Finance & Economics
12.8K subscribers
1.81K photos
980 videos
1.17K files
3.33K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 واکنش ماچادو به امتیاز نفتی ترامپ
+زیرنویس فارسی

قرارداد نفتی مبهم دولت ترامپ با دست‌نشانده‌اش، دلسی رودریگز در ونزوئلا، با واکنش ماچادو، برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل روبه‌رو شده است، فردی که پیش از دخالت آمریکا در اوضاع کاراکاس، مهم‌ترین گزینه‌ی مردم این کشور برای کنار زدن کل حکومت مادورو بود. ماچادو در این ویدیوی ۷ دقیقه‌ای، می‌گوید که توافق نفتی پشت درب‌های بسته امضا شده و دولت ترامپ ترجیح داده تا مردم ونزوئلا را نادیده بگیرد.


©منبع: @SasanAghaei

◽️@utfinance◽️
❤14👍12👎2🤬2😱1💔1
Forwarded from اقتصادنیوز
🔻هزینه سنگین پارتی‌بازی و کمونیسم بر اقتصاد و تاریخ کوبا | چگونه چپ افراطی، اقتصاد یک کشور را نابود کرد؟

استیون اندرسون، اقتصاددان، در وبسایت انستیتو میزس نوشت:

🔹در سال ۲۰۲۶، فیدل کاسترو، رئیس‌جمهور فقید کوبا، ۱۰۰ ساله می‌شد و رئیس‌جمهور پیشین و درگذشته، فولخنسیو باتیستا، ۱۲۵ ساله. فیدل در سال ۲۰۱۶ در ۹۰ سالگی درگذشت و فولخنسیو در سال ۱۹۷۳، در ۷۲ سالگی و در تبعید، از دنیا رفت. تصمیمات اقتصادی گذشتۀ هر یک از این رهبران بر اقتصاد و تاریخ کوبا در سال ۲۰۲۶ تأثیر گذاشته است

🔹مطالعۀ سیاست‌های این دو رهبر سیاسی درگذشتۀ کوبا ارزش یادآوری دارند. این دو نمونه نشان می‌دهند که چرا پارتی‌بازی و کمونیسم از نظر اقتصادی نتایج ناگواری برای شهروندان و ملت‌ها به بار می‌آورند

🔹کوبا در سال ۲۰۲۶ کشوری کمونیستی است. انتخاب‌های سیاستی رؤسای جمهور گذشتۀ این کشور ــ‌مداخلۀ اقتصادی، برنامه‌ریزی متمرکز، نبود حقوق مالکیت خصوصی، مالکیت دولتی خانه‌ها و صنایع، محدودیت شدید آزادی فردی و موارد دیگر‌ــ هنوز هم پیامدهای خود را نشان می‌دهند

⬅️ مشروح گزارش

بله | وبسایت | اینستاگرام

@EghtesadNews_com
❤16👍3👎2
❤18👍7👎1
📄 The Conflict Between Crony Capitalism and Market Logic

👤 Shahin Karkhaneh

Patrick Newman is a prominent young American economist and economic historian who has carved out a special place among researchers of economic history. As a faculty member at the University of Tampa, Florida, he has demonstrated a rare command of economic history, archival documents, and historical analyses through his work editing two books by Murray Rothbard, Conceived in Liberty: Volume V and The Progressive Era.
His engagement in researching and teaching economic history and political economy theories led him toward a major project in the history of economics—a work that, instead of repeating clichéd narratives, analyzes the roots of corruption and the nexus of wealth and power.
The two-volume book Cronyism: Liberty versus Power in Early America is the outcome of this very intellectual project. Newman, whose first volume is dedicated to the historical period of 1607–1849, offers a distinct narrative of the genesis of economy and politics in the United States. The first volume of Newman’s research was published in 2021, and the second volume was recently published in 2026.

◽️@utfinance◽️
🔥7👌3❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
​​🖥 اول مهرماه است و من بی‌نهایت خوشحالم که مدرسه نمی‌روم

👤 پوریا بختیاری

◽️@utfinance◽️
❤23👍5👏5👎3
📄 پرونده‌ای درباره آزادی در آموزش
از اجبار و انحصار تا رقابت و انتخاب

👤 مرتضی کاظمی

در روزهای گذشته، مجموعه‌ای از یادداشت‌ها درباره ساختار آموزش در ایران و جهان در این کانال منتشر کردم. در این یادداشت‌ها به بررسی مدرسه، دانشگاه، تأمین مالی، رگولاتوری و حق انتخاب در آموزش پرداخته‌ام.

در این پست، فهرست کامل این پرونده آمده است:

۱. مدارس غیرانتفاعی؛ آیا خصوصی هستند؟
نقدی بر مفهوم «مدرسه خصوصی» در ایران

۲. آموزش و آزادی؛ اجبار، انحصار یا انتخاب؟
با ارجاع به دیدگاه گلاسر، ایلیچ، هالت، راثبارد و فریدمن

۳. آزادی آموزشی چگونه سنجش می‌شود؟
با معرفی شاخص‌های EFI، OECD، SABER و...

۴. آزادی در آموزش چگونه تعریف می‌شود؟
از انحصار و اجبار تا رقابت و انتخاب

۵. کوپن آموزشی؛ ایده‌ای برای آزادی و رقابت
ایده میلتون فریدمن برای افزایش آزادی و رقابت در آموزش
 
۶. مدل‌های مالی چگونه می‌توانند آموزش
را از انحصار حکومت نجات دهند؟

از کوپن آموزشی تا کمک‌هزینه بدون دخالت در محتوا

۷. دانشگاهِ آزاد یا دانشگاهِ وابسته؟
تحلیلی از وضعیت آموزش عالی در ایران و مقایسه جهانی

۸. دانشگاهِ آزاد یعنی چه؟
چه معیارهایی برای آزادی نهادهای آموزش عالی وجود دارد؟

۹. رگولاتوری آموزش؛ آیا حتماً باید در اختیار حکومت باشد؟
بررسی نقش نهاد تنظیم‌گر و امکان استقلال از حکومت

۱۰.مدرسه گلاسر

بازخوانی نظرات ویلیام گلاسر در مورد
انتخاب و آزادی در مدرسه

۱۱. من یک معلم هستم

نقش معلم به‌عنوان ابزاری برای اجبار و انحصار

۱۲. وقتی معلم محو می‌شود
سوراخی در دیوار
آزمایشی از سوگاتا میترا

۱۳. کنکور؛ صفی طولانی برای یک مالِ مفت

درباره دانشگاهِ رایگانِ دولتی
➖➖➖
این پرونده مقدمه‌ای است برای گفت‌وگویی گسترده
درباره آینده آموزش، نقش دولت و حق انتخاب
و برای آینده ایران


🔗 مطالعه یادداشت‌های بیشتر در
🔗 https://t.me/mortezakazemii

◽️@utfinance◽️
👍14❤1
📄 Why Every Blockchain Needs a Constitution

👤 احسان موسوی : @ehsanmnotes

One cannot design a rigid, unyielding structure and expect it to serve everyone’s interests indefinitely. Instead, we require something analogous to a “constitution” for the system: a framework establishing the rules of the game that enables various stakeholders to express their preferences, negotiate trade-offs, and reach consensus and mutual understanding.

In designing such a system, insights from political economy, specifically Constitutional Political Economy, can be applied.

🌐 Read More: https://theimplex.substack.com/p/why-every-blockchain-needs-a-constitution

◽️@utfinance◽️
👍1
Finance & Economics
📄 آزادی‌خواهی و دموکراسی آزادی‌خواهی چیست؟ -قسمت پنجم 👤موسی غنی‌نژاد دموکراسی به رغم اهمیتی که برای زندگی در دنیای مدرن دارد مفهومی مستقل از آزادی‌خواهی (لیبرالیسم) است. خلط این دو مفهوم اغلب منشاء سوء تفاهم‌های ضایعه‌باری بوده است. دموکراسی به معنی تمکین…
📄 آزادی‌خواهی چیست؟ -قسمت ششم

👤موسی غنی‌نژاد

پیش از این اشاره شد که #حاکمیت_قانون لازمه اجتناب‌ناپذیر آزادی و آزادی‌خواهی است ، اما حاکمیت قانون همیشه و همه جا مستلزم وجود حوزه عمومی یا سیاسی است که در آن همگان مطابق با قواعدکلیِ همه‌شمول رفتار کنند. این حوزه عمومی یا سیاسی در اندیشه مدرن با مفهوم ملت یا امر ملی پیوند دارد، به سخن دیگر، در دنیای امروزه واحد سیاسی که در آن حوزه عمومی یا سیاست تعریف و تحدید می‌شود ملت nation است.البته ملت‌ها یا واحدهای‌ سیاسی مختلف می‌توانند با هم جمع شوند و اتحادیه یا واحد سیاسی بزرگ‌تری را موقتاً یا دائماً تشکیل دهند. دراین صورت هرچندممکن است برخی مرزهای ملی به ویژه مرزهای اقتصادی کمرنگ شوند اما این به معنی نفی یا نقض واحد سیاسی اولیه و اصلی یعنی ملت و امر ملی نیست چراکه بدون آن، اتحاد واتحادیه بی‌معنی می‌شد مگر اینکه واحد سیاسی جدید یا ملت جدیدی شکل بگیرد مانند ایالات متحده امریکا که واقعه تاریخی منحصر به فرد، یا استثنایی است که قاعده کلیِ ضرورت امر ملی در دنیای مدرن امروزی را تایید می‌کند.

روند پرشتاب جهانی شدن اقتصاد بازار در دهه‌های اخیر و ورود و مشارکت فعال کشورهایی با نظام سیاسی کمونیستی مانند چین و ویتنام در این روند موضوع بسیار پیچیده نظام اقتصاد جهانی امروزی را به نمایش گذاشته است. این دولت‌های کمونیستی به صورت خلاف‌آمد عادت، به جای دفاع از ایدئولوژی رسمی خود، در مقام نماینده حوزه عمومی یا ملت‌شان از منافع ملی کشور خود در چارچوب روابط اقتصاد بین‌المللی دفاع می‌کنند. و طرفه اینکه همین کشورهای کمونیستی بیش از کشورهای کاپیتالیستی بزرگ مانندایالات متحده امریکا نسبت به رعایت قواعد تجارت آزاد حساسیت نشان می‌دهند. انترناسیونالیسم کمونیستی ظاهرا دیگر جاییِ در مناسبات قدرت این کشورها ندارد و به نظر می‌رسد منطق امر ملی جای آن‌را گرفته است. درواقع می‌توان گفت امر ملی به عنوان واقعیت عینیِ اجتناب‌ناپذیر خود رابر روایت ایدئولوژیک خیالی تحمیل کرده است. به قول لنین «واقعیت‌ها سر سختند» ، آن‌ها را نمی‌توان نادیده گرفت.

🔗 PDF

◽️@utfinance◽️

#آزادی
#آزادی_خواهی
#آزادی_خواهی_چیست
#لیبرالیسم
#موسی_غنی‌نژاد
👍5❤1👎1
📄 مقاله

مغالطه پیکتی: چرا سرمایه در قرن بیست‌و‌یکم مغالطه‌ای بیش نیست؟

👤 موسی غنی‌نژاد


📌 غنی‌نژاد در این مقاله توضیح می‌دهد که کتاب پیکتی بر مغالطه بنا شده، یعنی با درهم‌آمیختن برخی سخنان درست و نادرست نهایتاً به نتایج نادرست می‌رسد. غنی‌نژاد معتقد است اقتصاددان فرانسوی در این کتاب در مقام منتقد نظام آموزشی جریان اصلی و رسمی علم اقتصاد ظاهر شده، اما در واقع همچنان‌که خواهیم دید خود عملاً قربانی برخی بدآموزی‌ها و نواقص این جریان است.


لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «وبسایت انتشارات دنیای اقتصاد»

لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «بنوبوک»

لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «فیدیبو»

لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «طاقچه»

◽️@utfinance◽️

#پیکتی
#سرمایه
#سرمایه_در_قرن_بیست‌ویکم
#موسی_غنی‌نژاد
👍9❤5👎3
📄 مغالطه‌ آکادمیسین‌های چپ‌گرا چه بر سر لیبرال دموکراسی می‌آورد؟ / چرا عجم‌اوغلو جدی گرفته می‌شود؟

👤 شاهین کارخانه

در فاصله کوتاهی از انتشار کتاب جدید دارون عجم اوغلو، دو ترجمه فارسی از او به بازار کتاب آمده و ترجمه سومی نیز در راه است. اما این میزان توجه به عجم اوغلو مختص ایران نیست، در غرب نیز او ستایش می‌شود، به ویژه پس از آنکه در سال 2024 جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد. اما چرا عجم‌اوغلو جدی گرفته می‌شود؟

◽️@utfinance◽️

#عجم_اوغلو
#لیبرال_دموکراسی
👏11👍4❤2👎1
A history of economic thought.pdf
1.6 MB
📗 A History of Economic Thought

👤 Lionel Robbins


◽️@utfinance◽️
👤 امیرحسین میراسماعیلی:

‏در توصیف عمق ابتذال و بی‌اعتباری این جوایز بین‌المللی برای روزنامه‌نگاران و فعالان حقوق‌بشر، همین بس که #نگار_مرتضوی که در نیویورک به پزشکیان مشورت می‌دهد تا چگونه شهروندان کشته‌شده را تروریست معرفی کند، در سال ۲۰۲۱ در فهرست ۳۰ زن الهام‌بخش مجله فوربز قرار گرفت، #محمد_مساعد که در آمریکا حتی یک جمله در محکومیت کشتار دی‌ماه یا ۱۴۰۱ ننوشت، برنده جایزه بین‌المللی آزادی مطبوعات شد، و #الهه_محمدی که ساختمان بمباران‌شده وزارت اطلاعات را خوابگاه دخترانه معرفی می‌کند، جایزه قلم طلایی انجمن جهانی مطبوعات را برد و در فهرست ۱۰۰ شخصیت تاثیرگذار مجله تایم جای گرفت!
💔25👌15😢3❤1
📄 نخستین انقلاب پست‌مدرن؛ ۵۷ و چپ جهانی

👤 اشکان زارع

وقتی در سال‌های پایانی دهه هفتاد میلادی، دودِ عودِ تئوری‌های پست‌مدرن و سودای «پایان روایت‌های کلان» بر آسمان پاریس سایه افکنده بود، شعبده‌بازان روشنفکر و پیامبران پست‌مدرنِ سرخورده از مارکسیسم سنتی و تجدد، به دنبال یک موش آزمایشگاهی زنده می‌گشتند تا ترهات انتزاعی‌شان را روی آن بیازمایند.

انقلاب ۱۳۵۷ ایران، دقیقاً همان مائده آسمانی بود؛ ملغمه‌ای غریب از طرد عقلانیت و شورش علیه توسعه، که در واقعیت چیزی جز «تجددزدایی از سیاست» نبود، اما به تفسیر رفقا با نقل به مضمون و اندکی خلاقیت بتوان آن را تبلور نابِ «امر سیاسی ضد بورژوازی» خواند.

وانگهی، ذوق‌زدگی روشنفکران از ۵۷ این‌گونه بود که در فهم آینه‌وارِ کج‌نمای این محافل، یک قهقرای تاریخی، توانست عنوان پرطمطراقِ «نخستین انقلاب پست‌مدرن تاریخ» را به خود گیرد. این نامگذاری که در تیتر هم آن را گذاشته‌ام، از عنعنات فوکویی همه جا در جریان است.
در این میان، برخی از همین شیادان روشنفکری با چنان اشتیاقی عبای «معنویت سیاسی» را بر تنِ حوادث تهران کردند که گویی مانیفست رهایی‌بخش قرن بیستم ورق خورده است. چپِ جهانی که از فرط ملالِ سرمایه‌داری غربی و رسوایی اردوگاه شوروی به بن‌بست رسیده بود، با چشمانی بسته و دلی آکنده از رمانتیسیسمی بی‌یال و کور، همچون عجوزه‌ای بیرون رانده شده از روسپی‌خانه، از درون جعبه جادوی روشنفکری به دنبال «آرمان‌شهر گم‌شده» خویش در خاورمیانه می‌گشت. آن‌ها کورکورانه به تطهیر و تقدیس خیزشی برخاستند که به نام «مستضعفین» و مبارزه با امپریالیسم، شمشیری از جنس شریعت و زمامداری ایدئولوژیک را بر گلوی دستاوردهای مدنی، نهادهای نوپا و آزادی‌های فردی گذاشت. اما این کابوس رمانتیک دیری نپایید که سراب بودنش را عیان کرد. در این سوی میدان، متفکرانی که پایبند به عنعنات مارکسی نبودند، خرد نهادین و تداومِ تدریجی تاریخ را می‌فهمیدند، از همان آغاز این خوش‌خیالیِ تباه‌کننده را به باد تازیانه گرفتند.

وانگهی، امروز ما، بر شانه ایشان ایستاده‌ایم و از منظری واقع‌بینانه، انقلاب ۵۷ را نه زایشگاه آزادی، بلکه گسستی وحشتناک و ویرانگر توضیح می‌دهیم که تاروپودِ پیوندهای ظریف مدنی، فرهنگی و تاریخی یک ملت را از هم می‌دَرید. روشنفکران فرنگی، از سر نفرتِ مالیخولیایی از تمدن و سنت‌های مدنی خویش، به پیشواز توتالیترترین روایت از حاکمیت دینی در خاورمیانه شتافتند و هلهله‌کنان، تیشه به ریشه تمدنی باستانی می‌زنند.

در این میان، یادآوری کلام صریح ژان ژاک روسو -همان متفکری که چپ‌ها به نامش سوگند می‌خورند- ضربه کاری را بر این بنای سراسر مغالطه فرود می‌آورد. روسو قرن‌ها پیش در «قرارداد اجتماعی» با دقتی ریاضی‌وار هشدار داده بود که ترکیب «جمهوری» با حاکمیت قدسی، تناقضی مضحک و محال است؛ چرا که در ساختار یک جمهوری، حاکمیت منحصراً از سرچشمه «اراده عمومی» و قرارداد اجتماعی شهروندان مایه می‌گیرد و ورود احکام لاهوتی به ساحت قانون‌گذاری، معنایی جز نابودی اراده ملی ندارد.
روشنفکر فرانسوی، مثل فوکو، رسو را ندید و خواست آن منشأت موهوم را درباره ایران بنویسد. انقلاب ۵۷ برای چپ‌های جهان، مرهمی کاذب برای تسکین عقده‌های ضدامپریالیستی بود؛ نمایشی که در آن «تجددزدایی از سیاست» را پیروزی بر طبقه بورژوا جا زدند. اما برای ملت ایران، این آزمایش نظری به بهای ویرانی نهادهای مدنی، سلاخی مشروطیت و انهدام تاریخی و تمدنی تمام شد. کارنامه این شعبده‌بازی امروز عیان‌تر از همیشه است: تاوانی دهشتناک که یک ملت برای توهمات ایدئولوژیک داخلی و کف‌زدن‌های شیادان روشنفکری غرب پرداخت.

◽️@utfinance◽️
👍24👎4❤3
📕 تازه‌های نشر

قحطی بزرگ مائو
تاریخ ویرانگرترین فاجعه‌ی چین


👤 فرانک دیکوتر

✍ ترجمه‌ی حامد محلوجی
© کتابستان برخط

🔗 سفارش از برخط بوک


📌از متن کتاب:
در سراسر کشور، هر کس را که کوچک‌ترین تردیدی درباره‌ی «جهش بزرگ به پیش» نشان داده بود، بی‌امان سرکوب می‌کردند....
📚برخط‌بوک(کتابستان برخط)⬇️
🆔 @BarkhatBook


◽️@utfinance◽️
👍15❤2👎1
War, Peace, and the State.pdf
50.2 KB
📄 War, Peace, and the State

👤 Murray N. Rothbard

📌از متن:
در میان تمام شیوه‌هایی که به واسطه آن‌ها جنگ موجب فربه‌تر شدن و افزایش قدرت دولت می‌شود، #سربازی_اجباری شاید آشکارترین و مستبدانه‌ترین آن‌ها باشد. اما برجسته‌ترین نکته در باب خدمت اجباری، پوچیِ استدلال‌هایی است که در دفاع از آن مطرح می‌شود. اینکه مردی باید به خدمت اجباری فراخوانده شود تا از آزادی خود (یا آزادی کس دیگری؟) در برابر دولتی شرور در آن سوی مرزها دفاع کند. دفاع از آزادی‌اش؟ چگونه؟ با تن دادنِ اجباری به ارتشی که فلسفه وجودی‌اش دقیقاً نابودی آزادی، پایمال کردن تمام آزادی‌های فردی، و مسخِ بی‌رحمانه و حساب‌شدۀ انسانیتِ #سرباز و تبدیل او به ماشینی کارآمد برای کشتار -آن هم بنا بر هوسِ «فرمانده»اش- است؟ آیا هیچ دولت خارجیِ متصوری می‌تواند بلایی بدتر از آنچه ارتشِ «خودش» اکنون به بهانۀ تأمین منافع او بر سرش می‌آورد، بر سر او بیاورد؟ پروردگارا، چه کسی هست که از او در برابر «مدافعانش» دفاع کند؟


#روتبارد
#موری_روتبارد

◽️@utfinance◽️
👍15👎3❤2👌2
📄 چرا چپ‌ها با مردم چپ افتادند؟
و چرا مردم ایران عطای چپ را به لقایش بخشیده‌اند؟

👤 زهرا عبدی

یک علتش این است که وقتی مردم با نظریه جور درنمی‌آیند، آنها نظریه را از سر راه مردم کنار نمی‌زنند؛ ترجیح می‌دهند مردم را از سر راه نظریه کنار بزنند.

#اکبر_معصوم‌بیگی، از اعضای مدیریت کانون نویسندگان، درباره‌ی دی‌خون ۱۴۰۴ نوشته است:
«دو شبی که اراذل به جان هم افتادند.»


ایشان بارها به مردم حمله کرده و بسیاری نادیده‌اش گرفته‌اند. اما وقتی حرف دی‌خون ۱۴۰۴ پیش می‌آید، مسئله دیگر نادیده‌گرفتن نیست؛ شمشیر روی مردم کشیدن است، درست وقتی که خونِ زخم تن‌شان هنوز بند نیامده.

این وقاحت از کجا می‌آید؟ مردمی را که خون‌چکان‌ترین زخمِ باز تاریخ را روی تن دارند «اراذل» می‌نامید و انتظار دارید هنوز تابع نظریات بن‌بست‌عاقبتِ شما باشند؟ چه توهمی اسماعیل، چه توهمی!

آقای #معصوم‌بیگی، شرم بر من که شما را همکار نویسنده‌ی خود بنامم.

شما ۲۸ مرداد را پیش می‌کشید و بعد به «دو شبی که اراذل به جان هم افتادند» می‌رسید. این نتیجه از کجا بیرون آمد؟ چرا مغزهای شما در برقراری ساده‌ترین رابطه‌ی علّی و معلولی این‌همه ناتوان شده؟

حتی اگر برخلاف باور خودم و بنا بر باور شما، انتخاب سیاسیِ مردم در ماجرای #شاه و #مصدق را خطا بدانیم، بنا بر کدام استدلال منطقی و مدار اخلاقی، آن خطا معترضانِ دی‌خون ۱۴۰۴ را «اراذل» می‌کند؟ بر اساس کدام قاعده‌ی عقل و منطق، از یک قیاس تاریخی مجوزِ تغییرِ نامِ قربانی را گرفتید؟

آقای نویسنده، فاعلِ جمله‌تان کجاست؟

نویسنده بهتر از هرکس می‌داند که فعل‌ها بی‌گناه نیستند. «به جان هم افتادند» تصویری از دو طرفِ هم‌سنگ می‌سازد که متقابلاً به یکدیگر حمله کرده‌اند. در چنین جمله‌ای دیگر کسی به کسی شلیک نمی‌کند؛ هیچ‌کس فرمان نمی‌دهد؛ هیچ‌کس مسئول نیست. خشونت خودبه‌خود از دلِ «اراذل» بیرون می‌جوشد. نگویید لغزشِ قلم بوده؛ شما دقیقاً می‌خواسته‌اید همین تصویر را بسازید.

تازه چرا در این رفت‌وآمدِ مدام میان ۲۸ مرداد و امروز، از ۵۷ با چنین شتابی عبور می‌کنید؟ اگر قرار است مردمِ امروز بابت خطری که فقط توان دیدنش را در آینده دارید بازخواست شوند، بد نیست درباره‌ی خطای محاسبه‌ی جریان چپ هم حرف بزنیم؛ جریانی که اسلام‌گرایان را در مسیرِ کسب قدرت یاری کرد و فاجعه‌ای به درازای نیم‌قرن بر این مملکت نازل شد.

مسئولیتِ فکریِ آن انتخاب را هیچ‌کدام از شما هنوز نپذیرفته‌اید؟ نمی‌شود برای مردمِ دی نقشِ بازپرسِ تاریخ را بازی کنید و وقتی نوبت به پیشینه‌ی سیاسیِ خودتان می‌رسد، پرونده را ببندید.

در نوشته‌ی شما، مردم تا وقتی «مردم»اند که همان مسیری را بروند که شما برای تاریخ درست می‌دانید. اگر از جمهوری اسلامی عبور کنند اما آینده‌ای بخواهند که شما نمی‌پسندید، باید «فریب‌خورده» یا «اراذل» شوند تا نظریه‌تان همچنان درست از آب درآید.

حال مردم دیگر از این بن‌بستِ چپِ ایدئولوژیک به هم می‌خورد: به نامِ مردم حرف می‌زنید، اما وقتی خلافِ دستگاه فکری‌تان حرف می‌زنند، صلاحیتِ مردم‌بودن را از آنان می‌گیرید. بس کنید این روش شکست‌خورده را که مردم همیشه ماده‌ی خامِ تحلیل‌های طویل شما باشند، نه صاحبان اراده.

آقای معصوم‌بیگی، لازم نیست من و شما درباره‌ی مصدق، ۲۸ مرداد یا آینده‌ی ایران هم‌عقیده باشیم. اما باید بتوانید به عنوان یک انسان به دو پرسش پاسخ بدهید: اگر مردم آینده‌ای بخواهند که شما نمی‌خواهید، آیا هنوز «مردم»اند؟ و اگر نویسنده‌اید، چرا جمله‌تان چنان ساخته شده که فاعلِ کشتن در آن ناپدید شده؟

پاسخِ اول در کلمه‌ی «اراذل» پیداست؛ پاسخِ دوم در فعلِ «به جان هم افتادند». فاصله‌ی شما با جامعه از همین دو انتخاب آغاز می‌شود.

پته‌ی کوهِ نظریات صدساله‌تان بدجوری روی آب افتاده و شما به‌جای تجدیدنظر، به جان مردم افتاده‌اید. دریغا انسان که تو باشی.

◽️@utfinance◽️
👍35👏4❤2👌2👎1