علم جهان در اختیار کدام کشورهاست؟
نگاهی آماری به جغرافیای علم در جهان
این پرسش که «علم جهان در اختیار کدام کشورهاست؟» در ظاهر ساده است، اما پاسخ آن به معیاری بستگی دارد که برای سنجش قدرت علمی انتخاب میکنیم. آیا کشوری که بیشترین مقاله علمی را منتشر میکند، قدرتمندترین کشور علمی است؟ یا باید تعداد مقالات بسیار پراستناد، کیفیت پژوهشها، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و حضور در مجلات معتبر را نیز در نظر گرفت؟
آمارهای جدید نشان میدهد که جغرافیای علم جهان طی دو دهه گذشته بهشدت تغییر کرده است. مهمترین تحول، ظهور چین بهعنوان بزرگترین تولیدکننده علم جهان و شکلگیری نوعی نظام علمی دوقطبی میان چین و ایالات متحده است.
چین، آمریکا و هند؛ نیمی از تولید علم جهان
بر اساس تازهترین آمار بنیاد ملی علوم آمریکا (NSF/NCSES)، در سال ۲۰۲۴ حدود ۳٫۵ میلیون مقاله علمی و مهندسی در جهان منتشر شده است. سهم چین از این تولید حدود ۳۱ درصد بوده است. آمریکا با حدود ۱۲ درصد در جایگاه دوم و هند با حدود ۷ درصد در جایگاه سوم قرار داشته است.
این ارقام یک واقعیت قابل توجه را نشان میدهند: چین، آمریکا و هند رویهم حدود نیمی از کل مقالات علمی و مهندسی جهان را تولید میکنند.
فاصله چین با دیگر کشورها بسیار زیاد شده است. تقریباً از هر سه مقاله علمی و مهندسی که در جهان منتشر میشود، یکی متعلق به چین است. سهم چین اکنون بیش از دو برابر آمریکاست.
برای مشاهده کشورهای بعدی میتوان از دادههای تفصیلی سال ۲۰۲۳ استفاده کرد. در آن سال چین با حدود ۹۳۳ هزار مقاله در رتبه نخست، آمریکا با ۴۳۱ هزار مقاله در رتبه دوم و هند با ۲۲۸ هزار مقاله در رتبه سوم قرار داشتند. پس از آنها آلمان با حدود ۱۰۹ هزار، بریتانیا با ۹۸ هزار و ژاپن با ۹۷ هزار مقاله قرار میگرفتند.
کشورهایی مانند روسیه، ایتالیا، کره جنوبی، کانادا، فرانسه و اسپانیا نیز در گروه بعدی تولیدکنندگان بزرگ علم جهان قرار دارند.
ایران نیز در این رتبهبندی جایگاه قابل توجهی دارد. در سال ۲۰۲۳ حدود ۵۵ هزار مقاله از سهم علمی محاسبهشده به ایران تعلق داشت که معادل حدود ۱٫۷ درصد تولید علمی جهان بود و ایران را تقریباً در جایگاه چهاردهم قرار میداد.
آیا تعداد مقاله به معنای قدرت علمی است؟
پاسخ منفی است. تعداد مقالات فقط یکی از شاخصهای قدرت علمی است. ممکن است کشوری مقالات فراوانی منتشر کند، اما بخش کوچکی از آنها تأثیر علمی بسیار بالایی داشته باشند.
یکی از معیارهای مهم برای سنجش کیفیت، بررسی مقالاتی است که در میان یک درصد پراستنادترین مقالات جهان قرار میگیرند.
در این شاخص، موقعیت آمریکا همچنان بسیار قدرتمند است. در دادههای سال ۲۰۲۲ حدود ۱٫۷۲ درصد مقالات آمریکا در گروه یک درصد پراستنادترین مقالات جهان قرار گرفتهاند. این رقم برای اتحادیه اروپا حدود ۱٫۳۳ درصد و برای چین حدود ۱٫۲۹ درصد بوده است.
بنابراین اگر فقط حجم تولید علم را در نظر بگیریم، چین با فاصله در رتبه اول قرار دارد؛ اما اگر میزان اثرگذاری مقالات را نیز وارد محاسبه کنیم، آمریکا همچنان از قدرت بسیار بالایی برخوردار است.
با این حال، روند چین شاید از خود رتبهبندی مهمتر باشد. در سال ۲۰۰۶ فقط حدود ۰٫۴۲ درصد مقالات چین وارد گروه یک درصد پراستناد جهان میشدند. این رقم تا سال ۲۰۲۲ به حدود ۱٫۲۹ درصد افزایش یافته است. به عبارت دیگر، چین طی کمتر از دو دهه نهفقط تعداد مقالات خود، بلکه کیفیت و اثرگذاری آنها را نیز بهشدت افزایش داده است.
آمریکا و چین در رشتههای مختلف
برتری علمی کشورها در همه رشتهها یکسان نیست. دادههای مربوط به مقالات بسیار پراستناد نشان میدهد که آمریکا هنوز در حوزههایی مانند علوم زیستی و پزشکی، علوم سلامت، فیزیک، علوم کامپیوتر و اطلاعات و علم مواد موقعیت بسیار قدرتمندی دارد.
چین در شیمی و مهندسی فاصله خود را با آمریکا بسیار کاهش داده است و در برخی شاخصها به سطحی نزدیک به آن رسیده است.
این مسئله نشان میدهد که جمله سادهای مانند «چین قدرت علمی اول جهان است» نیاز به توضیح دارد. چین از نظر حجم کلی تولید مقاله بدون تردید در جایگاه نخست قرار گرفته است؛ ولی قدرت علمی مفهومی چندبعدی است و آمریکا همچنان در بسیاری از حوزههای علمی پیشرفته و تحقیقات بسیار اثرگذار موقعیتی استثنایی دارد.
وقتی فقط مجلات بسیار معتبر را بررسی کنیم
شاخص Nature Index روش دیگری برای بررسی قدرت علمی کشورهاست. این شاخص به جای همه مجلات، مجموعهای منتخب از مجلات معتبر علمی را بررسی میکند.
در رتبهبندی مبتنی بر دادههای سال ۲۰۲۴، چین در رتبه اول و آمریکا در رتبه دوم قرار گرفتهاند. پس از آنها آلمان، بریتانیا، ژاپن، فرانسه، کره جنوبی و هند دیده میشوند.
ادامه در پست بعدی
نگاهی آماری به جغرافیای علم در جهان
این پرسش که «علم جهان در اختیار کدام کشورهاست؟» در ظاهر ساده است، اما پاسخ آن به معیاری بستگی دارد که برای سنجش قدرت علمی انتخاب میکنیم. آیا کشوری که بیشترین مقاله علمی را منتشر میکند، قدرتمندترین کشور علمی است؟ یا باید تعداد مقالات بسیار پراستناد، کیفیت پژوهشها، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و حضور در مجلات معتبر را نیز در نظر گرفت؟
آمارهای جدید نشان میدهد که جغرافیای علم جهان طی دو دهه گذشته بهشدت تغییر کرده است. مهمترین تحول، ظهور چین بهعنوان بزرگترین تولیدکننده علم جهان و شکلگیری نوعی نظام علمی دوقطبی میان چین و ایالات متحده است.
چین، آمریکا و هند؛ نیمی از تولید علم جهان
بر اساس تازهترین آمار بنیاد ملی علوم آمریکا (NSF/NCSES)، در سال ۲۰۲۴ حدود ۳٫۵ میلیون مقاله علمی و مهندسی در جهان منتشر شده است. سهم چین از این تولید حدود ۳۱ درصد بوده است. آمریکا با حدود ۱۲ درصد در جایگاه دوم و هند با حدود ۷ درصد در جایگاه سوم قرار داشته است.
این ارقام یک واقعیت قابل توجه را نشان میدهند: چین، آمریکا و هند رویهم حدود نیمی از کل مقالات علمی و مهندسی جهان را تولید میکنند.
فاصله چین با دیگر کشورها بسیار زیاد شده است. تقریباً از هر سه مقاله علمی و مهندسی که در جهان منتشر میشود، یکی متعلق به چین است. سهم چین اکنون بیش از دو برابر آمریکاست.
برای مشاهده کشورهای بعدی میتوان از دادههای تفصیلی سال ۲۰۲۳ استفاده کرد. در آن سال چین با حدود ۹۳۳ هزار مقاله در رتبه نخست، آمریکا با ۴۳۱ هزار مقاله در رتبه دوم و هند با ۲۲۸ هزار مقاله در رتبه سوم قرار داشتند. پس از آنها آلمان با حدود ۱۰۹ هزار، بریتانیا با ۹۸ هزار و ژاپن با ۹۷ هزار مقاله قرار میگرفتند.
کشورهایی مانند روسیه، ایتالیا، کره جنوبی، کانادا، فرانسه و اسپانیا نیز در گروه بعدی تولیدکنندگان بزرگ علم جهان قرار دارند.
ایران نیز در این رتبهبندی جایگاه قابل توجهی دارد. در سال ۲۰۲۳ حدود ۵۵ هزار مقاله از سهم علمی محاسبهشده به ایران تعلق داشت که معادل حدود ۱٫۷ درصد تولید علمی جهان بود و ایران را تقریباً در جایگاه چهاردهم قرار میداد.
آیا تعداد مقاله به معنای قدرت علمی است؟
پاسخ منفی است. تعداد مقالات فقط یکی از شاخصهای قدرت علمی است. ممکن است کشوری مقالات فراوانی منتشر کند، اما بخش کوچکی از آنها تأثیر علمی بسیار بالایی داشته باشند.
یکی از معیارهای مهم برای سنجش کیفیت، بررسی مقالاتی است که در میان یک درصد پراستنادترین مقالات جهان قرار میگیرند.
در این شاخص، موقعیت آمریکا همچنان بسیار قدرتمند است. در دادههای سال ۲۰۲۲ حدود ۱٫۷۲ درصد مقالات آمریکا در گروه یک درصد پراستنادترین مقالات جهان قرار گرفتهاند. این رقم برای اتحادیه اروپا حدود ۱٫۳۳ درصد و برای چین حدود ۱٫۲۹ درصد بوده است.
بنابراین اگر فقط حجم تولید علم را در نظر بگیریم، چین با فاصله در رتبه اول قرار دارد؛ اما اگر میزان اثرگذاری مقالات را نیز وارد محاسبه کنیم، آمریکا همچنان از قدرت بسیار بالایی برخوردار است.
با این حال، روند چین شاید از خود رتبهبندی مهمتر باشد. در سال ۲۰۰۶ فقط حدود ۰٫۴۲ درصد مقالات چین وارد گروه یک درصد پراستناد جهان میشدند. این رقم تا سال ۲۰۲۲ به حدود ۱٫۲۹ درصد افزایش یافته است. به عبارت دیگر، چین طی کمتر از دو دهه نهفقط تعداد مقالات خود، بلکه کیفیت و اثرگذاری آنها را نیز بهشدت افزایش داده است.
آمریکا و چین در رشتههای مختلف
برتری علمی کشورها در همه رشتهها یکسان نیست. دادههای مربوط به مقالات بسیار پراستناد نشان میدهد که آمریکا هنوز در حوزههایی مانند علوم زیستی و پزشکی، علوم سلامت، فیزیک، علوم کامپیوتر و اطلاعات و علم مواد موقعیت بسیار قدرتمندی دارد.
چین در شیمی و مهندسی فاصله خود را با آمریکا بسیار کاهش داده است و در برخی شاخصها به سطحی نزدیک به آن رسیده است.
این مسئله نشان میدهد که جمله سادهای مانند «چین قدرت علمی اول جهان است» نیاز به توضیح دارد. چین از نظر حجم کلی تولید مقاله بدون تردید در جایگاه نخست قرار گرفته است؛ ولی قدرت علمی مفهومی چندبعدی است و آمریکا همچنان در بسیاری از حوزههای علمی پیشرفته و تحقیقات بسیار اثرگذار موقعیتی استثنایی دارد.
وقتی فقط مجلات بسیار معتبر را بررسی کنیم
شاخص Nature Index روش دیگری برای بررسی قدرت علمی کشورهاست. این شاخص به جای همه مجلات، مجموعهای منتخب از مجلات معتبر علمی را بررسی میکند.
در رتبهبندی مبتنی بر دادههای سال ۲۰۲۴، چین در رتبه اول و آمریکا در رتبه دوم قرار گرفتهاند. پس از آنها آلمان، بریتانیا، ژاپن، فرانسه، کره جنوبی و هند دیده میشوند.
ادامه در پست بعدی
ادامه پست بالا
این نتیجه مهم است، زیرا نشان میدهد برتری چین دیگر صرفاً ناشی از انتشار تعداد بسیار زیادی مقاله در انواع مجلات نیست؛ این کشور در مجموعهای از مجلات معتبر علمی نیز به جایگاه اول رسیده است.
البته Nature Index فقط بخشی از انتشارات علمی جهان را پوشش میدهد و خود این مؤسسه نیز تأکید میکند که نباید آن را به تنهایی معیار قدرت علمی کشورها دانست.
چه کشورهایی بیشترین پول را صرف علم میکنند؟
برای شناخت قدرت علمی باید به پشت صحنه تولید علم نیز نگاه کرد: تحقیق و توسعه یا R&D.
در سال ۲۰۲۴، با محاسبه بر اساس برابری قدرت خرید، چین حدود ۱٫۰۳ تریلیون دلار و آمریکا حدود ۱٫۰۱ تریلیون دلار صرف تحقیق و توسعه کردهاند.
به این ترتیب چین و آمریکا هر کدام تقریباً ۳۰ درصد هزینه تحقیق و توسعه جهان را به خود اختصاص میدهند. در مجموع، حدود ۵۹ درصد کل R&D جهان فقط در این دو کشور انجام میشود.
فاصله با کشورهای بعدی بسیار زیاد است. اتحادیه اروپا در مجموع حدود ۶۱۲ میلیارد دلار، ژاپن حدود ۲۳۴ میلیارد دلار، آلمان حدود ۱۹۳ میلیارد و کره جنوبی حدود ۱۶۲ میلیارد دلار در تحقیق و توسعه هزینه کردهاند.
این ارقام نشان میدهد چرا رقابت علمی چین و آمریکا اهمیتی فراتر از تعداد مقالات دارد. این دو کشور بخش بسیار بزرگی از منابع مالی، آزمایشگاهها، دانشگاهها، شرکتهای فناوری و نیروی انسانی پژوهشی جهان را در اختیار دارند.
برآوردهای یونسکو نیز نشان میدهد که تمرکز منابع علمی بسیار بالاست؛ حدود ده کشور نزدیک به ۸۰ درصد هزینه تحقیق و توسعه جهان را به خود اختصاص میدهند.
انقلاب علمی چین در دو دهه
شاید مهمترین بخش این آمار، مقایسه وضعیت کنونی با بیست سال پیش باشد.
در سال ۲۰۰۳ آمریکا حدود ۳۳۶ هزار مقاله تولید میکرد، در حالی که تولید چین فقط حدود ۸۹ هزار مقاله بود. بنابراین آمریکا تقریباً چهار برابر چین تولید علمی داشت.
اما این نسبت بهسرعت معکوس شد. در سال ۲۰۲۲ چین به حدود ۸۹۹ هزار مقاله رسید، در حالی که آمریکا حدود ۴۵۷ هزار مقاله داشت. در سال ۲۰۲۴ نیز سهم چین به حدود ۳۱ درصد کل مقالات علمی و مهندسی جهان رسید و سهم آمریکا حدود ۱۲ درصد بود.
بنابراین طی حدود دو دهه، یکی از بزرگترین جابهجاییهای جغرافیایی در تاریخ علم جدید رخ داده است: مرکز ثقل تولید علم به میزان قابل توجهی از غرب به شرق منتقل شده است.
جهان علم امروز چگونه تقسیم شده است؟
با کنار هم قرار دادن این شاخصها میتوان کشورهای علمی جهان را تقریباً در سه سطح تصور کرد.
در سطح نخست چین و آمریکا قرار دارند. این دو کشور از نظر حجم سرمایهگذاری، زیرساخت پژوهشی و تولید دانش در طبقهای متفاوت از بیشتر کشورهای جهان قرار گرفتهاند. چین در تعداد مقالات پیشتاز است و آمریکا همچنان در بخش مهمی از تحقیقات بسیار اثرگذار و شبکههای همکاری علمی بینالمللی موقعیتی ممتاز دارد.
در سطح دوم کشورهایی مانند هند، آلمان، بریتانیا، ژاپن، فرانسه و کره جنوبی قرار میگیرند. البته ویژگی این کشورها متفاوت است. هند به یک غول تولید مقاله تبدیل شده، در حالی که کشورهایی مانند بریتانیا و آلمان با حجم تولید کمتر، از نظر کیفیت و اثرگذاری پژوهشها بسیار قدرتمند هستند.
در سطح بعدی کشورهایی مانند ایتالیا، کانادا، استرالیا، اسپانیا، هلند، سوئیس، ایران، برزیل و تایوان قرار میگیرند. حتی در این گروه نیز نباید فقط تعداد مقاله را ملاک قرار داد؛ کشورهایی مانند سوئیس و هلند جمعیت نسبتاً کمی دارند، اما کیفیت و اثرگذاری پژوهشهای آنها بسیار بالاست.
نتیجهگیری
اگر پرسش این باشد که «بیشترین علم جهان را چه کشوری تولید میکند؟»، پاسخ امروز روشن است: چین.
تقریباً ۳۱ درصد مقالات علوم و مهندسی جهان متعلق به چین، حدود ۱۲ درصد متعلق به آمریکا و حدود ۷ درصد متعلق به هند است. یعنی این سه کشور به تنهایی تقریباً نیمی از تولید علمی جهان را در اختیار دارند.
اما اگر سؤال را به «قدرت علمی» تغییر دهیم، پاسخ پیچیدهتر میشود. آمریکا همچنان در بسیاری از تحقیقات بسیار اثرگذار، علوم زیستی و پزشکی، فیزیک، کامپیوتر و شبکههای علمی بینالمللی قدرتی درجه اول است. چین در عین حال نهتنها در کمیت، بلکه در کیفیت پژوهش نیز با سرعت زیادی پیشرفت کرده است.
از همه مهمتر اینکه چین و آمریکا رویهم حدود ۵۹ درصد سرمایهگذاری تحقیق و توسعه جهان را انجام میدهند. به همین دلیل میتوان گفت ساختار علم جهانی امروز بیش از گذشته به سوی یک نظام دوقطبی چین ـ آمریکا حرکت کرده است؛ در کنار آنها مجموعهای از قدرتهای مهم علمی شامل اروپا، هند، ژاپن و کره جنوبی حضور دارند.
آمریکا دیگر تنها مرکز مسلط علم جهان نیست؛ چین به دومین قطب بزرگ ـ و در حجم تولید علم به قطب نخست ـ تبدیل شده و مرکز ثقل علم جهانی بهطور محسوسی به سوی آسیا حرکت کرده است.
https://t.me/UT_Central_Library
این نتیجه مهم است، زیرا نشان میدهد برتری چین دیگر صرفاً ناشی از انتشار تعداد بسیار زیادی مقاله در انواع مجلات نیست؛ این کشور در مجموعهای از مجلات معتبر علمی نیز به جایگاه اول رسیده است.
البته Nature Index فقط بخشی از انتشارات علمی جهان را پوشش میدهد و خود این مؤسسه نیز تأکید میکند که نباید آن را به تنهایی معیار قدرت علمی کشورها دانست.
چه کشورهایی بیشترین پول را صرف علم میکنند؟
برای شناخت قدرت علمی باید به پشت صحنه تولید علم نیز نگاه کرد: تحقیق و توسعه یا R&D.
در سال ۲۰۲۴، با محاسبه بر اساس برابری قدرت خرید، چین حدود ۱٫۰۳ تریلیون دلار و آمریکا حدود ۱٫۰۱ تریلیون دلار صرف تحقیق و توسعه کردهاند.
به این ترتیب چین و آمریکا هر کدام تقریباً ۳۰ درصد هزینه تحقیق و توسعه جهان را به خود اختصاص میدهند. در مجموع، حدود ۵۹ درصد کل R&D جهان فقط در این دو کشور انجام میشود.
فاصله با کشورهای بعدی بسیار زیاد است. اتحادیه اروپا در مجموع حدود ۶۱۲ میلیارد دلار، ژاپن حدود ۲۳۴ میلیارد دلار، آلمان حدود ۱۹۳ میلیارد و کره جنوبی حدود ۱۶۲ میلیارد دلار در تحقیق و توسعه هزینه کردهاند.
این ارقام نشان میدهد چرا رقابت علمی چین و آمریکا اهمیتی فراتر از تعداد مقالات دارد. این دو کشور بخش بسیار بزرگی از منابع مالی، آزمایشگاهها، دانشگاهها، شرکتهای فناوری و نیروی انسانی پژوهشی جهان را در اختیار دارند.
برآوردهای یونسکو نیز نشان میدهد که تمرکز منابع علمی بسیار بالاست؛ حدود ده کشور نزدیک به ۸۰ درصد هزینه تحقیق و توسعه جهان را به خود اختصاص میدهند.
انقلاب علمی چین در دو دهه
شاید مهمترین بخش این آمار، مقایسه وضعیت کنونی با بیست سال پیش باشد.
در سال ۲۰۰۳ آمریکا حدود ۳۳۶ هزار مقاله تولید میکرد، در حالی که تولید چین فقط حدود ۸۹ هزار مقاله بود. بنابراین آمریکا تقریباً چهار برابر چین تولید علمی داشت.
اما این نسبت بهسرعت معکوس شد. در سال ۲۰۲۲ چین به حدود ۸۹۹ هزار مقاله رسید، در حالی که آمریکا حدود ۴۵۷ هزار مقاله داشت. در سال ۲۰۲۴ نیز سهم چین به حدود ۳۱ درصد کل مقالات علمی و مهندسی جهان رسید و سهم آمریکا حدود ۱۲ درصد بود.
بنابراین طی حدود دو دهه، یکی از بزرگترین جابهجاییهای جغرافیایی در تاریخ علم جدید رخ داده است: مرکز ثقل تولید علم به میزان قابل توجهی از غرب به شرق منتقل شده است.
جهان علم امروز چگونه تقسیم شده است؟
با کنار هم قرار دادن این شاخصها میتوان کشورهای علمی جهان را تقریباً در سه سطح تصور کرد.
در سطح نخست چین و آمریکا قرار دارند. این دو کشور از نظر حجم سرمایهگذاری، زیرساخت پژوهشی و تولید دانش در طبقهای متفاوت از بیشتر کشورهای جهان قرار گرفتهاند. چین در تعداد مقالات پیشتاز است و آمریکا همچنان در بخش مهمی از تحقیقات بسیار اثرگذار و شبکههای همکاری علمی بینالمللی موقعیتی ممتاز دارد.
در سطح دوم کشورهایی مانند هند، آلمان، بریتانیا، ژاپن، فرانسه و کره جنوبی قرار میگیرند. البته ویژگی این کشورها متفاوت است. هند به یک غول تولید مقاله تبدیل شده، در حالی که کشورهایی مانند بریتانیا و آلمان با حجم تولید کمتر، از نظر کیفیت و اثرگذاری پژوهشها بسیار قدرتمند هستند.
در سطح بعدی کشورهایی مانند ایتالیا، کانادا، استرالیا، اسپانیا، هلند، سوئیس، ایران، برزیل و تایوان قرار میگیرند. حتی در این گروه نیز نباید فقط تعداد مقاله را ملاک قرار داد؛ کشورهایی مانند سوئیس و هلند جمعیت نسبتاً کمی دارند، اما کیفیت و اثرگذاری پژوهشهای آنها بسیار بالاست.
نتیجهگیری
اگر پرسش این باشد که «بیشترین علم جهان را چه کشوری تولید میکند؟»، پاسخ امروز روشن است: چین.
تقریباً ۳۱ درصد مقالات علوم و مهندسی جهان متعلق به چین، حدود ۱۲ درصد متعلق به آمریکا و حدود ۷ درصد متعلق به هند است. یعنی این سه کشور به تنهایی تقریباً نیمی از تولید علمی جهان را در اختیار دارند.
اما اگر سؤال را به «قدرت علمی» تغییر دهیم، پاسخ پیچیدهتر میشود. آمریکا همچنان در بسیاری از تحقیقات بسیار اثرگذار، علوم زیستی و پزشکی، فیزیک، کامپیوتر و شبکههای علمی بینالمللی قدرتی درجه اول است. چین در عین حال نهتنها در کمیت، بلکه در کیفیت پژوهش نیز با سرعت زیادی پیشرفت کرده است.
از همه مهمتر اینکه چین و آمریکا رویهم حدود ۵۹ درصد سرمایهگذاری تحقیق و توسعه جهان را انجام میدهند. به همین دلیل میتوان گفت ساختار علم جهانی امروز بیش از گذشته به سوی یک نظام دوقطبی چین ـ آمریکا حرکت کرده است؛ در کنار آنها مجموعهای از قدرتهای مهم علمی شامل اروپا، هند، ژاپن و کره جنوبی حضور دارند.
آمریکا دیگر تنها مرکز مسلط علم جهان نیست؛ چین به دومین قطب بزرگ ـ و در حجم تولید علم به قطب نخست ـ تبدیل شده و مرکز ثقل علم جهانی بهطور محسوسی به سوی آسیا حرکت کرده است.
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
عصر طلایی جدید علم؛ آمریکا برای آینده علم چه برنامهای دارد؟
در ژوئیه ۲۰۲۶، دفتر سیاست علم و فناوری کاخ سفید (OSTP) گزارشی با عنوان Science: A New Golden Age («علم: عصر طلایی جدید») منتشر کرد. این گزارش را مایکل کراتسیوس، مدیر OSTP، به رئیسجمهور ارائه کرده و هدف آن بازاندیشی در نظام علم و فناوری آمریکا برای دهههای آینده است. سند عمداً خود را در امتداد گزارش تاریخی Science: The Endless Frontier ونیوار بوش در سال ۱۹۴۵ قرار میدهد؛ گزارشی که یکی از پایههای نظام حمایت دولتی از تحقیقات بنیادی و تشکیل بنیاد ملی علوم آمریکا (NSF) شد.
پیام اصلی سند جدید این است که صرف افزایش بودجه پژوهش، تضمینکننده پیشرفت علمی نیست؛ شیوه سازماندهی، تأمین مالی و ارزیابی علم نیز باید اصلاح شود. به اعتقاد نویسندگان، ساختار پژوهشی آمریکا هنوز تا حد زیادی بر الگوهایی بنا شده که متعلق به میانه قرن بیستماند، در حالی که ماهیت علم، نقش شرکتهای خصوصی و فناوریهایی مانند هوش مصنوعی بهشدت تغییر کرده است.
۱. دانشمند باید دوباره در مرکز نظام علمی قرار گیرد
یکی از جالبترین ایدههای گزارش این است که نظام علمی نباید بیش از اندازه «نهادمحور» باشد؛ بلکه باید پژوهشگر و ایده او در مرکز قرار گیرد. گزارش میگوید پژوهشگران بخش بزرگی از وقت خود را صرف امور اداری، تهیه درخواستهای گرنت و گزارشدهی میکنند.
پیشنهاد این است که حمایتهای بلندمدتتر از پژوهشگران توانمند، استقلال بیشتر پژوهشگران جوان و بورسها و گرنتهایی که به شخص پژوهشگر وابستهاند گسترش یابد. به تعبیر ساده، سیاستگذار فقط نباید بپرسد «کدام پروژه را تأمین مالی کنیم؟»، بلکه گاهی باید بپرسد «به کدام دانشمند اعتماد کنیم تا چند سال مسئله مهمی را دنبال کند؟»
۲. شیوه توزیع بودجه پژوهشی باید متنوع شود
سند نقد قابل توجهی به نظام سنتی داوری پژوهش دارد. وقتی تصمیمها عمدتاً با اجماع گروهی از داوران گرفته شود، طرحهای نامتعارف و پرریسک ممکن است کنار گذاشته شوند.
از این رو پیشنهادهایی مانند گرنتهای سریع، حمایتهای بلندمدت، جوایز برای حل مسائل مشخص و حتی «Golden Ticket» مطرح میشود؛ یعنی در برخی موارد یک داور خبره بتواند از طرحی بسیار جسورانه حمایت کند، حتی اگر اجماع کامل داوران درباره آن وجود نداشته باشد.
همچنین سازمانهای تأمینکننده بودجه باید خودشان ارزیابی شوند: آیا واقعاً پول پژوهش را به شکلی توزیع میکنند که بیشترین کشف علمی را ایجاد کند؟ گزارش حتی ایجاد واحدهای metascience یا «علمِ علم» را در سازمانهای پژوهشی پیشنهاد میکند تا روشهای تأمین مالی و داوری به صورت تجربی ارزیابی شوند.
۳. علم نباید به مقاله ختم شود
یکی از مهمترین پیامهای سند برای سیاستگذاران این است که تولید مقاله علمی به تنهایی هدف سیاست علمی نیست.
کشف علمی باید بتواند به نمونه اولیه، فناوری، تولید صنعتی و در نهایت قدرت اقتصادی تبدیل شود. گزارش معتقد است آمریکا باید ارتباط میان دانشگاه، آزمایشگاههای ملی، شرکتها و کارخانهها را تقویت کند. زیرساختهای بزرگ دولتی، از آزمایشگاههای ملی وزارت انرژی تا مراکز ناسا، باید بیشتر در دسترس شرکتها و نوآوران قرار گیرد.
در این نگاه، سیاست علم از سیاست فناوری و سیاست صنعتی جدا نیست. کشوری ممکن است یک فناوری را اختراع کند، اما اگر توان تولید و توسعه صنعتی آن را نداشته باشد، بخش بزرگی از منافع اقتصادی آن اختراع ممکن است در کشور دیگری ایجاد شود.
۴. دانشگاه تنها محل تولید علم نیست
سند بر تحول مهم دیگری نیز تأکید میکند: بخش خصوصی آمریکا اکنون سالانه حدود ۷۰۰ میلیارد دلار صرف تحقیق و توسعه میکند؛ رقمی که طبق گزارش بیش از سه برابر مجموع هزینه دولت و آموزش عالی است.
بنابراین مدل قدیمی که در آن دانشگاه علم بنیادی تولید میکند و شرکتها در مرحله بعد آن را به محصول تبدیل میکنند، دیگر توضیح کاملی از واقعیت نیست. شرکتها و استارتآپها نیز تحقیقات بنیادی انجام میدهند و پژوهشگران دائماً میان دانشگاه، صنعت و آزمایشگاههای دولتی جابهجا میشوند. علم جدید بیشتر یک چرخه رفتوبرگشتی میان علم بنیادی، مهندسی و کاربرد است تا یک مسیر خطی از مقاله به محصول.
۵. مهارت عملی نیز بخشی از نظام علم است
نکته قابل توجه دیگر سند، توجه به تکنسینها، مهندسان، سازندگان تجهیزات و نیروی فنی است. پیشرفت علمی فقط محصول کار استاد دانشگاه و دانشجوی دکتری نیست.
گزارش پیشنهاد میکند آموزش عملی، کارآموزی صنعتی و تجربه کار با تجهیزات وارد برنامههای STEM شود و حتی نظام ارتقای دانشگاهی برای فعالیتهای فنی و کاربردی نیز ارزش بیشتری قائل شود. دانشگاهها، کالجهای محلی، صنعت و مراکز پژوهشی باید شبکههای منطقهای علم و فناوری ایجاد کنند.
۶. هوش مصنوعی قرار است شیوه انجام علم را تغییر دهد
ادامه مطلب در پست بعدی
در ژوئیه ۲۰۲۶، دفتر سیاست علم و فناوری کاخ سفید (OSTP) گزارشی با عنوان Science: A New Golden Age («علم: عصر طلایی جدید») منتشر کرد. این گزارش را مایکل کراتسیوس، مدیر OSTP، به رئیسجمهور ارائه کرده و هدف آن بازاندیشی در نظام علم و فناوری آمریکا برای دهههای آینده است. سند عمداً خود را در امتداد گزارش تاریخی Science: The Endless Frontier ونیوار بوش در سال ۱۹۴۵ قرار میدهد؛ گزارشی که یکی از پایههای نظام حمایت دولتی از تحقیقات بنیادی و تشکیل بنیاد ملی علوم آمریکا (NSF) شد.
پیام اصلی سند جدید این است که صرف افزایش بودجه پژوهش، تضمینکننده پیشرفت علمی نیست؛ شیوه سازماندهی، تأمین مالی و ارزیابی علم نیز باید اصلاح شود. به اعتقاد نویسندگان، ساختار پژوهشی آمریکا هنوز تا حد زیادی بر الگوهایی بنا شده که متعلق به میانه قرن بیستماند، در حالی که ماهیت علم، نقش شرکتهای خصوصی و فناوریهایی مانند هوش مصنوعی بهشدت تغییر کرده است.
۱. دانشمند باید دوباره در مرکز نظام علمی قرار گیرد
یکی از جالبترین ایدههای گزارش این است که نظام علمی نباید بیش از اندازه «نهادمحور» باشد؛ بلکه باید پژوهشگر و ایده او در مرکز قرار گیرد. گزارش میگوید پژوهشگران بخش بزرگی از وقت خود را صرف امور اداری، تهیه درخواستهای گرنت و گزارشدهی میکنند.
پیشنهاد این است که حمایتهای بلندمدتتر از پژوهشگران توانمند، استقلال بیشتر پژوهشگران جوان و بورسها و گرنتهایی که به شخص پژوهشگر وابستهاند گسترش یابد. به تعبیر ساده، سیاستگذار فقط نباید بپرسد «کدام پروژه را تأمین مالی کنیم؟»، بلکه گاهی باید بپرسد «به کدام دانشمند اعتماد کنیم تا چند سال مسئله مهمی را دنبال کند؟»
۲. شیوه توزیع بودجه پژوهشی باید متنوع شود
سند نقد قابل توجهی به نظام سنتی داوری پژوهش دارد. وقتی تصمیمها عمدتاً با اجماع گروهی از داوران گرفته شود، طرحهای نامتعارف و پرریسک ممکن است کنار گذاشته شوند.
از این رو پیشنهادهایی مانند گرنتهای سریع، حمایتهای بلندمدت، جوایز برای حل مسائل مشخص و حتی «Golden Ticket» مطرح میشود؛ یعنی در برخی موارد یک داور خبره بتواند از طرحی بسیار جسورانه حمایت کند، حتی اگر اجماع کامل داوران درباره آن وجود نداشته باشد.
همچنین سازمانهای تأمینکننده بودجه باید خودشان ارزیابی شوند: آیا واقعاً پول پژوهش را به شکلی توزیع میکنند که بیشترین کشف علمی را ایجاد کند؟ گزارش حتی ایجاد واحدهای metascience یا «علمِ علم» را در سازمانهای پژوهشی پیشنهاد میکند تا روشهای تأمین مالی و داوری به صورت تجربی ارزیابی شوند.
۳. علم نباید به مقاله ختم شود
یکی از مهمترین پیامهای سند برای سیاستگذاران این است که تولید مقاله علمی به تنهایی هدف سیاست علمی نیست.
کشف علمی باید بتواند به نمونه اولیه، فناوری، تولید صنعتی و در نهایت قدرت اقتصادی تبدیل شود. گزارش معتقد است آمریکا باید ارتباط میان دانشگاه، آزمایشگاههای ملی، شرکتها و کارخانهها را تقویت کند. زیرساختهای بزرگ دولتی، از آزمایشگاههای ملی وزارت انرژی تا مراکز ناسا، باید بیشتر در دسترس شرکتها و نوآوران قرار گیرد.
در این نگاه، سیاست علم از سیاست فناوری و سیاست صنعتی جدا نیست. کشوری ممکن است یک فناوری را اختراع کند، اما اگر توان تولید و توسعه صنعتی آن را نداشته باشد، بخش بزرگی از منافع اقتصادی آن اختراع ممکن است در کشور دیگری ایجاد شود.
۴. دانشگاه تنها محل تولید علم نیست
سند بر تحول مهم دیگری نیز تأکید میکند: بخش خصوصی آمریکا اکنون سالانه حدود ۷۰۰ میلیارد دلار صرف تحقیق و توسعه میکند؛ رقمی که طبق گزارش بیش از سه برابر مجموع هزینه دولت و آموزش عالی است.
بنابراین مدل قدیمی که در آن دانشگاه علم بنیادی تولید میکند و شرکتها در مرحله بعد آن را به محصول تبدیل میکنند، دیگر توضیح کاملی از واقعیت نیست. شرکتها و استارتآپها نیز تحقیقات بنیادی انجام میدهند و پژوهشگران دائماً میان دانشگاه، صنعت و آزمایشگاههای دولتی جابهجا میشوند. علم جدید بیشتر یک چرخه رفتوبرگشتی میان علم بنیادی، مهندسی و کاربرد است تا یک مسیر خطی از مقاله به محصول.
۵. مهارت عملی نیز بخشی از نظام علم است
نکته قابل توجه دیگر سند، توجه به تکنسینها، مهندسان، سازندگان تجهیزات و نیروی فنی است. پیشرفت علمی فقط محصول کار استاد دانشگاه و دانشجوی دکتری نیست.
گزارش پیشنهاد میکند آموزش عملی، کارآموزی صنعتی و تجربه کار با تجهیزات وارد برنامههای STEM شود و حتی نظام ارتقای دانشگاهی برای فعالیتهای فنی و کاربردی نیز ارزش بیشتری قائل شود. دانشگاهها، کالجهای محلی، صنعت و مراکز پژوهشی باید شبکههای منطقهای علم و فناوری ایجاد کنند.
۶. هوش مصنوعی قرار است شیوه انجام علم را تغییر دهد
ادامه مطلب در پست بعدی
ادامه پست بالا
آیندهنگرانهترین قسمت گزارش به AI for Science مربوط است. نویسندگان معتقدند هوش مصنوعی فقط یک رشته جدید علمی نیست؛ بلکه میتواند خودِ روش انجام پژوهش را تغییر دهد: از تحلیل داده و طرح فرضیه تا طراحی آزمایش و کار آزمایشگاههای خودکار.
سند خواستار گسترش «Genesis Mission» و اتصال ابررایانهها، مدلهای هوش مصنوعی، دادههای علمی و تجهیزات آزمایشگاهی است و هدف بسیار بلندپروازانهای مطرح میکند: دو برابر کردن بهرهوری و اثرگذاری علم آمریکا در یک دهه. همچنین بر آزمایشگاههای خودکار مبتنی بر AI و رباتیک سرمایهگذاری بیشتری پیشنهاد میشود.
اما سند همزمان هشدار میدهد که اگر هوش مصنوعی بر دانش علمی ضعیف یا غیرقابل تکرار آموزش ببیند، مشکل چند برابر خواهد شد. بنابراین بر تکرارپذیری نتایج، شفافیت، اشتراک داده، امکان ابطال و ایجاد زیرساخت برای راستیآزمایی علمی تأکید زیادی دارد.
درسی برای دانشجویان و سیاستگذاران علم
شاید مهمترین درس این سند این باشد که قدرت علمی یک کشور را نباید فقط با تعداد دانشگاه، مقاله و بودجه پژوهشی اندازه گرفت. قدرت علمی محصول یک «اکوسیستم» است: پژوهشگر توانمند، آزادی دنبالکردن ایدههای جسورانه، تأمین مالی مناسب، دانشگاه، صنعت، آزمایشگاه، تجهیزات، نیروی فنی، امکان تبدیل کشف به فناوری و اکنون زیرساخت داده و هوش مصنوعی.
برای دانشجو، پیام سند این است که آینده پژوهش الزاماً در مسیر سنتی دانشگاه ← مقاله ← عضو هیئت علمی خلاصه نمیشود. پژوهشگر آینده ممکن است میان دانشگاه، استارتآپ، صنعت، آزمایشگاه ملی و پروژههای بزرگ میانرشتهای حرکت کند و مهارت ساختن و حل مسئله در کنار انتشار مقاله اهمیت بیشتری پیدا کند.
و برای سیاستگذار علم، شاید پرسش اساسی سند این باشد: آیا نظام علمی ما صرفاً پول و مقاله تولید میکند، یا محیطی ساخته است که در آن افراد مستعد بتوانند مسائل مهم را انتخاب کنند، ریسک علمی بپذیرند، کشف کنند و کشف خود را به فناوری و منفعت اجتماعی تبدیل کنند؟
این تغییر نگاه ــ از «تعداد مقاله» به توانایی یک نظام برای تولید کشف، فناوری و ظرفیت انسانی ــ شاید مهمترین پیام Science: A New Golden Age باشد.
https://t.me/UT_Central_Library
https://www.whitehouse.gov/wp-content/uploads/2026/07/Science-A-New-Golden-Age.pdf?utm_source=chatgpt.com
آیندهنگرانهترین قسمت گزارش به AI for Science مربوط است. نویسندگان معتقدند هوش مصنوعی فقط یک رشته جدید علمی نیست؛ بلکه میتواند خودِ روش انجام پژوهش را تغییر دهد: از تحلیل داده و طرح فرضیه تا طراحی آزمایش و کار آزمایشگاههای خودکار.
سند خواستار گسترش «Genesis Mission» و اتصال ابررایانهها، مدلهای هوش مصنوعی، دادههای علمی و تجهیزات آزمایشگاهی است و هدف بسیار بلندپروازانهای مطرح میکند: دو برابر کردن بهرهوری و اثرگذاری علم آمریکا در یک دهه. همچنین بر آزمایشگاههای خودکار مبتنی بر AI و رباتیک سرمایهگذاری بیشتری پیشنهاد میشود.
اما سند همزمان هشدار میدهد که اگر هوش مصنوعی بر دانش علمی ضعیف یا غیرقابل تکرار آموزش ببیند، مشکل چند برابر خواهد شد. بنابراین بر تکرارپذیری نتایج، شفافیت، اشتراک داده، امکان ابطال و ایجاد زیرساخت برای راستیآزمایی علمی تأکید زیادی دارد.
درسی برای دانشجویان و سیاستگذاران علم
شاید مهمترین درس این سند این باشد که قدرت علمی یک کشور را نباید فقط با تعداد دانشگاه، مقاله و بودجه پژوهشی اندازه گرفت. قدرت علمی محصول یک «اکوسیستم» است: پژوهشگر توانمند، آزادی دنبالکردن ایدههای جسورانه، تأمین مالی مناسب، دانشگاه، صنعت، آزمایشگاه، تجهیزات، نیروی فنی، امکان تبدیل کشف به فناوری و اکنون زیرساخت داده و هوش مصنوعی.
برای دانشجو، پیام سند این است که آینده پژوهش الزاماً در مسیر سنتی دانشگاه ← مقاله ← عضو هیئت علمی خلاصه نمیشود. پژوهشگر آینده ممکن است میان دانشگاه، استارتآپ، صنعت، آزمایشگاه ملی و پروژههای بزرگ میانرشتهای حرکت کند و مهارت ساختن و حل مسئله در کنار انتشار مقاله اهمیت بیشتری پیدا کند.
و برای سیاستگذار علم، شاید پرسش اساسی سند این باشد: آیا نظام علمی ما صرفاً پول و مقاله تولید میکند، یا محیطی ساخته است که در آن افراد مستعد بتوانند مسائل مهم را انتخاب کنند، ریسک علمی بپذیرند، کشف کنند و کشف خود را به فناوری و منفعت اجتماعی تبدیل کنند؟
این تغییر نگاه ــ از «تعداد مقاله» به توانایی یک نظام برای تولید کشف، فناوری و ظرفیت انسانی ــ شاید مهمترین پیام Science: A New Golden Age باشد.
https://t.me/UT_Central_Library
https://www.whitehouse.gov/wp-content/uploads/2026/07/Science-A-New-Golden-Age.pdf?utm_source=chatgpt.com
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
نقشه علم در خاورمیانه
خاورمیانه و کشورهای پیرامون آن در دو دهه اخیر شاهد رشد قابل توجه تولید علم بودهاند. ایران، ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان چهار نمونه مهم این تحولاند؛ در کنار آنها باید اسرائیل، مصر و امارات متحده عربی را نیز دید. البته پاکستان از نظر جغرافیایی در آسیای جنوبی قرار دارد، اما به دلیل اندازه نظام دانشگاهی و ارتباط آن با کشورهای اسلامی، مقایسه آن با این کشورها مفید است.
برای مقایسه ابتدا میتوان از آمار بنیاد ملی علوم آمریکا (NSF) استفاده کرد. این آمار مقالات علوم و مهندسی نمایهشده در Scopus را با روش «شمارش کسری» محاسبه میکند؛ یعنی اگر مقالهای محصول همکاری چند کشور باشد، یک مقاله کامل به همه آنها نسبت داده نمیشود و سهم آن میان کشورها تقسیم میشود. در سال ۲۰۲۳ کل تولید جهان با این روش حدود ۳٫۲۷ میلیون مقاله بوده است.
ایران و ترکیه در حجم تولید علم پیشتازند
در میان کشورهای مورد مقایسه، ایران در سال ۲۰۲۳ حدود ۵۵ هزار مقاله و ترکیه حدود ۵۰ هزار مقاله داشتهاند. پس از آنها عربستان سعودی با حدود ۲۴٫۶ هزار، مصر با حدود ۲۲٫۹ هزار و پاکستان با حدود ۲۰٫۵ هزار مقاله قرار میگیرند. عراق نیز با حدود ۱۶٫۷ هزار مقاله به سطح قابل توجهی رسیده است. اسرائیل حدود ۱۳٫۸ هزار و امارات حدود ۷٫۱ هزار مقاله داشتهاند.
کشور
تولید علمی ۲۰۲۳
سهم تقریبی از علم جهان
🇮🇷 ایران
55,085
1.68٪
🇹🇷 ترکیه
50,180
1.53٪
🇸🇦 عربستان
24,595
0.75٪
🇪🇬 مصر
22,854
0.70٪
🇵🇰 پاکستان
20,519
0.63٪
🇮🇶 عراق
16,724
0.51٪
🇮🇱 اسرائیل
13,844
0.42٪
🇦🇪 امارات
7,075
0.22٪
بنابراین از نظر حجم مطلق تولید مقاله، ایران و ترکیه یک طبقه بالاتر از عربستان و پاکستان قرار دارند. ایران به تنهایی حدود ۱٫۷ درصد کل مقالات علوم و مهندسی جهان را تولید میکند.
داستان ایران: یک جهش بزرگ، اما اخیراً توقف رشد
مسیر ایران در بیست سال گذشته بسیار قابل توجه است. تولید علمی ایران در سال ۲۰۰۲ فقط حدود ۲۷۶۰ مقاله بود. این رقم در ۲۰۱۰ به ۲۴ هزار، در ۲۰۱۶ به ۴۰ هزار و در ۲۰۱۹ به بیش از ۵۳ هزار رسید.
در ۲۰۲۱ ایران حدود ۵۸ هزار مقاله داشت و در ۲۰۲۲ تقریباً همین مقدار باقی ماند، اما در ۲۰۲۳ به حدود ۵۵ هزار کاهش یافت. بنابراین ایران در دو دهه گذشته یک جهش تقریباً بیستبرابری را تجربه کرده، ولی دادههای اخیر نشانهای از توقف رشد و حتی مقداری کاهش را نشان میدهند.
این نکته برای سیاستگذاری علمی ایران مهم است: مسئله آینده دیگر فقط «افزایش تعداد مقاله» نیست؛ حفظ نیروی انسانی، کیفیت پژوهش، همکاری بینالمللی، تأمین مالی و تبدیل پژوهش به فناوری اهمیت بیشتری پیدا میکند.
ترکیه: نزدیکترین رقیب کمی ایران
ترکیه در سال ۲۰۰۲ حدود ۱۰٫۸ هزار مقاله داشت و در ۲۰۲۳ به بیش از ۵۰ هزار مقاله رسید. برخلاف ایران، رشد ترکیه در سالهای اخیر نیز ادامه داشته است: از حدود ۴۰٫۸ هزار مقاله در ۲۰۲۰ به ۴۶٫۸ هزار در ۲۰۲۱، ۴۹٫۸ هزار در ۲۰۲۲ و ۵۰٫۲ هزار در ۲۰۲۳ رسیده است.
در نتیجه فاصله کمی ایران و ترکیه اکنون زیاد نیست: حدود ۵۵ هزار در برابر ۵۰ هزار مقاله.
عربستان؛ سریعترین صعود
اما شاید جالبترین تحول مربوط به عربستان سعودی باشد. این کشور در سال ۲۰۰۲ فقط حدود ۱۶۶۵ مقاله تولید میکرد؛ یعنی حتی از ایران آن زمان نیز کمتر. در ۲۰۱۰ به حدود ۳۶۰۰ مقاله رسید، اما سپس رشد آن شتاب گرفت.
تولید علمی عربستان در ۲۰۱۹ حدود ۱۲٫۳ هزار، در ۲۰۲۱ حدود ۱۹٫۸ هزار، در ۲۰۲۲ حدود ۲۲٫۹ هزار و در ۲۰۲۳ حدود ۲۴٫۶ هزار مقاله بوده است. یعنی تولید علمی این کشور طی دو دهه تقریباً ۱۵ برابر شده است.
این تحول با سرمایهگذاری وسیع عربستان در دانشگاهها، جذب پژوهشگران بینالمللی و ایجاد مراکز پژوهشی جدید همراه شده است. نمونه مهم آن دانشگاه علم و فناوری ملک عبدالله (KAUST) است که اکنون در Nature Index یکی از مهمترین مؤسسات پژوهشی منطقه محسوب میشود. در دادههای ۲۰۲۴ Nature Index، KAUST به تنهایی Share برابر با 152.5 داشته است.
پاکستان؛ رشد بزرگ از نقطهای پایینتر
پاکستان نیز مسیر جالبی داشته است. تولید علمی آن در سال ۲۰۰۶ حدود ۲۷۵۰ مقاله بود، اما در ۲۰۱۶ به حدود ۹ هزار، در ۲۰۲۰ به حدود ۱۶٫۹ هزار و در ۲۰۲2 به حدود ۲۱ هزار رسید. در ۲۰۲۳ رقم آن اندکی کاهش یافت و به حدود ۲۰٫۵ هزار مقاله رسید.
بنابراین پاکستان از نظر حجم هنوز پایینتر از ایران و ترکیه و اندکی پایینتر از عربستان قرار دارد، اما رشد بلندمدت آن بسیار سریع بوده است.
اما اگر «کیفیت» را بسنجیم چه اتفاقی میافتد؟
اینجاست که رتبهبندی تغییر میکند.
Nature Index مجموعهای محدود از مجلات پژوهشی معتبر را بررسی میکند. بنابراین تعداد مقالات آن را نباید با کل تولید علمی کشور اشتباه گرفت، اما برای مشاهده حضور کشورها در پژوهشهای سطح بالاتر شاخص مفیدی است.
خاورمیانه و کشورهای پیرامون آن در دو دهه اخیر شاهد رشد قابل توجه تولید علم بودهاند. ایران، ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان چهار نمونه مهم این تحولاند؛ در کنار آنها باید اسرائیل، مصر و امارات متحده عربی را نیز دید. البته پاکستان از نظر جغرافیایی در آسیای جنوبی قرار دارد، اما به دلیل اندازه نظام دانشگاهی و ارتباط آن با کشورهای اسلامی، مقایسه آن با این کشورها مفید است.
برای مقایسه ابتدا میتوان از آمار بنیاد ملی علوم آمریکا (NSF) استفاده کرد. این آمار مقالات علوم و مهندسی نمایهشده در Scopus را با روش «شمارش کسری» محاسبه میکند؛ یعنی اگر مقالهای محصول همکاری چند کشور باشد، یک مقاله کامل به همه آنها نسبت داده نمیشود و سهم آن میان کشورها تقسیم میشود. در سال ۲۰۲۳ کل تولید جهان با این روش حدود ۳٫۲۷ میلیون مقاله بوده است.
ایران و ترکیه در حجم تولید علم پیشتازند
در میان کشورهای مورد مقایسه، ایران در سال ۲۰۲۳ حدود ۵۵ هزار مقاله و ترکیه حدود ۵۰ هزار مقاله داشتهاند. پس از آنها عربستان سعودی با حدود ۲۴٫۶ هزار، مصر با حدود ۲۲٫۹ هزار و پاکستان با حدود ۲۰٫۵ هزار مقاله قرار میگیرند. عراق نیز با حدود ۱۶٫۷ هزار مقاله به سطح قابل توجهی رسیده است. اسرائیل حدود ۱۳٫۸ هزار و امارات حدود ۷٫۱ هزار مقاله داشتهاند.
کشور
تولید علمی ۲۰۲۳
سهم تقریبی از علم جهان
🇮🇷 ایران
55,085
1.68٪
🇹🇷 ترکیه
50,180
1.53٪
🇸🇦 عربستان
24,595
0.75٪
🇪🇬 مصر
22,854
0.70٪
🇵🇰 پاکستان
20,519
0.63٪
🇮🇶 عراق
16,724
0.51٪
🇮🇱 اسرائیل
13,844
0.42٪
🇦🇪 امارات
7,075
0.22٪
بنابراین از نظر حجم مطلق تولید مقاله، ایران و ترکیه یک طبقه بالاتر از عربستان و پاکستان قرار دارند. ایران به تنهایی حدود ۱٫۷ درصد کل مقالات علوم و مهندسی جهان را تولید میکند.
داستان ایران: یک جهش بزرگ، اما اخیراً توقف رشد
مسیر ایران در بیست سال گذشته بسیار قابل توجه است. تولید علمی ایران در سال ۲۰۰۲ فقط حدود ۲۷۶۰ مقاله بود. این رقم در ۲۰۱۰ به ۲۴ هزار، در ۲۰۱۶ به ۴۰ هزار و در ۲۰۱۹ به بیش از ۵۳ هزار رسید.
در ۲۰۲۱ ایران حدود ۵۸ هزار مقاله داشت و در ۲۰۲۲ تقریباً همین مقدار باقی ماند، اما در ۲۰۲۳ به حدود ۵۵ هزار کاهش یافت. بنابراین ایران در دو دهه گذشته یک جهش تقریباً بیستبرابری را تجربه کرده، ولی دادههای اخیر نشانهای از توقف رشد و حتی مقداری کاهش را نشان میدهند.
این نکته برای سیاستگذاری علمی ایران مهم است: مسئله آینده دیگر فقط «افزایش تعداد مقاله» نیست؛ حفظ نیروی انسانی، کیفیت پژوهش، همکاری بینالمللی، تأمین مالی و تبدیل پژوهش به فناوری اهمیت بیشتری پیدا میکند.
ترکیه: نزدیکترین رقیب کمی ایران
ترکیه در سال ۲۰۰۲ حدود ۱۰٫۸ هزار مقاله داشت و در ۲۰۲۳ به بیش از ۵۰ هزار مقاله رسید. برخلاف ایران، رشد ترکیه در سالهای اخیر نیز ادامه داشته است: از حدود ۴۰٫۸ هزار مقاله در ۲۰۲۰ به ۴۶٫۸ هزار در ۲۰۲۱، ۴۹٫۸ هزار در ۲۰۲۲ و ۵۰٫۲ هزار در ۲۰۲۳ رسیده است.
در نتیجه فاصله کمی ایران و ترکیه اکنون زیاد نیست: حدود ۵۵ هزار در برابر ۵۰ هزار مقاله.
عربستان؛ سریعترین صعود
اما شاید جالبترین تحول مربوط به عربستان سعودی باشد. این کشور در سال ۲۰۰۲ فقط حدود ۱۶۶۵ مقاله تولید میکرد؛ یعنی حتی از ایران آن زمان نیز کمتر. در ۲۰۱۰ به حدود ۳۶۰۰ مقاله رسید، اما سپس رشد آن شتاب گرفت.
تولید علمی عربستان در ۲۰۱۹ حدود ۱۲٫۳ هزار، در ۲۰۲۱ حدود ۱۹٫۸ هزار، در ۲۰۲۲ حدود ۲۲٫۹ هزار و در ۲۰۲۳ حدود ۲۴٫۶ هزار مقاله بوده است. یعنی تولید علمی این کشور طی دو دهه تقریباً ۱۵ برابر شده است.
این تحول با سرمایهگذاری وسیع عربستان در دانشگاهها، جذب پژوهشگران بینالمللی و ایجاد مراکز پژوهشی جدید همراه شده است. نمونه مهم آن دانشگاه علم و فناوری ملک عبدالله (KAUST) است که اکنون در Nature Index یکی از مهمترین مؤسسات پژوهشی منطقه محسوب میشود. در دادههای ۲۰۲۴ Nature Index، KAUST به تنهایی Share برابر با 152.5 داشته است.
پاکستان؛ رشد بزرگ از نقطهای پایینتر
پاکستان نیز مسیر جالبی داشته است. تولید علمی آن در سال ۲۰۰۶ حدود ۲۷۵۰ مقاله بود، اما در ۲۰۱۶ به حدود ۹ هزار، در ۲۰۲۰ به حدود ۱۶٫۹ هزار و در ۲۰۲2 به حدود ۲۱ هزار رسید. در ۲۰۲۳ رقم آن اندکی کاهش یافت و به حدود ۲۰٫۵ هزار مقاله رسید.
بنابراین پاکستان از نظر حجم هنوز پایینتر از ایران و ترکیه و اندکی پایینتر از عربستان قرار دارد، اما رشد بلندمدت آن بسیار سریع بوده است.
اما اگر «کیفیت» را بسنجیم چه اتفاقی میافتد؟
اینجاست که رتبهبندی تغییر میکند.
Nature Index مجموعهای محدود از مجلات پژوهشی معتبر را بررسی میکند. بنابراین تعداد مقالات آن را نباید با کل تولید علمی کشور اشتباه گرفت، اما برای مشاهده حضور کشورها در پژوهشهای سطح بالاتر شاخص مفیدی است.
در دادههای سال ۲۰۲۴ Nature Index، وضعیت کشورهای مورد بحث از نظر Share چنین بوده است:
اسرائیل 721، ایران 429، عربستان 305، ترکیه 301، پاکستان 107 و امارات 101.
در رتبه جهانی Nature Index نیز اسرائیل رتبه ۱۸، ایران ۲۵، عربستان ۲۹، ترکیه ۳۰، پاکستان ۴۲ و امارات ۴۳ را داشتهاند.
این نتیجه بسیار مهم است. عربستان در کل تعداد مقاله کمتر از نصف ایران دارد، اما در Nature Index فاصلهاش با ایران بسیار کمتر میشود. به عبارت دیگر، مقایسه صرف تعداد مقالات میتواند بخشی از تحولات علمی منطقه را پنهان کند.
اسرائیل؛ کمیت کمتر، حضور بسیار قوی در پژوهش سطح بالا
اسرائیل مثال روشنتری است. در آمار کل مقالات، اسرائیل با حدود ۱۳٫۸ هزار مقاله بسیار پایینتر از ایران و ترکیه قرار دارد. اما در Nature Index سال ۲۰۲۴ با Share حدود 721 رتبه هجدهم جهان را داشته، در حالی که ایران با 429 در رتبه ۲۵ قرار گرفته است.
در علوم طبیعی نیز اسرائیل با Share حدود 401 در رتبه نخست آسیای غربی قرار دارد؛ ایران با 148 دوم، عربستان با 135 سوم و ترکیه با حدود 95 چهارم است. پاکستان نیز با حدود 45 در جایگاه بعدی قرار میگیرد.
این مقایسه نشان میدهد که برای سنجش «قدرت علمی» نمیتوان صرفاً تعداد مقاله را ملاک قرار داد.
ایران در علوم فیزیکی جایگاه قابل توجهی دارد
تفکیک رشتهای نیز تصویر جالبی ایجاد میکند. در Nature Index سال ۲۰۲۴ برای علوم فیزیکی، اسرائیل در منطقه اول است، اما ایران با Share حدود 71.6 در رتبه دوم قرار دارد. پس از آن ترکیه با 36.1، پاکستان با 24.7، عربستان با 17.9 و امارات با 9.7 قرار گرفتهاند.
در فهرست مؤسسات پژوهشی منطقه نیز چند دانشگاه ایرانی حضور پررنگی دارند؛ از جمله دانشگاه تهران، دانشگاه علم و صنعت ایران، تربیت مدرس، فردوسی مشهد، صنعتی شریف و پژوهشگاه دانشهای بنیادی. در کنار آنها دانشگاههایی مانند KAUST و King Saud در عربستان و Istanbul Technical University و Middle East Technical University در ترکیه دیده میشوند.
نتیجه؛ سه مدل متفاوت توسعه علمی
از این آمارها میتوان سه الگوی متفاوت را مشاهده کرد.
ایران و ترکیه دارای نظام دانشگاهی بزرگ و تولید انبوه مقالهاند. ایران در دو دهه گذشته یکی از سریعترین جهشهای تولید علمی را تجربه کرده و در برخی حوزههای علوم پایه و مهندسی همچنان موقعیت منطقهای قدرتمندی دارد؛ با این حال، رشد کمی آن در سالهای اخیر متوقف شده است.
عربستان و تا حدودی امارات مدل متفاوتی را دنبال میکنند: حجم کل تولید آنها هنوز کوچکتر است، اما با سرمایهگذاری مالی زیاد، ایجاد دانشگاههای پژوهشی، جذب پژوهشگر خارجی و همکاری بینالمللی تلاش میکنند سریعتر وارد لایه تحقیقات باکیفیت شوند. دادههای Nature Index نشان میدهد که عربستان در این مسیر پیشرفت قابل توجهی داشته است.
اسرائیل نمونه دیگری است: حجم تولید مقاله آن نسبت به ایران و ترکیه بسیار کمتر است، اما حضورش در تحقیقات سطح بالا بسیار بیشتر از چیزی است که تعداد کل مقالات نشان میدهد.
پاکستان نیز یک قدرت علمی رو به رشد است، ولی در حال حاضر هم در حجم تولید و هم در Nature Index پایینتر از ایران و ترکیه قرار دارد.
در نتیجه، اگر فقط بپرسیم «چه کسی بیشتر مقاله تولید میکند؟» پاسخ در این مجموعه ایران و ترکیه است. اما اگر سؤال این باشد که «چه کسی پژوهش سطح بالا و اثرگذار بیشتری دارد؟» تصویر تغییر میکند و اسرائیل و سپس ایران جایگاه برجستهای پیدا میکنند و عربستان نیز به ایران و ترکیه نزدیکتر میشود.
برای سیاستگذاران علم، این تفاوت شاید مهمترین پیام آمار باشد: مرحله اول توسعه علمی، افزایش ظرفیت دانشگاهها و تولید مقاله است؛ اما مرحله دشوارتر، تبدیل این ظرفیت به پژوهش باکیفیت، فناوری، نوآوری و اثر اقتصادی است. تعداد مقاله برای سنجش مرحله اول مفید است، ولی برای سنجش مرحله دوم کافی نیست.
https://t.me/UT_Central_Library
اسرائیل 721، ایران 429، عربستان 305، ترکیه 301، پاکستان 107 و امارات 101.
در رتبه جهانی Nature Index نیز اسرائیل رتبه ۱۸، ایران ۲۵، عربستان ۲۹، ترکیه ۳۰، پاکستان ۴۲ و امارات ۴۳ را داشتهاند.
این نتیجه بسیار مهم است. عربستان در کل تعداد مقاله کمتر از نصف ایران دارد، اما در Nature Index فاصلهاش با ایران بسیار کمتر میشود. به عبارت دیگر، مقایسه صرف تعداد مقالات میتواند بخشی از تحولات علمی منطقه را پنهان کند.
اسرائیل؛ کمیت کمتر، حضور بسیار قوی در پژوهش سطح بالا
اسرائیل مثال روشنتری است. در آمار کل مقالات، اسرائیل با حدود ۱۳٫۸ هزار مقاله بسیار پایینتر از ایران و ترکیه قرار دارد. اما در Nature Index سال ۲۰۲۴ با Share حدود 721 رتبه هجدهم جهان را داشته، در حالی که ایران با 429 در رتبه ۲۵ قرار گرفته است.
در علوم طبیعی نیز اسرائیل با Share حدود 401 در رتبه نخست آسیای غربی قرار دارد؛ ایران با 148 دوم، عربستان با 135 سوم و ترکیه با حدود 95 چهارم است. پاکستان نیز با حدود 45 در جایگاه بعدی قرار میگیرد.
این مقایسه نشان میدهد که برای سنجش «قدرت علمی» نمیتوان صرفاً تعداد مقاله را ملاک قرار داد.
ایران در علوم فیزیکی جایگاه قابل توجهی دارد
تفکیک رشتهای نیز تصویر جالبی ایجاد میکند. در Nature Index سال ۲۰۲۴ برای علوم فیزیکی، اسرائیل در منطقه اول است، اما ایران با Share حدود 71.6 در رتبه دوم قرار دارد. پس از آن ترکیه با 36.1، پاکستان با 24.7، عربستان با 17.9 و امارات با 9.7 قرار گرفتهاند.
در فهرست مؤسسات پژوهشی منطقه نیز چند دانشگاه ایرانی حضور پررنگی دارند؛ از جمله دانشگاه تهران، دانشگاه علم و صنعت ایران، تربیت مدرس، فردوسی مشهد، صنعتی شریف و پژوهشگاه دانشهای بنیادی. در کنار آنها دانشگاههایی مانند KAUST و King Saud در عربستان و Istanbul Technical University و Middle East Technical University در ترکیه دیده میشوند.
نتیجه؛ سه مدل متفاوت توسعه علمی
از این آمارها میتوان سه الگوی متفاوت را مشاهده کرد.
ایران و ترکیه دارای نظام دانشگاهی بزرگ و تولید انبوه مقالهاند. ایران در دو دهه گذشته یکی از سریعترین جهشهای تولید علمی را تجربه کرده و در برخی حوزههای علوم پایه و مهندسی همچنان موقعیت منطقهای قدرتمندی دارد؛ با این حال، رشد کمی آن در سالهای اخیر متوقف شده است.
عربستان و تا حدودی امارات مدل متفاوتی را دنبال میکنند: حجم کل تولید آنها هنوز کوچکتر است، اما با سرمایهگذاری مالی زیاد، ایجاد دانشگاههای پژوهشی، جذب پژوهشگر خارجی و همکاری بینالمللی تلاش میکنند سریعتر وارد لایه تحقیقات باکیفیت شوند. دادههای Nature Index نشان میدهد که عربستان در این مسیر پیشرفت قابل توجهی داشته است.
اسرائیل نمونه دیگری است: حجم تولید مقاله آن نسبت به ایران و ترکیه بسیار کمتر است، اما حضورش در تحقیقات سطح بالا بسیار بیشتر از چیزی است که تعداد کل مقالات نشان میدهد.
پاکستان نیز یک قدرت علمی رو به رشد است، ولی در حال حاضر هم در حجم تولید و هم در Nature Index پایینتر از ایران و ترکیه قرار دارد.
در نتیجه، اگر فقط بپرسیم «چه کسی بیشتر مقاله تولید میکند؟» پاسخ در این مجموعه ایران و ترکیه است. اما اگر سؤال این باشد که «چه کسی پژوهش سطح بالا و اثرگذار بیشتری دارد؟» تصویر تغییر میکند و اسرائیل و سپس ایران جایگاه برجستهای پیدا میکنند و عربستان نیز به ایران و ترکیه نزدیکتر میشود.
برای سیاستگذاران علم، این تفاوت شاید مهمترین پیام آمار باشد: مرحله اول توسعه علمی، افزایش ظرفیت دانشگاهها و تولید مقاله است؛ اما مرحله دشوارتر، تبدیل این ظرفیت به پژوهش باکیفیت، فناوری، نوآوری و اثر اقتصادی است. تعداد مقاله برای سنجش مرحله اول مفید است، ولی برای سنجش مرحله دوم کافی نیست.
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
شرح را در متن پایین ملاحظه فرمایید 🌸🌸
https://t.me/UT_Central_Library
https://t.me/UT_Central_Library
اهدانامه_نشان_علمی_ابوریحان_بیرونی_به_کتابخانه_مرکزی_دانشگاه_تهران.pdf
244.4 KB
اهدانامه نشان علمی ابوریحان بیرونی از سوی استاد نادر مطلبی کاشانی به موزه کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
https://t.me/UT_Central_Library
https://t.me/UT_Central_Library
خبرنامه_کتابخانه_تالار_نفیس_دیروز_و_امروز.pdf
1.4 MB
خبرنامه کتابخانه (تالار منابع نفیس: دیروز و امروز)
با سپاس از خانم حنائی برای عکسهای افتتاح تالار
اخبار علمی دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
@scientific_events_UT
با سپاس از خانم حنائی برای عکسهای افتتاح تالار
اخبار علمی دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
@scientific_events_UT
Forwarded from کتاب کست هوشمند کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران (A.B)
Audio
عنوان کتاب: Biodeterioration of Cultural Heritage
مولفان: Szczepanowska, Hanna
ناشر: MDPI
سال انتشار: 2023
این منبع جامع به بررسی پدیده تخریب زیستی آثار فرهنگی، به ویژه تعاملات پیچیده میان کاجها، رنگدانههای قارچی و ساختار سلولزی کاغذ میپردازد. نویسنده با تمرکز بر قارچهای تیرهرنگ و تولیدکننده ملانین، نحوه شکلگیری لکهها و آسیبهای ساختاری را در اسناد تاریخی بررسی میکند. کتاب از طریق آزمایشهای بیوشبیهسازی، میکروسکوپ الکترونی، توموگرافی اشعه ایکس و پروفیلسنجی نوری، الگوهای رشد قارچها را در سطح و ماتریس کاغذ تحلیل مینماید. همچنین، این پژوهش بینرشتهای به بررسی فاکتورهای محیطی مانند رطوبت، دما و نور پرداخته و در نهایت راهبردهای عملی نگهداری، پاکسازی و حذف رسوبات قارچی را برای حفاظت بهتر از میراث مکتوب بشری پیشنهاد میکند.
@KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
مولفان: Szczepanowska, Hanna
ناشر: MDPI
سال انتشار: 2023
این منبع جامع به بررسی پدیده تخریب زیستی آثار فرهنگی، به ویژه تعاملات پیچیده میان کاجها، رنگدانههای قارچی و ساختار سلولزی کاغذ میپردازد. نویسنده با تمرکز بر قارچهای تیرهرنگ و تولیدکننده ملانین، نحوه شکلگیری لکهها و آسیبهای ساختاری را در اسناد تاریخی بررسی میکند. کتاب از طریق آزمایشهای بیوشبیهسازی، میکروسکوپ الکترونی، توموگرافی اشعه ایکس و پروفیلسنجی نوری، الگوهای رشد قارچها را در سطح و ماتریس کاغذ تحلیل مینماید. همچنین، این پژوهش بینرشتهای به بررسی فاکتورهای محیطی مانند رطوبت، دما و نور پرداخته و در نهایت راهبردهای عملی نگهداری، پاکسازی و حذف رسوبات قارچی را برای حفاظت بهتر از میراث مکتوب بشری پیشنهاد میکند.
@KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
قابل توجه دانشجویان و پژوهشگران گرامی
🌱دریافت فایل منابع موجود در کتابخانه مرکزی از طریق پیام رسان های بله و ایتا🌱
جهت تسهیل در امر مطالعه و پژوهش دانشجویان و پژوهشگران گرامی، کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد به اطلاع میرساند:
🔹پژوهشگران گرامی میتوانند برای دریافت فایل اسکن منابع موجود (نسخه خطی، کتاب درسی، کتاب) در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران درخواست خود را به پیام رسان ایتا و بله به شماره ۵۴۰۸۰۷۳ ۰۹۰۲ ارسال فرمایند.
نحوه درخواست و دریافت:
1) ارسال مشخصات کامل منبع درخواستی در سامانه آذرسا
2) بررسی درخواست از نظر مقررات کتابخانه و اعلام هزینه درخواست
3) پرداخت هزینه به شماره حساب، شماره شبا IR830100004001070103006825 نزد بانک مرکزی به نام «تمرکز وجوه اختصاصی دانشگاه تهران» با شناسه واریز 313070174140120000000003700800
4) ارسال تصویر فیش درخواستی به پیام رسان ایتا و بله به همان شماره
5) دریافت فایل
🔸نکته: کلیه اقدامات فوق با رعایت قانون حمايت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان انجام میپذیرد.
https://t.me/UT_Central_Library
ble.ir/Library_UT_AC
🌱دریافت فایل منابع موجود در کتابخانه مرکزی از طریق پیام رسان های بله و ایتا🌱
جهت تسهیل در امر مطالعه و پژوهش دانشجویان و پژوهشگران گرامی، کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد به اطلاع میرساند:
🔹پژوهشگران گرامی میتوانند برای دریافت فایل اسکن منابع موجود (نسخه خطی، کتاب درسی، کتاب) در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران درخواست خود را به پیام رسان ایتا و بله به شماره ۵۴۰۸۰۷۳ ۰۹۰۲ ارسال فرمایند.
نحوه درخواست و دریافت:
1) ارسال مشخصات کامل منبع درخواستی در سامانه آذرسا
2) بررسی درخواست از نظر مقررات کتابخانه و اعلام هزینه درخواست
3) پرداخت هزینه به شماره حساب، شماره شبا IR830100004001070103006825 نزد بانک مرکزی به نام «تمرکز وجوه اختصاصی دانشگاه تهران» با شناسه واریز 313070174140120000000003700800
4) ارسال تصویر فیش درخواستی به پیام رسان ایتا و بله به همان شماره
5) دریافت فایل
🔸نکته: کلیه اقدامات فوق با رعایت قانون حمايت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان انجام میپذیرد.
https://t.me/UT_Central_Library
ble.ir/Library_UT_AC
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
امکان مطالعه پایان نامه ها برای اعضای دانشگاه تهران
️ تمامی دانشجویان، اعضای هیات علمی و کارمندان دانشگاه تهران می توانند متن کامل پایان نامه های دانشگاه را در سامانه آذرسا مطالعه نمایند. ️ برای مطالعه پایاننامه ها لازم است نام کاربری و رمز عبور خود را وارد نموده و در قسمت جستجوی پیشرفته، کلیدواژه موردنظر خود را جستجو نموده و گزینه منابع دیجیتال را تیک بزنید. در این صورت پایاننامههایی که فایل دارند برای شما بازیابی میشود. با کلیک بر روی عنوان پایاننامه به نمایش فایل آن نیز دسترسی پیدا میکنید.️ توجه داشته باشید که طبق مصوبه هیات محترم رییسه دانشگاه، پایان نامه هایی در دسترس قرار میگیرند که 2 سال از تاریخ دفاع آنها گذشته باشد.
https://lib.ut.ac.ir/faces/search/bibliographic/biblioAdvancedSearch.jspx
https://t.me/UT_Central_Library
ble.ir/Library_UT_AC
️ تمامی دانشجویان، اعضای هیات علمی و کارمندان دانشگاه تهران می توانند متن کامل پایان نامه های دانشگاه را در سامانه آذرسا مطالعه نمایند. ️ برای مطالعه پایاننامه ها لازم است نام کاربری و رمز عبور خود را وارد نموده و در قسمت جستجوی پیشرفته، کلیدواژه موردنظر خود را جستجو نموده و گزینه منابع دیجیتال را تیک بزنید. در این صورت پایاننامههایی که فایل دارند برای شما بازیابی میشود. با کلیک بر روی عنوان پایاننامه به نمایش فایل آن نیز دسترسی پیدا میکنید.️ توجه داشته باشید که طبق مصوبه هیات محترم رییسه دانشگاه، پایان نامه هایی در دسترس قرار میگیرند که 2 سال از تاریخ دفاع آنها گذشته باشد.
https://lib.ut.ac.ir/faces/search/bibliographic/biblioAdvancedSearch.jspx
https://t.me/UT_Central_Library
ble.ir/Library_UT_AC
[وظیفهشناسی مهمترین بخش از محتوای آموزههای مولاناست](ibna.ir/x6KBr)
🔸مصطفی ملکیان استاد فلسفه، وظیفه شناسی را مهمترین محتوای آموزههای مولانا دانست و گفت: وظیفه شناسی به این معناست که هم به اخلاق فردی و هم به اخلاق جمعی توجه داشته باشیم.
🔸️باید به دنبال این باشیم که پیام مولانا برای انسان امروز چیست؟ و این سوال به میان میآید که مگر انسان امروز چه چیزی در یک گفتار یا نوشتار باید ببیند تا آن را صادق و نافع بداند؟ معتقدم انسان قرن بیست یکم اگر بخواهد سخنی از مولانا یا سعدی یا شکسپیر یا از هر شخص گذشته دیگری بشنود و بپذیرد، باید اولاً با عقلانیت انسان امروز سازگار باشد، دوما با اخلاق جهانی همسخن و سازگار باشد یعنی با اخلاقی که مورد اجماع همه فرهنگها، تمدنها، مکتبهای اخلاقی و همه نظامهای اخلاقی سازگار باشد و سوما اینکه با مفهوم حقوق بشر سازگار باشد.
🔸️ایجاد جامعه سالم وظیفه ای همگانی است و بیشترین تاکید مولانا اینست که اگر من انسان نیکی شوم و رفتارم درست باشد، حتماً در اینکه جامعه سالمی با بقیه شهروندان بسازیم ، موثر است به این معنا که من اگر انسان نیکی باشم به احتمال قوی تر رفتار درستی خواهم داشت و اگر رفتارم درست بود ، به احتمال قوی تر جامعه که متشکل از من و امثال من است، جامعه ای سالم خواهد بود یعنی اولین تاکید مولانا بر انسان نیک است، انسانی که باورهای صادق ، احساسات بجا و خواسته های معقول دارد.
@ibna_official
🔸مصطفی ملکیان استاد فلسفه، وظیفه شناسی را مهمترین محتوای آموزههای مولانا دانست و گفت: وظیفه شناسی به این معناست که هم به اخلاق فردی و هم به اخلاق جمعی توجه داشته باشیم.
🔸️باید به دنبال این باشیم که پیام مولانا برای انسان امروز چیست؟ و این سوال به میان میآید که مگر انسان امروز چه چیزی در یک گفتار یا نوشتار باید ببیند تا آن را صادق و نافع بداند؟ معتقدم انسان قرن بیست یکم اگر بخواهد سخنی از مولانا یا سعدی یا شکسپیر یا از هر شخص گذشته دیگری بشنود و بپذیرد، باید اولاً با عقلانیت انسان امروز سازگار باشد، دوما با اخلاق جهانی همسخن و سازگار باشد یعنی با اخلاقی که مورد اجماع همه فرهنگها، تمدنها، مکتبهای اخلاقی و همه نظامهای اخلاقی سازگار باشد و سوما اینکه با مفهوم حقوق بشر سازگار باشد.
🔸️ایجاد جامعه سالم وظیفه ای همگانی است و بیشترین تاکید مولانا اینست که اگر من انسان نیکی شوم و رفتارم درست باشد، حتماً در اینکه جامعه سالمی با بقیه شهروندان بسازیم ، موثر است به این معنا که من اگر انسان نیکی باشم به احتمال قوی تر رفتار درستی خواهم داشت و اگر رفتارم درست بود ، به احتمال قوی تر جامعه که متشکل از من و امثال من است، جامعه ای سالم خواهد بود یعنی اولین تاکید مولانا بر انسان نیک است، انسانی که باورهای صادق ، احساسات بجا و خواسته های معقول دارد.
@ibna_official
ایبنا
وظیفهشناسی مهمترین بخش از محتوای آموزههای مولاناست
گیلان - مصطفی ملکیان استاد فلسفه، وظیفه شناسی را مهمترین محتوای آموزههای مولانا دانست و گفت: وظیفه شناسی به این معناست که هم به اخلاق فردی و هم به اخلاق جمعی توجه داشته باشیم.
امکان مطالعه پایان نامه هابرای اعضای دانشگاه تهران
️ تمامی دانشجویان، اعضای هیات علمی و کارمندان دانشگاه تهران می توانند متن کامل پایان نامه های دانشگاه را در سامانه آذرسا مطالعه نمایند. ️ برای مطالعه پایاننامه ها لازم است نام کاربری و رمز عبور خود را وارد نمایند.
Lib.ut.ac.ir
امکان مطالعه و دانلود پایان نامه های دانشگاه تهران( کلیه پژوهشگران)
علاقمندان برای دسترسی به پایان نامه های دانشگاه تهران می توانند به سامانه noordoc.ir مراجعه نمایند. بدیهی است برای استفاده لازم است عضو شده و اکانت خود را وارد نمایند .
در هیچ یک از سامانه های فوق پایان نامه های دو سال اخیر در دسترس نیست.
https://t.me/UT_Central_Library
ble.ir/Library_UT_AC
️ تمامی دانشجویان، اعضای هیات علمی و کارمندان دانشگاه تهران می توانند متن کامل پایان نامه های دانشگاه را در سامانه آذرسا مطالعه نمایند. ️ برای مطالعه پایاننامه ها لازم است نام کاربری و رمز عبور خود را وارد نمایند.
Lib.ut.ac.ir
امکان مطالعه و دانلود پایان نامه های دانشگاه تهران( کلیه پژوهشگران)
علاقمندان برای دسترسی به پایان نامه های دانشگاه تهران می توانند به سامانه noordoc.ir مراجعه نمایند. بدیهی است برای استفاده لازم است عضو شده و اکانت خود را وارد نمایند .
در هیچ یک از سامانه های فوق پایان نامه های دو سال اخیر در دسترس نیست.
https://t.me/UT_Central_Library
ble.ir/Library_UT_AC
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
امتیاز_نامه_بانک_شاهی_نسخه_کتابخانه_مرکزی.pdf
12.1 MB
این سند [رونوشت] به شماره 11036 در بخش اسناد کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگه داری می شود.
https://t.me/UT_Central_Library
https://t.me/UT_Central_Library
منوی شام به زبان فرانسه از سال 1889 (از اسناد کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران)
Dîner du 4 Mai 1883.
Potage princesse.
Petits pâtés.
Chaufroid de cailles.
Saumon sauce tartare.
Pilaf.
Rôtis: veau, bécasses de bois.
Légumes.
Panaché de fruits.
۲. ترجمه فارسی
منوی شام ۴ مه ۱۸۸۳ میلادی
1. سوپ پرنسس: نوعی سوپ به سبک آشپزی فرانسوی.
2. پیراشکیهای کوچک: خمیرهای کوچک پختهشده با مواد میانی، معمولاً گوشت یا مواد مشابه.
3. بلدرچین به شیوه شوفروآ: بلدرچین پختهشده که پس از سرد شدن با سس مخصوص پوشانده و به صورت سرد سرو میشود.
4. ماهی سالمون با سس تارتار: ماهی آزاد همراه با سس سرد تارتار.
5. پلو (Pilaf): برنج پختهشده به شیوه پلو؛ واژهای برگرفته از سنت آشپزی شرقی.
6. گوشتهای بریان: گوشت گوساله و پرنده شکاری «چوبخروس» (Woodcock).
7. سبزیجات: انواع سبزیجات پخته یا آمادهشده.
8. مجموعهای از میوهها: ترکیبی متنوع از میوههای فصل.
https://t.me/UT_Central_Library
Dîner du 4 Mai 1883.
Potage princesse.
Petits pâtés.
Chaufroid de cailles.
Saumon sauce tartare.
Pilaf.
Rôtis: veau, bécasses de bois.
Légumes.
Panaché de fruits.
۲. ترجمه فارسی
منوی شام ۴ مه ۱۸۸۳ میلادی
1. سوپ پرنسس: نوعی سوپ به سبک آشپزی فرانسوی.
2. پیراشکیهای کوچک: خمیرهای کوچک پختهشده با مواد میانی، معمولاً گوشت یا مواد مشابه.
3. بلدرچین به شیوه شوفروآ: بلدرچین پختهشده که پس از سرد شدن با سس مخصوص پوشانده و به صورت سرد سرو میشود.
4. ماهی سالمون با سس تارتار: ماهی آزاد همراه با سس سرد تارتار.
5. پلو (Pilaf): برنج پختهشده به شیوه پلو؛ واژهای برگرفته از سنت آشپزی شرقی.
6. گوشتهای بریان: گوشت گوساله و پرنده شکاری «چوبخروس» (Woodcock).
7. سبزیجات: انواع سبزیجات پخته یا آمادهشده.
8. مجموعهای از میوهها: ترکیبی متنوع از میوههای فصل.
https://t.me/UT_Central_Library
صبح آدینه همراهان بخیر
https://t.me/UT_Central_Library
https://t.me/UT_Central_Library