Finance & Economics
12.8K subscribers
1.81K photos
981 videos
1.18K files
3.34K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
Forwarded from A New Liberty
🔻تحریف به مثابه روش؛
بررسی کیفی استنادات در پژوهش‌های کوئین اسلوبودیان


قسمت نهم

✍فیلیپ مگنس
ترجمه، تلخیص و بازنویسی: مهران خسروزاده

شیوه نقل‌قول‌هایی که در نمونه‌های بالا مشاهده شد، ظاهرا به آن دو مقاله اسلوبودیان درباره میزس محدود نمی‌شود.

در دیگر آثار او درباره تاریخ «نئولیبرالیسم» نیز استدلال‌های اسلوبودیان بارها بر نقل‌قول‌های گزینشی و بریده‌بریده‌ای استوار شده‌اند که خواننده‌ای را که به صحت نقل‌ها اعتماد می‌کند، به برداشت‌هایی به‌شدت نادرست از متون اصلی می‌کشانند.

برای نمونه، اسلوبودیان در سال ۲۰۱۵، در سخنرانی‌ای درباره کتابی که بعدها با عنوان Globalists (2018) منتشر شد، معنای جمله‌ای از کتاب لیبرالیسم میزس را تحریف می‌کند.

اسلوبودیان، سخنرانی ۲۰۱۵:

«از نظر میزس، الزامات اقتصاد جهانی بر همه مطالبات سیاسی دیگر اولویت داشت. برای مثال، او در بحث از استعمار می‌گوید: "هیچ فصلی از تاریخ به اندازه تاریخ استعمار آغشته به خون نیست." اما در عین حال اصرار می‌ورزد که، هنگامی که اروپا برای تأمین مواد اولیه خود به امپراتوری وابسته شده است، حفظ مستعمرات باید در اولویت نخست قرار گیرد. حق تعیین سرنوشت شاید قابل تصور باشد، اما تنها در صورتی که تحت نظارت یک ابر‌دولت نیرومند باشد که بتواند استمرار تجارت آزاد را تضمین کند.» (Slobodian 2015, 9)

میزس، لیبرالیسم:

«هیچ فصلی از تاریخ به اندازه تاریخ استعمار آغشته به خون نیست. خون‌هایی که ریخته شد، بیهوده و بی‌معنا بود. سرزمین‌های آباد ویران شدند و ملت‌های کامل نابود و ریشه‌کن گشتند. هیچ‌یک از این اعمال را به هیچ وجه نمی‌توان تخفیف داد یا توجیه کرد. سلطه اروپاییان بر آفریقا و بخش‌های وسیعی از آسیا مطلق است. این سلطه آشکارا با همه اصول لیبرالیسم و دموکراسی در تعارض قرار دارد و هیچ تردیدی نیست که ما باید برای برچیدن آن بکوشیم. تنها پرسش این است که چگونه می‌توان این وضعیت تحمل‌ناپذیر را با کمترین زیان ممکن از میان برداشت.» (Mises 2005/1927, 93–94)


دقت کنید که اسلوبودیان استدلال می‌کند میزس معتقد بوده است که «حفظ مستعمرات» شرط لازم برای بقای اقتصاد اروپا بوده است. این نقل‌قولِ بریده‌شده ظاهرا با روایت اسلوبودیان سازگار به نظر می‌رسد، اما در متن اصلی، همان جمله بخشی از محکومیت صریح استعمار است. تنها سه جمله پس از عبارتی که اسلوبودیان نقل کرده، میزس سلطه اروپا بر آفریقا و آسیا را «تحمل‌ناپذیر» می‌خواند و تصریح می‌کند که خوانندگانش «باید برای برچیدن آن بکوشند.»

اگر متن را ادامه دهیم، روشن‌تر می‌شود که از نظر میزس، حق تعیین سرنوشت برای مستعمرات نه صرفاً «قابل تصور» بود و نه، آن‌گونه که اسلوبودیان (2015, 9) ادعا می‌کند، تنها در صورتی پذیرفتنی بود که زیر نظر یک قدرت برتر اعمال شود. برعکس، از دیدگاه میزس، این حق ضرورتی اجتناب‌ناپذیر بود و در نهایت باید به‌طور کامل و بدون قید و شرط تحقق می‌یافت:

«اجرای این اصول در عمل بدین معنا خواهد بود که همه سرزمین‌های فرادریایی کشورهای اروپایی، در مرحله نخست، به قلمروهای تحت قیمومت جامعه ملل تبدیل شوند. اما حتی این وضعیت نیز باید صرفاً مرحله‌ای انتقالی تلقی شود. هدف نهایی همچنان باید رهایی کامل مستعمرات از سلطه استبدادی‌ای باشد که امروز تحت آن زندگی می‌کنند.» (Mises 2005/1927, 97)

این بخش از متن اصلی به‌روشنی نشان می‌دهد که روایت اسلوبودیان، نه‌تنها موضع واقعی میزس را بازتاب نمی‌دهد، بلکه با حذف جملات بلافاصله پیش و پس از نقل‌قول، معنای آن را وارونه کرده است. در حالی که اسلوبودیان می‌کوشد میزس را مدافع حفظ امپراتوری‌های استعماری معرفی کند، متن کامل کتاب لیبرالیسم نشان می‌دهد که میزس خواهان الغای استعمار و استقلال کامل مستعمرات بوده است.

@Mehrannotes
👍5
Forwarded from A New Liberty
🔻تحریف به مثابه روش؛
بررسی کیفی استنادات در پژوهش‌های کوئین اسلوبودیان


قسمت دهم

✍فیلیپ مگنس
ترجمه، تلخیص و بازنویسی: مهران خسروزاده

در بخش دیگری از همین سخنرانی، اسلوبودیان (2015) با استناد به چند نقل‌قول از کتاب لیبرالیسم اثر میزس، می‌کوشد او را طرفدار اِعمال اجبار از سوی دولت معرفی کند. او بار دیگر با انتخاب گزینشی بخش‌هایی از متن اصلی میزس، این ادعا را پیش می‌برد.

اما همان‌گونه که مقایسه دو متن نشان می‌دهد، نقل‌قول‌های اسلوبودیان بخش‌های مهمی از متن پیرامونی را حذف کرده‌اند؛ بخش‌هایی که تفسیر او را نقض می‌کنند. افزون بر این، او این نقل‌قول‌ها را چنان کنار هم قرار می‌دهد که گویی میزس آنها را به‌عنوان اجزای یک استدلال واحد و به‌هم‌پیوسته بیان کرده است.

اسلوبودیان، سخنرانی ۲۰۱۵:

«پس از سال ۱۹۱۸، میزس به اتاق بازرگانی بازگشت. ساختمان این نهاد همچنان با نشان عقاب دوسر امپراتوری اتریش ـ مجارستان تزئین شده بود؛ عقابی که دسته ترکه‌های «فاسس» رومی را در چنگ داشت (اسلاید). شاید میزس هنگام نگارش کتاب لیبرالیسم در سال ۱۹۲۷ همین نشان را در ذهن داشته است؛ آنجا که با لحنی ستایش‌آمیز درباره این نماد رومی می‌نویسد که این نماد مانع از درک "حقیقت امر" نمی‌شود؛ حقیقتی که بر اساس آن، "دولت دستگاه اجبار و اِعمال قهر است." برخلاف برداشتی که لیبرتارین‌های متأخر از او دارند، میزس این سخن را با بار معنایی منفی بیان نمی‌کرد. از نظر او، اِعمال قدرت دولت در بسیاری از موارد ضروری بود.» (Slobodian 2015, 5)

میزس، لیبرالیسم:

«دولت دستگاه اجبار و اِعمال قهر است. این گزاره نه‌تنها درباره دولت "پاسبان شب" صادق است، بلکه درباره هر نوع دولت دیگری نیز صدق می‌کند، و بیش از همه درباره دولت سوسیالیستی. هر آنچه دولت قادر به انجام آن است، از طریق اجبار و به‌کارگیری زور انجام می‌دهد. سرکوب رفتارهایی که موجودیت نظم اجتماعی را به خطر می‌اندازند، تمام جوهر فعالیت دولت را تشکیل می‌دهد؛ و در جامعه سوسیالیستی، کنترل ابزارهای تولید نیز به آن افزوده می‌شود.

منطق واقع‌بینانه رومیان این حقیقت را به‌صورت نمادین، با برگزیدن تبر و دسته ترکه‌های فاسس به‌عنوان نشان دولت، بیان کرده بود. اما عرفان پیچیده‌ای که خود را فلسفه می‌نامد، در دوران جدید تا آنجا که توانسته کوشیده است این حقیقت را پنهان سازد. از نظر شلینگ، دولت تصویر مستقیم و مرئی حیات مطلق، مرحله‌ای از تجلی امر مطلق یا روح جهان است. دولت فقط برای خود وجود دارد و فعالیتش صرفا در جهت حفظ جوهر و صورت وجود خویش است. از نظر هگل، عقل مطلق در دولت خود را آشکار می‌کند و روح عینی در آن تحقق می‌یابد. دولت، ذهن اخلاقی‌ای است که به واقعیتی اندام‌وار تبدیل شده است؛ واقعیت و ایده اخلاقی، به‌مثابه اراده جوهری‌ای که خود را می‌شناسد.

پیروان متأخر فلسفه ایدئالیستی حتی از استادان خود نیز در الوهیت‌بخشی به دولت فراتر رفتند. البته، اگر در واکنش به این آموزه‌ها، کسی همچون نیچه دولت را "سردترین هیولای سرد" بنامد، نیز به حقیقت نزدیک‌تر نشده است. دولت نه سرد است و نه گرم؛ زیرا مفهومی انتزاعی است که به نام آن، انسان‌های زنده، یعنی ارگان‌های دولت و حکومت، عمل می‌کنند.

تمام فعالیت‌های دولت، کنش انسان‌هاست؛ شری که انسان‌ها بر انسان‌های دیگر تحمیل می‌کنند. هدف دولت، یعنی حفظ جامعه، ممکن است رفتار کارگزاران آن را توجیه کند، اما شرارت‌هایی که آنان بر دیگران تحمیل می‌کنند، برای کسانی که از آن رنج می‌برند، کمتر شر به شمار نمی‌آید. شری که انسانی بر همنوع خود وارد می‌کند، هر دو را آسیب می‌زند؛ نه‌تنها قربانی، بلکه عامل آن را نیز. هیچ چیز به اندازه تبدیل شدن به بازوی قانون و واداشتن دیگران به رنج، انسان را فاسد نمی‌کند. سهم رعیت، اضطراب، روحیه بندگی و چاپلوسی است؛ اما خودحق‌پنداری ریاکارانه، غرور و تکبر فرمانروا نیز به همان اندازه نکوهیده است.» (Mises 2005/1927, 34–35)

با مطالعه کامل این بخش، بار دیگر روشن می‌شود که اسلوبودیان در حق میزس منصفانه رفتار نکرده است. متن اصلی آشکارا نشان می‌دهد که نگرش میزس به دولت، نگرشی انتقادی و منفی است. او صریحاً می‌نویسد:

«تمام فعالیت‌های دولت، کنش انسان‌هاست؛ شری که انسان‌ها بر انسان‌های دیگر تحمیل می‌کنند.»


در واقع، میزس دقیقا به همان دلیلی با دولت مسئله دارد که اسلوبودیان می‌کوشد آن را به‌عنوان نقطه تأیید دولت از سوی میزس جلوه دهد؛ یعنی استفاده دولت از «اجبار و اِعمال قهر».

از نظر میزس، دولت ناگزیر بر زور متکی است و همین ویژگی، آن را به نهادی ذاتاً مسئله‌دار و مستعد فساد اخلاقی تبدیل می‌کند، نه نهادی که او آن را با دیده تحسین بنگرد.

@Mehrannotes
👍5
Forwarded from A New Liberty
🔻تحریف به مثابه روش؛
بررسی کیفی استنادات در پژوهش‌های کوئین اسلوبودیان


قسمت یازدهم

✍فیلیپ مگنس
ترجمه، تلخیص و بازنویسی: مهران خسروزاده 

میزس تنها اقتصاددان بازار آزادی نیست که اسلوبودیان دیدگاه‌های او درباره نژاد و استعمار را به این شیوه تحریف کرده است.

اسلوبودیان در کتاب Globalists، موضع ادعایی ویلیام اچ. هات درباره مسئله نژاد را در کتاب The Economics of the Colour Bar مورد انتقاد قرار می‌دهد. او با نقل گزینشی سخنان هات، چنین القا می‌کند که هات با این ایده مخالف بوده است که سیاه‌پوستان آفریقای جنوبی، که اکثریت جمعیت کشور را تشکیل می‌دادند، در یک پارلمان کاملا نماینده مردم، از حق حکومت اکثریت برخوردار شوند.

اما متن اصلی کتاب هات نشان می‌دهد که او در واقع از سوءاستفاده‌ای انتقاد می‌کرد که اکثریت پارلمانی سفیدپوست موجود در سال ۱۹۶۴ علیه سیاه‌پوستان آفریقای جنوبی اعمال می‌کرد؛ آن هم در شرایطی که سفیدپوستان، در کل جمعیت آفریقای جنوبی، خود در اقلیت بودند.

اسلوبودیان، Globalists:

«مسئله دموکراسی، محور اصلی نوشته‌های هات بود. آنچه او در The Economics of the Colour Bar از آن به‌عنوان "مهم‌ترین نکته کل رساله من" یاد می‌کند، نه یک استدلال اقتصادی، بلکه هشداری سیاسی درباره "استبداد اکثریت‌های پارلمانی" در نظام‌های مبتنی بر حق رأی همگانی بود. از نظر او، این واقعیت که سیاه‌پوستان اکثریت جمعیت آفریقای جنوبی را تشکیل می‌دادند، وضعیت را به‌طور ویژه‌ای خطرناک می‌کرد. به باور هات، راه‌حل ظاهریِ حق رأی همگانی صرفا "به انتقال قدرت به یک اکثریت سیاسی جدید، بدون هیچ محدودیت قانون اساسی برای جلوگیری از سوءاستفاده‌های تلافی‌جویانه، می‌انجامید." هات همچنین اشاره می‌کند که با کسانی که از "برتری سیاه‌پوستان (صرفاً وارونه شدن جایگاه‌ها)" بیم داشتند، همدلی می‌کرد. او این دیدگاه‌ها را در مقاله‌ای که احتمالاً ویلیام اف. باکلی در جریان سفرش به آفریقای جنوبی در زمستان ۱۹۶۲–۱۹۶۳ برای National Review از او درخواست کرده بود، بسط داد.» (Slobodian 2018a, 173–174)


هات، The Economics of the Colour Bar:
«ممکن است تصور شود که جداسازی محل سکونت و تفکیک در استفاده از دانشگاه‌ها، کتابخانه‌ها، انجمن‌های علمی، سواحل، پارک‌های عمومی، اداره پست، تئاترها، ورزش، حمل‌ونقل و مانند آنها، به دشواری بتواند نمونه‌هایی از بی‌عدالتی‌هایی با منشأ اقتصادی به شمار رود؛ زیرا در این موارد، تبعیض ظاهرا بیشتر ریشه در عوامل سیاسی یا اجتماعی ـ روان‌شناختی دارد تا علل اقتصادی. اما بخش مهمی از استدلال من این است که همه اشکال آنچه بی‌عدالتی تلقی می‌شود، چه اقتصادی و چه غیراقتصادی، در نهایت از سوءاستفاده اکثریت‌های پارلمانی سرچشمه می‌گیرند. زیرا اکثریت‌ها، حتی اگر بر پایه اصل "یک نفر، یک رأی" شکل گرفته باشند، می‌توانند از اقلیت‌ها یا گروه‌هایی که نمایندگی مؤثری ندارند، فرصت برخورداری از منزلت و احترام برابر و نیز حق دسترسی به فرصت‌های اقتصادی را سلب کنند. به اعتقاد من، این مهم‌ترین نکته کل رساله من است.

مگر آنکه اختیارات پارلمان‌ها با تضمین‌های خدشه‌ناپذیر قانون اساسی مهار شود، اکثریت‌های سیاسی، آن‌گونه که قوانین انتخاباتی و شیوه‌های رأی‌گیری آنها را تعریف و حتی تحریف می‌کنند، تقریباً همیشه وسوسه خواهند شد که قدرت خود را به شکلی استبدادی به کار گیرند؛ یعنی بدون توجه واقعی به حقوق یا احساسات اقلیت‌های سیاسی یا کسانی که از نمایندگی سیاسی مؤثر برخوردار نیستند.

اکثریت‌های موجود در حوزه‌های انتخابیه سفیدپوستان، که طراحان سیاست "مناطق گروهی" (Group Areas) توانستند حمایت آنان را جلب کنند، خواهان تحقیر غیرسفیدپوستان بودند. در این باره نباید هیچ تردیدی به خود راه دهیم. این وضعیت تا حدی ناشی از آن بود که یکی از احزاب سیاسی، آگاهانه دامن زدن به غرور نژادی، تعصبات نژادی، ترس‌های نژادی و نفرت‌های نژادی را برای خود سودآور می‌دید.» (Hutt 2014/1964, 115–116)

هات در واقع نکته‌ای بسیار ظریف‌تر را مطرح می‌کرد. دغدغه اصلی او ضرورت وجود «تضمین‌های مستحکم قانون اساسی» بود؛ تضمین‌هایی که نظامی از حقوق بنیادین را ایجاد و حفظ کنند، به گونه‌ای که هیچ اکثریت ساده‌ای در پارلمان نتواند آنها را نقض یا لغو کند.

از نظر هات، ضرورت چنین نظامی دقیقاً با تجربه آپارتاید آشکار می‌شد؛ نظامی که در آن، اکثریت پارلمانی سفیدپوست محدودیت‌های تحقیرآمیز و تبعیض‌آمیزی را بر اکثریت جمعیت سیاه‌پوست تحمیل کرده بود.

@Mehrannotes
👍5❤1
Forwarded from A New Liberty
🔻تحریف به مثابه روش؛
بررسی کیفی استنادات در پژوهش‌های کوئین اسلوبودیان


قسمت دوازدهم

✍فیلیپ مگنس
ترجمه، تلخیص و بازنویسی: مهران خسروزاده

این نمونه‌ها الگویی تکرارشونده را آشکار می‌کنند: بازنمایی‌هایی از متون که در آنها عبارت‌ها و بخش‌های مهم متن اصلی حذف می‌شوند و ترتیب استدلال نویسنده نیز غالباً تغییر می‌یابد. در هر یک از این موارد، حذف‌ها و جابه‌جایی‌ها موجب می‌شوند خواننده برداشت نادرستی از مقصود واقعی اقتصاددان بازار آزاد در متن اصلی پیدا کند.

این شیوه نقل‌قول‌ها تصادفی یا بی‌اهمیت نیست، بلکه همگی در خدمت تقویت یک تز مشخص قرار می‌گیرند؛ یعنی این ادعا که میان «نئولیبرالیسم» و استعمار نژادی پیوندی فکری وجود دارد. در تمامی این نمونه‌ها، نقل‌قول‌های محل تردید به گونه‌ای به کار گرفته می‌شوند که چنین القا کنند نویسنده مورد استناد، نسبت به نژادپرستی، امپریالیسم، اصلاح نژاد و دیگر نظریه‌های بی‌اعتبارشده همدلی یا گرایش داشته است.

اسلوبودیان سپس همین نقل‌قول‌های گزینشی را دستاویز قرار می‌دهد تا اعتبار این متفکران را به‌عنوان لیبرال‌های فلسفی در حوزه مسائل نژادی زیر سؤال ببرد؛ حال آنکه متون اصلی و کامل آنان، بدون هیچ‌گونه حذف یا دستکاری، حاوی محکومیت‌های روشن و صریح همان دیدگاه‌هایی هستند که اسلوبودیان به آنها نسبت می‌دهد.

این رویه، در کتاب جدید اسلوبودیان نیز ادامه می‌یابد. برای مثال، او در صفحه 49 کتاب «حرامزادگان هایک»، عین تحریف‌های بررسی شده در قسمت‌های 4، 5 و 6 را بدون هیچ تغییری تکرار کرده است؛ مثلا او میزس را متهم می‌کند که در کتاب Nationalökonomie (۱۹۴۰) «امتیاز بیشتری به علم نژاد داده است». سپس رشته‌ای از نقل‌قول‌ها را کنار یکدیگر قرار می‌دهد که این تصور را در ذهن خواننده ایجاد می‌کنند که گویا میزس پس از آنکه نظریه‌های وراثت نژادی به‌سبب سوءاستفاده‌های رژیم نازی بی‌اعتبار شدند، در پی احیای آنها بوده است. اما متن اصلی، تصویری کاملاً متفاوت ارائه می‌دهد.

اسلوبودیان تلاش می‌کند از طریق چیزی که خود آن را «داستان ساوانا» (savanna story) می‌نامد، میان هایک و شبه‌علم‌های مربوط به وراثت پیوندی ایجاد کند. این تعبیر، استعاره‌ای برای گذار انسان از یک جامعه جمعی مبتنی بر همبستگی قبیله‌ای به نظمی فردگرایانه و رقابتی پس از ظهور تجارت و مبادله است.

در روایت اسلوبودیان، «پیام داستان‌های ساوانایی که نئولیبرال‌ها نقل می‌کردند این بود که قبیله هرگز از میان نخواهد رفت»؛ ادعایی که به گفته او، مُهر و نشان وراثت نژادی را بر سرشت انسان حک می‌کند.

با این حال، این «داستان ساوانا» در واقع در هیچ‌یک از بخش‌هایی از آثار هایک که اسلوبودیان به آنها ارجاع می‌دهد، وجود ندارد. بلکه این نویسنده خود این استعاره را ابداع کرده است؛ استعاره‌ای که پس از مطالعه یک سخنرانی نامرتبط از چارلز موری، دانشمند علوم سیاسی، شکل گرفته است؛ سخنرانی‌ای که در آن هیچ اشاره‌ای به هایک نشده است.

@Mehrannotes
👍4❤3
منتشر شد

کتاب "کاپیتالیسم و تاریخ‌نگاران"، اثری به ویراستاری هایک، منتشر شد.

این کتاب چهاردهمین مجلد از مجموعه ایدئولوژی‌پژوهی‌ست که در نشر کتاب پارسه منتشر می‌کنم.

این اثر به ما نشان می‌دهد بسیاری از انگاره‌های کاپیتالیسم‌ستیزانه چگونه وارد دنیای افکار شده است — انگاره‌هایی که نقش مهمی در سرنوشت ملت‌ها و کوچ توده‌ای ملت‌ها به سوی سوسیالیسم ویرانگر داشته است.

به همین بسنده می‌کنم چون در ادامه در یک گفتار یک‌ساعته دربارهٔ کتاب توضیح می‌دهم. فایل صوتی و تصویری این گفتار در ادامه می‌آید.

همچنین پی‌دی‌اف پنجاه صفحهٔ ابتدای کتاب را در ادامه در کانال قرار می‌دهم.

همهٔ این موارد در لینک‌های زیر:

▪️فایل تصویری گفتار دربارهٔ کتاب "کاپیتالیسم و تاریخ‌نگاران"

▪️فایل صوتی گفتار دربارهٔ کتاب "کاپیتالیسم و تاریخ‌نگاران"

▪️پی‌دی‌اف ۵۰ صفحهٔ ابتدایی کتاب "کاپیتالیسم و تاریخ‌نگاران"

▪️لینک تهیه کتاب از بنوبوک

@tarikhandishi | تاریخ‌اندیشی
❤17
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کاپیتالیسم و تاریخ‌نگاران

فایل تصویری گفتاری دربارهٔ کتاب "کاپیتالیسم و تاریخ‌نگاران" توضیح داده‌ام و کلاً بحثی تاریخی دربارهٔ درک کاپیتالیسم کرده‌ام.

فایل صوتی کم‌حجم این گفتار در پست بعدی. همچنین پی‌دی‌اف پنجاه صفحۀ ابتدای کتاب در ادامه می‌آید.

لینک‌های مرتبط با کتاب:

▪️فایل صوتی گفتار دربارهٔ کتاب "کاپیتالیسم و تاریخ‌نگاران"

▪️پی‌دی‌اف ۵۰ صفحهٔ ابتدایی کتاب "کاپیتالیسم و تاریخ‌نگاران"

▪️لینک تهیه کتاب از بنوبوک

@tarikhandishi | تاریخ‌اندیشی
❤14
Audio
کاپیتالیسم و تاریخ‌نگاران

فایل صوتی گفتاری دربارهٔ کتاب "کاپیتالیسم و تاریخ‌نگاران" توضیح داده‌ام و کلاً بحثی تاریخی دربارهٔ درک کاپیتالیسم کرده‌ام.

فایل تصویری این گفتار در پست پیشن آمده است. همچنین پی‌دی‌اف پنجاه صفحۀ ابتدای کتاب را در پست بعد می‌توانید ببینید.

لینک‌های مرتبط با کتاب:

▪️فایل تصویری گفتار دربارهٔ کتاب "کاپیتالیسم و تاریخ‌نگاران"

▪️پی‌دی‌اف ۵۰ صفحهٔ ابتدایی کتاب "کاپیتالیسم و تاریخ‌نگاران"

▪️لینک تهیه کتاب از بنوبوک

@tarikhandishi | تاریخ‌اندیشی
❤14
📄 سرمایه‌داری رفاقتی؛ آزادی در برابر قدرت

مروری بر پژوهش اقتصاددان آمریکایی: پاتریک نیومن


#پاتریک_نیومن یکی از اقتصاددانان و مورخان اقتصادی برجسته و جوان آمریکایی است که توانسته جایگاه ویژه‌ای در میان پژوهشگران تاریخ اقتصادی پیدا کند.
او که عضو هیئت علمی و استاد اقتصاد دانشگاه تامپا -فلوریدا- است، با دو کتاب «متولدشده در آزادی» و «عصر ترقی‌خواهی»، نشان داد که تسلطی کم‌نظیر بر تاریخ اقتصادی، اسناد آرشیوی و تحلیل‌های تاریخی دارد.

اشتغال او به پژوهش و تدریس تاریخ اقتصادی و تئوری‌های #اقتصاد_سیاسی، او را به سمت پروژه‌ای بزرگ در زمینه #تاریخ_اقتصاد سوق داد؛ اثری که به جای تکرار روایت‌های کلیشه‌ای، به تحلیل ریشه‌های فساد و پیوند ثروت و قدرت می‌پردازد.

کتاب دو جلدی «سرمایه‌داری رفاقتی: آزادی در برابر قدرت در آمریکای اولیه» (Cronyism: Liberty versus Power in Early America) حاصل همین پروژه فکری است. نیومن در این کتاب که جلد اول آن به دوره تاریخی ۱۶۰۷-۱۸۴۹ اختصاص دارد، روایتی متفاوت از تاریخ شکل‌گیری اقتصاد و سیاست در ایالات متحده ارائه می‌دهد. جلد اول پژوهش نیومن در سال 2021 منتشر شد و جلد دوم به تازگی در سال 2026 به چاپ رسیده است.

#سرمایه‌داری_رفاقتی

◽️@utfinance◽️
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
​​🖥 ایده انقلاب ۵۷ کمونیستی بود

👤 موسی غنی‌نژاد

◽️@utfinance◽️
👍59❤5👎2
جنگ لفظی ترامپ و عبدول السید، کاندیدای دموکرات سنای میشیگان | برنامه زنده | اپیزود 182

https://youtube.com/live/65YDuHgO7rk

@Podcast1776
👌4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 کی حمایت از خودروسازها تمام می‌شود؟
این اجحاف به ملت ایران است

👤 موسی غنی‌نژاد

◽️@utfinance◽️
👌32👍5❤1👏1
📄 محمد قوچانی: سروش می‌خواهد به ایران برگردد

📌 منبع:
https://x.com/eghtesadnews/status/2086120685294752124

محمد قوچانی در مقاله‌ای در تجارت فردا: سروش همواره دانشگاه را در دادگاه می‌خواهد | اگر #سروش به ایران برگردد (که می‌خواهد) و کرسی سابق خود را از رحیم‌پور ازغدی پس بگیرد، همان می‌کند که گفته است کلمات سروش سهمگین است: پاکسازی؟ دانشگاه انقلابی؟ 1/5

چه کسی گفته است دانشگاه باید انقلابی باشد؟ در فرهنگ نمی‌توان انقلاب کرد؛ مگر به شیوه کمونیست‌های چین که آنان هم از کرده خود پشیمان شدند و ما هنوز در ایران بیرون از قانون اساسی شورای عالی انقلاب فرهنگی داریم که هم‌عرض مجلس قانون‌گذاری می‌کند و... 2/5

حسن رحیم‌پورازغدی با چهره‌ عبدالکریم سروش و لحن #علی_شریعتی شریعتی بر کرسی آن نشسته است. اما چه فرقی می‌کند؟! اگر امروز سروش هم به ایران برگردد (که می‌خواهد) و کرسی سابق خود را از حسن رحیم‌پورازغدی پس بگیرد، همان می‌کند که گفته است: «من آن‌موقع با این ایده موافق بودم... 3/5

همین الان هم اگر قرار باشد دانشگاه دانشگاه شود باید عده‌ای را به‌نظرم محاکمه و اخراج کنند. منتها نه به خاطر انقلابی نبودن، بلکه به خاطر اینکه استادان خوبی نیستند و دانشگاه را به سستی کشانده‌اند. همین امروز اگر این دانشگاه را به من بدهند عده‌ای را به دادگاه می‌فرستم... 4/5

به خاطر جفایی که به دانشگاه و دانشجویان کردند. ده‌ها منصب ‌گرفتند و باز هم سر کلاس می‌رفتند و چیزی به دانشجو نمی‌‌آموختند و حقوق دانشگاهی می‌گرفتند و به‌عبارت صریح‌تر حرام‌خواری می‌کردند.» 5/5


◽️@utfinance◽️
👎16👍7😢2🤬1
📄 خبر و خبرنگار

👤 علی میرزاخانی

واژه «#خبرنگار» نامناسب‌ترین واژه‌ای است که می‌توانست به عنوان معادل فارسی «#ژورنالیست» و سایر واژگان دال بر فعال عرصه ژورنالیسم وضع شود.

#ژورنالیسم در دنیای مدرن به عنوان رکن چهارم دموکراسی توصیف می‌شود که مأموریت آن انتقال واقعیت‌ها به زبان ساده به عموم مردم و نیز حقیقت‌یابی وقایعی است که با روایت‌های گمراه کننده جعل می‌شود.
در حالی که واژه «خبر» در زبان فارسی همواره دارای بار منفی بوده و با ترکیبات منفی «خبربیار» و «خبرببر» بیشتر بر سر زبان‌ها بوده است.

به همین دلیل، ساخت واژه «خبرنگار» به عنوان معادل «ژورنالیست» اگر نگوییم از همان ابتدا با اهدافی علیه رشد و تعالی ژورنالیسم انجام شده است قطعا اشتباهی بزرگ محسوب می‌شود و باید در جست‌وجوی راهی برای اصلاح این اشتباه بود.

در عین حال، لازم می‌دانم امروز را که به هر حال به عنوان روز بزرگداشت فعالان عرصه ژورنالیسم نامگذاری شده است به همه همکارانم تبریک عرض کنم.

◽️@utfinance◽️
👍14👌3👎2❤1
📄 آزادی‌خواهی چیست؟ قسمت چهارم

👤 موسی غنی‌نژاد

یکی از تبعات زیانبار مفهوم #سرمایه‌داری فقدان تاکید لازم بر آزادی در آن است، چراکه سرمایه‌داری ممکن است انحصاری یا رقابتی باشد، حال آنکه مفهوم نظام بازار آزاد اینگونه سوء تفاهم ها را در خود ندارد.

وقتی #لنین کتاب #امپریالیسم بالاترین مرحله سرمایه‌داری را می‌نوشت به زعم خود نظر به سرمایه‌داری انحصاری داشت وگرنه نظام بازار آزاد رقابتی را با هیچ منطقی نمی‌توان به امپریالیسم مرتبط دانست. همان‌گونه که شومپیتر نشان داده است امپریالیسم میراث سیاسی دوران قدیم است و پدیده‌ای مدرن (نوآئین) نیست.

لنین با درهم آمیختن دو مفهوم سرمایه‌داری و امپریالیسم آشفتگی و ابهام نظری بی‌سابقه‌ای را به وجود آورد که نتیجه آن شر مطلق تلقی کردن کل دستاوردهای تمدن مدرن آزادی‌خواهانه غربی بود. به سخن دیگر، لنین یک مرحله از کارل #مارکس فراتر رفت و مدعی شد که سرمایه‌داری در شکل جدید امپریالیستی‌اش دیگر صرفاً منحصر به استثمار طبقه کارگر توسط طبقه سرمایه‌دار در کشورهای صنعتی غربی نیست بلکه زیر سلطه گرفتن و استثمار تمام دنیای غیر غربی از سوی غرب است.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید



🔗 بخش نخست را اینجا بخوانید

🔗 بخش دوم را اینجا بخوانید

🔗 بخش سوم را اینجا بخوانید


◽️@utfinance◽️

#موسی_غنی‌نژاد
#لیبرالیسم
#آزادی_خواهی
❤14👍3
👤 مسعود نیلی:

نرخ ارز از ابتدای سال۱۳۹۷ تاکنون، تقریبا ۵۰ برابر شده است. در حالی‌ که در بازه‌های زمانی مشابه در گذشته، حداکثر ۴ برابر می‌شده است.
این ۵۰ برابر شدن به‌صورت ۷ بحران بزرگ ارزی، اقتصاد ایران را لرزانده و خرابی‌هایی بزرگ به‌ جا گذاشته است.

🔗 https://x.com/eghtesadnews/status/2086372718480429226

◽️@utfinance◽️
❤6👏4👌2
🖥 وقتی روشنفکر، اسطوره را چپکی می‌خواند

🎙 امید اطهری‌نژاد

©️ پادکست آوای فلسفه


در این ویدیو به سراغ سخنرانی جنجالی #احمد_شاملو در دانشگاه برکلی می‌رویم؛ جایی که او روایتی کاملاً متفاوت از #فردوسی، فریدون، کاوه، ضحاک و انوشیروان ارائه می‌کند. ادعاهای #شاملو را قدم‌به‌قدم، از منظر تاریخی و فلسفی بررسی می‌کنیم و می‌پرسیم: مرز میان نقد یک #اسطوره و وارونه‌خوانی آن کجاست؟

◽️@utfinance◽️
❤13👏5
◽️ توئیت روز

👤 عباس سوری

جامعهٔ بی‌طبقه در نگاه چپ، یعنی برابریِ کرم و پروانه؛ با این تفاوت که وقتی کرم و پروانه را برابر می‌گیری، نتیجه‌اش معمولاً جامعه‌ای است که همه‌چیز در آن به سود کرم‌ها تمام می‌شود.

◽️@utfinance◽️
👌37👍7❤5👎3😱1🤬1
📄 سخنی در باره توجیه ناموجه

👤 موسی غنی‌نژاد

۱۸ مرداد ۱۴۰۵

شیاد نامیدن علی شریعتی آنهم با شواهد و دلایل روشن، به جای پاسخ‌گویی مستدل، هجمه گسترده‌ای را از سوی طرفداران وی بر انگیخت که عمدتاً ناظر بر توجیه شیادی وی بود. برای این توجیه نه تنها به طور سبک‌سرانه به افلاتون و سقراط بلکه به نیچه و حتی خاله‌ای در زیدآباد متوسل شدند تا ثابت کنند کار او به رغم آن دلایل و شواهد شیادی نبوده است.

البته در صدر این هجمه یک به اصطلاح فیلسوف روشنفکری دینی قرار داشت که در نوشته‌ای آکنده از خشم و هتاکیِ بی پرده، شهرت خود را از دباغی به خیاطی ارتقاء داده بود و باری دیگر بر قصد خود بر دوختن زبان آزادی‌خواهان تاکید می‌ورزید.

بگذریم از اینکه شریعتی فیلسوفان را پفیوزان تاریخ می‌دانست! به هر حال، این دست‌پاچگی و شتابزدگی در توجیه شیادی علی شریعتی را از سوی طرفداران وی چگونه می‌توان توضیح داد؟

به نظر می‌رسد پذیرفتن شیادی علی شریعتی برای کسانی که حداقل روزگاری طرفدار وی بوده‌اند آن‌چنان برای وجدانشان سنگین است که هرگز زیر بار آن نخواهند رفت، چراکه پذیرفتن چنین حقیقتی به این معنی است که همه یا بخشی از عمرعزیز خود را در دنیایی دروغین به هدر داده‌اند و بازیچه مغالطه‌های یک شیاد بوده‌اند.

#شیاد
#شریعتی
#سروش
#موسی_غنی‌نژاد
#پفیوزان_تاریخ
#خاله‌ای_در_زیدآباد

◽️@utfinance◽️
👌92❤14👍10👎9👏3