📄 چرا بسیاری از اقتصاددانان بازارها را دوست دارند؟
👤 خسوس فرناندز ویاورده
استاد اقتصاد در دانشگاه پنسیلوانیا
چرا بسیاری از اقتصاددانان بازارها را دوست دارند؟ زیرا اکثر بازارها، اگرچه نه همه آنها، به خوبی کار میکنند. نان در نانواییها، ماشین در نمایندگیهای خودرو و کتاب در کتابفروشیها وجود دارد زیرا سیستم قیمت، به عوامل اقتصادی انگیزه میدهد تا این نتایج را تضمین کنند. البته، بازارها هرگز خارج از کتابهای درسی اقتصاد کامل نیستند. اغلب اوقات، ما با ناکارآمدیهایی مانند رقابت محدود یا اثرات خارجی مواجه هستیم.
دلیل هوشمندانه برای بازارها هرگز این نبوده است که آنها بیعیب و نقص هستند، گزارهای که آنقدر آشکارا نادرست است که حتی ارزش بحث کردن ندارد (مگر اینکه برای دایرهالمعارف فلسفه استنفورد بنویسید). دلیل برای بازارها این است که آنها معمولاً بهتر از جایگزینهای ممکن عمل میکنند.
توجه داشته باشید که من از سه کلمه استفاده کردم: "معمولاً"، "بهتر" و "امکانپذیر". کلمه "معمولاً" به ما میگوید که گاهی اوقات، بازارها شکست میخورند. بعید است که بازاری برای دفاع ملی کارساز باشد، زیرا غیرممکن است که یک نیروی هوایی خصوصی از خانه من دفاع کند، اما از خانه همسایهام که از خرید این خدمات امتناع میکند، نتواند.
کلمه «بهتر» به ما یادآوری میکند که حتی وقتی بازارها خوب کار نمیکنند، جایگزینها ممکن است بدتر باشند. پرواز با خطوط هوایی آمریکایی بلیطی برای یک تجربه ناخوشایند است. اما آن دسته از ما که با خطوط هوایی دولتی پرواز کردهایم، میدانیم که خدمات میتواند به طور قابل توجهی بدتر باشد.
کلمه آخر، «عملی»، تأکید میکند که نباید رفتار بازار را در برابر یک سرویس عمومی ایدهآل که توسط فرشتگان اداره میشود، قضاوت کرد. جایگزینهای سیستمهای بازار توسط انسانها، با نقاط قوت و کاستیهایشان، و به ویژه بدون انگیزههای ارائه شده توسط انگیزه سود، اداره میشوند.
ممکن است با استدلال من برای بازارها مخالف باشید. اما، حداقل، باید بفهمید که من چه ادعا میکنم. در غیر این صورت، این یک بحث روشنفکرانه نیست؛ این یک دعوای در یک بار است.
◽️@utfinance◽️
👤 خسوس فرناندز ویاورده
استاد اقتصاد در دانشگاه پنسیلوانیا
چرا بسیاری از اقتصاددانان بازارها را دوست دارند؟ زیرا اکثر بازارها، اگرچه نه همه آنها، به خوبی کار میکنند. نان در نانواییها، ماشین در نمایندگیهای خودرو و کتاب در کتابفروشیها وجود دارد زیرا سیستم قیمت، به عوامل اقتصادی انگیزه میدهد تا این نتایج را تضمین کنند. البته، بازارها هرگز خارج از کتابهای درسی اقتصاد کامل نیستند. اغلب اوقات، ما با ناکارآمدیهایی مانند رقابت محدود یا اثرات خارجی مواجه هستیم.
دلیل هوشمندانه برای بازارها هرگز این نبوده است که آنها بیعیب و نقص هستند، گزارهای که آنقدر آشکارا نادرست است که حتی ارزش بحث کردن ندارد (مگر اینکه برای دایرهالمعارف فلسفه استنفورد بنویسید). دلیل برای بازارها این است که آنها معمولاً بهتر از جایگزینهای ممکن عمل میکنند.
توجه داشته باشید که من از سه کلمه استفاده کردم: "معمولاً"، "بهتر" و "امکانپذیر". کلمه "معمولاً" به ما میگوید که گاهی اوقات، بازارها شکست میخورند. بعید است که بازاری برای دفاع ملی کارساز باشد، زیرا غیرممکن است که یک نیروی هوایی خصوصی از خانه من دفاع کند، اما از خانه همسایهام که از خرید این خدمات امتناع میکند، نتواند.
کلمه «بهتر» به ما یادآوری میکند که حتی وقتی بازارها خوب کار نمیکنند، جایگزینها ممکن است بدتر باشند. پرواز با خطوط هوایی آمریکایی بلیطی برای یک تجربه ناخوشایند است. اما آن دسته از ما که با خطوط هوایی دولتی پرواز کردهایم، میدانیم که خدمات میتواند به طور قابل توجهی بدتر باشد.
کلمه آخر، «عملی»، تأکید میکند که نباید رفتار بازار را در برابر یک سرویس عمومی ایدهآل که توسط فرشتگان اداره میشود، قضاوت کرد. جایگزینهای سیستمهای بازار توسط انسانها، با نقاط قوت و کاستیهایشان، و به ویژه بدون انگیزههای ارائه شده توسط انگیزه سود، اداره میشوند.
ممکن است با استدلال من برای بازارها مخالف باشید. اما، حداقل، باید بفهمید که من چه ادعا میکنم. در غیر این صورت، این یک بحث روشنفکرانه نیست؛ این یک دعوای در یک بار است.
◽️@utfinance◽️
👍11❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 اقتصاد دستوری و بنزین
👤 موسی غنینژاد
شما میتوانید به من بگویید که نفت خام تولید ایران را چه کسی صادر میکند؟
اگر اینها حل نشه، بعد بیاید بپرسید که قیمت سوخت رو چه جوری واقعی کنم؛ من چی بگم به شما؟
◽️@utfinance◽️
#اقتصاد_دستوری
#موسی_غنینژاد
#بنزین
#قیمت_بنزین
👤 موسی غنینژاد
شما میتوانید به من بگویید که نفت خام تولید ایران را چه کسی صادر میکند؟
اگر اینها حل نشه، بعد بیاید بپرسید که قیمت سوخت رو چه جوری واقعی کنم؛ من چی بگم به شما؟
◽️@utfinance◽️
#اقتصاد_دستوری
#موسی_غنینژاد
#بنزین
#قیمت_بنزین
❤26👍13👎5👏2
Forwarded from مجله فرهنگی تاریخی ایبسن
YouTube
Oldest Evidence of Humans in Iran | Hamed Vahdati Nasab | TEDxEsfahan
Iran has been a bridge for human societies in prehistoric times, especially in the
Paleolithic era, from around 2 million years ago. Various archaeological evidences
have been reported from all over Iran about the presence of various human
groups in the geographical…
Paleolithic era, from around 2 million years ago. Various archaeological evidences
have been reported from all over Iran about the presence of various human
groups in the geographical…
👍4❤1
📄 دولتگراییهای نقابدار: نقدی بر درک نادرست از نظام اجتماعی سرمایهداری
👤 مهرپویا علا
آقای محمد قوچانی، سردبیر نشریهٔ آگاهی نو، مقالهای را در شمارهٔ ۶۴۲ نشریه تجارت فردا با عنوان «لیبرالیسم نقابدار: نقدی بر اندیشهٔ اقتصادی-سیاسی دکتر عبدالکریم سروش» نوشته است که مصداق دفاع بد و درک نادرست از نظام فکری لیبرالیسم و نظام اجتماعی سرمایهداری است. این قضاوت را کاملاً فارغ از قضاوتم دربارهٔ مواضع سیاسی ایشان میگویم که در همین مقاله در کنار آقای سروش ایستاده است و همدل و همزبان با او درصد بالایی از جمعیت کشور را که اتفاقاً من به دلایل گوناگون خودم را جزوشان نمیدانم و بسیار هم با آنها کشمکش فکری داشتهام، «هتاک، بیوطن و خشونتورز» خطاب کرده است. داوری پیرامون این توصیفات را بر عهدهٔ مخاطب و بر عهدهٔ تاریخ میگذارم و کاملاً فارغ از اختلافات سیاسی، خطای نظری بنیادین متن را نشان میدهم.
نخست برای آنکه انصاف مراعات شود، به این اشاره کنم که نقطهٔ قوت متن، روایت انتقادیای است که از تاریخچهٔ روشنفکری دینی و بررسی و مقایسهٔ بعضی نوشتهها و مصاحبههای آقای سروش به دست داده است و اطلاعات مفیدی در بر دارد.
ایراد مقاله از همان عنوان آن آغاز میشود؛ عنوانی که به متن ارتباطی ندارد: منظور از «لیبرالیسم نقابدار» کیست یا چیست؟ نقاب را معمولاً برای پنهان ساختن چهره بر روی صورت میگذارند. آیا منظور قوچانی این است که سروش درواقع لیبرالی است که نقابی بر چهره گذاشته تا آن را پنهان کند؟ اما این کاملاً خلاف پیام مقاله است و قوچانی، بهدرستی، میخواهد بگوید سروش لیبرال نیست. آیا صرفاً خواسته کنایهای به عنوان جزوهٔ قدیمی «دگماتیسم نقابدار» سروش زده باشد؟
اما هستهٔ اصلی نقد قوچانی به اندیشهٔ سروش که عمدتاً بر اساس کتاب تفرج صنع و مصاحبهٔ اخیر سروش با نشریهٔ اندیشهٔ پویا، بنا شده این است: «دکتر عبدالکریم سروش در نیمه و میانهٔ دههٔ ۶۰ در شرایطی علیه تکنولوژی سخن میگفت که میدانست تکنولوژی جوهرهٔ توسعه است» (تأکید از من است)
🔗 ادامه را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
#دولتگرایی_نقابدار
#لیبرالیسم_نقابدار
#محمد_قوچانی
#عبدالکریم_سروش
👤 مهرپویا علا
آقای محمد قوچانی، سردبیر نشریهٔ آگاهی نو، مقالهای را در شمارهٔ ۶۴۲ نشریه تجارت فردا با عنوان «لیبرالیسم نقابدار: نقدی بر اندیشهٔ اقتصادی-سیاسی دکتر عبدالکریم سروش» نوشته است که مصداق دفاع بد و درک نادرست از نظام فکری لیبرالیسم و نظام اجتماعی سرمایهداری است. این قضاوت را کاملاً فارغ از قضاوتم دربارهٔ مواضع سیاسی ایشان میگویم که در همین مقاله در کنار آقای سروش ایستاده است و همدل و همزبان با او درصد بالایی از جمعیت کشور را که اتفاقاً من به دلایل گوناگون خودم را جزوشان نمیدانم و بسیار هم با آنها کشمکش فکری داشتهام، «هتاک، بیوطن و خشونتورز» خطاب کرده است. داوری پیرامون این توصیفات را بر عهدهٔ مخاطب و بر عهدهٔ تاریخ میگذارم و کاملاً فارغ از اختلافات سیاسی، خطای نظری بنیادین متن را نشان میدهم.
نخست برای آنکه انصاف مراعات شود، به این اشاره کنم که نقطهٔ قوت متن، روایت انتقادیای است که از تاریخچهٔ روشنفکری دینی و بررسی و مقایسهٔ بعضی نوشتهها و مصاحبههای آقای سروش به دست داده است و اطلاعات مفیدی در بر دارد.
ایراد مقاله از همان عنوان آن آغاز میشود؛ عنوانی که به متن ارتباطی ندارد: منظور از «لیبرالیسم نقابدار» کیست یا چیست؟ نقاب را معمولاً برای پنهان ساختن چهره بر روی صورت میگذارند. آیا منظور قوچانی این است که سروش درواقع لیبرالی است که نقابی بر چهره گذاشته تا آن را پنهان کند؟ اما این کاملاً خلاف پیام مقاله است و قوچانی، بهدرستی، میخواهد بگوید سروش لیبرال نیست. آیا صرفاً خواسته کنایهای به عنوان جزوهٔ قدیمی «دگماتیسم نقابدار» سروش زده باشد؟
اما هستهٔ اصلی نقد قوچانی به اندیشهٔ سروش که عمدتاً بر اساس کتاب تفرج صنع و مصاحبهٔ اخیر سروش با نشریهٔ اندیشهٔ پویا، بنا شده این است: «دکتر عبدالکریم سروش در نیمه و میانهٔ دههٔ ۶۰ در شرایطی علیه تکنولوژی سخن میگفت که میدانست تکنولوژی جوهرهٔ توسعه است» (تأکید از من است)
🔗 ادامه را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
#دولتگرایی_نقابدار
#لیبرالیسم_نقابدار
#محمد_قوچانی
#عبدالکریم_سروش
Telegraph
دولتگراییهای نقابدار: نقدی بر درک نادرست از نظام اجتماعی سرمایهداری
آقای محمد قوچانی، سردبیر نشریهٔ آگاهی نو، مقالهای را در شمارهٔ ۶۴۲ نشریه تجارت فردا با عنوان «لیبرالیسم نقابدار: نقدی بر اندیشهٔ اقتصادی-سیاسی دکتر عبدالکریم سروش» نوشته است که مصداق دفاع بد و درک نادرست از نظام فکری لیبرالیسم و نظام اجتماعی سرمایهداری…
❤8👍3
📄 از ذهن تا بازار، از ایده تا نهاد | پیش از قانون، پیش از بازار، پیش از ثروت | چگونه ایدهها سرنوشت جوامع را مینویسند؟
◽️ وقتی به ساختارهای اقتصادی و سیاسی مینگریم، ابتدا مجموعهای از واقعیتهای ملموس و مادی توجه ما را جلب میکند. ما وزارتخانهها، ساختمان مجلس، شهرداری، فرمانداری، ادارات دولتی، کارخانهها، شرکتها، بانکها، مجتمعهای تجاری، بورس و صرافی و... را میبینیم. این نمودهای فیزیکی و نهادی به قدری فضای اطراف ما اشغال کردهاند که بسیاری از افراد و حتی برخی از روشنفکران و دانشگاهیان هم تصور میکنند که تاریخ بشر و اقتصاد سیاسی کشورها صرفاً برآیندی از نیروهای مادی، جبر جغرافیایی، منابع طبیعی یا پیشرفتهای تکنولوژیک است. اما آنچه جهان مادی ما را میسازد، پیش از آنکه در عالم واقعیت تجلی یابد، به شکل یک «ایده» و «اندیشه» در ذهن انسانها جوانه زده است. در واقع، تاریخ اقتصاد سیاسی کشورها، تاریخ ابزارها و منابع نیست، بلکه تاریخ اندیشهها، ارزشها، نگرشها و باورهای انسانهاست.
◽️ «به یاد داشته باشید شما مردان گردنفراز عمل که هیچ نیستید مگر بیآنکه خود بدانید ابزارهایی در دست مردان اندیشه، که در آرامش محقر خویش بسا قطعیترین طرحهای عمل شما را پیشاپیش در افکندهاند.»
این جملهها از شاعر بزرگ آلمانی سده نوزدهم، هاینریش هاینه، در کتابی به نام «تاریخ دین و فلسفه در آلمان» است (۱۸۳۴) که آیزایا برلین در اوایل مقاله معروف خود، «دو مفهوم آزادی» (۱۹۵۸) از آن چنین یاد کرده است:
«بیش از یکصد سال پیش، شاعر آلمانی هاینه به فرانسویان هشدار داد که قدرت اندیشه را دست کم نگیرند، زیرا مفاهیم فلسفی که در آرامش اتاق کار فیلسوفی پرورانده میشوند، ممکن است تمدنی را نابود کنند.»
◽️@utfinance◽️
◽️ وقتی به ساختارهای اقتصادی و سیاسی مینگریم، ابتدا مجموعهای از واقعیتهای ملموس و مادی توجه ما را جلب میکند. ما وزارتخانهها، ساختمان مجلس، شهرداری، فرمانداری، ادارات دولتی، کارخانهها، شرکتها، بانکها، مجتمعهای تجاری، بورس و صرافی و... را میبینیم. این نمودهای فیزیکی و نهادی به قدری فضای اطراف ما اشغال کردهاند که بسیاری از افراد و حتی برخی از روشنفکران و دانشگاهیان هم تصور میکنند که تاریخ بشر و اقتصاد سیاسی کشورها صرفاً برآیندی از نیروهای مادی، جبر جغرافیایی، منابع طبیعی یا پیشرفتهای تکنولوژیک است. اما آنچه جهان مادی ما را میسازد، پیش از آنکه در عالم واقعیت تجلی یابد، به شکل یک «ایده» و «اندیشه» در ذهن انسانها جوانه زده است. در واقع، تاریخ اقتصاد سیاسی کشورها، تاریخ ابزارها و منابع نیست، بلکه تاریخ اندیشهها، ارزشها، نگرشها و باورهای انسانهاست.
◽️ «به یاد داشته باشید شما مردان گردنفراز عمل که هیچ نیستید مگر بیآنکه خود بدانید ابزارهایی در دست مردان اندیشه، که در آرامش محقر خویش بسا قطعیترین طرحهای عمل شما را پیشاپیش در افکندهاند.»
این جملهها از شاعر بزرگ آلمانی سده نوزدهم، هاینریش هاینه، در کتابی به نام «تاریخ دین و فلسفه در آلمان» است (۱۸۳۴) که آیزایا برلین در اوایل مقاله معروف خود، «دو مفهوم آزادی» (۱۹۵۸) از آن چنین یاد کرده است:
«بیش از یکصد سال پیش، شاعر آلمانی هاینه به فرانسویان هشدار داد که قدرت اندیشه را دست کم نگیرند، زیرا مفاهیم فلسفی که در آرامش اتاق کار فیلسوفی پرورانده میشوند، ممکن است تمدنی را نابود کنند.»
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
از ذهن تا بازار، از ایده تا نهاد | پیش از قانون، پیش از بازار، پیش از ثروت | چگونه ایدهها سرنوشت جوامع را مینویسند؟
اقتصادنیوز: آیزایا برلین، در مقاله معروف «دو مفهوم آزادی» مینویسد: «بیش از یکصد سال پیش، شاعر آلمانی هاینه به فرانسویان هشدار داد که قدرت اندیشه را دست کم نگیرند، زیرا مفاهیم فلسفی که در آرامش اتاق کار فیلسوفی پرورانده میشوند، ممکن است تمدنی را نابود کنند».
👍9❤1
Forwarded from A New Liberty
🔻تحریف به مثابه روش؛
بررسی کیفی استنادات در پژوهشهای کوئین اسلوبودیان
✍️ ترجمه، تنظیم و تلخیص: مهران خسروزاده
این یادداشت نسبتا طولانی، به بهانه بررسی کتاب «حرامزادگان هایک» تنظیم شده است.
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
قسمت دهم
قسمت یازدهم
قسمت دوازدهم
قسمت سیزدهم
قسمت چهاردهم
قسمت پانزدهم
قسمت شانزدهم
قسمت هفدهم
@Mehrannotes
بررسی کیفی استنادات در پژوهشهای کوئین اسلوبودیان
✍️ ترجمه، تنظیم و تلخیص: مهران خسروزاده
این یادداشت نسبتا طولانی، به بهانه بررسی کتاب «حرامزادگان هایک» تنظیم شده است.
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
قسمت دهم
قسمت یازدهم
قسمت دوازدهم
قسمت سیزدهم
قسمت چهاردهم
قسمت پانزدهم
قسمت شانزدهم
قسمت هفدهم
@Mehrannotes
👍2
📄 وقتی «پول ملی» میمیرد | مسیر کوتاه چاپ پول تا ابرتورم | یک ابرتورم، دو تجربه؛ چرا داستان یوگسلاوی برای ایران مهم است؟
◽️ تجربه جمهوری فدرال یوگسلاوی بین سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۴ و دوران پس از آن، نمونهای از همزمانی جنگ داخلی، تحریمهای اقتصادی بینالمللی و فروپاشی کامل انضباط پولی است.
ریشه بحران اقتصادی یوگسلاوی به انباشت بدهیهای خارجی دهه ۱۹۸۰ و ناکامی اصلاحات ساختاری برمیگردد. اگرچه در انتهای سال ۱۹۸۹ آنته مارکوویچ، نخستوزیر وقت، برنامهای برای تثبیت اقتصادی اجرا کرد که طی آن دینار یوگسلاوی با نرخ ۷ به ۱ نسبت به مارک آلمان میخکوب شد و تورم از نرخهای سه رقمی پائین آمد، اما این موفقیت به دلیل تضادهای شدید سیاسی میان جمهوریها و کنترلناپذیری بودجههای محلی پایداری نداشت.
◽️ با آغاز فروپاشی فدراسیون یوگسلاوی و شعلهور شدن جنگ بالکان در سال ۱۹۹۱، نظام پولی مشترک به کلی منهدم شد و جمهوریها با چاپ پول برای تامین هزینههای نظامی، وارد رقابتی برای تخریب پایه پولی شدند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
◽️ تجربه جمهوری فدرال یوگسلاوی بین سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۴ و دوران پس از آن، نمونهای از همزمانی جنگ داخلی، تحریمهای اقتصادی بینالمللی و فروپاشی کامل انضباط پولی است.
ریشه بحران اقتصادی یوگسلاوی به انباشت بدهیهای خارجی دهه ۱۹۸۰ و ناکامی اصلاحات ساختاری برمیگردد. اگرچه در انتهای سال ۱۹۸۹ آنته مارکوویچ، نخستوزیر وقت، برنامهای برای تثبیت اقتصادی اجرا کرد که طی آن دینار یوگسلاوی با نرخ ۷ به ۱ نسبت به مارک آلمان میخکوب شد و تورم از نرخهای سه رقمی پائین آمد، اما این موفقیت به دلیل تضادهای شدید سیاسی میان جمهوریها و کنترلناپذیری بودجههای محلی پایداری نداشت.
◽️ با آغاز فروپاشی فدراسیون یوگسلاوی و شعلهور شدن جنگ بالکان در سال ۱۹۹۱، نظام پولی مشترک به کلی منهدم شد و جمهوریها با چاپ پول برای تامین هزینههای نظامی، وارد رقابتی برای تخریب پایه پولی شدند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
👍7❤2
◽️ رویداد
تاریخ پل آینده
رونمایی کتاب «کاپیتالیسم و تاریخنگاران»
👤 با حضور مهدی تدینی
🗓 سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
⏱ ساعت ۱۹
📍 شهر کتاب ساری
◽️@utfinance◽️
#کاپیتالیسم
#کاپیتالیسم_و_تاریخنگاران
#فردریش_هایک
#مهدی_تدینی
#شهر_کتاب_ساری
تاریخ پل آینده
رونمایی کتاب «کاپیتالیسم و تاریخنگاران»
👤 با حضور مهدی تدینی
🗓 سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
⏱ ساعت ۱۹
📍 شهر کتاب ساری
◽️@utfinance◽️
#کاپیتالیسم
#کاپیتالیسم_و_تاریخنگاران
#فردریش_هایک
#مهدی_تدینی
#شهر_کتاب_ساری
❤25👍1
📄 آزادیخواهی و دموکراسی
آزادیخواهی چیست؟ -قسمت پنجم
👤موسی غنینژاد
دموکراسی به رغم اهمیتی که برای زندگی در دنیای مدرن دارد مفهومی مستقل از آزادیخواهی (لیبرالیسم) است. خلط این دو مفهوم اغلب منشاء سوء تفاهمهای ضایعهباری بوده است. دموکراسی به معنی تمکین به رای اکثریت آشکارا هیچ مضمون نظری مستقل و روشنی ندارد، و صرفاً وسیلهای صلحآمیز برای حل اختلاف در تصمیمگیریهای جمعی است به طوری که همه در آن جمع حق رای برابر داشته باشند.
استفاده از این وسیله مفید از گذشتههای خیلی دور در معابد مذهبی و نیز کلیساهای مسیحی رایج بوده و امری شناخته شده بود. از آنجاکه در دنیای مدرن همه انسانها برابر حقوق تلقی میشوند دموکراسی به عنوان وسیله موثر و کارآمد برای حل اختلافات در مجامع گوناگون بشری جایگاه بسیار مهمی یافته است.
نکته مهمی که اغلب دموکراسیخواهان سرسخت از آن غفلت میکنند این است که رای اکثریت را به صرف اینکه رای اکثریت است نمیتوان درست یا برحق تلقی کرد. درستی یا برحق بودن یک تصمیم جمعی به طور منطقی معیاری مستقل و متفاوت باید داشته باشد چون اکثریت به هر دلیلی ممکن است اشتباه کند.
ترجمه دموکراسی به مردم سالاری در زبان فارسی اشتباه تاسفباری بود که سوء تفاهمهای زیادی ایجاد کرده است. در زبانهای اروپایی مفهوم دموکراسی معنایی فراتر از صرف تمکین به رای اکثریت دارد و ناظر بر نظام سیاسی دربر گیرنده نهادهای مقوم آزادی مانند احزاب و مطبوعات مستقل نیز است در حالیکه مفهوم مردمسالاری به خودی خود ظرایف مفهوم دموکراسی در زبانهای اروپایی را ندارد و گویای نوعی توده گرایی یا پوپولیسم صرف است. به این ترتیب است که بسیاری از تمامیت خواهان مدعی دین با افتخار و صدای بلند مرام خود را مردمسالاری دینی توصیف میکنند. البته نباید فراموش کرد که برخی چپها و حتی کمونیستها نیز نظام سیاسی مورد علاقه خود را دموکراسی مردمی یا خلقی مینامند.
واضح است که این تعبیرها از دموکراسی هیچ سنخیتی با مفهوم آزادیخواهی به معنایی که پیش از این توضیح داده شد ندارد، بلکه حتی در تضاد با آن است.
دموکراسی ابزاری کارآمد و حتی ضروری برای زندگی در جوامع مبتنع بر آزادیخواهی (لیبرالیسم) در دنیای مدرن است، اما این وسیله بسیار مهم و ضروری نباید با هدف یعنی آزادی اشتباه شود یا احیاناً جایگزین آن گردد.
◽️@utfinance◽️
#آزادی_خواهی
#لیبرالیسم
#دموکراسی
#موسی_غنینژاد
آزادیخواهی چیست؟ -قسمت پنجم
👤موسی غنینژاد
دموکراسی به رغم اهمیتی که برای زندگی در دنیای مدرن دارد مفهومی مستقل از آزادیخواهی (لیبرالیسم) است. خلط این دو مفهوم اغلب منشاء سوء تفاهمهای ضایعهباری بوده است. دموکراسی به معنی تمکین به رای اکثریت آشکارا هیچ مضمون نظری مستقل و روشنی ندارد، و صرفاً وسیلهای صلحآمیز برای حل اختلاف در تصمیمگیریهای جمعی است به طوری که همه در آن جمع حق رای برابر داشته باشند.
استفاده از این وسیله مفید از گذشتههای خیلی دور در معابد مذهبی و نیز کلیساهای مسیحی رایج بوده و امری شناخته شده بود. از آنجاکه در دنیای مدرن همه انسانها برابر حقوق تلقی میشوند دموکراسی به عنوان وسیله موثر و کارآمد برای حل اختلافات در مجامع گوناگون بشری جایگاه بسیار مهمی یافته است.
نکته مهمی که اغلب دموکراسیخواهان سرسخت از آن غفلت میکنند این است که رای اکثریت را به صرف اینکه رای اکثریت است نمیتوان درست یا برحق تلقی کرد. درستی یا برحق بودن یک تصمیم جمعی به طور منطقی معیاری مستقل و متفاوت باید داشته باشد چون اکثریت به هر دلیلی ممکن است اشتباه کند.
ترجمه دموکراسی به مردم سالاری در زبان فارسی اشتباه تاسفباری بود که سوء تفاهمهای زیادی ایجاد کرده است. در زبانهای اروپایی مفهوم دموکراسی معنایی فراتر از صرف تمکین به رای اکثریت دارد و ناظر بر نظام سیاسی دربر گیرنده نهادهای مقوم آزادی مانند احزاب و مطبوعات مستقل نیز است در حالیکه مفهوم مردمسالاری به خودی خود ظرایف مفهوم دموکراسی در زبانهای اروپایی را ندارد و گویای نوعی توده گرایی یا پوپولیسم صرف است. به این ترتیب است که بسیاری از تمامیت خواهان مدعی دین با افتخار و صدای بلند مرام خود را مردمسالاری دینی توصیف میکنند. البته نباید فراموش کرد که برخی چپها و حتی کمونیستها نیز نظام سیاسی مورد علاقه خود را دموکراسی مردمی یا خلقی مینامند.
واضح است که این تعبیرها از دموکراسی هیچ سنخیتی با مفهوم آزادیخواهی به معنایی که پیش از این توضیح داده شد ندارد، بلکه حتی در تضاد با آن است.
دموکراسی ابزاری کارآمد و حتی ضروری برای زندگی در جوامع مبتنع بر آزادیخواهی (لیبرالیسم) در دنیای مدرن است، اما این وسیله بسیار مهم و ضروری نباید با هدف یعنی آزادی اشتباه شود یا احیاناً جایگزین آن گردد.
◽️@utfinance◽️
#آزادی_خواهی
#لیبرالیسم
#دموکراسی
#موسی_غنینژاد
👍15❤7
📄 شریعتی: از «شاندل» تا اصل ۴۴ قانون اساسی
👤 علی دینی ترکمانی
صحبتهای موسی غنینژاد دربارهی علی شریعتی در هفتههای اخیر به موضوع داغی در شبکههای اجتماعی تبدیل شد. وی با استناد به استفادهی شریعتی از نام «پروفسور شاندل» در آثارش، وی را به شیادی علمی متهم میکند. فارغ از پاسخهایی که از زاویهی رعایت اخلاق در سخن، به وی داده شد، در اینجا ابتدا نکتهای دربارهی این موضوع طرح و سپس ادعای مهمتر غنینژاد دربارهی تأثیر شریعتی بر قانون اساسی جمهوری اسلامی و کژراههای که در چنین تحلیلهایی وجود دارد بهاختصار بررسی میشود.
🔗 متن کامل
◽️@utfinance◽️
👤 علی دینی ترکمانی
صحبتهای موسی غنینژاد دربارهی علی شریعتی در هفتههای اخیر به موضوع داغی در شبکههای اجتماعی تبدیل شد. وی با استناد به استفادهی شریعتی از نام «پروفسور شاندل» در آثارش، وی را به شیادی علمی متهم میکند. فارغ از پاسخهایی که از زاویهی رعایت اخلاق در سخن، به وی داده شد، در اینجا ابتدا نکتهای دربارهی این موضوع طرح و سپس ادعای مهمتر غنینژاد دربارهی تأثیر شریعتی بر قانون اساسی جمهوری اسلامی و کژراههای که در چنین تحلیلهایی وجود دارد بهاختصار بررسی میشود.
🔗 متن کامل
📌 علی دینیترکمانی، دکتری اقتصاد و نهادگرا است. او پیش از این و در ابتدای دهه ۹۰ نیز مقاله بلندی در نقد موسی غنینژاد نوشته است.
◽️@utfinance◽️
👎21❤2👍1
🔴 مصوبات امروز مجلس:
1️⃣ ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای هرگونه همکاری علمی با دانشگاه ها، موسسات و سازمانهای خارجی که وزارت اطلاعات تایید نکند.
2️⃣ ۵ تا ۱۰ سال زندان برای برگزارکنندگان دورهها، کلاسها یا کارگاههای آموزشی حضوری یا مجازی که با فرهنگ ایرانی ناسازگارند؛ ۶ ماه تا ۲ سال زندان هم برای شرکت در این دورهها.
3️⃣ محرومیت مادام العمر برای تولید یا کارگردانی فیلم، مستند، تئاتر، موسیقی و کتابی که مروج فرهنگ ضد اسلامی باشد یا چهره سیاه از کشور نشان دهد.
4️⃣ ۳۰ سال زندان برای پیشنهادات سیاستی یا تقنینی یا اجرایی به نهادهای حاکمیتی و دولتی که برخلاف مصالح اساسی نظام است یا آرای مردم را به نفع گروه یا جریان خاصی جهتدهی کند.
5️⃣ ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای مصاحبه، شرکت در گفتوگو یا هرگونه ارتباط با رسانههای آمریکایی یا رسانههایی که آمریکا آنها را تأمین مالی میکند.
(مصاحبه با رسانههای خارجی منوط به اطلاعرسانی به وزارت اطلاعات است.)
6️⃣ ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای ارتباط با سفارتخانهها و نهادهای غیر ایرانی در داخل یا خارج، بدون اخذ مجوز کتبی از وزارت خارجه.
◽️@utfinance◽️
1️⃣ ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای هرگونه همکاری علمی با دانشگاه ها، موسسات و سازمانهای خارجی که وزارت اطلاعات تایید نکند.
2️⃣ ۵ تا ۱۰ سال زندان برای برگزارکنندگان دورهها، کلاسها یا کارگاههای آموزشی حضوری یا مجازی که با فرهنگ ایرانی ناسازگارند؛ ۶ ماه تا ۲ سال زندان هم برای شرکت در این دورهها.
3️⃣ محرومیت مادام العمر برای تولید یا کارگردانی فیلم، مستند، تئاتر، موسیقی و کتابی که مروج فرهنگ ضد اسلامی باشد یا چهره سیاه از کشور نشان دهد.
4️⃣ ۳۰ سال زندان برای پیشنهادات سیاستی یا تقنینی یا اجرایی به نهادهای حاکمیتی و دولتی که برخلاف مصالح اساسی نظام است یا آرای مردم را به نفع گروه یا جریان خاصی جهتدهی کند.
5️⃣ ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای مصاحبه، شرکت در گفتوگو یا هرگونه ارتباط با رسانههای آمریکایی یا رسانههایی که آمریکا آنها را تأمین مالی میکند.
(مصاحبه با رسانههای خارجی منوط به اطلاعرسانی به وزارت اطلاعات است.)
6️⃣ ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای ارتباط با سفارتخانهها و نهادهای غیر ایرانی در داخل یا خارج، بدون اخذ مجوز کتبی از وزارت خارجه.
◽️@utfinance◽️
🤬51👌4😱2❤1🔥1💔1
◽️ رویداد
📚 گفتوگو دربارهٔ کتاب «اقتصاد از دیدگاه انسانی»
/سیری در جهان اندیشه پیرامون مِکنَت و عُسرَت/
👤 محمد طبیبیان
👤 حسین عبدهتبریزی
👤 فرهاد نیلی
👤 مرتضی کاظمی
👤 امیرحسین خالقی
اقتصاد فقط دربارهٔ اعداد، بازارها و شاخصهای اقتصادی نیست؛ در بنیاد خود، با پرسشهایی دربارهٔ انسان، رفاه، فقر، ثروت و شیوهٔ زیستن او پیوند دارد.
در این نشست، دربارهٔ کتاب «اقتصاد از دیدگاه انسانی» و سیر اندیشه دربارهٔ مِکنَت و عُسرَت گفتوگو خواهیم کرد؛ روایتی از چگونگی شکلگیری و تحول نگاه انسان به ثروت، فقر و اقتصاد.
🗓 جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
🕔 ساعت ۱۷
📍 تهران، خیابان ولیعصر، بعد از باغ فردوس، کوچه کیارستمی، کوچه دلبر، پلاک ۹، کتابسرای راوی
◽️@utfinance◽️
📚 گفتوگو دربارهٔ کتاب «اقتصاد از دیدگاه انسانی»
/سیری در جهان اندیشه پیرامون مِکنَت و عُسرَت/
👤 محمد طبیبیان
👤 حسین عبدهتبریزی
👤 فرهاد نیلی
👤 مرتضی کاظمی
👤 امیرحسین خالقی
اقتصاد فقط دربارهٔ اعداد، بازارها و شاخصهای اقتصادی نیست؛ در بنیاد خود، با پرسشهایی دربارهٔ انسان، رفاه، فقر، ثروت و شیوهٔ زیستن او پیوند دارد.
در این نشست، دربارهٔ کتاب «اقتصاد از دیدگاه انسانی» و سیر اندیشه دربارهٔ مِکنَت و عُسرَت گفتوگو خواهیم کرد؛ روایتی از چگونگی شکلگیری و تحول نگاه انسان به ثروت، فقر و اقتصاد.
🗓 جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
🕔 ساعت ۱۷
📍 تهران، خیابان ولیعصر، بعد از باغ فردوس، کوچه کیارستمی، کوچه دلبر، پلاک ۹، کتابسرای راوی
◽️@utfinance◽️
👍7❤2
Forwarded from تاریخ اقتصاد | مهدی الیاسی
🔷 سالروز کودتای ۲۵ امرداد
🔹 در چنین روزی در ۲۵ امرداد سال ۱۳۳۲، دکتر محمد مصدق با تحریک چتد نفر از اعضای تندروی کابینهاش با مخفی کردن فرمان برکناریاش از سوی شاه، پروژه کودتا و عزل شاه، برخلاف قانون اساسی را آغاز کرد.
🔹 کودتای ۲۵ امرداد، پس از سه روز جست و خیز در روز ۲۸ امرداد با عدم همراهی نیروهای مسلح و مردم با کودتاچیان، شکست خورد و به پایان رسید.
@tarikh_eghtesaad1
🔹 در چنین روزی در ۲۵ امرداد سال ۱۳۳۲، دکتر محمد مصدق با تحریک چتد نفر از اعضای تندروی کابینهاش با مخفی کردن فرمان برکناریاش از سوی شاه، پروژه کودتا و عزل شاه، برخلاف قانون اساسی را آغاز کرد.
🔹 کودتای ۲۵ امرداد، پس از سه روز جست و خیز در روز ۲۸ امرداد با عدم همراهی نیروهای مسلح و مردم با کودتاچیان، شکست خورد و به پایان رسید.
@tarikh_eghtesaad1
❤38👍20👎9
Forwarded from فریدون؛ فصلنامه فکری-تحلیلی
——
«کودتای محمد مصدق علیه پادشاهی مشروطه»
«استفاده از نیروهای مسلح از لحظهای که مصدق فرمان عزل خود را گرفت، عملا کودتای مصدق علیه نظام کشور بود»
مقالهای از شیدا باوند در فریدون
شیدا باوند - که نام مستعار نویسنده این مقاله است - در بخشی از مقاله در دلیلآوری برای ادعای محوری، کودتای مصدق علیه پادشاهی مشروطه، چنین مینویسد:
«تعریف کودتا اقدام نظامی از طرف نیروهای مسلح علیه دولت رسمی کشور است. مصداق واقعی این امر، کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ است که رضاخان میرپنج و سید ضیاءالدین طباطبایی در رأس قوای قزاق وارد پایتخت شدند. سازمانهای دولتی را در اختیار گرفتند و شاه را وا داشتند که فرمان نخستوزیری به نام سید ضیاءالدین صادر کند.
عزل مصدق با تعریف "کودتا" نمیخواند. مصدق خود دولت بود و نیروهای مسلح را در کنترل کامل خود داشت. اما استفاده از آن نیرو از لحظهای که مصدق فرمان عزل خود را گرفت، عملا کودتای مصدق علیه نظام کشور بود و نظام منحصر به مقام سلطنت نبود، بلکه مجموعهای از نهادهاست که همه لگدمال شدند:
قانون اساسی (که در آن اختیارات و مسئولیتهای همه نهادها و شخص پادشاه بهروشنی تعریف شده بود و مصدق با بیاعتنایی کامل به نص صریح قانون عمل کرد)، مجلسین (که به طور غیرقانونی آنها را منحل کرده بود)، قوه مجریه (که در تمام دوران نخستوزیری او به قوه مقننه تبدیل شده بود و قانونگذاری میکرد)؛ قوه قضاییه (که با برکناری قضات عالیرتبه و انتصاب قضات فرمانبر از دولت به ابزار دست دولت در پیشبرد اهداف و برنامههایش تبدیل شده بود)».
-------
این مقاله را با عنوان «کودتای محمد مصدق علیه پادشاهی مشروطه» در «فریدون» بخوانید:
https://www.fereydoun.org/articles/sheida-bavand-60345
@fereydoun_magazine
«کودتای محمد مصدق علیه پادشاهی مشروطه»
«استفاده از نیروهای مسلح از لحظهای که مصدق فرمان عزل خود را گرفت، عملا کودتای مصدق علیه نظام کشور بود»
مقالهای از شیدا باوند در فریدون
شیدا باوند - که نام مستعار نویسنده این مقاله است - در بخشی از مقاله در دلیلآوری برای ادعای محوری، کودتای مصدق علیه پادشاهی مشروطه، چنین مینویسد:
«تعریف کودتا اقدام نظامی از طرف نیروهای مسلح علیه دولت رسمی کشور است. مصداق واقعی این امر، کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ است که رضاخان میرپنج و سید ضیاءالدین طباطبایی در رأس قوای قزاق وارد پایتخت شدند. سازمانهای دولتی را در اختیار گرفتند و شاه را وا داشتند که فرمان نخستوزیری به نام سید ضیاءالدین صادر کند.
عزل مصدق با تعریف "کودتا" نمیخواند. مصدق خود دولت بود و نیروهای مسلح را در کنترل کامل خود داشت. اما استفاده از آن نیرو از لحظهای که مصدق فرمان عزل خود را گرفت، عملا کودتای مصدق علیه نظام کشور بود و نظام منحصر به مقام سلطنت نبود، بلکه مجموعهای از نهادهاست که همه لگدمال شدند:
قانون اساسی (که در آن اختیارات و مسئولیتهای همه نهادها و شخص پادشاه بهروشنی تعریف شده بود و مصدق با بیاعتنایی کامل به نص صریح قانون عمل کرد)، مجلسین (که به طور غیرقانونی آنها را منحل کرده بود)، قوه مجریه (که در تمام دوران نخستوزیری او به قوه مقننه تبدیل شده بود و قانونگذاری میکرد)؛ قوه قضاییه (که با برکناری قضات عالیرتبه و انتصاب قضات فرمانبر از دولت به ابزار دست دولت در پیشبرد اهداف و برنامههایش تبدیل شده بود)».
-------
این مقاله را با عنوان «کودتای محمد مصدق علیه پادشاهی مشروطه» در «فریدون» بخوانید:
https://www.fereydoun.org/articles/sheida-bavand-60345
@fereydoun_magazine
👍29👎5
Finance & Economics
📄 شریعتی: از «شاندل» تا اصل ۴۴ قانون اساسی 👤 علی دینی ترکمانی صحبتهای موسی غنینژاد دربارهی علی شریعتی در هفتههای اخیر به موضوع داغی در شبکههای اجتماعی تبدیل شد. وی با استناد به استفادهی شریعتی از نام «پروفسور شاندل» در آثارش، وی را به شیادی علمی متهم…
📄 علی دینیترکمانی و اصل ۴۴ قانون اساسی
👤 امیررضا عبدلی
به نظر میرسد مهمترین نگرانی چپها و ملّیکنهای حرفهای، تأسیس هر سازمان سیاسی جدیدی است که چیزی مثل اصل ۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی نداشته باشد.
این اصل ساختمان عظیم و تودرتویی از فساد بنا کرده که در آن سفره رنگین رانت همیشه پهن است.
اگر بتوانید دربان دم در را قانع کنید که خودی هستید و وارد این ساختمان شوید، نانتان مادامالعمر در روغن خواهد بود چون به عنوان مدیر، معاون، مشاور، رایزن، مسئول روابط عمومی یا دهها نوع طفیلی دیگر تا پایان عمر از انواع مزایا و امتیازات پیدا و پنهان بهرهمند میشوید و به دیگران فخر میفروشید، بیآنکه زحمت خاصّی بکشید یا در معرض ریسکی قرار بگیرید.
دولتها و رئیس دولتهای مختلفی که بر سر کار میآیند چیزی بیش از مدیر این ساختمان نیستند. بنابراین حتی اگر هم لیبرال و نولیبرال باشند ( که نیستند، ولی پیرهمنتقدان لیبرالیسم هرگز از تکرار این دروغ شاخدار حیا نمیکنند) اختیاری برای برداشتن سقف و ستونها و پیریزی یک عمارت جدید ندارند.
شهادت میدهم که من هم اگر از خودیهای ساکن این ساختمان بودم کوچکترین نقدی به این اصل، یا اندیشه و اخلاقیات باعث و بانیان این اصل را در حکم تیری میدیدم که به تخم چشمم شلیک شده باشد.
پینوشت: از این درد بی درمان که هزار کار واجب را زمین میگذارم تا به سخنرانی فرشاد مؤمنی گوش کنم یا نوشتههای علی دینی ترکمانی را بخوانم به ستوه آمدهام.
🆔https://t.me/AmirrezaAbdolii
◽️@utfinance◽️
👤 امیررضا عبدلی
به نظر میرسد مهمترین نگرانی چپها و ملّیکنهای حرفهای، تأسیس هر سازمان سیاسی جدیدی است که چیزی مثل اصل ۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی نداشته باشد.
این اصل ساختمان عظیم و تودرتویی از فساد بنا کرده که در آن سفره رنگین رانت همیشه پهن است.
اگر بتوانید دربان دم در را قانع کنید که خودی هستید و وارد این ساختمان شوید، نانتان مادامالعمر در روغن خواهد بود چون به عنوان مدیر، معاون، مشاور، رایزن، مسئول روابط عمومی یا دهها نوع طفیلی دیگر تا پایان عمر از انواع مزایا و امتیازات پیدا و پنهان بهرهمند میشوید و به دیگران فخر میفروشید، بیآنکه زحمت خاصّی بکشید یا در معرض ریسکی قرار بگیرید.
دولتها و رئیس دولتهای مختلفی که بر سر کار میآیند چیزی بیش از مدیر این ساختمان نیستند. بنابراین حتی اگر هم لیبرال و نولیبرال باشند ( که نیستند، ولی پیرهمنتقدان لیبرالیسم هرگز از تکرار این دروغ شاخدار حیا نمیکنند) اختیاری برای برداشتن سقف و ستونها و پیریزی یک عمارت جدید ندارند.
شهادت میدهم که من هم اگر از خودیهای ساکن این ساختمان بودم کوچکترین نقدی به این اصل، یا اندیشه و اخلاقیات باعث و بانیان این اصل را در حکم تیری میدیدم که به تخم چشمم شلیک شده باشد.
پینوشت: از این درد بی درمان که هزار کار واجب را زمین میگذارم تا به سخنرانی فرشاد مؤمنی گوش کنم یا نوشتههای علی دینی ترکمانی را بخوانم به ستوه آمدهام.
🆔https://t.me/AmirrezaAbdolii
◽️@utfinance◽️
Telegram
بهلول
amirreza abdoli
👍19❤2👎1
Forwarded from ساسان آقایی
✍ ۲۵ امرداد: آغاز کودتای ۳ روزهی مصدق
📜 #تاریخ_نگاری
روز ۲۵ امرداد، یادآور کودتای محمد مصدق علیه قانون اساسیست.
او شامگاه ۲۵ امرداد ۳۲ فرمان انتصاب قانونی سرلشگر زاهدی به نخستوزیری و عزل خود از سوی شاه را دریافت کرد اما از اجرای فرمان سرباز زد و دستور بازداشت سرهنگ نصیری، مامور ابلاغ حکم و فرمانده گارد شاهنشاهی را داد. مصدق فرمان عزل خود را از مردم پنهان کرد و برخی از وزرای تندروی او، به شکل رسمی فرآیند انحلال حکومت را به اجرا گذارند. شاه برای آگاهی یافتن مردم از وخامت اوضاع و کودتای دولت، از کشور خارج شد که نگرانی گستردهای در نزد مردم برانگیخت.
عمر حکومت کودتا اما تنها ۳ روز بود و در روز ۲۸ امرداد محمد مصدق که شیرازهی امور از دستش خارج شده بود و کنترلی بر اوضاع نداشت و حزب توده را در آستانهی کودتای دوم علیه خودش میدید، تسلیم شد و ساعت ۵ عصر ۲۸ امرداد، به شکل رسمی، رادیو خبر پایان عمر دولت کودتا را اعلام کرد.
✔️ @SasanAghaei
📜 #تاریخ_نگاری
روز ۲۵ امرداد، یادآور کودتای محمد مصدق علیه قانون اساسیست.
او شامگاه ۲۵ امرداد ۳۲ فرمان انتصاب قانونی سرلشگر زاهدی به نخستوزیری و عزل خود از سوی شاه را دریافت کرد اما از اجرای فرمان سرباز زد و دستور بازداشت سرهنگ نصیری، مامور ابلاغ حکم و فرمانده گارد شاهنشاهی را داد. مصدق فرمان عزل خود را از مردم پنهان کرد و برخی از وزرای تندروی او، به شکل رسمی فرآیند انحلال حکومت را به اجرا گذارند. شاه برای آگاهی یافتن مردم از وخامت اوضاع و کودتای دولت، از کشور خارج شد که نگرانی گستردهای در نزد مردم برانگیخت.
عمر حکومت کودتا اما تنها ۳ روز بود و در روز ۲۸ امرداد محمد مصدق که شیرازهی امور از دستش خارج شده بود و کنترلی بر اوضاع نداشت و حزب توده را در آستانهی کودتای دوم علیه خودش میدید، تسلیم شد و ساعت ۵ عصر ۲۸ امرداد، به شکل رسمی، رادیو خبر پایان عمر دولت کودتا را اعلام کرد.
✔️ @SasanAghaei
👍44👎10❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ۲۸ مرداد یک فرقه مذهبی شده است
👤 فریدون مجلسی
به اسم ملی کردن، مصادره کردند
به اسم مقاومت، صنعت نفت را تعطیل کردند
شوروی چون بازنده ۲۸ مرداد بود به پروپاگاندا ادامه میداد
◽️@utfinance◽️
#۲۸مرداد
#مصدق
#فریدون_مجلسی
👤 فریدون مجلسی
به اسم ملی کردن، مصادره کردند
به اسم مقاومت، صنعت نفت را تعطیل کردند
شوروی چون بازنده ۲۸ مرداد بود به پروپاگاندا ادامه میداد
◽️@utfinance◽️
#۲۸مرداد
#مصدق
#فریدون_مجلسی
👍43👎9❤2
Forwarded from یادداشتهای کاوه
یک صفحه از کتاب ایران بین دو انقلاب
بخش نخست: نگاهی به جدول ساختار قومی
۱/۲
این نوشته قرار نبود اینقدر مفصل شود ولی در حین بررسی منابع به موارد و جزییاتی برخوردم که اشاره به آنها به نظرم مهم رسید. با این حال آنچه که در ابتدا مدنظرم بود را اینجا شرح میدهم و آن ریزهکاریها را منتقل میکنم به بخش دوم یادداشت که اگر مخاطبی وقت و حوصله خواندن کل نوشته را نداشت جان کلام را اینجا دریابد.
یرواند آبراهامیان کتاب مشهور و شناختهشدهای دارد به نام ایران بین دو انقلاب. این کتاب از منابع اصلی و کلاسیک مطالعه تاریخ ایران معاصر است. در دانشگاههای خارج از کشور میتوان گفت اصلیترین منبع است و در داخل نیز بسیار مطرح و مورد ارجاع. اگرچه که چندسالی است صداهای بسیاری در نقد این کتاب و به طورکلی در نقد روایتهای مسلط از تاریخ ایران معاصر شنیده میشود، اما همچنان تسلط گفتمانی به خصوص در فضای آکادمی با این دست روایتها است. بر منتقدان نیز خرده میگیرند که خب شما آن تاریخی را که فکر میکنید درست است بنویسید و کسی دست و پایتان را نبسته. بخشی از این نقد قابل درک است اما بخش دیگرش نه و صرف نوشتن و گفتن فضای برابری ایجاد نمیکند و دست بالای برخی نگاهها به عوامل دیگری نیز مرتبط است. با این حال چارهای جز نقد و بررسی و گفتگو نیست، بلکه بخشی از ماجراها را بتوان روشن کرد. نقد کتابی چون ایران بین دو انقلاب نیاز به پژوهش و صرف وقت فراوان دارد که نه بازه زمانی کتاب کار اصلی من است و نه متاسفانه وقت کافی برای بررسی موشکافانه دارم. با این حال چیزهایی اگر به ذهنم برسد و از پس نقدش بربیایم مینویسم.
در همان ابتدای کتاب جدولی ارائه شده از ساختار قومی ایران که هدف این نوشته بررسی همین یک صفحه و منابع آن است. جایی که میان ترجمه فارسی و متن اصلی اختلافی نباشد من همان ترجمه فارسی را مبنا قرار میدهم و اینجا هم تصویر ترجمه فارسی را میگذارم.
عنوان جدول ساختار قومی ایران است که در دو بازه زمانی ۱۹۵۶ و ۱۸۵۰ بررسی شده. خود نویسنده در پاورقی اشاره کرده که در آمارهای داخلی ترکیب قومی جمعیت مشخص نیست و برآوردها تخمینی مبهم است که از منابع به دست آمده و در مورد سال ۱۸۵۰ نیز هیچ آماری از ترکیب قومی نیست و اعداد بر مبنای تخمین و نسبت به سال ۱۹۵۶ به دست آمده. بنابراین خود نویسنده معترف است که ما با آمار دقیق سروکار نداریم اما در همین تخمین هم بیدقتیها و عددسازیهایی است که تا حدی به آن خواهم پرداخت.
مشکل اصلی اما تقسیمبندی این ساختار قومی است. آبراهامیان چهار دسته ایرانیان، ترکزبانان، عرب و غیر مسلمانان را به عنوان گروههای اصلی درنظر گرفته و بعد به زیرشاخهها پرداخته. بیتعارف، این تقسیمبندی مزخرف محض است. تقسیمات قومی/اتنیکی با تمام نقدها و مشکلاتی که در تعاریف وجود دارد عمدتا بر پایه یک عامل مبنی بر یکی از عوامل ممیز یعنی زبان، هویت قومی، مذهب یا چیزهایی از این دست صورت میگیرد. این آش درهم آقای آبراهمیان به هیچکدام این عوامل متعهد نیست. اگر مبنا زبان است چرا غیرمسلمانان در تقسیمی جدا آمدهاند؟ اگر مذهب است پس آن بخش مبتنی بر زبان چه میگوید؟ اگر مبنای گروههای زبانی است (که البته مبنایی اشتباه است) چرا مثلا عربها و آسوریها که میتوانستند در دسته زبانهای سامی کنار هم قرار بگیرند جدا آمدهاند اما مثلا ترکمن و آذری یا گیلک و بلوچ زیر دسته یک گروه قرار گرفتهاند؟
بدترین بخش این تقسیمبندی همان گروه اول است یعنی ایرانیان. در این تقسیمبندی عملا یک دیگریسازی علیه بخش بزرگی از جمعیت ایران شکل گرفته و گروههای ترکزبان و عرب و غیرمسلمان ایرانی درنظر گرفته نشدهاند. مبنایی که هیچ انطباقی با تاریخ کشور ما و نگاه مردمان این سرزمین به خود ندارد و برگرفته از خطاهای عامدانه یا سوتفاهمهای نویسندگانی است که بخشی از تقسیمبندیهایشان بر مبنای نگاهی غلط در علم مردمشناسی بوده که در همان زمان نگارش کتاب آبراهامیان هم منقرض شدهبود و به تفصیل در ابطالش نوشتهاند. ما تقریبا در هیچ نوشته و سند و نگاهی که خود ایرانیان به خود دارند تقسیمی اینچنینی نداریم. در میان منابع کتاب تنها یک منبع ( از میان آنهایی که بهشان دسترسی داشتهام ) چنین تقسیم بندی دارد و آن کتاب Area Handbook on Iran است، هرچند در همان کتاب هم جاهای دیگری این تقسیمبندی نقض شده و متن مشوش است. اما دیگر منابع چنین مهملی را ذکر نکردهاند و آبراهمیانِ متخصص قاعدتا باید خطای آن یک منبع را تشخیص میداد نه آنکه عدل همان یکی را مبنا قرار داد.
تنها توجیهی که برای این خطای مضحک در منبع اولیه و نه در کتاب آبراهمیان میتوان یافت آن نگاه قدیمی است که مردمشناسی را منحصرا بر مبنای گروههای زبانی انجام میداد و خود قصه مفصلی است.
بخش نخست: نگاهی به جدول ساختار قومی
۱/۲
این نوشته قرار نبود اینقدر مفصل شود ولی در حین بررسی منابع به موارد و جزییاتی برخوردم که اشاره به آنها به نظرم مهم رسید. با این حال آنچه که در ابتدا مدنظرم بود را اینجا شرح میدهم و آن ریزهکاریها را منتقل میکنم به بخش دوم یادداشت که اگر مخاطبی وقت و حوصله خواندن کل نوشته را نداشت جان کلام را اینجا دریابد.
یرواند آبراهامیان کتاب مشهور و شناختهشدهای دارد به نام ایران بین دو انقلاب. این کتاب از منابع اصلی و کلاسیک مطالعه تاریخ ایران معاصر است. در دانشگاههای خارج از کشور میتوان گفت اصلیترین منبع است و در داخل نیز بسیار مطرح و مورد ارجاع. اگرچه که چندسالی است صداهای بسیاری در نقد این کتاب و به طورکلی در نقد روایتهای مسلط از تاریخ ایران معاصر شنیده میشود، اما همچنان تسلط گفتمانی به خصوص در فضای آکادمی با این دست روایتها است. بر منتقدان نیز خرده میگیرند که خب شما آن تاریخی را که فکر میکنید درست است بنویسید و کسی دست و پایتان را نبسته. بخشی از این نقد قابل درک است اما بخش دیگرش نه و صرف نوشتن و گفتن فضای برابری ایجاد نمیکند و دست بالای برخی نگاهها به عوامل دیگری نیز مرتبط است. با این حال چارهای جز نقد و بررسی و گفتگو نیست، بلکه بخشی از ماجراها را بتوان روشن کرد. نقد کتابی چون ایران بین دو انقلاب نیاز به پژوهش و صرف وقت فراوان دارد که نه بازه زمانی کتاب کار اصلی من است و نه متاسفانه وقت کافی برای بررسی موشکافانه دارم. با این حال چیزهایی اگر به ذهنم برسد و از پس نقدش بربیایم مینویسم.
در همان ابتدای کتاب جدولی ارائه شده از ساختار قومی ایران که هدف این نوشته بررسی همین یک صفحه و منابع آن است. جایی که میان ترجمه فارسی و متن اصلی اختلافی نباشد من همان ترجمه فارسی را مبنا قرار میدهم و اینجا هم تصویر ترجمه فارسی را میگذارم.
عنوان جدول ساختار قومی ایران است که در دو بازه زمانی ۱۹۵۶ و ۱۸۵۰ بررسی شده. خود نویسنده در پاورقی اشاره کرده که در آمارهای داخلی ترکیب قومی جمعیت مشخص نیست و برآوردها تخمینی مبهم است که از منابع به دست آمده و در مورد سال ۱۸۵۰ نیز هیچ آماری از ترکیب قومی نیست و اعداد بر مبنای تخمین و نسبت به سال ۱۹۵۶ به دست آمده. بنابراین خود نویسنده معترف است که ما با آمار دقیق سروکار نداریم اما در همین تخمین هم بیدقتیها و عددسازیهایی است که تا حدی به آن خواهم پرداخت.
مشکل اصلی اما تقسیمبندی این ساختار قومی است. آبراهامیان چهار دسته ایرانیان، ترکزبانان، عرب و غیر مسلمانان را به عنوان گروههای اصلی درنظر گرفته و بعد به زیرشاخهها پرداخته. بیتعارف، این تقسیمبندی مزخرف محض است. تقسیمات قومی/اتنیکی با تمام نقدها و مشکلاتی که در تعاریف وجود دارد عمدتا بر پایه یک عامل مبنی بر یکی از عوامل ممیز یعنی زبان، هویت قومی، مذهب یا چیزهایی از این دست صورت میگیرد. این آش درهم آقای آبراهمیان به هیچکدام این عوامل متعهد نیست. اگر مبنا زبان است چرا غیرمسلمانان در تقسیمی جدا آمدهاند؟ اگر مذهب است پس آن بخش مبتنی بر زبان چه میگوید؟ اگر مبنای گروههای زبانی است (که البته مبنایی اشتباه است) چرا مثلا عربها و آسوریها که میتوانستند در دسته زبانهای سامی کنار هم قرار بگیرند جدا آمدهاند اما مثلا ترکمن و آذری یا گیلک و بلوچ زیر دسته یک گروه قرار گرفتهاند؟
بدترین بخش این تقسیمبندی همان گروه اول است یعنی ایرانیان. در این تقسیمبندی عملا یک دیگریسازی علیه بخش بزرگی از جمعیت ایران شکل گرفته و گروههای ترکزبان و عرب و غیرمسلمان ایرانی درنظر گرفته نشدهاند. مبنایی که هیچ انطباقی با تاریخ کشور ما و نگاه مردمان این سرزمین به خود ندارد و برگرفته از خطاهای عامدانه یا سوتفاهمهای نویسندگانی است که بخشی از تقسیمبندیهایشان بر مبنای نگاهی غلط در علم مردمشناسی بوده که در همان زمان نگارش کتاب آبراهامیان هم منقرض شدهبود و به تفصیل در ابطالش نوشتهاند. ما تقریبا در هیچ نوشته و سند و نگاهی که خود ایرانیان به خود دارند تقسیمی اینچنینی نداریم. در میان منابع کتاب تنها یک منبع ( از میان آنهایی که بهشان دسترسی داشتهام ) چنین تقسیم بندی دارد و آن کتاب Area Handbook on Iran است، هرچند در همان کتاب هم جاهای دیگری این تقسیمبندی نقض شده و متن مشوش است. اما دیگر منابع چنین مهملی را ذکر نکردهاند و آبراهمیانِ متخصص قاعدتا باید خطای آن یک منبع را تشخیص میداد نه آنکه عدل همان یکی را مبنا قرار داد.
تنها توجیهی که برای این خطای مضحک در منبع اولیه و نه در کتاب آبراهمیان میتوان یافت آن نگاه قدیمی است که مردمشناسی را منحصرا بر مبنای گروههای زبانی انجام میداد و خود قصه مفصلی است.
👌15👎6👍2