📄 از پست و بلند لیبرالیسم
👤فردریش فون هایک
✍مترجم: محسن رنجبر
واژه لیبرالیسم امروزه در معانی گوناگونی به کار میرود که غیر از ترسیم گشودگی در برابر اندیشههای نو، چندان اشتراک دیگری ندارند و در این میان، برخی از این معانی مستقیما در مقابل آنهایی مینشینند که واژه لیبرالیسم از ابتدا در قرن نوزده و اوایل قرن بیست به همراه داشت. تنها چیزی که اینجا به آن میپردازم، جریانی گسترده از آرمانهای سیاسی است که در آن دوره زیر بیرق لیبرالیسم به عنوان یکی از موثرترین نیروهای فکری حاکم بر دگرگونیهای اروپای غربی و مرکزی عمل کرد. با این حال این نهضت از دو سرچشمه متفاوت سر برآورد و دو سنتی که این سرچشمهها پدید آوردند، هرچند عموما با درجاتی متفاوت با هم درآمیختهاند، اما تنها به صورتی شکننده کنار هم زیستهاند و اگر میخواهیم شکلگیری نهضت لیبرالی را درک کنیم، باید به روشنی از یکدیگر تمیزشان دهیم.
یکی از این دو سنت که عمری بسیار درازتر از نام «لیبرالیسم» داشته، در عهد باستان کلاسیک ریشه دارد و شکل مدرنش در اواخر سده هفده و سده هجده در عقاید سیاسی ویگهای انگلیسی پدیدار شد. این سنت، مدل نهادهای سیاسی را که بیشتر گونههای لیبرالیسم قرن نوزده اروپا آن را پی گرفتند، به دست داد. این آزادی فردی بود که «دولت تحت قانون» به شهروندان انگلستان داده بود و الهامبخش نهضت آزادیخواهی در کشورهای قاره شد که حکومت مطلقه، بیشتر آزادیهای قرون وسطاییشان را که در انگلستان تا اندازه زیادی حفظ شد، نابود کرده بود.
نخستین کسانی که آرمان آزادی فردی را به روشنی بر زبان آورده بودند، یونانیهای باستان و به ویژه آتنیها در دوره کلاسیک سدههای پنج و چهار پیش از میلاد بودند. رخدادهایی از این قبیل که ژنرال آتنی در هنگام بروز خطرات شدید در حمله به سیسیل به یاد سربازان میآورد که برای کشوری میجنگند که به آنها «اختیار مطلق [داده که] آن چنان که دوست دارند، زندگی کنند»، این گفته برخی نویسندگان سده نوزده را که مردمان روزگار باستان آزادی فردی را به معنای مدرن آن نمیشناختند، به روشنی از اعتبار میاندازد. برداشت آنها از آزادی، آزادی تحت قانون یا وضعیتی بود که در آن، چنان که این عبارت مشهور نشان میدهد، قانون پادشاه بود. این تصور از آزادی در دوران کلاسیک آغازین در آرمان ایزونومیا یا برابری در مقابل قانون نمود یافت که البته بدون استفاده از آن نام قدیمی، به شکلی حتی روشنتر توسط ارسطو شرح داده شده است. این قانون، محافظت از حوزه خصوصی شهروندان در برابر دولت را در خود داشت و دامنهاش چنان گسترده بود که حتی در حکومت «سی جبار»، شهروند آتنی اگر در خانهاش میماند، از امنیت کامل بهرهمند بود.
این روزها هواخواهان دیدگاه لیبرال کلاسیک دوباره به تعدادی بسیار اندک که عمدتا اقتصاددان هستند، کاهش یافتهاند. و واژه «لیبرال» حتی در اروپا، همچنان که مدتی در آمریکا نیز چنین بود، به منزله نامی برای آرمانهای ذاتا سوسیالیستی به کار میرود، چون به قول جوزف شومپیتر، «به مثابه تمجیدی شگفتآور اما ناخواسته، دشمنان نظام کسبوکار خصوصی فکر کردهاند خردمندانه است که این برچسب را مال خود کنند».
🔗 ادامه مطلب را اینجا بخوانید
منبع: https://t.me/andishee_noo
◽️@utfinance◽️
👤فردریش فون هایک
✍مترجم: محسن رنجبر
واژه لیبرالیسم امروزه در معانی گوناگونی به کار میرود که غیر از ترسیم گشودگی در برابر اندیشههای نو، چندان اشتراک دیگری ندارند و در این میان، برخی از این معانی مستقیما در مقابل آنهایی مینشینند که واژه لیبرالیسم از ابتدا در قرن نوزده و اوایل قرن بیست به همراه داشت. تنها چیزی که اینجا به آن میپردازم، جریانی گسترده از آرمانهای سیاسی است که در آن دوره زیر بیرق لیبرالیسم به عنوان یکی از موثرترین نیروهای فکری حاکم بر دگرگونیهای اروپای غربی و مرکزی عمل کرد. با این حال این نهضت از دو سرچشمه متفاوت سر برآورد و دو سنتی که این سرچشمهها پدید آوردند، هرچند عموما با درجاتی متفاوت با هم درآمیختهاند، اما تنها به صورتی شکننده کنار هم زیستهاند و اگر میخواهیم شکلگیری نهضت لیبرالی را درک کنیم، باید به روشنی از یکدیگر تمیزشان دهیم.
یکی از این دو سنت که عمری بسیار درازتر از نام «لیبرالیسم» داشته، در عهد باستان کلاسیک ریشه دارد و شکل مدرنش در اواخر سده هفده و سده هجده در عقاید سیاسی ویگهای انگلیسی پدیدار شد. این سنت، مدل نهادهای سیاسی را که بیشتر گونههای لیبرالیسم قرن نوزده اروپا آن را پی گرفتند، به دست داد. این آزادی فردی بود که «دولت تحت قانون» به شهروندان انگلستان داده بود و الهامبخش نهضت آزادیخواهی در کشورهای قاره شد که حکومت مطلقه، بیشتر آزادیهای قرون وسطاییشان را که در انگلستان تا اندازه زیادی حفظ شد، نابود کرده بود.
نخستین کسانی که آرمان آزادی فردی را به روشنی بر زبان آورده بودند، یونانیهای باستان و به ویژه آتنیها در دوره کلاسیک سدههای پنج و چهار پیش از میلاد بودند. رخدادهایی از این قبیل که ژنرال آتنی در هنگام بروز خطرات شدید در حمله به سیسیل به یاد سربازان میآورد که برای کشوری میجنگند که به آنها «اختیار مطلق [داده که] آن چنان که دوست دارند، زندگی کنند»، این گفته برخی نویسندگان سده نوزده را که مردمان روزگار باستان آزادی فردی را به معنای مدرن آن نمیشناختند، به روشنی از اعتبار میاندازد. برداشت آنها از آزادی، آزادی تحت قانون یا وضعیتی بود که در آن، چنان که این عبارت مشهور نشان میدهد، قانون پادشاه بود. این تصور از آزادی در دوران کلاسیک آغازین در آرمان ایزونومیا یا برابری در مقابل قانون نمود یافت که البته بدون استفاده از آن نام قدیمی، به شکلی حتی روشنتر توسط ارسطو شرح داده شده است. این قانون، محافظت از حوزه خصوصی شهروندان در برابر دولت را در خود داشت و دامنهاش چنان گسترده بود که حتی در حکومت «سی جبار»، شهروند آتنی اگر در خانهاش میماند، از امنیت کامل بهرهمند بود.
این روزها هواخواهان دیدگاه لیبرال کلاسیک دوباره به تعدادی بسیار اندک که عمدتا اقتصاددان هستند، کاهش یافتهاند. و واژه «لیبرال» حتی در اروپا، همچنان که مدتی در آمریکا نیز چنین بود، به منزله نامی برای آرمانهای ذاتا سوسیالیستی به کار میرود، چون به قول جوزف شومپیتر، «به مثابه تمجیدی شگفتآور اما ناخواسته، دشمنان نظام کسبوکار خصوصی فکر کردهاند خردمندانه است که این برچسب را مال خود کنند».
🔗 ادامه مطلب را اینجا بخوانید
منبع: https://t.me/andishee_noo
◽️@utfinance◽️
❤10
📄 از قاچاق کالا تا عقاید ممنوعه؛ مرزهای مداخله در اقتصاد و دین
◽️ آیا بازار آزاد بر پایه هماهنگی طبیعی منافع استوار است یا آگاهی از محدودیت دانش انسان؟ فردریک ویلیام میتلند، مورخ نامدار، با بازخوانی متفاوت اندیشههای آدام اسمیت، روایتی نو از «لسهفر» و آزادی تجاری ارائه میدهد؛ روایتی واقعبینانه که بر ناکارآمدی مداخلات دولتی و شباهت آزادی اقتصادی با مدارای مذهبی دست میگذارد.
◽️ میتلند از پژوهشگران اولیه و علاقهمندِ تاریخِ اندیشهها بود و تحت تأثیر استاد خود، فیلسوف فایدهگرا، هنری سیجویک، قرار گرفت. این موضوع در کتاب «طرحی تاریخی از آزادی و برابری» به چشم میخورد، که میتلند آن را به عنوان رسالهای برای اخذ درجه علمی در کالج ترینیتیِ کمبریج، در سال ۱۸۷۵ و در سن بیست و پنج سالگی نوشت. اگرچه این اثر با کارهای تاریخی دوران پختگی او متفاوت است، اما مقدمهای جالب توجه بر آثار او و نمونهای از قدرت تعمیمدهی او به دست میدهد.
◽️ «طرحی تاریخی از آزادی و برابری»، پژوهش و نقدِ جامعی بر فلسفه سیاسی بریتانیا از توماس هابز تا ساموئل کولریج است. یکی از مشاهدات جالب او درباره فلسفه سیاسی قرن هفدهم این بود که این فلسفه بیش از حد درگیر پرسشهای مربوط به مشروعیت حاکمان و اشکال حکومت بوده و به پرسش بنیادیترِ حدود و وظایف شایسته و درست حکومت به اندازه کافی نپرداخته است.
◽️ یکی از مهمترین جنبههای این کتاب، بخش مربوط به اقتصاد سیاسی است. این بخش پس از بحثی درباره مدارای مذهبی میآید که در آن میتلند با استدلال جان استوارت میل همسو است؛ استدلالی مبنی بر اینکه عدم رواداری غالباً در سمت و سوی باطل قرار داشته است.
🔗 ادامه را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
◽️ آیا بازار آزاد بر پایه هماهنگی طبیعی منافع استوار است یا آگاهی از محدودیت دانش انسان؟ فردریک ویلیام میتلند، مورخ نامدار، با بازخوانی متفاوت اندیشههای آدام اسمیت، روایتی نو از «لسهفر» و آزادی تجاری ارائه میدهد؛ روایتی واقعبینانه که بر ناکارآمدی مداخلات دولتی و شباهت آزادی اقتصادی با مدارای مذهبی دست میگذارد.
◽️ میتلند از پژوهشگران اولیه و علاقهمندِ تاریخِ اندیشهها بود و تحت تأثیر استاد خود، فیلسوف فایدهگرا، هنری سیجویک، قرار گرفت. این موضوع در کتاب «طرحی تاریخی از آزادی و برابری» به چشم میخورد، که میتلند آن را به عنوان رسالهای برای اخذ درجه علمی در کالج ترینیتیِ کمبریج، در سال ۱۸۷۵ و در سن بیست و پنج سالگی نوشت. اگرچه این اثر با کارهای تاریخی دوران پختگی او متفاوت است، اما مقدمهای جالب توجه بر آثار او و نمونهای از قدرت تعمیمدهی او به دست میدهد.
◽️ «طرحی تاریخی از آزادی و برابری»، پژوهش و نقدِ جامعی بر فلسفه سیاسی بریتانیا از توماس هابز تا ساموئل کولریج است. یکی از مشاهدات جالب او درباره فلسفه سیاسی قرن هفدهم این بود که این فلسفه بیش از حد درگیر پرسشهای مربوط به مشروعیت حاکمان و اشکال حکومت بوده و به پرسش بنیادیترِ حدود و وظایف شایسته و درست حکومت به اندازه کافی نپرداخته است.
◽️ یکی از مهمترین جنبههای این کتاب، بخش مربوط به اقتصاد سیاسی است. این بخش پس از بحثی درباره مدارای مذهبی میآید که در آن میتلند با استدلال جان استوارت میل همسو است؛ استدلالی مبنی بر اینکه عدم رواداری غالباً در سمت و سوی باطل قرار داشته است.
🔗 ادامه را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
از قاچاق کالا تا عقاید ممنوعه؛ مرزهای مداخله در اقتصاد و دین | چرا مداخله دولت در بازار و باورهای مردم به یک نتیجه میرسند؟
اقتصادنیوز: آیا بازار آزاد بر پایه هماهنگی طبیعی منافع استوار است یا آگاهی از محدودیت دانش انسان؟ فردریک ویلیام میتلند، مورخ نامدار، با بازخوانی متفاوت اندیشههای آدام اسمیت، روایتی نو از «لسهفر» و آزادی تجاری ارائه میدهد؛ روایتی واقعبینانه که بر ناکارآمدی…
📄 درباره نظریه احساسات اخلاقی
👤 امیر امجدیان
شاید بتوان تراژیکترین خطای معرفتشناختی تاریخ معاصر ایران در مواجهه با مدرنیته را یک اعوجاج بنیادین در تبارشناسی ترجمه دانست: این حقیقت تلخ که ذهن ایرانی در سپیدهدم آشنایی با اندیشه غربی، به جای آنکه از رهگذر روشنگری میانهرو، تجربهگرا و انسانمدار اسکاتلند و شاهکار نظریه احساسات اخلاقی #آدام_اسمیت با جهان جدید پیوند بخورد، مسحور سنت ایدئالیستی، کلگرا و رادیکال قارهای - از اراده عمومی روسو و غایتانگاری تاریخی هگل گرفته تا رهاییبخشی ستیزهجویانه #مارکس و وظیفهگرایی تجریدی کانت - گردید. غفلت تاریخی از آدام اسمیت، محرومیت فرهنگ ما از درک این حقیقت علمی و شناختی بود که نظم مدنی و بهروزی اجتماعی، نه از دل مهندسی اجتماعی پرخشونت و قربانی کردن انسان انضمامی در پای اتوپیاهای انتزاعی، بلکه از دل شناخت واقعبینانه سرشت بشر، بسط تدريجی دایره همدلی، داوری ناظر بیطرف درونی و همآوایی مسالمتآمیز منافع و عواطف سر برمیآورد.
ای کاش قافلهسالاران نخستین ترجمه در ایران، به جای بذرپاشی الهیات سیاسی انقلاب و ستیز، میراث اخلاقی و روانشناختی آدام اسمیت را به این سرزمین ارمغان آورده بودند؛ میراثی که اگر در تاروپود گفتمان روشنفکری ما تنیده میشد، چهبسا تاریخ معاصر ما را از گرداب التهابهای خونین و گسستهای ویرانگر میرهاند و راه تکامل مدنی، مدارا و شکوفایی مسالمتآمیز را هموار میساخت.
◽️@utfinance◽️
👤 امیر امجدیان
شاید بتوان تراژیکترین خطای معرفتشناختی تاریخ معاصر ایران در مواجهه با مدرنیته را یک اعوجاج بنیادین در تبارشناسی ترجمه دانست: این حقیقت تلخ که ذهن ایرانی در سپیدهدم آشنایی با اندیشه غربی، به جای آنکه از رهگذر روشنگری میانهرو، تجربهگرا و انسانمدار اسکاتلند و شاهکار نظریه احساسات اخلاقی #آدام_اسمیت با جهان جدید پیوند بخورد، مسحور سنت ایدئالیستی، کلگرا و رادیکال قارهای - از اراده عمومی روسو و غایتانگاری تاریخی هگل گرفته تا رهاییبخشی ستیزهجویانه #مارکس و وظیفهگرایی تجریدی کانت - گردید. غفلت تاریخی از آدام اسمیت، محرومیت فرهنگ ما از درک این حقیقت علمی و شناختی بود که نظم مدنی و بهروزی اجتماعی، نه از دل مهندسی اجتماعی پرخشونت و قربانی کردن انسان انضمامی در پای اتوپیاهای انتزاعی، بلکه از دل شناخت واقعبینانه سرشت بشر، بسط تدريجی دایره همدلی، داوری ناظر بیطرف درونی و همآوایی مسالمتآمیز منافع و عواطف سر برمیآورد.
ای کاش قافلهسالاران نخستین ترجمه در ایران، به جای بذرپاشی الهیات سیاسی انقلاب و ستیز، میراث اخلاقی و روانشناختی آدام اسمیت را به این سرزمین ارمغان آورده بودند؛ میراثی که اگر در تاروپود گفتمان روشنفکری ما تنیده میشد، چهبسا تاریخ معاصر ما را از گرداب التهابهای خونین و گسستهای ویرانگر میرهاند و راه تکامل مدنی، مدارا و شکوفایی مسالمتآمیز را هموار میساخت.
◽️@utfinance◽️
❤8👎2👏2👌1