Forwarded from گاراژ ــ مهدی تدینی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صورتحساب والدین روی میز فرزندان
برای اینکه بفهمیم «دولت رفاه» ــ که در نگاه نخست ایدۀ بسیار دلچسبیه ــ چه پیامدهایی داره، باید واحد سنجش رو بینانسلی بگیریم: یعنی باید ببینیم سیاستهای دولت رفاه در بلندمدت چه نتایجی داره. در این ویدئو به عنوان نمونه یک مقایسۀ بلندمدت رو میتونید ببینید و بشنوید.
سیاستی که هزینۀ خودش رو دائم بر دوش نسلهای بعدی بندازه، فرزندانمون رو فقیرتر از خودمون کنه (یعنی کشورمون رو در بلندمدت فقیر کنه) و صورتحسابش رو هم آیندگان مجبور باشند پرداخت کنند، سیاست «خوب» نیست، سیاست «عافیتطلبانه»ست. واقعیت اینه که برای ثروت ملی باید کار کرد. کسی که این رو انکار میکنه، رؤیافروشی میکنه ــ حالا شاید اسم این رؤیا رو گذاشته باشه «سوسیالدموکراسی».
البته شرایط ما در ایران که ربطی به «دولت رفاه» نداره ــ بیشتر با «رفاهِ دولت» از جیب ملت طرفیم تا «دولتِ رفاه». اما باید با این مفاهیم و مناقشات آشنا باشیم.
احتمالاً دهها پست مرتبط با این موضوع در کانال پیدا میکنید، اما به عنوان نمونه میتونید به این پست نگاه کنید: «دوگانۀ بازتوزیع یا رشد اقتصادی» | و همچنین این پست: «رؤیای اسکاندیناوی» | از این بیشتر، تعبیرِ «دولت رفاه» رو سرچ کنید.
@Garajetadayoni | گاراژ
برای اینکه بفهمیم «دولت رفاه» ــ که در نگاه نخست ایدۀ بسیار دلچسبیه ــ چه پیامدهایی داره، باید واحد سنجش رو بینانسلی بگیریم: یعنی باید ببینیم سیاستهای دولت رفاه در بلندمدت چه نتایجی داره. در این ویدئو به عنوان نمونه یک مقایسۀ بلندمدت رو میتونید ببینید و بشنوید.
سیاستی که هزینۀ خودش رو دائم بر دوش نسلهای بعدی بندازه، فرزندانمون رو فقیرتر از خودمون کنه (یعنی کشورمون رو در بلندمدت فقیر کنه) و صورتحسابش رو هم آیندگان مجبور باشند پرداخت کنند، سیاست «خوب» نیست، سیاست «عافیتطلبانه»ست. واقعیت اینه که برای ثروت ملی باید کار کرد. کسی که این رو انکار میکنه، رؤیافروشی میکنه ــ حالا شاید اسم این رؤیا رو گذاشته باشه «سوسیالدموکراسی».
البته شرایط ما در ایران که ربطی به «دولت رفاه» نداره ــ بیشتر با «رفاهِ دولت» از جیب ملت طرفیم تا «دولتِ رفاه». اما باید با این مفاهیم و مناقشات آشنا باشیم.
احتمالاً دهها پست مرتبط با این موضوع در کانال پیدا میکنید، اما به عنوان نمونه میتونید به این پست نگاه کنید: «دوگانۀ بازتوزیع یا رشد اقتصادی» | و همچنین این پست: «رؤیای اسکاندیناوی» | از این بیشتر، تعبیرِ «دولت رفاه» رو سرچ کنید.
@Garajetadayoni | گاراژ
❤17👎3
Forwarded from اقتصادنیوز
🔻پیامدهای بلندمدت سیاستهای اقتصادی مهمتر از سودمندی کوتاه مدت آنهاست
🔹️برای آموختن اصول اولیه علم اقتصاد، کتاب «اقتصاد در یک درس» اثر هنری هازلیت، اثری مقدماتی و مفید برای همه است. با وجود اینکه این کتاب در سال ۱۹۴۶ منتشر شده است، همچنان پرفروش و مورد اقبال است و از آن جایی که مفاهیم کتاب مبانی اولیه و اساسی علم اقتصاد هستند، در گذر زمان ارزش و اهمیت آن تغییر نکرده است.
🔹️در کتاب «اقتصاد در یک درس» نویسنده به شکلی ساده و منطقی، با سلسلهای از استدلالها و مثالهای ملموس، قوانین اقتصادی حاکم بر رفتار و کنشهای فردی و سیاستهای عمومی را توضیح میدهد.
🔹️هازلیت مغالطههای اقتصادی را که اغلب توسط سیاستمداران و روشنفکران ترویج میشوند، آشکار میسازد و نشان میدهد که چگونه میتوانند تأثیرات مخربی بر زندگی و معیشت یک ملت داشته باشند.
🔹️امروزه، توهمات و مغالطههای اقتصادی بسیاری به باور عمومی تبدیل شدهاند، از این رو مطالعه کتابی که برای عموم مردم قابل خواندن باشد و به درک بهتر از مفاهیم و روبط اقتصادی کمک کند، ضروری است.
⬅️ متن کامل گزارش
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
🔹️برای آموختن اصول اولیه علم اقتصاد، کتاب «اقتصاد در یک درس» اثر هنری هازلیت، اثری مقدماتی و مفید برای همه است. با وجود اینکه این کتاب در سال ۱۹۴۶ منتشر شده است، همچنان پرفروش و مورد اقبال است و از آن جایی که مفاهیم کتاب مبانی اولیه و اساسی علم اقتصاد هستند، در گذر زمان ارزش و اهمیت آن تغییر نکرده است.
🔹️در کتاب «اقتصاد در یک درس» نویسنده به شکلی ساده و منطقی، با سلسلهای از استدلالها و مثالهای ملموس، قوانین اقتصادی حاکم بر رفتار و کنشهای فردی و سیاستهای عمومی را توضیح میدهد.
🔹️هازلیت مغالطههای اقتصادی را که اغلب توسط سیاستمداران و روشنفکران ترویج میشوند، آشکار میسازد و نشان میدهد که چگونه میتوانند تأثیرات مخربی بر زندگی و معیشت یک ملت داشته باشند.
🔹️امروزه، توهمات و مغالطههای اقتصادی بسیاری به باور عمومی تبدیل شدهاند، از این رو مطالعه کتابی که برای عموم مردم قابل خواندن باشد و به درک بهتر از مفاهیم و روبط اقتصادی کمک کند، ضروری است.
⬅️ متن کامل گزارش
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
❤4👍1
◽️ توئیت روز
امیر جوادی، اقتصاددان:
«شنیدم آقایان #مالجو و #صداقت حکمهای تعزیری و تعلیقی حبس گرفتهاند. خیلی متاسفم که آخوند حتی تحمّل اندیشمند متین و غیررادیکال را هم ندارد.
این عزیزان چپگرا هستند و طبعاً مسیرهای متفاوتی داریم. با این حال تردیدی ندارم اگر گفتگو و چالش با نظر مخالف نبود هیچیک از ما رشد نمیکردیم».
#امیر_جوادی
◽️@utfinance◽️
امیر جوادی، اقتصاددان:
«شنیدم آقایان #مالجو و #صداقت حکمهای تعزیری و تعلیقی حبس گرفتهاند. خیلی متاسفم که آخوند حتی تحمّل اندیشمند متین و غیررادیکال را هم ندارد.
این عزیزان چپگرا هستند و طبعاً مسیرهای متفاوتی داریم. با این حال تردیدی ندارم اگر گفتگو و چالش با نظر مخالف نبود هیچیک از ما رشد نمیکردیم».
#امیر_جوادی
◽️@utfinance◽️
👌20👍4⚡1👎1
📝 Why Milei’s Chainsaw Revolution Required Restraint
👤 احسان موسوی
میلی برخلاف کمپین انتخاباتی آنارکوکاپیتالیستیاش، در عمل روشی تکنوکرات با هدف گسترش بازار آزاد دارد.
در یادداشت اخیرم شرح دادم که چرا روش او، برخلاف انتظارات امثال هوپه، اتفاقاً روشی منطقیست و چرا معتقدم میلئی برای لیبرتارینها مهم است و باید به او بیشتر توجه کنند، بجای امثال هوپه.
🌐 https://thedailyeconomy.org/article/why-mileis-chainsaw-revolution-required-restraint/
☑ @ehsanmnotes
◽️@utfinance◽️
👤 احسان موسوی
میلی برخلاف کمپین انتخاباتی آنارکوکاپیتالیستیاش، در عمل روشی تکنوکرات با هدف گسترش بازار آزاد دارد.
در یادداشت اخیرم شرح دادم که چرا روش او، برخلاف انتظارات امثال هوپه، اتفاقاً روشی منطقیست و چرا معتقدم میلئی برای لیبرتارینها مهم است و باید به او بیشتر توجه کنند، بجای امثال هوپه.
🌐 https://thedailyeconomy.org/article/why-mileis-chainsaw-revolution-required-restraint/
☑ @ehsanmnotes
◽️@utfinance◽️
👌12❤4👍3👎2
📄 از پست و بلند لیبرالیسم
👤فردریش فون هایک
✍مترجم: محسن رنجبر
واژه لیبرالیسم امروزه در معانی گوناگونی به کار میرود که غیر از ترسیم گشودگی در برابر اندیشههای نو، چندان اشتراک دیگری ندارند و در این میان، برخی از این معانی مستقیما در مقابل آنهایی مینشینند که واژه لیبرالیسم از ابتدا در قرن نوزده و اوایل قرن بیست به همراه داشت. تنها چیزی که اینجا به آن میپردازم، جریانی گسترده از آرمانهای سیاسی است که در آن دوره زیر بیرق لیبرالیسم به عنوان یکی از موثرترین نیروهای فکری حاکم بر دگرگونیهای اروپای غربی و مرکزی عمل کرد. با این حال این نهضت از دو سرچشمه متفاوت سر برآورد و دو سنتی که این سرچشمهها پدید آوردند، هرچند عموما با درجاتی متفاوت با هم درآمیختهاند، اما تنها به صورتی شکننده کنار هم زیستهاند و اگر میخواهیم شکلگیری نهضت لیبرالی را درک کنیم، باید به روشنی از یکدیگر تمیزشان دهیم.
یکی از این دو سنت که عمری بسیار درازتر از نام «لیبرالیسم» داشته، در عهد باستان کلاسیک ریشه دارد و شکل مدرنش در اواخر سده هفده و سده هجده در عقاید سیاسی ویگهای انگلیسی پدیدار شد. این سنت، مدل نهادهای سیاسی را که بیشتر گونههای لیبرالیسم قرن نوزده اروپا آن را پی گرفتند، به دست داد. این آزادی فردی بود که «دولت تحت قانون» به شهروندان انگلستان داده بود و الهامبخش نهضت آزادیخواهی در کشورهای قاره شد که حکومت مطلقه، بیشتر آزادیهای قرون وسطاییشان را که در انگلستان تا اندازه زیادی حفظ شد، نابود کرده بود.
نخستین کسانی که آرمان آزادی فردی را به روشنی بر زبان آورده بودند، یونانیهای باستان و به ویژه آتنیها در دوره کلاسیک سدههای پنج و چهار پیش از میلاد بودند. رخدادهایی از این قبیل که ژنرال آتنی در هنگام بروز خطرات شدید در حمله به سیسیل به یاد سربازان میآورد که برای کشوری میجنگند که به آنها «اختیار مطلق [داده که] آن چنان که دوست دارند، زندگی کنند»، این گفته برخی نویسندگان سده نوزده را که مردمان روزگار باستان آزادی فردی را به معنای مدرن آن نمیشناختند، به روشنی از اعتبار میاندازد. برداشت آنها از آزادی، آزادی تحت قانون یا وضعیتی بود که در آن، چنان که این عبارت مشهور نشان میدهد، قانون پادشاه بود. این تصور از آزادی در دوران کلاسیک آغازین در آرمان ایزونومیا یا برابری در مقابل قانون نمود یافت که البته بدون استفاده از آن نام قدیمی، به شکلی حتی روشنتر توسط ارسطو شرح داده شده است. این قانون، محافظت از حوزه خصوصی شهروندان در برابر دولت را در خود داشت و دامنهاش چنان گسترده بود که حتی در حکومت «سی جبار»، شهروند آتنی اگر در خانهاش میماند، از امنیت کامل بهرهمند بود.
این روزها هواخواهان دیدگاه لیبرال کلاسیک دوباره به تعدادی بسیار اندک که عمدتا اقتصاددان هستند، کاهش یافتهاند. و واژه «لیبرال» حتی در اروپا، همچنان که مدتی در آمریکا نیز چنین بود، به منزله نامی برای آرمانهای ذاتا سوسیالیستی به کار میرود، چون به قول جوزف شومپیتر، «به مثابه تمجیدی شگفتآور اما ناخواسته، دشمنان نظام کسبوکار خصوصی فکر کردهاند خردمندانه است که این برچسب را مال خود کنند».
🔗 ادامه مطلب را اینجا بخوانید
منبع: https://t.me/andishee_noo
◽️@utfinance◽️
👤فردریش فون هایک
✍مترجم: محسن رنجبر
واژه لیبرالیسم امروزه در معانی گوناگونی به کار میرود که غیر از ترسیم گشودگی در برابر اندیشههای نو، چندان اشتراک دیگری ندارند و در این میان، برخی از این معانی مستقیما در مقابل آنهایی مینشینند که واژه لیبرالیسم از ابتدا در قرن نوزده و اوایل قرن بیست به همراه داشت. تنها چیزی که اینجا به آن میپردازم، جریانی گسترده از آرمانهای سیاسی است که در آن دوره زیر بیرق لیبرالیسم به عنوان یکی از موثرترین نیروهای فکری حاکم بر دگرگونیهای اروپای غربی و مرکزی عمل کرد. با این حال این نهضت از دو سرچشمه متفاوت سر برآورد و دو سنتی که این سرچشمهها پدید آوردند، هرچند عموما با درجاتی متفاوت با هم درآمیختهاند، اما تنها به صورتی شکننده کنار هم زیستهاند و اگر میخواهیم شکلگیری نهضت لیبرالی را درک کنیم، باید به روشنی از یکدیگر تمیزشان دهیم.
یکی از این دو سنت که عمری بسیار درازتر از نام «لیبرالیسم» داشته، در عهد باستان کلاسیک ریشه دارد و شکل مدرنش در اواخر سده هفده و سده هجده در عقاید سیاسی ویگهای انگلیسی پدیدار شد. این سنت، مدل نهادهای سیاسی را که بیشتر گونههای لیبرالیسم قرن نوزده اروپا آن را پی گرفتند، به دست داد. این آزادی فردی بود که «دولت تحت قانون» به شهروندان انگلستان داده بود و الهامبخش نهضت آزادیخواهی در کشورهای قاره شد که حکومت مطلقه، بیشتر آزادیهای قرون وسطاییشان را که در انگلستان تا اندازه زیادی حفظ شد، نابود کرده بود.
نخستین کسانی که آرمان آزادی فردی را به روشنی بر زبان آورده بودند، یونانیهای باستان و به ویژه آتنیها در دوره کلاسیک سدههای پنج و چهار پیش از میلاد بودند. رخدادهایی از این قبیل که ژنرال آتنی در هنگام بروز خطرات شدید در حمله به سیسیل به یاد سربازان میآورد که برای کشوری میجنگند که به آنها «اختیار مطلق [داده که] آن چنان که دوست دارند، زندگی کنند»، این گفته برخی نویسندگان سده نوزده را که مردمان روزگار باستان آزادی فردی را به معنای مدرن آن نمیشناختند، به روشنی از اعتبار میاندازد. برداشت آنها از آزادی، آزادی تحت قانون یا وضعیتی بود که در آن، چنان که این عبارت مشهور نشان میدهد، قانون پادشاه بود. این تصور از آزادی در دوران کلاسیک آغازین در آرمان ایزونومیا یا برابری در مقابل قانون نمود یافت که البته بدون استفاده از آن نام قدیمی، به شکلی حتی روشنتر توسط ارسطو شرح داده شده است. این قانون، محافظت از حوزه خصوصی شهروندان در برابر دولت را در خود داشت و دامنهاش چنان گسترده بود که حتی در حکومت «سی جبار»، شهروند آتنی اگر در خانهاش میماند، از امنیت کامل بهرهمند بود.
این روزها هواخواهان دیدگاه لیبرال کلاسیک دوباره به تعدادی بسیار اندک که عمدتا اقتصاددان هستند، کاهش یافتهاند. و واژه «لیبرال» حتی در اروپا، همچنان که مدتی در آمریکا نیز چنین بود، به منزله نامی برای آرمانهای ذاتا سوسیالیستی به کار میرود، چون به قول جوزف شومپیتر، «به مثابه تمجیدی شگفتآور اما ناخواسته، دشمنان نظام کسبوکار خصوصی فکر کردهاند خردمندانه است که این برچسب را مال خود کنند».
🔗 ادامه مطلب را اینجا بخوانید
منبع: https://t.me/andishee_noo
◽️@utfinance◽️
❤9