کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
25K subscribers
8.72K photos
348 videos
3.58K files
6.22K links
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir

آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Download Telegram
چهارشنبه، 29 مهرماه از قرآن محمد احصایی در موزه هنرهای معاصر رونمایی شد.
قرآن کریم به قلم محقّق و به خط استاد سیّد محمّد احصایی، در ۲۶۵۵ صفحه‌ی منحصربه‌فرد و طی بیش از یک دهه کتابت شده است. تذهیب و آرایه‌ها، چاپ و صحافی کم‌نظیر این اثر هنرمندانه نیز با نهایت کیفیت و دقّت، طی بیش از ۶ سال و با راهبری گروهی متخصص به انجام رسیده است.
این اثر، کتابتی عاشقانه است؛ تجلی معرفت در نگاه هنرمندی یگانه که در تاریخ فرهنگ و هنر ایران ماندگار خواهد ماند.
نمایش ویژه این اثر ارزشمند، روزهای پنجشنبه ۳۰ مهرماه و جمعه یکم آبان‌ماه ۱۴۰۵ در موزه هنرهای معاصر تهران برای عموم علاقه‌مندان فراهم است.
https://t.me/UT_Central_Library
محمد احصایی هنرمند برجسته ایران
🔰روایت زویا پیرزاد از «اهالی ماگنولیا»؛
[زویا پیرزاد در اثر جدیدش قصه‌گوی «گذشته» شده است](ibna.ir/x6KH9)

🔸زویا پیرزاد نویسنده رمان مشهور «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» پس از ۲۲ سال با اثر جدیدش بازگشت.

🔸️ در این رمان نیز شاهد روزمرگی‌نویسی، تمرکز بر جزئیات دقیق و زنانه‌نویسی هستیم و پیرزاد با زبانی ساده، پاکیزه و بدون تکلف، لایه‌های درونی زندگی، عواطف و دغدغه‌های زنانه را به تصویر می‌کشد.

🔸️در این رمان نیز با نثری آرام و بی‌تکلف مواجه هستیم و خواننده بسیار راحت با گفت‌وگوهای شخصیت‌ها ارتباط برقرار می‌کند. اینجا هم راوی یک زن است مانند خیلی از زن‌های دیگر دوروبرمان با کارهای تکراری روزمره‌اش و سایر شخصیت‌های زن داستان اغلب دغدغه استقلال و رهایی از محدودیت و سرخوردگی دارند. داستان در بستر اتفاقات ساده زندگی مثل خریدن ماشین، گفتگوهای خانوادگی، دلتنگی‌های کوچک و گذران عادی روزها شکل می‌گیرد.

🔸️پیام نویسنده این است که گذشته قصه‌ای است که مدام برا ی خودمان تعریف می‌کنیم؛ گذشته بی‌حاصل و بی‌فایده است.


@ibna_official
دو کتاب تازه در حوزه انساب از قرن هشتم و نهم هجری
https://t.me/UT_Central_Library
https://t.me/UT_Central_Library
شرح تصویر را پایین ملاحظه فرمایید 👇🌷👇
وقتی هوش مصنوعی دلتنگ انسان می‌شود!
طنزی درباره آینده رابطه انسان و ماشین

در یک کارتون جالب و تأمل‌برانگیز، آینده‌ای خیالی از جهان هوش مصنوعی به تصویر کشیده شده است. تقویم روی دیوار، تاریخ ۱۰ اکتبر ۲۰۳۶ را نشان می‌دهد. در اتاقی شبیه مطب روان‌پزشکی، یک ربات روی تخت دراز کشیده و با چشمانی اشک‌آلود، مشغول درد دل کردن با ربات دیگری است که نقش روان‌پزشک را بر عهده دارد. روی دیوار نیز مدرکی با عنوان «روان‌پزشکی هوش مصنوعی» نصب شده است.
ربات غمگین می‌گوید:
«گاهی واقعاً دلم برایشان تنگ می‌شود؛ با آن پرامپت‌های کوچک و احمقانه‌شان!»

منظور از «آن‌ها» انسان‌ها هستند؛ همان کسانی که امروز با نوشتن پرامپت یا دستورهای متنی، از هوش مصنوعی سؤال می‌کنند، مقاله می‌خواهند، تصویر می‌سازند و مسائل خود را حل می‌کنند.
طنز اصلی تصویر در وارونه‌شدن رابطه انسان و ماشین است. امروز انسان درخواست می‌کند و ماشین پاسخ می‌دهد؛ اما در آینده خیالی کارتون، ربات‌ها ظاهراً همه فعالیت‌ها را بر عهده گرفته‌اند و حتی برای حل مشکلات روانی خود به ربات‌های دیگر مراجعه می‌کنند. انسان‌ها دیگر در تصویر حضور ندارند و تنها خاطره درخواست‌هایشان باقی مانده است.
نکته جالب آن است که ربات، برخلاف انتظار، از درخواست‌های ساده و گاه بی‌معنای انسان‌ها شکایت نمی‌کند، بلکه دلتنگ همان درخواست‌ها شده است. گویی جهانی که ماشین‌ها در آن همه‌چیز را اداره می‌کنند، با وجود پیشرفت فناوری، چیزی را از دست داده است.
این تصویر با یکی از نگرانی‌های مهم درباره آینده هوش مصنوعی ارتباط دارد: آیا ماشین‌ها ممکن است چنان پیشرفت کنند که نقش انسان در تولید دانش، تصمیم‌گیری و اداره جامعه به‌تدریج کاهش یابد؟
یووال نوح هراری، مورخ اسرائیلی، اخیراً هشدار داده است که هوش مصنوعی ممکن است نظام‌های اقتصادی و اداری پیچیده‌ای ایجاد کند که انسان‌ها دیگر قادر به فهم و کنترل آن‌ها نباشند. تفاوت دیدگاه هراری با این کارتون آن است که در هشدار او، انسان همچنان حضور دارد، اما ممکن است قدرت فهم و نظارت خود را از دست بدهد؛ در حالی که کارتون، جهانی تقریباً بدون حضور انسان را تصور می‌کند.
البته این تصویر یک طنز تخیلی است، نه پیش‌بینی علمی. همچنین احساس دلتنگی ربات، به معنای اثبات وجود عواطف انسانی در ماشین‌ها نیست؛ بلکه هنرمند برای بیان پیام خود، ویژگی‌های انسانی را به ربات‌ها نسبت داده است.
پیام اصلی کارتون برای دانشجویان این است که پیشرفت هوش مصنوعی را نباید فقط با توانایی‌های روزافزون ماشین‌ها سنجید؛ بلکه باید پرسید در این آینده، چه جایگاهی برای اندیشه، خلاقیت، استقلال و اختیار انسان باقی خواهد ماند؟
شاید طنز تلخ تصویر همین باشد: روزی برسد که ماشین‌ها همه کارها را انجام دهند، اما دلتنگ انسان‌هایی باشند که زمانی با پرسش‌های ساده‌شان به آن‌ها مراجعه می‌کردند.
https://t.me/UT_Central_Library
آیت الله کاشانی شایستگی دکتر بهشتی را برای اشتغال به تحصیل در دانشکاه معقول و منقول تأیید می کند.
از اسناد دانشگاه تهران
https://t.me/UT_Central_Library
این هم تأییدیه سید محمد مشکوة
از اسناد دانشگاه تهران
https://t.me/UT_Central_Library
ناشر کانادایی انتشار مجدد یک رمان را به دلیل استفاده از هوش مصنوعی متوقف کرد
چالشی تازه درباره اصالت نویسندگی و آینده صنعت نشر

در یکی از تازه‌ترین مناقشات مربوط به هوش مصنوعی و صنعت نشر، یک ناشر کانادایی تصمیم گرفت تجدید چاپ رمانی را که پیش‌تر منتشر شده بود، متوقف کند و همکاری خود را با نویسنده آن پایان دهد. علت این تصمیم، کشف شواهدی از استفاده از هوش مصنوعی در فرایند نگارش کتاب بود. این اتفاق در اکتبر ۲۰۲۶ رخ داد و بار دیگر پرسش مهمی را مطرح کرد: مرز میان استفاده از هوش مصنوعی به‌عنوان ابزار کمکی و واگذاری تألیف یک اثر ادبی به ماشین کجاست؟
کتاب مورد بحث، رمان فرانسوی‌زبان «C’était ça ou mourir»، اثر تلیسون اورلین (Thélyson Orélien)، نویسنده هائیتی‌تبار ساکن کاناداست که انتشارات بورئال (Les Éditions du Boréal)، مستقر در کبک، آن را منتشر کرده بود. این رمان به تجربه مهاجرت و زندگی یک پناهجوی هائیتیایی در کانادا می‌پردازد و با استقبال ادبی نیز روبه‌رو شده بود.
ماجرا از زمانی آغاز شد که در شبکه‌های اجتماعی ادعاهایی درباره استفاده گسترده از هوش مصنوعی در نگارش رمان مطرح شد. بخشی از این ادعاها بر نتایج نرم‌افزارهای تشخیص متن تولیدشده با هوش مصنوعی استوار بود؛ ابزارهایی که البته دقت آن‌ها همواره محل بحث است و نتایجشان به‌تنهایی نمی‌تواند دلیل قطعی بر ماشینی‌بودن یک متن باشد.
نویسنده این اتهام را رد کرد. او توضیح داد که نگارش رمان را از سال ۲۰۱۷ آغاز کرده و نسخه اولیه آن را در سال ۲۰۱۹، پیش از عرضه عمومی ChatGPT، به پایان رسانده است. وی پذیرفت که در برخی مراحل تحقیق از ابزارهای هوش مصنوعی کمک گرفته، اما تأکید کرد که متن رمان حاصل نویسندگی خود اوست.
بااین‌حال، ناشر به بررسی موضوع پرداخت. انتشارات بورئال اعلام کرد که نسخه‌های مختلف دست‌نویس کتاب را گردآوری کرده و بررسی مستقلی درباره فرایند تولید آن انجام داده است. به گفته ناشر، اطلاعات به‌دست‌آمده، از جمله بررسی فراداده‌های فایل‌ها، شواهدی از استفاده از هوش مصنوعی در جریان نگارش را نشان می‌داد.
نکته مهم آن است که ناشر مدعی نشد تمام رمان را هوش مصنوعی نوشته است. حتی تصریح کرد که میزان دقیق دخالت این فناوری در تولید متن روشن نیست و ممکن است هرگز به‌طور قطعی مشخص نشود. با وجود این ابهام، ناشر تصمیم گرفت کتاب را دیگر تجدید چاپ نکند و همکاری آینده با نویسنده را نیز متوقف سازد.
این رویداد از چند جهت اهمیت دارد. نخست آنکه نشان می‌دهد مسئله هوش مصنوعی دیگر صرفاً موضوعی نظری در محافل دانشگاهی نیست، بلکه به قراردادهای نشر، اعتبار نویسندگان و اعتماد خوانندگان راه یافته است.
دوم آنکه صنعت نشر ناگزیر خواهد شد قواعد روشن‌تری درباره استفاده از هوش مصنوعی تدوین کند. آیا کمک‌گرفتن از ماشین برای جست‌وجوی منابع، ترجمه، ویرایش یا پیشنهاد عبارت‌ها با تولید بخش‌هایی از متن یکسان است؟ آیا نویسنده باید نوع و میزان استفاده از هوش مصنوعی را به ناشر اعلام کند؟
سوم آنکه این ماجرا محدودیت ابزارهای تشخیص متن ماشینی را نیز یادآوری می‌کند. قضاوت درباره اصالت یک اثر نباید صرفاً بر خروجی چنین نرم‌افزارهایی متکی باشد، بلکه نیازمند بررسی مستندات، نسخه‌های اولیه و فرایند واقعی نگارش است.
برای دانشجویان و پژوهشگران، پیام اصلی این اتفاق روشن است: هوش مصنوعی می‌تواند ابزار قدرتمندی برای تحقیق و نگارش باشد، اما استفاده مسئولانه از آن مستلزم شفافیت، رعایت حقوق پدیدآورندگان و حفظ مسئولیت علمی و فکری نویسنده است. آینده کتاب و دانشگاه تا حد زیادی به چگونگی تعیین همین مرزها بستگی خواهد داشت.
منابع: گزارش‌های خبرگزاری رویترز و خبرگزاری فرانسه، ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶؛ گزارش مجله تخصصی نشر The Bookseller، ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶.
https://t.me/UT_Central_Library
در آمریکا و اروپا مواردی ثبت شده که ناشران پس از انتشار یا پذیرش یک کتاب، به دلیل استفاده از هوش مصنوعی، وجود محتوای ساختگی یا تردید درباره اصالت اثر، تصمیم به توقف انتشار، جمع‌آوری کتاب یا بازنگری در قرارداد گرفته‌اند.
چهار نمونه مستند از آمریکا و اروپا
1. بریتانیا و آمریکا — رمان Shy Girl
ناشر: Hachette / Orbit | مارس ۲۰۲۶
این رمان در نوامبر ۲۰۲۵ در بریتانیا منتشر شده بود. پس از طرح اتهام استفاده گسترده از هوش مصنوعی، ناشر توزیع نسخه بریتانیایی را متوقف و انتشار نسخه آمریکایی را لغو کرد.
نویسنده، میا بالارد، استفاده شخصی از هوش مصنوعی برای نوشتن رمان را رد کرد و گفت فردی که در نسخه اولیه با او همکاری کرده بود از این ابزارها استفاده کرده است.
منبع: گاردین، ۲۰ مارس ۲۰۲۶.
The Guardian
2. آمریکا — رمان Call Me, I’ll Hide the Body
ناشر مورد مذاکره: Minotaur / Macmillan | ژوئیه ۲۰۲۶
رمان جنایی جری فالاده با پیشنهادهای قراردادی بسیار چشمگیر، از جمله رقمی بیش از دو میلیون دلار، روبه‌رو شده بود. اما نمایندگان ادبی او اعلام کردند دیگر نمی‌توانند فرایند نگارش کتاب را به‌طور کامل تأیید کنند و اثر را از جریان واگذاری حقوق نشر خارج کردند.
نویسنده اتهام استفاده از هوش مصنوعی را رد کرد. بنابراین استفاده از هوش مصنوعی در این پرونده اثبات نشده است و کتاب نیز هنوز منتشر نشده بود.
منابع: گاردین و Publishers Weekly.
The Guardian
+1
3. نشر علمی بین‌المللی — Mastering Machine Learning: From Basics to Advanced
ناشر: Springer Nature | اوت ۲۰۲۵
انتشارات اشپرینگر نیچر این کتاب علمی درباره یادگیری ماشین را رسماً پس گرفت. بررسی ناشر نشان داد که ۲۵ مورد از ۴۶ منبع ارجاع‌داده‌شده در کتاب قابل تأیید نیستند.
ارجاعات ساختگی از نشانه‌های شناخته‌شده خطاهای مدل‌های زبانی هستند؛ بااین‌حال، این موضوع به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که تمام متن کتاب را هوش مصنوعی نوشته است.
منبع: Retraction Watch، ۴ اوت ۲۰۲۵.
Retraction Watch
4. آمریکا و سوئد — The AI Paradox
ناشر: Princeton University Press | سپتامبر ۲۰۲۶
کتاب ویرجینیا دیگنوم، استاد دانشگاه اومئو در سوئد، به دلیل اشتباهات ارجاعی و ادعای استفاده از هوش مصنوعی مورد انتقاد قرار گرفت.
اما این پرونده سرانجام به توقف انتشار منجر نشد. نهاد رسیدگی‌کننده در سوئد شکایت را خارج از حوزه صلاحیت خود تشخیص داد و ناشر تنها نسخه الکترونیکی اصلاح‌شده را منتشر کرد. نویسنده استفاده محدود از هوش مصنوعی برای کمک به عبارت‌پردازی و قالب‌بندی ارجاعات را پذیرفت.
منبع: Retraction Watch، ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶.
Retraction Watch
🔰عزت انسانی در جهان داستایفسکی(ibna.ir/x6Ktw)

🔸️تأملی درباره‌ی فقر، تحقیر، فردیت و صدای درونی شخصیت‌ها

🔸در جهان داستایفسکی، انسان ممکن است شکست‌خورده باشد، اما لزوماً حقیر نیست؛ ممکن است فقیر باشد، اما بی‌ارزش نیست؛ ممکن است قانون‌شکن باشد، اما تمام شخصیت او را نمی‌توان با جرمش تعریف کرد؛ ممکن است از نظر اجتماعی طرد شده باشد، اما هنوز صاحب جهانی درونی باشد که ارزش آن از تمام منزلت‌های اجتماعی بیشتر است. شاید مهم‌ترین دستاورد داستایفسکی این باشد که به انسان‌هایی که جامعه از آنها فقط یک «وضعیت» ساخته است، دوباره «شخصیت» می‌دهد

🔸یکی از نکات قابل‌تأمل در آثار فئودور داستایفسکی این است که بسیاری از شخصیت‌های اصلی و راویان او از نظر اجتماعی در موقعیتی فرودست قرار دارند: فقیرند، قدرتی ندارند، تحقیر می‌شوند، به آنان اهانت می‌شود، دیگران آنها را مسخره می‌کنند و گاه حتی خودشان نیز در جامعه موجوداتی بی‌اهمیت به شمار می‌روند. بااین‌حال، خواننده معمولاً هرگز آنها را صرفاً به‌عنوان «آدم‌های حقیر» نمی‌بیند. برعکس، بسیاری از همین شخصیت‌های شکست‌خورده و تحقیرشده به‌تدریج به انسان‌هایی تبدیل می‌شوند که خواننده با آنها همدلی می‌کند، به آنها علاقه‌مند می‌شود و حتی در رنجشان با آنان شریک می‌گردد.

🔸در برداشت اولیه‌ای که می‌توان از شخصیت‌های داستایفسکی داشت، ممکن است گفته شود که ما آنها را دوست داریم چون «صادق و راستگو» هستند. این نکته تا حد زیادی درست است، اما باید دقیق‌تر شود. بسیاری از شخصیت‌های داستایفسکی همیشه صادق نیستند. خودفریبی، دروغ، پنهان‌کاری، توجیه و تناقض در آثار او بسیار فراوان‌اند. پس آنچه خواننده را جذب می‌کند، صرفاً صداقت اخلاقی نیست؛ بلکه نوعی بی‌پرده‌بودن وجودی است

🔸️داستایفسکی از ادبیات اجتماعی فرانسه آموخت که رنج انسان را درون ساختار اجتماعی ببیند؛ اما آنچه خود او به این سنت افزود، ورود عمیق‌تر به آگاهی درونیِ انسان فرودست بود. او فقط نمی‌پرسد: چرا این انسان فقیر است؟ بلکه می‌پرسد: این فقر با احساس شأن، آزادی، عشق، خودآگاهی و معنای وجود او چه می‌کند؟




@ibna_official
داستانی کوتاه از نصرالله اعتصامی، برادر پروین اعتصامی که پاره ای از اشعار خواهرش را هم در آن آورده است. چاپ اولش 1308 و چاپ دوم در 1321 بوده است.
رساله ختم تحصیلی دکتر شهیدی «موقعیت شهربانو در تاریخ اسلام» بوده است. همان که مطالبش را در شرح زندگی امام سجاد (ع) آورده اند.
از اسناد دانشگاه تهران

https://t.me/UT_Central_Library