Finance & Economics
12.8K subscribers
1.81K photos
980 videos
1.17K files
3.33K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
یکسان‌انگاری لیبرالیسم و فاشیسم — شعبده‌بازی مارکسیستی


اول بگم «چهرۀ ژانوسی» یعنی چی... یعنی آن روی سکه؛ نیمۀ دیگرِ ذات یک چیز.

یک راهنمای کنکوری ساده: هر جا دیدید کسی فاشیسم رو به لیبرالیسم ربط می‌ده، با یک مارکسیست طرفید (مگر اینکه خلافش ثابت بشه، که بعیده).

وقتی پدیدۀ فاشیسم ظهور کرد، به شدت ضدمارکسیستی بود و با مارکسیست‌ها (چه مارکسیست‌های انقلابی، یعنی کمونیست‌ها، و چه مارکسیست‌های اصلاح‌طلب، یعنی سوسیال‌دموکرات‌ها) درگیر زدوخورد شدید می‌شد. این نیروی جدید خیلی قلدر بود و در زدوخورد خیابانی و در کار تشکیلاتی از خود مارکسیست‌ها بهتر عمل می‌کرد و در نهایت حریف مارکسیست‌ها می‌شد. حالا مارکسیست‌ها باید این پدیده رو به لحاظ نظری توضیح می‌دادند.

منتها مارکسیست‌ها یک مشکل داشتند! حدود هفتاد سال بود که مارکسیست‌ها با اطمینانِ مطلق گفته بودند پس از کاپیتالیسم (یعنی پس از جامعۀ بورژوایی) سوسیالیسم به شکل خودکار ظهور خواهد کرد. این گذار اتوماتیک از کاپیتالیسم به سوسیالیسم از نظریه‌های اصلی و اساسی مارکسیسم بود. حالا این وسط یک نیروی جدیدی ظهور کرده بود که این گذار مطمئن به سوسیالیسم (کمونیسم) رو مختل کرده بود.

نظریه‌پردازان مارکسیست شروع کردند به تبیین این پدیدۀ جدید ــ یا به عبارت بهتر، توضیح این «اختلال موقت» در مسیرِ طبیعی و حتمیِ سوسیالیسم. نتیجۀ این تأملات از قبل مشخص بود: هر کدوم از مارکسیست‌ها به نحوی می‌خواست توضیح بده چه ربطی بین کاپیتالیسم/لیبرالیسم و فاشیسم وجود داره. جواب‌ها کمی با هم فرق داشت، اما ماهیتاً همه‌شون سرشت فاشیسم رو به کاپیتالیسم و لیبرالیسم و جامعۀ بورژوایی ربط می‌دادند. حالا کسانی مثل استالین و کمونیست‌های تابع شوروی فاشیسم رو عروسک دست کاپیتالیسم معرفی می‌کردند، بقیه سطحی از استقلال رو برای فاشیسم قائل بودند. این توضیحات چی می‌شد؟ می‌شد «نظریۀ فاشیسم»؛ یعنی نظریه‌ای مارکسیستی که می‌خواست بگه فاشیسم چیه ــ و طبعاً جواب درون دستگاه فکری مارکسیسم پیشاپیش مستتر بود.

مارکسیست‌های نسل‌های بعدی هم ــ از جمله هربرت مارکوزه‌ای که در تصویر بالا اسمش آمده، و سایر متفکران فرانکفورتی ــ همین خط‌فکری رو ادامه دادند و توضیح می‌دادند لیبرالیسم الزاماً به فاشیسم منجر می‌شه. خلاصۀ این دعوای نظری همین بود که در این چند سطر توضیح دادم: مارکسیست‌ها فاشیسم رو ماهیتاً برآمده، فرزند، همخانواده یا نهایتاً همدست لیبرالیسم معرفی می‌کردند.

اگر بقیۀ دیدگاه‌های مارکسیستی درسته، این هم درسته. اگر بقیۀ دیدگاه‌های مارکسیستی درک درستی از اقتصاد، جامعه، تاریخ و پدیده‌های سیاسی داشته، این هم در درستیه ــ که البته اگر درک مارکسیستی درست بود، پس از خرج کردن توانِ نصف ملت‌های جهان به اون شکست مفتضح نمی‌رسید.

لیبرالیسم در هر شکلش، چه در شکل کلاسیک و چه در اشکال مدرن‌ترش، ماهیتاً ضدفاشیستیه. لیبرالیسم در پی کوچک کردن دولت و کوتاه کردن دست سیاستمدارانه، فاشیسم در پی ایجاد دولت‌های بزرگ و توتالیتر؛ لیبرالیسم در پی بسط حق رأیه، فاشیسم در پی محدود کردن دموکراسی؛ لیبرالیسم تکثرگراست، فاشیسم وحدت‌گرا. لیبرالیسم نگهبان آزادی‌های فردیه، فاشیسم نگهبان اختیارات حکومته... خلاصه لیبرالیسم باطل‌السحرِ فاشیسمه، مُبطلِ فاشیسمه؛ سرشت اینها با هم فرق داره.

در اینجا، مارکسیست‌ها بحث رو می‌برند روی چیزی تحت عنوان «لیبرالیسم اقتصادی» ــ منظورشون بازار آزاد یا کاپیتالیسمه، چون فکر می‌کنند از این زاویه راحت‌تر می‌تونند ربطی بین فاشیسم و لیبرالیسم کشف کنند. اما در اینجا هم تضادی آشتی‌ناپذیر بین فاشیسم و لیبرالیسم وجود داره. حکومت‌های فاشیستی سیاست‌های سوسیالیستی دارند و به شدت در اقتصاد مداخله می‌کنند. مالکیت خصوصی رو اسماً برنمی‌دارند، اما ماهیتاً با دخالت گستردهٔ دولت در اقتصاد چیزی از مالکیت خصوصی باقی نمی‌گذارند. در فاشیسم «سیاست بر اقتصاد اولویت مطلق» داره، و در لیبرالیسم «اقتصاد بر سیاست اولویت مطلق» داره. فاشیسم می‌خواد دائم در اقتصاد دخالت کنه و به کارآفرین امر و نهی کنه، لیبرالیسم می‌خواد دست دولت رو از هر گونه مداخله در اقتصاد کوتاه کنه. این دو ماهیتاً ضد هم و ناسازگاند.

خلاصه اینکه فقط باید مارکسیست باشید تا این دو پدیدۀ متضاد رو همخانواده («دو چهرۀ ژانوسی») ببینید. البته نه نیازی هست اثبات کنیم آقای معصوم‌بیگی مارکسیسته و نه انتشارات چرخ ــ با لوگویِ شبیه داس و چکشش ــ ناراحت می‌شه اگر بگیم افکار مارکسیستی رو دنبال می‌کنند؛ بلکه قطعاً مفتخرند به این سوگیری. خوش و تندرست هم باشند.


فقط لازم بود کسانی که این روابط نظری رو نمی‌دونند، در جریان قرار بگیرند.

#فاشیسم #لیبرالیسم

@Garajetadayoni | گاراژ
❤22👍3
📚 مجموعه داستان‌های خرخه لوئیس برخس

با ترجمه: سپاس ریوندی

چاپ آثار برخس، از اسفند ۱۴۰۳ و با انتشار "تاریخ جهانی بدنامی" آغاز شد.
مترجم کتاب اکنون چهار جلد دیگر ازین مجموعه را ترجمه کرده و جلد ششم، "گزارش برودی"، در دست ترجمه است.

در هفته‌های آتی دو عنوان دیگر از مجموعه به چاپ خواهد رسید.

#خرخه_لوئیس_برخس
#برخس
#بورخس
#سپاس_ریوندی
#نشر_مد
#هزارتوهای_بورخس

◽️@utfinance◽️
❤7👍2
📄 چرا فدرال رزرو، نرخ بهره را هنوز افزایش نداده است؟

👤 احسان موسوی

پس از جنگ خاورمیانه، با افزایش قیمت انرژی و افزایش سطح عمومی قیمت‌ها در پی آن، مدت‌هاست که انتظار می‌رود برای مقابله با آن، فدرال رزرو اقدام به افزایش نرخ بهره نماید. با این حال، هنوز چنین چیزی رخ نداده است، گرچه در سپتامبر، بیش از هر زمان دیگری، احتمال آن وجود دارد.

اما چرا تا به امروز، چنین افزایشی در نرخ بهره رخ نداد؟

نکته قابل توجه اول این است که باتوجه به عدم تمایل کوین وارش (رئیس جدید فدرال رزرو) به استفاده از Forward Guidance، فدرال رزرو راهنمایی روشنی درباره مسیر آتی نرخ بهره ارائه نکرده است. با این حال، آنچه بنظر می‌رسد این است که می‌توان تصمیم فدرال رزرو را در چارچوب مدل تعادل عمومی پویای تصادفی نئوکینزین (New Keynesian DSGE model) تفسیر کرد. طبق این نگرش، یکی از ریشه‌های افزایش سطح عمومی قیمت‌هایی که امروز با آن دست به گریبانیم، «تورم ناشی از فشار هزینه» (Cost-Push Inflation) است که بدلیل شوک سمت عرضه (Supply Shock)، بواسطه جنگ خاورمیانه، رخ داده است.

در چنین شرایطی، طبق این مدل، فدرال رزرو در یک دوراهی قرار می‌گیرد. افزایش نرخ بهره برای کاهش سطح عمومی قیمت‌ها، با کاهش تقاضا می‌تواند رشد اقتصادی را تضعیف کند. ازینرو، سیاستگذار پولی در تغییر نرخ بهره محتاط‌تر عمل می‌کند. محتمل است که در چنین شرایطی، فدرال رزرو ترجیح دهد صبر کند تا شوک بگذرد بجای آنکه به آن واکنشی نشان دهد. اما از آنجایی که هنوز این مساله حل نشده است و نتایج داده‌های اشتغال نیز فراتر از حد انتظار بود، این احتمال وجود دارد که این بار، فدرال رزرو دست به افزایش نرخ بهره بزند.

🆔 @ehsanmnotes

◽️@utfinance◽️
❤1💔1
🖥 چه کسی راست می‌گوید؟ مارکس یا لیبرال‌ها؟

👤 محمود صدری


©️ دی-کست
تهیه‌کننده و پژوهشگر: فاطمه نصیری

بررسی کتاب «#مارکس_در_ترازو»، نشان می‌دهد که #مارکس ارزش کالا و ارزش اضافی را ناشی از کار انسان می‌دانست و سود سرمایه‌دار را استثمار کارگر معرفی می‌کرد. او سرمایه را به به دو دسته سرمایه ثابت مانند ماشین‌آلات و مواد، و سرمایه متغیر یعنی نیروی کار، تقسیم می‌کرد و تنها سرمایه متغیر را منشأ ارزش می‌شمرد.

#بوم‌باورک این نظریه را نقد کرد و ارزش را امری ذهنی و برآمده از ترجیحات فردی دانست، نه واقعیتی عینی و مستقل از اراده انسان.
بر اساس گفته‌های «#محمود_صدری»، مترجم کتاب، می‌توان گفت که مارکس بر عینیت‌گرایی و قوانین تاریخی تاکید دارد، در حالی که مکتب اتریش بر اراده آزاد و ارزیابی ذهنی افراد تکیه می‌کند.
با این‌حال هر دو رویکرد در خوش‌بینی به طبیعت انسان مشترک‌اند.


◽️@utfinance◽️
👍7
📄 «وقتی همه می‌دانند که همه می‌دانند»؛ مروری بر کتاب جدید استیون پینکر

👤 روح‌الله رمضانی

گاهی اوضاع نه با کشفِ حقیقتی تازه بلکه با بیان آنچه همه از پیش می‌دانستند دگرگون می‌شود. گاهی بر زبان آمدنِ رازی نهفته سبب می‌شود که رابطه‌ای عاطفی از بنیاد زیر و رو شود. و گاهی بیان حقیقتی که همه می‌دانند اما هیچ‌کس را یارای بازگفتنش نیست می‌تواند ساختاری سیاسی را فرو بریزد.
همین که پرده کنار رَوَد ورق برمی‌گردد: قدرت‌ها جابه‌جا می‌شوند، دل‌ها به هم نزدیک می‌گردند، و ترسی دیرینه آرام‌آرام می‌میرد.

برای توضیح این لحظه‌های دگرگونی، #استیون_پینکر، زبان‌شناس و روان‌شناس شناختیِ نامدار، در تازه‌ترین کتابش، وقتی همه می‌دانند که همه می‌دانند، به سراغ پدیده‌ی «دانش مشترک»(Common Knowledge) می‌رود: دانشی که نه در خلوت ذهن‌ها بلکه در فضای علنی و جمعی زاده می‌شود؛ دانشی که، به‌ گمان پینکر، بنیاد نظم‌های اجتماعی است.

📌 این کتاب با عنوان «آگاهی معطوف به آگاهی» و با ترجمه امیر امجدیان به زودی منتشر می‌شود.

◽️@utfinance◽️
❤3🔥1👌1
📄 دیکتاتوری مبتذل؛ سقوط از فلسفه به جنجال

👤 اشکان زارع

پدیده #ووکیسم مثال بارز و عریانِ زوال یک اندیشه در بستر سطحی‌نگری و ابتذال رسانه‌ای است.
خط‌ربطی که از واسازی‌های پیچیده، انتزاعی و ناامیدانه پسامدرنیست‌های قرن بیستم آغاز شد، امروزه در دست بیدارماندگانِ خودخوانده، به ساختاری انکیزیسیونی، بی‌مایه و به شدت خطرناک تنزل یافته است.
آنان با ساده‌سازیِ مبتذلِ مفاهیم جامعه‌شناختی و تاریخی، تمام تاریخ انسانی و مناسبات فوق‌العاده پیچیده اجتماعی را به یک تقابل دوگانه، ابتدایی و کودکانه میان «سرکوبگر» و «سرکوب‌شده» خلاصه کرده‌اند؛ قالبی چنان جزم‌اندیشانه، صلب و احمقانه که حتی فرصت تفکر اولیه را از پیروانش سلب می‌کند.

در نظام #توتالیتر و خفقان‌آورِ #ووک، زبان نه ابزار ارتباط و کشف حقیقت، بلکه میدان جنگ، سلاح سرکوب و ابزار باج‌گیری فرهنگی است. دستکاریِ وسواس‌گونه و مضحک کلمات، ایجاد واژه‌نامه‌های ساختگیِ روزمره و ساختِ حساسیتی جنون‌آمیز نسبت به گزاره‌های ساده و معمولی، روشی برای پنهان کردن تهی‌بودنِ دستشان از استدلال منطقی و شواهد تجربی است.

ووک‌ها که توانایی مواجهه با واقعیت سخت، بی‌رحم و غیرقابل‌انکارِ زیست‌شناختی، اقتصادی و تاریخی را ندارند، دست به دامانِ نسبی‌گرایی مطلق اخلاقی می‌شوند؛ دنیایی فانتزی که در آن واقعیت نه با شواهد و داده‌های علمی، بلکه با میزان «احساس جریحه‌دارشده» افراد بازتعریف می‌شود.

بزرگ‌ترین تناقض و بی‌شرمیِ این جریان در ادعای مبارزه آن با «قدرت» نهفته است. ووک‌ها به محض دست یافتن به کوچک‌ترین تریبون، نهاد فرهنگی یا کرسی دانشگاهی، دقیقا همان ابزارهای سرکوب، سانسور، طرد اجتماعی و حذف فیزیکی و معنوی را که روزی نقد می‌کردند، علیه هر اندیشه مستقل و آزاداندیشی به کار می‌گیرند.
این جریان، با جایگزین کردن شایسته‌سالاری با سهمیه‌بندی‌های هویتی و تقلیل دادن هنر، ادبیات و پژوهش‌های علمی به بیانیه‌های سیاسیِ بی‌ارزش و سفارشی، تمدن را به سوی دادگاه‌های قبیله‌ای عصر جاهلیت سوق می‌دهد.

ووکیسم هرگز آگاهی نیست؛ بلکه تظاهرِ تهوع‌آور به دانایی توسط کسانی است که عمقِ بی‌سوادی و خلاء فکری خود را با نقابِ اخلاق‌گراییِ طلبکارانه و مظلوم‌نماییِ حرفه‌ای می‌پوشانند. در واقع به طور ساده اگر بخواهم بگویم، ووکیسم جایگزینی فلسفه با ترهات درباب زنان همجنسگرای دیلیدو به دست و یا مردان عاشق لباس زیر زنانه است.

◽️@utfinance◽️
❤13👍8👎4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 تراژدی بی‌سوادی حاکمان در ایران

موضوع این نیست که #رئیس‌جمهورها در ایران از حداقل دانش‌ اقتصاد بی‌بهره هستند.
بدتر از آموزش اقتصاد به #ابراهیم_رئیسی با کلیپ سه‌دقیقه‌ای این است که وزیر اقتصادش، که استاد رشته اقتصاد در دانشگاه علامه طباطبائی است، از انجام یک محاسبه ساده هم عاجز بوده و #گزارش‌های_مهمل تحویل می‌داده است.

ببینید دکتر مسعود نیلی چطور با یک حساب‌وکتاب ساده، آمارسازی نجومی خاندوزی را به همین راحتی نقش بر آب می‌کند.

◽️@utfinance◽️
👍23❤2👎2🤬2