنگ سنتی چین و آثار علمی ـ ترویجی رو به رشد هستند. گزارش توسعه صنعت نشر چین برای ۲۰۲۳–۲۰۲۴ میگوید توجه به فرهنگ سنتی موجب افزایش انتشار آثار مرتبط با متون کلاسیک و فرهنگ تاریخی شده و گسترش آموزش علمی نیز تقاضا برای کتابهای ترویج علم را بالا برده است. کتابهای دانشگاهیِ سبکتر و آثار عمومی در حوزه علوم اجتماعی و فناوری نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند. Nppa
نشر کتاب در چین با آمریکا چه تفاوتی دارد؟
ادامه در پست بعدی
چین یکی از بزرگترین تولیدکنندگان کتاب در جهان است؛ اما برای مقایسه آمار آن با آمریکا باید به یک تفاوت مهم توجه داشت. آمار رسمی چین میان «عنوان جدید» و «تجدید چاپ» تمایز میگذارد. بنابراین عددی که برای چین بهعنوان تولید سالانه کتاب اعلام میشود، لزوماً معادل آماری نیست که در آمریکا بر پایه ISBN و با احتساب میلیونها عنوان خودناشر گزارش میشود.
بر اساس آخرین آمار تفصیلی رسمی قابل اتکا که برای این گزارش در دسترس است، در سال ۲۰۲۳ چین ۲۱۷ هزار عنوان کتاب جدید منتشر کرد. در همان سال ۳۲۳ هزار عنوان نیز تجدید چاپ شد. در نتیجه، مجموع عناوین جدید و تجدیدچاپشده به حدود ۵۴۰ هزار عنوان رسید. تعداد عناوین جدید نسبت به سال قبل ۵.۷ درصد و تجدیدچاپها ۸.۸ درصد افزایش داشت. PAC
این ارقام نشان میدهد که اگر مقصود از «کتاب منتشرشده در یک سال» اثر یا ویرایش جدید باشد، عدد مناسب برای چین حدود ۲۲۰ هزار عنوان در سال است؛ اما اگر تجدید چاپ کتابهای موجود را هم حساب کنیم، حجم فعالیت سالانه صنعت نشر چین از نیم میلیون عنوان فراتر میرود.
۱۲.۵ میلیارد نسخه کتاب در یک سال
ویژگی چشمگیر بازار چین فقط تعداد عناوین نیست، بلکه شمارگان بسیار بالای کتابها نیز هست. در سال ۲۰۲۳ مجموع تیراژ کتاب در این کشور به حدود ۱۲.۵ میلیارد نسخه رسید؛ یعنی به طور متوسط حدود ۲۳ هزار نسخه برای هر عنوان منتشرشده یا تجدیدچاپشده. درآمد بخش نشر کتاب نیز در همین سال به ۱۱۹.۲ میلیارد یوان و سود آن به حدود ۲۲.۳ میلیارد یوان رسید. Xinhuanet
این موضوع تفاوت جالبی با وضعیت آمریکا ایجاد میکند. در آمریکا میلیونها عنوان، بهخصوص در حوزه خودناشری، میتوانند با شمارگان بسیار اندک یا حتی به صورت چاپ بر اساس تقاضا منتشر شوند. در چین، در مقابل، تعداد عنوان بسیار کمتر است ولی بخشهایی مانند کتابهای درسی و آموزشی در شمارگان بسیار بزرگ منتشر میشوند.
چینیها درباره چه موضوعاتی کتاب منتشر میکنند؟
نظام آماری چین کتابها را در مجموعهای از گروههای موضوعی طبقهبندی میکند. این طبقهبندی شامل حوزههایی مانند فلسفه، علوم اجتماعی، سیاست و حقوق، اقتصاد، فرهنگ و آموزش، زبان و ادبیات، هنر، تاریخ و جغرافیا، علوم طبیعی، پزشکی، کشاورزی، صنعت و فناوری و کتابهای عمومی است. آمار رسمی چین این دستهها را جداگانه از نظر تعداد عنوان و شمارگان ثبت میکند. آمار چین
یکی از ویژگیهای مهم بازار کتاب چین، وزن بسیار بالای حوزه فرهنگ، علم، آموزش و ورزش است. برای درک مقیاس این بخش میتوان به آمارهای رسمی سالهای گذشته توجه کرد که این گروه را با فاصله در میان بزرگترین طبقات موضوعی قرار میدهد. پس از آن حوزههایی مانند اقتصاد، ادبیات، علوم و فناوری، سیاست و حقوق، تاریخ، فلسفه و علوم اجتماعی بخشهای مهم تولید کتاب را تشکیل میدهند. آمار چین
اما در تفسیر این ارقام باید به نکتهای توجه کرد: کتابهای آموزشی در چین سهم بسیار مهمی از صنعت نشر دارند. آمار رسمی حتی کتابهای درسی مدارس، دانشگاهها، مؤسسات فنی و حرفهای و آموزش بزرگسالان را به طور جداگانه تعریف و محاسبه میکند. تعریف رسمی «کتاب درسی» نیز بسیار گسترده است و از کتابهای مدارس ابتدایی و متوسطه تا برخی کتابهای دانشگاهی، آموزش حرفهای و منابع آموزشی بزرگسالان را شامل میشود. Nppa
ادبیات، کودک، اقتصاد و علم
در کنار آموزش، بازار عمومی کتاب چین بسیار متنوع است. ناشران بزرگ این کشور در حوزههایی مانند ادبیات، زبان، آثار دانشگاهی، سیاست، آثار کلاسیک چین، حقوق، اقتصاد و مدیریت، موسیقی، هنر، علم و فناوری، سبک زندگی، کودک و نوجوان، زندگینامه، کمیک و کتابهای آموزشی فعالیت میکنند. paper.cnstock.com
در بازار تجاری نیز کتابهای اقتصاد و مدیریت، روانشناسی و خودیاری، زندگینامه، کودک، علوم طبیعی و ادبیات از بخشهای مهم به شمار میروند. برای نمونه، گروه انتشارات CITIC گزارش کرده که در سال ۲۰۲۳ در حوزه اقتصاد و مدیریت، روانشناسی/خودیاری و زندگینامه موقعیت بسیار قدرتمندی در بازار داشته و کتابهای کودک و علوم طبیعی نیز از حوزههای مهم فعالیت آن بودهاند. paper.cnstock.com
در سالهای اخیر یک تغییر دیگر نیز مشاهده میشود: کتابهای فرهنگ سنتی چین و آثار علمی ـ ترویجی رو به رشد هستند. گزارش توسعه صنعت نشر چین برای ۲۰۲۳–۲۰۲۴ میگوید توجه به فرهنگ سنتی موجب افزایش انتشار آثار مرتبط با متون کلاسیک و فرهنگ تاریخی شده و گسترش آموزش علمی نیز تقاضا برای کتابهای ترویج علم را بالا برده است. کتابهای دانشگاهیِ سبکتر و آثار عمومی در حوزه علوم اجتماعی و فناوری نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند. Nppa
نشر کتاب در چین با آمریکا چه تفاوتی دارد؟
ادامه در پست بعدی
ادامه پست بالا:
مقایسه ساده ارقام ممکن است گمراهکننده باشد. بر اساس آماری که در گزارش قبلی دیدیم، آمریکا در سال ۲۰۲۵ بیش از چهار میلیون عنوان دارای ISBN ثبت کرده بود؛ در حالی که چین در سال ۲۰۲۳ حدود ۲۱۷ هزار عنوان جدید منتشر کرده است. این ارقام در نگاه نخست ممکن است نشان دهد آمریکا تقریباً بیست برابر چین کتاب جدید تولید میکند.
اما چنین نتیجهای درست نیست، زیرا روش شمارش متفاوت است. بخش اعظم عدد چندمیلیونی آمریکا ناشی از خودناشری است، در حالی که ساختار نشر چین بسیار بیشتر متکی بر مؤسسات انتشاراتی رسمی و نظام نظارت و صدور مجوز نشر است. بنابراین برای مقایسه نزدیکتر، بهتر است حدود ۶۴۲ هزار عنوان نشر سنتی آمریکا در ۲۰۲۵ را با ساختار رسمی نشر چین مقایسه کنیم، نه کل ۴.۱۷ میلیون عنوان آمریکایی.
حتی این مقایسه نیز کاملاً همارز نیست، زیرا سال آماری و تعریف «عنوان» در دو کشور متفاوت است.
یک تفاوت مهم دیگر: نقش دولت
ساختار صنعت نشر چین با آمریکا تفاوت بنیادی دارد. فعالیت نشر در چین در چهارچوب نظام مجوزدهی و نظارت اداره ملی مطبوعات و انتشارات چین انجام میشود. به همین دلیل، مدل آمریکایی خودناشری ـ که نویسنده بتواند مستقلاً کتابی را منتشر و مستقیماً وارد بازار کند ـ به همان شکل و مقیاس در آمار رسمی چین وجود ندارد.
در عین حال، بازار کتاب چین کاملاً به کتابهای سیاسی یا دولتی محدود نیست. شرکتها و گروههای بزرگ نشر در بازار عمومی برای فروش کتابهای ادبی، کودک، علمی، اقتصادی، روانشناسی، هنری و آثار عامهپسند رقابت میکنند. گزارشهای صنعت نشر چین همچنین از افزایش اهمیت فروش اینترنتی، شبکههای اجتماعی و تجارت محتوایی سخن میگویند.
https://t.me/UT_Central_Library
مقایسه ساده ارقام ممکن است گمراهکننده باشد. بر اساس آماری که در گزارش قبلی دیدیم، آمریکا در سال ۲۰۲۵ بیش از چهار میلیون عنوان دارای ISBN ثبت کرده بود؛ در حالی که چین در سال ۲۰۲۳ حدود ۲۱۷ هزار عنوان جدید منتشر کرده است. این ارقام در نگاه نخست ممکن است نشان دهد آمریکا تقریباً بیست برابر چین کتاب جدید تولید میکند.
اما چنین نتیجهای درست نیست، زیرا روش شمارش متفاوت است. بخش اعظم عدد چندمیلیونی آمریکا ناشی از خودناشری است، در حالی که ساختار نشر چین بسیار بیشتر متکی بر مؤسسات انتشاراتی رسمی و نظام نظارت و صدور مجوز نشر است. بنابراین برای مقایسه نزدیکتر، بهتر است حدود ۶۴۲ هزار عنوان نشر سنتی آمریکا در ۲۰۲۵ را با ساختار رسمی نشر چین مقایسه کنیم، نه کل ۴.۱۷ میلیون عنوان آمریکایی.
حتی این مقایسه نیز کاملاً همارز نیست، زیرا سال آماری و تعریف «عنوان» در دو کشور متفاوت است.
یک تفاوت مهم دیگر: نقش دولت
ساختار صنعت نشر چین با آمریکا تفاوت بنیادی دارد. فعالیت نشر در چین در چهارچوب نظام مجوزدهی و نظارت اداره ملی مطبوعات و انتشارات چین انجام میشود. به همین دلیل، مدل آمریکایی خودناشری ـ که نویسنده بتواند مستقلاً کتابی را منتشر و مستقیماً وارد بازار کند ـ به همان شکل و مقیاس در آمار رسمی چین وجود ندارد.
در عین حال، بازار کتاب چین کاملاً به کتابهای سیاسی یا دولتی محدود نیست. شرکتها و گروههای بزرگ نشر در بازار عمومی برای فروش کتابهای ادبی، کودک، علمی، اقتصادی، روانشناسی، هنری و آثار عامهپسند رقابت میکنند. گزارشهای صنعت نشر چین همچنین از افزایش اهمیت فروش اینترنتی، شبکههای اجتماعی و تجارت محتوایی سخن میگویند.
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
گیتی که اوّلش عدم و آخرش فناست
در حقّ او گمان ثبات و بقا خطاست
کبک دری که قهقهۀ شوق می زند
غافل که زخم پنجۀ شاهینش در قفاست - ( ظهیر فاریابی )
فقیر میر علی
( اندازه متن : ۴۴.۳ × ۳۱.۲ سانتی متر )
( محلّ نگهداری : کتابخانه ملّی فرانسه - پاریس )
( با تشکّر از آقای محمّد زال پور )
#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
در حقّ او گمان ثبات و بقا خطاست
کبک دری که قهقهۀ شوق می زند
غافل که زخم پنجۀ شاهینش در قفاست - ( ظهیر فاریابی )
فقیر میر علی
( اندازه متن : ۴۴.۳ × ۳۱.۲ سانتی متر )
( محلّ نگهداری : کتابخانه ملّی فرانسه - پاریس )
( با تشکّر از آقای محمّد زال پور )
#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
Forwarded from کتاب کست هوشمند کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران (A.B)
Audio
عنوان: Experimental Evidence on the Productivity Effects of Generative Artificial Intelligence
مولفان: Shakked Noy , Whitney Zhang
ناشر: SSRN
سال انتشار: 2023
این پژوهش به بررسی تأثير هوش مصنوعی مولد، بهویژه چتجیپیتی، بر بهرهوری و عملکرد متخصصان در انجام وظایف نگارشی میپردازد. یافتههای این آزمایش نشان میدهد که دسترسی به این فناوری باعث کاهش چشمگیر زمان انجام کار و ارتقای کیفیت خروجی متخصصان میشود. همچنین، استفاده از این ابزار با کم کردن نابرابری میان کارکنان، بیشترین سود را به افراد کمتوانتر میرساند و ساختار وظایف را به سمت ویرایش و ایدهپردازی تغییر میدهد. علاوه بر این، کاربران پس از تجربه این فناوری، رضایت شغلی بالاتری را تجربه کرده و تمایل بیشتری به بهکارگیری آن در کارهای واقعی خود نشان میدهند. در مجموع، این تحقیق مشخص میکند که هوش مصنوعی بیشتر به عنوان جایگزینی برای تلاش انسان عمل میکند تا مکمل مهارتهای فردی.
@KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
مولفان: Shakked Noy , Whitney Zhang
ناشر: SSRN
سال انتشار: 2023
این پژوهش به بررسی تأثير هوش مصنوعی مولد، بهویژه چتجیپیتی، بر بهرهوری و عملکرد متخصصان در انجام وظایف نگارشی میپردازد. یافتههای این آزمایش نشان میدهد که دسترسی به این فناوری باعث کاهش چشمگیر زمان انجام کار و ارتقای کیفیت خروجی متخصصان میشود. همچنین، استفاده از این ابزار با کم کردن نابرابری میان کارکنان، بیشترین سود را به افراد کمتوانتر میرساند و ساختار وظایف را به سمت ویرایش و ایدهپردازی تغییر میدهد. علاوه بر این، کاربران پس از تجربه این فناوری، رضایت شغلی بالاتری را تجربه کرده و تمایل بیشتری به بهکارگیری آن در کارهای واقعی خود نشان میدهند. در مجموع، این تحقیق مشخص میکند که هوش مصنوعی بیشتر به عنوان جایگزینی برای تلاش انسان عمل میکند تا مکمل مهارتهای فردی.
@KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
A.2586 نهج البلاغه (709ق).pdf
1.7 GB
نسخه ای از نهج البلاغه بسیار خوش خط، کتابت رجب سال 709 هجری. متعلق به کتابخانه احمد ثالث.
The Jalayirid Contribution- A Topkapı Palace Album.pdf
43.5 MB
گُلرو نَجیباوغلو
سهم جلایریان
مرقعی از کاخ توپقاپی با تصاویری به شیوههای ایرانی، چینی و اروپایی
(حدود ۱۳۵۰–۱۵۰۰ میلادی)
چکیده
این مقاله یکی از مشهورترین مرقعات موجود در کتابخانه موزه کاخ توپقاپی در استانبول (H. 2153) را در چارچوبی میانفرهنگی بازخوانی میکند. چشمانداز گسترده این مرقع، که حدود سال ۱۵۱۴ میلادی فراهم آمده و از چین تا اروپا امتداد مییابد، با مجموعه گالری هنر فریرِ موزه ملی هنرهای آسیاییِ مؤسسه اسمیتسونین همخوانی و ارتباط دارد.
با تحلیل شماری از تصاویر منتخب این مرقع، و نیز چند نمونه از مرقع کوچکترِ همراه آن (H. 2160)، میتوان به بررسی دیوان مشهور فریر، یعنی دیوان اشعار سلطان احمد جلایر (حکومت ۱۳۸۲–۱۴۱۰م)، نیز پرداخت. تصاویر منتخب این مرقع همزمان با ظهور سبک موسوم به «گوتیک بینالمللی» در اروپا، در اواخر سده چهاردهم و اوایل سده پانزدهم میلادی، پدید آمدهاند.
https://t.me/UT_Central_Library
https://journals.publishing.umich.edu/ars/article/id/9312/
سهم جلایریان
مرقعی از کاخ توپقاپی با تصاویری به شیوههای ایرانی، چینی و اروپایی
(حدود ۱۳۵۰–۱۵۰۰ میلادی)
چکیده
این مقاله یکی از مشهورترین مرقعات موجود در کتابخانه موزه کاخ توپقاپی در استانبول (H. 2153) را در چارچوبی میانفرهنگی بازخوانی میکند. چشمانداز گسترده این مرقع، که حدود سال ۱۵۱۴ میلادی فراهم آمده و از چین تا اروپا امتداد مییابد، با مجموعه گالری هنر فریرِ موزه ملی هنرهای آسیاییِ مؤسسه اسمیتسونین همخوانی و ارتباط دارد.
با تحلیل شماری از تصاویر منتخب این مرقع، و نیز چند نمونه از مرقع کوچکترِ همراه آن (H. 2160)، میتوان به بررسی دیوان مشهور فریر، یعنی دیوان اشعار سلطان احمد جلایر (حکومت ۱۳۸۲–۱۴۱۰م)، نیز پرداخت. تصاویر منتخب این مرقع همزمان با ظهور سبک موسوم به «گوتیک بینالمللی» در اروپا، در اواخر سده چهاردهم و اوایل سده پانزدهم میلادی، پدید آمدهاند.
https://t.me/UT_Central_Library
https://journals.publishing.umich.edu/ars/article/id/9312/
Forwarded from کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
مصطفی درایتی
بحول و قوه الهی، پس از سه دهه عشق و رنج، امروز اول مهر ماه ۱۴۰۵ هجری شمسی، تدوین نهایی مجموعه سترگ "گنجینه میراث فارسی" را آغاز کردم.
این مجموعه به معرفی تفصیلی ۵۰۰ هزار نسخه خطی فقط فارسی از سراسر جهان خواهد پرداخت، و با هدف مستند کردن زبان و ادبیات فارسی انجام می شود.
انجام این کار یکی از آرزوهای دیرینه من بود و شاید برخی دیگر. چالش ها موجود در مسیر این کار، همواره دل نگرانی توقف و بن بست کار را گوشزد می کرد، چون مسبوق به سابقه بود، ولی همین نگرانی عزم مرا بر ایستایی و مقاومت، وتلاش برای رفع چالش ها، همواره زنده نگه داشت. ولذا امروز که مشکلات و سختی های دیروز را مرور می کنم که از آن عبور کردم، به صورت طبیعی شعفی هم در درونم خود نمایی می کند.
نمی دانم آیا تدوین نهایی کار را می توانم به سرانجام برسانم یا خیر. ولی تا زنده ام همه تلاشم اتمام این آن خواهد بود.
تعداد ۵۰۰ هزار نه به معنای همه موجودی آثار خطی فارسی است، ولی هدفی بود که از ابتدا برای آن منظور کرده بودم، و جمع آوری اطلاعات و سر و شکل دادن به آن، حدود سی سال از عمر پژوهشی مرا اشغال کرد.
این مجموعه بیش از هفتاد جلد در قطع رحلی بالغ می شود، و تدوین نهایی آن، چندین سال به درازا خواهد کشید.
بسیار امید دارم این مجموعه، بتواند حجم و گستره این زبان را به خوبی به نمایش بگذارد و به منبعی پر و پیمان برای پژوهشگران حوزه های گوناگون تبدیل شود.
تلاش خواهم کرد با کمک دستیاران و همکارانم، هر ماه یک مجلد از کار را آماده کنم، البته اگر روزگار با من سر ناسازگاری نداشته باشد.
از فیسبوک مصطفی درایتی
بحول و قوه الهی، پس از سه دهه عشق و رنج، امروز اول مهر ماه ۱۴۰۵ هجری شمسی، تدوین نهایی مجموعه سترگ "گنجینه میراث فارسی" را آغاز کردم.
این مجموعه به معرفی تفصیلی ۵۰۰ هزار نسخه خطی فقط فارسی از سراسر جهان خواهد پرداخت، و با هدف مستند کردن زبان و ادبیات فارسی انجام می شود.
انجام این کار یکی از آرزوهای دیرینه من بود و شاید برخی دیگر. چالش ها موجود در مسیر این کار، همواره دل نگرانی توقف و بن بست کار را گوشزد می کرد، چون مسبوق به سابقه بود، ولی همین نگرانی عزم مرا بر ایستایی و مقاومت، وتلاش برای رفع چالش ها، همواره زنده نگه داشت. ولذا امروز که مشکلات و سختی های دیروز را مرور می کنم که از آن عبور کردم، به صورت طبیعی شعفی هم در درونم خود نمایی می کند.
نمی دانم آیا تدوین نهایی کار را می توانم به سرانجام برسانم یا خیر. ولی تا زنده ام همه تلاشم اتمام این آن خواهد بود.
تعداد ۵۰۰ هزار نه به معنای همه موجودی آثار خطی فارسی است، ولی هدفی بود که از ابتدا برای آن منظور کرده بودم، و جمع آوری اطلاعات و سر و شکل دادن به آن، حدود سی سال از عمر پژوهشی مرا اشغال کرد.
این مجموعه بیش از هفتاد جلد در قطع رحلی بالغ می شود، و تدوین نهایی آن، چندین سال به درازا خواهد کشید.
بسیار امید دارم این مجموعه، بتواند حجم و گستره این زبان را به خوبی به نمایش بگذارد و به منبعی پر و پیمان برای پژوهشگران حوزه های گوناگون تبدیل شود.
تلاش خواهم کرد با کمک دستیاران و همکارانم، هر ماه یک مجلد از کار را آماده کنم، البته اگر روزگار با من سر ناسازگاری نداشته باشد.
از فیسبوک مصطفی درایتی
اهدای ۲۴۵ عنوان کتاب توسط مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهرداری تهران به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
https://t.me/UT_Central_Library
https://t.me/UT_Central_Library
بازخوانی حاشیه نوبل ادبیات ۲۰۲۶
[دولتآبادی با ضریب ۱ به ۴۰؛ شانس واقعی یا هیجان اکتبری رسانهها؟](ibna.ir/x6Kvz)
🔸چند روز مانده به اعلام برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۶، نام محمود دولتآبادی، رماننویس برجسته ایران و خالق «کلیدر» و «جای خالی سلوچ»، با ضریب ۱ به ۴۰ در فهرست شانسهای بنگاه شرطبندی بریتانیایی «لدبروکس» دیده شده است. حضور یک نویسنده ایرانی در کنار چهرههای سرشناس جهان، بار دیگر پرسش قدیمی را زنده کرده است: این فهرستها چه میگویند و آیا مسیر نوبل از دفتر یک بنگاه شرطبندی در لندن میگذرد.
🔸در میان این اعداد و ارقام، آنچه اهمیتی واقعی دارد، جایگاه خود نویسنده است. دولتآبادی با آثاری چون «کلیدر» ــ بلندترین رمان فارسی که نگارش آن حدود پانزده سال به درازا کشید ــ «جای خالی سلوچ» و «کلنل»، جایگاهی تثبیتشده در ادبیات معاصر جهان دارد. آثار او به دستکم یازده زبان ترجمه شده است: «جای خالی سلوچ» به انگلیسی (ترجمه کامران رستگار)، سوئدی، نروژی، فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی؛ «کلنل» به انگلیسی (ترجمه تام پتردیل) که در سال ۲۰۱۳ نامزد جایزه بهترین کتاب ترجمه آمریکا شد، و همچنین به آلمانی، ایتالیایی و عبری؛ و «عطش» به انگلیسی با ترجمه مارتین ویر. گزارشهای رسانهای داخلی نیز تأیید کردهاند که اکنون ۱۶ عنوان از آثار او در کتابخانه نوبل ــ کتابخانه عمومی وابسته به آکادمی که از سال ۱۹۰۱ دایر است ــ نگهداری میشود. البته باید صادق بود: هیچ مدرکی وجود ندارد که تعداد کتابها در این کتابخانه معیاری کمّی برای داوری باشد؛ اما حضور گسترده یک نویسنده در چرخه جهانی کتاب، بیتأثیر بر دیدهشدن او نیست. دولتآبادی پیشتر نیز ــ از جمله در سال ۲۰۲۴ با ضریب ۱ به ۳۳ ــ در همین لیستها حضور داشته و جایزه ادبیات خانه فرهنگهای جهان برلین (۲۰۰۹) را نیز دریافت کرده است.
🔸افراد واجد شرایط ــ برندگان پیشین، اعضای آکادمیها، استادان دانشگاهها و رؤسای انجمنهای نویسندگان ــ تا پایان ژانویه حق معرفی دارند؛ کمیته نوبل فهرست را به بیست نفر و سپس در ماه مه به پنج نفر نهایی میرساند و داوران تابستان را به خواندن آثار این پنج نفر میگذارند. یعنی هیچکس بیرون از این دایره محدود نمیداند دولتآبادی در فهرست هست یا نیست. جالب آنکه آرشیوهای آشکارشده نشان میدهد در سال ۱۹۴۹ عیسی سپهبدی، استاد دانشگاه تهران، محمدعلی جمالزاده را برای نوبل معرفی کرده بود؛ از جمله معدود ایرانیانی که نامشان در اسناد رسمی آمده است. پس آنچه امروز در رسانهها میخوانیم، نه نامزدی رسمی، که گمانهزنی بیرونی است.
@ibna_official
[دولتآبادی با ضریب ۱ به ۴۰؛ شانس واقعی یا هیجان اکتبری رسانهها؟](ibna.ir/x6Kvz)
🔸چند روز مانده به اعلام برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۶، نام محمود دولتآبادی، رماننویس برجسته ایران و خالق «کلیدر» و «جای خالی سلوچ»، با ضریب ۱ به ۴۰ در فهرست شانسهای بنگاه شرطبندی بریتانیایی «لدبروکس» دیده شده است. حضور یک نویسنده ایرانی در کنار چهرههای سرشناس جهان، بار دیگر پرسش قدیمی را زنده کرده است: این فهرستها چه میگویند و آیا مسیر نوبل از دفتر یک بنگاه شرطبندی در لندن میگذرد.
🔸در میان این اعداد و ارقام، آنچه اهمیتی واقعی دارد، جایگاه خود نویسنده است. دولتآبادی با آثاری چون «کلیدر» ــ بلندترین رمان فارسی که نگارش آن حدود پانزده سال به درازا کشید ــ «جای خالی سلوچ» و «کلنل»، جایگاهی تثبیتشده در ادبیات معاصر جهان دارد. آثار او به دستکم یازده زبان ترجمه شده است: «جای خالی سلوچ» به انگلیسی (ترجمه کامران رستگار)، سوئدی، نروژی، فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی؛ «کلنل» به انگلیسی (ترجمه تام پتردیل) که در سال ۲۰۱۳ نامزد جایزه بهترین کتاب ترجمه آمریکا شد، و همچنین به آلمانی، ایتالیایی و عبری؛ و «عطش» به انگلیسی با ترجمه مارتین ویر. گزارشهای رسانهای داخلی نیز تأیید کردهاند که اکنون ۱۶ عنوان از آثار او در کتابخانه نوبل ــ کتابخانه عمومی وابسته به آکادمی که از سال ۱۹۰۱ دایر است ــ نگهداری میشود. البته باید صادق بود: هیچ مدرکی وجود ندارد که تعداد کتابها در این کتابخانه معیاری کمّی برای داوری باشد؛ اما حضور گسترده یک نویسنده در چرخه جهانی کتاب، بیتأثیر بر دیدهشدن او نیست. دولتآبادی پیشتر نیز ــ از جمله در سال ۲۰۲۴ با ضریب ۱ به ۳۳ ــ در همین لیستها حضور داشته و جایزه ادبیات خانه فرهنگهای جهان برلین (۲۰۰۹) را نیز دریافت کرده است.
🔸افراد واجد شرایط ــ برندگان پیشین، اعضای آکادمیها، استادان دانشگاهها و رؤسای انجمنهای نویسندگان ــ تا پایان ژانویه حق معرفی دارند؛ کمیته نوبل فهرست را به بیست نفر و سپس در ماه مه به پنج نفر نهایی میرساند و داوران تابستان را به خواندن آثار این پنج نفر میگذارند. یعنی هیچکس بیرون از این دایره محدود نمیداند دولتآبادی در فهرست هست یا نیست. جالب آنکه آرشیوهای آشکارشده نشان میدهد در سال ۱۹۴۹ عیسی سپهبدی، استاد دانشگاه تهران، محمدعلی جمالزاده را برای نوبل معرفی کرده بود؛ از جمله معدود ایرانیانی که نامشان در اسناد رسمی آمده است. پس آنچه امروز در رسانهها میخوانیم، نه نامزدی رسمی، که گمانهزنی بیرونی است.
@ibna_official
ایبنا
دولتآبادی با ضریب ۱ به ۴۰؛ شانس واقعی یا هیجان اکتبری رسانهها؟
چند روز مانده به اعلام برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۶، نام محمود دولتآبادی، رماننویس برجسته ایران و خالق «کلیدر» و «جای خالی سلوچ»، با ضریب ۱ به ۴۰ در فهرست شانسهای بنگاه شرطبندی بریتانیایی «لدبروکس» دیده شده است. حضور یک نویسنده ایرانی در کنار چهرههای…
🚨 مگاژورنالها: چاپ سریع مقاله یا تجارت با علم؟
مگاژورنالها (Mega-journals) مجلات علمی بسیار بزرگی هستند که سالانه هزاران مقاله چاپ میکنند. برخلاف مجلات سنتی که بر اساس حق اشتراک خوانندگان درآمدزایی میکردند، مگاژورنالها بر اساس مدل «دسترسی آزاد» (Open Access) کار میکنند؛ یعنی نویسنده مقاله (یا دانشگاه او) هزینهای به نام APC یا Article Processing Charge پرداخت میکند تا مقاله برای همه رایگان در دسترس باشد.
مدل کاری و دلیل عدم سختگیری آنها چیست؟
سودآوری بر اساس حجم: در این مدل، درآمد مجله مستقیماً به تعداد مقالات چاپشده بستگی دارد. هرچه بیشتر چاپ کنند، پول بیشتری میگیرند.
داوری سریع و سطحی: بسیاری از این ناشران (بهویژه ناشرانی که به سمت تجاریسازی افراطی رفتهاند) فرآیند داوری (Peer-review) را به چند هفته یا حتی چند روز کاهش دادهاند.
معیار پذیرش: شعار اصلی مگاژورنالهای معتبر این است که «فقط صحت علمی مهم است، نه اهمیت و نوآوری». اما در عمل، بسیاری از آنها (و مجلات موسوم به یغماگر/Predatory) به خاطر دریافت پول، مقالات ضعیف را هم با یک داوری فرمالیته میپذیرند.
📚 معرفی چند مگاژورنال/مجله دسترسی آزاد بزرگ در علوم انسانی، اجتماعی و تاریخ
پیدا کردن مگاژورنالِ صرفاً تخصصی در تاریخ یا خاورمیانه سخت است، زیرا ذات مگاژورنالها چندتخصصی (Multidisciplinary) است. با این حال، مجلات زیر بخشهای بسیار بزرگی برای علوم انسانی و اجتماعی دارند و با دریافت هزینه، مقالات را با سرعت بالایی چاپ میکنند:
۱. Humanities and Social Sciences Communications
ناشر: Springer Nature
حوزه: تمام شاخههای علوم انسانی، تاریخ، و علوم اجتماعی.
توضیح: این یکی از معتبرترین مگاژورنالهای این حوزه است، اما به دلیل حجم بالای پذیرش و دریافت هزینه (حدود ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ دلار)، داوری نسبتاً متفاوتی با مجلات سنتی دارد.
🔗 nature.com/palcomms
۲. Cogent Arts & Humanities / Cogent Social Sciences
ناشر: Taylor & Francis
حوزه: تاریخ، ادبیات، فلسفه، مطالعات منطقهای (از جمله خاورمیانه) و جامعهشناسی.
توضیح: مجموعهی Cogent کاملاً بر اساس مدل Open Access و دریافت هزینه کار میکند. سرعت تعیین تکلیف مقالات در آنها بالاست و سختگیری مجلات رده اول (Q1) سنتی را ندارند.
🔗 tandfonline.com/journals/oaah20
۳. MDPI - Humanities / Societies / Social Sciences
ناشر: MDPI
حوزه: علوم انسانی، جامعهشناسی، تاریخ و مطالعات فرهنگی.
توضیح: ناشر سوئیسی MDPI پادشاه بلامنازع چاپ سریع است! مقالات اغلب زیر یک ماه داوری و چاپ میشوند. به دلیل همین سرعت بالا و دریافت هزینههای سنگین، انتقادات زیادی به کیفیت داوری آنها وارد است و بسیاری از پژوهشگران آنها را کارخانهی چاپ مقاله میدانند.
🔗 مجله علوم انسانی: mdpi.com/journal/humanities
🔗 مجله علوم اجتماعی: mdpi.com/journal/socsci
۴. SAGE Open
ناشر: SAGE
حوزه: علوم اجتماعی، رفتاری و انسانی.
توضیح: اولین مگاژورنال اختصاصی برای علوم انسانی و اجتماعی. هزینه چاپ میگیرد (حدود ۱۲۰۰ دلار) و معیار پذیرش آن صرفاً بینقص بودن روش تحقیق است، نه اهمیت موضوعیِ مقاله.
🔗 journals.sagepub.com/home/sgo
۵. Heliyon
ناشر: Elsevier (Cell Press)
حوزه: چندتخصصی (دارای بخش مجزای Arts and Humanities).
توضیح: مگاژورنال غولپیکر الزویر که هر مقالهای که از نظر علمی «صحیح» باشد را با دریافت پول چاپ میکند و بخش مطالعات تاریخ و جامعهشناسی آن بسیار فعال است.
🔗 cell.com/heliyon
⚠️ نکته بسیار مهم برای پژوهشگران: پیش از ارسال مقاله و پرداخت هزینههای دلاری سنگین، حتماً چک کنید که مجله مورد نظر در لیست سیاه وزارت علوم یا دانشگاه شما (Blacklist) قرار نداشته باشد. مرز بین یک مگاژورنال معتبر و یک «مجله پولی یغماگر» گاهی بسیار باریک است!
https://t.me/UT_Central_Library
مگاژورنالها (Mega-journals) مجلات علمی بسیار بزرگی هستند که سالانه هزاران مقاله چاپ میکنند. برخلاف مجلات سنتی که بر اساس حق اشتراک خوانندگان درآمدزایی میکردند، مگاژورنالها بر اساس مدل «دسترسی آزاد» (Open Access) کار میکنند؛ یعنی نویسنده مقاله (یا دانشگاه او) هزینهای به نام APC یا Article Processing Charge پرداخت میکند تا مقاله برای همه رایگان در دسترس باشد.
مدل کاری و دلیل عدم سختگیری آنها چیست؟
سودآوری بر اساس حجم: در این مدل، درآمد مجله مستقیماً به تعداد مقالات چاپشده بستگی دارد. هرچه بیشتر چاپ کنند، پول بیشتری میگیرند.
داوری سریع و سطحی: بسیاری از این ناشران (بهویژه ناشرانی که به سمت تجاریسازی افراطی رفتهاند) فرآیند داوری (Peer-review) را به چند هفته یا حتی چند روز کاهش دادهاند.
معیار پذیرش: شعار اصلی مگاژورنالهای معتبر این است که «فقط صحت علمی مهم است، نه اهمیت و نوآوری». اما در عمل، بسیاری از آنها (و مجلات موسوم به یغماگر/Predatory) به خاطر دریافت پول، مقالات ضعیف را هم با یک داوری فرمالیته میپذیرند.
📚 معرفی چند مگاژورنال/مجله دسترسی آزاد بزرگ در علوم انسانی، اجتماعی و تاریخ
پیدا کردن مگاژورنالِ صرفاً تخصصی در تاریخ یا خاورمیانه سخت است، زیرا ذات مگاژورنالها چندتخصصی (Multidisciplinary) است. با این حال، مجلات زیر بخشهای بسیار بزرگی برای علوم انسانی و اجتماعی دارند و با دریافت هزینه، مقالات را با سرعت بالایی چاپ میکنند:
۱. Humanities and Social Sciences Communications
ناشر: Springer Nature
حوزه: تمام شاخههای علوم انسانی، تاریخ، و علوم اجتماعی.
توضیح: این یکی از معتبرترین مگاژورنالهای این حوزه است، اما به دلیل حجم بالای پذیرش و دریافت هزینه (حدود ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ دلار)، داوری نسبتاً متفاوتی با مجلات سنتی دارد.
🔗 nature.com/palcomms
۲. Cogent Arts & Humanities / Cogent Social Sciences
ناشر: Taylor & Francis
حوزه: تاریخ، ادبیات، فلسفه، مطالعات منطقهای (از جمله خاورمیانه) و جامعهشناسی.
توضیح: مجموعهی Cogent کاملاً بر اساس مدل Open Access و دریافت هزینه کار میکند. سرعت تعیین تکلیف مقالات در آنها بالاست و سختگیری مجلات رده اول (Q1) سنتی را ندارند.
🔗 tandfonline.com/journals/oaah20
۳. MDPI - Humanities / Societies / Social Sciences
ناشر: MDPI
حوزه: علوم انسانی، جامعهشناسی، تاریخ و مطالعات فرهنگی.
توضیح: ناشر سوئیسی MDPI پادشاه بلامنازع چاپ سریع است! مقالات اغلب زیر یک ماه داوری و چاپ میشوند. به دلیل همین سرعت بالا و دریافت هزینههای سنگین، انتقادات زیادی به کیفیت داوری آنها وارد است و بسیاری از پژوهشگران آنها را کارخانهی چاپ مقاله میدانند.
🔗 مجله علوم انسانی: mdpi.com/journal/humanities
🔗 مجله علوم اجتماعی: mdpi.com/journal/socsci
۴. SAGE Open
ناشر: SAGE
حوزه: علوم اجتماعی، رفتاری و انسانی.
توضیح: اولین مگاژورنال اختصاصی برای علوم انسانی و اجتماعی. هزینه چاپ میگیرد (حدود ۱۲۰۰ دلار) و معیار پذیرش آن صرفاً بینقص بودن روش تحقیق است، نه اهمیت موضوعیِ مقاله.
🔗 journals.sagepub.com/home/sgo
۵. Heliyon
ناشر: Elsevier (Cell Press)
حوزه: چندتخصصی (دارای بخش مجزای Arts and Humanities).
توضیح: مگاژورنال غولپیکر الزویر که هر مقالهای که از نظر علمی «صحیح» باشد را با دریافت پول چاپ میکند و بخش مطالعات تاریخ و جامعهشناسی آن بسیار فعال است.
🔗 cell.com/heliyon
⚠️ نکته بسیار مهم برای پژوهشگران: پیش از ارسال مقاله و پرداخت هزینههای دلاری سنگین، حتماً چک کنید که مجله مورد نظر در لیست سیاه وزارت علوم یا دانشگاه شما (Blacklist) قرار نداشته باشد. مرز بین یک مگاژورنال معتبر و یک «مجله پولی یغماگر» گاهی بسیار باریک است!
https://t.me/UT_Central_Library
Nature
Humanities and Social Sciences Communications
Humanities & Social Sciences Communications is a fully open-access, online journal publishing peer-reviewed research from across—and between—all areas of the ...
وقتی ناشر علمی به دستیار پژوهشی تبدیل میشود؛
هوش مصنوعی الزویر چه میکند؟
شرکت Elsevier را دانشجویان و پژوهشگران بیشتر به عنوان یکی از بزرگترین ناشران علمی جهان و صاحب پایگاههایی مانند ScienceDirect و Scopus میشناسند. اما این شرکت طی چند سال اخیر وارد مرحله تازهای شده است: الزویر دیگر نمیخواهد فقط محل انتشار و جستوجوی مقالات باشد؛ میخواهد هوش مصنوعی را به واسطهای میان پژوهشگر و انبوه دانش علمی جهان تبدیل کند.
تازهترین و مهمترین محصول این مسیر LeapSpace نام دارد؛ محیطی مبتنی بر هوش مصنوعی که میتوان تا حدی آن را «دستیار هوشمند پژوهشگر» دانست. البته LeapSpace رقیبی عمومی برای ChatGPT، Gemini یا Claude نیست. هدف آن پاسخ دادن به هر نوع پرسشی نیست، بلکه مشخصاً برای پژوهش علمی طراحی شده است. الزویر LeapSpace را در نوامبر ۲۰۲۵ معرفی کرد و در سال ۲۰۲۶ امکانات آن را بهطور قابل توجهی گسترش داد.
تفاوت اصلی با ChatGPT چیست؟
برای فهم اهمیت این تحول باید میان دو نوع هوش مصنوعی تفاوت گذاشت.
ChatGPT یا Gemini ابزارهای عمومیاند. میتوان از آنها درباره تاریخ، برنامهنویسی، آشپزی، ادبیات، فیزیک یا تقریباً هر موضوع دیگری پرسید. اما LeapSpace اساساً برای محیط دانشگاه و پژوهش طراحی شده است. پرسش اصلی آن این نیست که «هوش مصنوعی درباره این موضوع چه میداند؟»، بلکه بیشتر این است که:
«ادبیات علمی معتبر درباره این مسئله چه میگوید و شواهد آن کجاست؟»
این تفاوت بسیار مهم است. یکی از مشکلات استفاده از مدلهای زبانی عمومی در پژوهش، امکان ارائه اطلاعات نادرست، منابع ناموجود یا استنادهای اشتباه است. الزویر تلاش کرده است پاسخهای سیستم خود را به مجموعهای کنترلشده از منابع دانشگاهی متصل کند و امکان بازگشت از پاسخ هوش مصنوعی به منبع اصلی را فراهم سازد. LeapSpace اکنون از بیش از ۲۳ میلیون مقاله و کتاب علمی دارای متن کامل استفاده میکند و در کنار آنها به بیش از ۱۰۰ میلیون رکورد علمی Scopus دسترسی دارد. الزویر در سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که این مجموعه همچنین از ۲٫۶ میلیارد مرجع استنادی موجود در دادههای Scopus بهره میگیرد.
نکته مهم آن است که این مجموعه فقط شامل تولیدات خود Elsevier نیست. این شرکت با بیش از هزار ارائهدهنده محتوای علمی دیگر همکاری کرده و آثاری از ناشران و انجمنهای علمی دیگر نیز در مجموعه وجود دارد. به همین دلیل الزویر از اصطلاح «publisher-neutral» یا «ناشر-خنثی» برای توصیف آن استفاده میکند. البته این ادعایی است که خود شرکت مطرح میکند و ارزیابی مستقل عملکرد سیستم در این زمینه همچنان اهمیت دارد.
پیش از LeapSpace، Scopus AI و ScienceDirect AI آمدند
حرکت الزویر به سمت هوش مصنوعی ناگهانی نبود. یکی از نخستین محصولات مهم آن Scopus AI بود. ایده ساده اما مهم بود: پژوهشگر به جای ساختن عبارتهای پیچیده جستوجو، سؤال خود را به زبان طبیعی مطرح کند و سیستم با استفاده از منابع نمایهشده در Scopus، پاسخ و منابع مرتبط را ارائه دهد.
قابلیتهای هوش مصنوعی Scopus اکنون میتواند علاوه بر خلاصهسازی موضوع، مقالات بنیادی، موضوعات نوظهور و ارتباط میان مفاهیم را نیز نشان دهد. قابلیت Deep Research حتی از یک جستوجوی ساده فراتر میرود و برای بررسی یک مسئله پژوهشی، برنامه جستوجو و تحلیل مفصلتری ایجاد میکند.
محصول دیگر ScienceDirect AI بود که مزیت مهم آن امکان کار با متن کامل مقالات و فصلهای کتاب بود. برای مثال پژوهشگر میتواند مقالهای را مطالعه کند و از دستیار هوشمند بپرسد روش تحقیق چه بوده، نتایج اصلی چیست یا چند آزمایش چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند. امکانات ScienceDirect AI اکنون بخشی از محیط گستردهتر LeapSpace شدهاند.
LeapSpace عملاً چه کاری برای پژوهشگر انجام میدهد؟
فرض کنید دانشجویی میخواهد درباره «تأثیر شبکههای اجتماعی بر قطبیشدن سیاسی» تحقیق کند. در روش سنتی باید کلیدواژه تعیین کند، در پایگاههای مختلف جستوجو کند، دهها یا صدها چکیده بخواند، مقالات مهم را انتخاب و سپس ارتباط میان آنها را پیدا کند.
محیط جدید الزویر میخواهد بخشی از این فرایند را خودکار کند. پژوهشگر میتواند پرسش خود را مستقیماً مطرح کند؛ سیستم منابع مرتبط را پیدا کند، نتایج را ترکیب کند، اختلاف میان مطالعات را نشان دهد و برای ادعاهایش منابع ارائه کند.
قابلیت Compare Tables نیز مطالعات را کنار یکدیگر قرار میدهد و اطلاعاتی مانند هدف، مواد و روشها، نتایج و نتیجهگیری آنها را استخراج میکند. بنابراین کاری که پژوهشگر قبلاً برای مقایسه چندین مقاله به صورت دستی انجام میداد، میتواند تا حدی به کمک AI انجام شود.
ادامه در پست بعدی 👇👇
هوش مصنوعی الزویر چه میکند؟
شرکت Elsevier را دانشجویان و پژوهشگران بیشتر به عنوان یکی از بزرگترین ناشران علمی جهان و صاحب پایگاههایی مانند ScienceDirect و Scopus میشناسند. اما این شرکت طی چند سال اخیر وارد مرحله تازهای شده است: الزویر دیگر نمیخواهد فقط محل انتشار و جستوجوی مقالات باشد؛ میخواهد هوش مصنوعی را به واسطهای میان پژوهشگر و انبوه دانش علمی جهان تبدیل کند.
تازهترین و مهمترین محصول این مسیر LeapSpace نام دارد؛ محیطی مبتنی بر هوش مصنوعی که میتوان تا حدی آن را «دستیار هوشمند پژوهشگر» دانست. البته LeapSpace رقیبی عمومی برای ChatGPT، Gemini یا Claude نیست. هدف آن پاسخ دادن به هر نوع پرسشی نیست، بلکه مشخصاً برای پژوهش علمی طراحی شده است. الزویر LeapSpace را در نوامبر ۲۰۲۵ معرفی کرد و در سال ۲۰۲۶ امکانات آن را بهطور قابل توجهی گسترش داد.
تفاوت اصلی با ChatGPT چیست؟
برای فهم اهمیت این تحول باید میان دو نوع هوش مصنوعی تفاوت گذاشت.
ChatGPT یا Gemini ابزارهای عمومیاند. میتوان از آنها درباره تاریخ، برنامهنویسی، آشپزی، ادبیات، فیزیک یا تقریباً هر موضوع دیگری پرسید. اما LeapSpace اساساً برای محیط دانشگاه و پژوهش طراحی شده است. پرسش اصلی آن این نیست که «هوش مصنوعی درباره این موضوع چه میداند؟»، بلکه بیشتر این است که:
«ادبیات علمی معتبر درباره این مسئله چه میگوید و شواهد آن کجاست؟»
این تفاوت بسیار مهم است. یکی از مشکلات استفاده از مدلهای زبانی عمومی در پژوهش، امکان ارائه اطلاعات نادرست، منابع ناموجود یا استنادهای اشتباه است. الزویر تلاش کرده است پاسخهای سیستم خود را به مجموعهای کنترلشده از منابع دانشگاهی متصل کند و امکان بازگشت از پاسخ هوش مصنوعی به منبع اصلی را فراهم سازد. LeapSpace اکنون از بیش از ۲۳ میلیون مقاله و کتاب علمی دارای متن کامل استفاده میکند و در کنار آنها به بیش از ۱۰۰ میلیون رکورد علمی Scopus دسترسی دارد. الزویر در سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که این مجموعه همچنین از ۲٫۶ میلیارد مرجع استنادی موجود در دادههای Scopus بهره میگیرد.
نکته مهم آن است که این مجموعه فقط شامل تولیدات خود Elsevier نیست. این شرکت با بیش از هزار ارائهدهنده محتوای علمی دیگر همکاری کرده و آثاری از ناشران و انجمنهای علمی دیگر نیز در مجموعه وجود دارد. به همین دلیل الزویر از اصطلاح «publisher-neutral» یا «ناشر-خنثی» برای توصیف آن استفاده میکند. البته این ادعایی است که خود شرکت مطرح میکند و ارزیابی مستقل عملکرد سیستم در این زمینه همچنان اهمیت دارد.
پیش از LeapSpace، Scopus AI و ScienceDirect AI آمدند
حرکت الزویر به سمت هوش مصنوعی ناگهانی نبود. یکی از نخستین محصولات مهم آن Scopus AI بود. ایده ساده اما مهم بود: پژوهشگر به جای ساختن عبارتهای پیچیده جستوجو، سؤال خود را به زبان طبیعی مطرح کند و سیستم با استفاده از منابع نمایهشده در Scopus، پاسخ و منابع مرتبط را ارائه دهد.
قابلیتهای هوش مصنوعی Scopus اکنون میتواند علاوه بر خلاصهسازی موضوع، مقالات بنیادی، موضوعات نوظهور و ارتباط میان مفاهیم را نیز نشان دهد. قابلیت Deep Research حتی از یک جستوجوی ساده فراتر میرود و برای بررسی یک مسئله پژوهشی، برنامه جستوجو و تحلیل مفصلتری ایجاد میکند.
محصول دیگر ScienceDirect AI بود که مزیت مهم آن امکان کار با متن کامل مقالات و فصلهای کتاب بود. برای مثال پژوهشگر میتواند مقالهای را مطالعه کند و از دستیار هوشمند بپرسد روش تحقیق چه بوده، نتایج اصلی چیست یا چند آزمایش چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند. امکانات ScienceDirect AI اکنون بخشی از محیط گستردهتر LeapSpace شدهاند.
LeapSpace عملاً چه کاری برای پژوهشگر انجام میدهد؟
فرض کنید دانشجویی میخواهد درباره «تأثیر شبکههای اجتماعی بر قطبیشدن سیاسی» تحقیق کند. در روش سنتی باید کلیدواژه تعیین کند، در پایگاههای مختلف جستوجو کند، دهها یا صدها چکیده بخواند، مقالات مهم را انتخاب و سپس ارتباط میان آنها را پیدا کند.
محیط جدید الزویر میخواهد بخشی از این فرایند را خودکار کند. پژوهشگر میتواند پرسش خود را مستقیماً مطرح کند؛ سیستم منابع مرتبط را پیدا کند، نتایج را ترکیب کند، اختلاف میان مطالعات را نشان دهد و برای ادعاهایش منابع ارائه کند.
قابلیت Compare Tables نیز مطالعات را کنار یکدیگر قرار میدهد و اطلاعاتی مانند هدف، مواد و روشها، نتایج و نتیجهگیری آنها را استخراج میکند. بنابراین کاری که پژوهشگر قبلاً برای مقایسه چندین مقاله به صورت دستی انجام میداد، میتواند تا حدی به کمک AI انجام شود.
ادامه در پست بعدی 👇👇
👆ادامه ی پست بالا
LeapSpace حتی به جستوجوی مقاله محدود نیست. پژوهشگر میتواند از آن برای ایدهپردازی، طراحی پروژه، پیدا کردن پژوهشگران و همکاران بالقوه و یافتن فرصتهای تأمین مالی پژوهش استفاده کند. دادههای مربوط به دهها هزار فرصت تأمین مالی نیز در این محیط وجود دارد.
هوش مصنوعی حتی نوشته پژوهشگر را نقد میکند
یکی از جالبترین امکانات جدید LeapSpace، Writing Coach است. این ابزار صرفاً ویراستار املایی و دستوری نیست. پژوهشگر میتواند نوشته علمی خود را در اختیار سیستم قرار دهد و هوش مصنوعی استدلال آن را در برابر ادبیات علمی موجود بررسی کند.
برای مثال ممکن است پژوهشگر در مقاله خود ادعایی مطرح کرده باشد که شواهد کافی برای آن ارائه نکرده است. Writing Coach میتواند منابع مرتبط را پیدا کند یا نشان دهد که در ادبیات علمی، دیدگاههای دیگری نیز وجود دارد که نویسنده آنها را نادیده گرفته است. به گفته الزویر، این قابلیت بر ادبیات علمی نمایهشده در Scopus متکی است.
در نتیجه هوش مصنوعی در اینجا فقط نقش «نویسنده متن» را ندارد؛ به سمت نوعی منتقد و دستیار پژوهشی حرکت میکند.
Trust Card و Claim Radar؛ تلاش برای حل مشکل اعتماد
اما از کجا معلوم خلاصهای که هوش مصنوعی ارائه کرده واقعاً با مقاله اصلی سازگار باشد؟
الزویر برای این مسئله قابلیتی با عنوان Trust Card طراحی کرده است. کاربر میتواند ببیند یک ادعای تولیدشده توسط AI بر چه منبعی استوار است و حتی به بخش متن مورد استفاده برای آن ادعا مراجعه کند.
قابلیت دیگری با عنوان Claim Radar تلاش میکند یک ادعا را در برابر مجموعه گستردهتری از تحقیقات قرار دهد. ممکن است یک مقاله از ادعایی حمایت کند، اما دهها مطالعه دیگر نتایج متفاوتی داشته باشند. در پژوهش علمی، صرف پیدا کردن یک منبع موافق کافی نیست؛ باید دید مجموعه شواهد چه میگوید.
این ویژگیها نشاندهنده یک تغییر مهم در طراحی AI پژوهشی هستند: پاسخ به تنهایی کافی نیست؛ مسیر رسیدن به پاسخ نیز باید قابل بررسی باشد.
آیا الزویر خودش چیزی شبیه GPT ساخته است؟
پاسخ کوتاه خیر، دستکم نه به آن معنایی که OpenAI، Google یا Anthropic مدلهای بنیادی خود را میسازند.
LeapSpace یک محصول مستقل هوش مصنوعی است، اما الزاماً یک مدل زبانی بنیادی اختصاصی نیست. الزویر میگوید از یک معماری چندمدلی یا Multi-model استفاده میکند؛ یعنی بسته به نوع وظیفه، مدل مناسب انتخاب میشود. استفاده از مدلهای زبانی شرکتهای دیگر نیز در محیط خصوصی انجام میشود و الزویر میگوید دادههای کاربران برای آموزش مدلهای عمومی استفاده نمیشوند.
پس قدرت اصلی الزویر را باید جای دیگری جستوجو کرد: داده علمی.
شرکتهایی مانند OpenAI و Google در ساخت مدلهای عمومی بسیار قدرتمندند؛ اما Elsevier دهههاست یکی از بزرگترین زیرساختهای اطلاعات علمی جهان را در اختیار دارد. اتصال مدلهای زبانی قدرتمند به این منابع علمی ساختاریافته میتواند مزیتی بسیار مهم ایجاد کند.
آیا دانشجویان هم میتوانند از آن استفاده کنند؟
بله. در حال حاضر الزویر برای LeapSpace دسترسی فردی نیز ارائه میکند و یک امکان آزمایشی رایگان با محدودیتهایی وجود دارد. نسخه کامل فردی نیز اشتراکی است. بنابراین LeapSpace صرفاً محصولی سازمانی برای دانشگاهها و شرکتهای بزرگ نیست.
ورود به LeapSpace و مشاهده امکانات آن
البته دسترسی به خود ابزار الزاماً به معنای دسترسی آزاد به متن کامل همه مقالات نیست. اگر مقالهای پشت دیوار پرداخت باشد، دسترسی کاربر به متن اصلی همچنان میتواند تابع اشتراک دانشگاه یا خرید آن محتوا باشد.
اما باید جانب احتیاط را هم نگه داشت
همه اینها به معنای پایان مشکلات هوش مصنوعی در پژوهش نیست.
اول اینکه «متکی بودن بر منابع علمی» مساوی با «درست بودن پاسخ» نیست. مقالات علمی نیز ممکن است اشتباه باشند، با یکدیگر تعارض داشته باشند یا بعدها رد شوند. افزون بر آن، مدل هوش مصنوعی ممکن است در استخراج یا ترکیب مطالب خطا کند. بنابراین هیچ پاسخ تولیدشده توسط AI نباید جای مطالعه و کنترل منابع اصلی را بگیرد.
دوم، مسئله تمرکز قدرت علمی مطرح است. شرکتهایی مانند Elsevier هم مالک یا عرضهکننده حجم عظیمی از محتوای علمیاند و هم ابزارهایی میسازند که قرار است همان دانش را برای پژوهشگران انتخاب، خلاصه و تفسیر کنند. اگر در آینده پژوهشگران بیش از اندازه به چنین واسطههایی وابسته شوند، این پرسش اهمیت بیشتری پیدا میکند که الگوریتم بر چه اساسی تصمیم میگیرد کدام پژوهش مهمتر است و کدام پژوهش دیده نمیشود؟
ادامه در پست بعدی 👇👇👇
LeapSpace حتی به جستوجوی مقاله محدود نیست. پژوهشگر میتواند از آن برای ایدهپردازی، طراحی پروژه، پیدا کردن پژوهشگران و همکاران بالقوه و یافتن فرصتهای تأمین مالی پژوهش استفاده کند. دادههای مربوط به دهها هزار فرصت تأمین مالی نیز در این محیط وجود دارد.
هوش مصنوعی حتی نوشته پژوهشگر را نقد میکند
یکی از جالبترین امکانات جدید LeapSpace، Writing Coach است. این ابزار صرفاً ویراستار املایی و دستوری نیست. پژوهشگر میتواند نوشته علمی خود را در اختیار سیستم قرار دهد و هوش مصنوعی استدلال آن را در برابر ادبیات علمی موجود بررسی کند.
برای مثال ممکن است پژوهشگر در مقاله خود ادعایی مطرح کرده باشد که شواهد کافی برای آن ارائه نکرده است. Writing Coach میتواند منابع مرتبط را پیدا کند یا نشان دهد که در ادبیات علمی، دیدگاههای دیگری نیز وجود دارد که نویسنده آنها را نادیده گرفته است. به گفته الزویر، این قابلیت بر ادبیات علمی نمایهشده در Scopus متکی است.
در نتیجه هوش مصنوعی در اینجا فقط نقش «نویسنده متن» را ندارد؛ به سمت نوعی منتقد و دستیار پژوهشی حرکت میکند.
Trust Card و Claim Radar؛ تلاش برای حل مشکل اعتماد
اما از کجا معلوم خلاصهای که هوش مصنوعی ارائه کرده واقعاً با مقاله اصلی سازگار باشد؟
الزویر برای این مسئله قابلیتی با عنوان Trust Card طراحی کرده است. کاربر میتواند ببیند یک ادعای تولیدشده توسط AI بر چه منبعی استوار است و حتی به بخش متن مورد استفاده برای آن ادعا مراجعه کند.
قابلیت دیگری با عنوان Claim Radar تلاش میکند یک ادعا را در برابر مجموعه گستردهتری از تحقیقات قرار دهد. ممکن است یک مقاله از ادعایی حمایت کند، اما دهها مطالعه دیگر نتایج متفاوتی داشته باشند. در پژوهش علمی، صرف پیدا کردن یک منبع موافق کافی نیست؛ باید دید مجموعه شواهد چه میگوید.
این ویژگیها نشاندهنده یک تغییر مهم در طراحی AI پژوهشی هستند: پاسخ به تنهایی کافی نیست؛ مسیر رسیدن به پاسخ نیز باید قابل بررسی باشد.
آیا الزویر خودش چیزی شبیه GPT ساخته است؟
پاسخ کوتاه خیر، دستکم نه به آن معنایی که OpenAI، Google یا Anthropic مدلهای بنیادی خود را میسازند.
LeapSpace یک محصول مستقل هوش مصنوعی است، اما الزاماً یک مدل زبانی بنیادی اختصاصی نیست. الزویر میگوید از یک معماری چندمدلی یا Multi-model استفاده میکند؛ یعنی بسته به نوع وظیفه، مدل مناسب انتخاب میشود. استفاده از مدلهای زبانی شرکتهای دیگر نیز در محیط خصوصی انجام میشود و الزویر میگوید دادههای کاربران برای آموزش مدلهای عمومی استفاده نمیشوند.
پس قدرت اصلی الزویر را باید جای دیگری جستوجو کرد: داده علمی.
شرکتهایی مانند OpenAI و Google در ساخت مدلهای عمومی بسیار قدرتمندند؛ اما Elsevier دهههاست یکی از بزرگترین زیرساختهای اطلاعات علمی جهان را در اختیار دارد. اتصال مدلهای زبانی قدرتمند به این منابع علمی ساختاریافته میتواند مزیتی بسیار مهم ایجاد کند.
آیا دانشجویان هم میتوانند از آن استفاده کنند؟
بله. در حال حاضر الزویر برای LeapSpace دسترسی فردی نیز ارائه میکند و یک امکان آزمایشی رایگان با محدودیتهایی وجود دارد. نسخه کامل فردی نیز اشتراکی است. بنابراین LeapSpace صرفاً محصولی سازمانی برای دانشگاهها و شرکتهای بزرگ نیست.
ورود به LeapSpace و مشاهده امکانات آن
البته دسترسی به خود ابزار الزاماً به معنای دسترسی آزاد به متن کامل همه مقالات نیست. اگر مقالهای پشت دیوار پرداخت باشد، دسترسی کاربر به متن اصلی همچنان میتواند تابع اشتراک دانشگاه یا خرید آن محتوا باشد.
اما باید جانب احتیاط را هم نگه داشت
همه اینها به معنای پایان مشکلات هوش مصنوعی در پژوهش نیست.
اول اینکه «متکی بودن بر منابع علمی» مساوی با «درست بودن پاسخ» نیست. مقالات علمی نیز ممکن است اشتباه باشند، با یکدیگر تعارض داشته باشند یا بعدها رد شوند. افزون بر آن، مدل هوش مصنوعی ممکن است در استخراج یا ترکیب مطالب خطا کند. بنابراین هیچ پاسخ تولیدشده توسط AI نباید جای مطالعه و کنترل منابع اصلی را بگیرد.
دوم، مسئله تمرکز قدرت علمی مطرح است. شرکتهایی مانند Elsevier هم مالک یا عرضهکننده حجم عظیمی از محتوای علمیاند و هم ابزارهایی میسازند که قرار است همان دانش را برای پژوهشگران انتخاب، خلاصه و تفسیر کنند. اگر در آینده پژوهشگران بیش از اندازه به چنین واسطههایی وابسته شوند، این پرسش اهمیت بیشتری پیدا میکند که الگوریتم بر چه اساسی تصمیم میگیرد کدام پژوهش مهمتر است و کدام پژوهش دیده نمیشود؟
ادامه در پست بعدی 👇👇👇
ادامه پست بالا
سوم، دانشگاهها باید مراقب باشند «راحتی» جای «مهارت پژوهش» را نگیرد. دانشجویی که بدون شناخت روش جستوجوی علمی، ارزیابی مقاله، روششناسی و نقد منابع فقط پاسخ AI را دریافت میکند، ممکن است سریعتر به جواب برسد، اما الزاماً پژوهشگر بهتری نمیشود.
از «پایگاه مقاله» به «دستیار دانش»
شاید مهمترین جنبه LeapSpace همین باشد. در سی سال گذشته پایگاههایی مانند Scopus، Web of Science و ScienceDirect عمدتاً ابزارهایی برای پیدا کردن اطلاعات بودند. پژوهشگر جستوجو میکرد، فهرستی از نتایج میگرفت و خودش آنها را میخواند و تحلیل میکرد.
اکنون این الگو در حال تغییر است.
پایگاه علمی جدید میخواهد نه فقط مقاله را پیدا کند، بلکه آن را بخواند، مقایسه کند، ارتباط میان مطالعات را کشف کند، تناقضها را نشان دهد و حاصل آنها را به زبان قابل فهم در اختیار پژوهشگر قرار دهد.
به عبارت دیگر، صنعت نشر علمی ممکن است در حال عبور از دوره «فروش دسترسی به اطلاعات» به دوره «فروش دسترسی به هوشِ متصل به اطلاعات» باشد.
این تحول برای دانشجویان یک پیام روشن دارد. احتمالاً مهارت پژوهشگر آینده فقط این نخواهد بود که بداند چگونه در Scopus یا Google Scholar کلیدواژه جستوجو کند. مهارت مهمتر این خواهد بود که پرسش پژوهشی خوب مطرح کند، از AI برای پیمایش حجم عظیم ادبیات استفاده کند، پاسخ آن را نقد کند، استنادها را کنترل کند و در نهایت خودش درباره اعتبار شواهد داوری کند.
هوش مصنوعی شاید بخش بزرگی از زحمت جستوجو و مرور ادبیات را کم کند؛ اما مسئولیت تشخیص اینکه «چه چیزی را باید باور کرد؟» همچنان بر عهده پژوهشگر باقی خواهد ماند.
سوم، دانشگاهها باید مراقب باشند «راحتی» جای «مهارت پژوهش» را نگیرد. دانشجویی که بدون شناخت روش جستوجوی علمی، ارزیابی مقاله، روششناسی و نقد منابع فقط پاسخ AI را دریافت میکند، ممکن است سریعتر به جواب برسد، اما الزاماً پژوهشگر بهتری نمیشود.
از «پایگاه مقاله» به «دستیار دانش»
شاید مهمترین جنبه LeapSpace همین باشد. در سی سال گذشته پایگاههایی مانند Scopus، Web of Science و ScienceDirect عمدتاً ابزارهایی برای پیدا کردن اطلاعات بودند. پژوهشگر جستوجو میکرد، فهرستی از نتایج میگرفت و خودش آنها را میخواند و تحلیل میکرد.
اکنون این الگو در حال تغییر است.
پایگاه علمی جدید میخواهد نه فقط مقاله را پیدا کند، بلکه آن را بخواند، مقایسه کند، ارتباط میان مطالعات را کشف کند، تناقضها را نشان دهد و حاصل آنها را به زبان قابل فهم در اختیار پژوهشگر قرار دهد.
به عبارت دیگر، صنعت نشر علمی ممکن است در حال عبور از دوره «فروش دسترسی به اطلاعات» به دوره «فروش دسترسی به هوشِ متصل به اطلاعات» باشد.
این تحول برای دانشجویان یک پیام روشن دارد. احتمالاً مهارت پژوهشگر آینده فقط این نخواهد بود که بداند چگونه در Scopus یا Google Scholar کلیدواژه جستوجو کند. مهارت مهمتر این خواهد بود که پرسش پژوهشی خوب مطرح کند، از AI برای پیمایش حجم عظیم ادبیات استفاده کند، پاسخ آن را نقد کند، استنادها را کنترل کند و در نهایت خودش درباره اعتبار شواهد داوری کند.
هوش مصنوعی شاید بخش بزرگی از زحمت جستوجو و مرور ادبیات را کم کند؛ اما مسئولیت تشخیص اینکه «چه چیزی را باید باور کرد؟» همچنان بر عهده پژوهشگر باقی خواهد ماند.
Elsevier
LeapSpace: Try for free or subscribe
LeapSpace is a research-grade AI workspace powered by trusted scientific content. Discover literature faster, plan research, and find funding with confidence.