📄 اقتصاد جنگ و سلطه دلار: چرا ماشین قدرت آمریکا میتواند از بحرانها نیز تغذیه کند؟
👤 MHB
ساختار قدرت در ایالات متحده پیوندی عمیق و محکم میان سیاست خارجی هژمونیک آن، چرخه تبادل فناوری میان صنایع نظامی و بخشهای پیشران غیرنظامی و بازارهای جذب سرمایه فراملیتی ایجاد کرده است. در این ساختار، منازعه فعلی با ایران اگرچه برای اقتصاد کلان و بودجه عمومی هزینهزا و تورمآفرین است، اما برای برخی از بخشهای پیشران سرمایهداری آمریکا نیز، بهویژه صنایع دفاعی و شرکتهای بزرگ انرژی فرصتهای مهمی جهت انباشت سرمایه و تثبیت موقعیت استراتژیک فراهم میکند.
در جریان بحران کنونی، مصرف انبوه تسلیحات پیشرفته توسط اعراب، اسرائیل و حتی ارتش آمریکا، از سامانههای پدافندی و راداری گرفته تا مهمات مصرفی، مستقیماً به شکل سبد سفارشهای جدید به شرکتهای بزرگ تسلیحاتی و پول ساز آمریکا نظیر لاکهید مارتین،RTX، نورثروپ گرومن و بوئینگ جاری می شود. چرخهای که با تزریق سرمایه موجب رشد در بخشهای پیشرفته صنعتی و انباشت سنگین سرمایه در حوزه تحقیق و توسعه میگردد.
ایالات متحده با اتکاء به تولید ناخالص داخلی بیش از ۳۰ تریلیون دلاری و به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان، بیش از پیش موقعیتی ممتاز و حیاتی در بازارهای جهانی انرژی یافته است. بهطوریکه با بروز محدودیت و ناامنی در تنگه هرمز و جهش قیمت سوخت، شرکتهای انرژی آمریکا از رشد قیمتها سودهای هنگفتی کسب میکنند و همزمان وابستگی امنیتی و اقتصادی بازیگران منطقهای و خریداران غربی به چتر حمایتی واشنگتن عمیقتر میشود. این درحالیست که کماکان مقداری از نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس، هماکنون از طریق کریدور جایگزین در تنگه و خطوط لولههای انتقال، با قیمتهای بسیار بالاتر از قبل به فروش می رسد. اما این انسداد دریایی عملاً تنها برای ایران به شکلی کامل و مطلق اعمال شده و فارغ از متوقف ساختن صادرات نفت کشور، با ایجاد یک محاصره تمامعیار دریایی، جریان واردات کالاهای اساسی و واسطهای مورد نیاز اقتصاد ایران را نیز مسدود ساخته است.
یکی از پیچیدهترین ابعاد قدرت اقتصادی آمریکا در ساختار بدهی ملی و سلطه مالی دلار نهفته است. بدهی چند ده تریلیون دلاری آمریکا لزوماً نشانهٔ ضعف نیست، بلکه می تواند به عنوان یکی از موتورهای محرک اصلی رشد اقتصادی و ابزار نفوذ جهانی آن عمل کند. بدهی زمانی به یک ابزار قدرت اقتصادی تبدیل میشود که نرخ رشد اقتصاد و بازده سرمایهگذاریهای حاصل از آن، در بلندمدت از هزینه تأمین بدهی بیشتر باشد. ایالات متحده به دلیل موقعیت منحصربهفرد دلار به عنوان ارز اصلی ذخیره و تجارت بینالمللی، از این امتیاز ویژه برخوردار است که بدهیهای خود را با ارز ملی خودش انتشار دهد. این امر موجب میشود بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران سراسر جهان، مازاد درآمدهای خود را برای حفظ ارزش و نقدشوندگی، به خرید اوراق قرضه خزانهداری آمریکا اختصاص دهند؛ زیرا نرخ تنزیل و نقدشوندگی این اوراق، مرجع اصلی سنجش ریسک در کل سیستم مالی جهان است. در واقع این بدهیها به یک دارایی امن جهانی تبدیل شدهاند که به دولت آمریکا اجازه میدهند سرمایهگذاریهای سنگینی در بخشهای نظامی، فناوری و زیرساختی انجام دهد.
اگرچه چین در سالهای اخیر برای کاهش ریسک تحریمپذیری و ایمنسازی ذخایر خود، گامهایی در جهت تنوعبخشی ساختاری از جمله خرید طلای فیزیکی، سهم مستقیم خود را از ۱۳۰۰ میلیارد دلار به زیر ۶۵۰ میلیارد دلار رسانده است، اما این روند هرگز به معنای بیمشتری ماندن بدهیهای آمریکا یا فروپاشی این نظام مالی نبوده است. تقاضای آزادشده از سوی پکن به سرعت توسط خریداران جدید در مراکز مالی فرامرزی نظیر بریتانیا و بلژیک، صادرکنندگان انرژی و بهویژه جذب گسترده اوراق توسط بخش خصوصی و صندوقهای سرمایهگذاری داخلی آمریکا جایگزین شده است، بهطوریکه هماکنون بیش از ۷۵ درصد بدهی ملی آمریکا در اختیار نهادهای داخلی این کشور قرار دارد که متشکل از سرمایهگذاران خصوصی، بدهی دروندولتی و فدرال رزرو است. از سوی دیگر، چین نه میخواهد و نه میتواند به شکل ناگهانی دلار یا اوراق قرضه آمریکا را پس بزند؛ چرا که اولاً، اقتصاد صادراتمحور پکن برای حفظ رقابتپذیری کالاهای خود به دلار متکی است و به دلیل حجم عظیم ذخایر ارزی چین در سراسر جهان (بیش از ۳٫۴ تریلیون دلار)، هرگونه ضربه عمده به ساختار مالی واشنگتن مستقیماً به افت شدید ارزش داراییهای خود چین منجر میشود.
۱/۲
◽️@utfinance◽️
ادامه⬇️
👤 MHB
ساختار قدرت در ایالات متحده پیوندی عمیق و محکم میان سیاست خارجی هژمونیک آن، چرخه تبادل فناوری میان صنایع نظامی و بخشهای پیشران غیرنظامی و بازارهای جذب سرمایه فراملیتی ایجاد کرده است. در این ساختار، منازعه فعلی با ایران اگرچه برای اقتصاد کلان و بودجه عمومی هزینهزا و تورمآفرین است، اما برای برخی از بخشهای پیشران سرمایهداری آمریکا نیز، بهویژه صنایع دفاعی و شرکتهای بزرگ انرژی فرصتهای مهمی جهت انباشت سرمایه و تثبیت موقعیت استراتژیک فراهم میکند.
در جریان بحران کنونی، مصرف انبوه تسلیحات پیشرفته توسط اعراب، اسرائیل و حتی ارتش آمریکا، از سامانههای پدافندی و راداری گرفته تا مهمات مصرفی، مستقیماً به شکل سبد سفارشهای جدید به شرکتهای بزرگ تسلیحاتی و پول ساز آمریکا نظیر لاکهید مارتین،RTX، نورثروپ گرومن و بوئینگ جاری می شود. چرخهای که با تزریق سرمایه موجب رشد در بخشهای پیشرفته صنعتی و انباشت سنگین سرمایه در حوزه تحقیق و توسعه میگردد.
ایالات متحده با اتکاء به تولید ناخالص داخلی بیش از ۳۰ تریلیون دلاری و به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان، بیش از پیش موقعیتی ممتاز و حیاتی در بازارهای جهانی انرژی یافته است. بهطوریکه با بروز محدودیت و ناامنی در تنگه هرمز و جهش قیمت سوخت، شرکتهای انرژی آمریکا از رشد قیمتها سودهای هنگفتی کسب میکنند و همزمان وابستگی امنیتی و اقتصادی بازیگران منطقهای و خریداران غربی به چتر حمایتی واشنگتن عمیقتر میشود. این درحالیست که کماکان مقداری از نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس، هماکنون از طریق کریدور جایگزین در تنگه و خطوط لولههای انتقال، با قیمتهای بسیار بالاتر از قبل به فروش می رسد. اما این انسداد دریایی عملاً تنها برای ایران به شکلی کامل و مطلق اعمال شده و فارغ از متوقف ساختن صادرات نفت کشور، با ایجاد یک محاصره تمامعیار دریایی، جریان واردات کالاهای اساسی و واسطهای مورد نیاز اقتصاد ایران را نیز مسدود ساخته است.
یکی از پیچیدهترین ابعاد قدرت اقتصادی آمریکا در ساختار بدهی ملی و سلطه مالی دلار نهفته است. بدهی چند ده تریلیون دلاری آمریکا لزوماً نشانهٔ ضعف نیست، بلکه می تواند به عنوان یکی از موتورهای محرک اصلی رشد اقتصادی و ابزار نفوذ جهانی آن عمل کند. بدهی زمانی به یک ابزار قدرت اقتصادی تبدیل میشود که نرخ رشد اقتصاد و بازده سرمایهگذاریهای حاصل از آن، در بلندمدت از هزینه تأمین بدهی بیشتر باشد. ایالات متحده به دلیل موقعیت منحصربهفرد دلار به عنوان ارز اصلی ذخیره و تجارت بینالمللی، از این امتیاز ویژه برخوردار است که بدهیهای خود را با ارز ملی خودش انتشار دهد. این امر موجب میشود بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران سراسر جهان، مازاد درآمدهای خود را برای حفظ ارزش و نقدشوندگی، به خرید اوراق قرضه خزانهداری آمریکا اختصاص دهند؛ زیرا نرخ تنزیل و نقدشوندگی این اوراق، مرجع اصلی سنجش ریسک در کل سیستم مالی جهان است. در واقع این بدهیها به یک دارایی امن جهانی تبدیل شدهاند که به دولت آمریکا اجازه میدهند سرمایهگذاریهای سنگینی در بخشهای نظامی، فناوری و زیرساختی انجام دهد.
اگرچه چین در سالهای اخیر برای کاهش ریسک تحریمپذیری و ایمنسازی ذخایر خود، گامهایی در جهت تنوعبخشی ساختاری از جمله خرید طلای فیزیکی، سهم مستقیم خود را از ۱۳۰۰ میلیارد دلار به زیر ۶۵۰ میلیارد دلار رسانده است، اما این روند هرگز به معنای بیمشتری ماندن بدهیهای آمریکا یا فروپاشی این نظام مالی نبوده است. تقاضای آزادشده از سوی پکن به سرعت توسط خریداران جدید در مراکز مالی فرامرزی نظیر بریتانیا و بلژیک، صادرکنندگان انرژی و بهویژه جذب گسترده اوراق توسط بخش خصوصی و صندوقهای سرمایهگذاری داخلی آمریکا جایگزین شده است، بهطوریکه هماکنون بیش از ۷۵ درصد بدهی ملی آمریکا در اختیار نهادهای داخلی این کشور قرار دارد که متشکل از سرمایهگذاران خصوصی، بدهی دروندولتی و فدرال رزرو است. از سوی دیگر، چین نه میخواهد و نه میتواند به شکل ناگهانی دلار یا اوراق قرضه آمریکا را پس بزند؛ چرا که اولاً، اقتصاد صادراتمحور پکن برای حفظ رقابتپذیری کالاهای خود به دلار متکی است و به دلیل حجم عظیم ذخایر ارزی چین در سراسر جهان (بیش از ۳٫۴ تریلیون دلار)، هرگونه ضربه عمده به ساختار مالی واشنگتن مستقیماً به افت شدید ارزش داراییهای خود چین منجر میشود.
۱/۲
◽️@utfinance◽️
ادامه⬇️
❤6👍6👎3⚡1
⬅️ادامه:
این پدیده، ابعاد چرخه بازگشت دلار را آشکار میسازد؛ هنگامی که جهان و حتی رقبای استراتژیک واشنگتن، با فروش کالا و منابع به آمریکا دلار کسب کرده و سپس بخش قابل توجهی از همان دلارها را برای خرید اوراق قرضه به دولت آمریکا وام دهند تا سرمایه هایشان محفوظ بماند. اینگونه ماشین نظامی و اقتصادی واشنگتن شارژ میماند.
برآیند این مناسبات ساختاری، خود را در موازنه آسیبهای اقتصادی ناشی از درگیری مستقیم نظامی نیز به روشنی نشان میدهد. در این منازعه نظامی میان آمریکا و ایران، عدم تقارن در حجم اقتصاد (۳۰ تریلیون دلار در برابر ۳۷۰ میلیارد دلار) و جغرافیای نبرد، نتایج کاملاً متفاوتی بر جای میگذارد؛ در حالی که خسارات آمریکا به هزینههای تسلیحاتی و عملیاتیِ برونمرزی (در حد چند ده میلیارد دلار یا کمتر از ۰٫۲ درصد از تولید ناخالص داخلی) محدود مانده و حتی بخشی از آن به عنوان محرک تولید در داخل خاک اصلی این کشور عمل میکند. بحران سوخت نیز تنها باعث افزایش تورم کلی آمریکا از ۲/۸ درصد پیش از جنگ، به ۳/۴ درصد شده است.
در مقابل، ایران به دلیل وقوع جنگ در داخل خاک خود، تخریب شریانهای انرژی و زیرساختها و محاصره دریایی، تنها در ۴۰ روزِ جنگ رمضان متحمل خسارات سنگین ۲۷۰ میلیارد دلاری شد. (معادل ۷۰ درصد از حجم کل اقتصاد ۳۷۰ میلیارد دلاری ایران، بیش از ۴ سال صادرات نفت و ۹ برابر ذخایر ارزی صندوق توسعه ملی کشور.) این وضعیت به همراه جهش تورم و رسیدن آن به حدود ۸۰ درصد و سقوط شدید ارزش پول ملی، فلجشدن اقتصاد کلان کشور را به همراه خواهد داشت.
در نهایت باید گفت تصور تداوم این منازعه نظامی برای تضعیف ساختاری ایالات متحده، که مکرراً در صدا و سیمای ملی توسط کارشناسان این مجموعه عنوان میگردد، دستکم از سوی بازیگری در ابعاد و توان ایران، تفکری ساده لوحانه است؛ چرا که پیش از بروز هرگونه اثر محسوس بر شالودههای قدرت آمریکا، روند ویرانگر جنگ، ایران را با شتابی بهمراتب بیشتر به سوی انحطاط سوق خواهد داد.
۲/۲
◽️@utfinance◽️
این پدیده، ابعاد چرخه بازگشت دلار را آشکار میسازد؛ هنگامی که جهان و حتی رقبای استراتژیک واشنگتن، با فروش کالا و منابع به آمریکا دلار کسب کرده و سپس بخش قابل توجهی از همان دلارها را برای خرید اوراق قرضه به دولت آمریکا وام دهند تا سرمایه هایشان محفوظ بماند. اینگونه ماشین نظامی و اقتصادی واشنگتن شارژ میماند.
برآیند این مناسبات ساختاری، خود را در موازنه آسیبهای اقتصادی ناشی از درگیری مستقیم نظامی نیز به روشنی نشان میدهد. در این منازعه نظامی میان آمریکا و ایران، عدم تقارن در حجم اقتصاد (۳۰ تریلیون دلار در برابر ۳۷۰ میلیارد دلار) و جغرافیای نبرد، نتایج کاملاً متفاوتی بر جای میگذارد؛ در حالی که خسارات آمریکا به هزینههای تسلیحاتی و عملیاتیِ برونمرزی (در حد چند ده میلیارد دلار یا کمتر از ۰٫۲ درصد از تولید ناخالص داخلی) محدود مانده و حتی بخشی از آن به عنوان محرک تولید در داخل خاک اصلی این کشور عمل میکند. بحران سوخت نیز تنها باعث افزایش تورم کلی آمریکا از ۲/۸ درصد پیش از جنگ، به ۳/۴ درصد شده است.
در مقابل، ایران به دلیل وقوع جنگ در داخل خاک خود، تخریب شریانهای انرژی و زیرساختها و محاصره دریایی، تنها در ۴۰ روزِ جنگ رمضان متحمل خسارات سنگین ۲۷۰ میلیارد دلاری شد. (معادل ۷۰ درصد از حجم کل اقتصاد ۳۷۰ میلیارد دلاری ایران، بیش از ۴ سال صادرات نفت و ۹ برابر ذخایر ارزی صندوق توسعه ملی کشور.) این وضعیت به همراه جهش تورم و رسیدن آن به حدود ۸۰ درصد و سقوط شدید ارزش پول ملی، فلجشدن اقتصاد کلان کشور را به همراه خواهد داشت.
در نهایت باید گفت تصور تداوم این منازعه نظامی برای تضعیف ساختاری ایالات متحده، که مکرراً در صدا و سیمای ملی توسط کارشناسان این مجموعه عنوان میگردد، دستکم از سوی بازیگری در ابعاد و توان ایران، تفکری ساده لوحانه است؛ چرا که پیش از بروز هرگونه اثر محسوس بر شالودههای قدرت آمریکا، روند ویرانگر جنگ، ایران را با شتابی بهمراتب بیشتر به سوی انحطاط سوق خواهد داد.
۲/۲
◽️@utfinance◽️
👍11👎2❤1⚡1
📄 توهم ثروت؛ چرا ۱۰۰ سال نفت نتوانست رفاه پایدار برای ایران بسازد؟
این تصور اشتباه در ذهن خیلیها جا افتاده که کشوری که روی منابعی از نفت، گاز یا معادن قرار گرفته، ذاتاً کشوری ثروتمند است. اما واقعیت اقتصادی چیز دیگری میگوید: وجود منابع زیرزمینی در یک جغرافیا، به خودی خود هیچ ثروتی خلق نمیکند.
تصور کنید فردی را که خانه و ماشین دارد، اما برای خرید غذا و دارو یا پرداخت قبوض ماهانه خود با مشکلات جدی مواجه است. ظاهر زندگی این فرد شاید برای دیگران نشانهای از تمول باشد، اما واقعیت زندگی او پر از تنگناست. او دارایی دارد، اما ثروتمند نیست. این تناقض ظاهری یکی از نمونههای درک نادرست ما درباره مفهوم ثروت است. ما اغلب عادت کردهایم هر نوع دارایی مادی، ملک، منابع یا اشیاء ارزشمند را معادل ثروت بدانیم، در حالی که ثروت در علم اقتصاد، تعریف دیگری دارد. ثروت، انباشت اشیاء نیست؛ بلکه توانایی واقعی فرد یا جامعه در ارضای نیازها و بهبود کیفیت زندگی است.
درک نادرست از مفاهیم اقتصادی، در زندگی یک فرد آسیب کمی ایجاد میکند. در هر حال فرد میزان مصرف و تأمین نیازهای خود را درک میکند. اما در سطح کشورها، سوء تفاهم درباره میزان دارایی و ثروت یک ملت میتواند به تصمیمات غلط، خطاهای استراتژیک و نابودی منابع منجر میشود.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
این تصور اشتباه در ذهن خیلیها جا افتاده که کشوری که روی منابعی از نفت، گاز یا معادن قرار گرفته، ذاتاً کشوری ثروتمند است. اما واقعیت اقتصادی چیز دیگری میگوید: وجود منابع زیرزمینی در یک جغرافیا، به خودی خود هیچ ثروتی خلق نمیکند.
تصور کنید فردی را که خانه و ماشین دارد، اما برای خرید غذا و دارو یا پرداخت قبوض ماهانه خود با مشکلات جدی مواجه است. ظاهر زندگی این فرد شاید برای دیگران نشانهای از تمول باشد، اما واقعیت زندگی او پر از تنگناست. او دارایی دارد، اما ثروتمند نیست. این تناقض ظاهری یکی از نمونههای درک نادرست ما درباره مفهوم ثروت است. ما اغلب عادت کردهایم هر نوع دارایی مادی، ملک، منابع یا اشیاء ارزشمند را معادل ثروت بدانیم، در حالی که ثروت در علم اقتصاد، تعریف دیگری دارد. ثروت، انباشت اشیاء نیست؛ بلکه توانایی واقعی فرد یا جامعه در ارضای نیازها و بهبود کیفیت زندگی است.
درک نادرست از مفاهیم اقتصادی، در زندگی یک فرد آسیب کمی ایجاد میکند. در هر حال فرد میزان مصرف و تأمین نیازهای خود را درک میکند. اما در سطح کشورها، سوء تفاهم درباره میزان دارایی و ثروت یک ملت میتواند به تصمیمات غلط، خطاهای استراتژیک و نابودی منابع منجر میشود.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
توهم ثروت؛ چرا ۱۰۰ سال نفت نتوانست رفاه پایدار برای ایران بسازد؟ | ثروت واقعی آنچه تولید میکنیم است یا آنچه میتوانیم مصرف کنیم؟
اقتصادنیوز: این تصور اشتباه در ذهن خیلیها جا افتاده که کشوری که روی منابعی از نفت، گاز یا معادن قرار گرفته، ذاتاً کشوری ثروتمند است. اما واقعیت اقتصادی چیز دیگری میگوید: وجود منابع زیرزمینی در یک جغرافیا، به خودی خود هیچ ثروتی خلق نمیکند.
❤7👏3
Forwarded from پادچپ
باور به اینکه «توزیع مجدد ثروت» به فقر پایان میدهد، مانند این است که باور داشته باشیم میانگین نمرات کلاسی، جهل کسی را که درس نمیخواند، از بین میبرد.
این فقط یکی از اختراعات سوسیالیسم است.
@antileft01
این فقط یکی از اختراعات سوسیالیسم است.
@antileft01
👍59👎2
📚 معرفی کتاب
«نظریه آشوب»
👤 رابرت مورفی
✍️ ترجمه: مهران خسروزاده
📌 سفارش از سایت نشر آماره:
https://nashreamareh.ir/product/economics/international/ashoob/
◽️@UTfinance◽️
«نظریه آشوب»
👤 رابرت مورفی
✍️ ترجمه: مهران خسروزاده
📌 سفارش از سایت نشر آماره:
https://nashreamareh.ir/product/economics/international/ashoob/
◽️@UTfinance◽️
❤6👎2👌1
📄 سالی که نکوست
👤 امیررضا عبدلی
ده درصد کوچکتر شدن یک اقتصاد مثل این نیست که حجم یک کره یا مکعب ده درصد کمتر شود. انقباض اقتصاد قبل از هرچیز به معنای کمتر شدن محصولات و مشاغل بسیار تخصّصی، کاهش بهرهوری، و مساعد شدن زمینه برای گسترش هرچه بیشتر فقر است. شغلهای زیادی از بین رفتهاند، ولی مهمتر از آن پایین آمدن عمومی کیفیت کار است. در یک اقتصاد در حال انقباض شدید، انگیزه فعالیت اقتصادی در حال تضعیف است و از این حیث دستمزدبگیران فرودست با سرمایهگذاران فرادست تفاوت چندانی ندارند.
قسمتی از سرمایه اقتصاد از دست رفته و نابود شده است. قسمت دیگری معطّل مانده و به سرعت در حال استهلاک است. قسمت دیگری هم در جریان انتقال به سایر بخشهای اقتصاد متحمّل افت و خسارت میشود. در حالی که هیچ سرمایهدار و هیچ سرمایهگذاری پی چنین زیانهای عظیم غیرمترقبهای را به تن نمالیده بود. در همین حال با تیره و تار شدن چشماندازها اعتبار بازاری گرانتر و کمیابتر میشود، و اعتبار دولتی ارزان باتلاق فساد و فرار سرمایه را عمیقتر میکند.
راجع به هرکدام از این قصّههای پر غصّه و نظایر آنها میتوان چندین کتاب نوشت و باز هم حق مطلب ادا نمیشود. ولی همه اینها را در یک جمله خلاصه میکنیم و میگوییم اقتصاد ایران در بهار چهارصد و پنج، ده درصد کوچکتر شد. با اعلام این آمار درواقع هیچچیز نگفتهایم. ویرانی و فرسایش یک اقتصاد را نمیتوان با یک عدد توصیف کرد. ابعاد فاجعهای که این روزها از سر میگذرانیم را فقط خدا میداند. و این تازه بهار بود.
بعدالتحریر: بد نیست کمی با خودمان فکر کنیم که بازار بورسی که در ماههای انقباض شدید اقتصاد با سرعتی برقآسا در حال صعود است چطور مسخرهبازاری میتواند باشد.
◽️@utfinance◽️
👤 امیررضا عبدلی
ده درصد کوچکتر شدن یک اقتصاد مثل این نیست که حجم یک کره یا مکعب ده درصد کمتر شود. انقباض اقتصاد قبل از هرچیز به معنای کمتر شدن محصولات و مشاغل بسیار تخصّصی، کاهش بهرهوری، و مساعد شدن زمینه برای گسترش هرچه بیشتر فقر است. شغلهای زیادی از بین رفتهاند، ولی مهمتر از آن پایین آمدن عمومی کیفیت کار است. در یک اقتصاد در حال انقباض شدید، انگیزه فعالیت اقتصادی در حال تضعیف است و از این حیث دستمزدبگیران فرودست با سرمایهگذاران فرادست تفاوت چندانی ندارند.
قسمتی از سرمایه اقتصاد از دست رفته و نابود شده است. قسمت دیگری معطّل مانده و به سرعت در حال استهلاک است. قسمت دیگری هم در جریان انتقال به سایر بخشهای اقتصاد متحمّل افت و خسارت میشود. در حالی که هیچ سرمایهدار و هیچ سرمایهگذاری پی چنین زیانهای عظیم غیرمترقبهای را به تن نمالیده بود. در همین حال با تیره و تار شدن چشماندازها اعتبار بازاری گرانتر و کمیابتر میشود، و اعتبار دولتی ارزان باتلاق فساد و فرار سرمایه را عمیقتر میکند.
راجع به هرکدام از این قصّههای پر غصّه و نظایر آنها میتوان چندین کتاب نوشت و باز هم حق مطلب ادا نمیشود. ولی همه اینها را در یک جمله خلاصه میکنیم و میگوییم اقتصاد ایران در بهار چهارصد و پنج، ده درصد کوچکتر شد. با اعلام این آمار درواقع هیچچیز نگفتهایم. ویرانی و فرسایش یک اقتصاد را نمیتوان با یک عدد توصیف کرد. ابعاد فاجعهای که این روزها از سر میگذرانیم را فقط خدا میداند. و این تازه بهار بود.
بعدالتحریر: بد نیست کمی با خودمان فکر کنیم که بازار بورسی که در ماههای انقباض شدید اقتصاد با سرعتی برقآسا در حال صعود است چطور مسخرهبازاری میتواند باشد.
◽️@utfinance◽️
Telegram
بهلول
amirreza abdoli
❤11👍6
Ilya_Prigogine,_Isabelle_Stengers,_Alvin_Toffler_Order_Out_of_Chaos.pdf
7.1 MB
📚 نظم از دل آشوب
👤نوشته ایلیا پریگوژین
📚Order out of chaos
👤Ilya Prigogine
©️ منبع: کانال تلگرام پوریا آزادی
🔗 همچنین ببینید: کانال یوتیوب پوریا آزادی
◽️@utfinance◽️
👤نوشته ایلیا پریگوژین
📚Order out of chaos
👤Ilya Prigogine
©️ منبع: کانال تلگرام پوریا آزادی
🔗 همچنین ببینید: کانال یوتیوب پوریا آزادی
◽️@utfinance◽️
❤3👍1
Forwarded from Liberal Podcast پادکست لیبرال
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 آیا هر نظمی به معنی وجود ناظم است؟
ایلیا پریگوژن برای پاسخ به این سوال جایزه نوبل گرفت.
👤 پوریا آزادی
◾️@LiberalPodcast◾️
ایلیا پریگوژن برای پاسخ به این سوال جایزه نوبل گرفت.
👤 پوریا آزادی
◾️@LiberalPodcast◾️
👎12👏12👍5❤1
Forwarded from AUSTRO LIBERTARIAN (M S)
چنین روزی ...
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰، رژیم سوسیالیستی بعث عراق به خرمشهر در ایران حمله کرد. پس از هفتهها گلولهباران و نبرد، شهر به ویرانهای بدل شد. در پی آن، عراقیها مرتکب جنایات جنگی متعددی شدند، از جمله غارت و تجاوز به زنان ایرانی.
…...
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۳۹، تقریباً یک ماه پس از امضای پیمان مولوتف-ریبنتروپ، نازیها و شورویها برای جشن گرفتن فتح مشترک لهستان، رژه نظامی مشترکی در برست-لیتوفسک برگزار کردند.
…...
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۶۸، مقامات کمونیست چین در «رویجین» جلسهای برگزار کردند و اعضای کمونها و شبهنظامیان را با دستور حمله به «دشمنان طبقاتی» آزاد گذاشتند. در این رویداد، بیش از ۵۰۰۰ نفر با شلیک گلوله یا به شیوههای وحشیانهتری همچون سنگسار، ضربات چاقو و ضرب و شتم کشته شدند.
@austro_libertarian
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰، رژیم سوسیالیستی بعث عراق به خرمشهر در ایران حمله کرد. پس از هفتهها گلولهباران و نبرد، شهر به ویرانهای بدل شد. در پی آن، عراقیها مرتکب جنایات جنگی متعددی شدند، از جمله غارت و تجاوز به زنان ایرانی.
…...
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۳۹، تقریباً یک ماه پس از امضای پیمان مولوتف-ریبنتروپ، نازیها و شورویها برای جشن گرفتن فتح مشترک لهستان، رژه نظامی مشترکی در برست-لیتوفسک برگزار کردند.
…...
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۶۸، مقامات کمونیست چین در «رویجین» جلسهای برگزار کردند و اعضای کمونها و شبهنظامیان را با دستور حمله به «دشمنان طبقاتی» آزاد گذاشتند. در این رویداد، بیش از ۵۰۰۰ نفر با شلیک گلوله یا به شیوههای وحشیانهتری همچون سنگسار، ضربات چاقو و ضرب و شتم کشته شدند.
@austro_libertarian
👍12❤5👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 واکنش ماچادو به امتیاز نفتی ترامپ
+زیرنویس فارسی
قرارداد نفتی مبهم دولت ترامپ با دستنشاندهاش، دلسی رودریگز در ونزوئلا، با واکنش ماچادو، برندهی جایزهی صلح نوبل روبهرو شده است، فردی که پیش از دخالت آمریکا در اوضاع کاراکاس، مهمترین گزینهی مردم این کشور برای کنار زدن کل حکومت مادورو بود. ماچادو در این ویدیوی ۷ دقیقهای، میگوید که توافق نفتی پشت دربهای بسته امضا شده و دولت ترامپ ترجیح داده تا مردم ونزوئلا را نادیده بگیرد.
©منبع: @SasanAghaei
◽️@utfinance◽️
+زیرنویس فارسی
قرارداد نفتی مبهم دولت ترامپ با دستنشاندهاش، دلسی رودریگز در ونزوئلا، با واکنش ماچادو، برندهی جایزهی صلح نوبل روبهرو شده است، فردی که پیش از دخالت آمریکا در اوضاع کاراکاس، مهمترین گزینهی مردم این کشور برای کنار زدن کل حکومت مادورو بود. ماچادو در این ویدیوی ۷ دقیقهای، میگوید که توافق نفتی پشت دربهای بسته امضا شده و دولت ترامپ ترجیح داده تا مردم ونزوئلا را نادیده بگیرد.
©منبع: @SasanAghaei
◽️@utfinance◽️
❤14👍12👎2🤬2😱1💔1
Forwarded from اقتصادنیوز
🔻هزینه سنگین پارتیبازی و کمونیسم بر اقتصاد و تاریخ کوبا | چگونه چپ افراطی، اقتصاد یک کشور را نابود کرد؟
استیون اندرسون، اقتصاددان، در وبسایت انستیتو میزس نوشت:
🔹در سال ۲۰۲۶، فیدل کاسترو، رئیسجمهور فقید کوبا، ۱۰۰ ساله میشد و رئیسجمهور پیشین و درگذشته، فولخنسیو باتیستا، ۱۲۵ ساله. فیدل در سال ۲۰۱۶ در ۹۰ سالگی درگذشت و فولخنسیو در سال ۱۹۷۳، در ۷۲ سالگی و در تبعید، از دنیا رفت. تصمیمات اقتصادی گذشتۀ هر یک از این رهبران بر اقتصاد و تاریخ کوبا در سال ۲۰۲۶ تأثیر گذاشته است
🔹مطالعۀ سیاستهای این دو رهبر سیاسی درگذشتۀ کوبا ارزش یادآوری دارند. این دو نمونه نشان میدهند که چرا پارتیبازی و کمونیسم از نظر اقتصادی نتایج ناگواری برای شهروندان و ملتها به بار میآورند
🔹کوبا در سال ۲۰۲۶ کشوری کمونیستی است. انتخابهای سیاستی رؤسای جمهور گذشتۀ این کشور ــمداخلۀ اقتصادی، برنامهریزی متمرکز، نبود حقوق مالکیت خصوصی، مالکیت دولتی خانهها و صنایع، محدودیت شدید آزادی فردی و موارد دیگرــ هنوز هم پیامدهای خود را نشان میدهند
⬅️ مشروح گزارش
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
استیون اندرسون، اقتصاددان، در وبسایت انستیتو میزس نوشت:
🔹در سال ۲۰۲۶، فیدل کاسترو، رئیسجمهور فقید کوبا، ۱۰۰ ساله میشد و رئیسجمهور پیشین و درگذشته، فولخنسیو باتیستا، ۱۲۵ ساله. فیدل در سال ۲۰۱۶ در ۹۰ سالگی درگذشت و فولخنسیو در سال ۱۹۷۳، در ۷۲ سالگی و در تبعید، از دنیا رفت. تصمیمات اقتصادی گذشتۀ هر یک از این رهبران بر اقتصاد و تاریخ کوبا در سال ۲۰۲۶ تأثیر گذاشته است
🔹مطالعۀ سیاستهای این دو رهبر سیاسی درگذشتۀ کوبا ارزش یادآوری دارند. این دو نمونه نشان میدهند که چرا پارتیبازی و کمونیسم از نظر اقتصادی نتایج ناگواری برای شهروندان و ملتها به بار میآورند
🔹کوبا در سال ۲۰۲۶ کشوری کمونیستی است. انتخابهای سیاستی رؤسای جمهور گذشتۀ این کشور ــمداخلۀ اقتصادی، برنامهریزی متمرکز، نبود حقوق مالکیت خصوصی، مالکیت دولتی خانهها و صنایع، محدودیت شدید آزادی فردی و موارد دیگرــ هنوز هم پیامدهای خود را نشان میدهند
⬅️ مشروح گزارش
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
❤16👍3👎2
📕 کتاب
آشوب برنامهریزی شده
👤 نویسنده: لودویگ فون میزس
✍🏻 ترجمه فارسی: پوریا فرجپور
- گفتار مقدماتی
۱. شکست مداخلهگرایی
۲.خصلت دیکتاتوری، ضددموکراتیک و سوسیالیستیِ مداخلهگرایی
۳. سوسیالیسم و کمونیسم
۴.تجاوزگری روسها
۵. ارتداد تروتسکی
۶.رهایی شیاطین
۷. فاشیسم
۸.نازیسم
۹. تجربه شوروی
۱۰. اجتنابناپذیری ادعایی سوسیالیسم
◽️@utfinance◽️
آشوب برنامهریزی شده
👤 نویسنده: لودویگ فون میزس
«مسئله همواره یکسان است: دولت یا بازار. راهحل سومی وجود ندارد»
✍🏻 ترجمه فارسی: پوریا فرجپور
- گفتار مقدماتی
۱. شکست مداخلهگرایی
۲.خصلت دیکتاتوری، ضددموکراتیک و سوسیالیستیِ مداخلهگرایی
۳. سوسیالیسم و کمونیسم
۴.تجاوزگری روسها
۵. ارتداد تروتسکی
۶.رهایی شیاطین
۷. فاشیسم
۸.نازیسم
۹. تجربه شوروی
۱۰. اجتنابناپذیری ادعایی سوسیالیسم
◽️@utfinance◽️
❤18👍7👎1
📄 The Conflict Between Crony Capitalism and Market Logic
👤 Shahin Karkhaneh
Patrick Newman is a prominent young American economist and economic historian who has carved out a special place among researchers of economic history. As a faculty member at the University of Tampa, Florida, he has demonstrated a rare command of economic history, archival documents, and historical analyses through his work editing two books by Murray Rothbard, Conceived in Liberty: Volume V and The Progressive Era.
His engagement in researching and teaching economic history and political economy theories led him toward a major project in the history of economics—a work that, instead of repeating clichéd narratives, analyzes the roots of corruption and the nexus of wealth and power.
The two-volume book Cronyism: Liberty versus Power in Early America is the outcome of this very intellectual project. Newman, whose first volume is dedicated to the historical period of 1607–1849, offers a distinct narrative of the genesis of economy and politics in the United States. The first volume of Newman’s research was published in 2021, and the second volume was recently published in 2026.
◽️@utfinance◽️
👤 Shahin Karkhaneh
Patrick Newman is a prominent young American economist and economic historian who has carved out a special place among researchers of economic history. As a faculty member at the University of Tampa, Florida, he has demonstrated a rare command of economic history, archival documents, and historical analyses through his work editing two books by Murray Rothbard, Conceived in Liberty: Volume V and The Progressive Era.
His engagement in researching and teaching economic history and political economy theories led him toward a major project in the history of economics—a work that, instead of repeating clichéd narratives, analyzes the roots of corruption and the nexus of wealth and power.
The two-volume book Cronyism: Liberty versus Power in Early America is the outcome of this very intellectual project. Newman, whose first volume is dedicated to the historical period of 1607–1849, offers a distinct narrative of the genesis of economy and politics in the United States. The first volume of Newman’s research was published in 2021, and the second volume was recently published in 2026.
◽️@utfinance◽️
Mises Institute
The Conflict Between Crony Capitalism and Market Logic
Shahin Karkhaneh reviews Cronyism: Rise of the Corporatist State, 1849–1929 by Patrick Newman and published by the Mises Institute.
🔥7👌3❤1