📄 از استاد سخن تا قصاب دانشگاه
👤 البرز نظامی
اگر حافظهام خطا نکند، نسل ما آرایه سجع را سر کلاس ادبیات فارسی اول دبیرستان، در همان درس نخست از استاد سخن آموخت. مناجات انسانی با خدای خود که آنچنان متواضع بود که بابت هر دم و بازدمش نیز خدای خود را شاکر بود.
برای نسل ما که در آن روزگار بزرگترین عمل خلافش گوش دادن به رپ در اوقات تفریح بین کلاسها با همکلاسیهایش بود و گاهی هم برای آنکه کباده اینکاره بودن بکشد، فریاستایل میرفت؛ این آرایه و بازی آن با کلمات بسیار درخشان و فریبندهبود؛ آنچنان که اگر کمیت هر دانشآموزی در تفکیک استعاره از تشبیه یا نوع جناس هم لنگ میزد، در کشف و تشخیص آرایه سجع تیرش هرگز به خطا نمیرفت.
لکن، از آن روزها دو دهه میگذرد. نسل ما برخی دوستانش را در فرودگاه از دست داد و برخی را در خیابان. اما، تلختر از آن، این نسل از خلال روزهایی دراز، از ۸۸ تا ۹۶، از ۹۸ تا ۴۰۱، از ۴۰۱ تا ۴۰۴، تمام باورهایش را به مرور زمان احمقانه یافت.
هر بار که به بهانهایی آن #قصاب_دانشگاه به آرایه سجع پناه میبرد تا لاطائلاتش را در پوشش فضل و هنر به ما بیچارهها بفروشد، من یک راست پرت میشوم به درس نخست ادبیات فارسی اول دبیرستان و یک بار دیگر از نو تمام این راه دراز و جانکاه دو دهه گذشته را در ذهنم مرور میکنم. اینکه چه قصابانی را روشنفکر و چه شیادانی را معلم خطاب کردیم.
لکن امروز که قصاب دانشگاه نام جواد طباطبایی فقید را آورد، خونم جور دیگری به جوش آمد. #موسی_غنینژاد که عمرش دراز باد، خود در قید حیات است و آنچنان زبان برندهایی دارد که نیازی به هیچکدام ما ندارد. اما، #جواد_طباطبایی فقید دستش از دنیا کوتاه است و این قصاب دانشگاه لات کوچه خلوت شده و جسارتی کرده که نباید بیپاسخ بماند.
تا آن #دلاور_ایرانشهر زنده بود، هیچکدام از #قصابان و #شیادان جرات نداشتند که کلامی در مورد او به زبان آورند. چون او تاریخ میدانست و تاریخ چنته خالی ایدئولوژی را رسوا میسازد. از همین روی، این خطابهروندگان، این ایدئولوژیزدگان که از تاریخ هراس و نفرت دارند، جرات درافتادن با آن دلاور را نداشتند.
دلاوری که قصاب دانشگاه و رهروانش از دانشگاه اخراج کردند و انتظار داشتند که برای همیشه انحصار دانشگاه و رسانه و خطابه در اختیار خود داشتهباشند. معالاسف، زمانی هم موفق بودند. دهه هفتاد و هشتاد با جعلیاتی بیسر و ته خواستند از اسلام #لیبرالیسم استخراج کنند؛ درست همانگونه که معلمشان میخواست از اسلام #سوسیالیسم بیرون کشد.
لکن، دهه هفتاد و هشتاد به پشتوانه انحصاری که از دهه ۶۰ به مدد کوشش آقای روشنفکر، این قصاب بلامنازع دانشگاه، توانستند جعلیات خود را جا اندازند و ذهن سادهلوحانی چون من را فریب دهند. اما، دهه ۹۰ و تحولات تکنولوژی به مدد اینترنت بازی را بهم ریخت. شاید برای همین چیزهاست که آقای روشنفکر همیشه نسبت به تکنولوژی بدگمان بود.
گوش نسل ما به حرفهای کسی برخورد که از تاریخ و روششناسی صحبت میکرد. این حرفها در توئیتر و اینستاگرام و تلگرام میچرخیدند. حرفها و نوشتارهایی که اول بار ما را شوکه میکردند، اما، به مرور سر عقلمان میآوردند. آنجا بود که سید جواد طباطبایی چنته خالی این آقایان روشنفکر را رو کرد. به ما نشان داد که دنیای اسلام با دنیای مسیحیت متفاوت است و مساله ایران با مساله امروز غرب یکی نیست. آنجا بود که نشان داد که باید ابتدا روش آموخت، مساله را شناخت و تاریخ خواند. تاریخ خواند تا پی برد که برخلاف تمام رودهدرازی آقایان روشنفکر برای تجدد نباید فریب این گزاره را خورد که «آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد.»
سید جواد، همه ما را تکان داد. در برابر همه تهمتها و نارواها ایستاد و ما خوابزدگان را از جهل بیدار کرد. لکن، این برای صنف روشنفکر گلخانهایی سنگین آمدهاست. چون آنها عادت به منبر و بهبه و چهچه داشتند. حال که پروژه بیپرنسیب روشنفکری دینیشان به بنبست رسیدهاست، دهندریدگی میکنند.
لکن، خطاب به قصاب دانشگاه باید بیان کرد که آن روزی که خودت طومار نوشتی و ادعا کردی که اسلام تماما برای قدرت بپاخاسته، فاتحه دین به مثابه معرفتی برای اخلاقی زیستن را خواندی و آن هنگام که ویدئو دادی و اعلام کردی که اسلام لیبرال معنا ندارد، خود الرحمن جبهه مشارکت و دوم خرداد را خواندی. به جای یاوهسرایی خودشکن که آینه شکستن نه خطا بلکه بلاهت است آقای روشنفکر.
#روشنفکری_دینی
#عبدالکریم_سروش
#علی_شریعتی
◽️@utfinance◽️
👤 البرز نظامی
اگر حافظهام خطا نکند، نسل ما آرایه سجع را سر کلاس ادبیات فارسی اول دبیرستان، در همان درس نخست از استاد سخن آموخت. مناجات انسانی با خدای خود که آنچنان متواضع بود که بابت هر دم و بازدمش نیز خدای خود را شاکر بود.
برای نسل ما که در آن روزگار بزرگترین عمل خلافش گوش دادن به رپ در اوقات تفریح بین کلاسها با همکلاسیهایش بود و گاهی هم برای آنکه کباده اینکاره بودن بکشد، فریاستایل میرفت؛ این آرایه و بازی آن با کلمات بسیار درخشان و فریبندهبود؛ آنچنان که اگر کمیت هر دانشآموزی در تفکیک استعاره از تشبیه یا نوع جناس هم لنگ میزد، در کشف و تشخیص آرایه سجع تیرش هرگز به خطا نمیرفت.
لکن، از آن روزها دو دهه میگذرد. نسل ما برخی دوستانش را در فرودگاه از دست داد و برخی را در خیابان. اما، تلختر از آن، این نسل از خلال روزهایی دراز، از ۸۸ تا ۹۶، از ۹۸ تا ۴۰۱، از ۴۰۱ تا ۴۰۴، تمام باورهایش را به مرور زمان احمقانه یافت.
هر بار که به بهانهایی آن #قصاب_دانشگاه به آرایه سجع پناه میبرد تا لاطائلاتش را در پوشش فضل و هنر به ما بیچارهها بفروشد، من یک راست پرت میشوم به درس نخست ادبیات فارسی اول دبیرستان و یک بار دیگر از نو تمام این راه دراز و جانکاه دو دهه گذشته را در ذهنم مرور میکنم. اینکه چه قصابانی را روشنفکر و چه شیادانی را معلم خطاب کردیم.
لکن امروز که قصاب دانشگاه نام جواد طباطبایی فقید را آورد، خونم جور دیگری به جوش آمد. #موسی_غنینژاد که عمرش دراز باد، خود در قید حیات است و آنچنان زبان برندهایی دارد که نیازی به هیچکدام ما ندارد. اما، #جواد_طباطبایی فقید دستش از دنیا کوتاه است و این قصاب دانشگاه لات کوچه خلوت شده و جسارتی کرده که نباید بیپاسخ بماند.
تا آن #دلاور_ایرانشهر زنده بود، هیچکدام از #قصابان و #شیادان جرات نداشتند که کلامی در مورد او به زبان آورند. چون او تاریخ میدانست و تاریخ چنته خالی ایدئولوژی را رسوا میسازد. از همین روی، این خطابهروندگان، این ایدئولوژیزدگان که از تاریخ هراس و نفرت دارند، جرات درافتادن با آن دلاور را نداشتند.
دلاوری که قصاب دانشگاه و رهروانش از دانشگاه اخراج کردند و انتظار داشتند که برای همیشه انحصار دانشگاه و رسانه و خطابه در اختیار خود داشتهباشند. معالاسف، زمانی هم موفق بودند. دهه هفتاد و هشتاد با جعلیاتی بیسر و ته خواستند از اسلام #لیبرالیسم استخراج کنند؛ درست همانگونه که معلمشان میخواست از اسلام #سوسیالیسم بیرون کشد.
لکن، دهه هفتاد و هشتاد به پشتوانه انحصاری که از دهه ۶۰ به مدد کوشش آقای روشنفکر، این قصاب بلامنازع دانشگاه، توانستند جعلیات خود را جا اندازند و ذهن سادهلوحانی چون من را فریب دهند. اما، دهه ۹۰ و تحولات تکنولوژی به مدد اینترنت بازی را بهم ریخت. شاید برای همین چیزهاست که آقای روشنفکر همیشه نسبت به تکنولوژی بدگمان بود.
گوش نسل ما به حرفهای کسی برخورد که از تاریخ و روششناسی صحبت میکرد. این حرفها در توئیتر و اینستاگرام و تلگرام میچرخیدند. حرفها و نوشتارهایی که اول بار ما را شوکه میکردند، اما، به مرور سر عقلمان میآوردند. آنجا بود که سید جواد طباطبایی چنته خالی این آقایان روشنفکر را رو کرد. به ما نشان داد که دنیای اسلام با دنیای مسیحیت متفاوت است و مساله ایران با مساله امروز غرب یکی نیست. آنجا بود که نشان داد که باید ابتدا روش آموخت، مساله را شناخت و تاریخ خواند. تاریخ خواند تا پی برد که برخلاف تمام رودهدرازی آقایان روشنفکر برای تجدد نباید فریب این گزاره را خورد که «آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد.»
سید جواد، همه ما را تکان داد. در برابر همه تهمتها و نارواها ایستاد و ما خوابزدگان را از جهل بیدار کرد. لکن، این برای صنف روشنفکر گلخانهایی سنگین آمدهاست. چون آنها عادت به منبر و بهبه و چهچه داشتند. حال که پروژه بیپرنسیب روشنفکری دینیشان به بنبست رسیدهاست، دهندریدگی میکنند.
لکن، خطاب به قصاب دانشگاه باید بیان کرد که آن روزی که خودت طومار نوشتی و ادعا کردی که اسلام تماما برای قدرت بپاخاسته، فاتحه دین به مثابه معرفتی برای اخلاقی زیستن را خواندی و آن هنگام که ویدئو دادی و اعلام کردی که اسلام لیبرال معنا ندارد، خود الرحمن جبهه مشارکت و دوم خرداد را خواندی. به جای یاوهسرایی خودشکن که آینه شکستن نه خطا بلکه بلاهت است آقای روشنفکر.
#روشنفکری_دینی
#عبدالکریم_سروش
#علی_شریعتی
◽️@utfinance◽️
❤39👍13👎8👌1
Forwarded from یادداشتهای کاوه
۲۰ مرداد سالروز ترور محمدصادق فاتح یزدی به دست تروریستهای سازمان فداییان خلق.
یادش گرامی
یادش گرامی
💔78❤9👍1👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ملت، دولت و حکومت قانون
👤 ابراهیم صحافی
👤 آرمینا آرم
👤 امیررضا عبدلی
و 👤 مصطفی صادق
▫️از میان ویژگیهای ذهنی که بنبست میرسد، باور به تقدیر در برابر اراده آزاد، سختترین ویژگیست.
▫️آنکه باور دارد نمیتواند، ناتوانیاش به قلمرو دانایی میخَزد! پس دسترسی به دانایی نخواهد داشت؛ چرا که باور دارد نمیتواند که بداند! همو که نمیداند، بیگمان نمیتواند. این ناتوانی در دانش و کنش، وی را سرپرستخواه میکند.
او زور را تنها راه برای گذران زندگیِ نادانان و ناتوانان بر میشناسد.
◽️@utfinance◽️
#ملت_دولت_و_حکومت_قانون
#حکومت_قانون
#جواد_طباطبایی
#امیررضا_عبدلی
#آرمینا_آرم
#ابراهیم_صحافی
#مصطفی_صادق
👤 ابراهیم صحافی
👤 آرمینا آرم
👤 امیررضا عبدلی
و 👤 مصطفی صادق
▫️از میان ویژگیهای ذهنی که بنبست میرسد، باور به تقدیر در برابر اراده آزاد، سختترین ویژگیست.
▫️آنکه باور دارد نمیتواند، ناتوانیاش به قلمرو دانایی میخَزد! پس دسترسی به دانایی نخواهد داشت؛ چرا که باور دارد نمیتواند که بداند! همو که نمیداند، بیگمان نمیتواند. این ناتوانی در دانش و کنش، وی را سرپرستخواه میکند.
او زور را تنها راه برای گذران زندگیِ نادانان و ناتوانان بر میشناسد.
◽️@utfinance◽️
#ملت_دولت_و_حکومت_قانون
#حکومت_قانون
#جواد_طباطبایی
#امیررضا_عبدلی
#آرمینا_آرم
#ابراهیم_صحافی
#مصطفی_صادق
❤7👎3👍2
📄 ۵۲ سال از ترور کارآفرین «جهان» گذشت
👤 شادی معرفتی
۲۰ مرداد، سالگرد ترور کارآفرین بزرگ دوره پهلوی دوم در سال ۱۳۵۳ است. او پدیدآورندهٔ جهانشهر و محلههای مختلفی در کرج و مؤسس کارخانجات بسیاری چون جهان چیت در گروه صنعتی جهان بود. از او به عنوان بنیانگذار کرج نوین نام برده میشود.
از پرسروصداترین ترورهای دهه ۵۰، ترور سرمایهداری بود که در بیستم مردادماه ۱۳۵۳ در حال رانندگی در مسیر دفتر کارش در محل اتوبان ستاری فعلی به دست سازمان #فداییان_خلق ترور شد.
محمدصادق فاتحیزدی، یکی از سرمایهداران بزرگ پیش از انقلاب، کارآفرینی بود که تجارت، صنعت، شهرسازی و فعالیتهای گسترده خیریه را با هم تلفیق کرده بود. وی نمونهای از تمرکز بر توسعه منطقهای را به ما معرفی میکند که نظیر آن در میان سایر کارآفرینهای ایرانی با ویژگی چندوجهی کمتر مشاهده میشود. او تنها فعال صنعتی بود که قبل از انقلاب توسط #چریکهای_فدایی ترور شد.
◽️@utfinance◽️
#محمدصادق_فاتح_یزدی
👤 شادی معرفتی
۲۰ مرداد، سالگرد ترور کارآفرین بزرگ دوره پهلوی دوم در سال ۱۳۵۳ است. او پدیدآورندهٔ جهانشهر و محلههای مختلفی در کرج و مؤسس کارخانجات بسیاری چون جهان چیت در گروه صنعتی جهان بود. از او به عنوان بنیانگذار کرج نوین نام برده میشود.
از پرسروصداترین ترورهای دهه ۵۰، ترور سرمایهداری بود که در بیستم مردادماه ۱۳۵۳ در حال رانندگی در مسیر دفتر کارش در محل اتوبان ستاری فعلی به دست سازمان #فداییان_خلق ترور شد.
محمدصادق فاتحیزدی، یکی از سرمایهداران بزرگ پیش از انقلاب، کارآفرینی بود که تجارت، صنعت، شهرسازی و فعالیتهای گسترده خیریه را با هم تلفیق کرده بود. وی نمونهای از تمرکز بر توسعه منطقهای را به ما معرفی میکند که نظیر آن در میان سایر کارآفرینهای ایرانی با ویژگی چندوجهی کمتر مشاهده میشود. او تنها فعال صنعتی بود که قبل از انقلاب توسط #چریکهای_فدایی ترور شد.
◽️@utfinance◽️
#محمدصادق_فاتح_یزدی
اقتصادنیوز
52 سال از ترور کارآفرین «جهان» گذشت | روایت لطفالله میثمی از واکنش شهید رجائی | فدائیان خلق چگونه محمدصادق فاتح یزدی را ترور کردند؟
اقتصادنیوز: 20 مرداد، سالگرد ترور کارآفرین بزرگ دوره پهلوی دوم در سال 1353 است. او پدیدآورندهٔ جهانشهر و محلههای مختلفی در کرج و مؤسس کارخانجات بسیاری چون جهان چیت در گروه صنعتی جهان بود. از او به عنوان بنیانگذار کرج نوین نام برده میشود.
💔28❤3
Forwarded from تاریخ اقتصاد | مهدی الیاسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷 ببینید| اعتراف غلامحسین ساعدی به ارتباط با سازمان چریکهای فدایی خلق برای ترور محمدصادق فاتح در سال ۱۳۵۳
🔹 در ۲۰ امرداد سال ۱۳۵۳ تروریستهای موسوم به چریکهای فدایی خلق در ادامه فعالیتهای تروریستی خود، محمدصادق فاتح یزدی، کارآفرین برجسته ایرانی را به قتل رساندند.
@tarikh_eghtesaad1
🔹 در ۲۰ امرداد سال ۱۳۵۳ تروریستهای موسوم به چریکهای فدایی خلق در ادامه فعالیتهای تروریستی خود، محمدصادق فاتح یزدی، کارآفرین برجسته ایرانی را به قتل رساندند.
@tarikh_eghtesaad1
🤬54
📄 ماجرای تماس سروش با جواد طباطبائی
👤 مصطفی نصیری
زندهیاد دکتر طباطبایی، زمانیکه در آمریکا تحت درمان بود، به بنده و نیز برخی دوستان دیگر، گفتند که دکتر #سروش، دو بار تماس گرفته و ضمن احوالپرسی، مفصل در باره مابهالاختلافها صحبت کرده و بسیاری از خصومتهایش را کنار گذاشته است. بعد از آن گفتگوها که دکتر #طباطبایی گفتند؛ بدلیل احاطه درد بیماری، نتوانسته بودند به سومین تماسش، پاسخ دهند، دکتر سروش در یکی از درسهایش در باره قدرت، کلی از کتاب جدال قدیم و جدید، تعریف و تمجید کردند که بهترین اثر در توضیح اندیشه سیاسی غرب، به زبان فارسی است. بماند که دکتر سروش هنوز نتوانسته موضع دکتر طباطبایی را در آن اثر سه جلدی درک کند، زیرا دکتر آن اثر را از موضع شرح تاریخ اندیشه سیاسی غرب ننوشتهاند، بلکه در نوشتن آن، برموضع یک مستغرب ایستادهاند.
باری، بعد از آن دو گفتگوی تلفنی، دکتر طباطبایی در نقد #روشنفکری_دینی، به نام سروش اشارهای نکردند. اما دکتر سروش با این تعریض، نشان دادند که قادر به عدول از کینههایش نیستند و گویا پنداشتهاند که با فقدان طباطبایی، هر رطبی را میتوانند به هر یابسی ببافند.
چه سندی بهتر از این که روشنفکری دینی، نه نحلهای در اندیشیدن، که گروهکی ایدهئولوژیکی در قدرتبازی است که گناهانشان قابل بخشش نخواهد بود، زیرا ضرر و ضربه بزرگ اسلامی کردن علوم، اندیشهای با بنیاد دینی نبود، بلکه کجراهای بود که دکتر سروش و امثال وی، آن را با انقلاب فرهنگی به این کشور تحمیل کردند. اینکه چرا گناه امثال سروش بخشیده نخواهد شد، با همان منطق نقالی خودش قابل تایید است که:
هر که او بنهاد ناخوش سنّتی
سوی او نفرین رود هر ساعتی
نیکوان رفتند و سنّتها بماند
وز لئیمان ظلم و لَعنتها بماند
تا قیامت هرکه جنس آن بَدان
در وجود آید بود رویش بِدان
مثنوی، دفتر اول
منبع: https://t.me/iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
👤 مصطفی نصیری
زندهیاد دکتر طباطبایی، زمانیکه در آمریکا تحت درمان بود، به بنده و نیز برخی دوستان دیگر، گفتند که دکتر #سروش، دو بار تماس گرفته و ضمن احوالپرسی، مفصل در باره مابهالاختلافها صحبت کرده و بسیاری از خصومتهایش را کنار گذاشته است. بعد از آن گفتگوها که دکتر #طباطبایی گفتند؛ بدلیل احاطه درد بیماری، نتوانسته بودند به سومین تماسش، پاسخ دهند، دکتر سروش در یکی از درسهایش در باره قدرت، کلی از کتاب جدال قدیم و جدید، تعریف و تمجید کردند که بهترین اثر در توضیح اندیشه سیاسی غرب، به زبان فارسی است. بماند که دکتر سروش هنوز نتوانسته موضع دکتر طباطبایی را در آن اثر سه جلدی درک کند، زیرا دکتر آن اثر را از موضع شرح تاریخ اندیشه سیاسی غرب ننوشتهاند، بلکه در نوشتن آن، برموضع یک مستغرب ایستادهاند.
باری، بعد از آن دو گفتگوی تلفنی، دکتر طباطبایی در نقد #روشنفکری_دینی، به نام سروش اشارهای نکردند. اما دکتر سروش با این تعریض، نشان دادند که قادر به عدول از کینههایش نیستند و گویا پنداشتهاند که با فقدان طباطبایی، هر رطبی را میتوانند به هر یابسی ببافند.
چه سندی بهتر از این که روشنفکری دینی، نه نحلهای در اندیشیدن، که گروهکی ایدهئولوژیکی در قدرتبازی است که گناهانشان قابل بخشش نخواهد بود، زیرا ضرر و ضربه بزرگ اسلامی کردن علوم، اندیشهای با بنیاد دینی نبود، بلکه کجراهای بود که دکتر سروش و امثال وی، آن را با انقلاب فرهنگی به این کشور تحمیل کردند. اینکه چرا گناه امثال سروش بخشیده نخواهد شد، با همان منطق نقالی خودش قابل تایید است که:
هر که او بنهاد ناخوش سنّتی
سوی او نفرین رود هر ساعتی
نیکوان رفتند و سنّتها بماند
وز لئیمان ظلم و لَعنتها بماند
تا قیامت هرکه جنس آن بَدان
در وجود آید بود رویش بِدان
مثنوی، دفتر اول
منبع: https://t.me/iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
❤23👏4👎2
◽️ سالروز حمله به سلمان رشدی با چاقو
۱۲ آگست ۲۰۲۲، سلمان رشدی در حالی که قرار بود در مؤسسه چاوتاکوا در ایالت نیویورک درباره آزادی هنری و پناهجویان سخنرانی کند، مورد حمله هادی مطر، جوان ۲۴ ساله لبنانیتبار، قرار گرفت. مهاجم با چاقو ضربات متعددی به گردن و شکم رشدی وارد کرد.
این حمله منجر به نابینایی دائم چشم راست رشدی و جراحات جدی به دست و کبد او شد.
◽️ کتاب «چاقو»
سلمان رشدی پس از ماهها درمان و بهبودی نسبی، تجربه این حمله و تأملاتش بر خشونت، ایمان، و ارادهی انسانی را در کتابی با عنوان چاقو (Knife) منتشر کرد. این اثر نهتنها روایتی شخصی از لحظه حمله و روند درمان است، بلکه بهعنوان اثری فلسفی و تأملبرانگیز درباره شکنندگی آزادی و خطرات افراطگرایی دینی خوانده میشود. رشدی در این کتاب از مواجهه با مرگ، نقش شانس در زنده ماندنش، و معنای ادامه دادن راه نویسندگی سخن میگوید.
🔗 لینک دانلود ترجمه فارسی کتاب
◽️ دادگاه هادی مطر
هادی مطر پس از دستگیری، به اتهام تلاش برای قتل درجه یک و حمله درجه یک محاکمه شد. در فوریه ۲۰۲۵، دادگاه او را مجرم شناخت و در دادگاه به جرم تلاش برای قتل سلمان رشدی محکوم و به زندان طولانیمدت محکوم شده است. وکلای مدافع مطر تلاش کردند این حمله را به انگیزههای شخصی و نه صرفاً دینی مرتبط کنند.
◽️@utfinance◽️
۱۲ آگست ۲۰۲۲، سلمان رشدی در حالی که قرار بود در مؤسسه چاوتاکوا در ایالت نیویورک درباره آزادی هنری و پناهجویان سخنرانی کند، مورد حمله هادی مطر، جوان ۲۴ ساله لبنانیتبار، قرار گرفت. مهاجم با چاقو ضربات متعددی به گردن و شکم رشدی وارد کرد.
این حمله منجر به نابینایی دائم چشم راست رشدی و جراحات جدی به دست و کبد او شد.
◽️ کتاب «چاقو»
سلمان رشدی پس از ماهها درمان و بهبودی نسبی، تجربه این حمله و تأملاتش بر خشونت، ایمان، و ارادهی انسانی را در کتابی با عنوان چاقو (Knife) منتشر کرد. این اثر نهتنها روایتی شخصی از لحظه حمله و روند درمان است، بلکه بهعنوان اثری فلسفی و تأملبرانگیز درباره شکنندگی آزادی و خطرات افراطگرایی دینی خوانده میشود. رشدی در این کتاب از مواجهه با مرگ، نقش شانس در زنده ماندنش، و معنای ادامه دادن راه نویسندگی سخن میگوید.
🔗 لینک دانلود ترجمه فارسی کتاب
◽️ دادگاه هادی مطر
هادی مطر پس از دستگیری، به اتهام تلاش برای قتل درجه یک و حمله درجه یک محاکمه شد. در فوریه ۲۰۲۵، دادگاه او را مجرم شناخت و در دادگاه به جرم تلاش برای قتل سلمان رشدی محکوم و به زندان طولانیمدت محکوم شده است. وکلای مدافع مطر تلاش کردند این حمله را به انگیزههای شخصی و نه صرفاً دینی مرتبط کنند.
◽️@utfinance◽️
👍16❤4🤬2👎1
📄 ردیهای بر رد دادن سروش
👤 مجتبی اسکندری
عبدالکریم سروش بازهم دهان گشاد خود را به پهنای فلک گشود و در پدافند از شریعت و شریعتی، لجن پراکند. آنچه اکنون بر مردم ایران میرود، نتیجه تمناهای شریعتیست. او بود که جهان را صحنه پیوسته یک نبرد عاشورایی میدید و اکنون تمام کارگزاران شکوهمند اسلامی نیز بر این باورند که صحنهای یزیدی/حسینی برپاست و آنها نیز باید کاری حسینی کنند.
#شریعتی بود که میگفت فقها هرگز زیر هیچ ننگنامهای را امضا نکردهاند و برایشان نوشابهای به شیرینی منابع ایران باز کرد. او بود که نظریه امت_امامت (تا پیش از این کتاب، آیتالله، پیشوند نام رهبر شکوهمند اسلامی بود و نه امام)، بنیانهای دولت_ملت مدرن ایران را نشانه رفت. پس بیبرو و برگرد، امروز ملت ایران و حکومت هر دو بر سر سفره شریعتی نشستهاند، منتهی یکی در قسمت ویآیپی و دیگری در قسمت نان خشک کپکزده!
اکنون تقریبا دو هفته است که به موسی غنینژاد بابت نقدش به شریعتی، بیوقفه یورش میبرد و حتی گاله سیاهچاله خود را به هتاکی علیه طباطبایی گشوده که اگر بود، از درز شلوارک روشنفکرانهاش جرواجرش میکرد.
به گونهای رفتار میکند که انگار انحصارا بررسی کارنامه افراد در صلاحیت دریدهدهان و گسستهخردی چون اوست و هرکس نقدی بر دیگران (از زیدآبادی تا شریعتی و ملکیان و...) روابط بدارد، باید دندانهای مصنوعی استاد را در پاچههای خود فرو رفته ببیند که فراموش نکند ملت ایران از چه خطری رسته: #روشنفکری_دینی
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
#سروش
#عبدالکریم_سروش
#جواد_طباطبایی
#موسی_غنینژاد
#علی_شریعتی
👤 مجتبی اسکندری
عبدالکریم سروش بازهم دهان گشاد خود را به پهنای فلک گشود و در پدافند از شریعت و شریعتی، لجن پراکند. آنچه اکنون بر مردم ایران میرود، نتیجه تمناهای شریعتیست. او بود که جهان را صحنه پیوسته یک نبرد عاشورایی میدید و اکنون تمام کارگزاران شکوهمند اسلامی نیز بر این باورند که صحنهای یزیدی/حسینی برپاست و آنها نیز باید کاری حسینی کنند.
#شریعتی بود که میگفت فقها هرگز زیر هیچ ننگنامهای را امضا نکردهاند و برایشان نوشابهای به شیرینی منابع ایران باز کرد. او بود که نظریه امت_امامت (تا پیش از این کتاب، آیتالله، پیشوند نام رهبر شکوهمند اسلامی بود و نه امام)، بنیانهای دولت_ملت مدرن ایران را نشانه رفت. پس بیبرو و برگرد، امروز ملت ایران و حکومت هر دو بر سر سفره شریعتی نشستهاند، منتهی یکی در قسمت ویآیپی و دیگری در قسمت نان خشک کپکزده!
اکنون تقریبا دو هفته است که به موسی غنینژاد بابت نقدش به شریعتی، بیوقفه یورش میبرد و حتی گاله سیاهچاله خود را به هتاکی علیه طباطبایی گشوده که اگر بود، از درز شلوارک روشنفکرانهاش جرواجرش میکرد.
به گونهای رفتار میکند که انگار انحصارا بررسی کارنامه افراد در صلاحیت دریدهدهان و گسستهخردی چون اوست و هرکس نقدی بر دیگران (از زیدآبادی تا شریعتی و ملکیان و...) روابط بدارد، باید دندانهای مصنوعی استاد را در پاچههای خود فرو رفته ببیند که فراموش نکند ملت ایران از چه خطری رسته: #روشنفکری_دینی
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
#سروش
#عبدالکریم_سروش
#جواد_طباطبایی
#موسی_غنینژاد
#علی_شریعتی
Telegraph
ردیهای بر رد دادن سروش
عبدالکریم سروش بازهم دهان گشاد خود را به پهنای فلک گشود و در پدافند از شریعت و شریعتی، لجن پراکند. آنچه اکنون بر مردم ایران میرود، نتیجه تمناهای شریعتیست. او بود که جهان را صحنه پیوسته یک نبرد عاشورایی میدید و اکنون تمام کارگزاران شکوهمند اسلامی نیز بر…
🔥34👍9❤5🤬1
📄 شریعتی و جمله سازی از زبان فیض کاشانی
✍️ روح الله نجفی
دانشیار گروه علوم قرآنی و حدیث دانشگاه خوارزمی
جناب علی شریعتی در دهه پنجاه شمسی بر سر مصداق درخت ممنوع در قصه قرآنی آدم، جدلی قلمی با جناب ناصر مکارم شیرازی داشته است که این جدل در جلد ۲۴ مجموعه آثار شریعتی با عنوان انسان منعکس شده است.
پیش زمینه بحث آن است که بر وفق برخی روایات شیعه، آن درخت ممنوع، حسادت آدم بر اهل بیت بوده است. شریعتی این قول را به مکارم نسبت داده است و سپس در رد آن، سخنی از تفسیر الصافی آورده است. وی جمله ای عربی را بدین شکل به تفسیر الصافی نسبت داده است: «قال بعض اهل الهوی و التاویل: الحسد»؛ یعنی برخی از اهل هوای نفس و تاویل گفته اند که آن درخت، حسد است. بر این مبنا، جناب شریعتی به جناب مکارم که در همان دهه پنجاه نیز عالم شناخته شده ای بود، توهین می کند و او را اهل هوسبازی و تاویل سازی می نامد.
اما مراجعه به تفسیر الصافی نشان می دهد که این جمله ساخته ذهن بداندیش شریعتی است و نه تنها فیض کاشانی چنین نگفته است، بلکه وی قول به حسد را در کنار اقوال دیگر پذیرفته است، با این توجیه که درخت بهشتی می تواند ثمرات مختلف داشته باشد.
فیض ذیل عبارت قرآنی «ولاتقربا هذه الشجره» (بقره/۳۵) جمله ای دارد که در آن واژه های «الهوى» و «التأويل» آمده است اما آن جمله با مدعای شریعتی کاملا متفاوت است.
متن سخن فیض چنین است:
«لا منافاة بين الروايات ولا بينها وبين ما قاله أهل التأويل انها شجرة الهوى والطبيعة»؛ یعنی میان روایات با یکدیگر منافاتی نیست و همچنین روایات با آن چه اهل تاویل (مفسران) گفته اند که آن درخت، هوای نفس و [میل به] طبیعت باشد، منافاتی ندارند.
◽️@utfinance◽️
✍️ روح الله نجفی
دانشیار گروه علوم قرآنی و حدیث دانشگاه خوارزمی
جناب علی شریعتی در دهه پنجاه شمسی بر سر مصداق درخت ممنوع در قصه قرآنی آدم، جدلی قلمی با جناب ناصر مکارم شیرازی داشته است که این جدل در جلد ۲۴ مجموعه آثار شریعتی با عنوان انسان منعکس شده است.
پیش زمینه بحث آن است که بر وفق برخی روایات شیعه، آن درخت ممنوع، حسادت آدم بر اهل بیت بوده است. شریعتی این قول را به مکارم نسبت داده است و سپس در رد آن، سخنی از تفسیر الصافی آورده است. وی جمله ای عربی را بدین شکل به تفسیر الصافی نسبت داده است: «قال بعض اهل الهوی و التاویل: الحسد»؛ یعنی برخی از اهل هوای نفس و تاویل گفته اند که آن درخت، حسد است. بر این مبنا، جناب شریعتی به جناب مکارم که در همان دهه پنجاه نیز عالم شناخته شده ای بود، توهین می کند و او را اهل هوسبازی و تاویل سازی می نامد.
اما مراجعه به تفسیر الصافی نشان می دهد که این جمله ساخته ذهن بداندیش شریعتی است و نه تنها فیض کاشانی چنین نگفته است، بلکه وی قول به حسد را در کنار اقوال دیگر پذیرفته است، با این توجیه که درخت بهشتی می تواند ثمرات مختلف داشته باشد.
فیض ذیل عبارت قرآنی «ولاتقربا هذه الشجره» (بقره/۳۵) جمله ای دارد که در آن واژه های «الهوى» و «التأويل» آمده است اما آن جمله با مدعای شریعتی کاملا متفاوت است.
متن سخن فیض چنین است:
«لا منافاة بين الروايات ولا بينها وبين ما قاله أهل التأويل انها شجرة الهوى والطبيعة»؛ یعنی میان روایات با یکدیگر منافاتی نیست و همچنین روایات با آن چه اهل تاویل (مفسران) گفته اند که آن درخت، هوای نفس و [میل به] طبیعت باشد، منافاتی ندارند.
◽️@utfinance◽️
👎6❤2
◽️ توئیت روز
👤 علی دادپی:
سلام. میخواهم یک سؤال بپرسم. دو عکس را که میبینید؟ یکی #محمدصادق_فاتحیزدی است؛ #کارآفرین #ایرانی که امروز سالگرد قتل اوست. مارکسیستهای «تحصیلکرده» او را به جرم اینکه یک «سرمایهدار گردنکلفت» بود، کشتند.
دیگری محمدرضا خاوری است؛ مدیر متعهد، فلسطیندوست و ضداسرائیلی بانک ملی ایران که نامش در تاریخ اختلاسهای ایران ماندگار شد.
حالا سؤال من این است: کدامیک شغل ایجاد کرد؟ کدامیک خانه ساخت؟ کدامیک برای فرزندان خانوادههای تهیدست مدرسه ساخت و هر تابستان هزینه آموزش شبانهروزی آنان را پرداخت کرد تا حرفهای بیاموزند و بتوانند روی پای خود بایستند؟
گاهی فکر میکنم چند نفر از همان مارکسیستهای کارآفرینکش امروز همشهری جناب خاوری شدهاند؟ طنز تلخ تاریخ همینجاست: گویا بعضی از قاتلان، همسایگی با راهزنان را به زندگی در کنار ایراندوستان و زحمتکشان ترجیح دادهاند.
◽️@utfinance◽️
👤 علی دادپی:
سلام. میخواهم یک سؤال بپرسم. دو عکس را که میبینید؟ یکی #محمدصادق_فاتحیزدی است؛ #کارآفرین #ایرانی که امروز سالگرد قتل اوست. مارکسیستهای «تحصیلکرده» او را به جرم اینکه یک «سرمایهدار گردنکلفت» بود، کشتند.
دیگری محمدرضا خاوری است؛ مدیر متعهد، فلسطیندوست و ضداسرائیلی بانک ملی ایران که نامش در تاریخ اختلاسهای ایران ماندگار شد.
حالا سؤال من این است: کدامیک شغل ایجاد کرد؟ کدامیک خانه ساخت؟ کدامیک برای فرزندان خانوادههای تهیدست مدرسه ساخت و هر تابستان هزینه آموزش شبانهروزی آنان را پرداخت کرد تا حرفهای بیاموزند و بتوانند روی پای خود بایستند؟
گاهی فکر میکنم چند نفر از همان مارکسیستهای کارآفرینکش امروز همشهری جناب خاوری شدهاند؟ طنز تلخ تاریخ همینجاست: گویا بعضی از قاتلان، همسایگی با راهزنان را به زندگی در کنار ایراندوستان و زحمتکشان ترجیح دادهاند.
◽️@utfinance◽️
❤59👏17👍5🤬2👎1💔1
🖥 رهایی بخش مانند، سارا شریعتی
👤 عباس سوری
©️ رسانه پارسی
#سارا_شریعتی فرزند دکتر #علی_شریعتی در سخنرانیای عنوان کرده است که علوم انسانی نقش رهاییبخش را برای انسان بازی میکند. رهایی بخش از طبقههای اجتماعی.
این ایدئولوژی دقیقا همان چیزی است که دکتر علی شریعتی نیم قرن پیش در حسینیه ارشاد و در دانشگاه میگفت. خطر چنین گفتمانی دقیقا همان فاجعهای است که در سال ۵۷ روی داد. اما این گروه معتقد هستند که حادثه ۵۷ نتوانست رهایی بخشی را بدرستی انجام دهد و ما بار دیگر باید رها شویم!
◽️@utfinance◽️
👤 عباس سوری
©️ رسانه پارسی
#سارا_شریعتی فرزند دکتر #علی_شریعتی در سخنرانیای عنوان کرده است که علوم انسانی نقش رهاییبخش را برای انسان بازی میکند. رهایی بخش از طبقههای اجتماعی.
این ایدئولوژی دقیقا همان چیزی است که دکتر علی شریعتی نیم قرن پیش در حسینیه ارشاد و در دانشگاه میگفت. خطر چنین گفتمانی دقیقا همان فاجعهای است که در سال ۵۷ روی داد. اما این گروه معتقد هستند که حادثه ۵۷ نتوانست رهایی بخشی را بدرستی انجام دهد و ما بار دیگر باید رها شویم!
◽️@utfinance◽️
YouTube
رهایی بخش مانند، سارا شریعتی | گفتگو با عباس سوری
سارا شریعتی فرزند دکتر علی شریعتی در سخنرانی ای عنوان کرده است که علوم انسانی نقش رهایی بخش را برای انسان بازی میکند. رهایی بخش از طبقه های اجتماعی. این ایدئولوگ دقیقا همان چیزی است که دکتر علی شریعتی نیم قرن پیش در حسینیه ارشاد و در دانشگاه میگفت. خطر چنین…
👍24👌2❤1👎1
📄 «تصفیه بزرگ» و مواجهه مرگبار چپهای ایرانی با کمونیسم واقعی
در جریان کشتار وسیع #استالین در سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸، که به «#تصفیه_بزرگ» معروف است، تعداد زیادی از #کمونیستهای_ایرانی نیز قربانی شدند. اعدام و کشتار چپهای ایرانی که به #شوروی مهاجرت کرده بودند، مواجهه تلخ و سخت آنان با #کمونیسم واقعا موجود بود.
درباره دلایل این سرکوب گسترده، مورخان به موارد متعددی اشاره کردهاند. از جمله اینکه استالین برای تحکیم مناسبات سیاسی با همسایگان جنوبی و حفظ ثبات مرزها، هرگونه پتانسیل انقلاب مستقل در شرق را مخرب میدید. بر اساس فرمان شماره ۰۰۴۴۷ کمیساریای خلق و دستورالعملهای بعدی مربوط به «عملیات ملی»، دستگاه امنیتی شوروی به تصفیه قومی و ایدئولوژیک دست زد که طی آن، بسیاری از کمونیستهای ایرانی نیز حذف فیزیکی شدند. برجستهترین قربانی تئوریک این پاکسازی، #آوتیس_سلطانزاده (با نام اصلی #آوتیس_میکائیلیان) بود. میکائیلیان نه تنها یکی از رهبران #حزب_عدالت و نیز از بنیانگذاران اصلی #حزب_کمونیست_ایران در کنگره انزلی (۱۲۹۹/۱۹۲۰) و عضو هیئت رئیسه اجرایی کمینترن بود، بلکه یکی از مستقلترین و خلاقترین مارکسیستها در منطقه به شمار میرفت.
میکائیلیان در سال ۱۹۳۸ به اتهام وابستگی به «کانون جاسوسی تروتسکیستی-زینوویفیستی» و جاسوسی برای آلمان نازی دستگیر، محاکمه کوتاهی شد و در مرکز تیرباران و گورهای دستهجمعی کومونارکا در اطراف موسکو به قتل رسید.
◽️@utfinance◽️
در جریان کشتار وسیع #استالین در سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸، که به «#تصفیه_بزرگ» معروف است، تعداد زیادی از #کمونیستهای_ایرانی نیز قربانی شدند. اعدام و کشتار چپهای ایرانی که به #شوروی مهاجرت کرده بودند، مواجهه تلخ و سخت آنان با #کمونیسم واقعا موجود بود.
درباره دلایل این سرکوب گسترده، مورخان به موارد متعددی اشاره کردهاند. از جمله اینکه استالین برای تحکیم مناسبات سیاسی با همسایگان جنوبی و حفظ ثبات مرزها، هرگونه پتانسیل انقلاب مستقل در شرق را مخرب میدید. بر اساس فرمان شماره ۰۰۴۴۷ کمیساریای خلق و دستورالعملهای بعدی مربوط به «عملیات ملی»، دستگاه امنیتی شوروی به تصفیه قومی و ایدئولوژیک دست زد که طی آن، بسیاری از کمونیستهای ایرانی نیز حذف فیزیکی شدند. برجستهترین قربانی تئوریک این پاکسازی، #آوتیس_سلطانزاده (با نام اصلی #آوتیس_میکائیلیان) بود. میکائیلیان نه تنها یکی از رهبران #حزب_عدالت و نیز از بنیانگذاران اصلی #حزب_کمونیست_ایران در کنگره انزلی (۱۲۹۹/۱۹۲۰) و عضو هیئت رئیسه اجرایی کمینترن بود، بلکه یکی از مستقلترین و خلاقترین مارکسیستها در منطقه به شمار میرفت.
میکائیلیان در سال ۱۹۳۸ به اتهام وابستگی به «کانون جاسوسی تروتسکیستی-زینوویفیستی» و جاسوسی برای آلمان نازی دستگیر، محاکمه کوتاهی شد و در مرکز تیرباران و گورهای دستهجمعی کومونارکا در اطراف موسکو به قتل رسید.
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
تراژدی بهشت کمونیستی | «تصفیه بزرگ» و مواجهه مرگبار چپهای ایرانی با کمونیسم واقعی | چگونه تصفیههای استالین به ایرانیان کمونیست…
اقتصادنیوز: در جریان کشتار وسیع استالین در سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸، که به «تصفیه بزرگ» معروف است، تعداد زیادی از کمونیستهای ایرانی نیز قربانی شدند. اعدام و کشتار چپهای ایرانی که به شوروی مهاجرت کرده بودند، مواجهه تلخ و سخت آنان با کمونیسم واقعا موجود بود.
👌22❤3👎1
🖥 استعمار به نام مبارزه با استعمار؛ چرا غرب قتلعام دیماه را ندید؟
👤 کاوه کاردگر
پژوهشگر شرقشناسی و اسلامشناسی
👤 نیما آبکنار
هنرمند و پژوهشگر فلسفه سیاسی
👤 مهرداد محمدی
◽️@utfinance◽️
شماره ۳۱ پادکست زیرورو
👤 کاوه کاردگر
پژوهشگر شرقشناسی و اسلامشناسی
👤 نیما آبکنار
هنرمند و پژوهشگر فلسفه سیاسی
👤 مهرداد محمدی
◽️@utfinance◽️
محورها: مطالعات پسااستعماری و ادوارد سعید، پسااستعمارگرایی؛ مساله و اهداف سیاسی این پروژه، فرانتس فانون، استعمار غرب و مساله اسلام، چپ نو؛ از مبارزه با غرب تا همراهی با جنایتهای اسلامگرایان، خدمات متقابل پسااستعمارگرایان و جمهوری اسلامی، دیگریسازی، استانداردهای دوگانه و تبعیض مثبت، استعمار قدیم و جدید؛ پناه بردن از مسیحیت به اسلام، خیزش اسلامگرایی در غرب، تجربههای زیسته در آکادمی ایران و غرب، وظیفه ما پس از دیماه
YouTube
#31 استعمار به نام مبارزه با استعمار؛ چرا غرب قتلعام دیماه را ندید؟ : کاوه کاردگر و نیما آبکنار
شماره ۳۱ پادکست زیرورو؛ استعمار به نام مبارزه با استعمار؛ چرا غرب قتلعام دیماه را ندید؟ : کاوه کاردگر و نیما آبکنار
محورها: مطالعات پسااستعماری و ادوارد سعید، پسااستعمارگرایی؛ مساله و اهداف سیاسی این پروژه، فرانتس فانون، استعمار غرب و مساله اسلام، چپ نو؛…
محورها: مطالعات پسااستعماری و ادوارد سعید، پسااستعمارگرایی؛ مساله و اهداف سیاسی این پروژه، فرانتس فانون، استعمار غرب و مساله اسلام، چپ نو؛…
❤7
📄 شریعتی و سروش؛
جفنگیات در تنگی قافیه و بکسوات در سنت
👤 اشکان زارع
قصه «#روشنفکری_دینی» که از برکات انقلاب است در این دیار، حکایت کشدار و ملالآوری از تلاش بیهوده برای بخیه زدن آسمانِ سنت به ریسمانِ مدرنیته است.
وقتی با ارجاع به عقل یک فاصلهگذاری به کارنامه چهرههایی چون #علی_شریعتی و #عبدالکریم_سروش نگاه میکنیم، توهمات یک دوران تاریخی با تمام تناقضهایش بیرون میزند.
شریعتی، آن آخوند فرنگ رفته، با کراوات و سیگار ژیتان در حسینیه ارشاد معرکهای به پا کرد که دودش هنوز به چشم این ولایت میرود. او با نثر مطنطن و رمانتیک خود، یک ذهنیت جهادی خطرناک را در زرورق جامعهشناسی و ادبیات چپ مارکسیستی پیچید و به خورد نسلی داد که تشنه قهرمانبازی بود.
مخاطب آرمانی او، در واقع همان بچه شیعه شیرین عقل بود که خیال میکرد میتواند با یک دست کتاب سارتر و فانون را ورق بزند و با دست دیگر شمشیر ابوذر را در هوا بچرخاند؛ غافل از اینکه این معجون هلاهل، در نهایت نه به آزادی و توسعه، که تولید تمامیت خواه لوده میانجامد که حتی به کاریکاتورهای تاریخی خودش هم رحم نمیکند و در خیابانها نعره میکشد.
بعد از فروکش کردن آن تب و لرزهای چریکی و آرمانگرایانه، نوبت به عبدالکریم سروش رسید تا با قبض و بسطهای بیپایانش، همان ماشین فرسوده ایدئولوژی را در گلولای معرفتشناسی به بکسوات بیندازد. سروش و هممسلکانش، با تمام ادعاهای پوپری، لیبرالمآبانه و بازی با کلمات فلسفه علم، در نهایتِ امر همان بچههای شیخ فضل الله هستند که فقط عبا و عمامه را با کت و شلوار و کرسیهای دانشگاهی تاخت زدهاند. البته عینک هم میزنند. آنها تلاش میکنند تا ناسازگاریهای ذاتی یک سیستم بسته و مجهول را با کلمات پرطمطراق ماستمالی کنند، اما در این چرخشِ درجا، هیچ راهی به سوی جهان آزاد باز نمیشود.
هر دوی این جریانها - چه آنکه با شورش و خون پیوند خورد و چه اینکه در لابهلای متون عرفانی و معرفتشناختی در زیر پتو پنهان شد - در هسته مرکزی خود تجدد ستیز هستند.
وانگهی، این قسم تلاشها برای اختراع چرخِ «اسلامِ دموکراتیک»، به طرز غمانگیزی محصول عقب ماندههای فکری است؛ دلیلش هم سهل و ممتنع است، سپهر دین جایی بزرگتر از سپهر سیاست است و کاراییاش هم چیز دیگری است.
واقعیت تلخ این جماعت شیرین عقل این است که هرجا قافیه تمدن مدرن به ایشان تنگ میآید و پای نقد و عقل خودبنیاد به میان کشیده میشود، نقاب تساهل و روشنفکریِ این آقایان فرو میافتد و با چنگال و خنج به جان عقلانیت عرفی میافتند تا مبادا تَرَکی بر آن اتوپیای مقدس و ذهنیشان وارد شود.
پاینده ایران
◽️@utfinance◽️
جفنگیات در تنگی قافیه و بکسوات در سنت
👤 اشکان زارع
قصه «#روشنفکری_دینی» که از برکات انقلاب است در این دیار، حکایت کشدار و ملالآوری از تلاش بیهوده برای بخیه زدن آسمانِ سنت به ریسمانِ مدرنیته است.
وقتی با ارجاع به عقل یک فاصلهگذاری به کارنامه چهرههایی چون #علی_شریعتی و #عبدالکریم_سروش نگاه میکنیم، توهمات یک دوران تاریخی با تمام تناقضهایش بیرون میزند.
شریعتی، آن آخوند فرنگ رفته، با کراوات و سیگار ژیتان در حسینیه ارشاد معرکهای به پا کرد که دودش هنوز به چشم این ولایت میرود. او با نثر مطنطن و رمانتیک خود، یک ذهنیت جهادی خطرناک را در زرورق جامعهشناسی و ادبیات چپ مارکسیستی پیچید و به خورد نسلی داد که تشنه قهرمانبازی بود.
مخاطب آرمانی او، در واقع همان بچه شیعه شیرین عقل بود که خیال میکرد میتواند با یک دست کتاب سارتر و فانون را ورق بزند و با دست دیگر شمشیر ابوذر را در هوا بچرخاند؛ غافل از اینکه این معجون هلاهل، در نهایت نه به آزادی و توسعه، که تولید تمامیت خواه لوده میانجامد که حتی به کاریکاتورهای تاریخی خودش هم رحم نمیکند و در خیابانها نعره میکشد.
بعد از فروکش کردن آن تب و لرزهای چریکی و آرمانگرایانه، نوبت به عبدالکریم سروش رسید تا با قبض و بسطهای بیپایانش، همان ماشین فرسوده ایدئولوژی را در گلولای معرفتشناسی به بکسوات بیندازد. سروش و هممسلکانش، با تمام ادعاهای پوپری، لیبرالمآبانه و بازی با کلمات فلسفه علم، در نهایتِ امر همان بچههای شیخ فضل الله هستند که فقط عبا و عمامه را با کت و شلوار و کرسیهای دانشگاهی تاخت زدهاند. البته عینک هم میزنند. آنها تلاش میکنند تا ناسازگاریهای ذاتی یک سیستم بسته و مجهول را با کلمات پرطمطراق ماستمالی کنند، اما در این چرخشِ درجا، هیچ راهی به سوی جهان آزاد باز نمیشود.
هر دوی این جریانها - چه آنکه با شورش و خون پیوند خورد و چه اینکه در لابهلای متون عرفانی و معرفتشناختی در زیر پتو پنهان شد - در هسته مرکزی خود تجدد ستیز هستند.
وانگهی، این قسم تلاشها برای اختراع چرخِ «اسلامِ دموکراتیک»، به طرز غمانگیزی محصول عقب ماندههای فکری است؛ دلیلش هم سهل و ممتنع است، سپهر دین جایی بزرگتر از سپهر سیاست است و کاراییاش هم چیز دیگری است.
واقعیت تلخ این جماعت شیرین عقل این است که هرجا قافیه تمدن مدرن به ایشان تنگ میآید و پای نقد و عقل خودبنیاد به میان کشیده میشود، نقاب تساهل و روشنفکریِ این آقایان فرو میافتد و با چنگال و خنج به جان عقلانیت عرفی میافتند تا مبادا تَرَکی بر آن اتوپیای مقدس و ذهنیشان وارد شود.
پاینده ایران
◽️@utfinance◽️
❤27👍6👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 شاهکار قیمتگذاری دستوری در ایران!
👤 مرتضی کاظمی
ماجرای واقعی و عجیب جلسه مدیران «#سازمان_حمایت» درباره #نرخگذاری_قهوه در خیابان انقلاب تهران!
روایت تلخ اما ملموس دکتر مرتضی کاظمی از ذهنیتی که تصور میکند با مداخله، تعرفهگذاری و سرکوب قیمتها میتواند بازار را کنترل کند؛ ذهنیتی که نتیجهاش خروج کالا، ایجاد رانت و افزایش آمار فقر بوده است.
🔗 ویدیوی کامل در یوتیوب
◽️@utfinance◽️
#قیمتگذاری_قهوه
#هشیوار
#قیمت_گذاری_دستوری
#سازمان_حمایت
#تورم
#کافه
#خیابان_انقلاب
#اقتصاد_دستوری
#مرتضی_کاظمی
👤 مرتضی کاظمی
ماجرای واقعی و عجیب جلسه مدیران «#سازمان_حمایت» درباره #نرخگذاری_قهوه در خیابان انقلاب تهران!
روایت تلخ اما ملموس دکتر مرتضی کاظمی از ذهنیتی که تصور میکند با مداخله، تعرفهگذاری و سرکوب قیمتها میتواند بازار را کنترل کند؛ ذهنیتی که نتیجهاش خروج کالا، ایجاد رانت و افزایش آمار فقر بوده است.
🔗 ویدیوی کامل در یوتیوب
◽️@utfinance◽️
#قیمتگذاری_قهوه
#هشیوار
#قیمت_گذاری_دستوری
#سازمان_حمایت
#تورم
#کافه
#خیابان_انقلاب
#اقتصاد_دستوری
#مرتضی_کاظمی
👍17❤1
Forwarded from آگرافوس
خرد ایدئولوژیک یا خرد تراژیک؟
علی شاهی
در برابر فاجعه چگونه باید اندیشید؟
این اندیشه چه ساختار و خصوصیاتی دارد؟
در دوران فاجعه چه فرمی از «خرد» به کار میآید؟
رمان بینظیر فرانتس کافکا، «مسخ»، چیزهای زیادی دارد که در این مورد به ما بگوید.
امیدوارم که به کارتان بیاید و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید.
سرتان سلامت.
[برای شنیدن این بخش نیاز نیست که حتماً رمان را خوانده باشید]
دربارهٔ «جهان تراژیک»: اینجا
دسترسی به کارگاه «مسخ»: اینجا
دانلود بدون فیلترشکن: اینجا
#ادبیات_در_دوزخ ۱۹
@agrafoss
این اندیشه چه ساختار و خصوصیاتی دارد؟
در دوران فاجعه چه فرمی از «خرد» به کار میآید؟
رمان بینظیر فرانتس کافکا، «مسخ»، چیزهای زیادی دارد که در این مورد به ما بگوید.
امیدوارم که به کارتان بیاید و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید.
سرتان سلامت.
[برای شنیدن این بخش نیاز نیست که حتماً رمان را خوانده باشید]
دربارهٔ «جهان تراژیک»: اینجا
دسترسی به کارگاه «مسخ»: اینجا
دانلود بدون فیلترشکن: اینجا
#ادبیات_در_دوزخ ۱۹
@agrafoss
❤6
📄 چرا بسیاری از اقتصاددانان بازارها را دوست دارند؟
👤 خسوس فرناندز ویاورده
استاد اقتصاد در دانشگاه پنسیلوانیا
چرا بسیاری از اقتصاددانان بازارها را دوست دارند؟ زیرا اکثر بازارها، اگرچه نه همه آنها، به خوبی کار میکنند. نان در نانواییها، ماشین در نمایندگیهای خودرو و کتاب در کتابفروشیها وجود دارد زیرا سیستم قیمت، به عوامل اقتصادی انگیزه میدهد تا این نتایج را تضمین کنند. البته، بازارها هرگز خارج از کتابهای درسی اقتصاد کامل نیستند. اغلب اوقات، ما با ناکارآمدیهایی مانند رقابت محدود یا اثرات خارجی مواجه هستیم.
دلیل هوشمندانه برای بازارها هرگز این نبوده است که آنها بیعیب و نقص هستند، گزارهای که آنقدر آشکارا نادرست است که حتی ارزش بحث کردن ندارد (مگر اینکه برای دایرهالمعارف فلسفه استنفورد بنویسید). دلیل برای بازارها این است که آنها معمولاً بهتر از جایگزینهای ممکن عمل میکنند.
توجه داشته باشید که من از سه کلمه استفاده کردم: "معمولاً"، "بهتر" و "امکانپذیر". کلمه "معمولاً" به ما میگوید که گاهی اوقات، بازارها شکست میخورند. بعید است که بازاری برای دفاع ملی کارساز باشد، زیرا غیرممکن است که یک نیروی هوایی خصوصی از خانه من دفاع کند، اما از خانه همسایهام که از خرید این خدمات امتناع میکند، نتواند.
کلمه «بهتر» به ما یادآوری میکند که حتی وقتی بازارها خوب کار نمیکنند، جایگزینها ممکن است بدتر باشند. پرواز با خطوط هوایی آمریکایی بلیطی برای یک تجربه ناخوشایند است. اما آن دسته از ما که با خطوط هوایی دولتی پرواز کردهایم، میدانیم که خدمات میتواند به طور قابل توجهی بدتر باشد.
کلمه آخر، «عملی»، تأکید میکند که نباید رفتار بازار را در برابر یک سرویس عمومی ایدهآل که توسط فرشتگان اداره میشود، قضاوت کرد. جایگزینهای سیستمهای بازار توسط انسانها، با نقاط قوت و کاستیهایشان، و به ویژه بدون انگیزههای ارائه شده توسط انگیزه سود، اداره میشوند.
ممکن است با استدلال من برای بازارها مخالف باشید. اما، حداقل، باید بفهمید که من چه ادعا میکنم. در غیر این صورت، این یک بحث روشنفکرانه نیست؛ این یک دعوای در یک بار است.
◽️@utfinance◽️
👤 خسوس فرناندز ویاورده
استاد اقتصاد در دانشگاه پنسیلوانیا
چرا بسیاری از اقتصاددانان بازارها را دوست دارند؟ زیرا اکثر بازارها، اگرچه نه همه آنها، به خوبی کار میکنند. نان در نانواییها، ماشین در نمایندگیهای خودرو و کتاب در کتابفروشیها وجود دارد زیرا سیستم قیمت، به عوامل اقتصادی انگیزه میدهد تا این نتایج را تضمین کنند. البته، بازارها هرگز خارج از کتابهای درسی اقتصاد کامل نیستند. اغلب اوقات، ما با ناکارآمدیهایی مانند رقابت محدود یا اثرات خارجی مواجه هستیم.
دلیل هوشمندانه برای بازارها هرگز این نبوده است که آنها بیعیب و نقص هستند، گزارهای که آنقدر آشکارا نادرست است که حتی ارزش بحث کردن ندارد (مگر اینکه برای دایرهالمعارف فلسفه استنفورد بنویسید). دلیل برای بازارها این است که آنها معمولاً بهتر از جایگزینهای ممکن عمل میکنند.
توجه داشته باشید که من از سه کلمه استفاده کردم: "معمولاً"، "بهتر" و "امکانپذیر". کلمه "معمولاً" به ما میگوید که گاهی اوقات، بازارها شکست میخورند. بعید است که بازاری برای دفاع ملی کارساز باشد، زیرا غیرممکن است که یک نیروی هوایی خصوصی از خانه من دفاع کند، اما از خانه همسایهام که از خرید این خدمات امتناع میکند، نتواند.
کلمه «بهتر» به ما یادآوری میکند که حتی وقتی بازارها خوب کار نمیکنند، جایگزینها ممکن است بدتر باشند. پرواز با خطوط هوایی آمریکایی بلیطی برای یک تجربه ناخوشایند است. اما آن دسته از ما که با خطوط هوایی دولتی پرواز کردهایم، میدانیم که خدمات میتواند به طور قابل توجهی بدتر باشد.
کلمه آخر، «عملی»، تأکید میکند که نباید رفتار بازار را در برابر یک سرویس عمومی ایدهآل که توسط فرشتگان اداره میشود، قضاوت کرد. جایگزینهای سیستمهای بازار توسط انسانها، با نقاط قوت و کاستیهایشان، و به ویژه بدون انگیزههای ارائه شده توسط انگیزه سود، اداره میشوند.
ممکن است با استدلال من برای بازارها مخالف باشید. اما، حداقل، باید بفهمید که من چه ادعا میکنم. در غیر این صورت، این یک بحث روشنفکرانه نیست؛ این یک دعوای در یک بار است.
◽️@utfinance◽️
👍11❤2