📄 از ورشکستگی اتوپیای سرخ تا مهندسی مغزها؛ درباب نبوغ خبیث گرامشی و رفقا
👤 اشکان زارع
اگر #تاریخ_اندیشه را از لای گرد و غبار شعارهای پرطمطراق بیرون بکشید، به یک کمدی-تراژدی تمامعیار میرسید؛ پیشگوییهای حضرات #مارکس و #لنین که قرار بود جهان را گلستان کند، در مسکو به جوخههای تیرباران، گولاگهای یخزده و وحشت نیمهشب تبدیل شد.
کارگر نگونبختی هم که قرار بود با «انقلاب خودبهخودی» زنجیرها را پاره کند، در عمل نشان داد هیچ تمایلی به این بهشت زوری ندارد؛ او دلبستهٔ خدا، خانواده، خاک و کار روزمرهاش بود، نه یاوههای دگماتیکِ «دیکتاتوری پرولتر».
اینجا بود که آنتونیو گرامشی، با آن ذهن تیز و تربیتیافته در زبانشناسی و تاریخ، به میدان آمد. فرق #گرامشی با ارتدوکسهای چشمبسته این بود که او واقعیت را دید؛ فهمید که دینامیت و تپانچه، حریف سنت چندهزارساله نمیشود.
پس بهجای رها کردن این مذهب دنیوی، متد را شیطانیتر و مدرنتر کرد؛ اگر نمیشود قلعه را با توپ و تانک گرفت، موریانهوار از درون ستونهایش را میجَویم تا خودش آوار شود؛ کاری کنیم رعیت طناب دارش را با لبخند و به اسم «رهایی» به گردن بیندازد.
◽️ هژمونی فرهنگی و سرقتِ تر و تمیز نخبگان
گرامشی خیلی زودتر از اسکولاستیکهای متصلب حزب دریافت که ستون فقرات تمدن غرب، بر صخرههای دیرپای ایمان مذهبی، پیوندهای ارگانیک خانواده و سنتهای ریشهدار استوار است. هجوم مستقیم با دینامیت و تپانچه به چنین دیواری، حاصلی جز برانگیختن عزم مؤمنان و تحکیم سنگرهای محافظهکاران نداشت. پس پروژهای بهمراتب فریبکارانهتر طراحی شد: تسخیر نامحسوس نهادهای حامل معنا، یعنی دانشگاه، مدرسه، مطبوعات، کلیسا و هنر.
وقتی نتوان قلعه را از روبهرو فتح کرد، آب قناتش را آرامآرام مسموم میکنند تا اهالیاش خودبهخود تسلیم شوند. این طراحی ویرانگر بر دو شاهفنر اصلی استوار بود. نخست، ائتلاف رذیلانه با هر آنکسی که از نظم و ثبات کینه به دل داشت. وقتی آشکار شد که کارگر صنعتیِ صاحبخانه، سرگرم کار، شرافت شغلی و کانون گرم خانوادهاش است و تره هم برای خیالبافیهای مانیفست خرد نمیکند، طبقه کارگر عملاً از مرکز محاسبات مرخص شد. نسخه بدیل گرامشی، گردآوری یک جبهه ناهمگون از تمام حاشیهنشینان، رادیکالها و طردشدگان نظم موجود بود؛ پیوندی نامبارک میان فمینیسم رادیکال، خردهفرهنگهای ضدسنت و اکولوژیستهای واپسگرا که یگانه مخرج مشترکشان، کینه عمیق از عقلانیت تمدنی، قانون طبیعی و فضایل دیرپا بود. این همان نطفه حرامی بود که بعدها با وقاحت تمام نام «#چپ_نو» را بر پیشانیاش چسباندند.
شاهفنر دوم، قطع سر طبقات رقیب و انحراف استعدادها در سرچشمه بود؛ پروژهای که گرامشی با خونسردی از آن به عنوان «جذب نخبگان طبقه دشمن» یاد میکرد.
چرا باید با هزینهتراشی و درگیری مستقیم به طبقات حاکم تاخت، وقتی میتوان فرزندان مستعد و نازپروردهٔ خودِ آنها را پشت نیمکتهای دانشگاه با بافتههای نظری مسخ کرد؟ با همین شگرد، نسلهای متوالی از جوانان بورژوازی نمکگیر تئوریهای چپگرایانه شدند؛ کسانی که با نان رفاه و امنیتی که حاصل سنت و تدبیر نیاکانشان بود قد کشیدند، اما قلم و نبوغشان را دربست در خدمت تیشهزدن به همان ریشهها گذاشتند.
این، تمیزترین و بیخونریزترین شیوه برای اختهسازی یک تمدن بود: خلع سلاح مغزهای متفکر یک ملت، پیش از آنکه اساساً تصوری از مقاومت در مخیلهشان شکل بگیرد.
◽️@utfinance◽️
👤 اشکان زارع
اگر #تاریخ_اندیشه را از لای گرد و غبار شعارهای پرطمطراق بیرون بکشید، به یک کمدی-تراژدی تمامعیار میرسید؛ پیشگوییهای حضرات #مارکس و #لنین که قرار بود جهان را گلستان کند، در مسکو به جوخههای تیرباران، گولاگهای یخزده و وحشت نیمهشب تبدیل شد.
کارگر نگونبختی هم که قرار بود با «انقلاب خودبهخودی» زنجیرها را پاره کند، در عمل نشان داد هیچ تمایلی به این بهشت زوری ندارد؛ او دلبستهٔ خدا، خانواده، خاک و کار روزمرهاش بود، نه یاوههای دگماتیکِ «دیکتاتوری پرولتر».
اینجا بود که آنتونیو گرامشی، با آن ذهن تیز و تربیتیافته در زبانشناسی و تاریخ، به میدان آمد. فرق #گرامشی با ارتدوکسهای چشمبسته این بود که او واقعیت را دید؛ فهمید که دینامیت و تپانچه، حریف سنت چندهزارساله نمیشود.
پس بهجای رها کردن این مذهب دنیوی، متد را شیطانیتر و مدرنتر کرد؛ اگر نمیشود قلعه را با توپ و تانک گرفت، موریانهوار از درون ستونهایش را میجَویم تا خودش آوار شود؛ کاری کنیم رعیت طناب دارش را با لبخند و به اسم «رهایی» به گردن بیندازد.
◽️ هژمونی فرهنگی و سرقتِ تر و تمیز نخبگان
گرامشی خیلی زودتر از اسکولاستیکهای متصلب حزب دریافت که ستون فقرات تمدن غرب، بر صخرههای دیرپای ایمان مذهبی، پیوندهای ارگانیک خانواده و سنتهای ریشهدار استوار است. هجوم مستقیم با دینامیت و تپانچه به چنین دیواری، حاصلی جز برانگیختن عزم مؤمنان و تحکیم سنگرهای محافظهکاران نداشت. پس پروژهای بهمراتب فریبکارانهتر طراحی شد: تسخیر نامحسوس نهادهای حامل معنا، یعنی دانشگاه، مدرسه، مطبوعات، کلیسا و هنر.
وقتی نتوان قلعه را از روبهرو فتح کرد، آب قناتش را آرامآرام مسموم میکنند تا اهالیاش خودبهخود تسلیم شوند. این طراحی ویرانگر بر دو شاهفنر اصلی استوار بود. نخست، ائتلاف رذیلانه با هر آنکسی که از نظم و ثبات کینه به دل داشت. وقتی آشکار شد که کارگر صنعتیِ صاحبخانه، سرگرم کار، شرافت شغلی و کانون گرم خانوادهاش است و تره هم برای خیالبافیهای مانیفست خرد نمیکند، طبقه کارگر عملاً از مرکز محاسبات مرخص شد. نسخه بدیل گرامشی، گردآوری یک جبهه ناهمگون از تمام حاشیهنشینان، رادیکالها و طردشدگان نظم موجود بود؛ پیوندی نامبارک میان فمینیسم رادیکال، خردهفرهنگهای ضدسنت و اکولوژیستهای واپسگرا که یگانه مخرج مشترکشان، کینه عمیق از عقلانیت تمدنی، قانون طبیعی و فضایل دیرپا بود. این همان نطفه حرامی بود که بعدها با وقاحت تمام نام «#چپ_نو» را بر پیشانیاش چسباندند.
شاهفنر دوم، قطع سر طبقات رقیب و انحراف استعدادها در سرچشمه بود؛ پروژهای که گرامشی با خونسردی از آن به عنوان «جذب نخبگان طبقه دشمن» یاد میکرد.
چرا باید با هزینهتراشی و درگیری مستقیم به طبقات حاکم تاخت، وقتی میتوان فرزندان مستعد و نازپروردهٔ خودِ آنها را پشت نیمکتهای دانشگاه با بافتههای نظری مسخ کرد؟ با همین شگرد، نسلهای متوالی از جوانان بورژوازی نمکگیر تئوریهای چپگرایانه شدند؛ کسانی که با نان رفاه و امنیتی که حاصل سنت و تدبیر نیاکانشان بود قد کشیدند، اما قلم و نبوغشان را دربست در خدمت تیشهزدن به همان ریشهها گذاشتند.
این، تمیزترین و بیخونریزترین شیوه برای اختهسازی یک تمدن بود: خلع سلاح مغزهای متفکر یک ملت، پیش از آنکه اساساً تصوری از مقاومت در مخیلهشان شکل بگیرد.
◽️@utfinance◽️
👌20👎5❤3👍2👏2
🖥 The Second Plane, 25 years later
👤 Sam Harris
On the 25th anniversary of September 11th, Sam discusses the significance of the second plane, the writing of The End of Faith, the failure to take jihadist belief seriously, the costs of the war on terror, the abandonment of America’s Afghan allies, the continuity between 9/11 and October 7th, the rise of Islamo-leftism, the misuse of “Islamophobia,” and other topics.
◽️@utfinance◽️
👤 Sam Harris
On the 25th anniversary of September 11th, Sam discusses the significance of the second plane, the writing of The End of Faith, the failure to take jihadist belief seriously, the costs of the war on terror, the abandonment of America’s Afghan allies, the continuity between 9/11 and October 7th, the rise of Islamo-leftism, the misuse of “Islamophobia,” and other topics.
◽️@utfinance◽️
YouTube
The Second Plane, 25 Years Later
On the 25th anniversary of September 11th, Sam discusses the significance of the second plane, the writing of The End of Faith, the failure to take jihadist belief seriously, the costs of the war on terror, the abandonment of America’s Afghan allies, the…
👏6👎1
📕 تحدید چاپ
اصول اقتصاد
👤 سیفالدین عموص
✍️ ترجمه: امیرحسین خالقی
🔗 لینک خرید با تخفیف 20 درصد
◽️@utfinance◽️
#اصول_اقتصاد
اصول اقتصاد
👤 سیفالدین عموص
✍️ ترجمه: امیرحسین خالقی
🔗 لینک خرید با تخفیف 20 درصد
◽️@utfinance◽️
#اصول_اقتصاد
👍6❤1
◽️ ۲۵ سال انکار یک حقیقت تلخ
©️ منبع: اینستاگرام آسیه علیخواه
◾️ هواپیمای اول تصادف بود اما هواپیمای دوم حقیقت
وقتی هواپیمای اول به برج شمالی خورد همه فکر کردند یک نقص فنی یا دیوانگی یک خلبان است. اما ساعت ۹:۰۳ وقتی هواپیمای دوم به برج جنوبی کوبیده شد، حقیقت اشکار شد این یک جنایت برنامه ریزی شده بود توسط افرادی کاملاً هوشیار که با اشتیاق قصد مرگ داشتند.
دیوانهها نمیتوانند چنین عملیات پیچیدهای را با هم هماهنگ کنند، پای یک عقیده محکم در میان بود.
#آسیه_علیخواه
◽️@utfinance◽️
#یازده_سپتامبر
©️ منبع: اینستاگرام آسیه علیخواه
◾️ هواپیمای اول تصادف بود اما هواپیمای دوم حقیقت
وقتی هواپیمای اول به برج شمالی خورد همه فکر کردند یک نقص فنی یا دیوانگی یک خلبان است. اما ساعت ۹:۰۳ وقتی هواپیمای دوم به برج جنوبی کوبیده شد، حقیقت اشکار شد این یک جنایت برنامه ریزی شده بود توسط افرادی کاملاً هوشیار که با اشتیاق قصد مرگ داشتند.
دیوانهها نمیتوانند چنین عملیات پیچیدهای را با هم هماهنگ کنند، پای یک عقیده محکم در میان بود.
#آسیه_علیخواه
🔗 همچنین ببینید:
The Second Plane, 25 years later
◽️@utfinance◽️
#یازده_سپتامبر
👍20❤6👌4
👤 سایمون سیبگ مانتیفیوری:
◽️ کتاب ««دیگ جوشان: شکلگیری خاورمیانه مدرن» نوشته سایمون سیبگ مانتیفیوری به تازگی منتشر شده است.
📌 توضیح عکس:
۲۶ اکتبر ۱۹۹۴ و دقایقی پس از امضای پیمان صلح اردن و اسرائیل در عَقَبه، اسحاق رابین نخستوزیر اسرائیل (راست) و ملک حسین پادشاه اردن (چپ) را در حال کشیدن سیگار و در حالتی دوستانه نشان میدهد.
بر اساس توافقنامه صلح، اردن رسما کشور عبری را به رسمیت میشناخت و در عوض، اسرائیل از ۳۸۰ کیلومتر مربع از اراضی متعلق به اردن که در جریان جنگ شش روزه به غنیمت گرفتهبود، خارج میشد.
#دیگ_جوشان_خاورمیانه
#مانتیفیوری
◽️@utfinance◽️
«یکی از تصاویر محبوب من از «دیگ جوشان خاورمیانه»؛ دو غولی که سرانجام به یکدیگر اعتماد کردند. 32 سال پیش».
◽️ کتاب ««دیگ جوشان: شکلگیری خاورمیانه مدرن» نوشته سایمون سیبگ مانتیفیوری به تازگی منتشر شده است.
📌 توضیح عکس:
۲۶ اکتبر ۱۹۹۴ و دقایقی پس از امضای پیمان صلح اردن و اسرائیل در عَقَبه، اسحاق رابین نخستوزیر اسرائیل (راست) و ملک حسین پادشاه اردن (چپ) را در حال کشیدن سیگار و در حالتی دوستانه نشان میدهد.
بر اساس توافقنامه صلح، اردن رسما کشور عبری را به رسمیت میشناخت و در عوض، اسرائیل از ۳۸۰ کیلومتر مربع از اراضی متعلق به اردن که در جریان جنگ شش روزه به غنیمت گرفتهبود، خارج میشد.
#دیگ_جوشان_خاورمیانه
#مانتیفیوری
◽️@utfinance◽️
👌11❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 هر ایرانی 5 تُن طلا دارد!
👤 میلاد حاتمی
کارشناس صداوسیما در شبکه افق مدعی شده مردم 500 میلیون تن طلا در خانههایشان نگهداری میکنند و علاوه بر آن بانک مرکزی 500 میلیون تن طلا ذخیره دارد. این اعداد چقدر از واقعیت فاصله دارد؟
منبع: اینستاگرام میلاد حاتمی
◽️@utfinance◽️
#الحمدلله
#طلا
#ذخایر_طلا
👤 میلاد حاتمی
کارشناس صداوسیما در شبکه افق مدعی شده مردم 500 میلیون تن طلا در خانههایشان نگهداری میکنند و علاوه بر آن بانک مرکزی 500 میلیون تن طلا ذخیره دارد. این اعداد چقدر از واقعیت فاصله دارد؟
منبع: اینستاگرام میلاد حاتمی
◽️@utfinance◽️
#الحمدلله
#طلا
#ذخایر_طلا
🤬22❤2👌2👍1👏1
📄 نونهادگرایی هیچ پشتوانۀ تاریخی ندارد | آنچه جوامع را حفظ میکند، قانون نیست؛ اخلاق است | قانون مالکیت را نساخت، مالکیت پیش از دولت وجود داشت
👤 دیردره مککلاسکی
✍🏻 ترجمه: مسعود یوسف حصیرچین
آنچه جوامع را یکپارچه نگاه میدارد، اساساً اخلاق است ــنه قانون به مثابۀ مصوباتِ نهادیِ اربابان قدرت در دادگاهها یا پارلمانها. دگرگونی در اخلاق است که جوامع را به پیش میراند، یا به عقب.
◽️@utfinance◽️
#مسعود_یوسفحصیرچین
#دیردره_مککلاسکی
#نونهادگرایی
#نهادگرایی
👤 دیردره مککلاسکی
✍🏻 ترجمه: مسعود یوسف حصیرچین
آنچه جوامع را یکپارچه نگاه میدارد، اساساً اخلاق است ــنه قانون به مثابۀ مصوباتِ نهادیِ اربابان قدرت در دادگاهها یا پارلمانها. دگرگونی در اخلاق است که جوامع را به پیش میراند، یا به عقب.
◽️@utfinance◽️
#مسعود_یوسفحصیرچین
#دیردره_مککلاسکی
#نونهادگرایی
#نهادگرایی
اقتصادنیوز
نونهادگرایی هیچ پشتوانۀ تاریخی ندارد | آنچه جوامع را حفظ میکند، قانون نیست؛ اخلاق است | قانون مالکیت را نساخت، مالکیت پیش از دولت…
اقتصادنیوز: دیردره مککلاسکی، اقتصاددان و استاد پیشین دانشگاه شیکاگو، معتقد است: آنچه جوامع را یکپارچه نگاه میدارد، اساساً اخلاق است ــنه قانون به مثابۀ مصوباتِ نهادیِ اربابان قدرت در دادگاهها یا پارلمانها. دگرگونی در اخلاق است که جوامع را به پیش میراند،…
👍16👎3❤1👌1
Forwarded from انتشارات دنیای اقتصاد
عدالت اقتصادی از نگاه مدافع آزادی
آیا دفاع از بازار آزاد با دفاع از عدالت اجتماعی تعارض دارد؟ گری چارتیه در کتاب «عدالت اقتصادی و حقوق طبیعی» تلاش میکند با تکیه بر سنت حقوق طبیعی، تصویری از عدالت اقتصادی ارائه میکند که در آن آزادی فردی، مالکیت، انتخاب داوطلبانه و توجه به محرومان میتوانند در کنار یکدیگر قرار گیرند.
نویسنده در این کتاب از منظری فلسفی به پرسشهایی بنیادین میپردازد. مثل اینکه حق مالکیت از کجا ناشی میشود؟ یک نظام اقتصادی عادلانه چه ویژگیهایی دارد؟ دولت تا کجا حق مداخله در روابط اقتصادی افراد را دارد؟ و آیا میتوان بدون گسترش قدرت دولت، نسبت به فقر و نابرابری بیتفاوت نبود؟
چارتیه، فیلسوف و استاد حقوق و اخلاق کسبوکار ، از چهرههای متفاوت در میان متفکران آزادیخواه معاصر است که دفاع از آزادی اقتصادی را به دفاع بیقیدوشرط از وضع موجود یا منافع صاحبان ثروت فرو نمیکاهد. از نگاه او، باید میان بازار آزاد و ساختارهایی که بر اثر امتیازات سیاسی، انحصار و مداخله دولت شکل گرفتهاند، تمایز قائل شد.
🔹برای تهیه کتابهای ما با شماره تلفن 02152189186 تماس بگیرید.
@eco_philo_book
آیا دفاع از بازار آزاد با دفاع از عدالت اجتماعی تعارض دارد؟ گری چارتیه در کتاب «عدالت اقتصادی و حقوق طبیعی» تلاش میکند با تکیه بر سنت حقوق طبیعی، تصویری از عدالت اقتصادی ارائه میکند که در آن آزادی فردی، مالکیت، انتخاب داوطلبانه و توجه به محرومان میتوانند در کنار یکدیگر قرار گیرند.
نویسنده در این کتاب از منظری فلسفی به پرسشهایی بنیادین میپردازد. مثل اینکه حق مالکیت از کجا ناشی میشود؟ یک نظام اقتصادی عادلانه چه ویژگیهایی دارد؟ دولت تا کجا حق مداخله در روابط اقتصادی افراد را دارد؟ و آیا میتوان بدون گسترش قدرت دولت، نسبت به فقر و نابرابری بیتفاوت نبود؟
چارتیه، فیلسوف و استاد حقوق و اخلاق کسبوکار ، از چهرههای متفاوت در میان متفکران آزادیخواه معاصر است که دفاع از آزادی اقتصادی را به دفاع بیقیدوشرط از وضع موجود یا منافع صاحبان ثروت فرو نمیکاهد. از نگاه او، باید میان بازار آزاد و ساختارهایی که بر اثر امتیازات سیاسی، انحصار و مداخله دولت شکل گرفتهاند، تمایز قائل شد.
🔹برای تهیه کتابهای ما با شماره تلفن 02152189186 تماس بگیرید.
@eco_philo_book
👍1