Finance & Economics
12.8K subscribers
1.81K photos
980 videos
1.17K files
3.33K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
📄 الفبای تجارت

👤 جان کاکرین

ردِ پول را از نخستین دریافت‌کننده آن فراتر ببرید. از خود پول عبور کنید و به کالاها و خدمات واقعی نهفته در پس آن بنگرید. چند بحث اخیر درباره تجارت، بار دیگر این دو اصل را به یادم آورد.

محاسبات استیون میران که مدعی بود خارجی‌ها هزینه تعرفه‌های گمرکی را می‌پردازند، توجه بسیاری را به خود جلب کرد. رئیس‌جمهور ترامپ نیز بارها از این سخن گفته است که باید کاری کرد تا خارجی‌ها هزینه‌ها را بپردازند. هفته گذشته همچنین در سخنرانی جالبی شرکت کردم که سخنران در آن از رویه‌های تجاری به‌اصطلاح «غارتگرانه» چین انتقاد می‌کرد.

🔗 ادامه را اینجا بخوانید

◽️@UTfinance◽️
👌9
📄 موسی غنی‌نژاد: هرجا چپ‌ها سکان‌دار بودند فاجعه به بار آمد، آنها بی‌آبرو شده‌اند

📌 متن کامل مناظره موسی غنی‌نژاد و میلاد دخانچی را اینجا بخوانید

🔗 لینک یوتیوب
▶️YOUTUBE


#مناظره
#موسی_غنی‌نژاد
#میلاد_دخانچی

◽️@UTfinance◽️
👍40👏9❤6👎3😱1
📘 کتاب

The Place of Religion in the Liberal Philosophy of Constant, Tocqueville, and Lord Acton

جایگاه دین در فلسفه لیبرال کنستانت، توکویل و لرد اکتون

👤 رالف رایکو

این کتاب رساله دکترای رایکو است، که با راهنمایی فردریش فون هایک در دانشگاه شیکاگو نوشته شده و بعداً توسط موسسه میزس منتشر شده است.

🔗 فایل پی‌دی‌اف

◽️@UTfinance◽️
❤5👏1💔1
The_Place_of_Religion_in_the_Liberal_Philosophy_of_Constant,_Tocqueville.pdf
2.2 MB
📘 کتاب

جایگاه دین در فلسفه لیبرال کنستانت، توکویل و لرد اکتون

The Place of Religion in the Liberal Philosophy of Constant, Tocqueville, and Lord Acton


👤 رالف رایکو

📎 PDF - English

این کتاب رساله دکترای رایکو است، که با راهنمایی فردریش فون هایک در دانشگاه شیکاگ نوشته شده و بعداً توسط موسسه میزس منتشر شده است.

◽️@UTfinance◽️
❤14👌2👏1
📄 پروژه شریعتی؛ نگاه به خویشتن با عینک مارکسیسم | وقتی دین ایدئولوژیک شد و قابیل نماد مالکیت خصوصی!

چگونه شریعتی جاده صاف‌کن اقتصاد دستوری شد

◽️ علی شریعتی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین روشنفکران دهه چهل و پنجاه شمسی، نقش مهمی در شکل‌دهی به ذهنیت انقلابی جامعه ایران ایفا کرد، تا جایی که خود انقلابیون او را «#معلم_انقلاب» نامیدند. همین می‌تواند دلیلی کافی برای اهمیت بازخوانی چند باره او باشد، کما اینکه هنوز جدال فکری بر سر عقاید و نظرات و کارنامه شریعتی به پایان نرسیده است.

◽️ فهم علی شریعتی از #مدرنیته و راه‌حل‌هایی که برای گریز از سیطره غرب پیشنهاد داد، اندیشه‌ای آمیخته به مغالطه‌های بنیادین، تقلیل‌گرایی اقتصادی و استفاده ابزاری از سنت و دین است.

◽️ اولین و اساسی‌ترین نقد به شریعتی، غرق شدن کامل او در ادبیات و رتوریک مارکسیستی است. شریعتی در کتاب «#بازگشت_به_خویشتن» (مجموعه آثار ۴، ص ۳۵) صراحتاً می‌گوید که بزرگ‌ترین خطر برای جوامع شرقی، هضم شدن در فرهنگ #بورژوازی غرب است. او با وام گرفتن مفهوم «مبارزه طبقاتی» از کارل مارکس و بومی‌سازی آن در قالب مفاهیم شیعی، تاریخ را صحنه نبرد دائمی قابیل (نماد مالکیت خصوصی، حاکمیت و دین توجیه گر) و هابیل (نماد توده‌های بی‌مالکیت و مستضعف) معرفی می‌کند.

◽️ شریعتی در کتاب #جهت‌گیری_طبقاتی_اسلام (مجموعه آثار ۱۰، ص ۱۱۵) تلاش می‌کند تا آیات قرآن و احادیث را به گونه‌ای تفسیر کند که گویی اسلام از همان ابتدا یک حزب سوسیالیستی ضدسرمایه‌داری بوده است. او توجه نداشت که تقلیل دادن احکام اخلاقی و فقهی به شعارهای چپ‌گرایانه و پوپولیستی، از دین پوسته خشنی می‌سازد که کارکردش صرفاً طرد دیگران و توجیه انحصارات اقتصادی است.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

#شریعتی
#غنی‌نژاد
#مبارزه_طبقاتی
#کارل_مارکس
#مارکسیسم

◽️@UTfinance◽️
👍21❤3
Forwarded from اقتصادنیوز
🔻پروژه شریعتی؛ نگاه به خویشتن با عینک مارکسیسم | وقتی دین ایدئولوژیک شد و قابیل نماد مالکیت خصوصی!

🔹️علی شریعتی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین روشنفکران دهه چهل و پنجاه شمسی، نقش مهمی در شکل‌دهی به ذهنیت انقلابی جامعه ایران ایفا کرد، تا جایی که خود انقلابیون او را «معلم اتقلاب» نامیدند.

🔹️نگاه شریعتی به غرب، نگاهی یکپارچه منفی، خصمانه و ناشی از یک سوءتفاهم عمیق از مبانی مدرنیته بود. شریعتی مدرنیته را نه به عنوان بستر زایش آزادی‌های فردی، حاکمیت قانون و حقوق مالکیت، بلکه صرفاً به عنوان ماشین جنگیِ استعمار، سرمایه‌داری فاسد و استحاله فرهنگی (یا همان الیناسیون) می‌دید.

🔹️او در کتاب «تشیع علوی و تشیع صفوی» (مجموعه آثار ۹، ص ۸۸) مالکیت خصوصی را ریشه تمام مفاسد بشری و سرچشمه استثمار می‌خواند. موسی غنی‌نژاد در کتاب «اقتصاد و دولت در ایران» به تفصیل بحث می‌کند که این ضدیت کور با مالکیت خصوصی، ناشی از عدم درک این واقعیت است که مالکیت خصوصی چگونه ضامن آزادی فردی در برابر استبداد دولت شده است.

⬅️ مشروح گزارش

بله | وبسایت | اینستاگرام

@EghtesadNews_com
👍14❤2
📄 مغالطه «تورمِ فشار هزینه» 

تحلیل «تورم» بر مبنای افزایش هزینه‌های تولید، دچار یک خطای روش شناختی است که می‌توان آن را «مغالطه تورم فشار هزینه» نامید. این مغالطه، جای علت و معلول را عوض می‌کند و با آدرس غلط دادن به جامعه و سیاست‌گذاران، ریشه‌های اصلی بیماری تورم را پنهان نگه می‌دارد.

در گفت‌وگوهای روزمره، گزارش‌های رسانه‌ای و حتی در تحلیل‌های بسیاری از مسئولان و کارشناسان، بارها این استدلال را شنیده‌ایم که: «گرانی کالاها و خدمات به علت بالا رفتن هزینه‌های تولید است». گفته می‌شود که وقتی قیمت بنزین، برق، دستمزد کارگران یا نرخ ارز افزایش می‌یابد، تولیدکننده برای جبران این مخارج جدید، مجبور می‌شود قیمت محصول نهایی خود را بالا ببرد و همین زنجیره در نهایت به شکل‌گیری «تورم» در کل اقتصاد منجر می‌شود. این طرز فکر که در ادبیات اقتصادی به آن «تورم ناشی از فشار هزینه» می‌گویند، در ظاهر بسیار منطقی، ملموس و البته عامه‌پسند به نظر می‌رسد، اما این نظریه سال‌هاست که منسوخ شده و در کتاب‌های جدید علم اقتصاد به عنوان یک نظریه علمی شناخته نمی‌شود و تنها بخشی از تاریخ اندیشه اقتصادی را شکل می‌دهد.

#تورم
#تورم_فشار_هزینه

◽️@UTfinance◽️
👌6👍3👎1
📄 تکنولوژی کنترل تورم؛ فرمول جهانی برای رهایی از تله ۵۰ ساله

◽️ در ۵۰ سال اخیر، نرخ #تورم اقتصاد ایران (به استثنای دوره‌هایی کوتاه) همواره دو رقمی بوده است. در حالی که میانگین تورم جهانی امروز به کمتر از ۶ درصد رسیده و بیش از ۱۳۰ کشور دنیا تورم‌های تک‌رقمی پایدار را تجربه می‌کنند. #تکنولوژی_کنترل_تورم چیست؟ آیا می‌توانیم فرمولی که کشورهای دیگر به کار برده‌اند را در ایران به کار بگیریم؟

◽️ اقتصاددانان تورم مزمن اقتصاد ایران را حاصل بی‌توجهی به دستاوردهای علم اقتصاد درباره شیوه‌های کنترل تورم می‌دانند، شیوه‌هایی که می‌توان آن را «تکنولوژی کنترل تورم» نامید.

◽️ بررسی تجربه‌های جهانی می‌تواند به ما پاسخ دهد که چرا اقتصاد ایران ۵۰ سال است با تورم دو رقمی دست‌وپنجه نرم می‌کند، در حالی که میانگین تورم جهانی امروز به کمتر از ۶ درصد رسیده و بیش از ۱۳۰ کشور دنیا تورم‌های تک‌رقمی پایدار را تجربه می‌کنند.

◽️ کشورهای موفق، کنترل تورم را نه یک موضوع اخلاقی یا ناشی از گران فروشی و احتکار بازاریان، بلکه یک مسئله پولی می‌دانند. آن‌ها به جای راه‌اندازی قرارگاه و گشت‌های نظارتی برای کنترل قیمت مرغ و گوشت، کسری بودجه خود را از طریق فروش اوراق قرضه به مردم یا کاهش هزینه‌های زائد جبران می‌کنند و هرگز به بانک مرکزی اجازه چاپ اسکناس بدون پشتوانه را نمی‌دهند.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@UTfinance◽️
👌5
📄 مقاله

Why People Hoard: The economics of scarcity

چرا احتکار رخ می‌دهد، چه چیزی درباره اقتصاد به ما می‌گوید و آیا باید آن را رفتاری مخل اقتصاد دانست؟

👤 Ehsan Mousavi احسان موسوی

منتشر شده در وبسایت بنیاد آموزش اقتصاد (FEE)

◽️@UTfinance◽️
❤3👍3
📄 برای مردم بی‌دوربین

👤 مهدی تدینی

این جمله «چرا نمی‌ذارید آدم کار کنه» را هر کسی که در ایران زندگی کرده می‌تواند بگوید - از وانتی محترم میوه فروش تا برترین متخصصان پیچیده‌ترین حوزه‌ها.
واقعیت این است که وضعیت ایران بیشتر برای عدم موفقیت طراحی شده است تا برای موفقیت و قشر خاصی هستند که از این وضعیت سود می‌برند یا مهارت‌های خاصی برای بندبازی در این شرایط دارند که از شهروند عادی، زحمتکش یا شریف برنمی‌آید.

تجمعات صدها هزار نفری ایرانیان در سه قاره -از استرالیا وسط اقیانوس آرام تا آن سوی اقیانوس آرام در لس آنجلس و در شهرهای بزرگ کانادا و در نقاط مختلف اروپا- چه معنایی دارد جز اینکه در پس هر چهره‌ای دقیقا همین پرسش دردناک نهفته است: «چرا نمی‌ذارید آدم کار کنه؟» فکر می‌کنید اگر این میلیون‌ها متخصص ایرانی می‌توانستند راحت کار کنند و درآمدی شایسته داشته باشند، رنج جلای وطن را به جان می‌خریدند؟ اما هر روز باید با مشکلات ایرانی بودن -که پر از دست انداز است- می‌ساختند و می‌سوختند. کمترینش این است که هر روز درگیر فیلترینگ نیستند.

اقتصاد ایران -که مردم مثل قفس در آن گیر افتاده‌اند- چه معنایی دارد جز اینکه «#چرا_نمی‌ذارید_آدم_کار_کنه؟». دویدن و نرسیدن برای گذشته بود، ما دچار دویدن و دورتر شدنیم؛ دچار دویدن و گم شدنیم؛ دویدن و فقیرتر شدن. کدام کشور مانند ایران دچار سقوط درآمد سرانه و تورم بی‌وقفه بوده؟ این یعنی دویدیم و از یک متر آپارتمان دورتر شدیم؛ دویدیم و از کالاهای مصرفی دورتر شدیم - این یعنی نتیجه کار ما سوخت.

اگر صفی باشد برای کسانی که می‌توانند گله کنند «چرا نگذاشتید کار کنیم؟»، #فردوسی‌پور احتمالاً یا کاملاً ته صف است یا اواخر صف. پس کسانی که حتی از جلوی در صداوسیما هم نمی‌توانستند رد شوند، چه بگویند؟ میلیون‌ها زنی که به شرط پوشش دستوری می‌توانستند کار کنند چه بگویند؟ میلیون‌ها ایرانی که توان انکار عقایدشان را نداشتند و در نتیجه راهی به بسیاری از فرصت‌های شغلی نداشتند چه بگویند؟ و کسانی که از دی ماه حالا اصلاً دیگر زنده نیستند تا کسی نگذارد کار کنند چه بگویند؟

متأسفانه دوربینی نیست تا اشک بقیه ایرانیان را ثبت کند، و گرنه همه ما یک سهمیه گریستن جلوی دوربین داریم؛ شاید هم چند سهمیه. اما این غم را زندگی بر چهره ما حک کرد؛ اندوهی در چشمان اکثریتی از ایرانیان ثبت شده است؛ اکثریتی که اقلیتی نگذاشت کار کند.

◽️@utfinance◽️
👍103❤9👌2👎1
Finance & Economics
📄 مقاله Why People Hoard: The economics of scarcity چرا احتکار رخ می‌دهد، چه چیزی درباره اقتصاد به ما می‌گوید و آیا باید آن را رفتاری مخل اقتصاد دانست؟ 👤 Ehsan Mousavi احسان موسوی منتشر شده در وبسایت بنیاد آموزش اقتصاد (FEE) ◽️@UTfinance◽️
📄 اقتصاد نایابی / چرا مردم احتکار می‌کنند؟

متن زیر (اینجا) برگردان فارسی مقاله‌ای با عنوان «Why People Hoard: The economics of scarcity» نوشته پژوهشگر جوان ایرانی، احسان موسوی، است که در وبسایت بنیاد آموزش اقتصاد (FEE) منتشر شده است.

احسان موسوی دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد و تحلیل داده‌ها در دانشگاه برگامو، ایتالیا است. تمرکز دانشگاهی او اقتصاد سیاسی و اقتصاد پولی است. او عضو مرکز مرکاتوس و انجمن هیوم است. تحقیقات او برای کنفرانس انجمن مون پلرن ۲۰۲۴ انتخاب شده و نوشته‌های او در واشنگتن تایمز و YSI INET منتشر شده است. همچنین کتاب «درک سازوکارهای پول» نوشته رابرت مورفی، با ترجمه فارسی احسان موسوی در ایران به چاپ رسیده است.

◽️@UTfinance◽️
❤2
📄 درباره پروفسور شاندل

#علی_شریعتی ابتدای دهه 1330 که جوانی بیست ساله بود اشعارش را با نام مستعار «#شمع» در روزنامه خراسان به چاپ می‌رساند.
یان ریشارد (ایران‌شناس فرانسوی) در مقاله‌ای با عنوان «شریعتی و ماسینیون» در كتاب «لوئی ماسینیون و ایران» درباره‌ جست‌وجوی بی‌حاصل برای یافتن پروفسور #شاندل می‌‌نویسد:

«در گفتگوهای تنهایی بارها به تأملات عمیقی در خصوصِ حلول مسیح و بارداری مریم برمی‌خوریم. این تأملات به پروفسور شاندل نسبت داده می‌شوند. من كه به چنین گفتاری كنجكاو شده بودم، كوشیدم به جستجوی این متفكر برآیم كه چنین الهام‌بخش تأملات شریعتی بوده است، متفكری كه شریعتی به‌دور از دنیای سیاست، هیاهو و تلاطم‌هایش، خود را مرید وی معرفی می‌كند. پس از جستجوهای خستگی‌ناپذیر، سرانجام به‌دنبال انتشار چندین اثر در خصوص شریعتی، دریافتم كه شاندل تنها در عالم خیال علی شریعتی مزینانی، یعنی همان «شمع» وجود داشته است. در عربی و در فارسی شمع همان شاندل فرانسوی است. از طرفی، شریعتی در سال‌هایی كه در فرانسه زندگی می‌كرد، در نشریات جبهه ملی ایران با تخلص شمع قلم می‌زد.»

◽️@UTfinance◽️
👍31🤬7❤2👏2
📄 گزارش تصویری از شام اهدای جوایز در جشن 80 سالگی موسسه FEE

در این مراسم، وینسنت گلوسو، به عنوان اقتصاددان سال انتخاب شد.
گلوسو، اقتصاددان، استاد دانشگاه جرج میسون، دانش‌آموخته دکتری تاریخ اقتصادی از مدرسه اقتصاد لندن (LSE) است.

او پیش از این، محقق پسادکتری در دانشگاه فناوری تگزاس، استادیار مدعو اقتصاد در کالج بیتس و استادیار اقتصاد در کالج دانشگاه کینگز بود.

◽️@UTfinance◽️
❤3
📄 ۱۳ باور عمومی غلط در اقتصاد | چرا شهود ما برای درک اقتصاد کافی نیست؟

باورهای عمومی درباره مسائل اقتصادی، به‌ویژه در جوامعی که آگاهی عمومی از مفاهیم بنیادین علم اقتصاد در سطح محدودی قرار دارد، اغلب به کلیشه‌هایی تبدیل می‌شوند که نه تنها فهم دقیق از فرآیندهای اقتصادی را مختل می‌کنند، بلکه در بسیاری موارد مبنای تصمیم‌گیری‌های سیاستی نیز قرار می‌گیرند.

همین مسئله به شکل جدی پیامدهایی برای توسعه اقتصادی، رفاه اجتماعی و حتی پایداری نظام سیاسی به همراه دارد. ریشه این باورها در ساده‌سازی بیش از حد واقعیت‌های پیچیده اقتصادی و نیز در گرایش ذاتی انسان به پذیرش توضیحاتی است که با شهود و درک روزمره هم‌خوانی دارد.

اقتصاد، برخلاف بسیاری از حوزه‌های دیگر دانش انسانی، اغلب دارای منطقی خلاف شهود است و این نکته‌ای است که اقتصاددانان همواره بر آن تأکید کرده‌اند. از این رو آنچه به نظر عموم افراد طبیعی، عادلانه یا منطقی می‌رسد، در بسیاری مواقع با بنیان‌های واقعی علم اقتصاد در تضاد است. اینجا جایی است که تضاد میان «دانش عمومی» و «دانش تخصصی» در اقتصاد آشکار می‌شود.

◽️@UTfinance◽️
👌5❤3
📄 دیوار برلین؛ یک اعتراف‌نامه بتنی | وقتی سوسیالیسم دور خود دیوار کشید | چرا مردم از شرق به غرب فرار می‌کردند، نه برعکس؟

◽️ دیوار برلین در تاریخ به عنوان نماد کمونیسم شناخته می‌شود، تا جایی که فروریختن آن به نماد شکست #کمونیسم شناخته می‌شود، حتی نمادین‌تر از فروپاشی شوروی.

◽️ #دیوار_برلین نه یک ابزار دفاعی، بلکه یک اعتراف‌نامه آشکار و عینی به ورشکستگی ساختاری اقتصادهای برنامه‌ریزی‌شده مرکزی بود. 
این دیوار که در سال ۱۹۶۱ بنا شد، در واقع واکنشی بود به تحولات دهه ۱۹۵۰؛ دوره‌ای که اصلاحات بازار آزاد #لودویگ_ارهارد در سال ۱۹۴۸، شامل حذف کنترل قیمت‌ها و جایگزینی رایش‌مارکِ بی‌ارزش با واحد پولی جدید یعنی دویچه-مارک در #آلمان_غربی، پدیده‌ای را رقم زد که اقتصاددانان آن را به عنوان نمونه‌ای از موفقیت نیروهای بازار در تولید رفاه تحلیل می‌کند.
 
◽️ در مقابل، #آلمان_شرقی تحت حاکمیت حزب اتحاد سوسیالیستی آلمان (SED)، مدل استالینیستی برنامه‌ریزی متمرکز، اشتراکی‌سازی اجباری کشاورزی و ملی کردن صنایع را پی گرفت که نتیجه ناگزیر آن، فروپاشی مکانیزم قیمت‌ها و شکل‌گیری قحطی‌ها و کمبودهای ادواری در کالاهای مصرفی بود. این عدم تعادل سیستمی منجر به #بحران_مهاجرت و فرار گسترده شد؛ بین سال‌های ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۱، نزدیک به ۲.۷ میلیون نفر -معادل حدود ۱۵ درصد از کل جمعیت آلمان شرقی- به آلمان غربی فرار کردند که نرخ‌های رشد بالایی را تجربه می‌کرد. بخش عمده‌ای از مهاجرت کنندگان را نخبگان اقتصادی، پزشکان، مهندسان و کارگران ماهر تشکیل می‌دادند (تنها در سال ۱۹۶۰، بیش از ۱۸ هزار تخصص فنی و دانشگاهی کشور را ترک کردند)، امری که به طور مستقیم پتانسیل رشد آلمان شرقی را نابود کرد و نشان داد که چگونه سیستم‌های سوسیالیستی در حفظ و انگیزش کارآفرینان و نیروهای مولد شکست می‌خورند. 

◽️بحران مهاجرت در آلمان شرقی با یک معضل پولی همزمان بود که ریشه در دستکاری ارزش پول و کنترل‌های ارزی داشت. آلمان شرقی با معرفی واحد پولی مارکِ شرق (DDM) تلاش کرد یک سیستم پولی کاملاً ایزوله و دستوری ایجاد کند، اما نرخ ارز در بازار آزاد برلین (پیش از ساخت دیوار) به شدت علیه مارک شرق حرکت می‌کرد و ارزش آن گاه به نسبت ۱ به ۴ یا ۱ به ۵ در مقابل دویچه-مارک آلمان غربی سقوط می‌کرد.

◽️ از منظر اقتصادی، وقتی یک دولت نرخ مبادله پول خود را به طور مصنوعی و فراتر از قدرت خرید واقعی آن تثبیت می‌کند، ناگزیر به سرکوب مالی و ایجاد بازار سیاه منجر می‌شود. شهروندان آلمان شرقی با دسترسی به برلین غربی، عملاً می‌توانستند از مالیات تورمی و مصادره ارزش پول خود توسط رژیم سوسیالیستی فرار کنند؛ آنها یارانه کالاهای اساسی در شرق را با مارک غربیِ قوی خریداری می‌کردند و این آربیتراژ ساختاری، منابع مالی آلمان شرقی را به سرعت تخلیه می‌کرد.

◽️ بنابراین، ساخت دیوار برلین را می‌توانیم نهایی‌ترین و خشن‌ترین شکل از «کنترل سرمایه» و «کنترل ارز» در قرن بیستم تلقی کنیم.

◽️ رژیم سوسیالیستی که قادر نبود از طریق انضباط پولی و ثبات ارزش پول با غرب رقابت کند، مجبور شد مرزهای فیزیکی را ببندد تا انحصار پولی خود را حفظ کند و مانع از سقوط کامل ارزش مارک شرق شود. این دیوار عملاً ابزاری برای به دام انداختن شهروندان در یک سیستم مالی بسته بود تا دولت بتواند به چاپ پول بی‌ارزش و تأمین مالی مخارج برنامه‌ریزی‌شده خود ادامه دهد، بدون اینکه نگران خروج سرمایه باشد.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@UTfinance◽️
❤7👍6
📄 مورخ اتریشی

مارک اسکوسن چگونه در کنار بزرگان مکتب اتریش جای گرفت؟

✍🏻 صدیقه نژادقربان

◽️سال ۱۹۸۰ بود که یک اقتصاددان جوان، که تازه چند سالی از دوران کارش در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا فاصله گرفته بود، از موری روتبارد خواست کتابی بنویسد که بتواند جای اثر مشهور رابرت هایلبرونر، «فیلسوفان دنیوی»، را در قفسه کتابفروشی‌ها بگیرد؛ کتابی که به باور او تاریخ اندیشه اقتصادی را با نگاهی جانبدارانه به نفع دولت روایت کرده بود. روتبارد پذیرفت و حاصل کار، اثری دوجلدی و از منظر علمی درخشان شد، اما 15 سال طول کشید و حتی به دوران مارکس هم نرسید. همان اقتصاددان جوان، که آن روزها کمتر کسی نامش را می‌شناخت، تصمیم گرفت خودش دست به‌کار شود. نتیجه این تصمیم، کتابی شد که تاریخ اقتصاد را به داستانی پرکشش تبدیل کرد و نام «مارک اسکوسن» را برای همیشه در کنار بزرگان مکتب اتریش نشاند.

◽️نقطه عطف شهرت اسکوسن را باید در همان کتابی جست‌وجو کرد که در مقدمه به آن اشاره شد: «ساخت اقتصاد مدرن: زندگی و اندیشه‌های متفکران بزرگ»، اثری که نخستین‌بار در سال ۲۰۰۱ منتشر شد و تاکنون به چاپ چهارم رسیده است. کتاب روتبارد که سرانجام به نام «دیدگاهی اتریشی درباره تاریخ اندیشه اقتصادی» منتشر شد، اگرچه از نظر علمی اثری معتبر بود، اما ناتمام ماندنش خلئی به‌جا گذاشت که اسکوسن تصمیم گرفت خودش آن را با اثری جامع‌تر و در دسترس‌تر پر کند. آنچه «ساخت اقتصاد مدرن» را از دیگر تاریخ‌های اندیشه اقتصادی متمایز می‌کند، ساختار روایی آن است.

◽️اسکوسن هرگز نظریه اقتصادی را جدا از کاربرد عملی آن ندید. کتاب «والس وینی در وال‌استریت: اقتصاد اتریشی برای سرمایه‌گذاران» که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، شاید بهترین نمونه این رویکرد باشد. پیام مرکزی کتاب آن است که اقتصاد اتریشی، برخلاف بسیاری از مکاتب رقیب، انسان و رفتار او را در مرکز تحلیل قرار می‌دهد و همین ویژگی است که آن را برای بازارهای مالی و تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران بسیار کاربردی می‌‌کند. اسکوسن در این اثر مفاهیمی مانند نظریه ارزش ذهنی، مطلوبیت نهایی و نظریه چرخه تجاری را از قاب انتزاعی کتاب‌های درسی بیرون می‌کشد و آنها را با مثال‌های واقعی از تجربه 40ساله خود در بازارهای مالی توضیح می‌دهد.

◽️اسکوسن درواقع نقشی شبیه به مورخان بزرگ علم ایفا کرده؛ کسانی که شاید خود کاشف قوانین بنیادین نباشند، اما با روایتگری دقیق و ماهرانه، آن قوانین را برای نسل‌های بعدی قابل‌فهم و در دسترس می‌کنند. کتاب‌های او درباره تاریخ اندیشه اقتصادی، مدل تحلیلی‌اش درباره ساختار تولید و تلاش‌های نهادی‌اش برای گسترش گفتمان آزادی اقتصادی، هر یک به سهم خود بخشی از این پازل بزرگ‌تر را تشکیل می‌دهند.


متن کامل یادداشت را در سایت تجارت فردا مطالعه کنید.

◽️@UTfinance◽️
❤4👌1